- آثار تحصیل تابعیت ایران (۱)
- آدم ربایی (۱)
- آزادی مشروط در آمریکا (۱)
- آزمونdna (۱)
- آلات قمار (۱)
- ابرا (٢)
- اتانازی (۳)
- اتباع خارجه (۱)
- اتلاف (٢)
- اثبات (۱)
- اثبات ابوت یا نسب (۱)
- اثبات قتل (٢)
- اجاره (٢)
- اجاره بشرط تملیک (۱)
- اجاره به شرط تملیک (۱)
- اجاره بها (۱)
- اجرای احکام (۱)
- اجرای تعهد (۱)
- اجرای چک از طریق سازمان ثبت اسناد و املاک کشور (۱)
- اجرای حد (۱)
- اجرای حکم (۱)
- اجرای علنی حدود (۱)
- اجرت المثل (۱)
- اجماع (٢)
- احوال شخصیة (۱)
- احکام (۱)
- احکام دیه (۱)
- اخبار (۱)
- اختلاس (۸)
- اختلافات مرتبط با عرضه خودرو (۱)
- اختلال روانی (۱)
- اخذ به شفعه (٢)
- اخذ کفیل یا وثیقه (۱)
- اخلاق وکالت (۱)
- ادلّهی الکترونیکی (۱)
- اذن مقتول (۱)
- اراده (۳)
- اراضی زراعی (۱)
- ارتداد (۳)
- ارتشا (٢)
- ارتشاء (٧)
- ارتکاب بزه (۱)
- ارث (٤)
- ارث زن ومرد (۱)
- ارث زوجه (۱)
- ارث زوجه از اموال منقول (۱)
- ارزش پول (٢)
- ارزش معاملاتی (۱)
- ارش (٧)
- ارش جنایت (۱)
- ارکان بزه (۱)
- ارکان و عناصر قتل عمد (۱)
- از کمک به مصدومین و رفع مخاطرات جانی (۱)
- ازدواجهای اینترنتی؛ (۱)
- ازدواج مرد خارجی و زن ایرانی (۱)
- اسباب ضمان (۱)
- استصحاب (۱)
- استفاده از سند مجعول (٢)
- استقلال قضائی (۱)
- استقلال قضات (۱)
- استیلای مالک (۱)
- اسقاط حق (۱)
- اسقاط مالم یجب (۱)
- اسم تجارتی (۱)
- اسناد (٤)
- اسناد الکترونیکی (۱)
- اسناد بازرگانی (۱)
- اسناد تجاری (۸)
- اسنادرسمی (۱)
- اسنادعادی (۱)
- اشاعه اکاذیب (۱)
- اشتباه (٤)
- اشتباه بر مسئولیت کیفری (۱)
- اشتباه قاضی (۱)
- اشتراک تلفن همراه (۱)
- اشخاص حقوقی (٢)
- اشخاص ممنوعالمعامله (۱)
- اصالت سند (۱)
- اصاله الصحه (۱)
- اصاله اللزوم (۱)
- اصل 44 (۱)
- اصل برائت (٢)
- اصل صحت عمل غیر (۱)
- اصلاحیه قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر (۱)
- اصول حقوقی حاکم بر ماهواره ها (۱)
- اصول فقه (۱)
- اضطرار (٢)
- اضطرار در حقوق مسؤولیت مدنی (۱)
- اعتبار امر مختوم بها (۱)
- اعتبار علم قاضی (۱)
- اعتبار علم قاضی در صدور حکم (۱)
- اعتراض ثالث (۱)
- اعراض (۱)
- اعراض از ملک (۱)
- اعسار (٧)
- اعمال پزشکی (۱)
- اعمال تجاری (۱)
- اعمال ماده 18 (٢)
- افترا (۱)
- اقاله (۱)
- اقدام به جرم (۱)
- اقدامات تامینی (۱)
- اقرار (٦)
- اقرار العقلاء (۱)
- اقرار به نمایندگی (۱)
- اقرارنامه نسب (۱)
- اقلیت های مذهبی (۱)
- اقلیتهای مذهبی (۱)
- التزام به عقد (۱)
- اماره قانونی، (۱)
- اماره قضایی، (۱)
- امضای چک (۱)
- امضای چک (آن هم در متن و ظهر) (۱)
- امضای دیجیتال (۱)
- املاک رهنی (۱)
- امنیت اقتصادی (۱)
- امنیت انسانی (۱)
- امنیت ملی (۱)
- اموال بازداشتی (۱)
- اموال غیر منقول (۱)
- اموال منقول (۱)
- امور عام المنفعه (۱)
- امورمالیاتی (۱)
- امین موقت (۱)
- انتخابات مجلس (۱)
- انتقال به غیر (۱)
- انتقال مال غیر (٤)
- انحلال قهری عقد وکالت (۱)
- انشای رای (۱)
- انصراف از مالکیت (۱)
- انگشتنگاری (۱)
- انواع دیه کامله (۱)
- اهدای اسپرم (٢)
- اهدای تخمک (٢)
- اهدای جنین (۳)
- اوفوا بالعقود (۱)
- اولیای دم مقتول (۱)
- اولیای دم، (۱)
- اکراه (۳)
- اکراه در قرارداد (۱)
- ایام تعلیق مستخدم (۱)
- ایدز (۱)
- ایفای تعهد (۱)
- ایقاع (۳)
- ایقاعات (۱)
- با ارث (۱)
- بازدارنده (۱)
- بازداشت موقت و حقوق شهروندی در فرانسه (۱)
- باشگاه ورزشی (۱)
- باغات (۱)
- بایع (۱)
- بخشنامه رئیس قوه قضاییه،دیه سال 1391 (۱)
- بدل حیلوله (۱)
- بدهی یک خط تلفن (۱)
- برائت (۱)
- برات (۳)
- برحق معنوی (۱)
- بررسی عناوین مجرمانه (۱)
- بررسی موضع حقوقی آلمان ، انگلیس ، ایتالیا ، فرانسه (۱)
- بزه (۱)
- بزهدیدگان (۱)
- بزهدیدهشناسی (۱)
- بزهکاری (۱)
- بزهکاری اطفال (۱)
- بطلان یا عدم نفوذ معاملات (۱)
- بلوغ (۱)
- بهای خواسته (۱)
- بهره (٢)
- بهره وزیان دیرکرد (۱)
- بیتالمال (۱)
- بیع (٥)
- بیع زمانی (۱)
- بیع کالی به کالی (٢)
- بیعانه (۱)
- بیمه (۳)
- بیمهنامه (۱)
- بیمه شخص ثالث (٢)
- بیمه عمر (٢)
- بیمه گذار (۱)
- بینه (٢)
- پرونده هموفیلیها (٢)
- پزشک قانونی (۱)
- پست الکترونیک (۱)
- پول (٤)
- پول الکترونیک (۱)
- پولشویی (٢)
- پیامهای الکترونیکی (۱)
- پیش بها (۱)
- پیشگیری از جرم (۱)
- پیشگیری از وقوع جرم (۳)
- پیوند اعضا (٢)
- پیوند عضو (۱)
- تأخیر تأدیه (۱)
- تأمین دیه و ضرر و زیان از بیت المال (٢)
- تابعیت (۳)
- تابعیت اطفال (۱)
- تابعیت ایران (۱)
- تابعیت فرزندان (۱)
- تاجر ورشکسته (۱)
- تاخیر تادیه (۱)
- تایم شر (۳)
- تبدیل تعهد (۱)
- تبدیل مال موقوفه (۱)
- تبعیض (۱)
- تجارت الکترونیک (٤)
- تجارت الکترونیکی (٢)
- تجارت خارجی (۱)
- تجاوزبه عنف (۱)
- تجدید نظر (۱)
- تجهیزات ماهواره (٢)
- تجویز انتقال منافع مورد اجاره (۱)
- تحصیل تابعیت (۱)
- تحصیل مال نامشروع (۱)
- تخفیف حکم (۱)
- تخلفات ساختمانی (۱)
- تخلیه (٤)
- تخلیه اماکن تجاری (۱)
- تخلیه مورد اجاره به لحاظ انتقال به غیر (۱)
- تخلیه یک باب مغازه (۱)
- تخییر (۱)
- تدرء الحدود بالشبهات (۱)
- تدلیس (٢)
- ترک فعل (۱)
- تسبیب (۱)
- تسعیر (۱)
- تشریح (۱)
- تشریح اجساد (۱)
- تشریح اجساد مسلمانان (۱)
- تشریح اجساد کفار (۱)
- تشویش اذهان عمومی (۱)
- تصادف رانندگی (۱)
- تصادفات رانندگی (۱)
- تصرف (۱)
- تصرف عدوانی (۳)
- تصرف غیر قانونی در اموال دولتی (٢)
- تصرف غیرقانونی (۱)
- تصرفات شریک (۱)
- تصرفات عدوانی (۱)
- تصرفات قانونی و غیر قانونی (۱)
- تصویب قوانین (۱)
- تضامن (۱)
- تضمین کالا (۱)
- تطفیف (۱)
- تعارض ادله (۱)
- تعدد معنوی جرم (٢)
- تعدی و تفریط (۱)
- تعدی یا تفرط (۱)
- تعدیـل اجـاره بهـا (۱)
- تعدیل قرارداد (۱)
- تعرفه خدمات قضایی (۱)
- تعزیر (۳)
- تعزیرات (۱)
- تعقیب مقدماتی (۱)
- تعلیق قاضی (۱)
- تعهد (۳)
- تعهد تجاری (۱)
- تعهد یک طرفی (۱)
- تعهدات (۳)
- تعهدات افراد (۱)
- تعیین مصادیق و محتوای مجرمانه (۱)
- تعیین میزان خسارت (۱)
- تغلیظ دیه (۱)
- تغییر تاریخ تولد (۱)
- تغییر جنسیت (۱)
- تغییرات قانون مجازات اسلامی (۱)
- تغییراحکام (۱)
- تفاضل دیه (۱)
- تفسیر قوانین و قراردادها (۱)
- تفویت منفعت (۱)
- تقسیط (٢)
- تقسیط جزای نقدی (٢)
- تقسیط محکومبه (۱)
- تقسیم ترکه غیرمنقول (۱)
- تقسیم مسئولیت بین اسباب مشترک (۱)
- تقصیر (۱)
- تقصیر از نوع فعل سلبی یا ترک فعل (۱)
- تلف قبل از قبض (۱)
- تلف کردن چک (۱)
- تلف یا خسارت (۱)
- تلقیح مصنوعی (۱)
- تملیک مجانی (۱)
- تنزیل (۱)
- تنصیف ارش مازاد بر ثلث دیه زنان (٢)
- توارث مسلمان و کافر (۱)
- توبه (٢)
- توبه محارب (۱)
- تودیع خسارت احتمالی چک (۱)
- تورات (۱)
- تورم (۱)
- توسعه اجتماعی (۱)
- توسعه اقتصادی (۱)
- تکمیل قرارداد (۱)
- ثبت اختراع (۱)
- ثبت سند (۱)
- ثبت علامت ونام تجاری (۱)
- ثمن (۱)
- جامعه (۱)
- جبران خسارات (۱)
- جبران خسارت (۳)
- جرائم علیه امنیت (۱)
- جرائم علیه امنیت ملت و دولت (۱)
- جرائم عمدی (۱)
- جرائم غیرقابل گذشت (۱)
- جرائم مستوجب حد (۱)
- جرایم اقتصادی (۱)
- جرایم اینترنتی (۱)
- جرایم رانندگی (۱)
- جرایم رایانهای (۱)
- جرایم رایانه ای (۱)
- جرایم سازمانیافته (۱)
- جرایم علیه اموال ومالکیت (۱)
- جرایم و مجازات (۱)
- جرم (۸)
- جرم انگاری (۱)
- جرم پولشویی (۱)
- جرم سازمان یافته (۱)
- جرم سرقت (۱)
- جرم سقط جنین (۱)
- جرم شناسان (۱)
- جرم شناسی (۱)
- جرم مشهود (۱)
- جـــرم، اجتــــماع، اقلــــیم (۱)
- جریمههای تخلفات رانندگی (۱)
- جریمه تأخیر (۳)
- جریمه دیرکرد (٢)
- جزای نقدی (٢)
- جعل (۱٦)
- جعل سند عادی (۱)
- جعل عنوان (٢)
- جعلی بودن سند ملک (۱)
- جنایات جنگی؛ (۱)
- جنون (۱)
- جنون مجرم (۱)
- جنین (٤)
- جهات عامه (۱)
- جهاد اقتصادی (۱)
- جهان سوم (۱)
- جهل (۱)
- جواز فروش مال موقوفه (۱)
- چک (۳٥)
- چک امانی (۱)
- چک بدون تاریخ (۱)
- چک بلامحل (٢)
- چک پول (۱)
- چک تضمینی (۱)
- چک سفید امضاء (۱)
- حادثه رانندگی (٢)
- حادثه رانندگی، (۱)
- حالت خطرناک (۱)
- حاکم شرع (۱)
- حاکمیت اراده (۱)
- حاکمیت ملی (۱)
- حبسزدایی (۱)
- حد (٤)
- حدود (٦)
- حذف مجازات سنگسار، (۱)
- حرمت خمر (۱)
- حرمت زنا (۱)
- حق (٥)
- حق و تو (۱)
- حق اختراع (۳)
- حق اشتغال (۱)
- حق تمتع، (۱)
- حق دفاع (۱)
- حق دینی (۱)
- حق فسخ (۱)
- حق معنوی مؤلف (۱)
- حق مولف و مصنف (۱)
- حق کسب و پیشه (۱)
- حق کسب و پیشه و تجارت (٢)
- حق کسب یا پیشه و سرقفلی (۱)
- حق کلی اجرای حقوق (۱)
- حقوق (٢)
- حقوق اداری (۱)
- حقوق اداری در نظامهای غیر متمرکز (۱)
- حقوق اداری در نظامهای متمرکز (۱)
- حقوق اسلامی (٢)
- حقوق اقلیت ها (۱)
- حقوق بشر (٢)
- حقوق بینالملل (٢)
- حقوق بین الملل (٧)
- حقوق پزشکی (٢)
- حقوق تجارت الکترونیک (۱)
- حقوق تجارت بینالملل (۱)
- حقوق تجارت بین الملل (٢)
- حقوق تطبیقی (۱)
- حقوق خویشاوندان (۱)
- حقوق دوران عدم اشتغال (۱)
- حقوق دیپلماتیک (۱)
- حقوق سازمان تجارت جهانی (۱)
- حقوق مالکیت صنعتی (۱)
- حقوق مالکیت فکری (۱)
- حقوق مالی و معنوی (۱)
- حقوق مدنی (۱)
- حقوق مسؤولیت مدنی (۱)
- حقوق معنوی (٢)
- حقوق ورزشی (۱)
- حقوق کار (۱)
- حقوق کامن لا (۱)
- حقوق کلی مدنی (۱)
- حقوق کودک (۱)
- حقوق کودک، (۱)
- حقوق کیفری (٤)
- حمل (۳)
- حوادث رانندگی (۳)
- حوادث رانندگی رانندگی (۱)
- حوادث غیر مترقبه (٢)
- حوادث ناشی از کار، (۱)
- حوادث ورزشی (۱)
- حواله (۳)
- حکم (۳)
- حکم حکومتی (۱)
- حکم غیابی (۱)
- حکمیت (۱)
- حکومت اسلامی (۱)
- حکومت قانون (۱)
- خارجیان مقیم ایران (۱)
- خدعه (۱)
- خرید و فروش املاک رهنی (۱)
- خسارات معنوی (۱)
- خسارات ناشی از تصادفات (۱)
- خسارت (٢)
- خسارت تاخیر تادیه دین (۱)
- خسارت افزون بر دیه (٢)
- خسارت افزون بر دیه بردیه (۱)
- خسارت تأخیر تأدیه (٧)
- خسارت تاخیر تادیه (٤)
- خسارت دیرکرد (۱)
- خسارت زائد بردیه (٢)
- خسارت عدم النفع (۱)
- خسارت قراردادی (۱)
- خسارت مادی (۱)
- خسارت مازاد بر دیه (۱)
- خسارت مالی (۱)
- خسارت معنوى (۱)
- خسارت معنوی (٤)
- خسارت ناشی از عدم یا تاخیر از انجام تعهد (۱)
- خسارت وارده به اتومبیل (۱)
- خسارتهای بدنی افراد (۱)
- خطای قضایی (۱)
- خلع ید (٦)
- خمس (۱)
- خود کشی (۱)
- خودرو (۱)
- خیار (۱)
- خیار غبن (٢)
- خیارات (٢)
- خیارات قانونی (۱)
- خیانت در امانت (۱٠)
- دادخواست (۱)
- دادرسی فوری (۱)
- دادستان (۱)
- دادگاه عالی انتظامی قضات (۱)
- دادگاه کیفری بین المللی (۱)
- دادوستد خردسالان (۱)
- دارو (۱)
- داروفروش (۱)
- داوری (۱)
- داوری زنان (۱)
- در قانون اساسى (۱)
- درآمدهای مالی قاضی ) (۱)
- دراقامه دعاوی حقوقی (۱)
- درک مبیع (۱)
- دریای خزر (۱)
- دستفروشی (۱)
- دستور متوقف (۱)
- دستور موقت (۱)
- دعاوی تجاری (۱)
- دعاوی طاری (۱)
- دعاوی غیر مالی (۱)
- دعاوی غیرمالی (۱)
- دعاوی مالی (٢)
- دعوای جلب ثالث (۱)
- دعوای متقابل (۱)
- دعوای ورود ثالث (۱)
- دفاتر اسنادرسمی (۱)
- دفاع و نقص حکم قصاص (۱)
- دفاع و نقض حکم قصاص (۱)
- دلیل باطل (۱)
- دموکراسی (۱)
- دو معامله در یک معامله (۱)
- دوجنسیت (۱)
- دیات (۱)
- دین (٢)
- دینار (۱)
- دیه (٢۳)
- دیه 1391 (۱)
- دیه اقلیتهای مذهبی (۱)
- دیه اهل ذمه (۱)
- دیه به قطع و شکافتن اعضا (۱)
- دیه زنان (٢)
- دیه ماه حرام (۱)
- دیه ماه غیرحرام (۱)
- دیه کامله در ماههای غیرحرام، 1391، (۱)
- دیوانهای کیفری (۱)
- دیوان اروپایی (۱)
- دیوان عدالت اداری (٢)
- دیوان کیفری بین المللی (۱)
- دیون (٢)
- رأی وحدت رویه دیوانعالی کشور (۱)
- رابطه امانی (۱)
- رابطه سببیت (۱)
- رابطه فقه و حقوق (۱)
- راشی (۱)
- راهن (۱)
- ربا (٧)
- رباخواری (۱)
- ربودن طفل (۱)
- رحم جایگزین (۱)
- رد مال در انتقال مال غیر (۱)
- رژیم حقوقی دریای خزر (٢)
- رشاء (۱)
- رشوه (۳)
- رضا (۱)
- رفع تجاوز و ید (۱)
- رفع تصرف (۱)
- رهن (۸)
- رهن دین (۱)
- روان پزشکی (۱)
- روانشناسان (۱)
- ریسک ناشی از تلف یا خسارت (۱)
- زبانشناسی قانونی (۱)
- زبانشناسی قضایی (۱)
- زبانشناسی محکمهای (۱)
- زبانشناسی حقوقی (۱)
- زبان ساده حقوقی (۱)
- زبانشناسی حقوقی (۱)
- زمان (۱)
- زمان و محل وقوع عقد (۱)
- زنا (۳)
- زنای محصنه (۱)
- زندانهای کوتاه مدت (٢)
- زنده متولد شدن حمل (۱)
- زوجین نابارور (۱)
- ساخت موضوعی (۱)
- ساخت و سازهای غیر مجاز (۱)
- سازش (۱)
- سازمان ملل (۱)
- ستاد دیه (۱)
- سدمعبر (۱)
- سرقت (٢)
- سرقتمسلحانه (۱)
- سرقت از حرز (۱)
- سرقت در نظامهای حقوق ایران و انگلستان (۱)
- سرقت مال مشاع (٢)
- سرقفلی (۱۱)
- سرقفلی ، حق کسب و پیشه و تجارت (۳)
- سفته (۸)
- سفید امضا (۱)
- سفید امضاء (۳)
- سقط جنین (٢)
- سقوط تعهدات (٢)
- سقوط مجازات (۱)
- سلب حق (۱)
- سن بلوغ (۱)
- سن مسئولیت کیفری (۱)
- سن مسوولیت کیفری (۱)
- سنت (۱)
- سند (٢)
- سند تجارى (۱)
- سند مجعول (۳)
- سنگسار (۱)
- سود بانکی (۱)
- سوگند (۳)
- سکوت (۱)
- سکوت باکره در نکاح (۱)
- سکوت در خیار فسخ (۱)
- سکوت هنگام ولادت (۱)
- شبهات بدوی، (۱)
- شبهات مصداقی (۱)
- شبهات مفهومی (۱)
- شبهه (٢)
- شخص ثالث (۱)
- شخصیت اشخاص حقوقی (۱)
- شخصیت دولت (۱)
- شخصیت معنوی (۱)
- شخصیت های حقوقی (۱)
- شراب (۱)
- شرب خمر (۱)
- شرط قراردادی (۱)
- شروع به جرم (٢)
- شروع به قتل (۱)
- شروع به قتل عمدی (۱)
- شروع به کلاهبرداری (۱)
- شرکتهای تجاری (۱)
- شرکتهای لیزینگ (۱)
- شرکت تجاری (۳)
- شرکت مدنی (۱)
- شرکت های سهامی (۱)
- شرکتها (۱)
- شرکتهای بیمه (۱)
- شناسنامه (٢)
- شنود (۱)
- شنود غیرمجاز (۱)
- شهادت وامارات (۳)
- شهروندان غیرمسلمان (۱)
- شورا (۱)
- شوراهای حل اختلاف (٢)
- شورای پزشکی عمومی (۱)
- شورای حل اختلاف (٤)
- شورای عالی انقلاب فرهنگی (۱)
- شکنجه (۱)
- صاحب حساب (۱)
- صادر کننده چک (۱)
- صحت (۱)
- صدقات جاریه (۱)
- صدمات شغلی (۱)
- صدور شناسنامه (۱)
- صدور قرار تامین خواسته چک (۱)
- صغیر ممیز (۱)
- صفات قاضی (۱)
- صلاحیت دادگاه کیفری بین المللی (۱)
- صلاحیت دولتها (۱)
- صلاحیت عام و مطلق (۱)
- صلـــــــح (۱)
- صلح و سازش (۱)
- ضامن (٤)
- ضامن معتبر (۱)
- ضرر (۱)
- ضرر معنوی (۱)
- ضرر و زیان ناشی از جرم (۱)
- ضرورت (۱)
- ضرورت و اضطرار (۱)
- ضمان (٥)
- ضمان درک (۱)
- ضمان عاقله (۱)
- ضمان فروشنده (۱)
- ضمان قهری (۱)
- ضمان مالی (۱)
- ضمان مضارب (۱)
- ضمان معاوضی (٢)
- ضمانت (۳)
- ضمانت اجراء (۱)
- ضمانتنامه های بانکی (۱)
- طب قانونی (۱)
- طرح صنعتی (۱)
- طرف معامله (۱)
- طریقه عزل وکیل در وکالتنامه رسمی (۱)
- ظهر نویس (٢)
- ظهر نویسی (۱)
- ظهرنویس و ضامن چک (۱)
- ظهرنویسان (۱)
- ظهرنویسی (۱)
- عاریه (۱)
- عاقله (۱)
- عام و خاص (۱)
- عدمالنفع (۱)
- عدم النفع (٢)
- عدم النفع در تبصره ۲ ماده ۵۱۵ (۱)
- عدم انجام تعهد (٢)
- عدم انجام قرارداد (۱)
- عدم تأدیة دین (۱)
- عدم نفوذ معاملات (۱)
- عرف (٢)
- عزل وکیل (۳)
- عسر و حرج (٤)
- عقب ماندگی ذهنی (۱)
- عقد (٥)
- عقد بیع (۱)
- عقد رهن (۱)
- عقد ضمان (٢)
- عقد فاسد (۱)
- عقد قرض (٢)
- عقد مضاربه (٢)
- عقد وکالت (۱)
- عقدرهن (٢)
- عقل (۱)
- عقود (۱)
- عل عناوین دولتی (۱)
- علامت تجارتی (۱)
- علامت تجاری (۱)
- علایم تجاری (۱)
- علم ژنتیک (۱)
- علم قاضی (٢)
- عمدی بودن قتل (۱)
- عملیات ورزشی (۱)
- عنصر روانی (۱)
- عنصر روانی جرم قتل (۱)
- عنصر مادی شرکت در جرم (۱)
- عنصر معنوی (۱)
- عین مستأجره تجاری (۱)
- عیوب (٢)
- عیوب اراده و رضا (۱)
- غصب (٢)
- غیر مسلمان (۱)
- غیر منقول (۱)
- فتاوای فقیهان در مورد دیه کامله (۱)
- فتاوی فقهی (۱)
- فتوا (٢)
- فتوی (۱)
- فرار از دین (٢)
- فرزند کشی (۱)
- فرس ماژور (۱)
- فرهنگ دادرسی (۱)
- فروش مال غیر (٤)
- فریب (٢)
- فساد (٢)
- فساد بیع (۱)
- فسادمالی (٢)
- فسخ (۱)
- فسخ اجارهنامه (۱)
- فسخ خیار (۱)
- فسخ معامله (٢)
- فسخ موکل (۱)
- فضای مجازی (۱)
- فعل زیانبار (۱)
- فقه (۱)
- فقه و مساله قانون (۱)
- فنآوری اطلاعات و ارتباطات (۱)
- فوت منفعت (۱)
- فورس ماژور (۳)
- فک رهن (٢)
- قاچاق (۱)
- قاچاق انسان، (۱)
- قاچاق زنان (۱)
- قاضی (٤)
- قاعده إصاله اللزوم (۱)
- قاعده اتلاف (۱)
- قاعده ارش (۱)
- قاعده استحسان (۱)
- قاعده اصالة اللزوم (٢)
- قاعده اصاله اللزوم (۱)
- قاعده اضطرار (۱)
- قاعده اقرار العقلاء (٢)
- قاعده تسامح (۱)
- قاعده تسبیب (۱)
- قاعده درء (٢)
- قاعده درء، (۱)
- قاعده سابقه در حقوق کامن لا (۱)
- قاعده صحت (۱)
- قاعده غرور (۱)
- قاعده فقهی (۱)
- قاعده لاضرر (۱)
- قاعده میسور (۱)
- قانون (٤)
- قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور (۱)
- قانون اساسی آمریکا (۱)
- قانون تجارت الکترونیکی (۱)
- قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی (۱)
- قانون حمایت از حقوق مؤلفان (۱)
- قانون خدمت وظیفه عمومی (۱)
- قانون روابط موجر و مستأجر (۱)
- قانون روابط موجر و مستاجر در اماکن تجاری (۱)
- قانون عملیات بانکی بدون ربا (۱)
- قانون ماهواره (۱)
- قانون محکومیتهای مالی، (۱)
- قانون مدنی (۱)
- قانون مسؤولیت مدنی (۱)
- قانون نظارت بر عملکرد قضات (۱)
- قانون کار (٢)
- قانونگذاری (۱)
- قبح عقاب بلابیان، (۱)
- قبض (۱)
- قتل (٤)
- قتل عمد (۱)
- قتل از روی ترحم (۱)
- قتل زن (۱)
- قتل شبه عمد (۱)
- قتل عمد (۱)
- قتل عمدی (۱)
- قتل غیرعمدی (۱)
- قتل فرزند (٢)
- قتل ناشی از اشتباه در هدف (٢)
- قرار (۳)
- قرار اناطه (۱)
- قرار بازداشت موقت (۱)
- قرار منع تعقیب (۱)
- قرار وثیقه (۱)
- قرارداد (٥)
- قرارداد الحاقی (۱)
- قرارداد بیمه (۱)
- قرارداد عدم تجارت (۱)
- قرارداد ورزشی (۱)
- قرارداد کار (۱)
- قراردادهای الکترونیکی (۱)
- قراردادهای بازرگانی بین المللی (۱)
- قراردادهای بین المللی (۱)
- قراردادهای تجاری (٢)
- قراردادهای خصوصی (۱)
- قراردادهای مالی (۱)
- قرارهای تأمین کیفری (۱)
- قسامه (۱)
- قصاص (۱۱)
- قصاص زنان (۱)
- قصاص، (٢)
- قصورات پزشک (۱)
- قضا (٢)
- قضات (۱)
- قضاوت (٦)
- قضاوت در اسلام (۱)
- قطع اعضای میت (۱)
- قطع ید (۱)
- قوادی (۱)
- قوانین آمریکا (۱)
- قوانین پزشکی (۱)
- قوانین موضوعه (۱)
- قولنامه (۱)
- قولنامه معارض (۱)
- قوه قاهره (۳)
- قوه قهریه (۱)
- قوه مجریه (۱)
- قیاس (۱)
- قیاس فقهی (۱)
- قیمت دیه (۱)
- گذشت شاکی خصوصی (۱)
- گفتمان حقوق بشر (۱)
- لایحه آییندادرسی کیفری (۱)
- لواط (۱)
- لوث (۱)
- لیزینگ (۱)
- مؤجر (۱)
- مؤلفان (۱)
- مادران ایرانی (۱)
- مادرجایگزین (۱)
- ماده 100 قانون شهرداری ها (۱)
- ماده ۶۹۰ قانون مجازات اسلامی (۱)
- مازاد بر ثلث دیه زنان (٢)
- مال التجاره (۱)
- مال مشاع (۱)
- مال مشترک (۱)
- مالکیتهای صنعتی (۱)
- مالکیتهای فکری (۱)
- مالکیت زمانی (۱)
- مالکیت ادبی ، هنری (۱)
- مالکیت ادبی و هنری (۱)
- مالکیت در تجارت بین الملل (۱)
- مالکیت زمانی (٢)
- مالکیت صنعتی (۳)
- مالکیت فکری (٦)
- مالکیت مشاع (۱)
- مالکیت مشترک (۱)
- مالکیت معنوی (۸)
- مالکیت موقت (۱)
- مالیاتهای حکومتی (۱)
- ماموران دولتی (۱)
- ماهواره (٢)
- ماهیت تعهّد (۱)
- ماهیت قانونگذاری (۱)
- ماهیت قواعد حقوقی (۱)
- مایندگی (۱)
- مبایعه نامه (٢)
- مبدا محاسبه ی خسارت تاخیر تادیه (۱)
- مبنا و ملاک تعزیر (۱)
- مبنای تعهد (۱)
- مبیع (۱)
- متن لایحه آییندادرسی کیفری (۱)
- مجازات (٤)
- مجازات اعدام (۱)
- مجرم (٢)
- مجلس (۱)
- مجلس خبرگان (٢)
- مجلس شورای اسلامی (۱)
- مجمع تشخیص مصلحت نظام (٢)
- مجنی علیه (۱)
- محرومیت از حقوق اجتماعی (۱)
- محل کسب و پیشه (۱)
- محل کسب وپیشه (۱)
- محل کسب، پیشه یا تجارت (۱)
- محکومیتهای مالی (۱)
- مخفی کردن دیگری (۱)
- مدارک (۱)
- مدعیالعموم (۱)
- مدلهای اخلاق حرفه ای وکالت (۱)
- مدنی (۱)
- مراجع ثبتی (۱)
- مراجع رسیدگی به اختلافات مالیاتی (۱)
- مراقبت الکترونیکی (۱)
- مرتهن (٤)
- مرزهای سرزمینی (۱)
- مرگ داوطلبانه (٢)
- مرگ مغزی (۱)
- مرهون (٢)
- مرور زمان (٥)
- مرور زمان اسناد تجاری (۱)
- مزاحمت تلفنی (۱)
- مزایده سرقفلی (۱)
- مسئولیت (۱)
- مسئولیت بدو ن تقصیر (٢)
- مسئولیت بیت المال در پرداخت دیه (۱)
- مسئولیت بیت المال، (۱)
- مسئولیت پزشک (۱)
- مسؤولیت تضامنی (۱)
- مسئولیت تضامنی (۱)
- مسئولیت جزایی (۱)
- مسئولیت در رسانه ها (۱)
- مسؤولیت دولت (۱)
- مسؤولیت مدنی (۳)
- مسئولیت مدنی (۱۱)
- مسئولیت مدنی بین المللی (۱)
- مسئولیت مدنی دولت (٢)
- مسئولیت مدنی قضات (۱)
- مسؤولیت مدنی، (۱)
- مسئولیت کیفری (۱)
- مسئولیت کیفری صغیر (۱)
- مسئولیت کیفری ناشی از عملیات ورزشی (۱)
- مسئوولیت مدنی (۱)
- مسائل حکمی (۱)
- مسائل موضوعی (۱)
- مستأجر (٥)
- مستاجر (٦)
- مستثنیات دین (٥)
- مستقرض (۱)
- مسوولیت مدنی (۳)
- مسوولیت مدنی پزشک (۱)
- مسوولیت مدنی قراردادی (۱)
- مسوولیت مدنی قهری (۱)
- مسوولیت کیفری (٢)
- مشتری (۱)
- مشروبات الکلی (٢)
- مشروعیت سیاسی (۱)
- مشمولین نظام وظیفه (۱)
- مشکلات روانی (۱)
- مصادیق محتوای مجرمانه (۱)
- مصنفان (۱)
- مصونیت پارلمانی (۱)
- مصونیت سیاسی (۱)
- مصونیتهای دیپلماتیک (۱)
- مطالبه ضرر و زیان مازاد بر دیه و ارش (۱)
- مطبوعات (۱)
- معاملات (٢)
- معاملات بین المللی (۱)
- معاملات فضولی (۱)
- معامله (۱)
- معامله به قصد فرار از دین (۱)
- معامله ربوی در حالت جهل و اضطرار (۱)
- معامله معارض (۱)
- معاهدات (٢)
- معاهدات بین المللی (۱)
- معاهدههای بینالمللی (۱)
- معاونت در جرم (٢)
- معرفی اموال (۱)
- معسر (۱)
- مفاسد (۱)
- مفتری (۱)
- مقررات بین المللی مربوط به دریاها (۱)
- ممنوعالمعامله نمودن (۱)
- منابع فقهی (۱)
- منابع حقوقی (۱)
- منافع ممکنالحصول (۱)
- مهلت برای انشای رای (۱)
- مهلت پرداخت دیه (۱)
- مواد مخدر (٢)
- مواردفسخ معامله (٢)
- موجر (٩)
- موجر و مستأجر (۱)
- موسر (۱)
- موقوفه (۱)
- موکل (٥)
- مکاتب حقوقی (۱)
- مکان (۱)
- مکره (۱)
- میراث مرتد (۱)
- میزان دیه سال 1390 (۱)
- میزان دیه سال 89 (۱)
- نام خانوادگی مادر (۱)
- نام تجاری (۱)
- نذر (۱)
- نرخ دیه سال 1391 (۱)
- نسقهای زراعی (۱)
- نظارت (۱)
- نظام اتهامی (۱)
- نظام قضایی (۱)
- نظرات مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه (٢)
- نظم حقوقی (۱)
- نفع متهم (۱)
- نفقه (۱)
- نقد نگارشی آرای قضایی (۱)
- نقدی بر قانون جدید صدور چک، (۱)
- نقش شخص ثالث در روند اجرای احکام (۱)
- نقش شورای حل اختلاف (۱)
- نقش عرف در ایران (۱)
- نقص عضو (۱)
- نمایندگی قانونی (۱)
- نمایندگی مدنی در حقوق ایران (۱)
- هرمنوتیک حقوقی (۱)
- هزینه درمان (۱)
- همکاری علم ژنتیک در اثبات نسب (۱)
- هنرمندان (۱)
- هیأت منصفه (۱)
- واقعه حقوقی (۱)
- وثیقه (٦)
- وثیقه دین (۱)
- وثیقه گذاری (۱)
- ودیعه تلفن (۱)
- ورزش و حوادث ناشی از آن (۱)
- ورشکستگی (۱)
- ورشکستگی به تقلب (۱)
- ورود به ملک دیگری (۱)
- وصول محکومبه (۱)
- وصیت (٤)
- وصیت برحمل (۱)
- وصیت مازاد بر ثلث (۱)
- وطی به شبهه (۱)
- وعده بیع (۱)
- وقف (۸)
- وقف پول (۱)
- وقف خاص (۱)
- وقف سهام (۱)
- وقف عام (۱)
- وقف نامه (۱)
- وقفه در پرداخت دیون (۱)
- وقوع جرم (۱)
- ولی دم (۱)
- ولی فقیه (۱)
- وکالت (٧)
- وکالت بدون استعفاء (۱)
- وکالت بدون فسخ (۱)
- وکالت بلاعزل (٤)
- وکالت تفویضی (۱)
- وکبل (۱)
- وکیل (۸)
- وکیل در توکیل (۱)
- کارت پایان خدمت (۱)
- کارفرما (٢)
- کارگر (۱)
- کافر (۱)
- کالبدشکافی (۱)
- کپیرایت (۱)
- کپی رایت (۱)
- کشف جرم (۱)
- کفالت (۱)
- کلان متن (۱)
- کلاهبردارى (۱)
- کلاهبرداری (٢٢)
- کلاهبرداری آنلاین (۱)
- کلاهبرداری اینترنتی (۱)
- کلاهبرداری رایانهای (۱)
- کلاهبرداری سفید (۱)
- کم فروشی (۱)
- کمیسیون اروپایی حقوق بشر (۱)
- کنوانسیون (۱)
- کودک (۱)
- کودکان بزه دیده (۱)
- کودکان بزهکار (۱)
- کیفر (٢)
- کیفرها (۱)
- کیفیات مشدد (۱)
- یقه سفیدان (۱)
گزارشی از یک نشست در گروه جامعهشناسی دین
دینداری و پنداشت سختگیرانه نسبت به جرم
"موضوع پنداشت سختگیرانه نسبت به جرم، از سال 1964 در حوزه پژوهشهای جرمشناسی و جامعهشناسی انحرافات وارد و پس از آن به تدریج به بخش ثابتی از پژوهشهای پیمایشی درباره جرم تبدیل شد. در واقع ورود این مفهوم، به نظام حقوقی کمک میکرد که تلقی افراد جامعه را در نسبت با مجازاتهای مختلفی که او برای جرائم پیشبینی کرده است، بسنجد. به بیان دیگر، مشخص شود که مردم جرائم مختلف را چقدر سخت یا آسان میبینند و چه مجازاتهایی برای آنها پیشبینی میکنند؛ چرا که ثابت شده اگر میان آنچه در متون رسمی حقوقی در نظر گرفته شده و آنچه مردم میپندارند، هماهنگی و تناسب لازم وجود نداشته باشد، به نوعی نظام حقوقی مورد تأیید جامعه نبوده و در نتیجه نمیتواند خیلی تداوم داشته باشد."
ادامه مطلب ...
| شروع و اقدام به جرم | |
|
| شروع و اقدام به جرم | |
|
احمد تاجدار
برای تحقق رکن مادی هرجرم مراحل مختلفی وجودداردکه مرتکب برای رسیدن به مقصود خود باید آن مراحل راطی کند والا ممکن است اقدام او مشمول عناوین شروع به جرم، جرم محال یا جرم عقیم گردد. بخشی از مسیر رفتار مجرمانه ظهور فیزیکی خارجی ندارد وفقط درقلمرو اندیشه وفکر مرتکب است . ( مرحله درونی یا ذهنی) مرحله مذکورکه جنبه معرفت النفسی دارد مقدم برهرگونه ظهور مادی رفتار مرتکب است ودرعین حال پایه واساس مرحله بعدی (مرحله بیرونی یا مادی) از نظر حقوق جزاء داخل شدن درفکر وذهن افراد مغایر با لزوم حفظ حقوق وآزادی های اساسی افراد جامعه است.
ادامه مطلب ...
احمد تاجدار
جرم چیست؟ و خاستگاه آن کجاست؟ دورکیم جامعه شناس فرانسوی می گوید: «هر عملی که در خور مجازات باشد، جرم است». یعنی هر فعل یا ترک فعلی که نظم و آرامش اجتماعی را مختل سازد و قانون نیز برای آن مجازاتی تعیین کرده باشد، «جرم» محسوب می شود. دورکیم جامعه شناس فرانسوی می گوید: «هر عملی که در خور مجازات باشد، جرم است».
ادامه مطلب ...
نوشته : دکتر رضا مظلومان
اگر بپذیریم که در یک گروه انسانی همیشه مردمانی هستند که تحت تاثیر عوامل مختلف و بدلایل گوناگون گرایشهای بطرف اعمال ضد اجتماعی پیدا می کنند کاملا ساده است اثبات کنیم که این اعمال مخصوص همیشه دارای یک اصل و ریشه نمی باشند تا بعنوان جرم معرفی شوند و دلیل آن باشند که کیفرهایی برای آنها در نظر گرفته شود زیرا آنچه که روزی نام جرم بخود می گیرد ممکنست روز دیگر امری عادی , بی اثر و یا حتی خوب شناخته شود چون جرم در طی قرون و اعصار باشکال مختلف در می آید و در اثر تحول اجتماعات و پیشرفتی که نصیب آنها می شود در هر زمان و مکانی بصورتی جلوه گر می گردد.
ادامه مطلب ...
منابع مقاله:
چکیده:
قوانین و مقررات جزایی هر جامعه به عنوان بخشی از نظام حقوقی حاکم نمودار وضع اجتماعی و ارزشهای حاکم بر آن جامعه است. نظام حقوقی اسلام با اهتمام ویژه ای که به مسائل جزایی و ایجاد نظم عمومی در جامعه دارد، از جایگاه والایی برخوردار است.
با بررسی احکام و قوانین اسلام می توان به این حقیقت دست یافت که آنچه مشتمل بر مصالح است، بدان فرمان داده شده و آنچه مشتمل بر مفاسد است، از ارتکاب آن نهی شده است. از این رو، در آیات و روایات متعددی برای جلوگیری از ارتکاب بزه و گناه، عقوبتهای مناسب را تشریح نموده است.
با آغاز حکومت جمهوری اسلامی در قوانین جزایی و مقررات بر مبنای فقه اسلامی تجدید نظر به عمل آمد و در نتیجه تحولی کلی پدیدار گشت و حقوق جزایی بر اساس حدود و دیات اسلامی تدوین گردید.
در این مقاله برآنیم نظریات مختلف حقوقی و فقهی را پیرامون احکام و مقررات جزایی اسلام به رشته تحریر در آوریم تا روشن گردد که همه احکام اسلامی، برای حمایت و حفظ مصالح معتبر انسانی، وضع شده است و هیچ حکمی را در اسلام نمی توان یافت که مصلحتی در آن نباشد.
ادامه مطلب ...
به نظر کارشناسان انحراف و جرم مفاهیمینزدیک به هم هستند و کسانی که مورد مجازات قرار میگیرند از نظر جامعه نیز منحرف و خلافکار محسوب میشوند
به نظر کارشناسان انحراف و جرم مفاهیمینزدیک به هم هستند و کسانی که مورد مجازات قرار میگیرند از نظر جامعه نیز منحرف و خلافکار محسوب میشوند.
دکتر جعفر سخاوت، استاد دانشگاه بحث خود را با عنوان "بررسی مفهوم جرم از دیدگاه جامعهشناسان معاصر" با طرح یک سؤال اساسی در این حوزه آغاز کرده و میگوید : "آیا رفتارهایی که به نام رفتارهای مجرمانه شناخته شدهاند، فی نفسه جرم محسوب میشوند.
دکتر سخاوت توضیح میدهد: آنچه در جامعه به عنوان رفتار انحرافی شناخته میشود، تا حدودی شامل برخی جرایم مانند سرقت، قتل و خشونتهای فردی است؛ اما این عبارت نزد عموم جامعه، در مورد بسیاری از انواع رفتارهای دیگر مانند تخلفات رانندگی، عدم پرداخت مالیات، کودک آزادی و ... هم پوشانی ندارد و عکسالعمل احساسی افراد نیز در مقابل این 2 دسته متفاوت است.
به عقیده وی، جامعهشناسان همواره با این سؤال مواجه بودهاند که آیا تعریف واحدی وجود دارد که بتواند انواع انحرافات را پوشش دهد؟ برخی از آنها در پاسخ به این پرسش، به تفاهم رسیدهاند که هر رفتاری که برخلاف هنجارها و نرمهای اجتماعی باشد، اعم از هنجارهایی که در زندگی روزمره تعریف شده و یا نرمهایی که قانون برای آنها مجازات تعیین کرده است، تحت عنوان انحراف مورد بررسی قرار میگیرد.
به گفته سخاوت، جامعهشناسان پوزیتویستی رفتارها را به 2 دسته رفتارهای انحرافی و رفتارهای معمولی تقسیم کردهاند؛ اما مسئله آنجاست که اگر رفتاری را به عنوان رفتار انحرافی بشناسیم، این که چه کسی این رفتار را انجام داده و شرایط وقوع این مسئله چه بوده است، مورد غفلت خواهد ماند. به عنوان مثال، دزدی مسلحانه افراد حرفهای به همان اندازه در این تعریف جرم و انحراف محسوب میشود که برداشتن پولی توسط فرد مستأصلی برای تهیه غذای خانواده خود..
وی در ادامه بحث خود یادآور شد که جامعهشناسان مدرن 2 ایراد را به این گونه تعریفهای پوزیتویستی وارد میدانند؛ نخست آن که افراد منحرف و مجرم در دستهای متفاوت از افراد عادی و غیرمجرم قرار میگیرند و دوم اینکه گفته میشود هدف از دستگیری و مجازات مجرمان، کنترل جرم در جامعه است و این در حالی است که میزان مؤثر بودن شیوههای کنترل کننده جرم در جامعه برای کاهش و یا توقف آن موضوعی قابل بحث است. در این زمینه نباید از نظر دور داشت که حتی گاهی در زندانها خردهفرهنگهای گرایش به جرم شکل گرفته و تقویت میشوند.
دکتر سخاوت میگوید: از دیدگاه جامعهشناسان غیرپوزیتویست، مثل متعلقان مکتب کنش متقابل نمادین، هنجارهای اجتماعی اساس رفتارهای آدمی نیست؛ بلکه این هنجارها تنها عواملی هستند که وارد ذهن شده و رفتار را تعیین میکنند، چنانچه حتی ایفای نقشهای اجتماعی براساس هنجارها نیست. به عنوان مثال وقتی یک پلیس با گروهی معترض روبهرو میشود، نقش او در هنجار حاکم بر آن، تنها یک عامل است که مهمتر از این عامل، تصمیم او در آن شرایط ویژه برای ایجاد سدی در مقابل جمعیت روبهروست.
وی تأکید میکند: هنجارهای اجتماعی تنها تعیینکننده عمل و رفتار افراد نیست و در بررسی رفتارهای اجتماعی باید عوامل دیگری را نیز در نظر آورد. علاوه بر این، در تقسیمبندی افراد به دستههای مجرم و غیرمجرم، انگیزههای مجرمان برای رفتار متفاوت از انگیزهها و آرمانهای افراد معمولی شناخته شده و این در حالی است که جامعهشناسانی مانند مرتن به این نتیجه رسیدند که مردم عادی هم به لحاظ انگیزهها، آرمانها و آرزوها، مشابهتهای زیادی با گروه دیگر دارند؛ اما تفاوت در اینجاست که فرصت و امکانات برای مردم عادی تا حد زیادی مهیاست؛ ولی کجروان اجتماعی از بسیاری از این موارد محروم هستند، بنابراین برای رسیدن به ایدهها و آرمانهای خود از راههای دیگری پیروی میکنند.
این متخصص جامعهشناسی مسائل و آسیبهای اجتماعی تصریح میکند: تشدید قوانین علیه انحراف، به خصوص در مورد انحرافات دسته دوم که بر سر آنها در جامعه اختلاف نظر وجود دارد، باعث بالا رفتن آمار جرایم میشود. این امر برخی متخصصان علوم اجتماعی را به بازتعریف مقوله جرم واداشته و آنها در این زمینه به این نتیجه رسیدند که هر آنچه در میان مردم ایجاد اضطراب و نگرانی کرده و این فکر را در ذهن آنها به وجود آورد که باید کاری انجام داد و یا این که کسی که این عمل را انجام داده باید مشکلی داشته باشد، جرم و انحراف شناخته میشود. در واقع باید گفت انحراف مفهوم ثابت و تغییرناپذیری نیست؛ بلکه به عنوان طیفی شناخته میشود که برای جامعه احساس خطر ایجاد کرده و نظر مسئولان را به کنترل اجتماعی جلب کند.
مفهوم حقوقی جرم
دکتر محمدعلی اردبیلی، مدرس حقوق کیفری در دانشگاه این موضوع را از دید دیگری مورد بحث قرار میدهد.
وی میگوید: ما در حوزههای مختلف علوم انسانی با نوعی تشتت و تعارض روبهرو هستیم. در زمینه مباحث مربوط به جرم و مجازات نیز شاید چون به توافق جمعی نرسیدهایم، جامعهشناسان و جرمشناسان در بسیاری از مواقع، موضوع را به قانونگذار حواله میدهند؛ یعنی میگویند جرم آن چیزی است که قانونگذار آن را جرم میداند. در این شرایط، بسیاری از حقوقدانان تلاش کردند تعریفی از جرم از دید قانون ارائه دهند؛ ولی موفقیت چندانی به دست نیاوردهاند.
وی میافزاید: از سوی دیگر، مسئله آنجاست که گاه در شرایطی تعریف جرم به قانون و قانونگذار حواله داده میشود که در جامعه نه قانون جای خود را پیدا کرده و نه نهادهای قانونگذاری و حدود قانون کاملاً مشخص است. در این وضع، تنها نوعی رفتار از نظر جامعه و عرف جرم شناخته شده و مردم با متخلفان برخورد میکنند.
اردبیلی میگوید: همانطور که میدانید، در دموکراسیهای اروپایی، مجلس قانونگذاری همواره مظهر اراده عمومی بوده و هر آنچه تصویب کند، همان قانون است و قوه یا قوایی فراتر از آن وجود ندارد؛ البته واضح است که قواعد مدونی نیز برای مجلس قانونگذاری وجود دارد و بلاتردید اگر این مجلس، قانونی برخلاف اصول دموکراسی صادر کند، نهاد دیگری که نگهبان قانون اساسی است، با آن برخورد خواهد کرد.
امیرحسین زمردیان، کارشناس نیز در این باره نوشته است: اگرچه 2 رشته تخصصی جرمشناسی و انحرافات اجتماعی از بدنه 2 دانش مختلف حقوق قضایی و جامعه شناسی جدا شدهاند؛ اما در واقع هر دو از 2 زاویه متفاوت به مفهوم مشترک یا به معنای عام کلمه میپردازند.
تعریف حقوقدانان برای بازشناسی پدیدههای بزهکارانه
در یک تعریف تخصصی، حقوقدانان کیفری برای بازشناسی یک پدیده بزهکارانه به عنوان جرم 2 شرط اساسی در نظر میگیرند؛نخست مخالف با نظم اجتماعی باشد و دوم به وسیله قانون جزا پیش بینی و برای آن مجازات تعیین شده باشد. به نظر میرسد این تعریف تا حدودی دچار ابهام است. در عوض تعریف قانونگذار در ماده 2 قانون مجازات اسلامیجامع و مانع است. در ماده 2 این قانون آمده است: این تعریف مورد وثوق اکثریت حقوقدانان است؛ زیرا مبتنی بر اصل حقوقی و کاملاً عملیاتی است. بدین معنی که براساس این تعریف با مراجعه به مجموعه قوانین جزایی هر کشور به آسانی و قطعیت میتوان دریافت که آیا یک فعل مشخص جرم است یا خیر که این ویژگی موجب جلوگیری از افتراق نظر و ابهام میشود.
جامعه شناسان و نقض روشهای موافق قاعده
از دیدگاهی دیگر، جامعه شناسان به جای واژههای و کلمه انحراف را به کار میبرند و آن را تعریف میکنند.
جامعه شناسان معتقدند، آنچه باعث میشود یک عمل انحراف و یک فرد منحرف دانسته شود، وجود تناقض آشکار بین خصوصیات عمل فرد و قاعدهای است که عمومیت دارد. در واقع در تمام جوامع صرف نظر از رژیم سیاسی و نظام و ضوابط نهادی، افراد یا گروههایی هستند که کاملاً با ارزشها، الگوها و هنجارهای جامعهای که به آن بستگی دارند، منطبق نیستند. گاهی با برخی از آن ارزشها ناسازگار بوده، از راهی میروند که با روشهای مرسوم در جامعه اختلاف دارند. این عمل انحراف اجتماعی نامیده میشود.
با نگاهی به تعاریف پیشین درمییابیم، مرجع این که فعلی جرم خوانده شود قانون و قانونگذار است، در صورتی که معیار برای سنجش انحراف آمیز بودن یک رفتار، جامعه و باورهای اجتماعی است.
بررسی تطبیقی 2 مفهوم جرم و انحراف
با بررسی تطبیقی 2 مفهوم پیش گفته به نکاتی درخور توجه و ارزشمندی دست خواهیم یافت:
- شکل اول: در یک حالت باثبات و طبیعی، رفتارهایی که از نظر بیشترین افراد جامعه خوانده میشوند و باعث آزار وجدان جمعی میشوند از طرف قانونگذار هم مشمول مجازات قرار میگیرند و در نتیجه مشمول تعریف جرم نیز میشوند. در چنین شرایطی قانونگذار سعی میکند با ایجاد ترس در اشخاص از انجام یا تکرار جرم جلوگیری کند. از طرف دیگر مجازات مجرم باعث میشود تا وجدان جمعی که از رودررو شدن با جرم مجروح و متأثر شده است تا حدودی التیام یابد و این دو کارکرد باعث میشوند تا احساس امنیت در مردم گسترش یابد و جامعه بهینه و کارآمد شود.
- شکل دوم: این است که رفتار و یا کنشی از طرف جامعه به عنوان عمل انحراف آمیز شناخته میشود؛ اما قانونگذار به دلیل ایجاد تالی فاسد و یا قابل اثبات نبودن وقوع جرم از معرفی این کنش به عنوان جرم خودداری میکند. به عنوان مثال اقدام به خودکشی بهشدت با هنجارهای جوامع مختلف در تعارض بوده و در مذاهب مختلف نیز نکوهش شده و جزو گناهان بزرگ قرار گرفته است. با این حال برای این عمل معمولاً مجازاتی در نظر گرفته نشده و در قوانین گوناگون به عنوان یک جرم شناخته نمیشود که دلیل آن میتواند توجه قانونگذاران به این نکات باشد که تعیین مجازات برای خودکشی نمیتواند موجب پیشگیری از اقدام به آن شود؛ زیرا مرتکب آنقدر دلزده و منفعل است که تصور مجازات در صورت زنده ماندن هم نمیتواند باعث انصراف وی شود. از طرف دیگر هر چند که وجدان جامعه را مخدوش میکند؛ ولی مجازات خودکشی کننده نمیتواند باعث ایجاد احساس اجرای عدالت در بین مردم و التیام آنان شود. بلکه امری که میتواند باعث آسودگی جامعه شود شناسایی دلایل خودکشی فرد و رفع آن است. برای ارائه مثالهای بیشتر میتوان به اعمال دروغگویی و غیبت نیز اشاره کرد که هر چند هر دو به شدت انحراف آمیز و ضداجتماعی به نظر میرسند؛ اما قانونگذاران جوامع مختلف احتمالاً به دلیل عدم امکان اثبات آنان را نیز به عنوان جرم معرفی نکردهاند.
- شکل سوم: این است که فعلی در قانون به عنوان جرم شناخته شود و برای آن مجازات تعیین گردد؛اما در دیدگاه بیشتر مردم به عنوان کنش انحراف آمیز تلقی نشود. به عنوان مثال زمانی که کشور هند تحت استعمار انگلیس بود، نشستن بر صندلی هایی که مخصوص خارجیها بود برای هندیها یک عمل مجرمانه تلقی میشد و آنان از این کار منع شده بودند و در صورت انجام مجازات میشدند. پرواضح است که در این مورد مفهوم جرم با تعریف انحراف، افتراق بسیاری دارد و قانونگذار آن موقع عملی را که به هیچ صورت انحراف آمیز و ناپسند نبود به صورت جابرانه و تبعیض آمیز جرم معرفی کرده بود. برای گردآوری مطالب پیشین میتوان بیان داشت که هرچه مفهوم اجتماعی انحراف با مفهوم حقوقی جرم همپوشانی بیشتری داشته باشد، قانونگذار در آن جامعه به برآیند باورهای عمومیو هنجارها توجه بیشتری نشان داده است و با بدنه جامعه ارتباط مستقیم و ملموسی دارد.
جعفرشریعتی
منبع:http://www.maavanews.ir/tabid/53/ctl/Edit/mid/373/Code/9107/Default.aspx
علیرضا سعید، دادیار دادسرای امور اقتصادی
چکیده: معاونت در جرم عبارت است از همکاری و مساعدت با مباشر جرم به یکی از اشکال پیشبینی شده در قانون بدون دخالت وی در عنصر مادی آن جرم که این همکاری باید قبل یا مقارن با وقوع جرم اصلی باشد. احراز عناصر سهگانه جرم در معاونت در جرم نیز لازم است و عنصر مادی معاونت باید فعل مثبت باشد؛ نه ترک فعل. در این نوشتار سعی شده است عناصر، ارکان و مصادیق معاونت در جرم و همچنین مجازات معاونت به صورت تطبیقی در حقوق ایران، فرانسه و لبنان به اختصار مورد بررسی قرار گیرد و در پایان، اندکی هم به موضوع فاعل معنوی جرم و تفاوت آن با معاونت در جرم و برخی از مصادیق آن پرداخته شده است. مقدمه: فردی که به فکر ارتکاب جرم میافتد، ممکن است آن اندازه از جسارت برخوردار باشد که بتواند به تنهایی و بدون واسطه دیگری جرم مورد نظر خود را در خارج محقق سازد و یا اینکه به هر دلیلی نخواهد خود در صحنه جرم حاضر باشد؛ اما چون خواهان وقوع آن جرم است، از پس پرده بر کار مباشر جرم نظارت و با او همفکری و همکاری کند و در پی این همکاری جرم مورد نظر نیز واقع شود. چنین شخصی را که به صورت فرعی و تبعی به مجرم یاری میرساند؛ اما در عملیات سازنده یا عنصر مادی جرم دخالت مستقیم ندارد، معاون و چنین عملی را معاونت در جرم میگویند. قانونگذار ما معاونت را تعریف نکرده؛ اما مصادیق و صورتهای مختلف آن را بیان داشته است. (ماده 43 قانون مجازات اسلامی) میتوان گفت معاونت در جرم عبارت است از همکاری با فاعل جرم به یکی از اشکال پیشبینی شده در قانون بدون مداخله در عملیات اجرایی جرم قبل یا مقارن با وقوع آن جرم. برای تشخیص فاعل اصلی جرم از معاون، قانونگذار ایران ضابطه عینی یا موضوعی را پذیرفته و به نوع و کیفیت عمل انجام شده توجه دارد؛ نه ضابطه ذهنی. تاریخچه معاونت در حقوق ایران به تصویب مواد 28 تا 30 قانون مجازات عمومی مصوب 1304 برمیگردد. در سال 1352 قانونگذار در مواد مذکور تغییراتی ایجاد کرد؛ از جمله اینکه مصادیق معاونت را توسعه داده و بر لزوم وحدت قصد تأکید کرد و میزان تخفیف در مجازات را برعهده دادگاهها قرار داد. همین مقررات در مواد21 تا 23 قانون راجع به مجازات اسلامی مصوب 1361 نیز تکرار شد؛ اما قانونگذار عبارت <در جرایم قابل تعزیر> را به صدر ماده 28 افزود و معاونت را به جرایم تعزیری محدود کرد. آخرین اراده قانونگذار نیز در مواد 43 تا 45 و ماده 726 قانون مجازات اسلامی نمود یافت که به بیان احکام و شرایط معاونت پرداخته است. عناصر و ارکان معاونت در جرم رکن قانونی: جواز تعقیب یک فرد به عنوان معاون جرم منوط به این است که عملی که توسط مباشر انجام شده، جرمانگاری شده باشد؛ یعنی اگر عمل انجام شده فاقد وصف مجرمانه باشد، به تبع آن معاونت نیز منتفی خواهد بود که حقوقدانان از آن به استعاره مجرمیت یا معاونت عاریهای تعبیر کردهاند؛ به آن معنا که معاونت یک عنوان مجرمانه مستقل نیست؛ بلکه فرع و تابع فعل مجرمانه اصلی است. اگر این استعاره مجرمیت را مطلق بدانیم، نتیجه آن تساوی مجازات مباشر و معاون خواهد بود؛ به جهت اینکه از وحدت نظر و هدف برخوردارند. اما اگر آن را نسبی بدانیم، مجازات معاون کمتر از مباشر خواهد بود؛ زیرا او نقش کمتری در تحقق جرم دارد که قانونگذار ما همین نظر اخیر را پذیرفته است. برخی حقوقدانان معاونت را جرم مستقل میدانند (نه عاریهای) و قانونگذار نیز در برخی مواد قانونی پارهای از معاونتها را به صورت جرم مستقل و با مجازات خاص در نظر گرفته است. البته ذکر این نکته نیز لازم است که اعمال مجازات بر معاون منوط به صدور حکم بر محکومیت مجرم اصلی نیست؛ بلکه صرف قابل مجازات بودن فعل اصلی کافی است؛ خواه مجازات بر مباشر جرم بار شده و خواه اینکه به جهاتی قانونی از عهده او برداشته شود. (ماده 44 قانون مجازات اسلامی)قانون جزای 1810 فرانسه و قانون جزای 1871 آلمان از نظریه استعاره مطلق تبعیت میکردند. در قانون فعلی فرانسه نیز مجازات معاون همانند مباشر است؛ اما قاضی میتواند برای معاون تخفیف قائل شود. رکن مادی: برای تحقق عنصر مادی جرم معاونت ضرورت دارد یک فعل مادی مثبت به یکی از صورتهای پیشبینی شده در قانون همزمان یا قبل از جرم اصلی ارتکاب یابد. بنابراین ترک فعل نمیتواند سازنده عنصر مادی معاونت باشد. البته نظر مخالفی نیز در این خصوص وجود دارد دایر بر این که در مواردی فعل منفی یا ترک فعل هم میتواند سبب تسهیل وقوع جرم و تحقق معاونت باشد؛ مشروط به این که رابطه سببیت بین ترک فعل و وقوع جرم موجود و محرز باشد. احراز این رابطه در مرحله اثبات دشوار است؛ در حالی که در موارد فعل مثبت آسانتر میباشد. همچنین باید عمل مثبت مادی به طور کامل انجام شده باشد؛ زیرا شروع به جرم معاونت مجازات ندارد و یا به عبارت بهتر چندان قابل تــصـــور نـیـســت؛ هــر چـنــد معاونت در شروع به جرم قابل تصور و مجازات است. افزون بر آن، ارتکاب فعل مذکور نیز باید مقدم یا مقارن با وقوع جرم اصلی باشد. ازایـنرو افعالی که بعد از وقوع جرم اصلی به انجام میرسند، در حقوق ایران مـعـــــــــاونــــــــت مــــحــــســــــــوب نمیشوند؛ اما ممکن است به عنوان جرم مستقل در نظر گرفته شوند. رکن معنوی منظور از رکن معنوی سوءنیت و قصد مجرمانه معاون میباشد که در جرایم عمدی عبارت است از تعلق اراده به ارتکاب جرم مورد نظر همراه با علم به نتایج عمل ارتکابی که در صورت فقدان این عنصر، معاونت محقق نمیشود؛ یعنی معاون باید از قصد مباشر جرم و اینکه او درصدد ارتکاب یک عمل مجرمانه است، آگاهی کامل داشته باشد و او را در راه رسیدن به هدف و وقوع جرم یاری رساند (وحدت قصد.) البته پرواضح است که منظور از قصد، همراهی و همکاری با اراده آزاد و فارغ از اکراه و اجبار است و منظور از وحدت قصد این است که در نوع جرم با هم توافق داشته باشند. عدم توافق بر سر مسائل فرعی و جزئیات عمل تأثیری در مسئولیت معاون ندارد. البته اگر مباشر مرتکب جرمی سنگینتر شود که خارج از توافق اولیه آنهاست، معاون در مقابل آن پاسخگو نیست و تنها در حد جرمی که مورد نظر او بوده، مسئول خواهد بود؛ مگر اینکه نتیجه حاصل شده به طور عرفی و واضح قابل پیشبینی بوده باشد که در این صورت قصد او مفروض و در نتیجه قابل مؤاخذه خواهد بود. ممکن است این سؤال مطرح شود که با توجه به مطالب گفته شده آیا معاونت در جرایم غیرعمدی قابل تصور است؟ از آنجا که در جرم غیرعمدی مجرم اصلی فاقد سوءنیت و قصد مجرمانه است، پس چگونه وحدت قصد بین معاون و مباشر محقق میشود؟ در پاسخ به این پرسشها، برخی حقوقدانان آن را انکار و گروهی قابل تصور دانستهاند و بعضی دیگر هم مصداقی برخورد کرده و تنها پارهای از مصادیق را پذیرفتهاند. با توجه به اطلاق عبارت قانونگذار (یعنی لفظ جرم که اعم از عمد و غیر عمد است) و برخی آرای دیوان عالی کشور (در سالهای 1316، 1319 و 1322 شعب 2 و 5) میتوان چنین نتیجه گرفت که معاونت در جرایم قابل تصور است و مثالهای محدودی نیز ارائه شده است؛ مانند جرایم راهنمایی و رانندگی. عدهای هم معتقدند که به جای عبارت <معاونت در جرم غیرعمد> بهتر است از لفظ <شریک در تقصیر> استفاده شود. برخی حقوقدانان خارجی مانند "کارارا" از ایتالیا و "هاوس" و "نیپلیس" از بلژیک معتقدند که غیرممکن است کسی را برای تحقق فکری که هرگز نداشته است، کمک کرد؛ همچنانکه بدون قصد نمیتوان معاون جرم عمدی شد؛ زیرا معاونت به قصد مجرمانه نیاز دارد. بنابراین در اعمالی که ناشی از تقصیر هستند نمیتوان به معاونت اعتقادی داشت. "ویدال مولینیر"، از حقوقدانان فرانسه برخلاف "گارو" معتقد است که معاونت تنها در صورتی قابل مجازات است که معاون به قصد و با سوءنیت به منظور تحقق جرمی اقدام کرده باشد. مصادیق معاونت در جرم در قانون ما اشکال و مصادیق معاونت به صورت حصری در ماده 43 قانون مجازات اسلامی بیان شده است که همه این موارد فعل مثبت بوده و جنبه حصری دارند، نه تمثیلی؛ یعنی برای اینکه بتوان فردی را معاون یک جرم تلقی کرد، باید رفتار او در قالب یکی از همان موارد مذکور در قانون ارتکاب یافته و قابل تسری به غیر آنها نباشد. این موارد عبارتند از: 1- تحریک: معنای به حرکت واداشتن دیگری را دارد؛ یعنی اینکه فکر ارتکاب جرم را به ذهن مباشر بدواً القا کند یا فکر مجرمانهای را که در ذهن اوست، تقویت کرده و با ایجاد اطمینان خاطر او را بر ارتکاب جرم مورد نظر مصمم سازد. برخی از نویسندگان، ترغیب، تشویق، تطمیع و تهدید را به صورت مستقل و جدا از تحریک مورد بحث قراردادهاند؛ اما به نظر میرسد که همگی اینها در واقع روشهایی هستند برای تحریک و واداشتن فرد به ارتکاب جرم؛ زیرا معاون، یا به مباشر وعده و هدیه میدهد تا جرم مورد نظر را به انجام رساند (تطمیع)، یا با زدن حرفهایی خاص و سخنرانی شوق ارتکاب جرم را در او ایجاد یا تشدید میکند (تشویق و ترغیب) و یا با ایجاد ترس از خطر یا خطرات احتمالی نسبت به مال، جان، خانواده و... او را به ارتکاب جرم وامیدارد (تهدید.) بنابراین تحریک شدن و به حرکت درآمدن مباشر در جهت انجام جرم، در واقع نتیجه اعمال مذکور است. ذکر این نکته نیز ضروری است که در وقوع تحریک لازم نیست شخص معینی مورد نظر فرد باشد؛ بلکه اگر یک جمع نیز تحریک شده و از بین آنها یک نفر یا همگیشان مرتکب جرم مورد نظر شوند، محرک به عنوان معاون قابل مجازات است؛ به شرط اینکه آن تحریک مؤثر بوده و رابطه سببیت عرفی بین تحریک و ارتکاب جرم وجود داشته باشد. در غیر این صورت، اگر مجرم اصلی خود از انگیزه کافی برای ارتکاب جرم برخوردار باشد؛ به گونهای که اگر آن تحریک نبود باز هم مرتکب آن جرم میشد، دیگر معاونت محقق نمیشود. قانونگذار ما برخی تحریکات را با توجه به اهمیت و خطر بالای آنها به عنوان جرم مستقل با مجازاتی خاص در نظر گرفته است؛ هر چند که جرم اصلی مورد نظر هم به وقوع نپیوسته یا حتی شروع به آن جرم محقق نشده باشد. هدف قانونگذار از جرمانگاری مستقل اینگونه موارد پیشگیری از وقوع حوادث مهم و غیرقابل جبران؛ مانند جرایم علیه امنیت کشور از قبیل تحریک مردم به جنگ و کشتار، تشویق مردم به فساد و فحشا و تحریک نظامیان به فرار یا تسلیم و خاموش کردن آتش فتنه در نطفه است. 2- دسیسه، فریب و نیرنگ: این سه واژه با یکدیگر مترادف بوده و با نوعی پنهانکاری و خدعه همراه هستند. مقصود از این واژهها فریب دادن قربانی جرم یا شخص ثالث است تا از آن طریق مجرم اصلی بتواند بهراحتی مرتکب جرم مورد نظر شود؛ مانند ایجاد یک تصادف یا دعوای ساختگی بر سر راه راننده خودرو تا او پیاده شده و مجرم اصلی (مباشر) خودرو را برباید، یا به صحبت گرفتن و پرت کردن حواس فروشنده از ویترین مغازه طلافروشی تا مباشر در لحظه مناسب اقدام به سرقت جواهرات نماید. 3- تهیه وسایل ارتکاب جرم: در بند 2 ماده 43 قانون مجازات اسلامی تهیه؛ یعنی ساختن یا فراهم کردن هر نوع وسیله (منقول یا غیرمنقول) برای ارتکاب جرم، از مصادیق بارز معاونت محسوب شده است. بدیهی است که برای تحقق جرم معاونت باید وحدت قصد محرز باشد؛ یعنی اینکه معاون وسیله تهیه شده را با سوءنیت و به قصد ارتکاب جرم مورد نظر در اختیار مباشر قرار دهد و او نیز از آن وسیله به طور عملی در جهت ارتکاب جرم استفاده کند. بنابراین احراز و اثبات علم و عمد معاون در دادگاه برای مجازات وی ضرورت دارد. 4 - ارائه طریق ارتکاب جرم: یکی از اشکال و مصادیق معاونت مندرج در ماده 43 قانون مجازات اسلامی ارائه طریق ارتکاب جرم است؛ به این معنا که معاون نقشه و طرحی را برای چگونگی ارتکاب یک جرم تهیه کرده، آن را در اختیار مباشر قرار داده و اطلاعات لازم درباره راه تهیه وسایل ارتکاب جرم، نحوه استفاده از آنها، زمان و مکان استفاده و... را به مباشر میدهد. البته این آموزشها و ارشادها باید عالمانه، عامدانه و مؤثر در وقوع جرم مورد نظر باشد. 5- تسهیل وقوع جرم: در بند 3 ماده 43 به عنوان آخرین مصداق معاونت به تسهیل وقوع جرم اشاره شده است؛ به این صورت که فرد به اشکال و صورتهای مختلف همزمان با وقوع جرم از سوی مباشر، باعث سادگی و سهولت انجام جرم از سوی مجرم اصلی شود؛ بهگونهای که عرف نیز عمل او را سبب تسهیل وقوع آن جرم بداند؛ مثل اینکه بیرون منزل مالباخته کمین کرده و دیدهبانی کند تا سارق را بهموقع از خطر حضور پلیس یا صاحبخانه باخبر سازد و همین امر باعث شود سارق احساس خطر کمتری کرده و با خیالی آسوده مبادرت به سرقت نماید. البته در اینجا نیز وجود و احراز علم و عمد تسهیلکننده جرم شرط است تا قابلیت مجازات داشته باشد.
صــورتهــای خـاص معاونت در قانون (حدود و قصاص) - مـعــاونــت در شـرب خـمـر کـه مرتکب طبق ماده 175 قانون مجازات اسـلامـی بـه 74 ضربه شلاق محکوم میشود. - معاونت در سرقت مستوجب حد که برابر تبصره 2 ماده 21 قانون مجازات اسلامی به حبس از 1 تا 3 سال محکوم میشود. - معاونت در قتل عمد که مجازات آن حـسـب مـاده 207 قـانون مجازات اسلامی حبس از 3 تا 15سال است و در صورت فقد شاکی یا گذشت وی، طبق تبصره ماده 208 و نیز ماده 612 قانون مجازات اسلامی به 1 تا 5 سال تقلیل مییابد. - معاونت در قطع عضو یا جرح عمدی که براساس تبصره 1 ماده 269 قانون مجازات اسلامی مرتکب به حبس از 3 ماه تا 1 سال و یا طبق تبصره 2 آن به 2 ماه تا 1 سال محکوم میشود. - معاونت در سقط جنین که مجازات آن طبق ماده 623 قانون مجازات اسلامی 6 ماه تا 1 سال حبس است. - معاونت در فساد و فحشا که مرتکب حسب ماده 639 به 1 تا10 سال حبس محکوم میشود. - معاونت (تشویق) در معامله اشیای مذکور در ماده 640 قانون مجازات اسلامی که مجازات حبس، جزای نقدی یا شلاق را در پی دارد. - معاونت در راهاندازی و اداره قمارخانه و مرکز فساد که مطابق ماده 710 قانون مجازات اسلامی مجازات مباشر جرم را دارد و مجازات مباشر که در ماده 708 ذکر شده، حبس یا جزای نقدی از 3 تا 12 میلیون ریال است. مجازات معاونت در جرم همانگونه که اشاره شد، مبنای تعیین میزان مجازات معاون، دو نظریه است: یکی استعاره مطلق مجرمیت که مطابق آن مجازات معاون و مباشر یکسان است؛ زیرا در وقوع جرم دارای وحدت نظر و هدف میباشند. و دوم، استعاره نسبی که مورد پذیرش قانونگذار ما قرار دارد. بر این اساس چون سهم و دخالت معاون در تحقق جرم کمتر بوده، مجازات او کمتر از مباشر است. در تبصره 2 ماده 43 پیشبینی شده است که چنانچه برای معاونت در جرمی مجازات خاصی در قانون یا شرع وجود داشته باشد، همان مجازات اجرا خواهد شد. البته در سال 1375 قانونگذار ماده 726 را در بخش تـعـزیـرات آورد کـه حـسب آن مجازات معاون حداقل مجازات مباشر تعیین شده است. این ماده ناسخ ماده 43 نیست؛ بلکه یکی از مصادیق قانونی تبصره 2 ماده این ماده میباشد. با تصویب ماده 726 در چارچوب اصل قانونی بودن تعزیرات، مجازات معاون در جرایم تعزیری شکل قانونی دقیقتری به خود گرفت. این ماده را باید نسبت به تمامی جرایم تعزیری اعم از قانون تعزیرات مصوب 1375 و سایر قوانین موجود قابل اجرا دانست؛ مگر اینکه مجازات خاصی برای معاون در آن قوانین خاص تعیین و تصریح شده باشد. ایرادهای وارد بر مواد 43 و 726 اجرای ماده 726 در مجازاتهایی که برای آنها حداقلی در قانون تعیین و تصریح نشده (مانند ماده 660) با دشواری همراه است. رویه قضایی و نظرات اداره حقوقی قوه قضاییه حاکی از این است که در مـــواردی کـــه مــجــازات تعیین شده برای یک جرم دارای حداقل نباشد، باید کمترین واحد؛ یعنی یک ضـربـه شـلاق، یک روز حـبــس و یــا یــک ریـال جــــــزای نـقـــــدی را درخـصـوص مـعـاون آن جرم مورد حکم قرار داد. الـبـتـه ایراد عدم تناسب مجازات مذکور با جرم ارتکاب یافته به این نظریه وارد اســــت و قــــاضــــی مـــیتـــوانـــد بـــا تــعــیــیــن مجازاتهای تکمیلی و تتمیمی (مواد 19 و 728 قانون مجازات اسلامی) برای معاون جرم، تا حدودی این نقص را جبران کند. اما قانونگذار باید به صورت اصولی و با تصویب قانون این مشکل را حل نماید. در مواردی که برای یک جرم 2 یا چند مجازات معین شده باشد، اختیار با قاضی صادرکننده حکم است که حداقل کدامیک از مجازاتهای قانونی را با توجه به اصل تناسب مجازات و جرم و سیاست فردی کردن مجازاتها برای معاون در نظر بگیرد. ایراد مهمی که بر ماده 43 وارد است، منافات آن با اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها میباشد؛ با این توضیح که در این ماده آمده است: <معاون... تعزیر میشود>؛ اما میزان آن بهطور دقیق معین نشده است؛ هرچند تصویب ماده 726 تا اندازهای این اشکال را برطرف کرده است. ذکر وعظ و تهدید در شمار مـجـازاتهـای قـانـونـی بـر ابـهام موجود در این ماده افزوده و علاوه بر این، به مجازات معاونت در جرایم حدی و مستوجب دیه نیز تـصریح نشده است. نکته دیگر اینکه واژه <شرع> که در این ماده مورد اشاره قرار گرفته، مفهومی کلی و مبهم است و قانونگذار باید این ایرادها را برطرف کند. بحث تطبیقی قـانـون جزای فرانسه در ماده 6-121 درخـصـوص مـعاونت در جرم مقرر داشته است که معاون جرم نیز همانند مباشر جرم در محدوده ماده 7-121 قابل مجازات میباشد. در ماده 7-121 مصادیق و تعریف معاونت ذکر شده است. مطابق ماده مذکور، معاون در جنحه یا جنایت کسی است که با کمک و مساعدت عمدی خود وقوع جرم را تسهیل کرده باشد. همچنین شخصی که با کمک مالی، وعده، تهدید، دستور و سوءاستفاده از قدرت و امکانات، تحریک به ارتکاب یک جرم کرده یا آموزشهایی در جهت ارتکاب جرم ارائه دهد، معاون جرم محسوب میشود. این موارد تقریباً همان مصادیقی هستند که در قانون ما نیز وجود دارند. در این ماده دستور دادن و امر کردن فـرد بـه ارتـکـاب جـرم نـیز از مصادیق معاونت ذکر شده است. ذکر قید <عامداً> در این ماده حاکی از این مطلب است که معاون باید قصد مجرمانه و آگاهی از وقوع جرم اصلی داشته و به عبارت دیگر دارای وحدت قصد با مباشر درجهت ارتکاب و وقوع آن جرم باشد. در قانون جزای لبنان مواد 217 تا 222 به مبحث معاونت در جرم پرداختهاند. در ماده 217 مقرر شده است: هرکس که دیگری را با هر وسیلهای به ارتکاب جرم وادار کند یا برای این کار تلاش نماید، محرض (تحریککننده) محسوب شده و مسئولیت فرد وادار شده به ارتکاب جرم از مسئولیت وادارکننده جدا و مستقل میباشد. در ماده 218 نیز درخصوص مـجـــــازات مـــعـــــاون آمــــده اســــت: تـحـریـککننده به ارتکاب جرم به همان مجازاتی محکوم میشود که برای مباشران جرم در قانون معین شده است؛ خواه آن جرم به طور کامل واقع شده یا اینکه فقط شروع به اجرای آن شده و کامل نشده باشد. البته اگر اقدامات انجام شده از سوی فرد منجر به حصول نتیجه نشود، مجازات فرد تحریککننده در حدود مـذکـور در مـاده220 تـخـفـیف داده میشود. تحریک به ارتکاب [اعمال] خــلاف قــابــل مـجـازات نـیـسـت و اقدامات تأمینی و تربیتی همانگونه که در مورد مباشر جرم اعمال میشود، در مورد تحریککننده و معاون نیز قابل اعمال است. بر این اساس، قانونگذار لبنان صرف تحریض و تشویق به ارتکاب جرم را، هر چند منجر به تحقق جرم اصلی نشود، جرمانگاری نموده است؛ اما قانونگذار ما تحریکی را جرم دانسته که مؤثر بوده و منجر به تحقق و وقوع جرم اصلی شود. (واژه <تحریک > در قانون ما و <تحریض> در قانون لبنان و ماده 40 قانون جزای مصر از قانون جزای فرانسه اقتباس شده است.) در واقع تفاوت در این است که ما مؤثر بودن تحریک و احراز رابطه سببیت را ضروری میدانیم؛ اما در قانون لبنان احراز این موضوع لازم نیست و به صرف وقوع تحریک و تشویق، معاونت در جرم محقق میشود؛ خواه جرم اصلی واقع شود یا نه. در ماده 219 قانون جزای لبنان مصادیق افراد دخیل در یک واقعه مجرمانه ذکر شده است؛ به این صورت که اشخاص زیر دخیل در جنایت و جنحه (و مسئول) هستند: 1- هرکس که فردی را به ارتکاب جرم ارشاد و راهنمایی کند؛ هرچند ارشادهای او اثر فعلی نداشته و در فعلیت یافتن جرم اصلی مؤثر نباشد. 2- هر کس که تصمیم فاعل (مباشر) را با هر وسیلهای تشدید کند؛ یعنی مباشر را در تصمیمش بر ارتکاب جرم مصممتر سازد. 3- هر کس که به جهت استفاده مادی یا معنوی، مباشر را با تهیه مقدمات یا تسهیل زمینه وقوع جرم همراهی و مساعدت نماید. 4- هر کس که قبل از ارتکاب جرم با فاعل یا یکی از شرکای جرم اتفاق نموده و در مخفی کردن آثار جرم یا پنهان یا مصرف کردن اشیای حاصل از جرم یا مخفی کردن شرکای جرم همکاری کند. 5- هر کس که از عملکرد جنایتکاران علیه امنیت دولت یا علیه اشخاص، اموال و سلامت عمومی مطلع باشد و برای آنها مکان، غذا و مخفیگاه فراهم کند. محتوای این ماده حاکی از این است که در قانون لبنان همکاری فرد پس از وقوع جرم در جهت مخفی کردن آثار و وسایل ناشی از جرم، معاونت در آن جرم محسوب میشود؛ اما در حقوق ما باید اعمال ارتکابی مقدم یا مقارن با عمل مباشر و مجرم اصلی ارتکاب یابند تا عنوان معاونت بر آن صدق کند؛ والا چنین فردی را نمیتوان تحت عنوان معاونت در جرم تعقیب نمود؛ مگر اینکه عمل ارتکابی به صورت خاص تحت عنوان مجرمانه مستقلی جرمانگاری شده باشد. قانونگذار لبنان در ماده 220 مجازات معاون را با توجه به میزان نقش و دخالت او در وقوع جرم تعیین و بیان کرده است؛ به این صورت که اگر همکاری و دخالت معاون بهگونهای باشد که در صورت فقدان یاری او جرم هم محقق نمیشد، در این صورت مجازات او مساوی با فاعل اصلی و مباشر جرم است. در غیر این صورت، چنانچه مجازات مباشر جرم اعدام باشد، معاون به حبس با اعمال شاقه دایمی و یا موقت از10 تا 20 سال محکوم میشود و اگر مجازات مباشر حبس ابد باشد، مجازات معاون 7 تا 15سال حبس خواهد بود. در سایر موارد مجازات معاون همان مجازات تعیین شده برای مباشر خواهد بود؛ البته یک ششم تا یک سوم از مدت آن کاسته میشود؛ اما اقدامات تأمینی و احتیاطی در مورد وی به اجرا درمیآید؛ همانگونه که ممکن است در مورد فاعل جرم نیز اعمال شود. قانونگذار این اختیار را به قاضی صادرکننده حکم داده است که برای معاون مجازاتی از نوع مجازات مباشر تعیین کند؛ اما میزان آن را از یکسوم تا یکششم تخفیف دهد؛ البته غیر از مواردی که مشمول صدر این ماده باشند؛ یعنی حبس ابد و اعدام که حداقل و حداکثر آن را خود قانونگذار معین کرده است. در ماده 221 قانون جزای لبنان مخفی کردن یا مصرف اشیای متعلق به غیر که از راه جنحه یا جنایت به دست آمده باشد، جرمی مستقل شناخته شده و مرتکب به 3 ماه تا10 سال حبس و پرداخت 20 هزار تا400 هزار لیره جزای نقدی مجکوم میشود. اگر اموال از راه جنحه (نه جنایت) به دست آمده باشد، مجازات او از دوسوم این میزان بیشتر نخواهد بود. اگر وی جانی را مخفی کند یا در فراری دادن او مساعدت نماید، به حبس از3 ماه تا 2 سال محکوم میشود. البته اگر فراریدهندگان از نزدیکان درجه یک فرد باشند، از این مجازات معاف هستند.
بحث معاونت در جرم همانگونه که ذکر شد، در حقوق کشورهای عربی مانند لبنان تحت عـنـوان <مساهمه> یا <تحریض> بیان میشود. تحریض به معنای وادار کردن دیگری به ارتکاب جرم است؛ اما مساعدت و مساهمه به معنای یاری دادن مباشر با تهیه وسایل و امکانات میباشد که محدود به وسایل خاصی نیست؛ مانند راهنمایی کردن و دادن اسلحه یا پول. مساعدت را بر حسب اینکه مقدم یا مقارن یا بعد از عمل مباشر انجام شده باشد، به مساعدت <مسهله>، <مجهزه> و <مـنـممه> تقسیم کردهاند. اما در حقوق ایران مساعدت اخیر (همکاری بعد از عمل مباشر) را نمیتوان از مصادیق معاونت در جرم دانست؛ زیرا تحقق معاونت زمانی است که اعمال ارتکابی قبل یا همزمان با جرم اصلی واقع شده باشند. تنها در این صورت است که میتوان گفت بین معاون و مباشر جرم وحدت قصد و هدف وجود داشته است. مساعدت به شکل ترک فعل یکی از مشکلاتی است که در بسیاری از قوانین مسکوت مانده؛ اما رویه قضایی فرانسه بر لزوم ایجابی بودن آن تأکید دارد. قانون جزای لیبی در ماده 57 مساعدت به شکل ترک فعل را نیز پذیرفته است. در مورد لزوم استفاده مباشر از وسایلی که معاون در اختیار وی قرار میدهد نیز اختلاف وجود دارد. شرط تحقق معاونت وجود قصد مجرمانه است؛ یعنی علم و اراده و اینکه معاون باید از جرم بودن عمل خود و نتیجهای که به همراه خواهد داشت، آگاه باشد. درخصوص لزوم وجود رابطه سببیت بین عمل معاون و جرم واقع شده نیز پیشتر سخن گفتیم. اما ذکر این نکته هم لازم است که در مواردی ممکن است چندین سبب وجود داشته و در تحقق جرم مؤثر باشند. در اینباره چندین نظریه مطرح است که عبارتند از: نظریه تعادل اسباب، نظریه سبب مستقیم، نظریه سبب مـنـاسـب و نـظـریـه سبب فعال. هرکدام از این نظریات طرفدارانی دارند که پرداختن تفصیلی به این مبحث خارج از حوصله مقاله حاضر است و مجالی دیگر میطلبد. (رجوع شود به باب تسبیب، مواد 340 به بعد قانون مجازات اسلامی) در حقوق آمریکا مباشرت معنوی )solicitation( معادل معاونت در جرم شناخته شده است و آن، عمل شخصی است که با قصد و اراده به دیگری دستور میدهد یا از او میخواهد که مرتکب جرمی شود و این عمل ممکن است با واسطه نیز صورت گیرد؛ یعنی (الف) به (ب) دستور بدهد که به (ج) دستور ارتکاب جرمی را بدهد. <فـــاعـــل مــعــنـــوی> یـکــی از اصطلاحات حقوق کیفری است که حقوق آلمان آن را در کنار معاون جـــرم مـطــرح کــرده اســت و بــه شـخـصـی گـفـتـه مـیشود که فرد غیرمسئولی را وادار به ارتکاب جرم میکند؛ به گونهای که مباشر جرم نقش وسیله را دارد. نـظـریـه فـاعل معنوی مورد استقبال قرار نگرفته است. این نظریه که <فاعل غیرمباشر> یا <فاعل باواسطه> یا <فاعل میانجی> نیز نامیده میشود، از آنجا نشأت میگیرد که ماهیت مجرمانه معاونت از ماهیت مجرمانه مباشر گرفته میشود. وقتی که مباشر جرم یک شخص غیرمسئول باشد، موضوع با این اشکال مواجه میشود که عمل معاون را نیز نمیتوان تعقیب کرد. بنابراین باید به دنبال نظریه دیگری بود که همان نظریه فاعل معنوی است. در قوانین برخی از کشورها همچون ایتالیا (ماده 111)، آلمان (ماده2-25)، کویت (ماده3-47)، مـغــــرب (مـــاده131) و امـــارات مـتـحـده عـربـی (مـاده44) فاعل معنوی به رسمیت شناخته شده اســـــت. در کـــشـــــور مــــا نــیــــز تبصرههای 2 و1 ماده 211 قانون مجازات اسلامی را میتوان از مصادیق فاعل معنوی دانست. تـبـصــره 1 بـیــان مــیدارد: اگــر اکـراهشـونـده طـفل غیرممیز یا مجنون باشد، فقط اکراهکننده محکوم به قصاص میشود. در تبصره 2 هم آمده است: اگر اکـراهشـونـده طـفـل مـمـیز باشد قصاص نمیشود؛ بلکه عاقلهاش دیه را میپردازند و اکراهکننده به حبس ابد محکوم میشود. در اینجا اکراهکننده فاعل غیرمباشر یا همان فاعل معنوی میباشد؛ هرچند که در عملیات مادی جرم شرکت نداشته است؛ اما چون جرم با اکراه یا دستور او بوده، گویا خود عنصر مادی را نیز انجام داده است و وقوع نتیجه مجرمانه منتسب به فعل و اراده او میشود. تسبیب نیز در حقوق ما یکی از مصادیق فاعل معنوی است و عرف هم به جهت اقوی بودن سبب از مباشر، نتیجه مجرمانه را به او نسبت میدهد و نقش مباشر یا فاعل مستقیم را نادیده میگیرد. به نظر برخی از استادان حقوق (دکتر شاملو) فاعل معنوی کسی است که جرم به حساب او و به نفع او انجام میشود و در واقع اوست که خواستار وقوع نتیجه مجرمانه میباشد و از نظر منطقی اوست که رابطه سببیت بین فعل مباشر و نتیجه مجرمانه را برقرار میکند؛ مانند اکراه و آمر و مأمور. فاعل معنوی در شروع به جرم نیز متصور است. ماده 504 قانون مجازات اسلامی را میتوان یکی از مصادیق فاعل معنوی دانست. مطابق این ماده کسی که نیروهای مسلح را به فرار یا نافرمانی به قصد براندازی حکومت تحریک کند، هرچند اقدامات او مؤثر واقع نشود، به 6 ماه تا 3 سال حبس محکوم میگردد. در این ماده هرچند نتیجه خواسته شده واقع نشده؛ اما چون فرد خواستار وقوع آن بوده، قانونگذار او را مستوجب مجازات دانسته است. مواد 512 و621 قانون مجازات اسلامی را نیز میتوان از مصادیق فاعل معنوی دانست. تفاوت معاون با فاعل معنوی در این است که معاون نقش تبعی و فرعی دارد؛ اما فاعل معنوی نقش اولیه و مهمتر از مباشر را دارد و رابطه سببیت هم برقرار است. احراز رابطه سببیت بین نتیجه مجرمانه و فاعل معنوی لازم است؛ همانگونه که احراز انتساب نتیجه در مباشر و فاعل مستقیم نیز ضرورت دارد. بنابراین با توجه به اقوی بودن فاعل معنوی باید مجازات مباشر جرم برای او منظور شود؛ هر چند که او در عنصر مادی جرم شرکت نداشته است؛ زیرا او خواهان نتیجه بوده و نتیجه هم به او منتسب میباشد. البته مرحله اثبات این انتساب مشکلتر از زمانی است که نتیجه به طور مستقیم به مباشر منتسب است؛ زیرا انتساب جرم به شخصی که به طور مستقیم در عنصر مادی دخالت دارد، راحتتر و آشکارتر از زمانی است که فردی در پس پرده خواهان وقوع نتیجه مجرمانه و منتفع اصلی از آن جرم است.
منبع:http://www.maavanews.ir/tabid/53/ctl/Edit/mid/373/Code/10240/Default.aspx
- تأثیر اشتباه بر مسئولیت کیفری با تکیه بر تأثیر آن در حدود و قصاص
- ممنوعیت استفاده از ماهواره، قانونی که یا باید لغو شود یا اصلاح
- نظر شورای نگهبان در مورد لایحه آییندادرسی کیفری اعلام شد
- پیوستن ایران به قانون کپیرایت، از حرف تا عمل
- نقش عرف در تصویب قوانین ایران
- بهره گیری ازکالبد شکافی در آموزشهای پزشکی
- مرگ مغزی
- تغییر جنسیت
- گفتاری در حکم تشریح
- نگاهی به جرم تصرف عدوانی(موضوع ماده ۶۹۰ قانون مجازات اسلامی)
- آنچه ازقوانین آمریکا نمیدانید.مضحکترین قوانین کتاب قانون آمریکا کدامها هستند
- نرخ دیه سال 1391 ابلاغ شد (براساس بخشنامه رئیس قوه قضاییه)
- بررسی مسئولیت در رسانه ها
- زبانشناسی حقوقی
- تغییرات قانون مجازات اسلامی در گفتگو با قائم مقام معاون تنقیح قوانین مجلس؛ «
- مادر جایگزین؛نیازمند قانون مستحکم
- قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی
- چک امانی
- احکام و مسائل عاریه
- مصادیق محتوای مجرمانه مرتبط با انتخابات مجلس تعیین شد
- دستفروشی در بساط قانون؛ تولد قریبالوقوع جرم در بساط دستفروشان
- همکاری علم ژنتیک در اثبات ابوت یا نسب
- ثبت هرگونه نقل و انتقال در دفاتر اسنادرسمی نیاز به کارت پایان خدمت ندارد
- بررسی قانون نظارت بر عملکرد قضات؛ اینبار؛ قضات در پناه قانون
- تصویبنامه در خصوص تعیین جریمههای تخلفات مربوط به حمل و نقل و عبور و مرور
- بررسی ضرورت نظارت درون سازمانی درگفت وگو با کارشناسان
- تخلفات ساختمانی
- جزییات صدور شناسنامه به نام خانوادگی مادر اعلام شد
- دیه سال 90؛ماههای غیرحرام 675 میلیون ریال، ماه حرام 900 میلیون
- نظام اتهامی
