- آثار تحصیل تابعیت ایران (۱)
- آدم ربایی (۱)
- آزادی مشروط در آمریکا (۱)
- آزمونdna (۱)
- آلات قمار (۱)
- ابرا (٢)
- اتانازی (۳)
- اتباع خارجه (۱)
- اتلاف (٢)
- اثبات (۱)
- اثبات ابوت یا نسب (۱)
- اثبات قتل (٢)
- اجاره (٢)
- اجاره بشرط تملیک (۱)
- اجاره به شرط تملیک (۱)
- اجاره بها (۱)
- اجرای احکام (۱)
- اجرای تعهد (۱)
- اجرای چک از طریق سازمان ثبت اسناد و املاک کشور (۱)
- اجرای حد (۱)
- اجرای حکم (۱)
- اجرای علنی حدود (۱)
- اجرت المثل (۱)
- اجماع (٢)
- احوال شخصیة (۱)
- احکام (۱)
- احکام دیه (۱)
- اخبار (۱)
- اختلاس (۸)
- اختلافات مرتبط با عرضه خودرو (۱)
- اختلال روانی (۱)
- اخذ به شفعه (٢)
- اخذ کفیل یا وثیقه (۱)
- اخلاق وکالت (۱)
- ادلّهی الکترونیکی (۱)
- اذن مقتول (۱)
- اراده (۳)
- اراضی زراعی (۱)
- ارتداد (۳)
- ارتشا (٢)
- ارتشاء (٧)
- ارتکاب بزه (۱)
- ارث (٤)
- ارث زن ومرد (۱)
- ارث زوجه (۱)
- ارث زوجه از اموال منقول (۱)
- ارزش پول (٢)
- ارزش معاملاتی (۱)
- ارش (٧)
- ارش جنایت (۱)
- ارکان بزه (۱)
- ارکان و عناصر قتل عمد (۱)
- از کمک به مصدومین و رفع مخاطرات جانی (۱)
- ازدواجهای اینترنتی؛ (۱)
- ازدواج مرد خارجی و زن ایرانی (۱)
- اسباب ضمان (۱)
- استصحاب (۱)
- استفاده از سند مجعول (٢)
- استقلال قضائی (۱)
- استقلال قضات (۱)
- استیلای مالک (۱)
- اسقاط حق (۱)
- اسقاط مالم یجب (۱)
- اسم تجارتی (۱)
- اسناد (٤)
- اسناد الکترونیکی (۱)
- اسناد بازرگانی (۱)
- اسناد تجاری (۸)
- اسنادرسمی (۱)
- اسنادعادی (۱)
- اشاعه اکاذیب (۱)
- اشتباه (٤)
- اشتباه بر مسئولیت کیفری (۱)
- اشتباه قاضی (۱)
- اشتراک تلفن همراه (۱)
- اشخاص حقوقی (٢)
- اشخاص ممنوعالمعامله (۱)
- اصالت سند (۱)
- اصاله الصحه (۱)
- اصاله اللزوم (۱)
- اصل 44 (۱)
- اصل برائت (٢)
- اصل صحت عمل غیر (۱)
- اصلاحیه قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر (۱)
- اصول حقوقی حاکم بر ماهواره ها (۱)
- اصول فقه (۱)
- اضطرار (٢)
- اضطرار در حقوق مسؤولیت مدنی (۱)
- اعتبار امر مختوم بها (۱)
- اعتبار علم قاضی (۱)
- اعتبار علم قاضی در صدور حکم (۱)
- اعتراض ثالث (۱)
- اعراض (۱)
- اعراض از ملک (۱)
- اعسار (٧)
- اعمال پزشکی (۱)
- اعمال تجاری (۱)
- اعمال ماده 18 (٢)
- افترا (۱)
- اقاله (۱)
- اقدام به جرم (۱)
- اقدامات تامینی (۱)
- اقرار (٦)
- اقرار العقلاء (۱)
- اقرار به نمایندگی (۱)
- اقرارنامه نسب (۱)
- اقلیت های مذهبی (۱)
- اقلیتهای مذهبی (۱)
- التزام به عقد (۱)
- اماره قانونی، (۱)
- اماره قضایی، (۱)
- امضای چک (۱)
- امضای چک (آن هم در متن و ظهر) (۱)
- امضای دیجیتال (۱)
- املاک رهنی (۱)
- امنیت اقتصادی (۱)
- امنیت انسانی (۱)
- امنیت ملی (۱)
- اموال بازداشتی (۱)
- اموال غیر منقول (۱)
- اموال منقول (۱)
- امور عام المنفعه (۱)
- امورمالیاتی (۱)
- امین موقت (۱)
- انتخابات مجلس (۱)
- انتقال به غیر (۱)
- انتقال مال غیر (٤)
- انحلال قهری عقد وکالت (۱)
- انشای رای (۱)
- انصراف از مالکیت (۱)
- انگشتنگاری (۱)
- انواع دیه کامله (۱)
- اهدای اسپرم (٢)
- اهدای تخمک (٢)
- اهدای جنین (۳)
- اوفوا بالعقود (۱)
- اولیای دم مقتول (۱)
- اولیای دم، (۱)
- اکراه (۳)
- اکراه در قرارداد (۱)
- ایام تعلیق مستخدم (۱)
- ایدز (۱)
- ایفای تعهد (۱)
- ایقاع (۳)
- ایقاعات (۱)
- با ارث (۱)
- بازدارنده (۱)
- بازداشت موقت و حقوق شهروندی در فرانسه (۱)
- باشگاه ورزشی (۱)
- باغات (۱)
- بایع (۱)
- بخشنامه رئیس قوه قضاییه،دیه سال 1391 (۱)
- بدل حیلوله (۱)
- بدهی یک خط تلفن (۱)
- برائت (۱)
- برات (۳)
- برحق معنوی (۱)
- بررسی عناوین مجرمانه (۱)
- بررسی موضع حقوقی آلمان ، انگلیس ، ایتالیا ، فرانسه (۱)
- بزه (۱)
- بزهدیدگان (۱)
- بزهدیدهشناسی (۱)
- بزهکاری (۱)
- بزهکاری اطفال (۱)
- بطلان یا عدم نفوذ معاملات (۱)
- بلوغ (۱)
- بهای خواسته (۱)
- بهره (٢)
- بهره وزیان دیرکرد (۱)
- بیتالمال (۱)
- بیع (٥)
- بیع زمانی (۱)
- بیع کالی به کالی (٢)
- بیعانه (۱)
- بیمه (۳)
- بیمهنامه (۱)
- بیمه شخص ثالث (٢)
- بیمه عمر (٢)
- بیمه گذار (۱)
- بینه (٢)
- پرونده هموفیلیها (٢)
- پزشک قانونی (۱)
- پست الکترونیک (۱)
- پول (٤)
- پول الکترونیک (۱)
- پولشویی (٢)
- پیامهای الکترونیکی (۱)
- پیش بها (۱)
- پیشگیری از جرم (۱)
- پیشگیری از وقوع جرم (۳)
- پیوند اعضا (٢)
- پیوند عضو (۱)
- تأخیر تأدیه (۱)
- تأمین دیه و ضرر و زیان از بیت المال (٢)
- تابعیت (۳)
- تابعیت اطفال (۱)
- تابعیت ایران (۱)
- تابعیت فرزندان (۱)
- تاجر ورشکسته (۱)
- تاخیر تادیه (۱)
- تایم شر (۳)
- تبدیل تعهد (۱)
- تبدیل مال موقوفه (۱)
- تبعیض (۱)
- تجارت الکترونیک (٤)
- تجارت الکترونیکی (٢)
- تجارت خارجی (۱)
- تجاوزبه عنف (۱)
- تجدید نظر (۱)
- تجهیزات ماهواره (٢)
- تجویز انتقال منافع مورد اجاره (۱)
- تحصیل تابعیت (۱)
- تحصیل مال نامشروع (۱)
- تخفیف حکم (۱)
- تخلفات ساختمانی (۱)
- تخلیه (٤)
- تخلیه اماکن تجاری (۱)
- تخلیه مورد اجاره به لحاظ انتقال به غیر (۱)
- تخلیه یک باب مغازه (۱)
- تخییر (۱)
- تدرء الحدود بالشبهات (۱)
- تدلیس (٢)
- ترک فعل (۱)
- تسبیب (۱)
- تسعیر (۱)
- تشریح (۱)
- تشریح اجساد (۱)
- تشریح اجساد مسلمانان (۱)
- تشریح اجساد کفار (۱)
- تشویش اذهان عمومی (۱)
- تصادف رانندگی (۱)
- تصادفات رانندگی (۱)
- تصرف (۱)
- تصرف عدوانی (۳)
- تصرف غیر قانونی در اموال دولتی (٢)
- تصرف غیرقانونی (۱)
- تصرفات شریک (۱)
- تصرفات عدوانی (۱)
- تصرفات قانونی و غیر قانونی (۱)
- تصویب قوانین (۱)
- تضامن (۱)
- تضمین کالا (۱)
- تطفیف (۱)
- تعارض ادله (۱)
- تعدد معنوی جرم (٢)
- تعدی و تفریط (۱)
- تعدی یا تفرط (۱)
- تعدیـل اجـاره بهـا (۱)
- تعدیل قرارداد (۱)
- تعرفه خدمات قضایی (۱)
- تعزیر (۳)
- تعزیرات (۱)
- تعقیب مقدماتی (۱)
- تعلیق قاضی (۱)
- تعهد (۳)
- تعهد تجاری (۱)
- تعهد یک طرفی (۱)
- تعهدات (۳)
- تعهدات افراد (۱)
- تعیین مصادیق و محتوای مجرمانه (۱)
- تعیین میزان خسارت (۱)
- تغلیظ دیه (۱)
- تغییر تاریخ تولد (۱)
- تغییر جنسیت (۱)
- تغییرات قانون مجازات اسلامی (۱)
- تغییراحکام (۱)
- تفاضل دیه (۱)
- تفسیر قوانین و قراردادها (۱)
- تفویت منفعت (۱)
- تقسیط (٢)
- تقسیط جزای نقدی (٢)
- تقسیط محکومبه (۱)
- تقسیم ترکه غیرمنقول (۱)
- تقسیم مسئولیت بین اسباب مشترک (۱)
- تقصیر (۱)
- تقصیر از نوع فعل سلبی یا ترک فعل (۱)
- تلف قبل از قبض (۱)
- تلف کردن چک (۱)
- تلف یا خسارت (۱)
- تلقیح مصنوعی (۱)
- تملیک مجانی (۱)
- تنزیل (۱)
- تنصیف ارش مازاد بر ثلث دیه زنان (٢)
- توارث مسلمان و کافر (۱)
- توبه (٢)
- توبه محارب (۱)
- تودیع خسارت احتمالی چک (۱)
- تورات (۱)
- تورم (۱)
- توسعه اجتماعی (۱)
- توسعه اقتصادی (۱)
- تکمیل قرارداد (۱)
- ثبت اختراع (۱)
- ثبت سند (۱)
- ثبت علامت ونام تجاری (۱)
- ثمن (۱)
- جامعه (۱)
- جبران خسارات (۱)
- جبران خسارت (۳)
- جرائم علیه امنیت (۱)
- جرائم علیه امنیت ملت و دولت (۱)
- جرائم عمدی (۱)
- جرائم غیرقابل گذشت (۱)
- جرائم مستوجب حد (۱)
- جرایم اقتصادی (۱)
- جرایم اینترنتی (۱)
- جرایم رانندگی (۱)
- جرایم رایانهای (۱)
- جرایم رایانه ای (۱)
- جرایم سازمانیافته (۱)
- جرایم علیه اموال ومالکیت (۱)
- جرایم و مجازات (۱)
- جرم (۸)
- جرم انگاری (۱)
- جرم پولشویی (۱)
- جرم سازمان یافته (۱)
- جرم سرقت (۱)
- جرم سقط جنین (۱)
- جرم شناسان (۱)
- جرم شناسی (۱)
- جرم مشهود (۱)
- جـــرم، اجتــــماع، اقلــــیم (۱)
- جریمههای تخلفات رانندگی (۱)
- جریمه تأخیر (۳)
- جریمه دیرکرد (٢)
- جزای نقدی (٢)
- جعل (۱٦)
- جعل سند عادی (۱)
- جعل عنوان (٢)
- جعلی بودن سند ملک (۱)
- جنایات جنگی؛ (۱)
- جنون (۱)
- جنون مجرم (۱)
- جنین (٤)
- جهات عامه (۱)
- جهاد اقتصادی (۱)
- جهان سوم (۱)
- جهل (۱)
- جواز فروش مال موقوفه (۱)
- چک (۳٥)
- چک امانی (۱)
- چک بدون تاریخ (۱)
- چک بلامحل (٢)
- چک پول (۱)
- چک تضمینی (۱)
- چک سفید امضاء (۱)
- حادثه رانندگی (٢)
- حادثه رانندگی، (۱)
- حالت خطرناک (۱)
- حاکم شرع (۱)
- حاکمیت اراده (۱)
- حاکمیت ملی (۱)
- حبسزدایی (۱)
- حد (٤)
- حدود (٦)
- حذف مجازات سنگسار، (۱)
- حرمت خمر (۱)
- حرمت زنا (۱)
- حق (٥)
- حق و تو (۱)
- حق اختراع (۳)
- حق اشتغال (۱)
- حق تمتع، (۱)
- حق دفاع (۱)
- حق دینی (۱)
- حق فسخ (۱)
- حق معنوی مؤلف (۱)
- حق مولف و مصنف (۱)
- حق کسب و پیشه (۱)
- حق کسب و پیشه و تجارت (٢)
- حق کسب یا پیشه و سرقفلی (۱)
- حق کلی اجرای حقوق (۱)
- حقوق (٢)
- حقوق اداری (۱)
- حقوق اداری در نظامهای غیر متمرکز (۱)
- حقوق اداری در نظامهای متمرکز (۱)
- حقوق اسلامی (٢)
- حقوق اقلیت ها (۱)
- حقوق بشر (٢)
- حقوق بینالملل (٢)
- حقوق بین الملل (٧)
- حقوق پزشکی (٢)
- حقوق تجارت الکترونیک (۱)
- حقوق تجارت بینالملل (۱)
- حقوق تجارت بین الملل (٢)
- حقوق تطبیقی (۱)
- حقوق خویشاوندان (۱)
- حقوق دوران عدم اشتغال (۱)
- حقوق دیپلماتیک (۱)
- حقوق سازمان تجارت جهانی (۱)
- حقوق مالکیت صنعتی (۱)
- حقوق مالکیت فکری (۱)
- حقوق مالی و معنوی (۱)
- حقوق مدنی (۱)
- حقوق مسؤولیت مدنی (۱)
- حقوق معنوی (٢)
- حقوق ورزشی (۱)
- حقوق کار (۱)
- حقوق کامن لا (۱)
- حقوق کلی مدنی (۱)
- حقوق کودک (۱)
- حقوق کودک، (۱)
- حقوق کیفری (٤)
- حمل (۳)
- حوادث رانندگی (۳)
- حوادث رانندگی رانندگی (۱)
- حوادث غیر مترقبه (٢)
- حوادث ناشی از کار، (۱)
- حوادث ورزشی (۱)
- حواله (۳)
- حکم (۳)
- حکم حکومتی (۱)
- حکم غیابی (۱)
- حکمیت (۱)
- حکومت اسلامی (۱)
- حکومت قانون (۱)
- خارجیان مقیم ایران (۱)
- خدعه (۱)
- خرید و فروش املاک رهنی (۱)
- خسارات معنوی (۱)
- خسارات ناشی از تصادفات (۱)
- خسارت (٢)
- خسارت تاخیر تادیه دین (۱)
- خسارت افزون بر دیه (٢)
- خسارت افزون بر دیه بردیه (۱)
- خسارت تأخیر تأدیه (٧)
- خسارت تاخیر تادیه (٤)
- خسارت دیرکرد (۱)
- خسارت زائد بردیه (٢)
- خسارت عدم النفع (۱)
- خسارت قراردادی (۱)
- خسارت مادی (۱)
- خسارت مازاد بر دیه (۱)
- خسارت مالی (۱)
- خسارت معنوى (۱)
- خسارت معنوی (٤)
- خسارت ناشی از عدم یا تاخیر از انجام تعهد (۱)
- خسارت وارده به اتومبیل (۱)
- خسارتهای بدنی افراد (۱)
- خطای قضایی (۱)
- خلع ید (٦)
- خمس (۱)
- خود کشی (۱)
- خودرو (۱)
- خیار (۱)
- خیار غبن (٢)
- خیارات (٢)
- خیارات قانونی (۱)
- خیانت در امانت (۱٠)
- دادخواست (۱)
- دادرسی فوری (۱)
- دادستان (۱)
- دادگاه عالی انتظامی قضات (۱)
- دادگاه کیفری بین المللی (۱)
- دادوستد خردسالان (۱)
- دارو (۱)
- داروفروش (۱)
- داوری (۱)
- داوری زنان (۱)
- در قانون اساسى (۱)
- درآمدهای مالی قاضی ) (۱)
- دراقامه دعاوی حقوقی (۱)
- درک مبیع (۱)
- دریای خزر (۱)
- دستفروشی (۱)
- دستور متوقف (۱)
- دستور موقت (۱)
- دعاوی تجاری (۱)
- دعاوی طاری (۱)
- دعاوی غیر مالی (۱)
- دعاوی غیرمالی (۱)
- دعاوی مالی (٢)
- دعوای جلب ثالث (۱)
- دعوای متقابل (۱)
- دعوای ورود ثالث (۱)
- دفاتر اسنادرسمی (۱)
- دفاع و نقص حکم قصاص (۱)
- دفاع و نقض حکم قصاص (۱)
- دلیل باطل (۱)
- دموکراسی (۱)
- دو معامله در یک معامله (۱)
- دوجنسیت (۱)
- دیات (۱)
- دین (٢)
- دینار (۱)
- دیه (٢۳)
- دیه 1391 (۱)
- دیه اقلیتهای مذهبی (۱)
- دیه اهل ذمه (۱)
- دیه به قطع و شکافتن اعضا (۱)
- دیه زنان (٢)
- دیه ماه حرام (۱)
- دیه ماه غیرحرام (۱)
- دیه کامله در ماههای غیرحرام، 1391، (۱)
- دیوانهای کیفری (۱)
- دیوان اروپایی (۱)
- دیوان عدالت اداری (٢)
- دیوان کیفری بین المللی (۱)
- دیون (٢)
- رأی وحدت رویه دیوانعالی کشور (۱)
- رابطه امانی (۱)
- رابطه سببیت (۱)
- رابطه فقه و حقوق (۱)
- راشی (۱)
- راهن (۱)
- ربا (٧)
- رباخواری (۱)
- ربودن طفل (۱)
- رحم جایگزین (۱)
- رد مال در انتقال مال غیر (۱)
- رژیم حقوقی دریای خزر (٢)
- رشاء (۱)
- رشوه (۳)
- رضا (۱)
- رفع تجاوز و ید (۱)
- رفع تصرف (۱)
- رهن (۸)
- رهن دین (۱)
- روان پزشکی (۱)
- روانشناسان (۱)
- ریسک ناشی از تلف یا خسارت (۱)
- زبانشناسی قانونی (۱)
- زبانشناسی قضایی (۱)
- زبانشناسی محکمهای (۱)
- زبانشناسی حقوقی (۱)
- زبان ساده حقوقی (۱)
- زبانشناسی حقوقی (۱)
- زمان (۱)
- زمان و محل وقوع عقد (۱)
- زنا (۳)
- زنای محصنه (۱)
- زندانهای کوتاه مدت (٢)
- زنده متولد شدن حمل (۱)
- زوجین نابارور (۱)
- ساخت موضوعی (۱)
- ساخت و سازهای غیر مجاز (۱)
- سازش (۱)
- سازمان ملل (۱)
- ستاد دیه (۱)
- سدمعبر (۱)
- سرقت (٢)
- سرقتمسلحانه (۱)
- سرقت از حرز (۱)
- سرقت در نظامهای حقوق ایران و انگلستان (۱)
- سرقت مال مشاع (٢)
- سرقفلی (۱۱)
- سرقفلی ، حق کسب و پیشه و تجارت (۳)
- سفته (۸)
- سفید امضا (۱)
- سفید امضاء (۳)
- سقط جنین (٢)
- سقوط تعهدات (٢)
- سقوط مجازات (۱)
- سلب حق (۱)
- سن بلوغ (۱)
- سن مسئولیت کیفری (۱)
- سن مسوولیت کیفری (۱)
- سنت (۱)
- سند (٢)
- سند تجارى (۱)
- سند مجعول (۳)
- سنگسار (۱)
- سود بانکی (۱)
- سوگند (۳)
- سکوت (۱)
- سکوت باکره در نکاح (۱)
- سکوت در خیار فسخ (۱)
- سکوت هنگام ولادت (۱)
- شبهات بدوی، (۱)
- شبهات مصداقی (۱)
- شبهات مفهومی (۱)
- شبهه (٢)
- شخص ثالث (۱)
- شخصیت اشخاص حقوقی (۱)
- شخصیت دولت (۱)
- شخصیت معنوی (۱)
- شخصیت های حقوقی (۱)
- شراب (۱)
- شرب خمر (۱)
- شرط قراردادی (۱)
- شروع به جرم (٢)
- شروع به قتل (۱)
- شروع به قتل عمدی (۱)
- شروع به کلاهبرداری (۱)
- شرکتهای تجاری (۱)
- شرکتهای لیزینگ (۱)
- شرکت تجاری (۳)
- شرکت مدنی (۱)
- شرکت های سهامی (۱)
- شرکتها (۱)
- شرکتهای بیمه (۱)
- شناسنامه (٢)
- شنود (۱)
- شنود غیرمجاز (۱)
- شهادت وامارات (۳)
- شهروندان غیرمسلمان (۱)
- شورا (۱)
- شوراهای حل اختلاف (٢)
- شورای پزشکی عمومی (۱)
- شورای حل اختلاف (٤)
- شورای عالی انقلاب فرهنگی (۱)
- شکنجه (۱)
- صاحب حساب (۱)
- صادر کننده چک (۱)
- صحت (۱)
- صدقات جاریه (۱)
- صدمات شغلی (۱)
- صدور شناسنامه (۱)
- صدور قرار تامین خواسته چک (۱)
- صغیر ممیز (۱)
- صفات قاضی (۱)
- صلاحیت دادگاه کیفری بین المللی (۱)
- صلاحیت دولتها (۱)
- صلاحیت عام و مطلق (۱)
- صلـــــــح (۱)
- صلح و سازش (۱)
- ضامن (٤)
- ضامن معتبر (۱)
- ضرر (۱)
- ضرر معنوی (۱)
- ضرر و زیان ناشی از جرم (۱)
- ضرورت (۱)
- ضرورت و اضطرار (۱)
- ضمان (٥)
- ضمان درک (۱)
- ضمان عاقله (۱)
- ضمان فروشنده (۱)
- ضمان قهری (۱)
- ضمان مالی (۱)
- ضمان مضارب (۱)
- ضمان معاوضی (٢)
- ضمانت (۳)
- ضمانت اجراء (۱)
- ضمانتنامه های بانکی (۱)
- طب قانونی (۱)
- طرح صنعتی (۱)
- طرف معامله (۱)
- طریقه عزل وکیل در وکالتنامه رسمی (۱)
- ظهر نویس (٢)
- ظهر نویسی (۱)
- ظهرنویس و ضامن چک (۱)
- ظهرنویسان (۱)
- ظهرنویسی (۱)
- عاریه (۱)
- عاقله (۱)
- عام و خاص (۱)
- عدمالنفع (۱)
- عدم النفع (٢)
- عدم النفع در تبصره ۲ ماده ۵۱۵ (۱)
- عدم انجام تعهد (٢)
- عدم انجام قرارداد (۱)
- عدم تأدیة دین (۱)
- عدم نفوذ معاملات (۱)
- عرف (٢)
- عزل وکیل (۳)
- عسر و حرج (٤)
- عقب ماندگی ذهنی (۱)
- عقد (٥)
- عقد بیع (۱)
- عقد رهن (۱)
- عقد ضمان (٢)
- عقد فاسد (۱)
- عقد قرض (٢)
- عقد مضاربه (٢)
- عقد وکالت (۱)
- عقدرهن (٢)
- عقل (۱)
- عقود (۱)
- عل عناوین دولتی (۱)
- علامت تجارتی (۱)
- علامت تجاری (۱)
- علایم تجاری (۱)
- علم ژنتیک (۱)
- علم قاضی (٢)
- عمدی بودن قتل (۱)
- عملیات ورزشی (۱)
- عنصر روانی (۱)
- عنصر روانی جرم قتل (۱)
- عنصر مادی شرکت در جرم (۱)
- عنصر معنوی (۱)
- عین مستأجره تجاری (۱)
- عیوب (٢)
- عیوب اراده و رضا (۱)
- غصب (٢)
- غیر مسلمان (۱)
- غیر منقول (۱)
- فتاوای فقیهان در مورد دیه کامله (۱)
- فتاوی فقهی (۱)
- فتوا (٢)
- فتوی (۱)
- فرار از دین (٢)
- فرزند کشی (۱)
- فرس ماژور (۱)
- فرهنگ دادرسی (۱)
- فروش مال غیر (٤)
- فریب (٢)
- فساد (٢)
- فساد بیع (۱)
- فسادمالی (٢)
- فسخ (۱)
- فسخ اجارهنامه (۱)
- فسخ خیار (۱)
- فسخ معامله (٢)
- فسخ موکل (۱)
- فضای مجازی (۱)
- فعل زیانبار (۱)
- فقه (۱)
- فقه و مساله قانون (۱)
- فنآوری اطلاعات و ارتباطات (۱)
- فوت منفعت (۱)
- فورس ماژور (۳)
- فک رهن (٢)
- قاچاق (۱)
- قاچاق انسان، (۱)
- قاچاق زنان (۱)
- قاضی (٤)
- قاعده إصاله اللزوم (۱)
- قاعده اتلاف (۱)
- قاعده ارش (۱)
- قاعده استحسان (۱)
- قاعده اصالة اللزوم (٢)
- قاعده اصاله اللزوم (۱)
- قاعده اضطرار (۱)
- قاعده اقرار العقلاء (٢)
- قاعده تسامح (۱)
- قاعده تسبیب (۱)
- قاعده درء (٢)
- قاعده درء، (۱)
- قاعده سابقه در حقوق کامن لا (۱)
- قاعده صحت (۱)
- قاعده غرور (۱)
- قاعده فقهی (۱)
- قاعده لاضرر (۱)
- قاعده میسور (۱)
- قانون (٤)
- قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور (۱)
- قانون اساسی آمریکا (۱)
- قانون تجارت الکترونیکی (۱)
- قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی (۱)
- قانون حمایت از حقوق مؤلفان (۱)
- قانون خدمت وظیفه عمومی (۱)
- قانون روابط موجر و مستأجر (۱)
- قانون روابط موجر و مستاجر در اماکن تجاری (۱)
- قانون عملیات بانکی بدون ربا (۱)
- قانون ماهواره (۱)
- قانون محکومیتهای مالی، (۱)
- قانون مدنی (۱)
- قانون مسؤولیت مدنی (۱)
- قانون نظارت بر عملکرد قضات (۱)
- قانون کار (٢)
- قانونگذاری (۱)
- قبح عقاب بلابیان، (۱)
- قبض (۱)
- قتل (٤)
- قتل عمد (۱)
- قتل از روی ترحم (۱)
- قتل زن (۱)
- قتل شبه عمد (۱)
- قتل عمد (۱)
- قتل عمدی (۱)
- قتل غیرعمدی (۱)
- قتل فرزند (٢)
- قتل ناشی از اشتباه در هدف (٢)
- قرار (۳)
- قرار اناطه (۱)
- قرار بازداشت موقت (۱)
- قرار منع تعقیب (۱)
- قرار وثیقه (۱)
- قرارداد (٥)
- قرارداد الحاقی (۱)
- قرارداد بیمه (۱)
- قرارداد عدم تجارت (۱)
- قرارداد ورزشی (۱)
- قرارداد کار (۱)
- قراردادهای الکترونیکی (۱)
- قراردادهای بازرگانی بین المللی (۱)
- قراردادهای بین المللی (۱)
- قراردادهای تجاری (٢)
- قراردادهای خصوصی (۱)
- قراردادهای مالی (۱)
- قرارهای تأمین کیفری (۱)
- قسامه (۱)
- قصاص (۱۱)
- قصاص زنان (۱)
- قصاص، (٢)
- قصورات پزشک (۱)
- قضا (٢)
- قضات (۱)
- قضاوت (٦)
- قضاوت در اسلام (۱)
- قطع اعضای میت (۱)
- قطع ید (۱)
- قوادی (۱)
- قوانین آمریکا (۱)
- قوانین پزشکی (۱)
- قوانین موضوعه (۱)
- قولنامه (۱)
- قولنامه معارض (۱)
- قوه قاهره (۳)
- قوه قهریه (۱)
- قوه مجریه (۱)
- قیاس (۱)
- قیاس فقهی (۱)
- قیمت دیه (۱)
- گذشت شاکی خصوصی (۱)
- گفتمان حقوق بشر (۱)
- لایحه آییندادرسی کیفری (۱)
- لواط (۱)
- لوث (۱)
- لیزینگ (۱)
- مؤجر (۱)
- مؤلفان (۱)
- مادران ایرانی (۱)
- مادرجایگزین (۱)
- ماده 100 قانون شهرداری ها (۱)
- ماده ۶۹۰ قانون مجازات اسلامی (۱)
- مازاد بر ثلث دیه زنان (٢)
- مال التجاره (۱)
- مال مشاع (۱)
- مال مشترک (۱)
- مالکیتهای صنعتی (۱)
- مالکیتهای فکری (۱)
- مالکیت زمانی (۱)
- مالکیت ادبی ، هنری (۱)
- مالکیت ادبی و هنری (۱)
- مالکیت در تجارت بین الملل (۱)
- مالکیت زمانی (٢)
- مالکیت صنعتی (۳)
- مالکیت فکری (٦)
- مالکیت مشاع (۱)
- مالکیت مشترک (۱)
- مالکیت معنوی (۸)
- مالکیت موقت (۱)
- مالیاتهای حکومتی (۱)
- ماموران دولتی (۱)
- ماهواره (٢)
- ماهیت تعهّد (۱)
- ماهیت قانونگذاری (۱)
- ماهیت قواعد حقوقی (۱)
- مایندگی (۱)
- مبایعه نامه (٢)
- مبدا محاسبه ی خسارت تاخیر تادیه (۱)
- مبنا و ملاک تعزیر (۱)
- مبنای تعهد (۱)
- مبیع (۱)
- متن لایحه آییندادرسی کیفری (۱)
- مجازات (٤)
- مجازات اعدام (۱)
- مجرم (٢)
- مجلس (۱)
- مجلس خبرگان (٢)
- مجلس شورای اسلامی (۱)
- مجمع تشخیص مصلحت نظام (٢)
- مجنی علیه (۱)
- محرومیت از حقوق اجتماعی (۱)
- محل کسب و پیشه (۱)
- محل کسب وپیشه (۱)
- محل کسب، پیشه یا تجارت (۱)
- محکومیتهای مالی (۱)
- مخفی کردن دیگری (۱)
- مدارک (۱)
- مدعیالعموم (۱)
- مدلهای اخلاق حرفه ای وکالت (۱)
- مدنی (۱)
- مراجع ثبتی (۱)
- مراجع رسیدگی به اختلافات مالیاتی (۱)
- مراقبت الکترونیکی (۱)
- مرتهن (٤)
- مرزهای سرزمینی (۱)
- مرگ داوطلبانه (٢)
- مرگ مغزی (۱)
- مرهون (٢)
- مرور زمان (٥)
- مرور زمان اسناد تجاری (۱)
- مزاحمت تلفنی (۱)
- مزایده سرقفلی (۱)
- مسئولیت (۱)
- مسئولیت بدو ن تقصیر (٢)
- مسئولیت بیت المال در پرداخت دیه (۱)
- مسئولیت بیت المال، (۱)
- مسئولیت پزشک (۱)
- مسؤولیت تضامنی (۱)
- مسئولیت تضامنی (۱)
- مسئولیت جزایی (۱)
- مسئولیت در رسانه ها (۱)
- مسؤولیت دولت (۱)
- مسؤولیت مدنی (۳)
- مسئولیت مدنی (۱۱)
- مسئولیت مدنی بین المللی (۱)
- مسئولیت مدنی دولت (٢)
- مسئولیت مدنی قضات (۱)
- مسؤولیت مدنی، (۱)
- مسئولیت کیفری (۱)
- مسئولیت کیفری صغیر (۱)
- مسئولیت کیفری ناشی از عملیات ورزشی (۱)
- مسئوولیت مدنی (۱)
- مسائل حکمی (۱)
- مسائل موضوعی (۱)
- مستأجر (٥)
- مستاجر (٦)
- مستثنیات دین (٥)
- مستقرض (۱)
- مسوولیت مدنی (۳)
- مسوولیت مدنی پزشک (۱)
- مسوولیت مدنی قراردادی (۱)
- مسوولیت مدنی قهری (۱)
- مسوولیت کیفری (٢)
- مشتری (۱)
- مشروبات الکلی (٢)
- مشروعیت سیاسی (۱)
- مشمولین نظام وظیفه (۱)
- مشکلات روانی (۱)
- مصادیق محتوای مجرمانه (۱)
- مصنفان (۱)
- مصونیت پارلمانی (۱)
- مصونیت سیاسی (۱)
- مصونیتهای دیپلماتیک (۱)
- مطالبه ضرر و زیان مازاد بر دیه و ارش (۱)
- مطبوعات (۱)
- معاملات (٢)
- معاملات بین المللی (۱)
- معاملات فضولی (۱)
- معامله (۱)
- معامله به قصد فرار از دین (۱)
- معامله ربوی در حالت جهل و اضطرار (۱)
- معامله معارض (۱)
- معاهدات (٢)
- معاهدات بین المللی (۱)
- معاهدههای بینالمللی (۱)
- معاونت در جرم (٢)
- معرفی اموال (۱)
- معسر (۱)
- مفاسد (۱)
- مفتری (۱)
- مقررات بین المللی مربوط به دریاها (۱)
- ممنوعالمعامله نمودن (۱)
- منابع فقهی (۱)
- منابع حقوقی (۱)
- منافع ممکنالحصول (۱)
- مهلت برای انشای رای (۱)
- مهلت پرداخت دیه (۱)
- مواد مخدر (٢)
- مواردفسخ معامله (٢)
- موجر (٩)
- موجر و مستأجر (۱)
- موسر (۱)
- موقوفه (۱)
- موکل (٥)
- مکاتب حقوقی (۱)
- مکان (۱)
- مکره (۱)
- میراث مرتد (۱)
- میزان دیه سال 1390 (۱)
- میزان دیه سال 89 (۱)
- نام خانوادگی مادر (۱)
- نام تجاری (۱)
- نذر (۱)
- نرخ دیه سال 1391 (۱)
- نسقهای زراعی (۱)
- نظارت (۱)
- نظام اتهامی (۱)
- نظام قضایی (۱)
- نظرات مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه (٢)
- نظم حقوقی (۱)
- نفع متهم (۱)
- نفقه (۱)
- نقد نگارشی آرای قضایی (۱)
- نقدی بر قانون جدید صدور چک، (۱)
- نقش شخص ثالث در روند اجرای احکام (۱)
- نقش شورای حل اختلاف (۱)
- نقش عرف در ایران (۱)
- نقص عضو (۱)
- نمایندگی قانونی (۱)
- نمایندگی مدنی در حقوق ایران (۱)
- هرمنوتیک حقوقی (۱)
- هزینه درمان (۱)
- همکاری علم ژنتیک در اثبات نسب (۱)
- هنرمندان (۱)
- هیأت منصفه (۱)
- واقعه حقوقی (۱)
- وثیقه (٦)
- وثیقه دین (۱)
- وثیقه گذاری (۱)
- ودیعه تلفن (۱)
- ورزش و حوادث ناشی از آن (۱)
- ورشکستگی (۱)
- ورشکستگی به تقلب (۱)
- ورود به ملک دیگری (۱)
- وصول محکومبه (۱)
- وصیت (٤)
- وصیت برحمل (۱)
- وصیت مازاد بر ثلث (۱)
- وطی به شبهه (۱)
- وعده بیع (۱)
- وقف (۸)
- وقف پول (۱)
- وقف خاص (۱)
- وقف سهام (۱)
- وقف عام (۱)
- وقف نامه (۱)
- وقفه در پرداخت دیون (۱)
- وقوع جرم (۱)
- ولی دم (۱)
- ولی فقیه (۱)
- وکالت (٧)
- وکالت بدون استعفاء (۱)
- وکالت بدون فسخ (۱)
- وکالت بلاعزل (٤)
- وکالت تفویضی (۱)
- وکبل (۱)
- وکیل (۸)
- وکیل در توکیل (۱)
- کارت پایان خدمت (۱)
- کارفرما (٢)
- کارگر (۱)
- کافر (۱)
- کالبدشکافی (۱)
- کپیرایت (۱)
- کپی رایت (۱)
- کشف جرم (۱)
- کفالت (۱)
- کلان متن (۱)
- کلاهبردارى (۱)
- کلاهبرداری (٢٢)
- کلاهبرداری آنلاین (۱)
- کلاهبرداری اینترنتی (۱)
- کلاهبرداری رایانهای (۱)
- کلاهبرداری سفید (۱)
- کم فروشی (۱)
- کمیسیون اروپایی حقوق بشر (۱)
- کنوانسیون (۱)
- کودک (۱)
- کودکان بزه دیده (۱)
- کودکان بزهکار (۱)
- کیفر (٢)
- کیفرها (۱)
- کیفیات مشدد (۱)
- یقه سفیدان (۱)
- در اجرای حکم غیابی بر اساس تبصره 2 ماده 306 قانون آیین دادرسی مدنی اولا -ضامن معتبر کیست؟ ثانیا - تأمین مأخوذه چه مدت باید در اجرا بماند؟ ثالثا - در صورتیکه دادنامه یا اجرائیه به محکوم علیه غایب ابلاغ واقعی نشده باشد اما نامبرده در موقع اجرای حکم (مزایده) شرکت نماید آیا حضور وی ابلاغ واقعی محسوب می شود و چنانچه واخواهی ننماید می توان از تأمینی که محکوم له سپرده رفع اثر نمود یا خیر؟
صدقی (مستشار دادگاه تجدیدنظر)؛
اولا : کیفیت اخذ ضامن معتبر به نظر قاضی مربوطه و اوضاع و احوال حاکم و کیفیت و کمیت محکوم به و شخصیت محکوم علیه و محکوم له بستگی دارد و دارای ضابطه مدون و مشخصی نیست.
ثانیا : مدت بقاء تأمین هم مانند شق اول سؤال به موارد مذکور در آن وابسته است و برای رفع ابهام از سوالات مطروحه، خواستن تفسیر از مجلس شورای اسلامی ضروری است.
ثالثا : ابلاغ واقعی دارای تعریف مقرر در قانون می باشد صرف حضور محکوم علیه در مرحله اجراء حکم نمی تواند ابلاغ واقعی محسوب شود، مگر اینکه به نحوی ابلاغ واقعی مفاد حکم به محکوم علیه مانند امضاء صورتجلسات اجراء حکم توسط محکوم علیه و موارد دیگر استنباط شود. مضافا اینکه با توجه به پاسخ بند 1 و 2 رفع اثر از تأمین مأخوذه ضرورتا منوط به ابلاغ واقعی نیست، بلکه تابع موارد مندرج در پاسخ بند 1 می باشد که فرض سؤال می تواند یکی از مصادیق آن باشد.
یاوری (دادستانی کل کشور):
پاسخ- نظریه اداره حقوقی قوه قضائیه در مورد مدت اعتبار ضمانت یا وثیقه تودیعی چنین است« ... دلیلی که اعتبار ضمانت نامه یا تأمین مذکور را محدود به زمان معینی کرده باشد در دسترس نیست ناگزیر تأمین یا تضمین مأخوذه تا مراجعه محکوم علیه و اعتراض وی و صدور حکم قطعی و یا ابلاغ واقعی به او و مضی مهلت های واخواهی و تجدیدنظر خواهی باید باقی بماند. نظریه شماره 901/7 مورخ 17/2/81 ». در جلد 2 تحریر مسئله پنجم صفحه 413 در مقام اجرای حکم غیابی بیان گردیده که حکم غیابی را می شود اجرا کرد منتها باید امنیت خاطری برای امکان جبران خسارت احتمالی وجود داشته باشد.
با توجه به مطالب فوق و مقررات آیین دادرسی و اجرای احکام به اعتقاد اینجانب : الف - منظور از ضامن معتبر این است که مرجع قضایی ذیربط ملائت ضامن را احراز نماید.
ب- گرچه در تبصره 2 ماده 306 به مدت ضمانت تصریح نشده است ولی چون نامحدود بودن مدت ضمانت باعث گرفتاری و عسر و حرج محکوم له خواهد شد و بلا تکلیف بودن ضامن یا مورد وثیقه برای مدت نامعلوم امری است غیر معقول، با استفاده از وحدت ملاک ماده 168 قانون اجرای احکام مدنی می توان گفت مدت ضمانت پنج سال است.
ج- با استفاده از وحدت ملاک ماده 83 ق.آ.د.م می توان گفت حضور محکوم علیه در جلسه مزایده به منزله ابلاغ واقعی است زیرا نامبرده در این جلسه از مفاد حکم مطلع گشته است.
معدنی ( دادسرای عمومی وانقلاب ناحیه یک تهران):
اولا - منظور از ضامن معتبر در تبصره 2 ماده 306 قانون آیین دادرسی مدنی ضمانت تنی یا ضمانت مالی (وثیقه) است به این ترتیب که بین دادگاه و محکوم له یا فرد ثالثی به عنوان ضامن در قالب قرارداد خصوصی مقرر می شود که چنانچه از اجرای حکم غیابی خساراتی به محکوم علیه غایب وارد آمد شخص ضامن (در ضمانت تنی) مسئول جبران آن خواهد بود و در ضمانت مالی، خسارت از محل وثیقه تودیع شده جبران گردد. که رویه معمول دادگاهها در حال حاضر ضمانت تنی و چیزی شبیه موضوع کفالت است. در ماده مزبور ضامن معتبر تأسیس حقوقی جدیدی است که تنها در قالب عقود موضوع ماده 10 قانون مدنی قابل بحث و بررسی است. ثانیا- بنا به نظریه اداره حقوقی تأمین مأخوذه تا زمان قطعیت حکم در اجرا می ماند . ثالثا- حضور محکوم علیه درمزایده ابلاغ واقعی محسوب نمی شود ولی این حضور به منزله اطلاع از مفاد حکم است که مستنبط از تبصره یک ماده 306 اثر ابلاغ واقعی را دارد یعنی مهلت 20 روزه واخواهی از زمان حضورش که نشانگر اطلاع اوست شروع می شود لذا پس از انقضاء 20 روز اگر حکم قابل تجدیدنظر خواهی نباشد قطعیت می یابد و به تعبیری بین ابلاغ واقعی و اطلاع از مفاد حکم از این حیث فرقی نیست.
شاه حسینی (نظریه قضات دادگستری ورامین به اتفاق آراء)؛
اولا منظور از ضامن معتبر، اعتبار مالی و ملائت ضامن است. بنابراین چنانچه مقام قضایی ضامن را با توجه به نوع و میزان محکوم به واجد ملائت کافی تشخیص دهد، ضامن مزبور ضامن معتبر شناخته می شود. به نحوی که بتواند حقوق آتیه شخص غایب را دراثر اجرای حکم تضمین نماید.
ثانیا - در قانون مدت مشخصی برای باقی ماندن تامینی پیش بینی نشده است ، بنابراین به نظر می رسد با توجه به مبنای تبصره(2) ماده (306) ق.آ.د.م و فلسفه اخذ تأمین در مورد اجرای حکم غیابی که در اجرای قاعده الغائب علی حجه می باشد و بدین معنی است که غایب هر وقت حاضر شد می تواند در جهت برائت ذمه خود دلیل ارائه نماید ، بنابراین تا زمانی که وصف غایب محکوم علیه در خصوص دادنامه وجود دارد و باقی است، یعنی رأی به وی ابلاغ واقعی نشده باشد و یا اینکه به نحوی از آن مطلع نشود مواعد مقرر جهت واخواهی و تجدیدنظر خواهی در فرض ابلاغ یا اطلاع منتفی نشود، تأمین باید باقی بماند نظریه شماره 901/7 - 17/2/81 اداره حقوق نیز چنین است.
ثالثا -هر چند علی الاصول صرف حضور محکو م علیه در جلسه مزایده به معنی دقیق کلمه ابلاغ واقعی دادنامه به وی نمی باشد، لیکن با این وصف چون منظور اطلاع نامبرده از مفاد حکم بوده است، بنابراین در فرض حضور محکوم علیه در جلسه مزایده، وی مطلع از مفاد حکم تلقی می شود و لذا چنانچه از تاریخ اطلاع، ظرف موعد مقرر واخواهی و تجدیدنظر خواهی ننماید. پس از انقضای مواعد موصوف، می توان از تأمین رفع اثر نمود.
مؤمنی (شورای حل اختلاف)؛
در مورد قسمت اول سؤال نظریه به اتفاق آراء چنین است: ضامن معتبر با وحدت ملاک از مقررات مواد 108(تبصره)، 525، 386، 319، 148، 47، 144، 109 قانون آیین دادرسی مدنی بنا به تشخیص دادگاه است که متناسب با مقدار محکوم به و شخصیت محکوم علیه اخذ خواهد نمود.
ثانیا - چون در قانون آ.د فعلی زمان مشخص برای رفع اثر از تأمین موضوع تبصره 2 ماده 306 پیش بینی نشده است دادگاه نمی تواند تا قبل از اجرای حکم غیابی و گذشت مدت قانونی واخواهی/ تجدیدنظرخواهی رفع اثر نماید و تنها در صورتی که به هر طریق ممکن از علم و اطلاع محکوم علیه غایب از مفاد حکم غیابی یا اجرائیه اطمینان حاصل کرد بعد از گذشت مواعد قانونی مربوط به واخواهی یا تجدیدنظر خواهی (از تاریخ اطلاع) و با فرض عدم اعتراض محکوم علیه می تواند بنا به درخواست محکوم له از تأمین مأخوذه رفع اثر نماید.
ثالثا: در این قسمت دو نظر وجود دارد.نظریه نخست: چون به موجب مقررات مواد 68 تا 70 ،302، 303 ،364 ق.آ.د.م ابلاغ واقعی تعریف شده است، در فرض سؤال ابلاغ واقعی محسوب نمی شود.
نظریه دوم: منظور و هدف قانونگذار از لفظ ابلاغ واقعی اطلاع شخص مخاطب / محکوم علیه است و چنانچه محکوم علیه به هر دلیل مدعی عدم اطلاع از مفاد دادنامه / اجرائیه باشد، با حضور وی در جلسه مزایده این اطلاع محقق شده است و دادگاه می تواند همین تاریخ را تاریخ ابلاغ فرض کند و چنانچه پس از گذشت مواعد قانونی واخواهی/ تجدیدنظرخواهی دادخواست راجع به این موارد مطرح نشود، می تواند بنا به درخواست محکوم له از تأمین مأخوذه رفع اثر کند.
رضایی نژاد (دادگستری اسلامشهر)؛
اتفاق نظر همکاران:
پاسخ قسمت اول - منظور اعتباری است یعنی تشخیص آن با قاضی است و از وحدت ملاک اخذ تأمین در امر کیفری ( در خصوص کفالت) می توان استفاده نمود.
پاسخ قسمت دوم- تأمین باید تا زمانی که ابلاغ واقعی نشده و مهلت مقرر جهت واخواهی و حسب مورد تجدیدنظرخواهی منقضی نشده باشد اجرا نماید( نظر اتفاقی)
پاسخ قسمت سوم - نظر اکثریت : اطلاع ملاک است و لذا ذکر ابلاغ واقعی با نوعی مسامحه همراه بوده و درحقوق ما اطلاع مهم است و نه رعایت تشریفات در ابلاغ ...
آقای موسوی ( مجتمع قضایی بعثت):
الف ) منظور از ضامن معتبر کسی است که بتوان از محل اعتبار وی در صورت نقض دادنامه غیابی متعاقب اعتراض محکوم علیه غایب یا به طرق قانونی، خسارت وارده در اثر اجرای حکم به محکوم علیه را جبران نمود. می توان در این زمینه از وحدت ملاک قرار تأمین کیفری کفالت مقرر در قانون آیین دادرسی کیفری استفاده نمود. بدین شکل که برای اجرای حکم غیابی هم به نسبت بین محکوم به و اعتبار ضامن همچون نسبت جرم با اعتبار کفیل متهم توجه کنیم. فی المثل اگر محکوم به پرداخت وجه یک فقره چک به مبلغ دو میلیون ریال باشد معرفی ضامن که فرضا کارمند قراردادی یک موسسه است از سوی محکوم له کفایت می کند اما برای اجرای حکم خلع ید از یک ملک با ارزش نمی توان ضمانت چنین ضامنی را پذیرفت . لذا پارامتر اصلی وجود تناسب بین اعتبار ضامن با محکوم به، به تشخیص قاضی مجری حکم می باشد.
ب) تأمین مأخوذه تا زمان مراجعه محکوم علیه و واخواهی وی و صدور حکم قطعی یا ابلاغ واقعی دادنامه یا اجرائیه به محکوم علیه ومضی مهلت واخواهی و تجدیدنظرخواهی، بایستی در دایره اجرا باقی باشد. این نظر در نظریه مشورتی شماره 901/7 مورخ 17/2/1381 اداره کل حقوقی قوه قضائیه مورد اشاره قرار گرفته و اگر بخواهیم مغایر با آن یعنی قبل از قطعیت حکم یا ابلاغ واقعی دادنامه یا اجرائیه به محکوم علیه از تأمین رفع اثر بکنیم امکان ورود خسارت به محکوم علیه کماکان وجود دارد و فلسفه حکم مذکور ساقط خواهد شد .
ج) در صورت حضور محکوم علیه در جریان مزایده، اطلاع وی از صدور حکم مفروض تلقی می شود و چون هدف از ابلاغ واقعی اطلاع مخاطب از جریان و مواعد دادرسی یا حکم صادره است و اگر محکوم علیه در زمان مزایده حضور یافته از تحصیل تصویر دادنامه یا اجرائیه یا امضاء ذیل صورت مجلس دایره اجرا امتناع نماید نمی توان او را کما کان محکوم علیه غایب بی اطلاع از حکم تلقی نمود چرا که هدف از ابلاغ اطلاع محکوم علیه است این برداشت دقیقا در ماده 83 ق.آ.د. م ذکر شده است جائی که قانونگذار احراز اطلاع مخاطب از اوراق قضایی را کافی دانست بنابراین اگر از سوی محکوم علیه مورد نظر دادخواست واخواهی طرح نشود و یا اگر دادخواست واخواهی مطرح گردید طبق تبصره ماده 306 ق.آ.د.م قرار عدم پذیرش دادخواست واخواهی صادر گردد، دیگر استمرار ابقاء تأمین یا تضمین مأخوذه جهت و مبنای خود را از دست خواهد داد. و اگر قرار قبولی دادخواست واخواهی هم صادر گردد باز هم بایستی از تأمین یا تضمین مأخوذه رفع اثر نمود زیرا هدف از اخذ تأمین اجرای حکم غیابی بوده و حال که دستور عدم اجرای حکم صادر شده و شکل رسیدگی قیافه اعتراض به دادنامه حضوری را پیدا کرده و محکوم علیه هم وارد جریان دادرسی شده ابقاء تأمین و تضمین مأخوذه محمل و جهت قانونی و منطقی نخواهد داشت.
منصوری (دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب)
در اجرای حکم غیابی بر اساس تبصر 2 ماده 306 چند نکته قابل توجه است .
الف) الزاما ضامن معتبر همان ضامن عقد ضمان ماده 684 ق.م نیست بلکه اعم از آن است و حسب مورد دعوا فرق می کند که دعوا مالی باشد یا غیر مالی.
ب) در خصوص مدت هر چند زمان معینی در قانون لحاظ نشده است ولی با عنایت به اینکه این تأمین برای مع الامن من تضرر المدعی علیه است اعمال لا ضرر از جانب ذی نفع هم لازم است لذا نمی توان زمان نامحدود لحاظ کرد باید حسب مورد و با عنایت به روال معمول و متفاوت مدت تعیین شود.
ج) منظور از ابلاغ هم در فراز سوم اطلاع است و این با نصوص قانونی هم منطبق است لذا حضور غایب در موقع اجرای حکم مزایده با عدم واخواهی سبب فک تأمین می شود .
ذاقلی (مجتمع قضایی شهید محلاتی)؛
در خصوص قسمت اول سؤال که مربوط به چگونگی ضمانت و ماهیت آن است نظر اکثر همکاران محترم قضایی این است که از لحاظ شکلی نحوه اخذ ضمانت از محکوم له همانند اخذ تأمین از نوع کفالت در حقوق کیفری است به این نحو که شخصی به عنوان ضامن مبادرت به انعقاد عقد ضمانت با مقام قضایی می نماید . احراز اعتبار ضامن نیز به نظر همان مقام قضایی است اما از لحاظ ماهیت تابع مقررات مواد 684 لغایت 723 قانون مدنی است زیرا عقد کفالت ناظر به حاضر کردن شخص متهم یا محکوم است اما عقد ضمان ناظر به جبران خسارت احتمالی وارده به محکوم علیه است که در اثر اجرای رأی غیابی متحمل خسارت شده اما بعدا در اثر واخواهی حکم به نفع وی صادر و عملیات اجرائی اعاده شده است. اما در خصوص قسمت دوم سؤال و اینکه تأمین مأخوذه تا چه زمانی باید در اجراء بماند باید متذکر شد نظر به اینکه فلسفه اخذ تأمین جبران خسارات احتمالی محکوم علیه غایب پس از واخواهی و یا تجدیدنظرخواهی و صدور حکم به نفع وی می باشد به نظر می رسد همانگونه که نظریه شماره 901/7-17/3/1381 اداره حقوقی نیز متذکر شده این تأمین تا زمانی که حکم صادره قابلیت واخواهی و تجدیدنظرخواهی را داراست یعنی تا قبل از قطعیت کامل دادنامه به قوت خود باقی خواهد بود. در خصوص قسمت سوم سؤال متذکر می شود که نظر به مقررات ماده 306 قانون آیین دادرسی مدنی که ناظر به چگونگی قطعیت دادنامه غیابی و اجرای آن است با توجه به اینکه پس از ابلاغ دادنامه غیابی به صورت قانونی به محکوم علیه و مضی مدت 40 روز از تاریخ فوق دادنامه قطعیت می یابد و قابل اجراء می باشد و تنها دو راه برای واخواهی محکوم علیه باقی می ماند اول اینکه ضمن تقدیم دادخواست واخواهی مدعی عدم اطلاع از مفاد رأی شود دوم اینکه مدعی عذری داشته که نتوانسته در فرجه قانونی درخواست واخواهی تقدیم نماید بنابراین با توجه به اینکه شرکت محکوم علیه در جلسه مزایده فرد اجلی اطلاع از مفاد رأی می باشد بنابراین چنانچه پس از شرکت در مزایده و در مدت 40 روز از تاریخ فوق مبادرت به تقدیم دادخواست واخواهی یا تجدیدنظر خواهی ننماید رأی صادره دیگر قابل رسیدگی مجدد نیست. بنابراین تأمین مأخوذه بایستی مسترد شود.
سید عباس حسینی (دادسرای عمومی و انقلاب 3 تهران):
اولا منظور مقنن از معرفی ضامن معتبر جهت اجرای حکم غیابی شخصی است که به هنگام انعقاد عقد ضمان دارای ملائت باشد، ملائت هم امری اعتباری است و احراز ملائت نیز با قاضی مربوطه است.در احراز ملائت ضامن، باید وضعیت مالی وی و میزان محکوم به در نظر گرفته شود.
ثانیا : قانون گذار برای تأمین مأخوذه مدت قائل نشده لکن آنچه که از ماده 306 قانون آ.د.م مستفاد می گرددآن است که هدف مقنن از گرفتن ضامن جهت اجرای حکم غیابی جبران خسارت احتمالی محکوم علیه غایب در صورت نقض رأی می باشد. بنابراین تا زمانی که محکوم علیه از مفاد رأی مطلع نگردد و رأی صادره پس از ابلاغ واقعی به قطعیت در نیاید تأمین اخذ شذه همچنان پابرجاست.
ثالثا : با توجه به اینکه قانونگذار ابلاغ واقعی اخطاریه را به خوانده از مصادیق رأی حضوری دانسته ولو اینکه خوانده در جلسات دادرسی شرکت ننماید و لایحه ای نیز ارائه نکند می توان نتیجه گرفت که هدف مقنن اطلاع محکوم علیه از مفاد رأی است لذا با وجود شرکت نامبرده در جلسه مزایده می توان روز مزایده را تاریخ ابلاغ رأی به محکوم علیه دانست.
محمدی (حوزه قضایی بخش گلستان):
متعهد در عقد ضمان را ضامن می گویند، در ماده 684 قانون مدنی عقد ضمان عبارت از این که شخص مالی را که بر ذمه دیگری است بعهده بگیرد و متعهد را ضامن و طرف دیگر را مضمون له و شخص ثالث را مضمون عنه یا مدیون اصلی می گویند و ضامن برابر ماده 686 قانون مدنی باید اهلیت داشته باشد پس ضامن نباید محجور باشد و ضامن برابر ماده 690 قانون مدنی،لازم نیست که مالدار باشد یعنی اعتبار شخص یا شخصیتی داشته باشد هم کفایت می کند و تعلیق در ضمان مثل این که ضامن قید کند که اگر مدیون نداد من ضامنم، باطل است ولی التزام به تأدیه ممکن است معلق باشد ( ماده 699 قانون مرقوم) و ضمان عقدی است لازم و غیر قابل فسخ مگر برابر مفاد ماده 701 و 690 قانون مرقوم و سایر قوانین جاری،از طرف دیگر ضامن باید سهل الوصول و در دسترس باشد و به راحتی بتوان بدان دست پیدا کرد ضامن با توجه به تبصره 2 ماده 306 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب سال 1379،کسی است که بتواند در صورتی که در آینده اثبات شود که به محکوم علیه، که حکم غیابی علیه او صادر شده است ضرری برسد، بتواند آن خسارت و ضرر و زیان وارده به محکوم علیه را از آن ضامن مطالبه نماید و در واقع ضامن ، متعهد می شود که اگر حکم غیابی صادره ، اجرا شد و در آینده محکوم علیه اثبات نمود که محکوم له حقی نداشته، و حکم نقض و بلااثر شود، او حاضر است ضرر و زیان وارده به محکوم علیه را جبران نماید و اخذ ضامن در دعاوی مالی محدود نمی شود بلکه در دعاوی مثل طلاق هم دیده می شود که جهت اجرای طلاق، ضامن اخذ می شود.
2- منظور از ضامن معتبر چیست یا کیست؟
ضامن معتبر عرفا به کسی گفته می شود که توانایی مالی و اعتبار مالی دارد و می تواند تعهد به اقدام به عملی نماید و یا اعتبار شخصیتی داشته باشد به نحوی که اگر تعهد به اقدام به عملی نماید در صورت درخواست به اقدام به انجام تعهد ، آن ضامن به تعهد خویش اقدام نماید پس اعتبار یا مالی است یا شخصی.
آنچه در حال حاضر در اجرای احکام متداول است اعتبار مالی ضامن است و ضامن با در اختیار گذاردن سند مالکیت ملک خویش و غیره و اقدامات مقتضی دیگر، متعهد می شود و بعد نسبت به اجرای حکم غیابی اقدام می نمایند و بهتر است با توجه به مطلق بودن « ضامن معتبر» به اعتبار شخصی هم توجه شود و در دعوی که محکوم به آن مالی و مثلا مبلغ محکوم به، بیش از سه میلیون تومان نباشد ضامن معتبر چنانکه اعتبار شخصی باشد را بپذیرد همانطوری که در قرارهای تأمین کیفری از نوع کفالت، ملائت اشخاص مد نظر است و با احراز ملائت اشخاص، کفالت آنان پذیرفته می شود.
3- تأمین مأخوذه چه مدت باید در اجراء بماند؟
برای پاسخگویی به سؤال مذکور باید دو فرض را مدنظر گرفت تا بتوان به سؤال بهتر جواب داد:
اول - اینکه چنانچه حکم غیابی صادره اجراء شده است تأمین مأخوذه چه مدت در اجراء باشد؟
چنانکه محکوم علیه نسبت به مفاد دادنامه و اجرائیه صادره که به اجراء درآمده و پایان یافته است آگاه شود و محکوم علیه نسبت به دادنامه صادره واخواهی کند از تاریخ واقعی، مدت تأمین مأخوذه به پایان می رسد و از آن رفع اثر خواهد شد و چنانچه محکوم له با تقدیم دادخواست به مرجع ذیصلاح اثبات نمایدکه محکوم علیه نسبت به مفاد دادنامه صادره مطلع شده زیرا هدف از ابلاغ ، اطلاع طرفین دعوی نسبت به مفاد دادنامه صادره است که این هدف واقع شده و محکوم علیه از مفاد دادنامه مطلع شده است پس با احراز اطلاع محکوم علیه با توجه به مفاد ماده 81 و 83 و سایر مواد قانونی آیین دادرسی مدنی که به منزله ابلاغ واقعی است نسبت به دادنامه صادره، « مهلت واخواهی» محکوم علیه نسبت به دادنامه صادره که ظرف 20 روز از تاریخ اطلاع ( ابلاغ) است شروع می شود بنابراین با احراز اطلاع از دادنامه غیابی از ناحیه محکوم علیه و انقضاء مهلت واخواهی ، از تأمین مأخوذه، رفع اثر خواهد شد.
دوم: چنانکه حکم غیابی صادره اجراء نشده باشد:
1- چنانکه محکوم علیه به هر نحوی از دادنامه صادره مطلع شده و واخواهی کند از تأمین مأخوذه رفع اثر خواهد شد.
2- چنانکه محکوم علیه به هر نحوی از دادنامه صادره مطلع شده و واخواهی نکند، چنانکه محکوم له بعد از ارائه ضامن معتبر جهت اجرا، اجرائیه صادره، با تقدیم دادخواست به دادگاه ذیصلاح یا به نوعی غیر از تقدیم دادخواست مذکور ( مثل شهادت عده ای به آگاهی و اطلاع محکوم علیه نسبت به مفاد دادنامه صادره غیابی در نزد دادگاه صالحه، یا حضور محکوم علیه در حین اجراء، اجرائیه صادره و آگاهی محکوم علیه نسبت به حکم غیابی فرض سؤال، که این امر را مدیر اجرای احکام مدنی صورتجلسه و به دادگاه ذیصلاح اعلام نماید) اثبات نماید که محکوم علیه از مفاد دادنامه صادره، مطلع شده است و نیز با انقضاء مهلت واخواهی که به محض اطلاع محکوم علیه نسبت به حکم غیابی شروع می شود، از تأمین مأخوذه رفع اثر خواهد شد.
3- هرگاه از تاریخ صدور اجرائیه بیش از پنج سال گذشته و محکوم له عملیات اجرائی را (ولو ضامن معتبر جهت اجرا ، اجرائیه سپرده باشد) تعقیب نکرده باشد اجرائیه بلااثر تلقی می شود و در این مورد اگر حق اجراء وصول نشده باشد دیگر قابل وصول نخواهد بود و محکوم علیه می تواند مجددا از دادگاه تقاضای صدور اجرائیه نماید ولی در مورد اجرای هر حکم فقط یکبار حق اجراء دریافت می شود.
بنابراین با انقضاء مدت پنج سال مذکور و عدم اجراء مفاد اجرائیه صادره، از تأمین مأخوذه رفع اثر خواهد شد.
4-هر گاه شخص ثالثی نسبت به دادنامه صادره به عنوان معترض ثالث، اعتراض نماید و ضمن تقدیم دادخواست اعتراض ثالث تقاضای صدور تأخیر در اجرای حکم را از مرجع صالحه درخواست نماید، که در صورت پذیرش درخواست و صدور قرار تأخیر در اجرای حکم (توقیف عملیات اجرائی)، مفاد اجرائیه از قابلیت اجرا می افتد و محکوم له می تواند از تأمین مأخوذه از او، رفع اثر نماید.( 417، 419 و 424 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب سال 1379)
5-هرگاه محکوم له، اعلام نماید به حق خویش رسیده یا بطور کلی محکوم علیه حق او را پرداخته یا مفاد دادنامه صادره و یا مفاد اجرائیه از ناحیه محکوم علیه اجراء شده یا مورد اجرائیه به طریقی یا به نحوی اجراء شده و درخواست اتمام عملیات اجرائیه یا تقاضای توقیف یا ابطال اجرائیه را بنماید که در این حالت نیز از تأمین مأخوذه محکوم له رفع اثر خواهد شد.
6-هر گاه محکوم علیه به نحو قانونی نسبت به دادنامه غیابی صادره، واخواهی کند و دادگاه ذی صلاح پس از پذیرش واخواهی، دادنامه صادره را تأیید و ابرام نماید سپس محکوم علیه نسبت به آن دادنامه تجدیدنظر خواهی کند و دادنامه از ناحیه مرجع تجدیدنظر، ابرام و تأیید شود و دادنامه صادره قطعیت یابد و محکوم له تأمین مقتضی را بعد از صدور اجرائیه به نحو قانونی به اجرای احکام جهت اجرای مفاد اجرائیه صادره بسپارد، و قبل از اجرای مفاد اجرائیه، محکوم علیه به نحو قانونی از مقامات ذی صلاح مثل شعب تشخیص دیوانعالی کشور دستور توقیف عملیات اجرائیه را اخذ و به اجرای احکام تقدیم نماید، در اینجا به محض توقیف عملیات اجرائی، محکوم له می تواند قبل از اجرای اجرائیه، از تأمین مأخوذه، تقاضای رفع اثر کند که به محض تقاضا، از آن تأمین رفع اثر خواهد شد.
نهرینی (کانون وکلای دادگستری مرکز):
اولا منظور از ضامن معتبر ، شخصی است که اعتبار کافی داشته بنحوی که بتوان در صورت نقض حکم در مرحله واخواهی و تجدیدنظر، مقدمات اعاده وضعیت محکوم به ای را که به مرحله اجرا درآمده، فراهم آورد و این شخص اعم از شخص حقیقی یا شخص حقوقی که نسبت به محکوم به مالی می باید ملائت داشته باشد ولی در دعاوی غیر مالی صرف ملائت کافی نیست بلکه جهات دیگری لازم است تا به ضامن، اعتبار ببخشد؛ فی المثل در دعوی طلاق بعلت عسر و حرج زوجه که از باب ترک خانواده توسط زوج و بلاتکلیفی زوجه مطرح و پذیرفته شده و دادگاه بطور غیابی حکم به طلاق و صدور گواهی عدم امکان سازش را صادر می کند، اجرای حکم طلاق حسب تبصره 2 ماده 306 آ.د.م جدید باید موکول به معرفی ضامن شود که ضامن مزبور از حیث نفوذ و اختیار ، نزد محکوم له دارای آنچنان اعتبار و اختیاری باشد که بتوان از این طریق، ازدواج دوم محکوم لها را تا احراز ابلاغ واقعی یا اطلاع محکوم علیه از حکم غیابی و عدم واخواهی و تجدیدنظر خواهی او در مهلت مقرر، محدود و مقید نمود. زیرا هرگاه محکوم لها پس از حکم طلاق و اجرای آن، به قید نکاح دیگری در آید و سپس حکم غیابی در اثر واخواهی یا تجدیدنظر خواهی محکوم علیه، نقض گردد، امکان اعاده عملیات اجرایی متعذر و محال است. بهر حال در دعاوی غیر مالی ، تعیین خسارت مادی بعنوان تأمین بسیار مشکل است ولی ممتنع و متعذر نیست. در چنین وضعیتی تعیین مبلغی بعنوان خسارت احتمالی یا تأمین ، اثر بازدارنده خواهد داشت . البته برخی از کمیسیونهای مشورتی قوه قضائیه نیز اعلام داشته اند که حکم مقرر در تبصره 2 ماده 306 صرفا مربوط به دعاوی و محکوم به مالی است و نسبت به محکوم به غیر مالی قابل اجراء نیست. بنظر اینجانب می رسد با توجه به ملاک مقرر در بند ب ماده 386 آ.د.م جدید بتوان تبصره 2 ماده 306 آ.د.م جدید را شامل محکوم به غیر مالی نیز دانست زیرا در بند ب ماده 386 آ.د.م جدید، به منظور تأخیر اجرای حکمی که از آن درخواست فرجامی شده، مقنن اجازه داده که اگر محکوم علیه تأمین مناسب بدهد، اجرای حکم مربوط به محکوم به غیر مالی تا صدور رأی فرجامی به تأخیر افتد. بنابراین در دعاوی غیر مالی و محکوم به غیر مالی نیز می توان ، تأمین مناسب را به تشخیص دادگاه تعیین و اخذ نمود و موضوع تبصره 2 ماده 306 آ.د.م جدید از این حیث ، خصوصیتی ندارد تا مانع اتخاذ چنین تصمیمی شود. این امر علی الاطلاق در ماده 389 آ.د.م جدید نیز پیش بینی شده است . ولی تنها مورد مقید و محدود ، بند الف ماده 437 آ.د.م جدید در باب اعاده دادرسی است که اعلام داشته پس از صدور قرار قبولی اعاده دادرسی، چنانچه محکوم به غیر مالی باشد، اجرای حکم متوقف خواهد شد و محتاج به اخذ تأمین متناسب نیست که این امر بلحاظ صدور قرار قبولی اعاده دادرسی است.
ثانیا- تأمین مأخوذه مدت ندارد و مقنن در این خصوص تصریح به مدت نکرده بلکه ابقاء آن را تا زمانی دانسته که دادنامه یا اجرائیه به محکوم علیه غایب، ابلاغ واقعی شده و نامبرده در مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ دادنامه، واخواهی نکرده باشد . بنظر می رسد عدم تجدیدنظر ظرف مهلت مقرر را نیز باید در تقدیر گرفته و به تبصره 2 ماده 306 افزود.
اداره کل حقوقی قوه قضائیه طی نظریه شماره 901/7 مورخ 17/2/1381 اعلام داشته که «اجرای حکم غیابی منوط به معرفی ضامن معتبر یا اخذ تأمین مناسب از محکوم له خواهد بود و دلیلی که اعتبار ضمانت نامه یا تأمین مذکور در محدود به زمان معینی کرده باشد در دسترس نیست ناگزیر تأمین یا تضمین مأخوذه تا مراجعه محکوم علیه و اعتراض وی و صدور حکم قطعی و یا ابلاغ واقعی به او و مضی مهلت های واخواهی و تجدیدنظر خواهی باید باقی بماند» ( به نقل از روزنامه رسمی 17598 مورخ 8/5/1384). بنظر نگارنده اگر چه تأمین مأخوذ مدت ندارد ولی هر زمان که رئیس دادگاه احراز نمود که محکوم علیه حکم غیابی به طریقی از آن مطلع شده، کفایت خواهد کرد. بعبارت دیگر ابلاغ ،طریقیت دارد و موضعیت نداردو ملاک مقرر در مادتین 83 و 306 آ.د.م جدید که در باب اطلاع محکوم علیه و اثبات و احراز اطلاع از حکم، متضمن حکم خاص می باشد، قابل توجه است.
بنظر می رسد ، اطلاع محکوم علیه از حکم غیابی و احراز این اطلاع توسط دادگاه، در حکم ابلاغ واقعی باشد. اما به منظور عملی کردن مراتب اطلاع محکوم علیه حکم غیابی از مفاد حکم غیابی و آزاد نمودن تأمین مأخوذه در مرحله اجراء، بهترین روش آن است که محکوم علیه از مفاد حکم، در مقام اثبات آن بر آید. بدیهی است این امر صرفا در مرحله اجراء صورت گرفته و محتاج به هیچگونه تشریفات دادرسی نیست و دادگاه پس از رسیدگی به درخواست محکوم له، چنانچه اطلاع محکوم علیه از حکم غیابی را احراز نمود می تواند تصمیم خود را طی صورتجلسه ای اتخاذ نموده و تاریخ اطلاع محکوم علیه از حکم غیابی را نیز در تصمیم یا صورتجلسه تنظیمی، اعلام دارد. همین تاریخ می تواند مبنای شروع مدت واخواهی و سپس شروع مهلت تجدید نظر خواهی محکوم علیه باشد که با انقضاء مواعد مزبور، حق واخواهی و تجدیدنظر خواهی محکوم علیه ساقط تلقی و تأمین مأخوذ می بایست بدستور دادگاه آزاد گردد.
ثالثا : در مورد قسمت سوم سؤال مطروحه نیز پاسخ مثبت است زیرا همچنانکه در بالا نیز گفتیم، ابلاغ اوراق قضایی و از جمله آراء محاکم، صرفا بمنظور اطلاع مخاطب ابلاغ صورت می گیرد و خود ابلاغ موضوعیت ندارد بلکه طریقیت دارد.
لهذا به هر ترتیبی بتوان احراز نمود که مخاطب ابلاغ و از جمله محکوم علیه حکم غیابی از مفاد حکم مطلع گشته، مؤثر در مقام بوده و با مضی مدت واخواهی از تاریخ اطلاع، واخواهی از آن ممکن نخواهد بود. چند مستند قانونی این نظر را تقویت می کند: اولین مستند قانونی تبصره ماده 81 آ.دم جدید است زیرا تاریخ امتناع خوانده از گرفتن اوراق یاد شده در ماده 67 و استنکاف از دادن رسید موضوع ماده 68 آ.د.م جدید را تاریخ ابلاغ دانسته است . همین نص نشان می دهدکه مقنن، خوانده ای را که از گرفتن اوراق قضایی امتناع می کند، مطلع از مفاد اوراق مزبور دانسته و همین اطلاع را ملاک ابلاغ قرار می دهد در حالیکه که اصل ابلاغ یا تشریفات آن در این خصوص معمول نگشته است این اطلاع و امتناع خوانده را باید در حکم ابلاغ واقعی دانست دومین مستند قانون ماده 83 آ.د.م جدید است که حتی با فرض ابلاغ اوراق به غیر شخص مخاطب، آن را در صورتی دارای اعتبار می داند که برای دادگاه محرز گردد که اوراق اطلاع مخاطب رسیده است . بنابراین در مواردی که ابلاغ به شخص غیر مخاطب یعنی بصورت ابلاغ قانونی صورت می گیرد، فرض مقنن عدم اعتبار ابلاغ است زیرا دادگاه باید احراز کند که اوراق مزبور به اطلاع مخاطب رسیده است . ابلاغ به شخص غیر مخاطب بیشتر ناظر بر ماده 69 آ.د.م جدید است که ابلاغ اوراق به بستگان یا خادمان مخاطب ابلاغ صورت خواهد گرفت . در هر حال ملاک مقنن در ماده 83 آ.د.م جدید نیز اطلاع مخاطب می باشدو سومین مستند قانونی تبصره 1 ماده 306 آ . د. م جدید است . زیرا مقنن ولو اینکه حکم غیابی به محکوم علیه غایب ، ابلاغ قانونی نیز شده باشد ، آن ابلاغ را معتبر تلقی و با انقضاء مهلت های قانونی و قطعیت آن ، حکم مزبور را قابل اجراء می دانند و مضافا اینکه مطابق پاراگراف دوم تبصره 1 ماده 306 آ . د. م جدید ، با ابلاغ قانونی حکم غیابی به محکوم علیه غایب ، فرض بر عدم اطلاع او نیست بعکس فرض مقنن بر آن است که محکوم علیه غایب از مفاد حکم مطلع گشته است به همین دلیل نیز او را در موضع مدعی قرار داده و مکلف ساخته تا عدم اطلاع از مفاد رأی را به اثبات رساند. به عبارت دیگر باید امر مدعی را ثابت کند. بنابراین صرف تقدیم دادخواست واخواهی، اجرای حکم غیابی را که با مضی مواعد واخواهی و تجدید نظر خواهی از تاریخ ابلاغ قانونی، قطعیت یافته و به مرحله اجراء رسیده ، متوقف نخواهد کرد بلکه محکوم علیه غایب می باید با تقدیم دادخواست مزبور ، ادعای خود را از عدم اطلاع مفاد رأی بر مسند اثبات بنشاند و دادگاه پس از رسیدگی به ادله و ادعای محکوم علیه مبنی بر عدم اطلاع از مفاد رأی غیابی ، حسب مورد قرار قبول دادخواست واخواهی یا رد آن را صادر خواهد نمود و تنها در صورتی که ادعای محکوم علیه درخصوص عدم اطلاع از رأی غیابی ثابت گردد ، قرار قبول دادخواست واخواهی را صادر خواهد نمود که صدور این قرار ، مانع اجرای حکم خواهد بود و الا مادام که ادعای محکوم علیه ثابت نگردد و قرار قبول دادخواست واخواهی صادر نشود ، اجرای حکم غیابی متوقف نخواهد شد .
با توجه به مراتب فوق پاسخ به قسمت سوم سؤال نیز روشن می گردد . بدین ترتیب که هرگاه دادنامه یا اجرایئه به محکوم علیه غایب ابلاغ واقعی نشده باشد ، اما نامبرده در موقع مزایده ای که به منظور اجرای حکم غیابی ، برگزار شده ، شرکت نماید، صرف حضور وی در موقع و جریان مزایده، اطلاع از مفاد رأی تلقی و به منزله ابلاغ واقعی محسوب می گردد ( که البته این مطلب ، امری موضوعی است که توسط دادگاه باید احراز شود) و چنانچه ظرف مدت 20 روز از تاریخ این اطلاع و حضور در جلسه برگزاری مزایده ، واخواهی ننماید و ظرف 20 روز نیز تجدیدنظرخواهی نکند ( در صورت قابل تجدید نظر بودن حکم ) ، با اعلام مراتب مزبور توسط محکو له به دادگاه صادر کننده حکم ، می توان از تأمینی که محکوم له به منظور اجرای حکم غیابی سپرده ، رفع اثر نمود .
نظریه قریب به اتفاق اعضای کمیسیون حاضر در جلسه ( 7/7/84)؛
پاسخ اولا- در خصوص موضوع سؤال ضابطه مدون و مشخصی مبنی بر اینکه ضامن معتبر کیست وجود ندارد اما باید ملائت و اعتبار چنین ضامنی احراز شود تا در صورت نقض دادنامه غیابی و ورود خسارت به محکوم علیه غیابی توان جبران خسارت مقرر را داشته باشد. احراز ملائت و اعتبار ضامن مذکور همانند اخذ تأمین کفالت در مسائل کیفری با مقام قضایی ذی ربط است.
پاسخ ثانیا - اکثریت: در تبصره 2 ماده 306 ق.آ.د.م مدت ضمانت معلوم نیست بدین لحاظ تا زمانی که حکم غیابی به محکوم علیه غایب ابلاغ واقعی نشده در نتیجه مدت واخواهی و تجدیدنظر خواهی سپری نگردیده تأمین مأخوذه به قوت خود باقی خواهد بود، نظریه شماره 901/7-17/2/81 اداره حقوقی نیز مؤید همین مطلب است .
اقلیت: نامحدود بودن مدت ضمانت مشکلاتی را برای محکوم له و ضامن ایجاد خواهد کرد زیرا که بلاتکلیف بودن ضامن یا تأمین مأخوذه برای مدت نامعلوم امری غیر معقول است لذا برای رفع این مشکل و در صورت عدم تحقق ابلاغ واقعی حکم غیابی می توان مذت مذکور را با توجه به وحدت ملاک ماده 168 قانون اجرای احکام مدنی پنج سال دانست.
پاسخ ثالثا - هر چند که حضور محکوم علیه غیابی در روز مزایده حاکی از اطلاع وی مبنی بر اجرای حکم غیابی صادره علیه وی می باشد و تردیدی نیست که از مفاد حکم مذکور و چگونگی اقدامات اجرایی نیز در آن روز مطلع خواهد شد و نیز حق دارد تصویر اوراق مربوطه را دیافت نماید بنابراین و با توجه به وحدت ملاک ماده 83 ق.آ.د.م این امر به منزله ابلاغ واقعی حکم غیابی بنامبرده محسوب می شود و چنانچه ظرف مدت مقرر واخواهی یا تجدیدنظر خواهی ننماید از ضامن یا تأمین مأخوذه رفع اثر خواهد شد.
منبع:http://www.ghazavat.com/36/miz.htm
- تأثیر اشتباه بر مسئولیت کیفری با تکیه بر تأثیر آن در حدود و قصاص
- ممنوعیت استفاده از ماهواره، قانونی که یا باید لغو شود یا اصلاح
- نظر شورای نگهبان در مورد لایحه آییندادرسی کیفری اعلام شد
- پیوستن ایران به قانون کپیرایت، از حرف تا عمل
- نقش عرف در تصویب قوانین ایران
- بهره گیری ازکالبد شکافی در آموزشهای پزشکی
- مرگ مغزی
- تغییر جنسیت
- گفتاری در حکم تشریح
- نگاهی به جرم تصرف عدوانی(موضوع ماده ۶۹۰ قانون مجازات اسلامی)
- آنچه ازقوانین آمریکا نمیدانید.مضحکترین قوانین کتاب قانون آمریکا کدامها هستند
- نرخ دیه سال 1391 ابلاغ شد (براساس بخشنامه رئیس قوه قضاییه)
- بررسی مسئولیت در رسانه ها
- زبانشناسی حقوقی
- تغییرات قانون مجازات اسلامی در گفتگو با قائم مقام معاون تنقیح قوانین مجلس؛ «
- مادر جایگزین؛نیازمند قانون مستحکم
- قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی
- چک امانی
- احکام و مسائل عاریه
- مصادیق محتوای مجرمانه مرتبط با انتخابات مجلس تعیین شد
- دستفروشی در بساط قانون؛ تولد قریبالوقوع جرم در بساط دستفروشان
- همکاری علم ژنتیک در اثبات ابوت یا نسب
- ثبت هرگونه نقل و انتقال در دفاتر اسنادرسمی نیاز به کارت پایان خدمت ندارد
- بررسی قانون نظارت بر عملکرد قضات؛ اینبار؛ قضات در پناه قانون
- تصویبنامه در خصوص تعیین جریمههای تخلفات مربوط به حمل و نقل و عبور و مرور
- بررسی ضرورت نظارت درون سازمانی درگفت وگو با کارشناسان
- تخلفات ساختمانی
- جزییات صدور شناسنامه به نام خانوادگی مادر اعلام شد
- دیه سال 90؛ماههای غیرحرام 675 میلیون ریال، ماه حرام 900 میلیون
- نظام اتهامی
