وبلاگستان حقوقی
گردآوری وارائه مطالب متنوع و سودمندحقوق خصوصی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: محمدحسنی - یکشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱٦

محمدرضا محمدی دبیر شوراهای حل اختلاف دادگستری ایجرود

در ماده 11 همین آیین‌نامه نیز آمده است: "در مواردی که برای پرداخت جزای نقدی مهلت داده می‌شود..." و این خود قـریـنه‌ای است بر امکان تقسیط جزای نقدی. اما هیئت عمومی دیوان عدالت اداری طی رأی شماره هـ - 79/119 مورخ 5 شهریور 1380، تبصره 2 آیین‌نامه اجرایی قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی را با مجوز اصل یکصد و هفتاد و سوم قانون اساسی ابطال نموده است. اداره کل امور حقوقی قوه قضاییه نیز در نظریه شماره 4852/7 مورخ 3 آذر 1380 اعلام داشته است که چون براساس رأی شماره هـ - 79/119 مورخ 5 شهریور 1380 هیئت عمومی دیوان عدالت اداری ماده 2 آیین‌نامه اجرایی قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی در مورد اعطای مهلت برای پرداخت جزای نقدی ابطال شده، بنابراین ماده 11 همان آیین‌نامه راجع به اخذ تأمین به هنگام اعطای مهلت نیز منتفی است. نتیجه این که هیچ کدام از مواد 2 و 11 آیین‌نامه مورد بحث نمی‌تواند به عنوان مستند قانونی برای اثبات امکان تقسیط جزای نقدی مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

نظرات و راهکارهای موجود

درخصوص رأی هیئت عمومی دیوان عدالت اداری مبنی بر ابطال ماده 2 آیین‌نامه اجرایی قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی عده‌ای معتقدند که جزای نقدی در مقام تکلیف به حال و نقد بودن جزا نیست؛ چراکه جزای نقدی معادل کلمه پول است و قانون‌گذار در یک اقدام سنجیده به لحاظ این که ذهن جامعه را از پولی بودن احکام دادگستری مبرا کند، از به کار بردن کلمه پول در مجازات خودداری نموده است.

پس این که جزای نقدی قابل تقسیط نیست، برداشتی ناصواب است؛ چراکه طبق توضیحات داده شده جزای نقدی به معنای نقد بودن نیست و امکان تقسیط آن وجود دارد. البته به نظر می‌رسد این استدلال چندان استدلال محکمی نیست و رأی هیئت عمومی کاملاً منطبق با قانون است. در نتیجه، همان‌گونه که اشاره شد، مواد 2 و 11 آیین‌نامه اجرایی قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی قابل استناد برای اثبات امکان تقسیط جزای نقدی نیست.

عده‌ای دیگر اعتقاد دارند که تقسیط جزای نقدی هم سبب وصول کامل محکوم‌به شده و هم تنبه محکوم‌علیه به اندازه کافی را به دنبال دارد و زندان‌ها نیز خالی از این‌ دست متهمان می‌‌شود. 

اگرچه این دیدگاه کاملاً صحیح است؛ اما همان‌گونه که گفته شد، تقسیط خلاف اصل است و برای هر امر استثنایی نیاز به وجود نص صریح قانونی می‌باشد. پس این عقیده نیز چندان صحیح به نظر نمی‌رسد.

دیدگاه سوم جزای نقدی را قابل تقسیط نمی‌داند؛ چراکه اولاً، اصل بر پرداخت نقدی و فوری است. ثانیاً، تقسیط اثر مجازات را از بین می‌‌برد و ثالثاً، حکم باید براساس نص صریح قانون باشد.

در پاسخ به طرفداران این دیدگاه که ظاهراً استدلال محکم‌تری نسبت به دو گروه پیش می‌نمایند، باید گفت شاید آنچه اکنون مورد پذیرش اکثریت حقوق‌دانان و قضات است، همین نظریه باشد؛ اما این نظر نیز خالی از ایراد نیست. درخصوص دلیل اول باید بیان داشت که اگرچه اصل بر پرداخت نقدی است؛ اما اعمال ماده 1 قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی تبعات سنگین‌تری دارد.

البته این سخن بدان معنا نیست که باید ادعای اعسار مطلق نسبت به جزای نقدی مورد پذیرش قرار گیرد. آنچه مد نظر نگارنده می‌باشد این است که در ضمن تقسیط جزای نقدی، تسریع در اجرای حکم نیز مورد توجه ‌باشد.

درباره دلیل دوم می‌توان گفت که تقسیط اثر مجازات را از بین نمی‌برد؛ بلکه راهکاری است که موجب اجرای حکم جزای نقدی می‌‌شود.

به عقیده نگارنده، معنای اجرای حکم و اثر مجازات، دریافت نقدی و فوری جزای نقدی نیست؛ بلکه اگر مبلغ جریمه به نحو مطلوب و در اقساط معقول و متناسب از محکوم‌علیه اخذ شود، هدف قانون‌گذار از اجرای مجازات تأمین شده است و لزومی به ایجاد عسر و حرج برای محکوم‌علیه نیست.

درخصوص استدلال سوم اگرچه هر امر خلاف اصلی نیاز به نص قانونی دارد؛ اما بحث تقسیط چندان هم فاقد نص نیست و تعدادی مواد قانونی در این زمینه وجود دارد که نشان می‌دهد به طور کلی و اجمالی قانون‌گذار نظر به تقسیط جزای نقدی داشته است. به‌علاوه، اگرچه نص صریح قانونی در خصوص تقسیط جزای نقدی موجود نیست؛ اما منع قانونی نیز در این مورد وجود ندارد.

به نظر می‌رسد تقسیط جزای نقدی هم زمینه اجرای سیاست‌حبس‌زدایی قوه قضاییه را فراهم می‌کند و هم به جای این که دولت بابت زندانی شدن محکوم‌علیه هزینه‌ای را متحمل شود، بهره مالی نیز خواهد داشت. به واسطه پرداخت جزای نقدی به نحو اقساط هدف قانون‌گذار از اجرای مجازات تأمین می‌شود. مفهوم فوریت در اجرای مجازات فرع بر حتمیت اجرای مجازات است. اصل بر اجرای مؤثر مجازات است و برای نیل به این مقصود، اقساط باید به طور متناسب و معقول تعیین شوند تا اثر مجازات از بین نرود.

مطلب دیگری که قابل ذکر به نظر می‌رسد این است که در لایحه اصلاحی قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی برای پرداخت جزای نقدی امکان طرح ادعای اعسار یا درخواست تقسیط پیش‌بینی شده است.

در صورت پذیرش ادعای اعسار، قاضی صادرکننده حکم جزای نقدی را به یکی از مجازات‌های اجتماعی تبدیل می‌نماید و با پذیرش درخواست تقسیط امکان صدور حکم تقسیط جزای نقدی مناسب مقرر شده است.

پذیرفتن اعسار مطلق درخصوص جزای نقدی صحیح نیست و در واقع اثر مجازات را از بین می‌برد؛ اما درخصوص ادعای تقسیط می‌توان به دادگاه مراجعه کرد تا دادگاه در صورت پذیرش، حکم به تقسیط جزای نقدی بدهد.

البته بار دیگر باید متذکر شد که لازم است این تقسیط به نحوی باشد که مجازات بدون اثر نشود.

نتیجه‌گیری

در حال حاضر تقسیط جزای نقدی فاقد مجوز قانونی است و اصل نیز بر پرداخت جزای نقدی است؛ اما با عنایت به تبصره 1 ماده 31 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر و بند 3 ماده 38 قانون مجازات اسلامی می‌توان ادعا کرد که نظر قانون‌گذار منعطف به تقسیط جزای نقدی است.

هرچند این قوانین در زمره قوانین خاص بوده و هر یک صرفاً در موضوع خود کاربرد دارند؛ اما استنباط چنین نتیجه‌ای از این مواد قانونی چندان غیرمنطقی به نظر نمی‌رسد.

تقسیط جزای نقدی راهکاری است برای اجرای مجازات‌هایی که به علت تنگدستی محکوم‌علیه قابل اجرا نیستند و ازاین‌رو باری بر دوش دولت از جهت زندانی شدن وی نهاده می‌‌شود.

باوجود آن که در حال حاضر نص صریح قانونی برای تقسیط جزای نقدی وجود ندارد؛ اما به دلیل این که منع صریح قانونی نیز در این خصوص پیش‌بینی نشده است، چنانچه دوایر اجرای احکام دادسراها جزای نقدی را طی چند قسط با اخذ تأمین و تضمین مناسب دریافت و به حساب دولت واریز نمایند، فعل خلاف قانون مرتکب نشده‌اند.

البته برای رفع کامل این نقیصه بهتر آن است که قانون‌گذار درصدد تصویب قانونی جدید یا الحاق ماده‌‌ای به مواد قانونی موجود برآید و پرده از این ابهام بردارد و صد البته بهتر این است که جزای نقدی بنا به دلیل مذکور قابل تقسیط باشد؛ اما به هر حال نگارنده با پذیرش ادعای اعسار مطلق در این خصوص مخالف است.

منبع:http://www.maavanews.ir/tabid/53/ctl/Edit/mid/373/Code/9310/Default.aspx

نویسنده: محمدحسنی - یکشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱٦

 

محمدرضا محمدی دبیر شوراهای حل اختلاف دادگستری ایجرود

 

 

اشاره: هر جامعه‌ای برای استمرار زندگی اجتماعی نیازمند نظم است و این نظم از طریق وضع و اجرای قوانین مختلف محقق خواهد شد. دسته‌ای از قوانین که آنها را به نام قوانین حقوقی (مدنی) می‌شناسیم عموماً ناظر به روابط میان اشخاص می‌باشند و دسته‌ای دیگر که از آنها به قوانین کیفری تعبیر می‌شود مجموعه مقرراتی هستند که برای برقراری نظم در زندگی جمعی مورد نیاز است. با توجه به گذشت سالیان متمادی از ظهور و بروز قوانین کیفری مختلف، همچنان احساس نیاز به وضع قوانین جدید و یا تغییر و اصلاح قوانین موجود کیفری مشهود است. شاید بتوان گفت بخش عمده قوانین کیفری حقوق ایران در قانون مجازات اسلامی گردآوری شده و مجازات‌های مختلفی را برای جرایم پیش‌بینی نموده است.

مطابق اصل قانونی بودن جرایم و مجازات‌ها وجود عنصر قانونی در شکل‌گیری هر جرم لازمه تحقق آن جرم است. براساس ماده 12 قانون مجازات اسلامی مجازات‌ها 5 قـسـم هـسـتـند: حدود، قصاص، دیات، تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده. 

در یک تقسیم‌بندی دیگر مجازات‌ها حسب موضوع به 7 دسته تقسیم می‌شوند که عبارتند از: مجازات‌های بـدنـی، مـجـازات‌هـای سـالـب و مـحـدودکننده آزادی، مجازات‌های مالی، مجازات‌های ممنوعیت از اشتغال به کسب یا حرفه، مجازات‌های سالب حق، مجازات‌های سالب حیثیت و مجازات‌های محرومیت از خدمات عمومی.

جزای نقدی و مصادره اموال مجازات‌های مالی را تشکیل می‌دهند. جزای نقدی در زمره مجازات‌های تعزیری اصلی یا تتمیمی است و عبارت است از الزام محکوم‌علیه به استناد حکم محکومیت به پرداخت مبلغی وجه نقد به نفع دولت.

موضوع این نوشتار جزای نقدی و امکان یا عدم امکان تقسیط آن است. علت بحث درباره این موضوع نیز بازداشت تعداد قابل توجهی از محکومان به پرداخت جزای نقدی به لحاظ عجز از پرداخت آن می‌باشد. در این نوشتار تلاش می‌شود راهکارهایی بررسی شود که ضمن حـفــظ حـقـوق دولـت و مـجـازات مـحـکـوم، مـوضـوع حبس‌زدایی نیز مد نظر قرار گیرد.

طرح موضوع:

جزای نقدی پس از قطعیت حکم باید فوراً اجرا شود. مطابق ماده 1 قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی مصوب 26 شهریور 1381 چنانچه محکوم‌علیه جزای نقدی را نپردازد یا مالی غیر از مستثنیات دین از او به دست نیاید، به دستور قاضی صادرکننده حکم در ازای هر یکصد هزار ریال یا کسر آن یک روز بازداشت خواهد شد. البته این مبلغ هم‌اکنون به تجویز تبصره ذیل همین ماده به یکصد و پنجاه هزار ریال افزایش یافته است.

مطابق این ماده و اصول کلی حاکم بر حقوق جزا اصل بر این است که جزای نقدی فوراً و به صورت نقدی پرداخت شود؛ برخلاف محکومیت مالی که محکوم‌له شخص حقیقی یا حقوقی است و می‌تواند از حق خود بگذرد یا اجازه تقسیط محکوم‌به را بدهد. هرچند قانون در مورد محکومیت مالی اعسار را پذیرفته است؛ اما جزای نقدی قابل تقسیط نیست و ادعای اعسار در این زمینه پـــذیـــرفــتــه نـمــی‌شــود. مــاده 1 قــانــون نـحــوه اجــرای محکومیت‌های مالی راهکار را مشخص کرده است و برابر آن محکومی که توان پرداخت جزای نقدی را نداشته و مالی به جز مستثنیات دین از وی به دست نیاید، باید بابت هر روز در ازای مبلغی معین در زندان بازداشت شود.

این صورت مسئله است؛ اما هدف از تقریر این نوشتار یافتن راهی برای رهایی از این بن‌بست است تا هر شخص محکوم به جزای نقدی به زندان نیفتد. علاوه بر این ‌که در چــنـیــن مــواردی دولــت هـیــچ عـایـدی نخواهد داشت و باید هزینه‌ای را بابت زنــــــــــدانــــــــــی شــــــــــدن مـحکوم‌علیه متحمل شود؛ اما در صورت تقسیط، هم فرد مجازات می‌شود و هم دولت عوایدی خـواهـد داشت و هزینه‌ای هم از بابت زنـدانـی شدن محکوم‌علیه به دولت تحمیل نخواهد شد.

ابهام‌ها:

همان‌گونه که اشاره شد، اصل بر این است که جزای نقدی فوراً و به صورت نقد پرداخت شود. پس برای تقسیط نیاز به وجود نص صریح قانونی است. در این خصوص آنچه که به عنوان مستند قانونی می‌تواند مدنظر قرار گیرد تبصره 1 ماده 31 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر و الحاق موادی به آن مصوب 3 آبان 1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام و نیز تبصره 3 ماده 38 قانون مجازات اسلامی است. در تبصره 1 ماده 31 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر آمده است که تقسیط جزای نقدی منوط به اخذ وثیقه و تضمین معتبر از سوی شخص ثالث است.

این تبصره دارای چند پیام است: نخست این که به نظر می‌رسد جزای نقدی مطابق این قانون قابل تقسیط است. دوم، برای تقسیط نیاز به اخذ وثیقه‌ای معادل جزای نقدی و نیز تضمین معتبر می‌باشد. سوم، این تضمین باید از سوی شخص ثالث سپرده شود؛ نه از جانب خود محکوم‌علیه. پس در کل این تبصره به عنوان اولین مستند قانونی برای اثبات امکان تقسیط جزای نقدی می‌تواند مورد بحث قرار گیرد.

دومین مورد بند 3 ماده 38 قانون مجازات اسلامی است. ماده 38 قانون مجازات اسلامی شرایطی را برای صدور حکم آزادی مشروط زندانی برشمرده که یکی از شرایط آن مذکور در بند 3 به این ترتیب است: "هرگاه تا آنجا که استطاعت دارد ضرر و زیانی را که مورد حکم دادگاه یا مورد مـوافـقت مدعی خصوصی واقع شده بپردازد یا قرار پرداخت آن را بدهد و در مجازات حبس توأم با جزای نقدی مـبـلغ مزبور را بپردازد یا با مــوافـقــت رئـیـس حـوزه قـضـایـی ترتیبی برای پرداخت داده شده باشد."

 ‌در قسمت اخیر این بند آمده است که محکوم‌علیه می‌تواند ترتیبی برای پرداخت جزای نقدی بدهد. از ظاهر این عبارت و نیز فلسفه وضع این ماده به‌آسانی می‌توان پی به این مقصود برد که منظور قانون‌گذار از مقرر کردن ترتیبی برای پرداخت جزای نقدی، تقسیط آن است. بنابراین ماده 38 و تبصره آن می‌تواند مستند قانونی دیگری برای بحث تقسیط جزای نقدی باشد.

با توجه به این مطالب، اکنون نوبت آن است که به طرح ابهام‌های موجود درخصوص مواد قانونی مذکور پرداخته شود.

در مورد تبصره 1 ماده 31 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر اولین و مهم‌ترین ابهام و اشکال وارد شده این است که این قانون یک قانون خاص است و حکم تقسیط مذکور در آن فقط مختص جزای نقدی موضوع قانون مبارزه با مواد مخدر است و در غیر آن قابل تعمیم نیست. البته از این نکته نیز نباید به‌‌سادگی گذشت که همان‌گونه که تفسیر مضیق قوانین کیفری یک اصل کلی است، اصل دیگری نیز در حقوق جزا به نام تفسیر به نفع متهم وجود دارد و باید مدنظر قرار گیرد.

به بند 3 ماده 38 قانون مجازات اسلامی هم ایرادی اساسی وارد است و آن این‌که این ماده و تبصره آن صرفاً درخصوص زندانیانی است که قصد تحصیل حکم آزادی مشروط را دارند. عبارت "ترتیبی برای پرداخت جزای نقدی" که از آن به تقسیط تعبیر می‌شود، فقط راجع به زندانیانی است که توان پرداخت جزای نقدی را به طور یکجا ندارند. 

همچنین ماده 38 در فصل چهارم از باب دوم کتاب اول قانون مجازات اسلامی تحت عنوان "آزادی مشروط زندانیان" مطرح شده و این خود قرینه‌ای است بر این ‌که قوانین داخل در این ماده صرفاً در مورد زندانیان متقاضی حکم آزادی مشروط قابل اعمال است؛ ولاغیر.

مطلب دیگری که باید در این بخش مطرح شود این است که هدف قانون‌گذار از تصویب مجازات جزای نقدی ایجاد هراس در مجرمان بوده است و با تقسیط جزای نقدی این هدف کمرنگ خواهد شد. همچنین اگر جزای نقدی را قابل تقسیط بدانیم در بعضی موارد اجرای مجازات از طریق جزای نقدی قابل اعمال نخواهد بود و چنانچه مجازات نیز اجرا شود، سالیان طولانی وقت لازم است؛ کمااین‌که رعایت موارد شدت، حتمیت و فوریت جزو اصول کلی و حتی فلسفه مجازات‌ها هستند.

در پایان این بخش لازم است به یک مستند قانونی دیگر نیز اشاره شود و آن عبارت است از ماده 2 آیین‌نامه اجرایی موضوع ماده 6 قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی مصوب 26 اردیبهشت 1378 که در آن اعطای مهلت برای پرداخت جزای نقدی مطرح شده است و می‌تواند از مصادیق قانونی تقسیط جزای نقدی باشد.

 

 

محمدحسنی
در صورتی که عزیزان نیاز به وکیل دارند میتوانندبا موسسه حقوقی عدل فردوسی تماس بگیرند. تلفن:66342328_66729171_-66342303_66342315_ 09121001753_ http://www.ferdose.ir ------------------------------------------------- ضمنا بنده وکیل نبوده و بالطبع فاقدپروانه وکالت میباشم. email:pat_wx2@yahoo.com
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :