طریقه کشف جعل در عصر حاضر - پیدایش خط و انواع آن(1) - موسسه حقوقی عدل محمد حسنی


موسسه حقوقی عدل محمد حسنی
گردآوری وارائه مطالب متنوع و سودمندحقوق خصوصی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
- چهارشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱٩

 

محمود سرشار

چه عواملی اسلوب خط را تشکیل میدهند
جعل چیست وبرای کشف آن چه باید کرد
ده روز قبل جناب آقای سیدهاشم وکیل رئیس کانون وکلاء دادگستری تهران از لحاظ اهمیت موضوع جعل و کثرت آن در دادسراها و محاکم وسایر مراجع دیگر و عدم توجه و عنایت باین موضوع مهم خواستار شدند که مقاله جامعی در اطراف این موضوع بنویسم واز طریق مجله کانون انتشار دهم بنابراین برای خدمت بحوزه قضا وجلب توجه قضات محترم و همکاران گرامی برآن شدم در خصوص جعل مقاله جامع ومانعی با مراجعه به مآخذ ومدارک علمی وفنی انتشار دهم و چون رسم ورویه من براین است که هر مقاله تهیه میکنم در یک شماره منتشر شود ولی از آنطرف نظر باینکه موضوع جعل خیلی مهم و گنجایش چندین مقاله را دارد که اگر با جمال واختصار برگذار شود ایجاز مخل بوده وانتشار آن نیز در یک شماره اطناب ممل میباشد و موجب تصدیع خاطر قارئین گرام خواهد شد حاضر شدم سلسله مقالاتی پیاپی در خصوص جعل در چند شماره انتشار دهم شاید مورد عنایت و توجه همکاران محترم و قضات دانشمند قرارگرفته وزحمات وتحقیقات اینجانب فوائد و نتایج نیکوئی برای جامعه قضائی ایران داشته باشد.
پیدایش خط وانواع آن
خط عبارتست از تجسم خیال و اندیشه بصورت نقش ونگار و علائم و حروف و وسیله قراردادن آن در زمان و مکان برای فهم دیگری این معنی از بدو پیدایش تمدن دردماغ بشر ایجاد شده و مراحلی را پیموده با بمرحله الفبائی رسیده است.
مراحلی را که خط تاکنون پیموده است عبارتند :
1- مرحله نقش ونگار
2- مرحله علائم و نمودار
3- مرحله صوتی و آهنگی
4- مرحله الفبائی یا مخرجی
مرحله نقش و نگار
انسان از وقتی که بخود آمد و با افراد تماس گرفت کوشش نمود تصورات و خیالات خود را در سایه صور و اشکال معینی بطرف بفهماند واین تجسم افکار را وسیله تفهیم و تفهم قرارداده بود مانند خط هیروگلیف مصریها.
مرحله علائم و نمودار
این مرحله عبارتست از تعیین علائم خاصی برای هر اسمی اعم از اسم ذات ومعنی در این مرحله تفهیم و تفهم بیشتر بسط و توسعه پیدا کرده و خطوط مصریهای متاخر وبابلیهای وآشوریها از این نوع خطوط تشکیل میشد.
مرحله صوتی یا آهنگی
دراین مرحله هرخط ویا شکلی نشانه یکی از صوتها است وغالباًواژهها وگاهی حروف مصمته را ادا میکند واز ترکیب مجموع حروف واژهها و کلمات ساخته میشود مانند خطوط سامی – لاتینی- هندی- اسلامی و سایر زبانها که الفباء مخصوصی دارند از خطوط الفبائی میباشند.
انسان دوره ترسیم افکار را قبل از دوره ترسیم اصوات پیموده و این اختراع بر سایرین تفوق و برتری داشته زیرا بدین طریق افکار خود را به آسانی درنتیجه بکار بردن علائم و آثاری که درحکم کمک حافظه بوده روی اشیاء ترسیم مینموده که برای مثال بذکر چند نمونه از آن میپردازیم.
در قدیم در جزیره سوماترا که سکنه آنرا اغلب از اهالی ماله تشکیل میداد و امروزه یک قسمت از کشور اندونزی میباشد کلیه وسایل ارتباطات و مواصلات فکری آنها با صور و اشیاء صورت گرفت مثلاً بستهای که حاوی نمک و فلفل وناس بودبرای یکدیگر میفرستادند وهر یک از این مواد بین آنان مفهوم ومعنی خاصی داشت نمک علامت عشق فلفل کینه وناس حسادت بود و درجات احساسات با کمیت و مقدار آن مواد بستگی داشت.
تاریخ نشان میدهد که پادشاهان سیت (
Scythe) بداریوش کبیر پیغامی فرستاد وپیغام او عبارت از یک پرنده و موش و یک قورباغه ویک تیر بود که معنای آن این است که از آسیب من در هیچ زمانی و مکانی درامان نیستی اگر چون مرغ به هوا پرواز نمائی و چون موش در زیر زمین مخفی شوی ویامانند قورباغه در آب پناه بری عاقبت با این تیر تورا خواهم کشت.
امروز این عمل بین اسکیموها و بعضی از سکنه نقاط سواحل غربی افریقا معمول ومتداول است.
این سیستم نیز بین قرمز پوستان ومپوم (
Wompoums
) متداول بوده که با یک رشته مروارید که از الوان مختلفه ترکیب شده بود یک سلسله افکار ومفاهیم خود را تبلیغ مینمودند و هر رنگی حکایت از یک معنای مخصوصی مینمود.
در زبان آلمانی حروف الفباء را بوخ اشتابن میگویند (
Buchstaben
) که معنای تحت اللفظی آن عبارت از کتاب چوبی است و ریشه آن از همین سیستم قدیمی است که استعمال علائم روی چوبها در آلمان قدیم معمول ومرسوم بوده است.
در دهات ایران هنوز هم مرسوم است که روی چوبی علائم و آثاری از تراشیدگی که حکایت ازمیزان حساب و معامله بین بایع و مشتری میکند میگذارند وبا آن چوب که موسوم به چوب خط است معاملات و داد و ستد انجام میگیرد.
درچنین مرسوم بود اگر معشوقی به عاشق خود وقت ملاقات میداد که بیست روز دیگر او را در مکان معینی ملاقات کند هر کدام طنابی برای خود تهیه کرده وهر روز که میگذشت یک گره بر آن میزدند وقتی گرهها به بیست عدد میرسید روز معهود بود که باید همدیگر را به بینند.
درایران در اغلب از شهرستانها افراد مرسومی دارند که برای کمک حافظه گوشته دستمال را گره میزنند و این عمل از انجام عمل مخصوصی که معهود بین طرفین است حکایت مینماید و این رسم از بقایای همان عادت است که آنرا پیکتوگرافی
Pictographie
میگویند.
این اشکال معهودی و قراردادی بود و بوسیله آن تبادل افکار صورت میگرفت این علائم را هم روی بدن به وسیله خالکوبی یا تاتوآژ (
Tatouage
) ترسیم مینمودند.
کسی که حامل پیغام بود و نزد پیغام گیرنده میرفت بدن خود را نشان میداد و از مشاهده آن صور و علائم که روی بدن خال کوبی شده بود پی به منویات و افکار پیغام دهنده می برد در جزیره تائیتی (
Taiti
) این عمل به نحوی رایج و معمول بود که علاوه بر بدن و دست و پا روی چهره افراد هم با خال نقش و نگار میگذاشتند.
در تمام کشورها بین طبقات پائین هنوز این عادتر اعلی العمیا بدون در نظر گرفتن مفهوم آن بعنوان زینت و اصول تداوی عمل نموده و خالکوبی مینمایند این عمل بیشتر در طبقات پائین و پست صورت
می گیرد نه در طبقات تحصیل کرده و نجباء.
امروز در اروپا و امریکا هر گل و گیاهی که برای کسی می فرستند دارای معنای خاصی بوده و هر گلی که روی کارت چاپ میشود حکایت از یک نوع عواطف و احساسات و صفات مینماید و عاشق یا معشوقه و زن یا شوهر از مشاهده گلها و نباتات پی به افکار و منویات ومقاصد یکدیگر می برند که قسمتی از معانی گلها و نباتات را ذیلاً شرح میدهیم :
گل میخک دوستی – گل میخک قرمز عشق سوزان – اقاقیا عشق معنوی – گل زیرفون عشق مخفی – گل سرخ زیبائی – گل ختمی خیرخواهی – گل توت فرنگی سیرت خوب – گل روناس بهتان و افتراء – گل بهار نارنج عصمت – گل شقایق تسلیت – گل نیلوفر طنازی – گل اشرفی ناسپاسی – گل گزنه بی رحمی – گل لاله اظهار عشق – گل نرگس تکبر – گل سرخ قلب سوزان – گل ریحان کینه – گل بلوط مهمان نوازی – بنفشه ایرانی وفا – غنچه گل سرخ دختر جوان – گل آفتاب گردان من شما را دوست دارم – گل بنفشه فرنگی حجب – گل زعفران زیاد روی مکن – گل میوزوتیس مرا فراموش مکن – گل یاس اولین هیجان عشق – گل رازقی خصایل قلبی – گل میخک زرد تنفر – برگ خشک مالیخولیا – گل کوکب حق شناسی – گل کندم ثروت – کاه شکسته فصل – کاه درشت وصل – گل شمعدانی حماقت – قارچ سوء ظن – گل لاله عباسی شرم حضور -یاسمن قرمز فراق – گل روز سفید سکوت.
خط بعد از طی مراحل علائم و صوتی بصورت خط الفبائی درآمد و بشر کلیه مقاصد و افکار خود را با در نظر گرفتن هر حرفی که مخرج آن از یک قسمت از دهان است و عبارت است از لب، دندان، زبان، حلق، سقف دهان و بینی است ادا می نمود و کلیه اصوات را با ترکیب آن حروف ادا نموده و تفهیم و تفهم صورت میگرفت علم تلفظ مخصوصاً در زبان عربی که به علم تجوید موسوم است علم جداگانه ایرا تشکیل داده که هر فردی با تحصیل این علم میتواند بخوبی از ادای کلمات و الفاظ که حکایت از معانی مخصوصه میکند برآید.
فنقیها یا (کنعانیها) اول ملتی بودند که این الفباء را اختراع کرده و به یونان برده آنها هم همین الفباء را اقتباس کرده و الفبائی با کمی تغییر تشکیل دادند و رومیها از یونیها پیروی نمودند.
علت اینکه فنقیها مخترع و مبتکر این الفباء بودند این است که چون ملت تاجر بوده و به بحر پیمائی دست داشتند و اغلب نقاط مختلفه زمین را سیاحت مینمودند برای تماس با افراد و برای اینکه کلیه معاملات آنان به نحو سهل و آسانی صورت گیرد و بتوانند عملیات تجاری خود را با نقاط مختلفه عالم انجام دهند متمسک باین اصل شدند و الفباء را اختراع کردند و در تمام کشورهای سواحل بحرالروم و حتی شمال اروپا این الفباء را انتشار دادند.
خط فنیقی قدیمترین و سهل ترین خطوط الفبای دنیای قدیم بوده خط عبری – سریانی – نبطی- عربی – مسند – آرامی – پهلوی – یونانی – لاتین – سانسکریت – سعدی – ایغوری – غیر از چینی از آن خط اقتباس شده است اغلب از ملل اختراع خط را بخود نسبت میدهند.
چینی ها بامپراطور فوهی (
Fou-hi) عبریها به انوخ (Enoch) و ابراهیم و موسی و یونانیها به مرکور رب النوع (عطارد) بعضیها به فنقیها (کنعانیان) مخصوصاً کادموس (Cadmus) و اسکاندیناویها به اودن (Odin) و عده ای بمصریها که توت (Thot) و هرمس (Hermes
) در عداد آن است نسبت میدهند.
صنعت نقاشی حروف از طریق تصاویر و علائم که نماینده تلفظ صوت انسانی است با مراجعه بنوشتجات عبریها و ممالک مغرب زمین از مصریها بدست آمده است بعد خط در کلده باب شد و از کلده بین عبریها و از عبریها بوسیله فنقیها در تمام کشورهای عربی و در تمام سواحل مدیترانه این عامل بزرگ تمدن انتشار داده شد.
فنقیها بوسیله کادموس همانطور که هر دوت مورخ یونانی میگوید علوم مختلفه را به یونان آورده و در عداد آنها خط یکی از این علوم بود که قبل از ورود فنقیها یونانیها بهره از آن نداشتند.
بربوف (
Brebeuf) شاعر فرانسوی در کتاب فارسال (Pharsale
) در تعریف خط چنین مینویسد.
C'est de la que nous vient cet art ingenieux

De peinder la parole et de parler aux yeux,
Et,par des traites divers de figures tracees
,
Donner de coulere et du corps aux pensees
.
که معنی آن این است که از فنقیها این صنعت شگفت انگیز و محیرالعقولی بما رسیده که در سایه خطوط و علائم مختلفه و اشکال ترسیم شده به افکار خود رنگ خاص داده و آنها را مجسم مینمائیم.
تا اوایل قرن 19 اهل تحقیق تصور میکردند که در دنیا اصول خطوط بیش از سه خط نبوده است. خط چینی – خط هندی – خط سامی.
ولی امروز معلوم گردید که تمام خطوط از روی خطوط فنقیها (کنعانیان) اقتباس شده است.
عبریها از فنقیها خط را اقتباس کرده و کلیه ملل هم از آنها پیروی نمودند.
قسمتی از الفباء ملل مختلفه از قبیل فرانسه – انگلیسی – آلمانی – ایتالیائی – اسپانیولی – یونانی – عربی – فارسی – هندی و غیره برطبق حروف ابجد میباشند.
مثلاً
D C B A
ابجد
N M L K
کلمن
T S R Q
قرشت
و هر یک از حروفی که ابجد را تشکیل میدهد از الفبهای عبری گرفته شده زیرا الفبای عبری همان حروف ابجد میباشد و هر حرفی از حروف ابجد مفهوم و معنی خاصی در زبان عبری دارد که ذیلاً بشرح آن میپردازیم.
الفبای عبری از 22 حرف اصلی تشکیل شده است.
حروف ابجد شماره تلفظ بزبان عبری معنی
ا 1 الف فیل
ب 2 بت خانه
ج 3 گیمل شتر
د 4 دالت درب
هـ 5 هـ سوراخ
و 6 واو میخ
ز 7 زئین اسلحه
ح 8 حت آغل
ط 9 طت مار
ی 10 یود دست
گ 20 کاف کف دست
ل 30 لامد چوب سرطناب
م 40 میم آب
ن 50 نون ماهی
س 60 سامخ تکیه گاه
ع 70 عین چشم
ف 80 ف دهان
ص 90 صدی صید کردن
ق 100 قوف قفا
ر 200 رش سر
ش 300 شین دندان
ت 400 تاو یوغ
سابقاً بعی از این کلمات از لحاظ آمیزش عبریها با آسوری ها بصورت دیگر درآمده است.
آریائیها که برای پیدا کردن مراتع جهت اغنام و احشام خود بطرف ایران آمده بودند فقط به پرستیدن قوای طبیعی و ستارگان و چراندن گله های خود اشتغال داشته و دوره شبانی را میپیمودند و از خط و رسوم شهرنشینی و فرهنگ عاری بوده و نوشتن را از سامیها مانند سایر نژاد آریائی از قبیل هند و یونان روم و غیره اقتباس نمودند.
سلاطین و بزرگان خط را از رعایا و اسراء خود آموخته و این قبیل افراد را که تحت سلطه و اقتدار آنان اداره میشدند دیو میگفتند و بهترین دلیل این ادعا اشعاری است که فردوسی در این باب سروده و حاکی است از اینکه پادشاهان قدیم ایران مانند طهمورث خط را از اسراء و مغلوبین که آنها را دیو میگفتند آموختهاند که ذیلاً درج میشود.
چو طهمورث آگه شد از کارشان برآشفت و بشکست بازارشان
کشیدندشان خسته و تشنه خوار بجان خواستند آن زمان زینهار
که ما را مکش تا یکی نوهنر بیاموزی از ماکت آید ببر
نبشتن به خسرو بیاموختند دلش را بدانش برافروختند
نبشتن یکی نه که نزدیک سی چو رومی چه تازی و چه پارسی
چو سعدی چه چینی وچه پهلوی نگاریدن آن کجا بشنوی
برطبق مدارک موجوده ایرانیان (مادیها) در مدتی که تحت اوامر و سلطه ملل مقتدر سامی (آشور) بودند با خط آشوری که میخی است آشنا شدند و پس از کسب استقلال خط میخی را تکمیل کردند و بخود اختصاص دادند در سنگها و کتیبه ها این خطوط برطبق اوامر کورس – داریوش – خشایارشا بکار برده شده است و خط دیگری هم که از خطوط سامیها بود و بخط پهلوی مشهور گردیده است معمول به آن زمان بود در حدود سنه 3000 سال قبل از میلاد طوایف سامینژاد که آنها را فنیقی یا کنعانی مینامند با این خطوط سروکار داشته و لفظ میخی هم از عربی گرفته شده زیرا اعراب این خط را خطالمسمار می نامیدند.
خطوط اصلی اعراب دو نوع بوده یکی کوفی و دیگری نسخ که در قرن هفتم و هشتم هجری بتدریج خط کوفی رو بزوال نهاد و خطوطی که بعد از قرن هفتم معمول بوده از اینقرار است :
نسخ – ثلث – نستعلیق – ریحانی – محقق – رقاع
از این شش خط خطوط دیگر اختراع شد.
نستعلیق در قرن دهم هجری رواج پیدا کرده و ابتداء همان خط نسخ بوده که آنرا کوچک و کوتاه و مدور کرده تا باین شکل درآمده است.
خطوط ثلث نستعلیق و نسخ بوسیله یاقوت مستعصمی و میرزا بایسنقر و شمس الدین هروی و خواجه اختیار اصلاح شد و نسخ هم بوسیله احمد نیریزی جرح و تعدیل گردید.
میرعلی تبریزی اولین شخصی است که نستعلیق را بصورت زیبائی نوشت که مورد توجه عموم واقع گردید بعد از او میرعلی هروی و ملاجعفر تبریزی و سلطان محمد و سلطان علی مشهدی است که در قرن دهم میزیستند.
آخرین فردی که درصدد تکمیل خط نستعلیق برآمد میرعماد قزوینی است و پس از او محمدعلی رضا تبریزی کتابدار شاه عباس که به علی رضای عباسی معروف است و خط نستعلیق و ثلث را بخوبی مینوشته است.
در عصر حاضر میرزا سنگلاخ بجنوردی مولف تذکره الخطاطین و میرزا فتحعلی شیرازی متخلص به حجاب و میرزا غلامرضا کلهر که این خطاطان معاصر محمدشاه و ناصرالدین شاه بودند.
در این اواخر عمادالکتاب – ملک الخطاطین – میراز مهدی ایزدی ملقب به (دبیرخاقان) – منظوری – بوذری – عبدالرسولی – زرین خط – حاج امیرالکتاب از خطاطان درجه اول بشمار میروند.
خط نسعلیق در هند – افغانستان – مصر و اغلب از ممالک عربی مورد توجه است.
خط شکسته هم که خط باریک و قدیمیست بوسیله عبدالمجید درویش در اواخر صفویه اصلاح گردید ولی متاسفانه این نوع خط رو به زوال میرود و شاید تا چند سال دیگر بهیچوجه قابل استفاده نباشد.
خط شکسته با شیوه های مخصوصی در این اواخر دیده شده از قبیل امیرنظام گروسی – امین الدوله – عبدالمجید میرزای عین الدوله – احمد قوام (قوام السطنه)- حاج امام جمعه خوئی – حسین سمیعی – (ادیب السطنه)- یوسف مشار صفاری (مشاراعظم) که اغلب شکسته نستعلیق مینوشته و مینویسند.
در هر حال در عالم خطوط مختلفه وجود دارد که هر خطی اختصاص بیک قوم و نژاد داشته و این خط حکایت از آداب و رسوم و طرز زندگانی و روحیات و خصائص اخلاقی و فردی و اجتماعی و نژادی آنها کرده و آن خطوط عبارتند از فارسی عربی هندی چینی یونانی روسی آلمانی لاتینی که خطوط لاتینی در کلیه کشورهای اروپا از قبیل ایتالیا سویس انگلیس بلژیک فرانسه اسپانی پرتقال دانمارک سوئد نروژ هلند و قسمتی از ممالک بالکانی و ممالک امریکای شمالی و جنوبی و استرالیا و اقیانوسیله و جنوب افریقا و ترکیه معمول و متداول است و خطوط عربی در تمام ممالک عرب نشین و فارسی هم در هندوستان و پاکستان و ایران و افغانستان رائج میباشد.
از روی هر یک از این خطوط میتوان باوضاع و احوال اقتصادی و جغرافیائی و اخلاقی و اجتماعی آن هر کشوری کاملاً پی برد.
چه عواملی اسلوب خط را تشکیل میدهد
عادت
نویسندگی کار عادتست و مثل سایر اعمال محصول اندیشه و هوش است.
اساس و مبنای عادت تکرار عملست و از تمرین و تکرار هر عمل عادت بوجود میاید.
عادت در حکم طبیعت ثانویست و چیزیکه تکرار میشود تولید طبیعت ثانویرا مینماید.
فعالیت هر موجود بستگی دارد بشدت علاقه او نسبت باشیاء هر چیز مکرری تولید عادت کرده و عادت تمایلرا ایجاد و تمایل عملرا بوجود میآورد.
تعارضی همیشه بین من عادت و من متفکر ایجاد میشود من عادت نویسنده اصلی و من متفکر جاعل و نویسنده تعصنعی میباشد.
عاده عمل مکانیکی و غیر متفکر میباشد عادت با حیوه کلیه موجودات همراهست.
تمام اعضا بدن مخصوصاً اعضائیکه اعمال حیاتیرا انجام میدهند و کلیه سلولها در نتیجه عادت عملیات خود را انجام داده و مجموعه عادیات اعضا و سلولها حیات بدنرا تشکیل میدهد پس عادت یکی از قوای داخلی است که انسانرا بدون اینکه توجه و فکر او دخالت داشته باشد وادار بیک سلسله عملیات میکند.
حرف زدن – راه رفتن – خوردن یا عکس آن تمام یک سلسله از عادیات ما است. عادت کلیه قوای ظاهری و باطنی انسانرا تشکیل میدهد.
روابط و رشته خون و خویشاوندی چیز دیگری جز عادت نیست که تمام افراد دارای خصال و صفات مشترکه هستند محبت اطفال نسبت بپدر و مادر روی عادتست و اگر طفلیرا بوسیله دایه شیر دهند همان عواطف و احساسات را از نظر عادت به دایه خواهد داشت و دایه قائم مقام مادر میشود.
مشترکات اخلاقی یک جامعه در کلیه شئون حیاتی عادتست و بس.
این غریزه در اغلب حیوانات صدق پیدا میکند که اغلب پرندگان را میتوان عادت داد که نغمه مخصوصی را بسرایند.
در سیرکها در نتیجه تمرین و عادت دادن بحیوانات اسب اعمال ریاضی از قبیل جمع و تفریقرا انجام میدهند و یا سگ با آهنگ پیانو صدای خود را موزون و هماهنگ مینماید.
طوطی در نتیجه عادت و تکرار یک سلسله الفاظ و عباراتیرا تلفظ میکند.
اسب در نتیجه عادت مسیر معینی را طی مینماید و اگر از مسیر اصلی او را منحرف کنند میایستد تا صاحبش برسد و او را هدایت نماید.
نباتات از قوانین عادت معاف نیستند شاخه درخت بهمان جهتیکه عادت کرده است رشد و سیر می کند اگر بخواهند این عادترا ترک نماید باید با یک طناب قوی او را ببندند تا پس از مدتی در نتیجه عادت تابع اراده و منظور آنان شود.
عادت حتی در اشیاء غیر ذیروح و جمادات برقرار است
رواقیون عقیده داشتند که سنگ و کلیه ذراتیکه بهم التصاق پیدا کرده تا او را تشکیل داده همان عادات ثابت و دائمی آنهاست.
پس عادت تکامل در فطرت و ذاتیاتست و بمنزله قدرت نامرئی در ما میباشد.
موسیقی و دانستن زبان چیز دیگری نیست مگر عادت گوش و ادای کلمات و الحان و اوزان و آهنگهای آن و نقاشی عادت چشم است نسبت باندازه گیری و تشخیص رنگها.
بعضی مردم کاملاً متوجهند که برای انجام هر امری یک وسائل شخصی دارند که در عداد اعمال غیر ارادی آنانست و فکر و اندیشه در آن دخالت ندارد دست یکنفر راننده ماشین سواری و یا طیاره در نتیجه عادت میزانست و تطبیق باراه میکند و یک یا ماشین نویس قابل روی عادت در تاریکی شب میتواند با انگشتان خود منویات خود را ماشین نماید پس با توجه باین نکات تحریرات و نوشتجات اشخاص عبارتست از ترکیب عده بیشماری از عادات و معرف هر شخصی میباشد نویسنده طوری عادت دارد در حاشیه گذاشتن یا نگذاشتن یا یکطرف و دو طرفرا حاشیه دادن که کلیه این عملیات جزء حیات نویسنده است و هر قدر سعی و کوشش شود که این روش را تغییر بدهند بهمانقدر که وقت و زمان ایجاب کرده عادتش شود ترک آن هم همان میزان و مقدار زمانرا لازم دارد زیرا هر نویسنده در موقع تنظیم یکنوشته یا یک سند نکاتیرا در نظر میگیرد که در نتیجه تمرین بدست آمده و از نظر زیبائی نویسنده خصوصیات و اسلوبیرا در نوشتجات خودانتخاب میکند که نویسنده دیگر فاقد آن خصوصیات میباشد.
1- فواصل بین خطوط و کلماترا عادت ایجاد مینماید.
2- طرز کرسی کلمات و قرار دادن و سوار کردن روی هم.
3- داشتن حاشیه یا نداشتن حاشیه دست راست یا چپ بالا یا پائین هر کدام یک عادت است.
4- جای امضا یا قرار دادن امضا بعد از نوشته که بعضیها وسط و بعضیها اول و بعضیها آخر سطر امضا مینمایند.
5- خط افقی سربالائی سرپائینی انحنا در نوشتجات فرع بر عادتست.
6- خط متوازی و عرضی فواصل بین خطوط نوشته روی پاکت یا یک کاغذ ساده.
7- ترتیب عنوان سرنامه مقدمه خاتمه نامه ناریخگذاری و ارتباط آنها با اصل نوشته.
8- فقره بندی تقسیم بندی تکرار حذف.
9- تنظیم ارقام اختصار کلمات و علائم آن در خط.
10- نوشتن بین دو سطر و تکرار کلمات در نوشته.
11- عنوان پاکت و اندازه آن.
12- ارتباط کلمات با هم از لحاظ شکستگی و درستی کلمات یعنی تمام حروف یا نصف حروف.
13- تعداد کلمات در یکسطر مانند نوشته تلگرافی.
14- نقطه گذاری و سطربندی.
15- خط کشی زیر کلمات از نظر تاکید.
هر نویسنده بیکی از نکات بالا عادت دارد.
اعضای وزارتخارجه ایران چون کارشان کم است خط ملوس و زیبا دارند.
گمرکچی – پستچی تلگرافچی – تقریرنویس و تندنویس چون باید زیاد بنویسند خطشان بد و تند ولی محکمست و عادت بتند نوشتن دارند.
بعضیها پهن و گشاد و با دست سنگین مینویسند و فواصل خطوطشان زیاد است چون هنوز نویسندگی ملکه آنها نشده و مبتدی هستند.
از پشت پاکت و خطوط آن همیشه میتوان پی برد نویسنده کیست بدون اینکه نیازی بمراجعه بکاغذ جوف پاکت داشته باشد.
از روی نوشته میتوان قضاوت کرد خط مبتدیست یا کارکرده بچه است یا بزرگ زنست یا مرد.
انواع نوشتجات و عادیات روی طرز نگاهداری قلم و طرز نوشتن روی میز یا روی زانو و حرکت دست است فشاری که بقلم میآید شدن و ضعف دارد عمودی یا افقی گرفتن قلم زانو یا فشار بطرف چپ یا راست یا مساوی قلم تاثیر در خط دارد.
حرکت انگشت ابهام وسطی و سبابه حرکت مچ دست حرکت آرنج و ساعد و شانه تمام این حرکات در ترسیم خطوط و کلمات و تمرین آنها برحسب عادت شیوه مخصوصی ایجاد مینماید.
فقط چیزیکه عادت را در قسمتی از دست میدهد کمی مواد لازم یعنی لوازم التحریر از قبیل کاغذ و غیره برای نوشتن است که این خود یکنوع عادت دیگری ایجاد مینماید.
سابقاً چون لوازم التحریر نادر و کمیاب بود از لحاظ صرفه جوئی در کلیه نوشتجات حاشیه میرفتند و حتی قسمتی از مطالب بصورت بین السطورین در میآمد کتب قدیمی ما مانند فقه و اصول کاملاً مثبت این معنی میباشد.
جعل چیست و برای کشف آن چه باید کرد
کلیه اموری که محصول اندیشه و فکر بشر است یکی از علائم و آثار بارز شخصیت او میباشد.
هرکس را از طرز گفتار – رفتار – افکار – اشارات – حرکات – سکنات راه رفتن – غذا خوردن – لباس پوشیدن – مسکن – کار – محتویات جیب – زینت آلات – نوشتجات – کتاب و رفقایش میتوان شناخت.
کلیه این عوامل مترجم ساختمان دماغ و روحیه افراد میباشد و الفبای ناطقی است که در اولین تماس و ملاقات میتوان قضاوت درباره آن شخص نمود.
شخصیت ناشی از عناصر مادی است که حیات انسانرا تشکیل میدهد.
با مراجعه به قانون وراثت و مطالعات عمیقه در حیوانات منویه اعم از مرد و زن و با مشاهده افراد یک خانواده معلوم میگردد که تشابه کامل جسمی و روحی در صفات و خصال و خطوط ریزه چهره و سیمای پدر و مادر با اولاد و نوادگان آنان وجود دارد.
سلولهای هرکس از پروتوپلاسم و هسته و عده زیادی ترکیبات شیمیائی خمیری ساخته شده و مجموعه فعل و انفعالات فرد فرد عناصر با یکدیگر و با محیط خارج است و شخصیت هم متفرق در تمام اجزای آن و هم متمرکز در هر فرد آن میباشد در یک سلول و یک نسج کوچک عوالم و جهان وسیعی ذخیره شده مانند حافظه انشان که مرکز آن در مغز است در کمون این سلولهای کوچک چه مطالب زیاد و چه مناظر کثیر بایگانی و عکس برداری شده است که در موقع مراجعه در مقابل ذهن انسان عبور داده میشود.
در هر حال نوشتجات و خطوط هر کس اعم از دستی و ماشینی از آثار همین سلولها بوده و حکایت از روحیات و صفات شخص نویسنده مینماید و میتوان کاملاً بدرجه آموزش و پرورش روحی و جسمی او پی برد مثلی است معروف در انگلیسی که معرف هرکس اولین کلمه ایست که از او ادا میشود که عین آن ذیلاً نقل میشود :
EVERY PERSON IS ACKNOWLEGED BY HIS FIRST WORD
.
و سعدی علیه الرحمه به نحو دیگری این معنی را بیان نموده است.
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد.
هرکس با خودش تطبیق میکند و کپیه و رونوشت خودش میباشد.
فطرت و ذاتیات را نمیتوان کاملاً تغییر داد و با حالت تصنعی نمیتوان خصال و صفات خود را مکتوم و مستور نمود.
در زبان ایتالیائی ضرب المثلی است معروف که میگوی مار تغییر پوست میدهد ولی تغییر خصلت نخواهد داد که عین آن ذیلاً نقل میشود.
IL SERPENTE CAMBIA LA PELLE MA NON IL VIZIO

در دنیا استتار مطلق وجود ندارد.
از فواصل بعیده انسان قادر شده است که بوسیله رادار از پشت
پرده های ضخیم موانع مناظر مطلوبرا عکس برداری کند.
اشیاء لازم نیست فقط از طریق انعکاس نور مستقیم درنظر ما
جلوه گری کند از طریق انعکاس امواج نامرئی نیز میتوان پی بوجود آنها برد و با وسائل ژئوفیزیک (
Geophysique) قشرهای خاکرا از اعماق زمین و درون آن بوسیله پاندول یا گالوانومتر (Galvanometre) قضاوت نمود و از مقدار نفت یا آب اطلاع پیدا کرد.
در نتیجه مساعی و کوششهای بشر است که به اسرار و مکنونات طبیعت پی برده زیرا اعمال طبیعت و جریان آن با سابق فرقی ندارد تغییر طبیعت بستگی و ملازمه بافهم بشر و طرز اجرای این اعمال و اسرار را دارد.
آفتاب و سایر اجرام سماوی همان حرکات ازمنه گذشته را انجام میدهد ولی انسان امروزه پی به قوانین و حرکات این اجرام برده وآنها را مستخدم خود نموده است.
هرکس درهر رشته ای هست وظیفه دارد پرده را بالا زده و قسمت اعظم از قوانین طبیعت و اسرار آنرا آشکار نماید.
علم چیز دیگری نیست مگر بیان روابطی که در طبیعت مابین علل و معلولها موجود است و هدف علم کشف حقیقت است انسان باید حوادث و قضایا را موشکافی کرده و ارتباط آنها را با یکدیگر پیدا نماید این اصل را علماء دترمینیسم (
Determinisme
) یا ترتب معلول بر علت میگویند.
با نیروی علم و پرتو دانش و کسب فضایل و کمالات عصر باید به کشف حقایق پرداخت و بینائی برای هر فرد و اجتماعی در نتیجه پاره کردن پرده های جهل و نادانی پیدا شده و آنانرا به رموز و اسرار واقف خواهد ساخت شرط بقاء هر موجودی متناسب بودن او با محیط و عصر خواهد بود.
در سوره ق آیه 21 خداوند این نکته را کاملاً بیان نموده که ذیلاً عین آیه شریقه درج میشود
لقد کنت فی غفله من هذا فکشفنا عنک غطاءک قبصرک الیوم حدید
ای انسان تو در غفلت بسر بردی پس پرده جهل را از مقابل چشمان تو برمیداریم تا دیده و بینائی تو تیز و روشن گردد.
بین ما و دنیا پرده ای است که روی آن به خیال خود نقوش رسم کرده و اسمش را دنیا میگذاریم پس دنیای خارج از یکنوع مصالح بیشتر تشکیل شده است یک دنیا در خارج وجود دارد و یک دنیا هم در مغز هر یک از ماها.
اگر روزی آیه شریفه تحقق یافت و پرده ازمقابل برداشته شد ما کاملاً در ریزکاریها و اعماق اشیاء نفوذ کرده آن روز تمام اسرار گذشته خود و دیگران بر ما روشن خواهد شد.
امروز علم فیزیک و شیمی نقش بزرگی را در کشف جعل و تزویر اسناد بازی کرده و باتکاء این دو علم با جلب نظر متخصصین فن میتوان به خوبی به اصالت و عدم اصالت اسناد و نوشتجات پی برد و برای درک این معنی باید نوشته را تعریف نمود سپس به رعایت بعضی اصول و نکات که بکشف حقیقت کمک مینماید بپردازیم.
سند عبارت است از هر نوشته که در مقام دعوی یا دفاع قابل استفاده باشد و بدو صورت ممکن است تحصیل شود یا بوسیله دست و یا ماشین و ممکن است تقلباتی در هر دو قسمت اعمال شود که کشف آن فقط بوسیله کارشناسان فن باتکاء نیروی علمی و فنی انجام خواهد گرفت زیرا قبل از پیدایش علم خط فقط روی تجربه اصولیرا اتخاذ کرده بودند که بوسیله آن بکشف حقایق میخواستند پی ببرند ولی این اصول ناقص و غیر مکفی بوده و قادر به کشف حقیقت و احراز اعتبار اسناد و نوشتجات نمیشدند ولی امروز در نتیجه پیشرفت علوم و فنون بشر به یک رشته از حقایق پی برده و میتواند با چشم باز در یک امری با وسایلی که در دست دارد اظهار نظر نماید.
در مورد تشخیص خطوط اعم از دستی و ماشینی و پی بردن به اصالت و عدم اصالت خطوط و امضائات نکات زیرین را باید درنظر گرفت و هر قسمتی از آنرا در هر مورد که ایجاب نماید مورد توجه قرار داد تا صحت و عدم صحت آن کاملاً محرز گردد.
1- امضاء اصیل است یا نه.
2- امضاء در وضعیت طبیعی نوشته شده یا وضع طبیعی خود را از دست داده است.
3- آیا گواهانی که در تنظیم سند شرکت کرده اند گواهی آنان صحیح بنظر میرسد یا نه و بهمان نحویکه بنظر میرسد گواهی
داده اند یا نه.
4- آیا امضاء ذیل سند بستگی با نوشته دیگر دارد یا بعداً امضای مزبور نوشته شده است.
5- آیا نوشته متن سند اصیل است یا نه.
6- آیا نوشته طبیعی بنظر میرسد یا تغییر شکل داده است.
7- آیا نمونه های امضاء صحیح میباشند و با امضاها و تاریخ صحیح آن تطبیق میکنند.
8- آیا آثار مداد یا کاربنی است که طرح نوشته و امضاء را تهیه کرده است.
9- آیا در ظهر ورقه اثری از امضاء ظاهر و هویداست.
10- آیا سند و نوشته تنظیمیه قبل از تا شدن کاغذ صورت گرفته است.
11- آیا امضاء قبل از تا شدن و یا بعد از تا شدن ورقه انجام یافته.
12- سند چند مرتبه تا شده و بچه نحوی تا شده است.
13- آیا نمونه امضاء تطبیق با تاریخ آن میکند.
14- آیا یک قسم جوهر و مرکب برای تنظیم سند بکار رفته است.
15- آیا سن جوهر یا مرکب تطبیق با تاریخ سند مینماید.
16- چه نوع کاغذی بکار رفته اندازه شکل رنگ و ساخت آن چیست و آیا آثاری از پیدایش آن وجود دارد.
17- علامت کاغذ چیست.
18- آیا اوراق دیگر سند همان اندازه و ضخامت و رنگ را دارا میباشد.
19- آیا کاغذ خطی همان آثار و علائم را دارد.
20- آیا کاغذ پاره سوخته شده و بریده است و این اعمال به چه منظوری صورت گرفته است.
21- آیا کاغذ که اندازه و قطع غیر معمولی دارد کنارش بریده شده یا قیچی گردیده است.
22- آیا کاغذ تعمیر شده است.
23- چند مرتبه این عمل انجام شده و به چه نحوی صورت گرفته است.
24- آیا کاغذ خود به خود کثیف و مچاله شده است یا تصنعی و ساختگی بنظر میرسد.
25- آیا پریدگی رنگ یا لکه هائی روی کاغذ مشاهده میشود و چه باعث آن شده که باینصورت در آمده و آیا این عمل طبیعی است یا غیر طبیعی.
26- آیا اسناد و نوشتجات دارای خراشیدگی و آثار محو شیمیائی و غیرشیمیائی است و این تغییر و تبدیل بچه نحوی انجام شده است.
27- آیا در اسنادی که محو و تراشیدگی بعمل آمده است بوسیله نور و روشنائی دیده میشود.
28- آیا مرکب و جوهر آن با مرکب و جوهر اوراق دیگر مشابه است.
29- آیا سند کپی شده و با فشار منگنه صورت گرفته است وعلائم و آثار رطوبت در آن دیده میشود.
30- آگر آثار رطوبت مشاه میشود به چه منظور بوده.
31- آیا آثار مداد یا قلم یا سایر علائم اتفاقی روی سند دیده میشود.
32- سطور ماشین شده با چه ماشینی صورت گرفته است.
33- آیا تمام سند بوسیله یک ماشین نویس انجام گرفته است.
34- آیا تاریخ ماشین یعنی ساخت آن با تاریخ سند تطبیق میکند.
35- آیا کلمات – ارقام – شرایط – جملات – مقررات نوشته با صفحات بوسیله ماشین کنندگان مختلف انجام شده است.
36- آیا عمل ماشین سند بوسیله شخص ماهری انجام شده.
37- آیا تو رفتگی حواشی – نقطه گذاری و فواصل آن یکی است.
38- آیا نوشته ماشین شده بوسیله یک ماشین نویس قابل که مدعی هستند انجام شده.
39- آیا ارتباط صفحات با در نظر گرفتن زبان و نوار تطبیق با سایر کارهای ماشین در همان تاریخ مینماید.
40- آیا سوراخها یا ته چکها با کاغذی که از آن جدا میشود تطبیق میکند و آیا ته چک دارای همان علائم کاغذ پیوسته با آن میباشد.
41
- آیا سند از طریق کپی یا کاربن بدست آمده و از حیث اندازه وضعیت موضوع و شرایط و سر کاغذ تطبیق مینماید.
42- آیا چاپ و خط کشی روی کاغذ تاریخ و نشانه دیگری دارد.
43- در صورتیکه سند نامه باشد آیا آثار از مهر – تمبر پست – ابطال تمبر یا باز کردن پاکت یا برآمدگی روی ضمائم آن مشاهده میشود.
44- آیا نوشته خشک شده است یا استعمال خشک کن بکار رفته و نشانه ادامه یا عدم ادامه آن است.
45- آیا فرو رفتگی – حاشیه کاغذ اعم از دستی و ماشینی روی ورقه ایست که در بالای کاغذ مورد امتحان قرار داده شده است.
46- آیا اثر مرکب تحریر یا سوراخ سنجاق یا ابطال تمبر یا سوراخ منگنه با اصل آن تطبیق میکند.
47- آیا نقش مهر لاستیکی از مهر صحیح برداشته شده.
48- آیا سوراخ و منگنه و ته سوش واجد آثار و تاریخی میباشد.
49- آیا مهری است که در تاریخ معین زده شده یا آثار و نقشی است که از مهر اصلی برداشته شده.
50- آیا اسامی کوچه ها – موضوعات که در سند اشاره شده تاریخ دارد و یا آثار دیگری دارد که حمل بر صحت و اعتبار آن بشود.
برای اینکه خوانندگان گرام را خسته نکرده باشم دراین شماره بهمین قدر اکتفا کرده و بقیه آنرا که عبارت از اقسام جعل و عناصر و عواملی که در تکوین و پیدایش آن موثر است باطریقه کشف جعل در
شماره های بعد مجله کانون شرح خواهم داد و از ملالتی که از قرائت این مقاله برای آقایان پیدا شده پوزش طلبیده و توفیق همگی را در خدمت بدستگاه قضائی از خداوند متعال خواستارم.

چه عواملی اسلوب خط را تشکیل میدهد
جعل چیست و برای کشف آن چه باید کرد
عواملی که در جعل بیش ازهر چیز باید مورد نظر واقع شود عبارتند
از :
1- کاغذ
2- قلم .
3- مرکب
کاغذ
یکی از کارهای جاعلین این است که قبل از هرچیز کاغذ مناسبی پیدا کنند که سند مجعول را روی آن تهیه نمایند احتیاط ایجاب میکند که باین موضوع بیش از هر چیز اهمیت داده شود و مورد دقت واقع گردد ولی تجربه نشان داده است که در اینمورد بهیچوجه از طرف سازندگان سند فکر و اندیشه بکار برده نشده و باولین دسترسی به هر کاغذی فوراً آنرا مورد استفاده قرار دادهاند و توجهی به سن نوشته و سند و تطبیق آن با سن کاغذ و خصوصیات و کیفیات آن که موید و مثبت سن کاغذ است نمینمایند.
برای اینکه بتوانیم کاملاً احاطه به این عامل مهم پیدا کنیم لازم است از نظر روش مجله کانون وکلا علمی و حقوقی است بدواً به انواع عواملی که بشر روی آن تصورات و خیالات خود را ترسیم نموده است پی برده و تاریخچه آن را بدانیم تا با اطلاعات بسیط و کامل بتوانیم به نوشتجات و اسناد ساختگی و خلاف حقیقت اعم از قدیم و جدید وقوف حاص نمائیم.
ترقیات شگفت انگیز علمی و فنی امروزه موجب گردیده که نه فقط جعل و تزویر اشیاء و اسناد عادی و رسمی کشف و خلاف حقیقت آن محرز میگردد بلکه به اعمال اشخاصی هم که در اشیاء عتیقه و زیر خاکی دخل وتصرف کرده وتاریخ آنرا تغییر میدهند آگاهی حاصل نموده و آنها را مورد تعقیب قرار میدهند تا بدین وسیله از سوءاستفاده وجوه اعتبارات موزه های جهان جلوگیری کرده و باستحکام مبانی واساس تاریخ کمک نمایند.
سن زمین تقریباً سه میلیارد سال است که سیصد میلیون سال آن قابل زیست برای موجودات و سیصدهزار سال هم برای زندگی و حیات انسان مساعد بوده ولی سوابقی جز بقایای حیوانات و نباتات که بصورت تحجر درآمده و به فسیل موسومست چیز دیگری دردست نیست و علم پالئونتولوژی (
Paleontologie) که معرفت بیقایای نباتی و حیوانیست وضعیت ادوار و اعصار مزبوره را با موجوداتیکه متناسب با آنزمان بوده کاملاً توصیف مینماید ولی از نظر علم آرکئولوژی (Archeologie) یا علم به آثار قدیمه که آغاز آن دوره پالئولیتیک (Paleolithique) یا دوره حجر قدیم و دوره نئولیتیک (Neolithique) یا عصر حجر جدید وعهود و اعصار دیگر باشد مآخذی بدست آمده که تقریباً اساس و مبنای تاریخرا تشکیل داده است.
کلیه اطلاعاتی که سه هزار سال قبل از میلاد مسیح از استقرار هیتیت ها (
Hittites) در آسیای صغیر طوفان نوح – بابل و نوح و اولین تمدن یوانان د رجزیره کرت (Crete) و تمدن دراویدن (Dravidien) در هندوستان واهرام ژیزه (Giseh) که در مصر و تمدن سومریها در اور (Our) و تسلط آکادها (Akkad) و سارگن اول (Sargon) و نارامسن (Naram-sin) در بین النهرین بدست آمده و همچنین مآخذ سلسله عیلام (Eamite) در ایران در 2400 سال قبل از مسیح و ظهور برهما در هفتصد سال قبل از مسیح و ظهور کنفیسیوس ر 700 سال قبل از مسیح در چین وظهور بودا در 500 سال قبل از مسیح و احکام موسی و عیسی و اسلام از همین عوامل بوده است.
در ازمنه و امکنه مختلفه برطبق مآخذ تاریخی ترسیم افکار و مبادله آن بوسایل گوناگون صورت میگرفت بمحض اینکه صنعت خط پدیدار شد بشر کلیه موادیرا که قابل نوشتن و نگاهداری بود برای ترسیم مقاصد و افکار خود بکار میبرد از قبیل : سنگ ها آجرهای صیقلی شده – استخوان – پوست حیوانات از قبیل گوساله، آهو، بز و گوسفند – پوست ماهی – روده حیوانات – برگ درختان – پوست درختان – فلزات نرم مانند سرب و قلع – صفحات چوبی و یا صفحات چوبی موم آلود- صفحات عاج و انواع پارچه ها و غیره- بعضییها صفحات چوبی و یا صفحات چوبی موم آلود- صفحات عاج وانواع پارچه های و غیره – بعضیها روی سنگها فرامین را حک مینمودند در اغلب آثار قدیمه در هر کشوری از این نوع فرامین دیده میشود حتی تا این اواخر (دوره ناصری مظفری) کلیه معافیت های مالیاتی را روی سنگها حک نموده و در میادین عمومی یا درب مساجد و حمامها نصب میکردند که برای شاهد مثال نمونه از آنرا ذکر میکنیم.
در آخر جلوخان شمالی مسجد سلطانی تهران در سمت راست درب مسجد که فعلاً بساط مغازه خرده فروشی جلو آنرا گرفته سنگی وجود دارد که حکایت از فرمان معافیت عوارض صنف حمامی و سلمانی مینماید که عین آن ذیلاً نقل میشود:
برحسب امر قدر قدرت سرکار اعلیرحضرت شاهنشاه جمجاه فلک بارگاه جمشید حشمت فریدون شوکت السطان ابن السطان و الخاقان ابن الخاقان السلطان ناصرالدین شاه قاجار ظهور مرحمت عنایت شاهنشاهی و نظر بر تخفیف شاه مرحوم جنت مکان عوارض طایفه سلمانی و حمامی را که پای چراغ دعاگوی دولت ابدمدت هستند بتخفیف ابدی مرحمت و عنایت گردیده از هذه السنه و مابعدها از قرار این حکم محکم عوارض این طایفه بخشیده شده مطالبه کننده بلعنت خداوند و نفرین رسول گرفتار شود واز شفاعت پیغمبر آخرالزمان صلوات اله بی نصیب شود.
خادم این کار بودش در جهان استادباشی عبدشاه تشنگان
شهرشعبان 1283
و نیز در آخر ایوان جنوبی مسجد شاه سمت راست درب مدخل شبستان فرمانی روی سنگ مرمر نوشته شده که حکایت از معافیت صنفت قصاب ونانوا از مالیات میباشد که عین آن نیز ذیلاً درج میشود.
السطان ذوالقرنین ناصرالدین شاه قاجار خلدالله ملکه
آنکه چون خداوند متعال و قادر ذوالجلال اکلیل جلیل این سلطنت با میمنت بی زوال را زیب تارک مبارک ما فرموده و به خطات مستطاب اعدلوا هو اقرب للتقوی ابواب عدل و افضال را برچهره ما گشوده و به مدلول معجز شمول لیس ثواب عندالله اعظم من ثواب السطان العادل این ثواب کامل را در حق ما شامل نموده و به مفاد الهام بنیاد قلب السطان بین الصبعی الرحمن از تفضلات صمدانی و اشعه انواز رحمانی برقرب روحانی و مباهات ما افزوده و بکلام معجز نظام کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته زمام نظام مهام انام بقبضه قدرت و کف کفایت ما موکول و ما را در کفالت امور شریعت و معیشت عموم رعیت مسئول ساخته و پرتو رعایت و ترحم بر عالی و رعاع را بقلب ما انداخته همت والا نهمت ملوکانه به ادای لوازم و مقتضیات این شکرانه معطوف و خاطر شرایع مظهر شاهانه با بقای تشکر عبیدانه مصروف شد که در این سال میمون و این عهد همایون ما از اعطای حضرت مالک الملوک سنین سطنت قرین خلافت کبری به سال پنجم اتصال یافته و کوکب و فراقبال ذوالرقرنین با قطار عالم تافته لهذا بحکم الشکر اعظم من انعمه بر ذمت همت خسروانه واجب شمردیم در باره خاص و عام احسانی کامل و انعامی عام مشمول و مبذول فرمائیم بملاحظه مضمون علیکم بالاحمرین چون نام و گوشت ماده تعیش و رزق عموم خلق میباشد علیهذا بتصویب جناب مستطاب اجل اشرف میرزا علی اصغر خان صدر اعظم دولت علیه ایران که از رای رزین و حزم مبین وعقل دوربین مرآت مکنون خاطر بیضا و صفا و در ملت پرستی و دولت خواهی مشکوه انوار غیبیه و مصباح حق نما است و از طیب طینت و قدس فطرت مظهر حسن نیت و صفات و سریر شخص اقدس همایون ماست بموجب صدور این فرمان همایون از غره شهر ذی القعده الحرام هذالسنه یکهزار و سیصد و سیزده هجری پیچی ئیل ترکی انجاحاً لما هوله تمام مالیات صنفی و عوارض معاف فرمودیم از قصابخانه و خبازخانه دارالخلافه طهران و حضرت عبدالعظیم با کل توابع داراالخلافه مانند کن و شمیرانات همه کس مختار است که گوسفند و بره و گاو و هر قسم حیوانات کاکول اللحم و امثال آنها را بدون اینکه دیناری بهیچ وجه و بهیچ عنوان مالیات بدهد بشهر و هر کجا که خواهد داخل نماید و بفروشد تمام اعضاء مذبوح از کله و پاچه و پوست و هرچه در اوست کلاً بخود صاحب مذبوح متعلق است که بمیل خود بهرجا و بهرکس بخواهد بفروشد و مقرر میفرمائیم بعد از این سلاطین با عز و تمکین که در ممالک محروسه تاجدار و فرمان گذار باشند در اجرای این فرمان مهر لمعان همت شاهانه مبذول دارند و در تثبیت بیقید و امضای آن دقیقه را اهمال و معطل نگذارند و این فرمان رفیع را بموقع انتشار در هر زمان گذارند و هر یک از مباشرین برنقض آن اندیشه کند یا غیر از مقصود ما قصدی یا برخلاف امور مقرره اقدام نماید البته به لعنت رب العالمین و خاتم النبیین و ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین گرفتار خواهد شد و البته از او بیزار باشند ما هم از حقوقی که بر ایشان داریم نمی گذاریم اللهم العنهم لعناً دائماً ابداً متصلاً ما اتصل لیل و النهار
راقمه میراز عمو
در بعضی از نقاط روی پوستهای ماهیها و حیوانات و روده های آنها و کاسه لاک پشت افکار خود را ترسیم میکردند هم اکنون درباره از مراکز زیارتی و اعتاب مقدسه ایران و عراق حرز جواد و حرز حضرت سید سجاد علیهما السلام را روی پوست نازک آهو با خط خوش و تذهیب نوشته به زائرین اهدا مینمایند.
قرآن مجید کتاب مذهبی ما مسلمین را موقعی که حضرت رسول اکرم بیان میفرمود پیروان آن مخصوصاً عثمان که کاتب وحی بود با عجله کلمات آنرا بر اوراق نخل پاکت گوسفند یا سنگ مینوشتند بعد از رحلت حضرت زید که سمت کاتبی حضرت را نیز داشت قطعات مزبور را جمعآوری کرده و از این مجموع قرآن بدست آمد.
مجموعه قوانین حمورابی پادشاه آشو رکه در 1900 سال قبل از میلاد مسیح بوده روی عده زیادی خشتهای خام نوشته شده و بیادگار باقی مانده است.
پوزانیاس (
Pausanias) مورخ یونانی که دویست سال قبل از حضرت مسیح میزیسته میگوید اشعار هیسیودوس (Hesiode) شاعر یویانی که 800 سال قبل از مسیح بوده است یدوان اشعار خود را که در موضوع اخلاق بود و به امور و ایام (Les oeuvres et les joure) موسوم است روی طومار سربی نوشته شده است.
احکام و عهدنامه ها را روی سنگهای مرمر حک نموده و بخشنامه هائی که برای سربازان میفرستادند روی مفرغ حک شده بود.
در رم کتب مفرغی وجود داشت که در آرشیو کتابخانه امپراطوری موجود بود و در آن امتیازات مستعمرات روم و حدود آنرا تعیین کرده بود.
قوانین سولون (
Solon) روی لوحه ها و تخته های چوبی نوشته شده بود.
قبلو از اینکه هلندیها مالک جزیره سیلان شوند روی برگ تالیپو (
Talipot) که یکنوع نخل است افکار خود را مینوشتند و نوشتجات و کتاب مذهبی برهما که هفت قرن قبل از عیسی مسیح ظهور کرده روی برگهای نخل ناحیه مالابار (Malabar) که در قسمتی از سواحل جنوب غربی دکن واقع شده و به بحر عمان محدود میباشد نوشته شده است که فعلاً در موزه اکسفورد موجود است.
ساکنین مجمعالجزایر مالدیو (
Maldive) که در سواحل جنوب غربی دکن واقع شده روی برگهای درختی که موسوم به ماکارا که آن (Macaraquean) که بطول سه پا وعرض نصف پا است مطالب خود را مینوشتند.
نورالدین عبدالرحمن جامی که یکی از شعراء و حکماء ایران است و در اواخر قرن نهم در شهر هرات میزیسته در دیوان خود حکایتی نقل میکند که مجنون نام لیلی را برریگهای بیابان مینوشت که عین آنرا ذیلاً نقل میکنیم.
دید مجنون را یکی صحرانورد در میان بادیه بنشسته فرد
ساخته برریگ زانگشتان قلم میزند حرفی برای خود رقم
گفت ای مجنون شیدا چیست این مینویسی نامه سوی کیست این
هر چه خواهی درسوادش رنج برد تیغ صرصر خواهدش حالی سترد
کی به لوح خاک باقی ماندش تاکسی دیگر پس از تو خواندش
گفت شرح حسن لیلی میکنم خاطرخود را تسلی میکنم
مینویسم نامش اول در قفا می نگارم نامه عشق و وفا
نیست جز نامی ازو در دست من زان بلندی یافت قدر پست من
ناچشیده جرعه از جام او عشقبازی میکنم بانام او
در جای دیگر میگوید
یک روز برهنه تن چو خامه از صفحه ریگ کرد نامه
بریاد دو زلف مشگ فامش میکرد نظاره دولامش
زانگشت برآن قلم همیزد لیلی لیلی رقم همیزد
برریگ چو نام او نوشتی و ز رشح جگر به خون سرشتی
از سیل مژه بشستیش پاک باز از هوس دل هوسناک آن طرفه رقم زسر گرفتی زان وایه خویش برگرفتی
این بود تمام روز کارش سرمایه عیش و روزگارش
سلاطین ایران دعوتنامه های رسمی خود را روی حریره مینوشتند و در شاهنامه فردوسی در قسمت عروسی سیاوش و فرنگیس به این معنی اشاره شده است که عیناً چند شعر آن درج میشود.
نوشتند منشور بر پرنیان همه پادشاهی به رسم کیان بکاخ سیاوش فرستاد شاه ابا تخت زرین و زرین کلاه چنین نیز یکسال با داد و مهر همی گشت بیرنج گردان سپهر در نواحی مختلفه هندوستان غربی برگهای موز را برای نوشتجات خود بکار می برند.
اهالی سیام با پوست درختی موسوم به پلیوخ لوئی (
Pliokhloi) بود دو قسم کاغذ می ساختند.
چینی ها و ژاپونیها و اهالی کره از خیزران کاغذ درست میکردند.
فکر ساختن کاغذ با ماده مخصوصی از الیاف نباتی از قدیم وجود داشته و در مردابهای رود نیل یک قسم نی می روئید که به پاپیروس موسوم بود و مصریها از آن کاغذ میساختند.
کلمه پاپیه (
Papier) در زبان فرانسه و پی یر (Paper) در انگلیسی و پاپیر (Papier) در آلمانی و هلندی و پاپل (Papel) در اسپانیولی و پرتقالی و پاپپر (Papper) در سوئدی و پاپیر (Papir) در زبان دانمارکی و نروژی و پاپوروس (Papuros) در زبان یونانی که بمعنای کاغذ است از پاپیروس واژه مصری که ماده نباتی که کاغذ مصری بود مشتق شده است.
در زبان روسی کاغذ را بوماگا می گویند (
bymara) که از زبان ژاپونی اقتباس شده است.
در زبان ارمنی کاغذ را توخد ( ) میگویند که از واژه توخ آلمانی که به معنی پارچه میباشد اقتباس شده است.
کلمه کاغذ در زبان فارسی و ترکی از کلمه کغد گرفته شده ترکهای اویغوری یا ایغوری از ترکستان چین می باشند از چینی ها اقتباس کرده اند و ایرانیها از ترکها.
در زبان عربی کاغذ را قرطاس میگویند این کلمه نیز از زبان ایطالیائی گرفته شده زیرا در زبان ایطالیائی کاغذ را کارتا (
Carta) میگویند وکلمه شارت که بمعنی فرمان و کاغذ است از همین کلمه گرفته شده وفرامین و یرلیغهای بزرگ را در انگلستان ماگنارکارتا (Magna Carta) میگویند که بموجب آن در سنه 1215 میلادی ژان پادشاه انگلیس آزادیرا بملت اعطا نمود.
چون صدور کاغذهای پاپیروس از طرف مصریها منع شده بود که به رم بفرستند سلاطین رم کتابهای مصریها را با مبالغ گزافی خریده وبا مواد شیمیائی که در دست داشتند نوشتجات آنرا پاک کرده و آنها را برای صدور فرمان بکار میبردند وکلمه کارتا و شارت از همان زمان معمول بوده و مفهوم خود را از دست داده است.
در قرآن مجید در سورده الانعام در دو مورد کلمه قرطاس که به معنای کاغذ است بکار برده شده یک مورد به صورت مفرد و یک مورد بصورت جمع.
در آیه 7 از سوره مزبور میفرماید:
و لونزلنا علیک کتاباً فی قرطاس فلمسوه بایدیهم لقال الذین کفرو ان هذا الاسحرمبین.
که معنای آن اینست اگر ما برای تو نازل کردیم کتابیرا که روی کاغذ نوشته شده بود و مشرکین آنرا با دست تلمس میکردند بانگ بر میآورند که این نیست مگر چشم بندی.
و در آیه 91 از همان سوره میفرماید:
و ماقدر و الله حق قدره اذقالو ما انزل الله علی بشر من شیء قل من انزل الکتاب الذی جاء به موسی نوراو هدی للناس تجعلونه قراطیس تبدونها و تخفون کثیرا و علمتم مالم تعلموا انتم و لا اباؤ کم قل الله ثم ذرهم فی خوضهم یلعبون.
قدر خدا را نشناختند آنچه را که شایسته قدر ومنزلت اوست زیرا گفتند که خدا چیزی برای بشر نفرستاده است پس بگو کی فرستاد برای موسی کتابی که بانور آن مردم را هدایت نمود شما آنها را روی کاغذها میگذارید که درمعرض افکار و انظار عمومی قراردهید گرچه قسمت اعظم از آنها را مکتوم و مستور میدارید ویاد میگیرید چیزهائیرا که شما و پدرانتان نمیدانستید به گو خدایا پس واگذار آنانرا که در ورطه جهالت دست و پا زنند.
پاپیروس از خانواده سیپراسه (
Cyperacee) واز نوع سیپروس (Cyperus) که آنرا به فارسی سرو میگویند میباشد و شباهت کلی به جگن ونی دارد این گیاه علاوه بر مردابهای کنار رود نیل در شامات و ماوراء اردن و مصر علیا و مصر سفلی و در ناحیه تسانا (Tsana) در حبشه ودریاچه در سودان و جزیره سیسیل روئیده میشود.
مصریها در نتیجه عملیات دقیق الیاف این گیاه را تغییر شکل داده طوری از آن کاغذ میساختند که نرم و صاف و قابل نوشتن بود و میتوانستند مدت مدیدی آنرا حفظ نمایند.
بهترین نوع پاپیروس کاغذی بودکه آنرا پاپیروس هییراتیک (
Hieratique) مینامیدند و اختصاص به روسای مذاهب و روحانیون آن زمان داشت و آنرا اختصاص به نوشتجات مذهبی میدادند.
قانون مصر فروش پاپیروس را به خارجیها منع نموده بود.
کلیمیها که در مصر بودند آیات تورات و اذکار و اورا درا روی کاغذ پوستی که طویل وباریک بود مینوشتند وبه پیشانی و بازوی خود میبستند.
استعمال کاغذ پاپیروس را رومیها از مصریها اقتباس نمودهاند.
در رم افرادی که پای بند تجملات بوده با وجود منع قوانین مصری دائر به فروش پاپیروس به خارجیها کتابهای مصریها را که روی پاپیروس نوشته شده بود میخریدند و پس از شستن و پاک کردن خطوط آن برای مصارف شخصی واحتیاجات خودبکار میبردند و سلاطین نیز فرامین و احکام را روی آن کاغذ ها مینوشتند واین نوع کاغذ در رم خیلی قیمتی و گرانبها بود و آن را کاغذ اگوست مینامیدند.
اسکندریه مرکز تجارت پاپیروس داخله شده بود یونانیها نیز صدور پاپیروس منع نموده وملل خارجی را مجبور نمودند که وسائل دیگری برای تحریرات ونوشتجات خو اتخاذ نمایند در نتیجه این منع پارشمن یا کاغذ پوستی پیدا شد.
اومن (
Eumene) پادشاه پرگام (Pergame) که در سال 242 قبل از مسیح میزیسته با بطلمیوس (Ptolemee) پادشاه مصر رقابت مینمود ومیخواست کتابخانه در آسیای صغیر تاسیس نماید که با کتابخانه اسکندریه برابری کند چون بطلمیوس از منظور و هدف او آگاه شد برای اینکه نقشه او را بهم زند و از عملی شدن آن جلوگیری نماید دستور داد آن ناحیه را از داشتن سهمیه کاغذ محروم نمایند ولی او من در صدد چاره برآمد و آن محظور را رفع نمود و دستور داد با پوست حیوانات کاغذ بسازند و آنرا باسم آن ناحیه که پرگام بود نام نهادند.
بنابراین کاغذ پارشین که کاغذ پوستی است از همین کلمه پرگام مشتق شده وکاغذ پوستی با پاپیروس بنای رقابت را گذاشت.
چون محصول کاغذ مصر کم بود کاغذ در اروپا کمیاب شد در زمان تیبر (
Tibere) امپراطور روم که 42 سال قبل از مسیح زندگی نمود و شخص بیرحم وسوء ظنی بود اغتشاشی وانقلابی در رم ایجاد شد در این بلوار مجلس سنا قانونی وضع کرد و کاغذ را برای تامین نیازمندی مردم جیره بندی نمود وبر طبق سهمیه که به نسبت احتیاجات وضع میگردید کاغذ بهرکس داده میشد.
در عصر آنطوان تجارت پاپیروس ترقی نمود و در مغرب مالیات گزافی برای ورود فروش آن قائل شدند ولی این عمل موجب شکایات زیادی شد و پادشاه ویزیگوت (
Wisigoths) که تئودریک (Theoderic) نام داشت ساکنین ایطالیا را از این مالیات معاف نمود.
کاسیودور (
Cassiodor) نویسنده آن زمان عمل پادشاه را تقدیر کرد و آنرا خدمت بزرگی بعالم انسانیت وبشریت میدانست.
تا قرن 11 در ایطالیات پاپیروس بکاربرده میشد واعراب که مصر را متصرف شده بودنداین تجارت را ادامه دادند ولی در قرن 12 کاغذ پارشمن چانشین پاپیروس گردید و تاریخ استعمال پاپیروس تقریباًسه چهار قرن قبل از عیسی مسیح بود در زمان حضرت موسی کتابهای نجوم – طب – حکمت الهی – تاریخ – اخلاق – را روی کاغذهای پاپیروس مینوشتند و در کتابخانه تبس (
Thebes) که شهر صد دروازه مصر نامیده میشود پیدا شده است.
کتب زیادی از این علوم پیدا شده که روی کاغذ پاپیروس نوشته شده است و در موزه لوور (
Louvres) در غرفه مصریها وهمچنین در موزه انگلیس بریتیش موزیوم (British Museum) وجود دارد واین نوشتجات را اغلب در موقع کاوش در نزد اموات مومیائی شده پیدا کردهاند در اولین قرن سال مسیحی امپراطور یونان و روم دیپلومها را روی پاپیروس مینوشتند اعراب هم سبعه معلقه خود را روی کاغذ پاپیروس نوشته و در سوابق عکاظ آویزان مینمودند.
کتب خطی زیادی در موقع حفاری وکاوش هرکولانوم (
Herculanum) و پمپئی (Pompei) که محل تعیش و خوشگذرانی اغنیا وسلاطین روم بود و در سال 79 بعد از مسیح در اثر آتش فشانی کوه و زوو (Vesuve) که در هشت کیلومتری ناپل واقع است پیدا شده که روی پاپیورس نوشته شده است در کتابخانههای ایتالیا، لندن، وین و مونیخ و کلیسای سن پیر واتیکان سرودهای مذهبی و انجیل و دیپلم دیده میشود که کاغذ آن پاپیروس میباشد در کتابخانه ملی فرانسه وصیتنامه ژول سزار که بطول شش متر است روی کاغذ پاپیروس دیده میشود که جلب توجه تمام مسافرین و سیاحان را مینماید.
صنعت کاغذ در چین
صنعت ساختن کاغذ از مواد الیافی نباتات بوسیله چینیها اختراع شده ونویسندگان ظهور این صنعت را از قرن دوم قبل از میلاد مسیح میدانند.
چنینیها قبل از اختراع کاغذ روی صفحات چوب خیزران مینوشتند وسپس آن چوبها را بکاغذ تبدیل نمودند کاغذ چینی از نباتات مختلفه ساخته شده و آنرا کاغذ خانبالغ میگفتند یعنی کاغذ شهرخان و اختراع آنرا از کره و ژاپن یاد گرفته بودند.
از آغاز صنعت و چگونگی کاغذ سازی در چین مدارکی در دست نیست که مواد آن از الیافی بوده است و آنچه تا کنون بدست آمده این است. که از گیاهی که موسوم به علف چینی بوده کاغذ میساختند ولی از شاهدانهو درخت توت وکتان و شلتوک برنج نیز کاغذ درست مینمودند ولی کاغذی که قابل استفاده برای تمام مردم باشد از نیمه قرن هشتم میلادی بوده.
در سال 751 که اعراب سمرقند را متصرف شدند و حملات چینیها را دفع کردند اسرا و محبوسینی که از چین گرفته بودند بعنوان غلامی به سمرقند آورده بودند در بین آنان اشخاصی پیدا میشد که مهارتی در ساختن کاغذ داشته و فوراًاین صنعت را از آنان کسب نمودهو بساختن و تاسیس کارخانه کاغذ مبادرت کرده و در تمام متصرفات عرب آنرا بسط وتوسعه دادند و شهر سمرقند مخزن انبار کاغذ جهان گردید.
جنس کاغذهای اعراب از کتان بوده و کارگران ایرانی و عرب که درکارخانجات کاغذسازی کار میکردند کاغذ را با کتان خراسان که عمدهترین محصول آن ناحیه بوده درست میکردند سپس با پارچههای کهنه کاغذ ساخته بعدها کاغذهای کارخانجات شرق در نیمه قرن هشتم بواسطه استحکام و مرغوب بودن مواد آن از هر حیث ممتاز بود و در تمام نقاط مسلمان نشین از قبیل سمرقند و خراسان با کهنه والیاف نباتی کاغذ درست کرده و آنرا کاغذ پارچه مینامیدند.
در آخر قرن هشتم کاغذ از سمرقند به بغداد واز آنجا به ممالک اسلامی از قبیل تهامه – سواحل غربی عربستان – صنعا – یمن و مصر رفت.
در ابتداء قرن یازدهم کاغذ چیز معمولی وعادی در قاهره بود و تمام محمولات تجاری را با کاغذ میپیچیدند.
در شامات کاغذ دمشق به شارتاداماس سنا (
Charta damascena) معروف بود حتی در غرب در آخر قرن دهم تیبریاد (Tiberiade) قدیمی ترین شهر گالیه (Galilee) تریپولی (Tripoli) هاما (Hama) هی یرا پولیس (Hierapolis) دارای کارخانه بودند.
در آخر قرن دهم در شمال افریقا در شهر فارس (
Fez) چهار صد آسیا برای ساختن کاغذ بکار برده میشد.
در اسپاین از ابتداء قرن دهم کاغذ شناخته شد ولی قبل از قرن 12 کارخانهای در اسپانی وجود نداشت شهر اگزاتیوا (
xativa) که امروزه سان فلیپ (San-Felipe) و همچنین استان والانس مرکز این صنعت شده وباطاحونه وهاون کهنهها را خورد کرده وصاف نموده و مهره میزدند و با آرد و نشاسته روی آن میمالیدند تا صیقلی وصاف شود سپس در هلند و فرانسه کارخانجات زادی پیداشد که کاغذ درست مینمودند.
صنعت کاغذ توسعه پیدا نمود و رمز و سر این صنعت در اروپا کشف شد وبا پنبه بهتر از پاپیروس کاغذ میساختند ولی چون پنبه از شرق میآمد و تولید محصول آن کم بود تهیه و مصرف کاغذ گران تمام میشد لذا الیاف نو را کنار گذاشته و با الیاف کهنه و پارچههای مندرس که بیقیمت بود و از کنار کوچهها وزبالهها بوسیله کهنه جمع کنها تهیه و جمعآوری میشد کاغذ میساختند و آن کهنه ها را پس از خورد کردن و شستن و تمیز کردن با مواد شیمیائی سفید کرده کاغذ درست مینمودند.
در تهران درمحله عودلاجان بازار آهنگرها بازار کوچکی است موسوم به بازار کهنه چینها وافرادی که در آنجا باین کسب اشتغال دارند همه آنان متمول و صاحب ثروت بوده و سرمایه هنگفتی ازاین طریق بدست آوردهاند و در اصفهان نیز این تجارت وجود دارد.
امروز نصف مصرف کاغذ را از کهنههای نخی و ابریشمی وعلفی تهیه کرده و پارچههای کهنه پشمی را هم خورد کرده مجدداً پارچه پالتوئی و پتوئی تهیه مینمایند.
تولیدکنندگان کاغذ از لحاظ میزان تولید عبارتند از:
اتازونی
کانادا
آلمان
انگلیس
ژاپون
جماهیر شوروی
نروژ
سوئد
فنلاند
امروزه کاغذ مهم ترین نیازمندیهای بشر را تشکیل داده وعامل عمده پیشرفت فرهنگ میباشد اگر کاغذ نداشته باشیم دچار مشکلات زیادی خواهیم شد زیرا کاغذ را برای تحریر – نقاشی – کتاب – روزنامه – تصاویر ونقشهها – پوشش دیوار – اسکناس و پیچیدن هر نوع متاعی بکار میبریم.
عمرکاغذ و درجه مقاومت آن بستگی بامیزان تاشدن آن دارد هر قدر میزان تاشدن آن زیادتر باشد عمر آن زیادتر است کاغذ اسکناس از تمام کاغذها بیشتر دارای این مزیت و رجحان میباشد وتامیزان 3500 دفعه میتوان آنرا تا نمود اسبابی نیز اختراع شده که بوسیله آن میتوان فهمید که قدرت ومقاومت کاغذ چقدر است و آن را به آلمانی فستینگ کایتزپروفر (
Festigkeitsprufet) میگویند ونیز ضخامت راهم میتوان بااسباب مخصوصی که آنرا میکرومترکالیپر (Micrometre Calipar) مینامند تعیین نموده.
کاغذ درتمام دنیا دارای قطعهای معین است که جنبه بین المللی را به خود گرفته و باصطلاح استانداردیزه شده است یعنی قطع کاغذ نباید از نمونه که معین شده تجاوز نماید و این معنی در کشف جعل نقش موثری را بازی خواهد نمود.
صنعت کاغذ امروز طوری ترقی کرده که میتوان از مواد پلاستیکی که آنرا سلولوئید (
Celluloide) مینامند واز ترکیب چند ماده شیمیائی پیدا میشود کاغذ تهیه نمود ونیازی به الیاف نباتی و حیوانی ندارند واین صنعت کلیه مراحل ترقی وتکامل خود را پیموده و از آغاز تمدن تا امروز دستخوش تحولات عظیمی گردیده است.
تاثیر مشخصات کاغذ در کشف جعل
اصل کاغذ را میتوان به وسیله مشخصات زیرین شناخت.
ا- رنگ 2- ضخامت 3- جلا و پرداخت 4- علامت کارخانه که در مقابل روشنائی معلوم و حکایت از سن کاغذ و سازنده آن مینماید. 5- بافت کاغذ 6- برش کاغذ 7- اندازه کاغذ8- خط کشی کاغذ 9- لائی کاغذ 10- شل یا محکم بودن کاغذ 11- علامت تلگرافی 12- ترکیب کاغذ و اوصاف الیافی که در ساخت آن بکار رفته 13- لب کاغذ که رنگی – طلا کاری و یا نقره ای میباشد 14- گوشه آن که گرد است یا صاف.
با در نظر گرفتن کلیه این مشخصات و با دقت کامل در هر یک از این اوصاف میتوان به کشف اسناد مجعول و مزور نائل شد سن اسناد و نوشتجات از روی مرکب و جوهر و کاغذ و چاپ و موادی که در آن بکار رفته است معلوم میگردد و با در نظر گرفتن این عوامل میتوان فهمید که آیا تاریخ نوشته یا سند همان است که در آن ذکر گردیده و آیا ظاهر سند و نوشته باسن آن برابری و تطبیق میکند یا نه
آیا از یک سند بی تاریخ میتوان سن و عمر آنرا تعیین کرد؟
آیا با چندین سند و چندین نوشته که تواریخ مختلفه دارد دارای یک سن نبوده و در یک تاریخ جعل نشده است؟
آیا از یک سند مفهوم نمیشود که عمر آن زیادتر از تاریخی است که در آن ذکر شده و جاعلین برای اینکه سند جوانرا پیر و مسن جلوه دهند آنرا مچاله و کثیف مینمایند.
برای امتحان و رسیدگی به صحت و اصالت آن جهات زیرین را باید در نظر گرفت تا حقیقت و خلاف آن کشف شود.
1- امتحان و آزمایش تمام کاغذ به وسیله اشعه نور.
2- تطبیق و مقایسه اوصاف منظور و چند قسمت از ارقام و میزان کلمات نوشته شده با اوصاف اسم گیرنده وجه و مقدار کلماتی که آن سطر را تشکیل میدهند.
3- رسیدگی به سلسله اعداد روی سند برای اینکه کشف شود آیا این اعداد با مهر لاستیکی نوشته شده و یا اینکه بی ترتیبی و بی نظمی در روی سند مشهود میگردد.
4- مقایسه و تطبیق مرکب با اوصاف و مبلغ خطی با قسمتهای دیگر.
5- مقایسه پنهای خطوط قلم با قسمتهای مختلفه و پیدا نمودن هر ناهمواری و بی قاعدگی از نظر اندازه وقطع کاغذ روی قسمتهای مختلفه سند.
6- تجسس و معاینه و بررسی تغییر رنگ که در اثر عملیات شیمیائی پیدا شده است.
7- امتحان پشت کاغذ اسناد بمنظور اینکه خطوط مظنون به عنوان دلیل برآمدگی یا فرو رفتگی یا تراشیدگی پیدا میشود یا نه؟
8- رسیدگی به سبک و شیوه خط – کجی – اندازه – تندی – سرعت تحریر و مبلغ خطی و رقمی و تطبیق آن با خطوط قسمت دیگر صفحه.
9- بررسی دقیق از مبلغ رقمی از نظر اثبات غیر متحدالشکل بودن آن.
10- آزمایش و امتحان مرکب و استشمام بوی کلورین در آن.
11- ملاحظه مبلغ خطی و مبلغ رقمی بوسیله انتقال نور یا شعاع خورشید.
12- استعلام فوری از نویسنده چک و حواله که میزان آن چقدر است.
از روی نوشته و اسناد به شرح مذکور در فوق میتوان خلاف حقیقت را کشف نمود زیرا نوشته ثابت تر از حرف است کسی که حرف میزند سعی میکند قیافه خود را با کلماتی که ادا میکند تطبیق دهد وکلای مجلس و وکلای دادگستری در موقع دفاع همین عمل را
می نمایند و طوری قیافه و ژست و حرکات و رفتار خود را با گفتار خود تطبیق میکنند که تاثیر بسزائی در مستمعین مینماید در صورتیکه آن گفتار و عملیات برخلاف افکار و منویات آنان میباشد ولی در موقع نوشتن قادر به مخفی کردن فکر و کتمان افکار خود نمیباشند دقت آنان مانع افکار دماغی آنان میباشد زیرا نوشته کار فکر و دقت است وقتی زمان از آن بگذرد ملکه و عادت میشود و اعمالیرا خود به خود پیروی مینماید که فکر و اراده در آن دخالت ندارد و همیشه تعارضی بین من عادت و من متفکر است و اعمال ناشیه از من متفکر و من عادت کاملاً متباین و با یکدیگر تفاوت دارد و پس از تمرین اعمال ارادی بغیر ارادی تبدیل میشود.
در اعضاء و جوارح ما خیلی ازاین عادات وجود دارد که ما از آن بی اطلاع هستیم تحریرات و نوشتجات عبارت از ترکیب عده بیشماری از عادات است که هویت ما را معلوم میکند و ما را از دیگران ممتاز و مشخص میسازد.
قسمتی از اخبار و اسرار که بزبان و نوک قلم ما جاری میشود چیز دیگری جز عادیات نیست زیرا عادت بنوشتن نتیجه وجود علل وجهات مختلفه میباشد که در بعضی از مردم نتیجه مکتساب شخصی بوده و در بعضی دیگر نتایج حاصله از تقالید غیر ارادی و در گروهی از مردم تحت شرایط اتفاقی و حوادث و مقتضیات و درجات رشد روحی و جسمی و رفتار و سکنات و آموزش و پرورش و شغل و حرفه پیدا میشود.
ممکن است افرادی بخواهند در ضمن تغییر خط صفات و شیوه و سبک خود را مکتوم دارند ولی این منظور عملی نیست زیرا کارشناس و خبره به محض رویت و مشاهده خط این معانی را درک میکند و در نوشتجات تصنعی بیشتر صفات و اوصاف نویسنده معلوم است تا نوشتجات معمولی و عادی. در موقع نوشتن مقدار زیادی از عادات و خصال و طرز و سبک نوشتن از نظر نویسنده میگذرد و تقلب و تزویر او کشف میگردد.
هر قومی یک نوع خطی را داراست از خطوط عربی، فارسی، ترکی، آلمانی، فرانسه، انگلیسی و روسی میتوان به خصال نژادی آنان پی برد سبک خط انگلیسی غیر از خط فرانسه است اساس خط مبتنی بر اعمال روحی و وظایف الاعضاء میباشد.
حرکات دست بخودی خود تحت تاثیر کار دماغی و اعمال غیر ارادی عضلات است و حکایت از قیافه تاثیر آن در تشکیل صفات معینه فردی میباشد صفات هر کس روی سیما و صورت او نقش بسته است.
کلمه ژست طرق مختلفه فعالیت را نشان میدهد.
حرف زدن – راه رفتن- دست بلند کردن و نوشتن – حرکات قیافه – حرکات پا عبارت از عضلات در حالت عمل هستند و یک قسمت از اعمال ارادی و غیر ارادی را تشکیل میدهند.
مطالعه عمیق این نمایشات بخصوص فعالیتهای دماغی معرف کامل شخصیت هر کس میباشد تحریرات و نوشتجات عبارت از مجموعه ژستها بوده و محرک حرکات دست برای نوشتن عبارت از افکار و کیفیات روحی و نفسانیات میباشد.
حال باید دید که جاعل قبل از مبادرت به جعل برای تهیه کاغذ و مرکب چه خصوصیاتیرا در نظر میگیرد.
کاغذ و مرکب باید برطبق تاریخ سند بوده باشد جاعل باید همیشه کاغذهائی برای جعل خود فراهم نماید تا نوشتجات و اسناد مجعوله را برطبق میل خود تنظیم نماید و اغلب متوجه این نکات نیستند و جعل آنان کشف میشود و بهر کاغذی که در بادی امر برخورد نموده عمل خود را انجام میدهند اغلب جعل وصیتنامه ها را روی کاغذهائی که چند سال بعد از وصیتنامه وجود پیدا میکند تنظیم مینمایند و علائم و تاریخ این نوع کاغذها معلوم است و در مقابل روشنائی کاملاً مکشوف و هویدا میگردد باید تاریخ تولد کاغذ را با تاریخ ولادت سند تطبیق نمود و اغلب میشود که کاغذهای یک کارخانه در یک زمان درست نمیشود و مشخصات و علائم آن با محصول دفعات بعد کارخانه فرق مینماید و جاعلین هم به کاغذهائی که از دفترچه میکنند و یا به کاغذهائی که برخورد میکنند اسناد مجعوله را تنظیم مینمایند.
برای احراز اصالت و عدم اصالت یک نوشته مظنون نکات زیرین را باید در نظر گرفت تا حقیقت دعوی بر قضات و اصحاب دعوی کاملاً مکشوف گردد.
1- کاغذ و علامت آن 2- چاپ سربی و سنگی 3- مرکب 4- سبک و شیوه و اوصاف خط دستی 5- اسامی کلمات و کوچه ها مثلاً
نوشته ای به تاریخ 60 سال قبل از این تنظیم شود بنام تمیسار سرلشگر فلان مقیم خیابان روزولت بخش 3 دارنده برگ شناسنامه شماره 726 صادره از بخش 2 کوی کندوان 6- بیان عمل یا حادثه 7- زمان جعل با مراجعه به حوادث 8- تلفیق کلمات یا نحوه تعهدات 9- طرز مهرها 10- سوراخ یا بستن اوراق 11- ماشین و نوار آن 12- لاک و نوع آن 13- مجتهد و تنظیم کننده ورقه 14- شماره ثبت محضر 15- علامت سر قلم فولادی روی اسناد قدیمی 16- مداد کپی رنگی آنیلین 17- جوهر بلوبلاک 18- عناوین 19- شهر 20- وصف نویسنده و مهارت یا ناتوانی آن 21- سبک نوشته اختصار و القاب آن 22- شکل و سبک تنظیم ارقام 23- سری اعداد یا محو اشکال چاپ شده 24- استعمال خشک کن 25- علائم پستی 26- سلام و تعارفات در خاتمه مراسلات 27- تمبر پست 28- پاکت نامه های قدیمی 29- تراشیدگی سال و روز اسناد چاپی 30- علائم مداد پاکن 31- نمونه امضاء 32- طریقه اختصار اسامی 33- سن مصنوعی 34- استعمال غیرصحیح القاب و عناوین بوسیله ذره بینهای مختلف وعکاسی میتوان کاغذهای مختلفه وسند ونوشتجاب مورد اختلافرا امتحان کرد و از هویت آن اطلاع حاصل نمود که چه قسم موادی درترکیبات آنها بکار برده شده و چه نوع الیاف و خصوصیاتی در کاغذهای مورد امتحان وجود دارد.
درموقع آزمایش و رسیدگی معلوم میگردد که کاغذ از الیاف چوبی ساخته شده و حال آنکه تاریخ سند چندین سال قبل از پیدایش این صنعت بوده است و از طریق اصالت و مجعولیت اسناد محرز میگردد مثلاًتاریخ اختراع کاغذ با الیاف چوبی 1867 بوده وسند نشان میدهد که در سال 1740 تنظیم گردیده است.
الیافی که بیشتر در ساختمان کاغذ بکار برده میشود عبارتند از کتان- پنبه- کنف- شاهدانه- ابریشم- چوب صنوبر- توت و تبریزی وهویت این الیافت مختلفه را میتوان از شکل و ضخامت و عرض و رنگ الیاف و اوصاف سلولهای آن شناخت این نکات بیشتر در اوراق تجاری مورد توجه واقع شده واغلب اتفاق میافتد که با محلول شیمیائی که بعداً به ذکر آن خواهیم پرداخت نوشتجاب روی اوراق را محو نموده و بعد آنها را ترکرده وبا اطوی گرم صاف مینمایند ولی در نتیجه این عمل رنگ این اوراق کمی به خرمائی تبدیل میشود امروزه برای جلوگیری از این نوع تقلبات کاغذهای مخصوصی را برای اوراق تجاری از قبیل چک – فته طلب وبروات تخصیص دادهاند که اگر بوسایل شیمیائی و یا وسایل دیگر تراشیدگی ویا محو خطوط صورت بگیرد فوراً روی کاغذ که با خطوط ریز کلمه تقلب نوشته شده است نمایان میگردد که با ذرهبین کاملاً میتوان مشاهده نمود.
در اغلب کاغذها علامت کارخانه وجود دارد که حکایت از خصوصیات و تاریخ ساخت کاغذ مینماید و در مقابل روشنائی کاملاً ظاهر و هویدا خواهد شد.
اغلب اتفاق میافتد که علامت روی کاغذ را هم جعل میکنند وبا روغن علامت هر کارخانه را که قبلاً ساختهاند منگنه کرده و با مهره روی آنرا صاف مینمایند ولی بوسیله محول اکالی میتوان این علائم را که ساختگی است پاک کرده واز بین برد.
کاغذ مورد جعل باید با پاکت تطبیق کند واغلب از جعلها را از نظر عدم تطبیق با پاکت و اختلاف زمان میتوان کشف نمود.
ضمائم و پیوست اسناد هم کمک بزرگی به کشف جعل مینمایند سن کاغذ با سن ضمائم باید برابری نماید و تقدم و تاخر آن دلالت بر مزور و مجعول بودن این اوراق مینماید.
منگنه کاغذ وسایر طرق پیوست کاغذ را از قبیل گیره و سنجاق و مفتول و غیره را باید بررسی کامل نمود و این اشیاء باید کاملاً متناسب با تاریخ ولادت مدرک و اسناد باشد واز روی منگنه و گیره و سوراخ اوراق میتوان به اصالت ومزور بودن اسناد پی برد.
از پاکیزگی اسناد – تا – چین – سوراخ لکه و انحراف عمودی خط و لبههای کاغذ میتوان به کیفیت و چگونگی سند پی برد و این نکات در موقع قضاوت باید مورد توجه و دقت واقع گردد.
===
دیگر موازی میباشد یا نه ونیز قسمت بالا و پائین کاغذ ملاحظه شودکه آیا با دست بریده شده و یا با قیچی ومقراض و آلات و ادوات دیگر.
یکی از اعمالیرا که جاعلین انجام میدهند و میخواهند در نتیجه آن افراد را اغفال نموده و پرده روی اعمال خودکشیده و آنرا مکتوم و مستور دارند تا یا چین کاغذ است حال باید دید تا چیست و چگونه تولید میشود.
برگ کاغذ عبارت از توده الیافی است که بهم فشرده شده و موقعی عمل تا صورت میگیرد به یک قسمت کاغذ فشار آمده بالا میآید و در طرف دیگر کاغذ ایجاد فرورفتگی خواهد نمود و چون حالت انعطافی و ارتجاعی کاغذ کم است نمیتواند به حالت اول عود نماید.
درجه تاثیری تای کاغذ بستگی با جنس و ضخامت و میزان فشار دست دارد.
هر تای کاغذ و لو یک مرتبه صورت گرفته باشد قطعاً الیاف دو طرف کاغذ را تغییر داده و اختلافی درآن الیاف ایجاد مینماید و سطح کاغذ در نتیجه این عمل ناهموار گردیده و اوصاف ذرات و خلل و فرج قسمت تا شده کاغذ را تغییر میدهد.
این تغییر ملازمه با تغییر اوصاف وامتداد و پهن شدن مرکب و جوهر در روی کاغذ خواهد داشت.
کاغذهای خوب ممکن است چندین مرتبه تا شود بدون اینکه آثار پارهگی در آن ایجاد شود در صورتیکه بعضی از کاغذها به محض اولین تای معمولی شکسته خواهد شد ونتایج و آثار تحریر در قسمتهیا تاشده به مقتضای شرایط فرق میکند.
کاغذ محکم و ضخیم شکسته نشده ولی صافی و همواری خود را حتی بعد از یک مرتبه تا شدن از دست میدهد وتولید برآمدگی تا دربیرون کاغذ و فرورفتگی ویا تقعر در داخل آن ایجاد میکند و معلوم مینماید که کلمه الحاقی بعد یا قبل از تا صورت گرفته است یانه.
خطوط و نوشته مربوط به قسمت تحدب وبرآمدگی مستعد برای پهن شدن بوده زیرا قلم به تا برخورد کرده و قسمت برآمدگی آن مانع سیر قلم میشود و اگر بلندی و برآمدگی زیاد باشد یک خلاء و شکافی در مسیر خط بین دو طرف تا پیدا میشود.
قسمت مقعر یا طرف داخلی کاغذ پائینتر و پستتر از قسمتهای دیگر آن میباشد و یک فرورفتگی در تمام عرض تای کاغذ ایجاد خواهد نمود و اگر تا چند مرتبه انجام گیرد پارهگی وشکستگی ایجاد نشده و آنرا متخلخل نخواهد نمود ولی قلم در موقع نوشتن پرش و جهش نموده و درخف کمی تغییر امتداد در قسمت تا پیدا شده ومسیر آنرا تغییر میدهد.
کاغذهائی که باالیاف چوب ساخته شدهاندبه آسانی شکسته میشوند زیرا الیاف آنها کوتاهتر از الیاف سایر کاغذها میباشد وجوهر و مرکب روی این کاغذها زیادتر از کاغذهای دیگر پهن میشود.
با توجه به این نکات و معانی معلوم میگردد که کلمات مندرجه قبل از تای کاغذ صورت گرفته است و یا بعد از این واین معانی در موردی تحقق پیدا میکند که مرکب وجوهر آن مایع و سیال باشد وکلیه این رسیدگیها بوسیله دستگاه عکاسی و ذرهبینهای دقیق که کلمات را چند برابر بزرگ میکند انجام خواهد گرفت.
این عوامل و نکات بهیچوجه در دستگاه قضائی ایران مورد توجه واقع نمیشود واغلب از رسیدگیها که بوسیله کارشناسان صورت میگیرد سطحی بوده وبدون داشتن آلات و ادوات ومعلومات کافی اظهار نظر در امور قضایای مرجوعه مینمایند و با جان ومال و حیثیات و شئونات و اعتبارات مردم بازی میکنند و حقوق مردم همیشه در مقابل جاعلین و سند سازها و تزویر کنندگان در خطر بوده وحیات سیاسی و اقتصادی و مالی و اداری افراد واجتماع متزلزل میباشد علت این است که کلیه امور فردی و اجتماعی در کشور ما جز اسقاط تکلیف چیز دیگری نبوده است.
خوردن که از ضروریات زندگی است در جامعه ما وجودندارد نتیجهای را که دیگران از خوردن میگیرند ما نمیگیریم زیرا جویدن درعرف مابلع کردن است و خوردن به مثابه تنقیه فوقانی میباشد و اغلب به اختلال معدی و سوء هضم وزخم معده و روده مبتلا هستیم و این عمل حیاتی در نزد ما جز اسقاط تکلیف چیز دیگری نیست.
چو معده خراب داریم خواب هم نداریم خواب ایرانی حالت نزع و جان کندن است و مانند دیگران نمیخوابیم تا مسمومیت روحی و جسمی از خود رفع نمائیم و خواب هم در عداد اسقاط تکلیف محسوب میشود.
زناشوئی هم در جامعه ما جز اسقاط تکلیف چیز دیگری نیست.
منظور از زناشوئی این است که در باغ زناشوئی تخم چون خودی بیفشانی تا نهالی برتر از خود به بار آوری و چرخ خود رو ایجاد کنی ولی زناشوئی در عرف ما نه تولید مثل است و نه تولید مافوق بلکه تولید مادون میباشد و بیان نیچه فیلسوف آلمانی که میگوید دیوانگیهای کوتاه و بیشمار در عرف شما عشق نامیده میشود و ازدواج شما حمق ممتدی است که باین قبیل دیوانگیها خاتمه میدهد در ما مصداق پیدا نموده است که عین عبارت را که به چندین زبان ترجمه شده است ذیلاً نقل میکنیم.
آلمانی
Viele kurze Torheiten-das heisst bei euch Liebe. Und eure Ehe macht vielen kurzen Torheiten ein Ende, als eine lange Dummheit.
انگلیسی
Many brief follies-that ye call love, and your marriage maketh an end of many brief follies with one long stupidity.
فرانسه
Beaucoup de breves follies,-c'est la ce que vous appelez amour. Et votre mariage met fin a beaucoup de breves folies, par une longue sottise.
عربی
ان ماتدعونه عشقاً انما هو جنون بتتالی نوبه بعد نوبه حتی یجییء زواجکم خاتما هذه الحماقات بالحماقه المستقره الکبری.
تفریح هم در عرف ما عرق و ورق و شیره و تریاک و بدگوئی از دیگران و پاپوش دوزی است و نتایج مطلوبیرا که دیگران از قبیل گردش و تماشان گل و سبزه و سینما و تئاتر و ورزشهای جسمی و روحی میگیرند جز تضررات و آلایشها چیزی عاید ما نمیشود زیرا این نوع عملیات هم در عداد اسقاط تکلیف میباشد.
شبانه روز که بیست و چهار ساعت میباشد به سه قسمت تقسیم شده است هشت ساعت برای کار هشت ساعت برای تفریح و هشت ساعت برای استراحت.
در جامعه ما نه کار وجود دارد نه تفریح و نه استراحت و از نظر عدم رعایت این اصول سه گانه نتایجی از امور و قضایا گرفته نمیشود.
عمل ما مانند گاو عصار است که شب و روز در حرکت بوده و ذرهای از مسیر خود تجاوز نمی نمائیم با این تفاوت که چشمان گاو عصار بسته است و ما با چشمان باز این حرکات و عملیات مذبوحانه را مینمائیم روزها را شب و شب ها را روز میکنیم بدون اینکهدر نیروی فکری و اندیشه ما تغییری حاصل شود و از ثمرات علوم و فنون و حیات کنونی بهره و سهمی داشته باشیم.
این تصنیف کاملاً در ما مصداق پیدا میکند.
دارم عجب روز و شبی وین خواب وین بیداریم
بقول فیلسوف آلمانی «انتحار تدریجی را در جامعه ما زندگی نام
نهاده اند»
Langsamer Selbstmord nennen wir Leben
هر اندیشه ای که از علوم و فنون ریشه نگرفته باشد موهوم است و عدمش به از وجود میباشد.
باید زندگانی را پیشرفت داد و بر رونق آن افزود تکامل یعنی ترقی و تفوق بر مشکلات زندگی است.
نوع تمایل و نوع ارزش دادن ماست که نوع تصورات و نوع فکر ما را معین مینماید.
طرز شناسائی ما منوط به مقاصد ماست و مقاصد ما بر پایه احساسات ما قرار گرفته اند.
طرز نظر بدنیا و موجودات است که افکار متفاوت را ایجاد میکند. باری یگانه عاملی که باید برای کشف هر حقیقتی بکار برده شود دقت و توجه بامور و قضایا میباشد تا افراد نسبت به امر یا قضیه ای دقت نکنند قضاوت نسبت بآن دشوار و مشکل خواهد بود زیرا توجه و دقت قوای روحیه را مضاعف مینماید.
دقت عبارت از تمرکز ارادی حواس است روی شیئی و قضیه معینی.
اشیاء بزرگ فقط دارای صور و جهات مختلفه نیستند اشیاء کوچک هم واجد همین اوصاف میباشند.
دقت در حکم ذره بینی است که کلیه سطوح و جوانب و قسمتهای اشیاء و امور و قضایا را بزرگ نموده و حقایق آنانرا در نظر ما جلوگر میسازد.
دقت و توجه از نمایشات و تجلیات فعالیت روح است و عملی است که بواسطه آن فکر و هوش بشر مدتی روی موضوعی بیش از موضوعات دیگر توقف و مکث مینماید.
بسط فکر و هدایت و ارشاد فکر بطرف نقطه واحدی دقت میباشد زیرا اشیاء در بادی امر و اولین نظر یک طرف خود را بما نشان میدهند معرفت شناسائی ما نسبت به اشیاء بانظر اجمالی ناقص و غالباً غلط می باشد هر قدر آن شییء و قضیه و موضوع را زیر نظر خود قرار دهیم بیشتر بتمام صور و اشکال قضایا و امور و جوانب مختلفه آن آشنائی پیدا مینمائیم.
از نیوتن انگلیسی پرسیدند که قانون ثقل را چگونه بدست آوردی جواب داد در نتیجه فکر متمادی.
دکارت وجود انسان را از فکر میداند فردی که فاقد فکر باشد بآن وجود نمیتوان اطلاق نمود که عین عبارت او بزبان لاتینی و فرانسه نقل میشود.
Cogito ergo sum.
Je pense donc je suis.
یعنی می اندیشم پس هستم یا فکر دارم پس وجود دارم.
بقاء هر فردی روی اندیشه آن فرد میباشد.
در اینصورت باید همیشه در تقویت فکر خود بکوشیم تا بیشتر از عمل دقت نتیجه بگیریم یا بضاعت و سرمایه علمی کم نتیجه نیکوئی عاید ما نخواهد شد زیرا چهره دنیا برحسب حالت روحی و فکری ما عوض میشود.
افکار خود را در دایره تنگ راکد و جامد نگذاریم.
برای کشف جعل باید به محصول فکری نبوغ و دها علماء فیزیک و شیمی که برای ما ایجاد کرده اند پی برد تا با توسل بآن وسایل بتوانیم پرده از روی مجهولات خود برداریم.
هرچه دیده بصیرت انسان بیناتر شود بجهل خود بیشتر پی می برد.
امروزه با قدرت علم میتوان تمام نیروهای مخفی خود را نمودار ساخت.
باید این مه غلیظی را که در افق دستگاه قضائی ما پدیدار شده است با نیروی علم و فن برطرف نمود. و قضاوت را از صورت کمی بصورت کیفی در آورد و به آمار بازی خاتمه داد.
بیائید خود را از نو بنا کنید و از برون و درون ذاتی خود استمداد طلبید و محیط زندگی را بشکلی که مطلوب جهان امروز است در آورید و هر روز بردسته ای از مشکلات فائق آمده و به بسیاری از رموزات و مکنونات دهر دسترسی پیدا خواهید نمود.
آدمی درعالم خاکی نمیآید بدست عالمی دیگربباید ساخت واز نو آدمی
این دعادی شب تحویل اول سال را همیشه شعار حیات روزانه خود قرار دهیم تا تحولی در کلیه شئون حیاتی ما پیدا شود یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن حال
وسایل علمی و فنی امروزه برقدرت و توانائی ما افزوده است.
علوم و فنون امروزه وسیله خوبی برای درک حقایق و پی بردن بشگفتی ها و اسرار و نظامات عالم بشمار میرود.
دنیای کنونی که ما در آن زندگی میکنیم هیچگونه شباهتی با دنیای نیاگان ما ندارد.
پیشرفت علم فیزیک و شیمی کمک بزرگی به کشف جعل نموده و دوربین های مختلف برای عکاسی اسناد و مشاهده خطوط اختراع شده است از قبیل ذره بین های مخصوصی که اشیاء را بصورت برجسته می بیند و آنرامیکروسکوپ استره او سکوپیک (
Microscope Stereoscopique) مینامند.
و همچنین عکاسی موجودات ریز که تشخیص آن با چشم مشکل است و این عمل را میکروفتوگرافی (
Microphotographie) نامیده میشود و معاینه اسناد بوسیله اشعه ماوراء بنفش (Ultra Violet) و اشعه مجهول رادیوسکوپی (Radioscopie) و عکاسی بوسیله اشعه مجهول – رادیوگرافی (Radiographie) و مواد شیمیائی و غیره که در کشف جعل بکار برده میشود و در مقالات بعد به نحو تفصیل طرق دیگر کشف جعل و انواع آنرا اگر حیاتی باقی باشد شرح خواهیم داد.

منبع:http://www.ghavanin.ir/PaperDetail.asp?id=1076

محمدحسنی
موسسه حقوقی عدل محمدحسنی (شماره ثبت31619) انجام امور وکالت و ارائه کلیه خدمات حقوقی توسط گروه وکلای دادگستری . تلفن تماس تهران : 66342315 چهت اطلاعات بیشتر به وب سایت موسسه مراجعه شود : http://mohammadhassani.ir/
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :