وبلاگستان حقوقی
گردآوری وارائه مطالب متنوع و سودمندحقوق خصوصی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: محمدحسنی - پنجشنبه ۱۳۸۸/۱٢/٢٠

 

تاریخ رسیدگی: 7 اسفند 1386 شماره دادنامه: 973/31 تـجـدیـدنـظـرخواه: آقای علی-ش با وکالت آقای رضا-ی تجدیدنظرخواسته: دادنامه شماره 218 مورخ 29 مهر 1387 صادر شده از شعبه دوم دادگاه نظامی یک استان ... تاریخ وصول دادخواست تجدیدنظر: 14 آبان 1387 مرجع رسیدگی: شعبه 31 دیوان عالی کشور هیئت شعبه آقایان: ...، مستشار و ....، معاون خلاصه جریان پرونده پرونده حاکی است: ستوان یکم علی-ش به اتهام فرار از خدمت از تاریخ 30 فروردین تا 16 اردیبهشت 1386، از 7 آذر 1385 تا 2 فروردین 1386، از 2 خرداد 1386 تا 19 آبان 1386 و از 19 آذر 1386 تا 31 تیر 1387 تحت تعقیب قرار گرفته که در ضمن رسیدگی به این اتهام شکات آقایان ابوالحسن-پ ، منصور- ق و الهام‌السادات- الف از متهم دایر بر کلاهبرداری نیز در دادسرای نظامی ... مطرح می‌نمایند، بدین شرح که شکات به منظور دریافت وام از بانک به ضامن احتیاج داشته‌اند، با متهم آشنا شده و وی نیز در ازای این کار مبلغ 5 میلیون و 700 هزار ریال از الهام‌السادات- الف، یک میلیون ریال از آقای منصور-ق و یک میلیون و 500 هزار ریال از آقای ابوالحسن- پ دریافت می‌نماید که مدارک لازم برای دریافت وام شکات از جمله فتوکپی فیش حقوقی و گواهی کسر از حقوق و فتوکپی شناسنامه را در اختیار شکات قرار می‌دهد که طی استعلام بانک از یگان خدمتی متهم، جعلی‌بودن گواهی کسر حقوق محرز می‌شود. متهم در دفاع از خود اظهار می‌دارد: در طرح و برنامه برای دسترسی به اسناد به کلی سری خدمت می‌کردم. به اطلاعاتی دسترسی داشتم که این اطلاعات محتوای بروز برخی تخلفات پرسنل بود. ‌ من مجبور بودم این موارد را منعکس کنم که این کار را مـی‌کـردم و این امر باعث دشمنی برایم گردید و مشکلاتی ایجاد کرد. مرا از دفتر کارم اخراج کردند که باعث آبروریزی بین خانواده خود و همسرم گردید. حقوقم به مدت یک سال قطع شد. فرار از خدمت من به دلایل مذکور بوده و به دلیل بارداری همسرم و مشکلات مالی ناچار به ارتکاب بزه‌های ارائه گواهی‌های جعلی به شکات گردیدم.متهم سپس در خصوص ارائه گواهی‌های مذکور بیان می‌کند: از یک گواهی کسر حقوق که قبلاً خودم از واحـد خدمتی دریافت کرده بودم ، کپی گرفتم و در مکان‌های خالی آن نام و سایر مشخصات را وارد می‌کردم و امضای رئیس دارایی و پشتیبانی مرکز نهاجا سروان بهرامی را جعل می‌نمودم و مهر یگان خدمتی توسط فردی به نام کردی درست شده بود، ذیل نامه‌های تنظیمی را ممهور می‌نمودم.متهم در تحقیقات به ارائه نامه‌های جعلی و دریافت وجوه مورد ادعای شکات اعتراف نموده و در نهایت با پرداخت وجوه دریافتی از شکات رضایت آنها را جـلـب نـموده است.پس از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده به شعبه دوم دادگاه نظامی یک ... ارجاع می‌شود و این شعبه در تاریخ 28 مهر 1387 تشکیل می‌گردد، به متهم اتهام فرار از خدمت در 4 مرحله و جعل و استفاده از سند مجعول وکلاهبرداری تفهیم می‌نماید. متهم نیز به اتهامات مذکور اقرار می‌نماید. دادگاه مبادرت به انشای رأی می‌نماید و با تلقی نمودن عناوین جعل و استفاده از سند مجعول و کلاهبرداری به عنوان جرم واحد دارای عناوین متعدد به استناد مواد 97 و 98 بند (الف) مواد 56، 3 و 9 قانون م.ج.ن.م و تبصره مواد 18، 22، 46، 47 و 48 قانون مجازات اسلامی و ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبان ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری متهم را در خصوص فرار از خدمت به 4 میلیون جزای نقدی بدل از حبس و در خصوص اتهام کلاهبرداری علاوه بر رد وجوه تعدی به شکایت به 2 سال حبس تعزیری و انفصال ابد از خدمات دولتی و جزای نقدی معادل نصف وجوه اخذ شده به میزان 4 میلیون و صد هزار ریال محکوم می‌نماید. این رأی مورد اعتراض متهم وکیل وی واقع شده و جهت رسیدگی به دیوان عالی کشور ارسال که به این شعبه ارجاع می‌گردد. این شعبه پس از بررسی به شرح آتی رأی صادر می‌نماید.هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای ...، عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای ...، دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر تأیید دادنامه شماره 218 مورخ 29 مهر 1387 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده، اکثریت چنین رأی می‌دهد: رأی با توجه به محتویات پرونده و کیفیات منعکس در آن و نظر به این که از سوی تجدیدنظر خواه علی-ش اعتراض مؤثری به عمل نیامده که سبب نقض و گسیختگی رأی شود و از نظر تشریفات دادرسی نیز ایراد قابل ذکری مشاهده نشده است، از این رو مستنداً به بند یک ماده 5 قانون تجدیدنظر، آرای دادگاه‌ها با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظر خواسته تأیید و ابرام می‌شود. ...، معاون شعبه 31 دیوان عالی کشور ...، معاون شعبه 31 دیوان عالی کشور

منبع:

http://www.maavanews.ir/tabid/36/ctl/Edit/mid/374/Code/10236/Default.aspx

نویسنده: محمدحسنی - چهارشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱٩

 

چه عواملی اسلوب خط را تشکیل میدهند
جعل چیست و برای کشف آن چه باید کرد
بطوریکه وعده دادیم که در خصوص عوامل مختلفه جعل : خط-کاغذ- قلم و مرکب بحث کنیم در شماره های قبل برای تشحیذ ذهن خوانندگان محترم بشرح پیدایش خط و کاغذ و تاریخچه و مقام قلم و نقشیرا که در قسمت جعل بازی مینماید خواهیم پرداخت تا خوانندگان گرامی با کسب اطلاعات وسیعه بتوانند با مرتکبین این قبیل جرائم که ایجاد بزرگترین تزلزل و اختلال را در حیات فردی اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، مالی ، اداری و اخلاقی ما مینماید مبارزه کرده و در تعقیب و کشف آن ساعی و کوشا باشند.
پیدایش قلم و مقام آن
آلات و ادواتی که جهت ترسیم خط استعمال میشد به مقتضای موادیکه روی آن مینوشتند فرق میکرد.
همه کس میداند که عده بیشماری از کتیبه ها در قدیم روی سنگ نقره شده و مفرغ را برای تنظیم مقاوله نامه ها و عهود سیاسی بکار می بردند اغلب از احکام و مرخصی های سربازان با قلم روی مفرغ حک میشد و برای آنان قرائت مینمودند که از مزایای آن استفاده نمایند و این عمل بوسیله قلمهای محکم آهنی انجام میگرفت و با همین آلات و ادوات هم روی چوب منبت کار میکردند.
ایوب که یکی از انبیاء بنی اسرائیل است یگانه آرمان و آرزویش این بود که یک قلم حکاکی یا وسیله پیدا کند که شدائدیرا که در دوره زندگانی خود تحمل نموده با شکر و سپاسگزاری از خداوند روی سنگ حک نماید وعین سخنان او که در تورات کتاب ایوب باب 19 در آیات 23-24 و 25 مندرج است ذیلاً نقل میکنیم:
ای کاش سخنانم نوشته میشد. و ای کاش در جائی ثبت میگردید و با قلم آهنین و سرب بر صخره ها تا به ابد کنده میشد.
شرح این بیانات ناشی از این واقعه است که ذیلاً شرح داده میشود.
ایوب در سرزمین عوص میزیست و دارای هفت پسر و سه دختر بود ثروت او عبارت از 7000 گوسفند و 3000 شتر و 500 زوج گاو و 500 راس الاغ بود و خدام و کارگران زیاد داشت.
روزی خدا به شیطان گفت کجا میروی شیطان پاسخ داد به زمین برای سیر و تماشا میروم.
خداوند گفت در روز زمین بنده از ما وجود دارد که در عالم نظیر او پیدا نمیشود و ما بنده مانند ایوب نداریم مردیست کامل و از ارتکاب گناه و منهیات اجتناب میکند.
شیطان گفت کلیه اعمال او برپایه سود میباشد و اگر اموالش را بگیرید دست از اطاعات تو خواهد کشید و به کفر و ناسزا خواهد پرداخت.
خداوند برای اینکه بشیطان بفهماند که راه اشتباه را میپیماید ایوب را در آزمایش قرار داد و بشیطان گفت از این ساعت همه اموالش در دست تست شیطان بزمین آمد و شروع به شیطنت نمود روزی به ایوب خبر دادند که سابیان تمام گوسفندها و شترها و گاوها و الاغهای تو را دزدیده و تلف نموده اند دیگری به ایوب خبر داد که طوفان تمام بنا و خانه ات را خراب کرده و ساکنین آنرا تلف نموده و برای تو چیزی باقی نگذاشته چند روز بعد ایوب رنجور شد تمام بدن او از دمل پوشیده شده و کرم گذاشت و در خاکستر و پهن با حال پریشان و رنج زندگانی میکرد تمام ناظرین از این پیش آمد متاثر شده و تحمل عفونت او را نمیکردند و از او دوری مینمودند ولی در ایمان ایوب بهیچوجه خلل و نکسی وارد نیامد و در همه احوال خدا را شکر کرده و سجده مینمود و باطرافیان خود که او را استهزا مینمودند میگفت برهنه از رحم مادر بیرون آمده ام و برهنه به آن دنیا خواهم رفت خداوند داد و خداوند گرفت.
زنش او را ملایمت مینمود که چرا از خدمت خدا دست نمیکشی باو پاسخ داد چرا مانند ابلهان سخن میگوئی آیا نیکوئی را از خدا بیابیم و بدی را نیابیم.
باری در مقابل تمام مصائب و متاعب و تمسخر و استهزاء از اطاعت و شکرگذاری غفلت و سرپیچی ننموده و در عالم یگانه فردی است که بقهرمان صبر و تحمل شدائد معروف است.
خداوند پس از این آزمایش چندین برابر ثروت اولیه مال و منال و حشم و خدم باو داد و 140 سال زندگانی نمود و اولاد خود را تا چند پشت هم دید.
در قرآن مجید هم در سوره انبیاء آیه 83 و 84 اشاره باین موضوع فرموده است که ذیلاً درج میشود.
و ایوب ا ذنادی ربه انی مثنی الضر وانت ارحم الراحمین.
فاستجبنا له فکشفنا مابه من ضر و آتیناه اهله و مثلهم معصم رحمه من عندنا و ذکرللعابدین.
که ترجمه اش این است – وقتی که ایوب بانگ برآؤرد که خدایا بدبختی و فلاکت سراپایم را فراگرفته ولی تو در راس رحم کنندگان قرار گرفته ای و رحم تو نامتناهی است تقاضای او را اجابت کردیم و تیرهبختی را از او برداشتیم و خانواده و اموالش را به او دادیم تا مشمول رحم ما شود و سرمشق و دستوری برای خداپرستان بوده باشد.
سولون (
Solon) مقنن آتنی که در عداد علمای سبعه بشمار میرود و در 640 تا 558 قبل از میلاد مسیح میزیست و کمک بزرگی بافکار ملی آتنیها نموده بود روی چوب کلیه قوانین او را با قلم آهنی کندهاند که فعلاً موجود است.
قدما روی تخته های موم آلود با میله های هفت جوش یا نقره و استخوانی مطالب خود را می نوشتند.
این عمل سوابق بسیاری دارد در تورات کتاب پادشاهان باب 21 مسطور است که یهوه خدای اسرائیل میگوید بر اورشلیم ریسمان سامره و ترازوی خانه آخاب را خواهم کشید و اورشلیم را پاک خواهیم نمود بطوریکه تخته های موم آلود را پاک مینمودند.
یونانیها بنا بحکایت هردوت (
Herodote) و دموستن (Demosthene
) روی لوحه های چوب موم آلوده شده با قلم مینوشتند.
نویسندگان رومی هم با قلم روی همین تخته ها بعنوان پیش نویش نوشته و بعد روی کاغذ پاپیروس و کاغذ پوستی یا پارشمن نقل مینمودند.
در قرون وسطی کلیه فردها و سیاهه ها بهمین نحو عمل میشد.
در کتابخانه ملی پاریس لوحه ها و تخته های موم آلوده شده که با قلم نوشته شده است نگاهداری نموده و این قبیل تخته ها متعلق بدوره فیلیپ لوبل (
Philippe le Bel
) میباشد.
در همان موقعی که حروف و کلمات را روی سنگها و فلزات و چوبها با قلم های آهنین حک مینمودند با مرکب نیز روی تخته هائی که با سفیدآب سفید شده بود نوشته و روی عاج و پوستهای دباغی شده و پارچه و کاغذ بوسیله قلم نی و مرکب می نوشتند.
هندیها باچوب خیز ران قلم درست کرده و کلیه تحریرات خود را با آن انجام میدادند.
مصریها قلم نی و قلم مو را برای نوشتن استعمال میکردند.
رومیها و یونانیها استعمال قلم نی را از مصریها اقتباس کرده بودند زیرا این نی ها در سواحل رود نیل می روئید و در حجاری های کلیه ابنیه مصریهای قدیم هم مستوفیان و دبیرانی دیده میشوند که قلم نی در دست داشته و در عداد ارباب قلم بشمار میروند در موقع کاوش هرکولانوم (
Herculanum) و پمپئی (Pompei
) قلمهای نی تراشیده شده پیدا شده که فعلاً در موزه ناپل موجود است.
در رم و یونان قلم نی را تراشیده با مرکب غلیظ آغشته نموده روی کاغذ ترسیم مینمودند و آنرا کالام (
Calame) و کالاموس اسکریپ توریوس (Scriptorious Calamus
) می گفتند زیرا از محصول نباتی است که در گیاه شناشی از خانواده کالاماریه یا نباتات قلمی میباشد که نوع مهم آن کالامیت بوده و این قبیل نباتات در اراضی لم یزرع و باطلاقی میروید و هرجا این نی ها میروید اطراف آن معدن زغال سنگ وجود دارد. و لفظ قلم که فعلاً واژه عربی است از همین لغت رومی قدیم اقتباس شده و همین قلم نی است که در شرق استعمال نموده و تا قرن پنجم میلادی بوسیله نویسندگان رومی و یونانی کلمه قلم در نوشتجات اشاره شده است.
در ایران وافغانستان و کشورهای عربی و ترکیه و هندوستان همین قلم نی استعمال شده و میشود.
تهیه قلم نی در ایران از نی های مخصوصی است که در بیشه ها و باطلاقهای اطراف خلیج فارس و رودخانه کارون در اهواز و کرخه ودر شوستر و دزفول میروید و بوسیله ریشه تکثیر میشود که هم شکارگاه مرغابی است و هم کانون مرض مالاریا.
این نی از قدیمالایام اختصاص بقلم معروف به قلم نی داشته و قطر ساقه های تحتانی آن حداکثر تا یک و نیم الی دو سانتی متر میرسد و برخلاف نی های محصول مازندران و باطلاقهای شهریار و یا حدود باطلاقهای اصفهان که صرفاً برای پوشش بامها بکار میرود دارای مغز است و برای تهیه قلم نیزه های ساقه را که حداکثر دارای 5 بند تا 10 بند است و البته قسمت تحتانی آن پرمغز و رسیده و بالای آن کم مغز و پوک تر است قطع میکنند و آنها را شش ماه در زیر پهن گرم میگذارند تا رنگ بیندازد بعداً آنرا به بازار می برند.
این محصول از صادرات مهم ایران در بازارهای هندوستان و ممالک عربی بود ولی در این بیست سال اخیر تقریباً از بین رفته فعلاً قیمت آن در لوازم التحریر فروشی گران شده ولی یکسال است مجدداً این کار رواج گرفته است.
قط قلم و تقسیمات آن بدانگ بسته به قطر خود قلم است یعنی هر قلم به تناسب قطر خودش ششدانگ است که پهنای آن با تراش اطراف میدان قلم کمی کمتر از قطر است تا نصف و ثلث و ربع آن میشود و به نیمدانگ و ربع هم میرسد که خیلی ریز است.
تراشهای معروف عبارت است از قلم غبار و جادو که ریزترین تراش قلم است و قدما با آن خط می نوشتند و وجه تسمیه جادو از این لحاظ است که هم تراش و هم فاق آن (شکافی که در وسط قلم میدهند تا مرکب را به تعادل به سرقلم برساند) و هم نوشتن با آنرا کار سحرآمیز و مشکل میدانستند قلم ریز تحریری و قلم کتابتی و مشقی است که با آن خط درشت مینویسند.
بعد از آن قلم پارو است که یا با نی های بزرگ یعنی نی های پوشش در قسمت نزدیک ریشه که ضخیم تر است تهیه میشود و یا با تخته قلم میتراشند و یا با آن کتیبه های بزرگ را می نویسند.
معمولاً قلمهای خوب که از قدما دستور آن رسیده به نقل قول از یاقوت خوشنویس معروف قدیم سرخ و سنگین و سخت و صاف باید باشد که هم دست را آزار ندهد و هم بواسطه صلابتی که دارد پس از قط زدن تا مدتی استقامت و مقاومت در تحریر را داشته باشد و محمدابن بدرالدین ابونصر فراهی سجستانی در کتاب نصاب الصبیان از قول یاقوت در تعریف قلم میگوید که ذیلاً اشعار او درج میشود.
در قلم از عبارت یاقوت نکته گویمت مهیا کن
نگزینی سیاه و سست و سبک سرخ و سنگین و سخت پیداکن
بنا بدستور قدما میدان قلم یعنی آن فضائی که از گوشت قلم با قلمتراش برای تراش برمیدارند پس از تسطیح و باریک کردن اطراف آن باندازه قطر قلم باشد بیشتر و کمتر از آن نوشتن را مشگل و مرکب را خوب بصفحه کاغذ نمیرساند.
اولین قلم پرقاز و شترمرغ بود و پر کرکس و عقاب و کلاغ و لک لک را نیز برای ترسیم خطوط و نقاشی ها بکار می بردند.
پرقاز تا 1830 استعمال میشد و قلم فلزی هم وجود داشت زیرا کشیش های قسطنطنیه نوشتجات خود را با قلم نقره مینوشتند.
چون قلم در آن زمان پرقاز و پر سایر طیور بود یک واژه برای پر و قلم قائل شده بودند پلوم (
Plume) در زبان فرانسه و پن (Pen) در انگلیسی فدر (Feder) در آلمانی و پننا (Penna) در ایتالیائی و پلوما (Pluma) دراسپانیولی و پنا (Pena) در زبان پرتقالی و پن نا (Penna) در زبان سوئدی و پن (Pen) در زبان نروژی و پلیوم (Plium) در زبان هلندی و پن و فیر (Pen-Fjer) در زبان دانمارکی و پرو (Hepo) که همان پر فارسی است در زبان روسی و پلوما (Pluma
) در لاتینی بمعنی پرو قلم میباشد.
قلم را در ترکی کالم (
Kalem
) میگویند که از واژه لاتینی که بمعنی نی است اقتباس شده است.
در زبان عربی قلم را سیپورن ( ----) میگویند و کلمه عصفور عربی و اسپارو (
Sparrow
) انگلیسی که بمعنی گنجشک است از همین لغت سیپور عبری گرفته شده و بمعنی پرنده و قلم میباشد.
در زبان ارمنی قلم را کریچ (----) میگویند و با کلمه گرافو (
Grapho
) یونانی که به معنی قلم است از حیث مفهوم برابری مینماید که در این دو زبان بمعنی آلات و ادوات تحریری اطلاق شده است و لفظ اعم میباشد.
قلم را در فارسی خامه و کلک میگویند که از نی خام اقتباس شده است.
سرقلم فلزی با فولاد نازک – برنج – آلومینیوم – طلای سفید و یا طلا درست میکنند و قلم را قط زده و دارای فاق و سوراخی است که آن را روی میله های چوبی و استخوانی و فلزی و کائوچوئی وسایر مواد پلاستیکی قرار میدهند.
در اواسط قرن 18 سرقلم فلزی بوسیله یک فرانسوی موسوم به ژ.آرنو (
J.Arnoux
) اختراع شد و بعد استعمال آن عمومیت یافت.
چون در اروپا پرقاز زیاد بود اغلب با پرقاز مینوشتند ولی بعلت اینکه رفع نیازمندیهای آنان را نمی نمود قلم فلزی را اختراع کردند.
قلم فلزی در بیرمنگام (
Birmingham) و شفلید (Sheffield
) در بادی امر ساخته شد و تولید آن در آغاز کار به 000،112،14 میرسید.
امروزه قلم های خودنویس که دارای مخزن مرکب و جوهر از خد میباشد اختراع شده است و دارای مارکهای مختلف بوده و طوری این اختراع تعمیم پیدا کرده که به عمر کلیه قلمها خاتمه داده است و این اختراع کمک بزرگی به کشف جعل نموده است.
در قرآن مجید کتاب مقدس مذهبی ما سوره مخصوصی بنام قلم وجود دارد و خداوند متعال مقام قلم و مرکب و دوات و کتاب را که پایه و اساس آموزش و پرورش است به مقامی رسانیده که در مقام قسم آن را یاد نموده است و در سوره 68 تحت عنوان قلم آیه اول میفرماید:
ن و القلم و ما یسطرون
قسم بدوات و قلم و آنچه را که مینویسند یعنی کتاب و سایر نوشتجات.
ن در زبان عربی بمعنی دوات آمده است چنانچه یکی از شعراء میگوید:
اذا ما الشوق برح بی الیهم القت النون بالدمع السجام
وقتی که شوق ایجاد اندوه در آنها میکند میریزد دوات با اشکهای چشمی که جاری است.
و در سوره العلق (96) در آیات اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم کاملاً مقام قلم را شرح میدهد و این سوره در جبال حرا به حضرت رسول اکرم ص در بادی رسالت وحی و نازل شده باید در اول قرآن مجید قرار گیرد ولی در موقع تلفیق آنرا در عداد نود و ششمین سوره قرار داده اند.
اقرء باسم ربک الذی خلق الانسان من علق اقراء و ربک الاکرم
الذی علم بالقلم علم الانسان مالم یعلم
بخوان بنام خدائی که انسان را از حیوانات منویه خلق نموده است بخوان بنام خدائی که سرآمد بخشندگان است که بکار بردن قلم را بانسان یاد داده و با پرتو دانش نادانی و جهالت را از او زدوده است.
اگر باین سوره توجه شود خلقت انسان از طرف خداوند کرم و بخشش بوده ولی تعلیم بکار بردن قلم بزرگترین کرامت و بخشندگی است و برای همین است که لفظ اکرم استعمال شده است.
در این دو سوره قلم بصورت مفرد استعمال شده ولی در دو مورد دیگر که ذیلاً شرح میدهیم بصورت جمع درآمده است.
در آیه 26 از سوره 31 لقمان میفرماید.
ولو ان مافیالارض من شجره اقلام و البحر یمد من بعده سبعه ابحر بما نقدت کلمات الله این الله عزیر حکیم
یعنی اگر تمام درختان بصورت قلم درآیند و هفت دریا یکی شود و امواج مرکب جاری گردد باز هم کافی برای توصیف کلمات خدا نبوده و خداوند مقتدر و حکیم است آیه 39 از سوره 3 آل عمران خطاب بمریم میفرماید.
ذلک من انباء الغیب نوحیه الیک و ما کنت لدیهم اذیلقون اقلا مهم ایهم یکفل مریم و ما کنت لذیهم اذیختصمون
این اخبار از غیب بتو الهام شده است و در موقعیکه قلمها جهت استفراغ برای انتخاب نگهبان و سرپرست مریم می انداختند تو آنجا و پیش آنان نبودی که شاهد و ناظر نزاع و کشمکش آنها بشوی.
یکی از نویسندگان عرب در وصف قلم چنین می گوید.
القلم احد اللسانین و هو المخاطب للغیوب بسرائر القلوب علی لغات مختلفه من معان معقوله بحروف معلوله متباینات الصور مختلفات الجهات لقاحها التفکر و نتاجها التدبیر تخرس منفردات وتنطق مزدوجات بلااصوات مسموعه ولاالسن محدوده ولا حرکات ظاهره خلاقلم حرف باریه قطته لیتعلق المداد به وارهف جانبیه لیرد ما انتشرعنه الیه و شق رأسه لیحتبس المداد علیه فهنالک استمد القلم بشقه و نثر فی القرطاس بخطه حروفا احکمها التفکر و اولی الاسماع بهاالکلام الذی سداه العقل و الحمه اللسان و نهسته اللهوات و قطعته الاسنان و لفظته الشفاء و وعته الاسماع عن انحاء شتی من صفات و اسماء
که معنی آنرا ذیلاً درج میکنیم:
قلم در حکم زبان ثانوی است سخنران اشخاص غایب است بمنظور تبلیغ مکنونات قلبی میباشد و این معنی با واژه های گوناگون و معانی خردمندانه و حروف ناجور و صورتهای متفاوت و جهات مختلفه صورت میگیرد نطفه اش فکر و ثمره و مولودش تدبیر است در حال تجرد گنگ و بی زبان و با آمیزش و نزدیکی ناطق و گویا میباشد بدون صدا شنیدنی است و سخنهایش نامحدود است خودش ظاهر و حرکاتش متسور است با وضع خاصی تراشیده شده قطش مرکب را بخود میگیرد و اطرافش باریک است که آنچه را که گرفته است مسترد دارد واجد شکاف وفاق است تا از مرکبی که دارد استفاده نماید قلم از فاق کمک میطلبد روی کاغذ با شیوه خود حروف را ترسیم مینماید که موجب فکر و رساندن گفتار بگوشها باشد تار آن عقل و پود آن زبان است و دستگاه سخن پراکنی آن زبانهای کوچک اس تو تقسیم کننده آن دندانها و اداکننده آن لبها و ثبت کننده آن گوشها میباشد تا از مقاصد و مشربهای پراکنده که از صفات و اسماء بدست آمده استفاده گردد.
ابن معتز میگوید:
القلم مجهز لجیوش الکلام ، یخدم الاراده ، ولایمل استزاده، یسکت و اقفا ، وینطق سائرا، علی ارض بیاضها مظلم ، وسوادها مضی.
قلم تهیه میکند سپاه کلام را خدمتگزار انسان است از زیادی کار ملول و کسل نمیشود در حال سکون ساکت و در حال حرکت گویا میباشد بر روی زمین سفیدیش تاریک و سیاهیش روشنائی و نور است.
ابن حفض بن برد اندلسی میگوید:
ما اعجب شأن القلم یشرب ظلمه ، و یلفظ نورا!
در حیرتم از کار قلم که ظلمت و تاریکی را مینوشد و روشنائی را پس میدهد
محمود اصفهانی میگوید:
یری اسیرافی داود و قد اطلق اقواما من الاسر
در دوات اسیر و زندانی دیده میشود که اقوام ملل را از قید اسارت رها و آزاد میکند
ناپلئون بناپارت میگوید.
قلم و شمشیر دو اسلحه محبوب ملت فرانسه میباشد.
که عین عبارت او بزبان فرانسه ذیلاً نقل میشود
La plume et lepee, voila les deux armes favorites de la France
.
یکی از شعرای فرانسه موسوم به هژه زیپ مورو (
Hegesippe Moreau
) که از 1838 – 1810 میزیسته چنین میگوید:
Forgeron, laisse sur l'enclume

Le fer vengeur inacheve :
L'arme de siecle, c'est la plume
,
Levier qu'Archimede a reve
?
Ecrivons : quand pour la patrie

La plume de fer veille et crie
که ترجمه اش این است .
آهنگر آهن خونخوار و انتقامجوی خود را روی سندان بگذار حربه این عصر منحصر بقلم میباشد قلم بمنزله اهرمی است که در مخیله و فکر ارشمیدس درآمده است موقعی باید بنوشتن مبادرت نمائیم که قلم آهنی برای میهن دلسوزی و فریاد میکند.
سعدی که یکی از شعرای نامی جهان امروز بشمار میرود در کتاب بوستان خود میگوید:
از دو نوع مردم باید تقدیر و ستایش نمود و آنها را پرورد و در رعایت احوال آنان کوشا بود. یکی اهل رزم و دیگری اهل قلم یعنی اهل رأی و تدبیر که عین اشعار او ذیلاً درج میشود.
دو تن پرورای شاه کشور گشای یکی اهل رزم و دوم اهل رای
ز نام آوران گی دولت برند که دانا و شمشیرزن پرورند
هر آن کو قلم را نورزید و تیغ براو گر بمیرد مگو ای دریغ
فردوسی که در نتیجه آثار قلمی خود روح شهامت و غیرت مردانگی را در ایرانیها تهییج و بعد از استیلای عرب با اسلحه فکر و تدبیر عظمت دیرینه و مفاخر ایرانرا تجدید کرد در تاثیر سخن و آزادی قلم و بیان و تعمیم دانش چنین میگوید:
قلم چون دورخ را بعنبر بشست سرنامه کرد آفرین از نخست
به قرطاس برنامه خسروی نویسنده بنوشت بر پهلوی
چنان دان تو ای شهریار بلند که از بد نبیند کسی جز گزند
چو بر انجمن مرد خامش بود از آن خامشی دل برامش بود
سپردن بدانای گوینده گوش بتن توشهیابی بدل رأی و هوش
شنیده سخنها فرامش مکن که تاجست برتخت دانش سخن
چوخواهی که دانسته آید ببر بگفتار بگشای بند از گهر
چوگسترده خواهی بهر جای نام زبان برگشای همچو تیر از نیام
چو با مرد دانات باشد نشست زبردست گردد سرزیر دست
بدانش بودجان و دل با فروغ نگر تا نگردی بگرد دروغ
سخنگوی چون برگشاید سخن بمان تا بگوید تو تندی مکن
زگفتار گویا تو دانا شوی بگوئی از آن پس کزو بشنوی
ز دانش در بی نیازی مجوی وگرچند از او سختی آید بروی
چو با دل زبانرا بود راستی ببندد ز هر سو در کاستی
نقش قلم در کشف جعل
در نوشتن طرز نگاهداری قلم شرط است.
طرز نگاهداری قلم بستگی با عادت دارد.
طرز نگاهداری و فشار قلم تاثیری در قوت و سستی خطوط ترسیمیه دارد – عمودی و افقی گرفتن قلم موثر در طرز نگارش خواهد بود فشار به سرقلم و نوک قلم هم فرق میکند بعضی بطرف راست قلم بعضی بطرف چپ فشار می آوردند و در بعضی دیگر فشار چپ و راست مساوی است.
سنگینی دست و درجه فشار در خط اثراتی باقی میگذارد بعضی افراد قلم را روی کاغذ میرقصانند و با یک حالت فنری یا انعطافی عمل نوشتن را انجام میدهند برخی دیگرقلم در دستشان حرکات منظمی دارد و با وقار و متانت کلمات و حروف را ترسیم مینمایند و آثار قلمی حکایت منظمی دارد و با وقار و متانت کلمات و حروف را ترسیم مینمایند و آثار قلمی حکایت از قوت و ضعف دست و شتاب و عجله با متانت نویسنده مینماید.
خطوط عده ای از اشخاص شکسته و ناقص است و ناشی از تشنجات و حالات عصبی آنان میباشد.
هر کس در اثر فشار و طرز نگاهداری قلم یک نوع خط روی کاغذ ترسیم مینماید یک قسمت از خط کمرنگ و قسمت دیگر پررنگ و در قلمهای نئی این معنی کاملاً مصداق پیدا میکند.
یک نوشته از عناصر مختلفه ساخته شده که بعضی از مشخصات مهم آن از اینقرار است :
1- ترسیم تمام حروف
2- روانی و سلامت
3- خوانائی
4- تندی و سرعت
5- استادی و هنرنمائی
6- خامی خط
7- عدم مهارت
8- هم آهنگی و موزون بودن آن
9- سطربندی و اندازه آن
10- نقطه گذاری
حرکات انگشت اعم از ابهام – سبابه – وسطی – بنصر و خنصر- حرکت دست حرکت مچ دست حرکت بازو- حرکت آرنج – حرکت ساعد و حرکت شانه تاثیر زیادی هر کدام و یا مجموع آن در طرز نگارش خطوط و کلمات دارد.
دوایر ترسیمیه اشخاصی که با مچ دست می نویسند بمراتب کوچکتر از خطوطی است که بوسیله آرنج انجام میگیرد.
اغلب از تشنجات حکایت از عدم مهارت نویسنده مینماید که پایه و اساس آن تردید و ظن میباشد که نتیجه آن استنساخ و تقلید است.
ناصافی خط حکایت از اعصاب غیرقابل کنترل نموده و یا معرف بی سوادی نویسنده آن میباشد.
تشنج عدم تساوی حرکاترا در هر قسمت ایجاد مینماید و در قسمت جوهر و مرکب در بالا و پائین و کندی و سرعت و قطع حرکات تاثیر بسزائی دارد.
نوشتجات اشخاص دموی (
Sanguineux) بلغمی (Lymphatique) صفراوی (Bilieux) سوداوی (Atrabilaire) با هم متفاوت است.
در موقع رسیدگی این نکاترا باید در نظر گرفت و همچنین تشابه خطوط مورد رسیدگی را با اوراق مسلمالصدور که اساس تطبیق است و با کلیه اختلافات آن مورد توجه قرار داد.
عدم دقت بهر یک از این نکات و جهات مذکوره ممکن است موجب اشتباه و خطا شود و اغلب این اشتباهات دامنگیر اشخاصی میشد که فقط افکار آنان متوجه تشابه خطوط بوده نه اختلافات آن در بادی امر باید خطوط و کلماتیرا که روی کاغذ است اندازه گرفت و با میکرومتر (ذره سنج) ابعاد آنرا معین نمود که آیا اندازه و تناسب این خطوط یکسان بوده و با یک قلم نوشته شده است و بوسیله یک شخص انجام گرفته و یا قلم و اشخاص آن متفاوت است و اندازه خطوط ترسیمیه قلم را نیز با تاریخ نوشته تطبیق ومقایسه نمود و در نظر گرفت که آیا در تاریخ تولد و تنظیم نوشته چنین قلمی وجود داشته است یا خیر زیرا نوشته هر عصر متناسب با قلم همان عصر و مولود همان قلمهائی است که در آن زمان وجود داشته است و سپس نویسنده آنرا در نظر گرفت که آیا اوراق موردظن یا همان مهارت مه در اوراق تطبیق بکار رفته انجام داده شده است و اگر عدم مهارتی کشف گردید قطعی است که اوراق مزبوره جعل بوده و بوسیله شخص یا اشخاص منتسب الیه تنظیم نگردیده است.
تغییرات و اختلافات خطوط در موارد زیرین معلوم میگردد.
روابط حروف با هم – تناسب خطوط یا یکدیگر- طرز تنظیم کلمات در ابتدا و انتهای نوشته – فشار قلم و درجات آن – سایه و رنگ جوهر و مرکب – وحدت شکل – کجی و انحنای حروف و دوایر آنها- زوایای حاده ومنفرجه حروف – اندازه و توازن و هم آهنگی – لطف شیوه خطوط – حالت طبیعی و تصنعی آن.
در نوشتجاتی که بوسیله قلمهای نئی انجام میگیرد الحاق کلمات و سطور بی نهایت مشکل است زیرا تراشیدن قلم روی مقیاس و اندازه صحیحی نبوده و هر فردی که قلم را میتراشد نتیجه حاصله از آن تابع اتفاق میباشد و حتی برای کاتبی که کتابت یک کتابی را عهده دار است اگر درست دقت شود نمیتواند تمام کتاب را با یک قلم بنویسد و تفاوت تراش قلم تغییرات زیادی در نگارش کتاب خواهد داد همانطور برای جاعلین غیرمقدور است که بتوانند تراش قلمی که برابری با تراش قلم نوشته مورد الحاق نماید تهیه کنند و با دقت و توجه باین قبیل نوشتجات بخوبی مزور و مجعول بودن آن کشف خواهد گردید ولی نسبت بقلمهای آهنی و فلزات دیگر ویا قلمهای خودنویس از نظر پی بردن بنوع قلم و نمره و علائم کارخانه و غیره جعل و ساختن نوشتجات برای جاعلین و سندسازها از نظر قلم کار سهل و آسانی است ولی خوشبختانه سایر خصوصیات دیگر از قبیل سبک و شیوه و اسلوب چیزنویسی و غیره پرده از روی عملیات این قبیل اشخاص برداشته و آنان را در معرض پی کرد و کیفر قرار خواهد داد.
راست است که شیوه و سبک انگشت شمار میباشد و اصول هم همین حکم را میکند ولی شیوه های مختلفه بهزار شکل درمیآید و اختلاف خط بستگی با اختلاف اشخاص و انواع قلم دارد.
کارشناسان باید از کلیه سبکها و شیوه ها و خطوط مختلفه وانواع قلم ها اطلاعات کافی داشته و قادر بخواندن هر نوع خط و سبکی باشند.
هنوز در کشور ما مجموعه ای از خطوط و سبکها و شیوه های مختلف در دست نیست و کسی تاکنون بفکر جمع آوری نبوده است.
مرحوم داور وزیر اسبق دادگستری شیوه مخصوصی داشت که هرکس در اولین نظر قضاوت میکرد که خط داور است و کلمات و حروف را گرد و مدور مینوشت و این شیوه اختصاصی بشخص او داشت زیرا هریک از خطوط معرف صفات و خصال مخصوصی است که نویسندگان دیگر فاقد آن میباشند.
حروف الفباء فارسی اول آخر وسط مفرد و مرکب آن بصور مختلفه نوشته میشود و هرکس نسبت به نگارش این حروف سبک و روش خاصی دارد و اغلب از این شیوه ها مبتکرات شخصی بوده و از دیگران اقتباس نشده است ترکیب کلمات با رعایت شیوه های مختلفه یک خط مخصوصی را ایجاد نموده که نمیتوان کلیه این خصوصیات را در دیگران جستجو نمود.
این تغییرات گوناگون است که هویت هر نویسنده را تسجیل و تثبیت مینماید و برای تقلیدکنندگان آن محال است که کلیه خصوصیات و مبتکرات و مقتبسات را که فردی در سنین عمر خود بدست آورده است روی کاغذ از طریق ارادی ترسیم نماید.
اگر به مجموعه خطوط که واجد تغییرات واضح و روشن میباشد ملاحظه کنیم توجه ما فوراً به نکات زیر معطوف میگردد:
1- طرح نمونه
2- اندازه
3- نسبت
4- کجی
5- رنگ
6- قوت
7- قناسی و گوشه دار بودن خط
8- مدور و گردی آن
9- هنرمندی
10- امتدادخط و آثار قلم
موقعی که این تغییرات گوناگون و شگفت انگیز را مورد نظر قرار دهیم به خامی ناشیگری – استادی – خوانائی – ذوق – لطف – بیمزهگی و بی لطفی – پهنی – باریکی – درازی – کوتاهی – گردی – قناسی – بزرگی و کوچکی آن پی می بریم.
جاعل کسی است بخواهد عادات دیرینه خود را از دست بدهد و عادات دیرینه دیگری را اقتباس نماید واین بسیار دشوار و مشگل و حتی محال خواهد بود.
نامه های بی امضاءو امضاهای مستعار
چون یکی از افراد جعل نامه های بی امضاءو یا با امضاء های مستعار میباشد اینک به بحث جعل از نظر قلم و سایر خصوصیات جاعلین و طرز نگارش آنان در قسمت کاغذ پرانیها که بمنظور تصفیه حسابهای خصوصی وفدا کردن مصالح عمومی برای مصلحتهای شخصی و منافع فردی و یا برای ایجاد تشویش و مشوب کردن اذهان عامه صورت میگیرد می پردازیم زیرا از نظر فقر اخلاقی و سوء تربیت و اصطکاک منافع خارجیها باین نوع عملیات مبادرت نموده و ایجاد زحمت برای مردم مینمایند و به شئون حیاتی و اعتبارات آنان لطمه وارد آورده و خسارت جبران ناپذیری متوجه آنان میگردد و جای آن دارد که شهربانیها و سازمانهای ارتشی صلاحیتدار وسایر مراجع قانونی دیگر به این قبیل نامه ها رسیدگی نموده و پس از احراز صحت و سقم قضایا متخلفین رامورد تعقیب قرار دهند تا کاملاً باب کاغذ پرانی مسدود گردیده و از این راه به اخلاق عمومی کمک شود و صدور این قبیل نامه ها موجب قتل نفس – انتحارهای زیاد – تفریق خانواده ها وبدبختی و تیره بختی افراد و جامعه میگردد و موجد اختلالات اجتماعات سیاسی – مذهبی – فرهنگی و خانوادگی خواهد بود.
سفه – جنون – تهدید- سرقت اطفال – حریق – قتل – حقد و حسد- کینه توزی – آز- شهوت – رقابتهای نامشروع- ازعواملی هستند که صدور این قبیل نامه ها را ایجاب مینمایند.
قوانین و مقررات پستی تمام کشورهای عالم جلوگیری ازاشاعه این قبیل اوراق نموده و دولت هم با وسایلی که در دست دارد باید ازاشاعه آن جلوگیری نماید.
تحقیق در اطراف هویت صادرکنندگان و کشف این قبیل نامه ها بسه وجه صورت میگیرد:
1- تهیه صورتی از اسامی کاغذپرانها و افراد هتاک و مفتری و ساعی و تمام و مظنون باین اعمال.
2- مطالعه و دقت محتویات نامه ها و بررسی آ.
3- تطبیق کلیه نوشتجات نویسندگان مختلف با نامه هائی بی امضاء از نظر کشف حقیقت .
اقدام اول باید بوسیله افرادی انجام گیرد که عارف و آشنا به تمام کیفیات کانون و محیطی که این نوع خطوط از آن صادر میگردد بوده باشد.
همانطور که در فوق اشاره شد هدف و علت صدور این قبیل نامه ها از خود این اوراق پیدا میشود و این امر گاهی سهل و آسان و گاهی دشوار و مشگل و گاهی هم محال بنظر میرسد.
کشف سبب و محرک این نامه ها زمینه را غالباً برای کاغذپرانیها تنگ تر نموده و باعمال آنان خاتمه میدهد و گاهی هم اتفاق می افتد که بواسطه پوچ و بی اساس بودن آن سبب و محرک آن مجهول باشد.
امتحان کامل نامه های بی امضاء از نظر مکاتبه و رسانیدن خبر به منظور کشف جهات زیرین صورت میگیرد:
1- هدف مستقیم و غیرمستقیم نامه ها از نظر آزار و اذیت و باج سبیل و تهدی و غیره.
2- علت صدور نامه ها به منظور حسادت – رقابت – آز و حرص – خشم و غضب.
3- تعلیم و تربیت نویسنده از نظر فصاحت و بلاغت – انتخاب کلمات و واژه ها تلفیق جملات – نقل قول – مبتکرات و مقتبسات.
4- تعیین جنس نویسنده – از روی کلمات – جملات کوتاه – سبک تحریر وخط که آیا مرد است یا زن.
5- تشخیص شغل و حرفه و موقعیت اجتماعی و معتقدات سیاسی و مذهبی و ایده ئولوژی نویسندگان از روی مندرجات نامه ها و کاغذها.
6- تعیین میزان رشد فکری و ذوق و تمایلات نویسنده.
7- تشخیص مشوش وناموزون بودن افکار نویسنده از تکرار – تاکیدات – بدگوئی و ناسزا – وقاحت و بی شرمی – سخنان نامربوط که من حیث المجموع کاشف طرز فکر وساختمان دماغی و روحیات او میباشد.
با ترکیب در نظر گرفتن کلیه این عوامل میتوان بخوبی استنتاج نمود که هویت نویسنده چیست و معرف نوع تربیت – هوش – مشرب – خوی – مزاج – تجربه – شغل – سن – نژاد ودرجه احساسات نویسنده میباشد.
علل و جهاتی که موجب تکوین و پیدایش این کاغذها و صدور این نامه ها میگردد عبارتند از :
1- بدست آوردن پول از طریق تهدید 2- عشق 3- رشگ 4- حسد 5- بی اعتنائی و قصور از آداب معاشرت 6- رقابت اجتماعی – نژادی سیاسی و مذهبی 7- ترقیات بطی 8- عدم رضایت از مرد 9- انفصال از خدمت 10- بازنشستگی 11- عیب جوئی 12- انتقاد 13- رقابتهای خانوادگی 14- اختلافات خانوادگی 15- اختلالات جنسی 16- کسالت و امراض گوناگون 17- میل به آزار و اذیت
گاهی هم اتفاق می افتد که صدور اینگونه نامه ها و اوراق مبتنی بر اطلاعات و اخبار صحیحه بوده باشد.
افرادی که هدف اینگونه آماجها قرار گرفته اند میتوانند به تعقیب اشخاصی که مورد ظن آنان است مبادرت نایند زیرا از نوشتجات بخوبی میتوان حدس زد که خطوط موردظن منتسب به چه اشخاصی میباشد و در صورت توجه به این موضوعات و کیفیات کشف نویسندگان این قبیل نامه ها کار سهل و آسان خواهد بود علت مکتوم داشتن امضاء از طرف صادرکنندگان این قبیل نامه ها این است که پرده از روی اعمال آنان برداشته نشود ولی غافل از اینکه کلیه خصوصیات و هویت نویسنده از سطور کلمات و نوشتجات او ظاهر و هویداست و بمنزله آئینه ایست که چهره نویسندگان در آن باتمام اوصاف خود نمایان خواهد بود.
گرچه کم و کیف – زمان و مکان و تمام اعراض جسمانی از نشانه تشخیص هویت اشخاص هستند و در عداد اعراض عامه بشمار رفته و از این مقولات سهمی دارند ولی در افراد خصوصیات و چیزهای دیگری است که نمودار کامل آنان صرف نظر از ظرف زمان و مکان وعوارض جسمانی میباشد و وسیله شناسائی ذات و هویت نویسندگان خواهد بود و باید به رموز و دقایق این نکات کاملاً آشنا شده تا پرده از روی حقیقت برداشته شده و به خلاف حقیقت این نامه های مجعول و مزور کاملاً واقف و آشناگردند.
در مواد و موضوع این نامه ها جهات زیر را باید در نظر گرفت .
مواد و موضوع
1- اصطلاحات فنی و مقصود و معانی آن.
2- زن و مرد بودن نویسنده .
3- تعیین مراجعه به اشخاص و محلهای سکونت و حرفه آنان .
4- نکات مهمه موضوع نامه ها و مفاد آن.
5- تعیین منظور از تنظیم نوشته .
6- هیجانات زیاد روحی – ناسالمی – ترهات .
7- حسادت .
8- دفاع ازخود
9- آزار – اذیت – رنجش – نفرت – غضب و کینه.
10- القاآت نفسانی – پند و اندرز – تهدید.
طرز نگارش
نگارش نامهنویس از نظر ادبی برطبق جهات زیرین باید مورد بررسی قرار گیرد.
1- لحن نامه 2- طرز بیان 3- طرز فکر 4- طرز استدلال از نظرمنطق 5- تاکیدات 6- بیان جعل و قضایا و استنباط و نتیجه آن 7- اغراق – میانه روی – احتیاط 8- تعقیب و دنباله آن 9- ذکر کلمات غیرمانوس 10- انتخاب کلمات 11- انتخاب صفات 12- تعیین محل و تغییرات آن 13- شدت و ضعف انشاء 14- مخالفت قیاس 15- تلفیق الفاظ 16- تلفیق معانی 17- حشو کلام 18- اطناب و ایجاز کلام 19- انشاء واسلوب ابتکاری یا رسمی20- نزاکت – ادب – خشونت 21- مطلع 22- مقطع 23- تذییل 24- لحن آمرانه – چاپلوسی – تملق – مداهنه 25- سواد و بی سوادی 26- ظرافت و خشونت 27- عبارات زیبا – خوش تعارفی – سادگی و بی آلایشی 28- ایضاح بعد ابهام 29- رشاقت 30- سبک خارجی 31- تنافر کلمات 32- تعقیدات لفظی 33- تعقیدات معنوی .
اشتباهات از نظر نویسنده
اشتباهات و خطیئات نیز معرف نویسنده میباشد و نکات زیرین را در این قبیل موارد در نظر باید گرفت.
1- املاء 2- خطوط درشت 3- نقطه گذاری 4- سطربندی 5- عناوین 6- مفرد و جمع 7- تذکر و تانیث 8- حالت 9- ضمیر مرجع 10- فعل فاعل 11- صیغه افعال 12- زمان افعال 13- افعال معلوم و مجهول 14- ضمایر و صفات ملکی 15- سهو و از قلم افتادگی 16- نوشتن بین دو سطر 17- حاشیه رفتن 18- تراشیدن 19- تکرار 20- تقریر و بیان امر مسلم و یا غیرحقیقی.
جاعلین هر قدر تمرین نمایند نمیتواند این کیفیات و خصوصیات را تغییر دهند.
نامه های بی امضاء معرف ملیت – سن – شغل و درجه آموزش و پرورش نویسنده است.
اصل مهم دیگری که باید مورد توجه و دقت واقع شود تا به کشف مرتکبین اینگونه جرایم قادر گردند این است که نویسنده خط خود را غیرطبیعی نشان داده و صورت آنرا تغییر میدهد ولی با تمام این کیفیات نمیتواند نوشته یا نامه ای تنظیم نماید که خصوصیات و شیوه خود را مکتوم نموده و اسلوب خود را تغییر دهد و آنرا بدیگری نسبت دهد زیرا خطوط تغییر داده شده با کندی نوشته شده و خام دستی و عدم مهارت نویسنده را کاملاً اثبات خواهد نمود.
علاوه بر نکات وجهات مذکوره در فوق افرادی اعم از اداری وقضائی هم که متصدیان کشف این قبیل امور هستند باید دارای شخصیت باشند تا بتوانند تکالیف و وظایف خود را در کمال آزادی انجام دهند.
شخصیت و وجدان و ضمیر پاک و اطلاعات بسیط این افراد ضامن شخصیت دیگران و حیات اجتماع خواهد بود.
وجدان هادی و پیشوای زندگی است.
یکی از قضات انگلیسی میگوید:
The Conscience is the guide of our life
.
Nothing in our lives can be more important than that we should attend to the voice of conscience, ande obey it; disobedience to it means the ruin of our lives
.
که ترجمه اش این است
وجدان راهنمای حیات ما است – در زندگانی ما بهتر از وجدان چیز دیگری نیست ما باید همیشه منتظر صدای وجدان خود باشیم و ازآن اطاعت نمائیم – سرپیچی از آن بستگی با خرابی و اضمحلال جان و حیات ما دارد.
در زبان آلمانی مثلی است که میگویند
وجدان خوب در حکم بالش شیرین و راحتی است که ذیلاً عین این مثل درج میشود.
Ein gutes Gewissen ist ein saftes ruhes Kissen
.
اطلاعات محدود برای کشف حقیقت کافی نبوده و برای نیل بحقیقت امور و قضایا باید اطلاعات وسیعه داشته باشیم تا موقعیت از هر حیث و از هر جهت نصیب ما گردد.
کاوور (
Cavour
) که یکی از رجال و سیاستمدار ایتالیا است میگوید:
معلومات ما نباید محدود باطلاعات محیط ما باشد دانستن آداب و رسوم ملل دیگری برای کشف حقیقت ضروری است که عین عبارت او ذیلاً نقل میشود:
Gli usi, I costumi, il modo di vivere dei differente popoli, offrono un vasto campo di osservaxioni, da cui caviamo sempre qualche vantaggio
.
که معنای آن این است : آداب و رسوم و عادات و اخلاق ملل مختلفه میدان و محیط بزرگی برای مشهودات و ملاحظات ما باز نموده و همیشه منافع و مزایای بیشماری متوجه ما خواهد نمود.
حال باید دید شخصیت چیست :
شخصیت عبارت از مجموعه صفات و کمالاتی است که در فردی موجود و با اطلاعات بسیطی که در کار و حرفه و شغل خود دارد بتواند از روی وجدان و آزادی عمل وظائف خود را انجام دهد.
غرائز و نفسانیات دشمن شخصیت میباشد و آنرا غالباً کور کرده و از بین میبرد – فرد بی شخصیت نمی تواند آنچه را که هست ببیند و اشیاء را بصور دیگر غیر از صورت حقیقی آن میبیند.
چشم ها و شیشه های عینک های خود را با نیروی علم و فن عوض کنید تا چهره حقیقی دنیا در آن منعکس شود. حب و بغض و حسادت و کینه و غضب حجاب فهم میباشد.
قضاوت در باره فردیکه مورد علاقه و محبت مااست در نظر ما واجد کلیه مزایای جسمی و روحی بوده و حال آنکه فاقد آن مزایا ودارای شرارت طبع و شراست نفس میباشد آنها را باهوش نمایش داده در صورتیکه احمق وابله میباشند و برعکس قضاوتی که پایه واساس آن کینه وبغش باشد هر موجود خوبی را بدو معیوب جلوه میدهد.
جاه طلبی و حب مقام انسان را وادار بانجام هر عمل مینماید و تن بهرگونه اعمال سفالت آمیزی میدهد و اعمال پست و زشت و زیان آوری از او سرمیزند تا مطلوب خود را دریابد و معشوق خود را در آغوش کشد.
قمار و الکل و مواد مخدره نیز رنگها و الوان غلطی را در نظر ما جلوهگر میسازد که ما آنرا بهشت مصنوعی می نامیم و اینگونه اعمال کاملاً لطمه بشخصیت ما میزند.
غضب ما را گمراه نموده و دچار اشتباهات زیادی مینماید و ما را از جاده عدالت خارج میکند.
تمام غرائز و نفسانیات و مهلکات چشم حقیقت بین ما را کور کرده و اشتباهات و خطاهائی برای ما ایجاد مینماید.
این غرائز ما را احتکار میکند زیرا سراپای وجود ما در قبضه و تسلط آنان است قدرت و اختیار را از ما سلب خواهد نمود.
در این حالت انسان مملوک میشود نه مالک مغلوب او میشود و صفت غالبیت از او سلب میگردد در زندگانی مظفر و منصور نخواهد شد راکب بر هوسرانیهای خود نبوده و مرکوب او میگردد. ما را از نظم و قاعده بیرون میآورد – طبیعت و خصال ما را تغییر میدهد و ما را بطرف فنا و نیستی سوق خواهد داد.
شهوات نفسانی نه فقط بمعنویات ما لطمه وارد آورده بلکه جسم ما را نیز ضعیف و زبون ساخته و اعصاب ما را خراب کرده و تعادل جسمی ما را از دست ما گرفته و خسارات جبران ناپذیری متوجه ما میسازد و ما را از شخصیت خارج کرده و مانند اشیاء در دست این و آن بوده و مورد استفاده آنان قرار میگیریم.
این مهلکات و ذمائم اخلاقی که آفت شخصیت است در نتیجه سه عامل مهم که اراده – همت و تناسب با محیط دنیای کنونی است از بین رفته و ما را از این حالات تاسف بار و نکبت بار نجات میدهد.
بیائید با این روش حالات عصبی و روحی خود را تنظیم نمائید.
کوشش کنید عواملی که راه ترقی و سعادت شما را مسدود نموده است برطرف نمائید و نگذارید شخصیت شما را علیل و رنجور نمایند.
بدبختی و بیچارگی از خود ماست مستند به افعال دیگران نمیباشد – مثلی است درانگلیسی که میگوید
هرکس معمار بخت و طالع خویش است
Every person is architect of his own fortune

یکی از شعرای ایرانی میگوید
هرچه از فلک رسد نبود سرنوشت ما به آن چیز نزدیک باشد گرند
باید بملک تخم تمدن فشاند و رفت شایدکسی شود متمتع زکشت ما
هرچیز که برخلاف اصول وقاعدهباشد دیر یا زود محکوم بزوال خواهد بود.
چنانچه فردوسی میگوید:
هرآن چیز کاودور گشت ازپسند به آن چیز نزدیک باشد گزند
امید است که در این محیط به شخصیت اهمیت داده و اشخاص را برای کار تهیه نمایند نه کار را برای اشخاص و از این قارچهای سمی که نتیجه هر رعد و برقی است امید و انتظاری نبایدداشت.
از اطاله کلام وتصدیع معذرت خواسته واگر عمری بود وتوفیقی حاصل شد درشماره آینده از عوامل دیگر جعل از نظر علمی و قضائی بحث خواهیم نمود.

چه عواملی اسلوب خط را تشکیل میدهد
جعل چیست و برای کشف آن چه باید کرد
درشماره های قبل راجع به پیدایش خط – کاغذ و قلم بحث شد اینک به بحث تاریخچه مرکب و نقشیرا که در قسمت جعل ایفاء مینماید خواهیم پرداخت تا دادستانها و بازپرسها و دادرسان و وکلاء و کارشناسان با هم تشریک مساعی نموده و با تمام قوا با این جرم مهم که در کلیه شئون حیاتی کشور رخنه نموده است خشک کرده و در تعقیب و کشف آن نهایت درجه جدیت و علاقه را بکار برند.
تعریف مرکب
مرکب بعمنای اعم ماده ایست که جهت ترسیم خط و رسم و طرح کپیه و نقش صور و اشکال و چاپ روی کاغذ است استعمال میشود.
این عنوان متضمن دو حالت مشخص از لحاظ مواد رنگی میباشد.
حالت اول روانی و سیالی آن که بصورت مرکب تحریری بوسیله قلم یا قلم مو استعمال میشود.
حالت دوم عبارت از خمیر لزج و چسبنده ایست که بصورت مرکب چاپ در آمده و از طریق انتقال نقش حروف یا صفحات منقور روی سنگها یا نظائر آن در روی کاغذ میباشد.
مرکبهای تحریری ماده سیالی است که محتوی مواد رنگی بصورت محلول یا تعلیق یا بهر دو صورت میباشد.
از هر نوع رنگی و بهر درجه از همان رنگ تهیه میشود بهترین انواع آن مرکب سیاه است و قرمز و آبی و سبز هم معمولاً مورد استعمال قرار میگیرد.
بین مرکبها اقسامی وجود دارد که کمتر مورد نیازمندی واقع میشود از قبیل مرکب نشان و علامت – مرکب نامرئی .
مرکب در عهد عتیق
قدمت مرکب از خط زیادتر است. مرکب مانند خط از آثار قدیمه است زیرا قبل از اینکه برای ترسیم خطوط الفباء استعمال شود حکم رنگ را داشته که اشکال و تصاویر و تزینات را با آن انجام میدادند و این عمل در داخل و خارج بناهای عمومی و خصوصی صورت میگرفت و در حقیقت پس از طی مرحله نوشتن روی سنگهای منقور و بکار بردن برای ترسیم صور و اشیاء بمرحله ترسیم خطوط وارد گردید.
آشوریها کلیه وقایع تاریخی خود را روی آجر و خشت ترسیم مینمودند که فعلاً پایه و اساس مآخذ تاریخی خود را روی آجر و خشت ترسیم مینمودند که فعلاً پایه و اساس مآخذ تاریخی شده است اتروری (
Etrurie ) که از نواحی قدیم ایتالیا و بین تیبر (Toscane ) و آپنن (Apennins ) واقع است و امروز به تسکان (Toscane ) معروف است از قرن 15 قبل از مسیح دارای فرهنگ و تمدن خاصی بوده و سکنه آن از نژاد آریائی تشکیل میشده که تاکنون نتوانسته اند مفتاح زبان آنانرا کشف نمایند و کلیه خطوط آنان روی سنگهای حجاری شده با مرکب نوشته میشد و نیز با مرکب روی ظروف سفالین تصاویر را نقاشی مینمودند که برنارپالیسی (Bernard Palissy ) درمقام تکمیل آن بر آمد.
در دوره جهالت که بشرحال توحش بود مرکب عبارت از ذغال نرم شده بود که با آب مخلوط مینمودند و تفهیم و تفهم بوسیله اشکال صورت میگرفت و مواد دیگریرا هم غیر از ذغال برای کتابت و رنگ آمیزی بکار میبردند.
مرکب در مصر
مصریها کلیه خطوط هیروگلیف خود را با مرکب روی کاغذهای پاپیروس مینوشتند و در کاوشهائی که در قبور مصریها بعمل آمده است هنوز آثار مرکب روی کاغذها باقی است و بخوبی میتوان نوشتجات را خواند و در قبور سلاطین منجمله کئوپس (
Cheops ) کفرن (Chephren ) و می کرینوس ( Mykerinos
) که از اهرام ثلاثه معروف مصر است تعداد زیادی کتب و نوشتجات که با مرکب روی پاپیروس نوشته شده پیدا شده است و در موزهای برلن – لندن- پاریس – واتیکان و تورن مقدار زیادی ازاین نوشتجات مصریها موجود است که هنوز رنگ مرکب آن محو نشده است .
مرکب در ایران باستان
کلیه تعلیمات زرتشت که کیش مزدیسنی را تشکیل میدهد و معرف تمدن ایرانیان است با مرکب نوشته شده زیرا مراحل اعتقادات بشر نماینده مراحل استعداد و تمدن او است .
کتاب اوستا که هدف آیات اخلاقی آن که گاتها باشد ترتیب و آموزش و پروش انسان کامل است بانسان وفاء بعهد- شجاعت – پاکی – شرافت – راستگوئی – درستکاری – عدالت – سلامت نفس – بردباری و حسن عهد و مهمان نوازی و سایر مزایای اخلاقیرا میآموزد و بشر را از بطالت و بهت و فناء و انگل بودن بیرون آورده و به عمران و آبادی این جهان ارشاد نموده و دنیا را مزرعه آخرت دانسته است ، تمام این تعلیمات و سایر مطالب دیگر که در سایر ابواب آن مندرج است بر طبق او امر گشتاسب که قبول دین زردشتی را نموده بود روی دوازده هزار پوست گاو با مرکب نوشته شده بود که اسکندر یونانی وقتی بایران غلبه کرد قسمت اعظم آنرا از بین برده و بقیه را هم بکشور خود فرستاده تا یونانیها ازاین تعالیم بهره مند شوند و سرمشق امور معاشی و معادی خود فرار دهند فقط قسمت جزئی از آن باقی مانده که فعلاً مدار عمل پیروان کیش زردشت میباشد.
تعلیمات این کیش بقدری تأثیر در دانشمندان یونانی کرده بود که فیثاقورث حکیم یونانی در نزد مؤبدان ایرانی در قسمت خلود نفس و مباحث دیگر فلسفه آموزش مینمود.
قدیم ترین آثاری که به خط و زبان پهلوی با مرکب نوشته شده است دو قباله ملکی است که در ایالت او رامان کردستان چند سال قبل بخط پهلوی اشکانی و زبان پهلوی در روی کاغذ پوست آهو بدست آمده است و تاریخ آن مربوط به 120 سال قبل از میلاد مسیح است که مفاد آن اینست :
دولت خریدار را ملتزم نموده که اگر باغی را که خریداری میکند آباد نگاه ندارد و آنرا ویران سازد باید مبلغ معینی بعنوان جریمه بپردازد.
این قباله معیار توجه پادشاهان ایران نسبت به عمران و آبادی کشور و رفاه و آسایش اهالی و تولید ثروت میباشد .
آئین مانی و فصولی از عهد جدید و نیز قسمتهائی از کیش بودائی از طرف مستشرقین در خرابه های شهر تورفان که ایالتی از ترکستان چین و در ناحیه کوهستانی تیان شان در شمال غربی چین واقع است و سابقاً در دست ایرانیها بوده و بعد ترکان بر آن دست یافته اند و مدتی مرکز مانویان بوده اسناد و نوشتجاتی پیدا شده که روی پوست آهو یا بز با مرکب نوشته شده که خطوط آن نوعی از خط پهلوی است .
مرکب در زمان موسی
در زمان حضرت موسی نیز از مرکب صحبت شده و بآن آشنائی داشته اند .
در تورات باب 36 از کتاب ارمیای نبی در آیات 17-18 میگوید :
از ماروک سئوال کرده گفتند ما را خبر بده که تمامی این سخنان را چگونه اذ دهان او نوشتی .
ماروک بایشان گفت تمام این سخنانرا از دهان خود برای من خواند و من با مرکب در طومار مینوشتم.
و نیز درباب نهم در کتاب حزقیال نبی آیه 1و 2 میگوید :
و او با آواز بلند بگوش من ندا کرد گفت وکلای شهر را نزدیک بیاور و هر کس آلت خراب کننده خود را در دست خود بدارد .
و اینک شش مرد از راه در وازه مالیاتی که بطرف شمال متوجه است آمدند و هر کس تبر خود را در دستش داشت و در میان ایشان یک مرد ملبس شده به کتان بود و دوات کاتب در کمرش و ایشان داخل شده از دمذبح برنجی ایستادند.
مرکب در رم یونان
رومیها از بعضی ماهیها مایع ارغوانی تحصیل مینمودند و کلیه مکاتبات آنان با آن مایع انجام میشد .
امپراطور های روم کلیه فرامین را با مرکب ارغوانی مینوشتند و این مرکب اختصاص با مپراطور و سلاطین داشت و اگر کسی غیر از امپراطوران با رنگ ارغوانی مکاتبه مینمود محکوم باعدام میشد .
در تمام کتب قدیمی که اهمیت شایان دارد و تا امروز بدست ما رسیده است روی طومارها و الواح موم آلوده شده با مرکب مینوشتند.
در پمپئی (
pompei
) کتب خطی یونانی و لاتینی پیدا شده که با مرکب نوشته شده است.
پلین (
Pline ) که یکی از طبیعی دانهای رومی بود برای نجات دادن اهالی هرکولانوم و پمپئی که در نتیجه آتش فشانی کوه و زوو (Vesuve
) همه چیز خود را از دست داده بودند رفته بود و نسخ و طومارهائی که با مرکب نوشته شده بود در آنجا پیدا نمود ولی بدبختانه در نتیجه استنشاق ابخره و گاز خفه کننده حیات خود را از دست داد .
مرکب ویرژیل (
Virgile ) واتیکان که در قرن 4 بوده و مرکب پالیمپ سست (Palimpseste
) یعنی مرکبی که دو مرتبه از بین برود و خطی که روی کاغذ پوستی که نوشته شده محو و پاک گردیده و مجدداً آن پوست را بکار برند از مرکب های عالی روم بوده است .
یونانیها کلیه یادداشتها و نوشتجات را روی پوستها با مرکب مینوشتند.
دیوان همر (
Homere ) شاعر یونانی با مرکب نوشته شده بود و مرکب آن از مرکبهای اعلا است که هنوز قابل خواندن است و در موزه لور (Louvre
) موجود است.
در اغلب غرفه های موزه لور مقدار زیادی از ظروف و کوزه ها وجود دارد که روی آن قبوض و مفاصای مالیاتی بزبان یونانی نوشته شده است .
دو نقاش معروف آنتی که موسوم به میکون (
Mycon ) و پولین یوت (Polygnote ) بودند با تفاله انگور و یا درد شراب نوعی مرکب درست کردند که به تروژینون (Truginon
) موسوم بود و با این مرکب تابلوهای نقاشی درست کرده بودند که فعلاً موجود است.
مرکب مقدار زیادی از اسناد رسمی و دولتی از قرن 9 تا 17 مطالعه شده و در معرض آزمایش قرار گرفته است این مرکبها پست تر از مرکب پالیمپ سست بوده و کلیه نوشتجات که با این مرکب نوشته شده روشن و کم رنگ است .
از قرن 12 تا 15 مرکب در عالم ترقیات زیادی کرده و عاملی بزرگی در تکمیل خط بوده است.
مرکب در اسلام
قبل از ظهور اسلام شعراء دوره جاهلیت و شعراء مخضرمین از قبیل امرؤالقیس – نابغه ذبیانی – زهیربن ابی سلمی و عنتره العبسی – عمر وبن کلثوم – طرفه بن العبد – اعشی قیس – حارث بن حلزه ولبیدبن ربیعه اشعار خود را روی پوست حیوانات و استخوان و کاغذ پاپیروس با مرکب نوشته و اغلب در سوق عکاظ اشعاری را که مرتجلاً میگفتند یا خودشان یا دیگران روی کاغذ پاپیروس و یا پوست نوشته آویزان مینمودند که به سبعه معلقه معروف بود قرآن کریم که کلیه آیات آن بحضرت رسول اکرم (ص) وحی شده بود بامر عثمان زیدبن ثابت و عبدالله بن الزبیر و سعید بن عاص و عبد الرحمن ابن حارث بن هشام کلیه آیاترا که روی استخوان کت گوسفند و پوست و برگ خرما نوشته شده بود و آنچه در سینه های صحابه محفوظ بود جمع آوری کرده و بصورت مصحف واحدی در آورند که مورد تصویب حضرت امیر علیه السلام واقع گردید.
در قرآن مجید سوره مبارکه الکهف آیه 109 راجع به مرکب اشاره شده و میفرماید :
قل لوکان البحر مداد الکلمات ربی لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربی و لوجئنا بمثله مددا.
بگو أی محمد اگر دریا مرکب شود برای درج کلمات خدا قبل از خاتمه کلمات محتویات دریا تمام شده و لو اینکه امثال و نظایر دریاها باو کمک نماید.
چنانکه یکی از شعراء میفرماید :
کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست
که ترکنی سرانگشت و صفحه بشماری
مرکب در عصر جدید
مرکبهای ایطالیا و اسپانی در قرن 16 عالیترین مرکبهای عالم بوده و خطوط لئون دهم (
Leon X ) ژول دوم (Jules II ) ماکیاول (Machiavel ) گیشاردن – ( Guichardin) دوک دو تولد (Duc de Tolede ) شارل پنجم (Charles V ) طوری نوشته شده که هر ناظر و بیننده در موزه خانه ها که این نوشتجات را میبیند بنظرش میآید که این مرکب ها تازه است ولی نوشتجات بوسوئه (Bossuet ) مادام دو سوینیه ( Madame de Sevigne) بوالو (Boileau ) مادام دو منته نون Madame de ( Maintenon
) و مادموازل دولاوالیر
(
Mademoriselle de la Valliere ) و مازارن (Mazarin
) هر چند خیلی جدید است ولی مرکب آن زرد و قرمز یعنی سوخته است و برای همین مرکب بدخسارات زیادی باین نوشتجات وارد آمده که تقریباً از حیز انتفاع آنها را خارج ساخته است.
در ابتدای قرن 17 ساختن مرکب روبزوال گذاشت و مرکبهای براق و درخشانی درست میکردند ولی نیم قرن که میگذشت زرد شده و دو قرن دیگر کاغذ را میخورد .
هر قدر از اوراق و نوشتجاتی که از آن عصر بدست آمده سوخته بنظر میرسد و خاک میشود مثل اینکه باآلات برنده آنها را قطعه قطعه نموده باشند .
صفات مرکب
1- مرکب باید زلال و صاف باشد.
2- یکسان و یکنواخت از قلم جاری شود.
3- روان باشد و علظت نداشته باشد .
4- مرکب نباید ته نشین داشته باشد.
5- روی آن روکش بشکل کپرک ایجاد نشود.
6- آثارش در روی سطح کاغذ نباشد.
7- رنگ آن در تمام الیاف کاغذ نفوذ کند بدون اینکه پخش شود.
8- آثار آن در روی کاغذ قابل ستردن و شستن باشد.
9- بوسیله تراشیدن از بین نرود.
10- مواد سمی نداشته باشد.
11- قلمهای فولادی و فلزات دیگر را فاسد نکند.
12- آثار آن در روی کاغذ زود خشک شود.
13- برق و جلا نداشته باشد.
14- رقیق و سیال باشد.
15- در موقع نوشتن حروف را واضح و نمایان کند .
16- رطوبت و آب آنرا در روی کاغذ خراب ننماید.
17- در اثر مرور زمان در روی کاغذ تغییر رنگ ندهد.
18- اگر بوسیله خشک کن خشک شود لکه أی از خود باقی نگذارد.
19- در هوا و دوات فاسد نشود.
20- مرکب نباید بقلم بچسبد و باید برعکس در موقع اصابت قلم بکاغذ جاری شود .
اقسام مرکب
اقسام عمده مرکب که برای نوشتجات مرئی یا غیر مرئی و سایر امور استعمال میشود عبارتند از :
1- مرکب دوده .
2- مرکب بقم.
3- مرکب مازو و آهن.
4- مرکب آنیلین.
5- مرکب سیاه .
6- مرکب رنگی .
7- مرکب چین.
8- مرکب کپی.
9- مرکب چاپ.
10- مرکب چاپ سنگی .
11- مرکب پاک نشدنی.
12- مرکب ساده.
13- مرکب مضاعف.
14- مرکب طلائی.
15- مرکب سرخ.
16- مرکب نقاشی .
در قدیم نوشتجات را با عنبر و مشک مینویشتند و این دو ماده را نیز برای معطر نمودن مرکب بکار میبردند.
فردوسی در شاهنامه میگوید :
به فرمانش برنامه خسروان به عنبر نوشتند بر پرنیان
عنبر عبارت از نوعی فضولات نهنگ است که موسوم به کاشالو (
Cochalot ) یا ماهی عنبر است که بوی آن خوشبو و وزن آن از پانصد گرم تا ده کیلو گرم میرسد در دریای ژاپن و جزایر ملوک (Moluques ) و جزیره مادا کاسگار (Madacasgare ) و حتی در آنتیل و حوالی برموادا (Bermuda
) که محل کنفرانس چهار جانبه است میباشد و اغلب روی دریا دیده میشود و یا ازروده های این نهنگ بیرون می آورند.
مشک را هم از آهو میگیرند و این مدفوع بین ناف و آلت تناسلی آهو وجود دارد و مشک آهوهای بنگال و تبت بهترین مشکها بوده و بوی آن غیر قابل تحمل است.
فوائد طبی مرکب
1- مرکب از لحاظ مازوئی که دارد قابض است و بعنوان دواهای قابض که در اصطلاح طبی آسترنژان (
Astringent
) میگویند بکار میرود.
2- ضماد آن بر پیشانی جهت جلوگیری از خون بینی که آنرا رعاف و باصطلاح طبی اپیس تاکسیس (
Epistaxis
) معروف است نافع میباشد.
3- جاذب حرارت انواع تبها است و آنرا کف دست و کف پا میمالند.
4- محلل اورام است.
5- مخلوط آن با سرکه جهت رفع سوختگی بکار برده میشود.
6- برای جلوگیری از ریختن موکه به داء الثلعب معروف و همان مرض گری روباه است که آنرا در طب آلوپسی (
Alopecie
) میگویند بکار میرود.
7- آشامیدن دو مثقال مرکب با آب سرد رافع سموم عقرب است .
ساختن مرکب
هر مرکبی یکنوع فورمول برای ساختن دارد که نیازی بذکر تمام آنها نیست و این مقاله گنجایش آنرا نخواهد داشت ولی اجزاء مرکبی که از زمان یاقوت ساخته شده بشرح زیر است و برای تهیه آن معادل اجزاء ترکیبیه بزبان فرانسه ذکر شده است که در موقع مراجعه بداروخانه ها بدست آوردن آن کار سهل و آسان باشد.
1- دوده
Noir de fummee
10 گرم
2- مازو
Noix de galle
20 گرم
3- زاج قبرس
Couperose verte ou sulfate de fer
5 گرم
4- برگ مورد
Feuille de myrte
5 گرم
5- حنا
Henne
5 گرم
6- نوشادر
Sel d'ammoniac
4 گرم
7- صمغ عربی
Gomme arabique
35 گرم
8- زعفران
Safran
1 گرم
9- نبات مصری
Sucre candi
1 گرم
توضیح آنکه اینمقدار درم بوده و برای تسهیل آن را تبدیل به گرم نمودیم.
اول پنج من آب صاف در دیگ سنگی بجوشانند تا سه خمس آن باقی بماند مازو زاج و صمغ عربی و برگ مورد و حنا هر یک را جداگانه در ظرفی کرده و از آن آبجوش در هر یک ریخته تا معمور گردد بعد دوده را که خاک آلوده نباشد در پارچه کرباسی آب ندیده کرده و در خمیر گرفته در تنور گرم بگذارند تا پخته شود و روغن آن زایل گردد بعددوده نشادر را در هاون ریخته با صمغ حل نمایند پس آب مازو و زاج و حنا و مورد را صاف کرده با یکدیگر مخلوط نمایند و بعد در دیگ ملایم بجوشانند و تجربه نمایند که چون روی کاغذ بنویسند منتشر نشود پس از اینکه از امتحانات خوب در آمد از دیگ بیرون آورده کم کم در هاون ریخته تا مدت صد ساعت بسایند هر قدر صلایه بیشتر باشد بهتر خواهد بود بعد زعفران و نبات مصری را در آب جوشیده حل و صاف نموده بآن بیفزایند سپس تمام آنها را در هامون بسایند و صاف کرده در بطریها یا کوزه های سفالی بریزند برای اینکه مرکب خوب عمل آید معمول بود که بطریها و کوزه ها را بکردن قاطر میبستند و پس از طی مسافت تهران به مشهد و بالعکس در اثر تکان این محلول کاملاً ممزوج شده و مرکب عالی را تشکیل میداده این نوع مرکب هر قدر شسته میشد پاک نمیگردید و مشهور است که با یکقلم از آن سی بیت مینوشتند.
در نصاب الصبیان ابو نصر فراهی هم در ضمن اشعار چند نسخه برای مرکب تهیه نموده که ذیلاً نگاشته میشود :
نسخه اول
بستان دو درم دود چراغ بی نم صمغ عربی در او فکن چار درم
مازو دو درم نیمدرم زاج سیاه از بهر مرکبش فروسای بهم
ایضاً
هم سنگ دوده زاجست هم سنگ هر دو مازو
هم سنگ هر سه صمغ است آنگاه زور بازو
ایضاً
ایکه در علم خط شدی استاد من مدادی تو را بیاموزم
زاج ترکی و مازوی اخضر دوده بذر و بی غش و بی نم
صمغ بر الحجار و ماء الورد مشک خالص نبات مصری هم
وسه مرو در عصاره بگیر اندکی زعفران کنش منضم
ورق زر و نقره داخل کن به چهل روز سحق کن محکم
ورن هر یک بتجربت حاصل میشود بی گمان نه بیش و نه کم
چون محک مالیش نماید زر نیست مثلش بعرصه عالم
مرکب چین
مرکب چین از دوده و صمغ عربی و مواد معطر درست میشود این اجزا را با هم مخلوط نموده و آنقدر میزنند تا کاملاً ممزوج شود بعد مقداری روغن نخود در آن میریزند با حرارت 50 تا 60 درجه سانتیگراد آنرا پخته تا قوام آید سپس قطعه قطعه کرده و در معرض استفاده قرار میدهند و نیز قطعاترا براق کرده اگر دست تر بآن اصابت کند کثیف نشود. بوی مرکب چین مرهون کافوربرنئو (
Borneo
) و مشک میباشد که در خمیر مرکب ریخته میشود.
مرکب قرن نوزدهم
یکنفر شیمیدان موسوم به جیمس اشتارک (
James Starck ) مدت مدیدی وقت خود را بساختن مرکب صرف نمود و از 1842 تا 1860 –229 رقم مرکب ساخت و مدت دوام رنگهای آنها را روی کاغذهای مختلفه آزمایش نمود و چنین نتیجه گرفت که مرکب از هیچ ملح یا نمکی نتیجه نخواهد گرفت مگر از سولفات دوفر که نمک آهن باشد ( منظور از نمک در اصطلاح شیمی این است که فلزی را جانشین هیدرژن آسیدی نمایند و آخر کلمه اسید را که به ایک (Ique ) منتهی میشود تبدیل به آت (Ate ) و اگر به او (Eux ) منتهی شود تبدیل به ایت (Ite ) نمایند مثلاً آسید سولفوریک اگر پتاسیم بجای ئیدروژن آن بگذارند سولفات دو پتاسیم میشود اسید ازتیک را اگر سرب بجای هیدرژن آن بگذارند آزوتات دو پلمب میشود و اسید سولفور رو را اگر سود یوم بجای ئیدروژن آن بگذارند سولفیت دو سودیم و اگر در اسید سولفوریک بجای ئیدروژن آن آهن بکار رود سولفات دو فر میشود ). بنا بتجربه این عالم شیمی دان مرکب مازو و بقم ( بقم چوب سفت و محکمیست که در مناطق حاره امریکا روئیده شده و اغلب از رنگها را از چوب آن میگیرند و آنرا در فرانسه کمیش (Campeche ) و در انگلیسی لوج وود (Logwood
) میگویند ) دوام این مرکب کمتر از مرکب مازوی خالص است و نتیجه 20 سال تجسس و مطالعه و تجربه و آزمایش این مرد دانشمند موجب تهیه این فرمول شده است که مرکب آن خیلی سیاه و سیال و روان و قابل دوامست که فورمول آن بشرح زیر است :
مازو 12 انس
میخک چند عدد
سولفات دندیگو یا سولفات نیل 8 انس
زاج سبز 8 انس
صمغ عربی 4 انس
طریقه دیگر
یک کیلو گرم مازوی نیمکوبرا با 75 گرم بقم مدت 36 ساعت در آب خیس میکنند و مدت 2 ساعت آنرا جوشانده در یک پارچه صافی صاف مینمایند پانصد گرم سولفات دوفر و پانصد گرم صمغ عربی بآن میافزایند ولی صمغ عربی باید قبلاً در دولیتر و نیم آب حل شده باشد سپس آنها را بهم میزنند و سه روز در معرض هوا قرار میدهند و 40 قطره اسانس لاواند یا اسطو خودوس در آن میریزند که معطر شود ( اسطو خودوس بیشتر در نواحی بحرالروم وجود دارد و این نباترا یونانیها بایران آورده اند و در تحفه حکیم مؤمن چنین ذکر شده که معنی اسطو خودوس حافظ روح است و بعضی معنی آنرا پاک کننده میدانند مطبوخ و بخور آن برای مجاری تنفس مفید و برای نزله و انفلوانزا نافعست این نبات در نواحی آفتابی و کوهستانی ایران ایالت فارس و شیراز و اغلب کوه های ایالت خراسان و افغانستان وجود دارد و ضماد آن برای نقرس و روماتیسم مفید است.)
مرکب نامرئی
مرکب نامرئی مدت مدیدی است که شناخته شده و هیچ آثار مرئی روی کاغذ نمیگذارد و بوسیله عوامل شیمیائی یا رنگهای مختلف ظاهر میشود این مرکب از آب پیاز در ایران تهیه میشد که پس از گرم کردن آن با رنگ زرد یا سرخ نمایان میگردید ولی در اروپا مرکب نامرئی را با ترکیبات ذیل درست میکردند.
کلورید دوکوبالت (
Chloride de cobalt) نیکل (Nickel) ونشادر (Sel d'ammoniac) و سولفات دوکوئیور (Sulfate de cuivre) ولی هندیها در شورش و بلوای هندوستان با آب برنج و یودین (iodine
) ترکیبی درست نموده بودند و کلیه مکاتبات خود را با آن مینمودند و اغلب نامههائی که پلیسها و جاسوسهای بینالمللی با یکدیگر مبادله مینمایند عبارت از لفافهای کتاب و کاغذ است که با این دو محلول نوشته میشود و پلیسهای داخلی هم متوجه این معانی نیستند که آنها را سانسور نمایند زیرا در بادی امر جز کاغذ سفیدی که لفاف کتاب یا بسته شده است جز سفیدی چیزی مشهود نمیگردد فقط بوسیله حرارت به سبز تیره رنگ در میآید و مجدداًتحت نفوذ هوای مرطوب و یا بخار آب از بین میرود.
دو نکته را در مرکب باید در نظر گرفت تا مرکب رنگ خود را از دست نداده وفاسد نگردیده وکپرکی ایجاد ننماید اول این است که مجاورت قلم فلزی با مرکب قوت و پایداری آنرا کم میکند و رنگ آن زود پریده میشود در تمام ادوار معمول بوده است که اسناد رسمی را در غرب با پر نوشته و در شرق با نی مینوشتند تا رنگ مرکب ثابت بماند ولی اگر تحریرات بوسیله قلمهای آهنی و مرکب انجام گیرد رنگ آن در اندک مدتی تغییر کرده ونوشته کاملاًغیر خوانا خواهد شد نکته دیگر این است که در عالم طبیعت ماده رنگی وجود ندارد که قوت و دوام مرکب را زیاد کند مگر سولفات دندیگو
(
Sulfate d'indigo
) که یکنوع نمک شیمیائی میباشد.
برای جلوگیری از کپرک مواد مختلفه از قبیل گرد میخک – یا چند قطره اسید فینیک یا سوبلیمه در آن میریزند که از فساد آن جلوگیری نماید.
مرکب در بطری بیشتر روشن و رنگ پریده باقی میماند ولی بالعکس در معرض هوا رنگ آن سیر وسیاه خواهد شد.
مرکب خون
ثابت ترین مرکبها خون است زیرا نوشتجاتیکه با خون یک ملت تهیه میشود و آنچه از این طریق بعنوان خودن بهاء عاید هر اجتماعی میگردد ثابتتر از نوشتجات دیگر خواهد بود واین قبیل نوشتجاترا باید با نظر احترام نگاه نمود و در حفظ آن با تمام قوا کوشید زیرا اصول متخذه آن بمنزله ضابطه بوده و این قبیل ضوابط حیات یک جامعه را تشکیل میدهد.
یکی از نویسندگان فرانسه میگوید.
پیروی وغلبه حقیقت همیشه بقیمت خون واشکها و مبارزه تمام خواهد شد که عین عبارت او ذیلاًدرج میشود:
La conquete de la verite coute toujours du sang des larmes et de la lutte
.
نویسنده دیگر میگوید جنگ هنر وصنعتی است که ملتی درمقابل ظلم وبیداد گری ولو بقیمت خون تمام شود مقاومت و پایداری میکند که ذیلاً عین آنرا نقل میکنیم:
La geurre est l'art pour lequel un peuple resiste a l'injustice au prix de son sang
.
دانشمند دیگر فرانسوی میگوید:
در روز جزا خون شهدا با مرکب نویسندگان مساوی وبرابر بوده و دارای ارزش واحدی میباشند.
Au jugement dernier l'encre des ecrivains sera estimee au meme prix que le sang des martyrs
.
محمود احمد اصفهانی میگوید:
یری اسیراً فی دواه وقد اطلق اقواماً من الاسر.
در دوات اسیر و زندانی دیده میشود که ملل را از قید اسارت رها میکند
هرمرکبی دیر یا زود رنگ آن محو گردیده واثری از خود باقی نخواهد گذاشت ولی آنچه با خون برای هر اجتماعی تهیه شود پایدار بوده و موجودیت و بقاء آن اجتماع را نشان خواهد داد.
نیچه (
Nietzsche) فیلسوف آلمانی در کتاب خود موسوم به چنین گفت زردشت (Also Sprach Zarathustra
) مینویسد که نوشتجاتی که با خون نوشته شده است بیشتر از سایر نوشتجات در نزد من محبوب و مورد علاقه است که عین کلمات اورا که بچندین زبان ترجمه شده است ذیلاً مینگاریم:
زبان آلمانی
Vom Lesen und Screiben

Von allem Geschriebenen liebe ich nur das, was Einer mit seinem Blute schreibt. Schreibe mit Blut: und du wirst erfahren, dasz Blut Geist ist. Es ist nicht leicht moglich, fremdes Blut zu verstehen: ich hasse die lesenden Muszig-ganger.
زبان انگلیسی
Of reading and writing

Of all writing I love only those which the writer writeth with his blood. Write in blood, and thou shilt learn that blood is spirit.
It is no light matter to understand others'blood. I hate idle readers
.
زبان فرانسه
Lire et ecrire

de tous les ecrits, je n'aime que ceux que l'on trace avec son propre sang. Ecris avec du sang et tu apprendras que le sang est esprit.
Il n'est pas facile de comprendre un sang etranger: je hais tous les oisifs qui lisent
.
زبان عربی
القرائه والکتابه
اننی استعرض جمیع ماکتب، فلاتمیل نفسی الاالی ما کتبه الانسان بقطرات دمه اکتب بدمک فتعلم حینئد ان الدم روح . ولیس بالسهل ان یفهم دما غریباً. اننی ابغض کل قاریء کسول.
زبان فارسی
درباره خواندن ونوشتن
از تمام نوشتهها آنرا دوست دارم که نویسنده آنرا باخون خود نوشته باشد. با خون بنویس آنگاه خواهی آموخت که خون و روح یکیست. درک خون دیگران آسان نیست از اینروست که من از خوانندگان سرسری وسطحی متنفرم.
پس با در نظر گرفتن نکات مذکوره در فوق آنچه با خون تهیه شده است مقدس است محصول این فداکاری اصول و ضوابطی میباشد که آنرا قانون اساسی نام نهاده ایم.
از دست دادن اصول در حکم از دست دادن حیات است.
این ضوابط قانون اساسی هر کشوری را بوجود آورده و قوانین موضوعه کشور باید مولود این اصول بوده و از آن سرچشمه الهام بگیرد .
این اصول است که وحدت ملی افراد یک کشوری را تشکیل و مخالفت با آن در حکم مخالفت با اساس حکومت ملی و آزادی افراد بوده و زمینه را برای اجرای سیاسهای گوناگون تهیه مینماید تا چرخهای یک کشوری روی اصول قانون اساسی سیرنکند محال است آسایش و رفاه در آن جامعه وجود داشته باشد و آن کشور سیر تکاملی ر ابپیماید و بکلیه اختلالات آن خاتمه داده شود.
هر فردی باید در حفظ ضوابط اصول کوشا بوده و مانع هواسرانی های حکومتهای وقت شود.
آنچه حقوق یک کشور را محافظت میکند اصول است و هستی و موجودیت هر کشوری بستگی برعایت آن دارد.
برای حفظ اصول و ضوابط که حقوق افراد را تشکیل میدهد قانون مجازات عمومی ماده ای پیش بینی نموده که رعایت آن برای هر کس در هر مقامی باشد لازم است که ذیلاً عین ماده 83 درج میشود.
هر یک از وزراء – اعضاء پارلمان – و صاحبمنصبان و مأمورین دولتی که بر خلاف قانون آزادی شخصی افراد ملت را سلب کند و یا افراد ملت را ازحقوقی که قانون اساسی با نها داده محروم نماید از شغل خود منفصل و از پنج تا ده سال از حقوق اجتماعی محروم خواهند شد.
این ماده واضعین قوانین بر خلاف قانون اساسی را با مجریان در یک خط عرضی قرار داده که وزاء و مأمورین دولت نتوانند در نتیجه اجرای مقررات بر خلاف قانون اساسی و یا وکلاء مجلس باوضع قوانین بر خلاف قانون اساسی حقوق مردم و جامعه را پایمال کنند.
این گونه مقررات قانون نبوده و در عداد ترهاب و لا طائلات محسوب میشود وضع کننده و اجرا کننده آن مسوجب کیفر میباشند.
اگر حکومتی عملیات و مقررات حکومت قبل و مجلس را که بر خلاف قوانین اساسی یعنی اصول و ضوابط است حفظ و اجرا کند آنوقت شعر آن شاعر مصداق پیدا کرده و باید گفت که تمام مجری برنامه واحدی هستند که حکومت ملی را از بین برده و زمینه را برای اجرای سیاستهای خارجی هموار می نمایند و قربانیها متضررینی که هدف این آماج قرار گرفته اند نیز در نتیجه عدم رضایت و دلسردی سرمایه سیاستهای گوناگون واقع خواهند شد و آن اشعار ذیلاً درج میشود.
چه توان کرد جمله مأمورند ور خطائی کنند معذورند
عقلشان نیست بر سر خودشان بجز این کس نداده است نشان
ملتی هم نمانده کز سر شور مشت کوبد به کله مزدور
نسل این خائنین بر اندازد کشوری با اساس نو سازد
همه در بند شیره و عرفند یا گرفتار دسته و رقند
خلق هم غوطه میخورد بلجن نکند اعتنا بگفته من
در هر حال از دولت فعلی که نوید اصلاحات را بمردم میدهد انتظار داریم که قلم بطلان باینگونه تصمیمات و مقررات پوچ و بی اساس کشیده تا صدی هشتاد این اختلالات با مخارجی که برای رفع آن بر بودجه ضعیف این کشور تحمیل شده است مرتفع گردد و عدم رشد خود را از قبول حکومت ملی در نزد بیگانگان ثابت ننمائیم.
فقه للغه از نظر مرکب
کلمه مرکب در زبان فارسی و ترکی چون از ترکیب چند ماده صورت گرفته و بسیط نمیباشد مرکب نامیده شده است و در ترکی آنرا مورکپ (
Murekkep
) میگویند.
حبر در زبان عربی که بمعنی نقاشی و رنگ و آرایش است و مداد که از واژه ترسیم و کمک آمده است برای مرکب در آن زبان استعمال شده اند.
کلمه آنکر (
Encre ) در فرانسه وانک (Enque ) در فرانسه قدیم و اینک – (Ink ) در انگلیسی وانکیوسترو (Inchiostro ) در ایتالیائی وانگ کوستون (Engkauston
) در یونانی وانکوستوم
(
Enkaustum ) در لاتینی واینکت ( Inkt
) در هلندی واینکو
(
inko
) در اسپرانتو که بمعنی سوخته است برای مرکب وضع گردیده است.
کلمه بلک (
Black ) در سوئدی و بلک (Blekk ) در نروژی و بلاک (Black
) در دانمارکی که بمعنی سیاه است برای مرکب استعمال گردیده .
کلمه تینته (
Tinta ) در آلمانی و تینتا (Tinta ) در اسپانیولی و تینتا (Tinta
) در پرتقالی که از رنگ گرفته شده بمعنی مرکب میباشد.
مرکب را در زبان ارمنی تاناک ( ------) میگویند که از کلمه تانن فرانسه که بمعنی مازو است گرفته شده و یکی از مواد مهم مرکب میباشد.
در زبان عربی که در تورات هم استعمال شده است مرکب را دیو (----) که معنی آن نیز رنگ است میگویند :
در زبان روسی مرکب را چرنیلا (--------- ) میگویند که اشتقاق آن از نیل و یا آنیلین سیاه آمده است که بعنوان مرکب استعمال شده است.
نقش مرکب در کشف جعل
برای آزمایش و امتحان مرکب هرسند و نوشته ای لازم است که کلیه حروف و کلمات خطوط آنرا با یکدیگر تطبیق و مقایسه نمود تا درجه رنگ و تفاوت آن روشن شده و معلوم گردد که در برگ مورد ظن چه قسمتی از حروف و کلمات تیره وسیر بوده و چه قسمتی از آن روشن و کم رنگ میباشد و نیز تشخیص داد که آیا این اختلافات رنگ بستگی با تغییر مرکب دارد و یا اینکه در نتیجه غلظت و یا سیال بودن آن این اختلاف حاصل شده است زیرا اینگونه خطوط نوشتجات از لحاظ مرکب یکسان و مشابه با یکدیگر نبوده و در نظر هر بیننده ای ناجوری آن کاملاً ظاهر و هویداست.
زمان- مکان – رطوبت – خشکی – سرما – گرما- روشنائی و تاریکی تأثیر زیادی در نمایش رنگها دارد.
مرکب خوب در تابستان پس از چند هفته سیاه بنظر میرسد ولی در زمستان پس از تحریر چند ماه طول میکشد که مرکب روی کاغذ سیاه گردد.
مرکب در بادی امر سیاه بنظر نمیرسد و با بزرگ نمودن آن بوسیله ذره بین و یا مشاهده آن در روشنائی بصورت مرکب آبی ارغوانی درآمده و بعد کم کم رنگ آن تغییر کرده و به رنگ سیاه مبدل میگردد و عوامل مختلفه از قبیل رطوبت و خشکی و روشنائی و تاریکی و غیره مؤثر در شدت و ضعف رنگ آن میباشد.
تشخیص درجه رنگ مرکب بخوبی بوسیله عکس برداری صورت میگیرد و اختلافات جزئی آن با انجام این عمل معلوم میگردد زیرا تأثیر شیمیائی عمل روشنائی در رنگهای مختلفه بوسیله صفحات عکاسی اندازه گرفته میشود و این صفحاترا که بی اندازه حساس در مقابل تشعشات رنگی و کلیه الوان هستند اورتو کروماتیک (
Ortochromatique ) و یا پانکروماتیک ( Panchromatique
) میگویند.
در روشنائی روز هم میتوان بوسیله میکروسکوپ اختلاف رنگهای یک نوشته و سندیرا تحت مطالعه و آزمایش قرارداد و تفاوت آنرا بخوبی معلوم نمود.
شرط مرکب خوب استمرار و دوام رنگ آن است و مرکب نباید تحت تأثیر هیچ عواملی رنگ خود را از دست بدهد با مراجعه بکلیه اسناد و نوشتجات و دفاتر مورد ظن میتوان معلوم نمود که مرکبی که برای تنظیم آن بکار رفته است از چه نوع مرکب بوده و چقدر از سن آن میگذرد و آیا تمام قسمتهای اسناد مزبور از حیث شباهت رنگ مرکب و نوع آن باهم تطبیق میکند یا نه و آیا تمام خطوط سند با یک مرکب و در یک زمان نوشته شده است یا نه مخصوصاً این معنی بیشتر در دفاتر تجاری که مورد استناد افراد و یا مقامات است مورد دقت واقع میگردد که آیا مندرجات دفاتر با یک مرکب و در یکزمان نوشته شده و یا مرکب و زمان تنظیم مندرجات دفاتر متفاوت است و از قدمت و حدوث مرکب کاملاً حقایق مکشوف خواهد شد.
مرکبهای سیاه خیلی با هم شباهت دارند ولی مرکبهائی که رنگشان آبی و ارغوانی است از این قاعده مستثنی میباشند.
تفاوت رنگ مرکبها را میتوان بخوبی از کلمات و خطوطی که بین دو سطر نوشته میشود و یا کلمات و حروف الحاقی مشاهده نمود مشروط بر اینکه این عمل در روشنائی روز انجام گردد.
قسمتهای باریک و پهن خط و ابتداء و وسط و انتهای آن باید در موقع معاینه و تطبیق دقت شود تا اگر اختلافاتی مشهود گردد مورد نظر قرار گرفته شود.
سند سازها برای اینکه سن مرکب را زیاد نشان دهند و ثابت نمایند که این مرکب درصد سال قبل و یا زیادتر در تنظیم سند بکار رفته است و ظواهر سند را ازحیث مرکب با تاریخ آن تطبیق نمایند روی کاغذهای کهنه زرد اسناد را تنظیم مینمایند زیرا مرکب در این قبیل کاغذها مسن تر از سایر کاغذ ها بنظر میرسد و هر بیننده ایرا از هر حیث اغفال مینماید. جعل سند که بر حسب ظاهر قدیمی و کهنه بنظر میآید مربوط بکاغذ کهنه و استعمال شده است نه مرکب آن و مرکب این نوع کاغذها مخصوصاً کاغذهای زرد را پیر و فرتوت نشان میدهد.
رنگ مرکب نوشتجاتی که با خشک کن خشک شده است با مرکب نوشتجاتی که در آن خشک کن بکار نرفته است فرق میکند زیرا خشک کن دشمن مرکب بوده و رنگ آنرا کاملاً از بین میبرد.
در تشخیص مرکب اسناد نکات زیرین را باید در نظر گرفت .
1-آیا مرکب تمام حروف و کلمات خطوط سند باهم شباهت دارند و یا اینکه تفاوتی در آنها محسوس میشود ؟
2- آیا خطوط یک نوشته و منضمات آن با یکنوع مرکب تنظیم شده است؟
3- آیا سند با مرکب جور و یا با مرکبهای مختلف تنظیم گردیده است؟
4- آیا اختلافات رنگ مرکب بستگی با شرایط و اوضاع و احوال آن دارد ؟
5- آیا در اسنادی که تواریخ مختلفه دارند تغییرات طبیعی در مرکب ایجاد شده و یا اینکه اوضاع و احوالیکه در خطوط مشاهده میشود حاکی است از اینکه نوشته یا سند دریکزمان تحت شرایط مساوی تنظیم گردیده است ؟
6- آیا مرکب همانطور که کهنه بنظر میرسد حقیقت داشته ویا سن آن غیر طبیعی و تصنعی بنظر میرسد ؟
برای فهم کلیه این نکات باید به مطالعه اوصاف و مشخصات و اختلافات مرکبها و آثار و کیفیت آن در نوشتجات پرداخت .
بعضی از مرکبها معروف بوده ولی قسمتی از آنها از نظر ما مجهول است.
باید دید در هر کشوری چه نوع مرکبهائی استعمال میشود و از دفاتر گمرکی و مراجعه به آمار این معانی کاملاًمحرز میگردد.
اقسام مرکبهائی که مورد استعمال قرار میگیرد هر کدام متضمن اوصاف خاصی بوده مورد نیازمندی یک طبقه از افراد میباشد.
مرکبهای دوده ای از قبیل مرکبهای ایرانی و هندی و چینی خیلی پردوام وسیاه میباشد و در اثر فعل و انفعالات شیمیائی محو نخواهد شد ولی غلظت آن زیاد و سیالی و روانی و دقت آن نسبت به مرکبهای دیگر کمتر است مرکب بقم از سایر مرکبها ارزانتر است قلمهای فولادیرا فاسد و خراب نمیکند و آثار آن در روی کاغذ پاک و شسته میشود ولو اینکه تازه بود باشد ولی روان و سیال است در بدو نوشتن کمی سیاه بنظر میرسد ولی در اثر مرور زمان سیاهی خود را از دست میدهد.
مرکب نیگروزین (
Nigrosine
)قلمهای را فاسد ننموده و ایجاد زنگ نمینماید و در نوشتن کمی سیاه است و به سهولت روان و جاری میشود مانند مرکب مازو و سیر و پر رنگ نمیگودد ولی رطوبت و آب تغییراتی در آن ایجاد نموده و آنرا خراب و فاسد میکند.
از هر صد پاکت که در پستخانه مشاهده میشود چهل و پنج درصد آن مرکب بقم وسی درصد آن مرکب مازو و آهن و بیست و دو درصد آن مرکب نیگروزین و سه درصد آن مرکبهای مختلفه میباشد.
خطوط مرکب اسناد را با مرکبهای از همان درجه میتوان بجهات زیرین تشخیص داد :
1- از نظر سیری و روشنائی آن .
2- از جهت درجه رنگ و اختلاف آن با قسمتهای دیگر .
3- از نظر تغییرات کلی مرکب در نتیجه تغییرات شیمیائی.
4- از جهت نفوذ مرکب در الیاف کاغذ .
5- از نظر رنگ ثانوی آن بوسیله اشعه نور .
6- از نظر روشنائی و صافی آن .
7- از جهت رنگ خطوط خشک شده با قسمتهای لکه دار آن .
8- از نظر رسوب و ته نشستن آن در روی کاغذ پس از استعمال خشک کن .
9- از نظر جلا و درخشندگی آن.
10- از جهت روانی مرکب و یا در آمدن آن بصورت پر طیور پس از تحریر.
جعل کتب خطی و مرقعات و نوشتجات مؤلفان و مصنفان
یکی از کارهای عمده جاعلین و سند سازها جعل خطوط و مرقعات و کتابهای علماء و دانشمندان که کتابهائی که بخط دیگران است منتسب به آنان نموده و از این حیث مبالغ معتنابهی از اعتبارات کتابخانه و موزه های بزرگ و یا از ثروت اشخاص با ذوق و یا ضعیف النفس که اشتیاق به جمع آوری کتب خطی نفیسه دارند استفاده مینمایند این قبیل اشخاص باید به نکاتی که راجع به جعل قبلاً اشاره شده و بعد هم مفصلاً در هر قسمتی بحث خواهد شد متوجه گردیده و آن قواعد و اصول را معیار عملیات خود قرار دهند تا فریب اینگونه افراد را نخورده و پرده از روی اعمال آنان نیز برداشته شود.
در اکثر کتابخانه های مهم ایران از قبیل :
کتابخانه مجلس – کتابخانه آستان قدس - کتابخانه مدرسه سپهسالار – کتابخانه ملی – کتابخانه سلطنتی – کتابخانه قم – کتابخانه حاج حسین آقای ملک – کتابخانه مرحوم حاج سید نصرالله تقوی رئیس اسبق دیوان کشور- کتابخانه سرلشگر فیروز و سایر کتابخانههای خصوصی اعیان و اشراف قدیم کتب خطی وجود دارد که از لحاظ خط و خطوط آن ملاکی در دست هست و نمونه و آثاری از خطوط آنان بطور قطع و یقین وجود دارد که ممکن است آن کتب قدیمی خطی را از روی این نمونه و میزان و مقیاس سنجید و حکم کرد فلان کتاب خط کدام نویسنده است و این قبیل خطوط بیشتر از قرن هفتم و هشتم هجری ببعد است که تقلید و جعل آنها شده و میشود و باید استاد خط شناس عالم و متبحر صحیح و سقیم را تفکیک کند و این خبرویت بیشتر در نتیجه ممارست بدست میآید.
ولی هر چه از قرن هفتم عقب تر برویم این تشخیص مشکل تر میشود و ضابطه و قاعده و نمونه ای از خط صاحب خط در دست نیست که معیار کار مشخص آن قرار گیرد مثلاً هزاران کتاب دعا یا کلام الله مجید را در کتابخانههای نامبرده بائمه اطهار علیهم السلام نسبت میدهند که واقعاً نمیتوان بضرس قاطع حکم کرد این قرآن خط امام علیه السلام باشد زیرا اولاً مجالی برای امام با آن اشکالاتی که معاندین و دشمنان اموی و عباسی فراهم میکردند باقی نمیماند تا به کتابت قرآن پردازد بعلاوه قسمت اعظم وقت صرف ارشاد و تبلیغ و تعلیم احکام اسلام به مردم میشد مضافاً اینکه در دستگاه اکثر ائمه اطهار مؤمنین و فدائیان و کسانی بودند که سمت کتابت و منشی گری را داشته و برای تمین و تبرک قرآنی تحریر و به امام اهداء نمایند.
همینطور در مورد خطوطی که به حکماء و فلاسفه و دانشمندان قبل از قرن هفتم مانند بوعلی سینا- رازی – ابوریحان بیرونی – ابن مسکویه و غیره نسبت میدهند که چون نمونه ای در دست نیست که ضابطه و فارق باشد نمیتوان این خطوط را قطعاً خط آنها دانست و بر وزارت فرهنگ است که مبادرت بدو عمل نماید :
اولاً کتاب بزرگی پلمب و مهر شده تهیه و از رجال و قدما و وزاء و وکلاء و نویسندگان و دانشمندان و مؤلفان و مصنفان نمونه خطی در آن کتاب بگیرد و نگاهدارد که برای اثیه سند و نمونه ای بوده ضمناً یادگاری از روحیه و طرز فکر رجال ما باشد.
ثانیاً با دقت هر چه تمامتر با کمک متخصصین داخلی و خارجی نمونه خطی و صحیحی از خطوط ائمه اطهار و حکما و فلاسفه و بزرگان قدیم را از کتابخانه های عمومی با شخصی و از کتابخانههای خارج از کشور و یا بوسیله مستشرقین و نمایندگان ایران عکسبرداری نموده و در کتاب مخصوصی ضبط نمایند که نمونه مزبور ضابطه و معیار باشد و یا بنوسیله بتوان از فروش کتب و نوشتجات مجعول کلاهبرداران جلوگیری نموده و از روی نسخه های اصلی ساخته اند.
در ایتالیا غزلهای (
Tasse )و در انگلیس نامه های لرد بایرون (Lord Byron ) و در آلمان مراسلات شیلر (Schiller
) را جعل نموده اند.
برای پی بردن و شناختن نوشتجات خطی مجعول هر نویسنده بکارشناسان با تجربه و با مهارت توسل نموده تا در سایه عادتیکه برسیدگی این قبیل خطوط و مخصوصاً مطالعه و کشف خطوط قدیمه که به پالئوگرافی (
Paleographie
) معروف است خطوط اصیل را از غیر اصیل تمیز دهند.
برای کمک بعملیات کارشناسان خطوط مسلم الصدور کلیه نویسندگان و رجال را جمع آوری نموده و طبع کرده و در دسترس عموم گذاشته اند تا در موقع ضرورت خطوط مظنون را که منتسب بهر نویسنده است با خطوط آن مجموعه ها تطبیق نمایند و اینعمل کار کارشناسانرا کاملاً تسهیل و آسان مینماید.
در فرانسه دو نفر موسوم به برار (
Berard ) و شاتوژیرون (Chateaugiron )مجموعه ای بنام خطوط و نوشتجات مردمان معروف – ( Lautographie des hommes celebres
)درست نموده و از 1828 تا 1830 جمع آوری کرده و آنها را بطبع رسانیده اند.
در انگلستان شخصی بنام جون گاف نیکلز (
John Gough Nichols ) مجموعه ای در چند جلد تحت عنوان نوشتجات سلاطین – نجباء- دانشمندان و مشاهیر معروف تاریخ انگلستان ( Autographs of royal, noble, learned and remarkable personnages conspicuous in history
) را در 1829 تهیه و طبع نموده است.
در آلمان شخصی موسوم به آدلف بشر (
Adolf Becher ) در اشتوتگارت نیز در چهار جلد 1846 مجموعه ای تحت عنوان – (Sammlung historich beruhmter autographen
) که موسوم است بمجوعه نویسندگان و مؤلفان معروف تاریخی تهیه و طبع نموده است.
در ایتالیا یک نفر موسوم به ژ.میلانزی (
G. Milanesi )در 1876 نیز مجموعه ای بنام هنرمندان ایتالیا (La scritura d'artisti italiani
) تهیه کرده که مورد توجه قرار گرفته است.
این نوع مجموعه ها کار علمی و ذوقی و تجاری بوده و موضوع اصالت خطوط نویسندگان از نظر تجارت و تاریخ نیز اهمیت بسزائی را پیدا نموده است.
در امپراطوری دوم نامه های مجعول لوی 16 (
Louis XVI ) ماری آنتوانت (Marie – Antoinette )و مادام الیزابت (Madame Elisabeth ) در دست مردم زیاد بود چنانکه ورن لوکاس (Vrain Lucas )یکی از جاعلین معروف آنزمان در 1869 مقدار زیادی خطوط مجعول را به میشل شاسل (Michel Chasles )ریاضی دان معروف فروخت ولی در میان این خطوط مجعول اسنادی پیدا میشد که موجب ظن و اشتباه کسی نمیگردید. و هر کس در بادی نظر آنها را اصیل میدانست مثلاً نامه ماری مادلن (Marie Madeleine
) بحضرت مسیح.
نوشتجات نیوتون (
Newton) پاسکال (Pascal) رابله ( Rabelais) لابرویر (La Bruyere )از طرف آکادمی علوم بچاپ رسیده و صحت و اصالت آن کاملاً تأیید شده بود تا اینکه بوسیله م.پ.فورژ (M.P.Fougere ) و دانشمند بروستر – (Le savant Brewster
)مجعولست نامه های پاسکال و نیوتون ثابت گردیده و پرده از روی این تقلبات برداشته شد.
جنون جمع آوری کتاب مخصوصاً کتب خطی درتمام کشورها وجوددارد این جنون را بیلیومانی (
Bibliomanie
) یعنی جنون جمع آوری کتاب میگویند وداشتن مرقعات و کتب خطی قیمتی از نظر تجارت و حظ نفسانی میباشد این غریزه بقدری دربعضی اشخاص شدت دارد که منتهی بجنون شده است.
روژنس (
Rougens) پسر غیر مشروع و پرنس دوکنتی (Prince Conti) که از خانواده بوربون کنده (Bourbon Conde
) وخیلی محبوب او بود ولی متاسفانه از دو چشم نابینا بوده است یکی از خواستاران درجه اول عتیقه وکتب خطی در عالم محسوب میشد و هر روز کتب خطی و مدال و مسکوکات و اشیاء عتیقه را استشمام میکرد و دست روی آن میکشید تا لذتی برای او دست دهد.
میکل آنژ (
Michel Ange) حجار معروف ایتالیائی هم کور بود و با دست نیم تنه آپولن (Apollen) رب النوع روشنائی وهنر را که درواتیکان (Vatican
) موجود است هر روز نوازش میکرد و این تلمس یکنوع خوشی و مسرت در او ایجاد مینمود و مجموعهای پس از خود باقی گذاشت که بعد از مرگش در 1833 فروخته شد.
در 1838 شاعر گمنامی تصنیفی تحت عنوان تاجر کتب خطی بصورت فکاهیات و طیبات در آورده و معروف است که یک شب عدهای از تجار پشت هم اندازه برای صرف شام دورهم جمع گردیده هر یک موضوع یک قطعه از آنرا تهیه کرده بشاعر دادهاند و او هم تمام آنها را باینصورت در آورده است که عین فرانسه و ترجمه آنرا ذیلاًنقل میکنیم تا خوانندگان گرامی بدانند که جاعلین چگونه باهم اشتراک مساعی داشته و به چه نحوی مردم را فریب داده وثروت آنانرا میربایند.

چه عواملی اسلوب خط را تشکیل میدهد
جعل چیست و برای کشف آن چه باید کرد؟
در شماره های قبل راجع به پیدایش خط و کاغذ و قلم و مرکب از نظر تاریخی و علمی و قضائی و نقشیرا که این عوامل در قسمت جعل ایفاء مینمایند بحث مفصل شد اینکه به بحث خطوط و امضای اسنادی که اصالتشان ثابت و معتبر است وبرای رسیدگی بصحت اسناد در مودر ادعای جعل و انکار و تردید اساس تطبیق قرار میدهند خواهیم پرداخت تا بر خوانندگان گرامی روشن و واضح گردد که چه نوع اسنادیرا باید با نوشتجات متنازع فیه تطبیق نمایند تا اصالت و عدم اصالت آن محرز گردد.
اساس تطبیق
یکی از اقداماتی که موثر در رسیدگی بصحت سند در مورد ادعای جعلیت و یا انکار و تردید بوده و مفید در کشف حقیقت میباشد این است که در صدد بدست آوردن خطوط و امضاآتی برآیند که اصالتشان ثابت ومعتبر بوده تا بتوان آنها را در مورد اساس تطبیق بکار برند.
نوشتجات مسلم الصدوری را که بامداد نوشته شده است نباید با نوشتجات معتبری که با مرکب نوشته شده مورد اساس تطبیق قرار داد زیرا اوصاف آثار قلمی بامدادی تفاوت فاحشی داشته و اختلافاتی نیز در خطوط ترسیمه این دو عامل مشهود میگردد که از حیث رنگ – فشار – طرز گرفتن و اوصاف دیگر، قلم و مداد باهم اختلاف کلی داشته و از ارزش رسیدگی آنان بعلت این اختلافات خواهد کاست.
این اختلافات در خطوط بعضی از نویسندگان محسوس بوده و در بعضی دیگر غیرمحسوس است و بوسیله ذره بینهای دقیق و جلب نظر کارشناسان و با ملاحظات مستقیم دادرسان تفاوت آن کاملاً مشهود و معلوم میگردد.
مداد بیش از قلم بستگی با عمل انگشتان دارد زیرا در قلم غیر از حرکات انگشتان مچ دست – بازو – آرنج – ساعد و کتف هم در ترسیم خطوط موثر بوده ولی ترسیم خطوط مدادی فقط با حرکات انگشتان انجام میگیرد و بدین لحاظ باید فشار زیادی بمداد وارد آورد تا عمل تحریر انجام یافته و کلیه خطوط ترسیمیه پررنگ و خوانا باشد.
مرکب به محض اصابت قلم روی کاغذ جاری شده و احتیاجی بفشار ندارد ولی در مداد تا فشار روی کاغذ اعمال نشود نمیتوان خطوط پررنگ و خوانائی ترسیم نمود و از همین جهت است که در نوشتجات مدادی حالت تحدبی در پشت کاغذ که در نتیجه ایجاد تقعر در روی کاغذ است پدیدار شده و در خطوط ترسیمیه با قلم آثار تحدب و تقعر غیرمحسوس میباشد و نوشتجات مدادی از نوشتجاتی که با قلم نگارش یافته است سریع تر انجام میگردد.
در نوشتجات بی امضاء از نظر جهات دیگری از قبیل استعمال الفاظ و معانی- استعارات- مراعات نظیر- تناسب – مواخات – کنایات – تعریض- مبالغه- تکریر- تشبیه- تحدید – خالی بودن از تکلف- التباس- ایجاز- اطناب- انسجام- تعقیدات لفظی و معنوی- حذف – اضمار- فصل – وصل و همچنین با مطالعه سایر نکاتی که در شماره 34 مجله کانون وکلاء از صفحه 12 تا صفحه 16 اشاره شده است میتوان حقایق را کشف نمود که آیا نوشتجات مدادی و مرکبی با وجود اختلافاتی که با هم دارند از یکنفر صادر گردیده و آن جهات را باید نیز در موقع رسیدگی و مطالعه و تدقیق در عبارات و جملات و کلمات مورد توجه قرارداد تا صحت و عدم صحت آن روشن گردد.
اختلافات جزئی از قبیل سرعت و تندی و فشار و رنگ نباید دلیل قاطع برای تشخیص هویت اشخاص محسوب گردد برعکس کارشناسان و دادرسان و بازپرسها باید جهات اشاره شده در فوقرا برای کشف هویت اشخاص در نظر بگیرند.
تغییراتی که در حالات جسمی و روحی یک نویسنده عارض میشود در نوشتجات مسلمالصدور او که مورد اساس تطبیق واقع میشود تاثیر بسزائی داشته و برای احتراز از اشتباه باید تاریخ اسناد اساس تطبیق و یا اوراق مسلمالصدور با تاریخ نوشته مورد رسیدگی مطابق یا مقارن باشد یعنی هر دو قسمت در یک زمان که نزدیک بهم است نوشته شده باشد زیرا کسالت – سن – سلامتی یا اوضاع و احوال دیگر از قبیل خواب و مسمومیتهای داخلی و خارجی در نوشته مورد رسیدگی و اوراق مسلمالصدور تاثیر داشته و باید کلیه اوراقی که با نوشتجات مورد رسیدگی تطبیق میگردد مساوی بوده و با هم برابری نمایند.
چه بسا اتفاق می افتد که جاعلی نوشتجاتیرا جعل نموده و بعد از مدتی که مورد تعقیب واقع میگردد یا به آن نوشتجات دعوی جعل میشود و از نویسنده آن که پیر و ناخوش است استکتاب میگردد نوشته مورد دعوی جعل با خطوط استکتابیه او اختلاف داشته و نمیتوان نوشتجاتیرا که در حال کسالت یا ناخوشی یا عصبانیت نوشته شده است با نوشتجاتی که در حال سلامتی و آرامش روح تنظیم گردیده است قابل تطبیق و مقایسه دانست.
اگر نوشته مورد تردید یا جعل یا انکار بوسیله نویسنده مسنی تنظیم گردد لازم است تاریخ نوشته اساس تطبیق آنهم مقارن نوشته مورد ظن بوده تا بتوان حقایقی را درموقع تطبیق و مقایسه کشف نمود.
ناخوشیهای سخت ممکن است طوری تاثیر در اعصاب و عضلات و افکار نویسنده بنماید که کلیه خطوط و امضاآت او را برای اساس تطبیق غیرمناسب و ناجور نماید.
در موقع استکتاب لااقل باید پنچ مرتبه اسناد مورد رسیدگی دعوی جعل و غیره نوشته شود و سپس مورد تطبیق واقع گردد تا اگر نویسنده شیوه خود را در اثر تمرین تغییر داده یا با حالت تصنعی نوشته را تنظیم نموده باشد معلوم گردد و این آزمایش باید با قلمها و کاغذهای باطله مختلفه صورت گیرد.

دقت و مدت تنظیم نیز در موقع استکتاب باید رعایت گردد و از روی ساعت استکتاب شود و هر مدتی را که نویسنده برای تحریر مصرف میکند نصف آن مدت در استکتاب بعدی مصرف شود تا اگر تصنعی در کار باشد کاملاً مرتفع شده و شیوه خاص نویسنده معلوم و مشهود گردد.
اگر قاضی و کارشناس مشاهده نماید که نویسنده وقتی را که برای خطوط مورد استکتاب مصرف مینماید ساختگی و تصنعی بوده لازم است برای استکتاب بعدی وقت کمتری داده شود تا اگر حیله و تزویری بکار برده شده است کاملاً مکشوف گردد نویسنده نباید در موقع استکتاب عجول و مضطرب باشد و با فراغت بال عمل مزبور باید انجام گردد و نیز در موقع عصبانیت و خشم از او نباید استکتاب شود بلکه برعکس آرام و ساکت باشد تا خط و امضاء از محور طبیعی خارج نگردد.
در موقع استکتاب با نویسنده باید با نهایت نزاکت و ادب رفتار نمود و بازپرسها و دادرسان نباید با او طوری رفتار نمایند که هیجانات روحی درنگارنده ایجاد شده و از سیر طبیعی خارج گردد.
اگر نویسنده نوشته را بزرگ و فاصله دار بنویسد لازم است که قضات و بازپرسها کاغذ کمی باو داده و از او بخواهند که سند موردظن را با حروف کوچکتر و فواصل کمتر در آن کاغذ بگنجاند و استنکاف از این امر قرینه برای سوءنیت او میباشد.
خطوط و امضاآت کارت ویزیت را نباید در اعداد خطوط مسلمالصدور دانست و آنرا برای اساس تطبیق بکار برد زیرا این قبیل نوشتجات غالباً در حالت ایستاده تنظیم گردیده و با قلمهای خارجی در جای غیرمانوس نوشته شده و با نوشتجاتی که فاقد این کیفیات هستند اختلافات بینی خواهد داشت.
چون عوارضی که در جسم و دماغ انسان در نتیجه ازدیاد سن پیدا میشود موجب تغییر خط و امضاء خواهد شد برای احتراز از هرگونه اشتباه باید بانکها هر سه سال یکمرتبه چند نمونه از امضاء کلیه افرادی که دارای حساب جاری و ثابت هستند گرفته تا در موقع مراجعه افراد و یا صدور اوراق بهاءدار مخصوصاً چک بتوانند به آن نمونه ها مراجعه کرد. و آنها را ملاک عملیات خود قرار دهند.
وضعیت مزاجی و حالت نویسنده و امضاءکننده در موقع امضاء و نگارش باید در نظر گرفته شود.
بیداری – خواب – سرما – گرما – خشم – غضب و اعتیاد به شرب توتون و الکل و تریاک – حشیش و سایر ادویه مخدره تاثیر بسزائی در تغییر خط و امضاءدارد زیرا این عوامل نیروی حیاتیرا تند و کند نموده و قوت و ضعف جسمی و فکری نویسنده تاثیر زیادی در خطوط ترسیمیه او خواهد داشت.
خواب
خواب و فشار آن در انسان عامل بزرگی برای تغییر خط میباشد ونوساناتی در خط انسان ایجاد مینماید که در بادی نظر کاملاً محسوس ومشهود است.
خط افرادیرا ک خواسته اند در نتیجه سلب خواب از آنان اقرار بگیرند با خط دیگران اختلاف دارد زیرا از خطوط ترسیمیه آن ظاهر و هویدا است که نگارشات مزبور منبعث از فشار بوده و شخص خواب آلود تحت تاثیر بی خوابی به تنظیم نوشته غیرطبیعی مبادرت نموده است و این قبیل خطوط را نباید بعنوان مسلم الصدور اساس تطبیق قرار داد.
تعلیق موقت حالت شعوری و نمایشات حیات حیوانی یا نباتیرا خواب گویند پس حالت مزبور عبارت از قطع کم و زیاد ارتباط شخص با حقیقت واقعی است که درمحیط او بوده که بصورت سکون و آرامش متناوب جلوهگر شده است.
خواب برکناری انسان از محیط خارجی است و شخصی که میل بخواب دارد بهیچ چیز حتی بحیات خود علاقه ندارد و یک نوع انتحار روانی محسوب میشود.
خستگی فکری – عدم دقت – خستگی جسم و سرگیجه و اهمال و بی اعتنائی بمحیط خارج از مراحل ابتدائی خواب که چرت زدن است میباشد.
نیازمندی افراد به خوابیدن با میل آنان تطبیق نمیکند هروقت که میل به خواب داشته باشیم نمی خوابیم و هروقت بخواهیم نخوابیم خواب می آید پس دو غریزه مختلف در شعور ما منازعه میکنند یکی احتیاج به خواب ودیگری جلوگیری از آن وقتی این احتیاج کم کم شدت پیدا نمود توهمهای سمعی وبصری به انسان دست داده و دچار صداع و عصبانیت و سرگیجه میشود.
عقاید مختلفه راجع بایجاد خواب وجود دارد که ذیلاً شرح میدهیم:
بعضی از علماء خواب و بیداری را دو حالت متضاد ندانسته و آنرا جذر و مدی میدانند که در اقیانوس زندگی بروز میکند.
علماء شیمی میگویند که وجود آنیدریدکربنیک (
Anhidride Carbonique) درخون خستگی زیادی در انسان تولید کرده و خواب بانسان دست میدهد.
درخواب کلسیوم (
Calcium) بدن کم میگردد و بر پوتاسیون (Potassium) او افزوده میشود.
علمای فیزیک میگویند که خواب عبارت از فقدان تحریکات خارجی بوده و بواسطه بستن گوش و چشم که حذف کامل تحریکات است در انسان ایجاد میشود.
ولی فرض مکانیکی خواب این است که در اثر جمع شدن دنباله های سلولهای عصبی و قطع آن از یکدیگر جریان نیرو متوقف شده و خواب ظاهر میشود.
دسته دیگر میگویند که در نتیجه ممانعت سلولهای قشر خارجی مغز از صرف نیرو جلوگیری شده و اعمال مربوطه بخود و مراکز دیگر را متوقف میسازد واین عمل را بازداری یا انهیبیسیون (
Inhibition) میگویند.
علمای دیگر میگویند که کلیه حالاتی ک در خواب ایجاد میشود با غریزه مطابقت داشته و اصل رعایت نفع که سرآمد تمام غرایز است درخواب نیز وجود دارد مثلاً مادری که بانتظار پسرش بخواب رفته بمحض درزدن فرزند خود بیدار شده در صورتیکه در مورد صدای در زدن همسایگان این عمل صادق نیست و بیداری باو دست نمیدهد.
دانشمندان دیگر میگویند که در اثر ترشحات یک قسمت از غدد مترشحه داخله که آنرا گلاندآندوکرین (
Glandes endocrines) میگویند حالت خواب دست میدهد.
با در نظر گرفتن کلیه این فروض ثابت میگردد که در خواب زمام فکر برخلاف بیداری از بین میرود و فکر حکومت باعمال انسان ندارد لذا تحریرات و نگارشات افراد که در اثر ممانعت خواب انجام داده میشود فاقد آثار اعمال ارادی انسان بوده و قابل ترتیب اثر نمیباشد.
حرارت
قسمت اعظم اختلالات بدن در نتیجه اشتداد گرما و حرارت ایجاد میشود و این حالت تاثیر عظیمی درخط و امضاءدارد .
در اثر حرارت و گرما برآمدگیهائی باندازه سرسنجاق در نتیجه تعریق ایجاد میشود که آنرا سودامینا (
Sudamina) میگویند.
بعلاوه گرما موجب تولید عرق زیادی در بدن میشود که هیپرید روز (
Hyperidrose) نامیده میشود همچنین دانه های سفت باندازه شاهدانه که دردناک میباشد وخارش هم دارد در بدن ظاهر میشود که موجب اختلالات ترشح عرق میباشد و آنرا دیزیدروز (Disidrose) میگویند و نیز عرق زیادی زیرچینهای بدن که متعاقب بابوهای بدو عفن میباشد مخصوصاً در زیر بغل – پستان – زیر شکم و کشاله ران پدیدار میشود که آنرا انترتیگو (Intertigo) مینامند.
حرارت نیز ایجاد عطش در انسان نموده و آشامیدن آب زیاد برای تسکین عطش موجب اختلال هضم میگردد که اسهال و یبوست نیز همراه دارد.
این بیماریها بیشتر در آهنگران – شوفورها – شیشه گرها- نانواها و افرادی که در کارخانجات ذوب فلزات کار میکنند بروز میکند و نیز مرض تشمس که در انگلیسی سان استروک (
Sunstroke) و در فرانسه انسولاسیون (Insolation) میگویند در نتیجه حرارتهای زیاد دست داده و منتهی به کوما (Coma) اغماء و سنکوپ (Syncope) غش و مرگ میگردد.
سرما
سرما نیز آثار زیادی روی پوست و جهاز تنفس و اعصاب دارد که غالباً تشنجاتی بانسان دست میدهد و این حالات اثرات متعددی در خطوط و امضاآت افراد میگذارد.
عوارض سرما عبارت از ورم کلیه که در اصطلاح طبی نفریت (
Nephrite) و وجود آلبومین در بول که آنرا آلوبومینوری (Albuminurie) میگویند میباشد بعلاوه روماتیسم (Rhumatisme) و کزار (Tetanose) در افراد ایجاد نموده و نیز موجب قطع تنفس و جریان خون در بدن میشود .
دماغ اغلب افراد نقاط سردسیری که سرما در آنجا شدت دارد کار نمیکند و مبتلا بمرض کم خونی دماغی (
Anemie Cerebrale) میگردند.
سمومات
سمومات ایجاد تشنج و رعشه در اعصاب نموده که در خطوط مبتلایان کاملاً منعکس میگردد.
مسمومیتهای الکلی – تریاک – حشیش – توتون – مرفین – چای – قهوه – سرب – ارسنیک – کوکائین – سولفوردوپتاس و اکسید دو کربن ایجاد اختلالاتی در بدن نموده و لرزشهای خفیف یا شدید با نوساناتی پدیدار میشود که منتهی بتوهمات سمعی و بصری میگردد.
عمل لقاح – غریزه جنسی
عمل لقاح دفع مسمومیت است افراط و تفریط در این غریزه جنسی تاثیری درخط دارد زیرا سلولهای بدن در مرد و زن در حال فعالیت و حرکت بوده و مسمومیتی در آنها ایجاد شده است که از نظر بهداشت روحی و جسمی دفع آن لازم است ولی حد اعتدال و میانه روی را با در نظر گرفتن قوای جسمی باید رعایت نمود زیرا قوائی هم که در دفع مسمومیت بکار میرود زیاد بوده و قوه آن زیادتر از نیروئی است که برای براه انداختن یک لکوموتیو ضرورت دارد و افراط در این امر نیز موجب خستگی و فرسودگی و اختلالات عصبی میشود که در خط کاملاً ظاهرو هویدا خواهد بود.
افراط و تفریط در این امر موجب تضعیف و از بین رفتن شخصیت خواهد بود. در روی زمین بشر به دو دسته و طبقه تقسیم شده است.
دسته اول شخصیت آنان بستگی با قسمت علیای بدن آنان دارد و شب و روز دماغ و مغز آنان در کار بوده اعمال منتسبه بقسمت سفلی بدنشان از قبیل خوردن و اعمال آمیزشی فقط برای رفع حوائج بوده و از حد اعتدال خارج نمیگردد.
دسته دوم افرادی هستند که عملیات قسمت علیای بدن آنان درحال وقفه و رکود بوده و فقط شب و روز اوقاتشان برای رفع نیازمندیهای قسمت سفلی بدن مصرف میگردد.
شاعر ایرانی در یک شعر این معانی راکاملاً مجسم نموده و میگوید:
نیمه ای از ملکت هست و نصیبی از دیو
ترک دیوی کن و بگذر به فضیلت ز ملک
زناشوئی باخویشاوندان
زناشوئی با خویشاوندان نزدیک آثار خوبی نداشته زیرا اولاد آنان در تمام عمر در معرض امراض و بیماریهای جسمی و روحی بوده که منتهی به ضعف اعصاب و دماغ گردیده و آثارش درهر زمان در خطوط ترسیمیه ظاهر و هویداست وهمیشه تحریرات آنان مواجه باتغییر و تبدیل میباشد.
ازدواج افراد یک خانواده باهم نتایج سوئی داشته و همیشه بیماریها و خصال مشترکی در خانواده وجود دارد و جز افراد نارس و کالک چیز دیگری عاید اجتماع نخواهد شد و این نوع ازدواج بیشتر در کلیمیها وجود داشته و اغلب مواصلت آنان بین پسرعموها و دخترعموها صورت میگیرد.
نیچه فیلسوف آلمانی بمفاسد این قبیل زناشوئیها و نتایج حاصله از آن که تضعیف نژاد است پی برده و عین کلمات او در این خصوص که بچندین زبان ترجمه شده است ذیلاً نگاشته میشود.
آلمانی
Dies sei der Sinn und die Wahrheit deiner Ehe. Aber das, was die Vicl-zu-Vielen Ehe nennen, diese Uberflussigenach, wie nenne ich das?
Ach, diese Armut der Seele zu Zweien! Ach, dieser Schmutz der Seele zu Zweien! Ach, dies erbarmliche Behagen zu Zweien!
Ehe nennen sie dies alles; und sie sagen, ihe Ehen seien im Himmel geschlossen.
Nun, ich mag ihn nicht, diesen Himmel der Uberflussigen! Nein, ich mag sie nicht, diese im himmlischen Netz versch lungenen Tiere!
Ferne bleibe mir auch der Gott, der heranhinkt zu segnen, was er nicht zusammenfugte!
انگلیسی
Let this be the meaning and trutb of thy marriage.
But that which the must – too- many call marriage the super fluous ones what call Ithat?
Alas this double poverty of souls Aias this double uncleanness of souls.
Alas this double despicable case
Marriage they call it and they say their marriage is made in heaven.
As for me Ilove it not this heaven of the superfluous
Nay, I love thsm not these beasts entrapped in heavely snares
For from me also be the god that cometh halting to bless that he joined not togother
Laugh not at such marriages what child hath not cause to weep over its parents?
Worthy meseemed such an one, and ripe fore the meaning of earth but when I beheld his wife earth secmcd to me a madhouse.
فرانسه
Que tel soit le sens et la verite de ton mariage. Mais ce que les inutiles appellent mariage _ la foule des superflus! Comment appelerais – je cela?
Helas ! cette pauvrete de l'ame a deux! Helas! Cette impurete de l'ame a deux! Helas ! cette pitoyable suffisance a deux.
Mariage c'est ainsi quils appellent tout cela; et its disent que leurs unions ont ete scellees au ciel.
En bien ! je n'en veux pas de ce ciel des superflus! Non je n'en veux pas de ces betes empetrees dans le filet celeste!
Loin de moi aussi aussi le dieu qui virnt en boitant pour henir ce qu'il n'a pas uni!
Ne riez pas de tels mariages! Quel enfant n'aurait pas lien de pleurer sur see parents?
Cet homme me semblait respectable et mur pour saisir le sens de la terre : mais lorsque je vis sa femme la terre me semble une demeure pour les insenses.
عربی
لیکن هذا معنی زواجک و حقیقه اما ماید عوه الدخلاء الاغنیاء زواجا فامر احار فی تعریفه فما هو الامسکنه روحیه یتقاسمهااثنان و دنس یتمرغ به اثنان و لذه بائسه تتحکم فی اثنین ولکن الدخلاء یرون فی مثل هذا الزواج رباط عقدته السماء.
و ما انا بالمرتضی بمثل هذالسماء سماء الدخلاء اطبقت شباکها علیهم تبالها و سحقالمثل هذا الاله الذی یتقدم متراجعا لیبارک اثنین لم یجمع هو بینهما.
لا یضحکنکم هذا الزواج فکم من طفل من حقه ان یبکی علی ابویه!
رایت رجلا و قورا فحسبته بالغامن النضوج ما یدرک به معنی الارض.
فارسی
این معنی و حقیقت زناشوئی تست آنچه را که در عرف عامه یعنی در عرف این فرومایگان ازدواج می نامند.
وای از این فقر روحی دو نفر! وای از این نکبت روحی دو نفر ! وای از این عیش قابل ترحم دو نفر.
همه اینها در عرف آنان ازدواج نامیده می شود و آنها معتقدند که عقدشان در آسمان بسته شده.
چقدر پست است در نظر من آسمان این موجودات زیادی نه من از این حیوانات بدام آسمان افتاده بیزارم.
دور باد از من آن رب النوعی که لنگ لنگان برای بستن عقد آنچه را که بهم مربوط نساخته اند حاضر می شود.
بر این قبیل زناشوئی نخندند کدام اولاد حق نداشته است بر پدر و مادر خود بگوید:
این مرد بنظر من لایق آمد و برای منظور زمین کامل در رسیده بود اما وقتی که من بزن او برخوردم و پنداشتم که زمین دارالمجانین است.
تجزیه و تفکیک افکار درونی و استفاده از بی شعوری اشخاص در نتیجه عمل تخدیر
یکی از اعمالی که در جنگ دوم بین المللی شایع و رائج بود و برای کشف حقیقت و پی بردن به اسرار و مکنونات اشخاص بکار برده می شد عمل نارکوآنالیز (
narco – analyse) و یا استفاده از بی شعوری افراد در نتیجه عمل تخدیر است که مورد انتقاد شدید علماء و حقوقدانهای جهان واقع گردیده و در کنگره ها مورد بحث واقع شده با اعمال آن سخت مبارزه می نماید.
عمل نارکوآنالیز عبارت ازاین است که در افراد بوسیله تزریق ادویه خواب آور و تخدیر کننده از قبیل پنتوتال (
penthotal) و آمیتال (Amital) و اویپان سود یک (evipan sodique) و نسدونال (nesdonal) در ورید حالتی ایجاد می کنند که بین خواب و بیداری بوده و افراد در حالتی قرتار می گیرند که دیگر قادر به کنترل خود نبوده و در ظرف نیم ساعت که قدرت افسار کننده و ترمز کننده از دست آنان خارج شده است به تجزیه و تفکیک افکار درونی پرداخته و شخصیت حقیقی او بدون وجود اسرار و مکنوناتی در دماغ او ظاهر می گردد.
امروزه باینگونه اقاریر و اسنادیکه در نتیجه این عمل بدست آمده است ترتیب اثر داده نشده و به اوراقی هم که در نتیجه استعمال ادویه خواب آور دیگر از قبیل لومینال (
luminal) کلورال (chloral) و هیپنال (hypnal) و سولفونال (sulfonal) و تریونال (trional) و ورونال (veronal) تنظیم گردیده نمی توان ترتیب اثر داد.
تاثیر امراض در تغییر خط
خط در دوره بعضی از امراض مخصوصاَ امراض عصبی تغییر می کند.
تغییرات کلی در خط غالباَ در فلجهای عمومی ظاهر می شود.
در آغاز کسالت که هنوز کوچکترین علائمی در جسم ظاهر نشده است آثاری در خط پیدا می شود و خط این قبیل اشخاص بمنزله اعلام خطر برای ظهور این امراض می باشد.
این افراد در تنظیم نوشتجات خود اغلب کلمات را فراموش می نمایند که به رشته تحریر درآورند یا اینکه کلمات و سیلابها را تکرار کرده یا با داشتن سواد و معلومات کافی غلطهای املائی در نوشتجات آنان پیدا می شود در ابعاد حروف زیاد روی کرده و عدم تساوی در حروف و کلمات ترسیمیه آنان ظاهر می شود الحاق و تراشیدگی زیاد دارد و اغلب نسبت به موضوعاتی که پوچ و بی اساس می باشد اهمیت داده و زیر آن خط می کشند و یا با حروف درشت می نویسند که افکار دیگران را به آن متوجه نمایند در دوره تحریک عدم تشوی ابعاد زیادتر شده و ارتعاش و اختلاج و تشنجات تقویت یافته و زیادتر می گردد و نوشتجات آنها گوشه دار و غیر خوانا می شود و آثار کوچکی در نتیجه پریشانی حواس و فکر که منتهی به بی ترتیبی خط می شود ظاهر می گردد.
این علائم بتدریج پیدا می وشد و یک دفعه برای افراد روی نمی دهد و اگر نوشتجات آنان را هر ماه با هم مقایسه کنند این علائم و آثار رو به افزایش گذاشته تا اینکه منتهی به فلج عمومی می گردد.
نوشتجات دیوانگان که انواع جنون آنها هر چه باشد یک وصف خاصی دارد که در بادی امر و اولین نظر می توان گفت این نوشته و خطوط متعلق به دیوانه است و علائم قطعی آن عبارت است از :
1_ بدون جهت خط زیر جملات کشیدنو
2_ افراط و زیاد روی در نوشتن حروف بزرگ.
3_ تزیین خط.
4_ تکرار کلمات .
وقتی جنون به مرحله شدت خود رسید تحریرات و تقریرات این قبیل افراد بی معنی و غیر مفهوم می گردد.
در مرض تابس دورسالیس (
Tabes dorsalis) و سا آتاکسی (Ataxie) اختلالاتی در بدن پیدا می شود که نمی توانند افکار خود را با حرکات دست خود تطبیق نمایند.
در مرض آفازی (
aphasie) مبتلایان به این مرض هر چه فکر می کنند اگر بخواهند روی کاغذ بیاورند خلاف فکر آنان روس کاغذ ترسیم می شود و گاهی هم درصدد پیدا کردن کلمات و لغات می باشند.
مشاهده خطوط درشت و نقطه های زیاد در روی کاغذ علامت گرفتگی قلب و تنگ نفس بوده و اغلب قلم این بیمارها روی کاغذ تکیه می کند تا این عارضه برطرف گردد.
مرض آگرافی (
Agraphie) که امکان و عدم امکان نوشتن از لحاظ حرکت دست و انگشتان می باشد فقدان تطبیق حرکات با فکر خود و جهت تنظیم نوشته ایجاد می شود که نویشنده فکر خود را نمی تواند بصورت نوشته دربیاورد و بواسطه فقدان حس تطبیق مراکز دماغی فکر و حافظه کلمات و خطوط ترسیمیه افکارش اختلاف دارد.
کرامپ (
crampe) که انقباض غیر ارادی و تشنجات دردناک بعضی عضلات مخصوصاَ ماهیچه دست و پا می باشد که مدت آن کوتاه بوده و پس از فواصل زیادی بروز پیدا می کند این عارضه در نتیجه زیاد نوشتن و خستگی دست پیدا می شود و بعد از استراحت کمی برطرف می گردد.
بعلاوه این حالت در اثر جای ناراحت و وضعیت دست و فشار عصب یا شریان و یا وجود آسیدلاکتیک پیدا می شود مرض کرامپ که کوفتگی یا خواب و یا انقباض غیر ارادی موقتی عضلات می باشد و به مرض نویسندگان موسوم است و در نتیجه بعضی از بیماریها از قبیل حصبه _ وبا _ اسهال خونی _ گریپ- مرض قند و تصلب شرائین آرتریواسکلوروز (
Arteriosclerose) و یا مسمومیتهای غذائی و دوره حاملگی پیدا می شود و با مالش دست فوراَ رفع می گردد.
اغلب از انگشتان نویسندگان دچار این عارضه بوده و علل آن انجام کار در وضعیت و شرایط نامساعد و کوفتگی و خستگی فکری و زیادی کار که به سورمناژ(
Surmenage) موسوم است می باشد.
تحریرات دیوانگان و خطوط کودنها و بلهاء که دچار فقر روحی هستند با خطوط افراد سالم فرق می کند و خطوط آنان غیر عادی بنظر می رسد و اغلب دچار سلس القلم هستند یعنی زیاد چیز می نویسند و صفحات را پر می کنند بدون اینکه کوچکترین مطلبی در نوشتجات آنان وجود داشته باشد و این مرض را گرافورهه (
Graphorehee) و یا گرامافوماتی (Graphomanie) می گویند.
بعضی افراد در موقع نوشتن چندین مرتبه مانند یویو
yo yo قلم را پائین و بالا برده و در حالت شک و تردید می باشند که چیزی بنویسند و این عمل را گرافویی (Graphobie) یا ترس چیز نویسی می گویند.
بعضی دیگر حروف و کلمات را عوضی نوشته و این عمل در نتیجه اختلال فکری پیدا می شود و در اصطلاح طبی پارافازی (
praphasie) گفته می شود.
تشنجات و ارتعاشات
تشنج و رعشه نوسانات غیر ارادی و متحد الشکل و موزون است که به سر و دست و پا و بدن متوجه شده و در موقع راحتی و سکون و حرکت و یا درهر دو حالت صورت می گیرد.
این نوسانات بین 4 تا 5 و بین 8 تا 9 در هر دقیقه با هم اختلاف دارند.
تشنج و رعشه موقتی یا مستمر بوده و در تحت تاثیر پدیده های فیزیولوژی و هیجانات و سرما و پیری و وراثت و یا در طی دوره امراض مختلف صورت می گیرد.
امراض عصبی _ در فلجهای حرکتی تشنجات یکسان بوده و در دو طرف ایجاد می شود و بیشتر متوجه اعضاء عالیه می باشد این رعشه ها در موقع سکون زیاد شده و پس از چند لحظه متوقف می شود.
در تصلب نسوج که به اسکوروز آن پلاک (
Sclerose en plaque) موسوم است لرزش و تشنجات ارادی بوده و نوسانات آن زیاد می باشد و خطوط این قبیل اشخاص بصورت خط منکسر درمی آید.
درناخوشی فریدرایش (
Friedreich) اختلاجات و تشنجات ارادی بوده زیرا این مرض موروثی است و تاثیر زیادی در خط دارد و در آغاز جوانی و طفولیت پدیدار می شود و مریض دچار تصلب نخاعی و رشته های عصبی بوده و اغلب تلوتلو می خورد.
مرض کره (
Choree) که مرض رقص نیز نامیده می وشد متعاقب اشارات بی موقع و حرکات ارتعاشی اعضاء و سو و صورت بوده و غالباَ در موقع سکون پیدا شده ولی در موقع خواب قطع می گردد.
در مرض ورم غده درقی که با پلوقیدگی چشم همراه است و آن را گواتراگزوفتالمیک (
Goitre exophtalmique) می نامند نوسانات این بیماری سریع و تند بوده و در حال حرکت زیادتر می گردد.
در اشخاص مبتلا به اختلال سلسله اعصاب یانوروز (
nevrose) و یا کسانی که مبتلا به اختناق رحم یا هیستری (Hysterie) هستند تشنجات در اثر تلقینات ایجاد شده و در نتیجه تلقینات خلاف آن ازبین می رود و این اختلالات در مواقع مختلفه در افراد پیدا می شود و تاثیری در آثار قلمی انان خواهد داشت .
در بیماری صرع (
Epilepsie) و فلج نیمه بدن که به همیپلژی (Hemiplege) موسوم است تشنجات زیاد بوده و اغلب خطوط این بیماران دارای ابعاد نامنظم و غیر مساوی بوده و پیچ در پیچ می باشد.
در بیماری داءالرقص که به پارکینسن (
parkinson) و یا فلج متحرک موسوم است معمولا در سنین پیری عارض می شود و به محض اینکه فکر حرکت در بیمار ایجاد می گردد لرزش و ارتعاش پدیدار شده و در تمام بدن سرایت می کند و افرادی که مبتلا به این مرض هستند از حرارت و گرما ترس داشته و غالباَ با یک پتو یا یک لحاف در اشتداد سرما می گذرانند.
در اشخاص منحط و ناقص دژنره (
Degenere) و یا افرادی که دچار اختلالت عصبی نوروپات (nevropathe) هستند رعشه و تشنج زودتر از موقع پدیدار شده و در خطوط آنان اثارش هویداست.
جهات مختلفه که موجب تغییر خط می شود.
علاوه بر نکات مذکوره در فوق جهات مختلفه دیگر موجب تغییر خط و امضاء نیز می گردد که در موقع اساس تطبیق باید نسبت به وجود این عوامل تحقیقات لازمه نموده و بعد به مقایسه و تطبیق خطوط پرداخته و اظهار نظر نمود.
جهات مختلفه بشرح زیر می باشد.
جنگ – صلح – بمب اتمی – بمب هیدروژنی – سیل – طوفان – عشق – استمنا- فصول چهارگانه – نژاد – تمدن – حبس – تبعید- ثروت غیر منتظره – مقام غیر منتظره- تبعیض – سوء سازمان – ازدواج با خویشاوندان – زمین لرزه – حریق – ورشکستگی – الکل – قمار – تزلزل و نگرانی در زندگی – نوع حومت – عدم اجرای قوانین – سوء تغذیه – قاعدگی – یائسگی – آبستنی – شیر دادن- خستگی زیاد – محرومیت از تفریحات رماغی هیپنوتیزم – مانیتیسم – فقدان ویتامین ها – امراض عفونی از قبیل سفلیس – مالاریا – جذام – محرقه – طاعون – تب زرد – گریپ – سرخک – آبله – مخملک – ذات الریه – باد سرخ – حسبه – دیفتری – هاری .
تشخیص وضعیت روحی و جسمی اشخاص از روی خط
اختلافات فردی نویسندگان ازحیث جسم و روح و رابطه خطوط آنان با اخلاق نویسنده مدت زمانی است که نظر موشکافان و مطالعه کنندگان را جلب نموده است از قرن 19 خط شناسی در عداد اصول عقاید و نظریات علمی وارد شده است.
قبل از پیدایش این علم ارسطو و دمتریوس (
Demetrius) خط را معرف اوصاف نویسنده دانسته و می گفتند که تحریرات و تقریرات نماینده بشر می باشد و به وسیله خط می توان به اخلاق و روحیات هر نویسنده پی برده و از آن اصلاع بدست اورد.
لیبنیتز (
Leibniz) که قسمت اعظم عمر خود را در مطالعه خطوط صرف نموده بود می گفت که خط از مزاج و حالت طبیعی اشخاص حکایت نموده و معرف روحیات و مترجم احساسات نویسندگان می باشد.
معرفت بهوضعیت کامل جسمی و روحی اشخاص از روی خط قبل 1868 وجود خارجی نداشت و میشون (
abee de michon) کشیش معروف این علم را اختراع کرد و آن را تحت اصول معینه درآورد بعدها نظریه علمی او پیشرفت کرد و طرفداران زیادی در جهان پیدا نمود.
مدت زمانی عده زیادی از محققان بر این عقیده بودند که نوشتجات اشخاص معرف اخلاق و صفات آنان است.
مسیوسوئتون (
Suetone) مورخ تراجم احوال 12 قیصر روم این معانی را روی خط اگوست مطالعه نمود و مشاهده کرد که امپراطور کلمات زیاد آخر سطور را جدا نکرده و به سطر دیگر نمی برد و آنها را در زیر خز قرار داده و اطراف آن را خط می کشند و این مطافعه موجب افتتاح باب خط شناسی گردید.
در عهد عتیق و قرون چیزنویسی خط نبودند و مکاتبات آن ادوار بوسیله منشی های مخصوص و نویسندگان عمومی انجام می گرفت که افکار دیگر آن را روی کاغذ می آوردند در 1609 یک نفر موسوم به فرانسوادمل (
francois demelle) کتابی طبع و انتشار داد و زاجع به خطوط مجعول اظهار نظر نمود که نوشتجات هر نویسنده ای مانند قیافه اش معرف صفات و روحیات و ساختمان بدنی و درجه سلامت او می باشد و در قسمت تطبیق خطوط و امضاآت مجعول با اوراق مسلم الصدور جهت کشف تزویر و تقلب و مجعولیت برگهای مزبوره اوصاف روحی و جسمی افراد را با خطوطشان تطبیق و مقایسه می نمود تا حقایق مسلمی از آن بدست آورد.
یک نفر ایتالیائی موسوم به کامیلوبالدوبلونی (
cCamillo Baldo de Bologne) ثابت نمود که علائق و بستگیهای زیادی بین طبیعت و ساختمان دماغی نویسنده و با خطوط ترسیمیه او موجود می باشد و کتابی هم تحت عنوان طرق تشخیص و کشف طبایع و اوصاف نویسندگان از روی خطوط آنان .
(
Trattato come de une lettera missiva cognoscamo la natura e la qualita dello scrittore)
در سنه 1622 نوشته و درسنه 1662 آن را به طبع رسانیده و مجدداً در1900 بوسیله ژ. دپوآن (
j.depoin) طبع گردید.
در آخر قرن 18 لاواتر (
lavater) بنا بتوصیه گوته (goethe) شاعر آلمانی بکلیه این مطالعات مراجعه نموده و خطوط مختلفه را جمع آوری کرد و آنها راکاملاً مورد مطالعه مراجعه نموده و خطوط مختلفه را جمع آوری کرد و آنها را کاملاً مورد مطالعه قرار داد و خواست توجه عموم را در آن عصر به این نکته جلب نماید که تشابه زیادی در رفتار – حرکات – سکنات بیان و گفتار و نوشتجات اشخاص موجود است و نتیجه تفصحات و کشفیات خود را در کتابی که موسوم به صنعت شناسائی مردم است (l'art de connaitre des hommes) تدوین نمود و اولین طبع آن در آلمان در 1775 بعمل آمد.
در ابتدای قرن 19 کتابی منتسب به هوکار (
hocquart) تحت عنوان صنعت قضاوت اوصاف مردم از روی نوشتجات نویسندگان
(
L'art de juger la caractere des hommes sur leriture)
جمع آوری نموده که کتاب مزبور متضمن نکات بی شماری در این زمینه می باشد.
در 1823 یک نفر انگلیسی موسوم بایرلی (
Byerly) در کتابی موسوم به تشخیص اوصاف از روی امضاآت (On characteristic signatures) طبع و منتشر نمود.
در 1863 یک نفر آلمانی موسوم به آدلف هنتز (
Adolf Henze) در لیپزیک (leipzig) کتابی تحت عنوان (Die Chirogrammatonnance oder der lahra der Handschriftandeutung) تشخیص هط و یا تعلیم علائم خطی که شامل هزار نسخه و حاوی قسمتی از نظریات میشون کشیش بود انتشار داد ومدعی بود که از روی نوشتجات هر کس می تواند تصویر نویسنده را ترسیم نماید.
در 1866 یک نفر نقاض موسوم به دلستر (
Delester) کتابی در علم قیافه نوشت و فصولی از آن را بخط و شیوه های مختلفه آن اختصاص داد.
کشیش میشون سنوات متمادی نتیجه تجربیات خود را جمع آوری کرد و آن را در کارتن های مختلفه گذاشت و طبقه بندی نمود و در قفسه ها که اختصاص به غرائز و استعداد و اوصاف خاصی بود قرار می داد و بدینطریق موفق به جمع آوری نوشتجات و خطوط اشخاصی بزرگ از قبیل ناپلئون و نویسندگان و فلاسفه گردید و خطوط منتسبه براست نویسان دکستروژن (
dextrogene) و خطوط منتسبه به چپ نویسان سینیستروژن (Sinistrogene) تقسیم نمود و بعد مجموعه ای تشکیل داد که حکایت از تاریخ خط و روابط آن با تمدن اوصاف _ خصال ملل و نحل می نمود.
روابط نوشتجات با هویت نویسندگان قطعی است و به هیچ وجه قابل تردید نمی باشد و به تعداد اشخاص نوشتجات مختلفه وجود دارد و برای هر فردی می توان یک شیوه و یک خط قائل شد و آن خطوط بستگی با سلامتی _ سن موقعیت اجتماعی و وضعیت اشخاص خواهد داشت.
شناختن خطوط اشخاص ذوقی و فطری بوده و درنتیجه ممارست هم پیدا می شود و از نوشته می توان به روحیه نویسنده آن پی برد.
یک خط خام و غیر ماهرانه کاشف از این است که نویسنده آن بچه می باشد و یک خط متشنج و لرزان و مردد و مشکوک نشان می دهد که نویسنده آن مسن و پیر است.
خطوطی که دارای پیرایه و تزئینات هستند حکایت از روح جاه طلبی نموده و نویسندگان آن از افرادی هستند که داعیهزیاد دارند.
نوشتجات را می توان تا حدی تغییر داد ولی ماهیت آن تغییر نمی کند و باز آثاری از نویسنده آن ظاهر و هویداست که ثابت و تغییر ناپذیر می باشد . و اراده به هیچ وجه در آن دخالت ندارد.
هر نژادی دارای یک نوع خصوصیات خطی می باشد اعظم از ساکنین کره از چپ به راست می نویسند قسمت دیگر مخصوصاً ساکنین آسیا از راست به چپ می نویسند در زبان فارسی و عربی فقط حروف ج-چ-ح-خ- ع-غ-م از چپ به راست نوشته می شود و مابقی حروف را از راست به چپ می نویسند.
بعضی ها خطوط را افقی نوشته و بعضی دیگر عمودی می نویسند.
خط عمل وظایف الاعضاء و روان شناسی است و از نمایشات و تجلیات غیر ارادی شخصیت می باشد.
حرکات و ژست تحت نفوذ و تاثیر کار دماغی قرار گرفته و اعمال غیر ارادی عضلات چهره – خطوط سیما حکایت از اوصاف قطعی افراد می نماید.
وقتی مواجه با هر شخصی می شویم صفات مخصوصه او در حرکات – رفتار و سکنات او جلوه گر می شود.
از طرز صحبت کردن می توان بخصوصیات روحی اشخاص مطلع شد.
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
حرکات و اشارات صورت – عملیات دست – طرز گفتار عبارت از حرکات عضلات میباشد که یک قسمت آن ارادی ویک قسمت دیگر آن غیر ارادی میباشد.
نوشته یکنوع ژست و اشاره ایست که از عده ژستهای کوچک ترکیب گردیده همانطور که عضلات و صدا و سیمای اشخاص تغییر میکند بهمان میزان هم حرکات دست نویسنده و عضلات او تحت تاثیر افکار و غرائز و نفسانیات او میباشد.
طرز نشستن – راه رفتن – خواب – خنده – گریه – سرفه – عطسه – لباس پوشیدن – سیگار کشیدن – زینت آلات – آرایش – خوراک – تحریرات – تقریرات – مسکن – اسباب خانه – چیدن مبل – رفاقت – معاشرت – معاملات – عادیات – تفریحات – پذیرائی – معتقدات – و بالاخره پندار گفتار و کردار الفبای ناطقی هستند که معرف هویت و شخصیت افراد میباشند و از این عوامل میتوان بساختمان دماغی و رشد فکری اشخاص پی برد.
انواع خط
1- خط درشت. 14- خط مشقی.
2- خط ریز. 15- خط صعودی.
3- خط مساوی. 16- خط نزولی.
4- خط نامساوی. 17- خط منظم.
5- خط ظریف و نازک. 18- خط نامنظم.
6- خط آرایش کرده. 19- خط گشاد وفاصله دار.
7- خط عمودی. 20- خط متصل ومربوط .
8- خط مایل. 21- خط باز.
9- خط گوشه دار. 22- خط ضخیم و پررنگ.
10- خط روشن. 23- خط بلند.
11- خط پیچیده. 24- خط گرد.
12- خط ساده. 25- خط سبک.
13- خط چاپی. 26- خط تند.
از خطوط اشخاص میتوان بصفات آن که ذیلاً شرح داده میشود معرفت پیدا نمود.
پرهیزگاری – بی ارادگی – بی فکری – خودداری- صدق و صفا- بی وفائی – عدم خلوص – خودستائی – غرور – خودبینی – کبر- نخوت – حیا – عفت – شرم – هنرنمائی - تجاوز کاری – نرمی – ملایمت – سعی و کوشش – بخشندگی – صرفه جوئی – عقل معاش – احتیاط – بی ملاحظه گی – ترس – کم روئی – دلیری – شجاعت – پافشاری – اصرار – دودلی – خودسری – سرسختی – کله شقی – کم حرفی – خاموشی – خوشحالی – احتیاط – درستی – صحت – دقت – اشتباه – وراجی – پرحرفی – شایعه افکنی – مهارت – سلیقه – حضور ذهن – کندی – بی ملاحظه گی – خوش بینی – بدبینی – رفاقت – مساعدت – فعالیت – تنبلی – بدکاری – سرعت – لیاقت – آتش مزاجی – مسامحه – غفلت و غیره.
اینک به شرح صفات و خصالی که انواع خطوط مذکوره در فوق دربر دارد پرداخته میشود.
1- خط درشت
جاه طلبی – جود – نخوت – غضب – تخیل.
2- خط ریز
فکر محدود – بذله گو – یاوه گو – ظرافت .
3- خط مساوی
نظم و ترتیب – ثبات قدم – راستی و درستی.
4- خط نامساوی
حساسیت – بی ارادگی – اضطراب – فعالیت – هوش.
5- خط ظریف و نازک
شایستگی – حیله – سالوسی – عجله – رخوت و سستی – تنبلی.
6- خط آرایس کرده
خودنمائی – بی اهمیتی – طنازی و غمازی – حس زیبائی – جاه طلبی.
7- خط عمومی
احتیاط – نیرومندی – کمی حساسیت – خون سردی – خودستائی.
8- خط مایل
مهربانی – ضعف – میل بقبول امری – زود رنجی.
9- خط گوشه دار
نیرومندی – متانت – راسخ در عقیده – لجبازی – قساوت قلب.
10 - خط روشن
بصریت – نظم و ترتیب – ادب
11- خط پیچیده
عدم صراحت – سوء نیت – دیوانگی.
12- خط ساده
صداقت سادگی – سلامت نقس – راستی – بشاشت – نزدیک بینی.
13- خط چاپی
ملاحت – لطف – رشد فکری – بلندپروازی – خلق و خوی عجیب – روح تقلید.
14- خط مشقی
بی اهمیتی – علاقه – تناسب
15- خط صعودی
سعی و عمل – فعالیت – خوش خلقی – جاه طلبی.
16- خط نزولی
ترس – مالیخولیا- اضطراب و تشویش.
17- خط منظم
صراحت – امانت – نظم و ترتیب – ادب – مهربانی.
18- خط نامنظم
بی ترتیبی – نادرستی – غفلت – بی مبالاتی – گیجی.
19- خط گشاد و فاصله دار
سخاوت – علاقه به راحتی و آسایش – صراحت.
20- خط متصل و مربوط
فعالیت طبیعی – پرورش و رشد فکری – تعقیب و پیروی افکار – شتاب.
21- خط باز
تنبلی – بی ترتیبی – یاس – خستگی – بی تصمیمی – بی ارادگی.
22- خط ضخیم و پررنگ
ماده پرستی – شهوانی – پرمدعا.
23- خط بلند
عجب – تفاخر- غرور- کبر- خودستائی – اتکاء بنفس.
24- خط گرد
بطالت – ملاطفت – مهربانی – توهم – بی ارادگی – بی کفایتی.
25- خط سبک
ظرافت – حساسیت – ضعف – رنجوری.
26- خط تند
فعالیت – رشد فکری – چالاکی – حرارت – غضب.
تشخیص و تعیین اخلاق
اشخاص از روی قیافه و تطبیق آن با قیافه حیوانات
ارسطو معتقد است که هر حیوانی غریزه و صفات خاصی دارد که حیوانات دیگر فاقد آن میباشند.
حیله و زیرکی به روباه – سبعیت به گرگ – شجاعت به شیر- وفا به سگ و بی فائی و ناسپاسی به گربه اختصاص دارد و افرادی که به این حیوانات شباهت دارند دارای همان اوصاف و خصال میباشند و تشخیص این امور موثر در تطبیق خط باقیافه اشخاص که معرف صفات آنان است نیز میباشد.
صفات اشخاص را میتوان از جسم آنان مشاهده نمود زیرا ما بین روح و جسم روابطی برقرار است و برای پی بردن باین معانی باید اشکال مختلفه و انواع اعضاء بدنرا در نظر گرفت و هر نوعی حکایت از صفات و خصال مختلفه مینماید و برای آگهی و وقوف کامل باید بشرح انواع این اعضاء پرداخت.
چهره – رنگ – چین ها- صدا- ژست- حرکات – سکنات – رفتار – تناسب – مو – گیس – ریش – سبیل – گردن – گوش – چانه – دندان – دهان – گونه – چشم – حرکات چشم – رنگ چشم – ابرو – رنگ پوست – زگیل – لکه های صورت و بدن – جمجمه – پیشانی .
مهمتر از همه اینها قیافه میباشد که صفات اشخاص را میتوان کاملاً از قیافه آنان فهمید و برای حصول این مقصود باید بدواً در نظر گرفت که هر شخصی از حیث قیافه به کدام حیوان شباهت دارد سپس همان صفاتی را که حیوانات دارند اغلب این صفات در انسان از نظر تشابه بقیافه وجود خواهد داشت.
اینک بذکر صفات اشخاصی که به حیوانات از حیث قیافه شباهت دارند میپردازیم.
میمون
افرادی که قیافه آنان به بوزینه و میمون شباهت دارد اغلب چاق – کش روزن – دزد – شهوت پرست و محیل و متملق – مکار – بزدل – و ضعیف النفس بوده و غالباً هم میل مفرطی به شرب نوشابه های الکلی دارند.
پلنگ
افرادی که از حیث قیافه شبیه به پلنگ هستند از مردمان خشمگین ودرنده میباشند و احساسات آنان کم و دارای قساوت قلب و بی رحمی بوده و اغلب اوقات خود را برای آزار و اذیت دیگران مصرف مینمایند.
روباه
اشخاصی که شبیه به روباه هستند اغلب محیل و مکار و غدار و نکته سنج و پرحوصله بوده و نیز خود خواهی و احتیاط و تملق و مداهنه در آنان وجود دارد.
طوطی
اشخاصی که بینی آنها شبیه به منقار طوطی است اغلب سطحی و زود رنج بوده و بهیچوجه میل به قبول کارهای فکری نداشته و غالباً دروغگو بوده ولی دروغ آنان متضمن سود و یا اضرار بدیگران نمیباشد.
خرس
کسانی که لب و لوچه آنان مانند خرس آویزان است از افراد بی ادب و بی نزاکت بوده و از مردم هم متنفرند و با مردم حشر و آمیزش ندارند و کمتر خنده از آنان دیده میشود ولی پرخور بوده و دارای اطلاعات وسیعه میباشند.
گرگ
افرادی که دهان آنان مانند گرگ باز و شکافته است و چشمان کوچک و مستوری دارند و ابروهای آنان در هم کشیده شده است غالباً محیل بوده و میل به نزاع و جدال دارند و همیشه برای اعمال زشت خود دلایل و براهینی اقامه مینمایند و میخواهند از عملیات خود پرده پوشی نمایند ولی اغلب مبتلا به مالیخولیا بوده و میل به انزوا و عزلت داشته و هیچوقت در اجتماع نمایان و آفتابی نشده مگر اینکه ضرورت و احتیاج ایجاب نماید.
شیر
افرادی که قیافشان به شیر شباهت دارد و مانند شیر راه میروند دارای قوت جسم و عظمت روح بوده و اغلب دارای ابهت و کرامت نفس میباشند و اگر موی زیادی تاقفا داشته باشند علامت نجابت و متانت بوده و ممکن است در نتیجه حوادث زمان این افراد بی رحم و شقی شوند و کسانی که دارای نیم رخ شیر هستند از مردمان احساساتی بوده و به اجرای عدالت پایبند میباشند.
خرگوش
این طبقه اغلب شهوت ران – شکم پرست – پرخور – کم جرئت – دلسوز- صرفه جو و مقتصد بوده و افکار پست و گدامنشی در آنان مشاهده میشود.
سمور
افرادی که شبیه به سمور هستند دارای چشمان کوچک – نیمرخ کشیده و گوشهای بالا نهاده ای میباشند اغلب محیل و کنجکاو بوده و در دوزو کلک و نقشه کشی و توطئه مهارت بسزائی دارند.
کلاغ
افرادی که قیافه آنان شبیه به کلاغ است اغلب از محتکرین بوده و بی حیا و بی عفت میباشند ولی واجد صبر و شکیبائی هستند.
خوک
پیشانی افرادی که به خوک شباهت دارند کوتاه و چشمهای آنان کوچک است این طبقه غالباً پرخور – تنبل – کثیف- بی نظم – بی دقت و فاقد احساسات میباشند لباس آنان کثیف و بهیچوجه رعایت نظافت و بهداشت و حفظ ظاهر را نمیکنند.
بز
افرادی که به بز شباهت دارند اغلب محتاط – ملایم – فاقد ابتکار – عاقل – و در انتخاب همسر کمال مراقبت و دقت را بکار میبرند و بمرتب کردن امور خانواده و داشتن لباس تمیز علاقمند هستند ولی شهوت ران بوده و تمایلات سوئی نیز ندارند.
اسب
اشخاصی که شبیه به اسب هستند سوراخهای بینی آنان تکان میخورد و لب های آنان همیشه تر میباشد و اغلب دارای طبیعت عالی بوده و موقر و سخی و بلند طبع هستند.
جغد
افرادی که بینی و چهره آنان شبیه به جغد است مردمانی کم جرئت و مطیع بوده و تخیلات آنان کم و روح نظم و اطاعت و میانه روی و اعتدال در آنان حکومت میکند.
گربه
اشخاصی که دارای سرگرد چانه کم و لبهای نازک هستند افراد خودپسند و محبت آنان مقرون به فداکاری نیست متملق – چاپلوس – خوش تعارف – تو دار هستند و همیشه در کمین میباشند که مخالفین و مدعیان آنان ضعیف شوند تا فرصتی برای آنان جهت انتقام و حمله بدست آید الفاظ شیرین آنان غالباً با زهر آمیخته بوده و رفتار خوش آنان برای جلب نفع بوده و سالوسی و ریا در کلیه اعمال آنها حکمفرما است.
شتر
این افراد دارای صورتهای استخوانی و بینی خمیده و لبهای نامساوی بوده سیرت خوب و صداقت و صفای باطن ندارند ولی دارای حدت ذهن و افکار مالیخولیائی بوده و روح قناعت و کار دارند و اغلب شوخیهای زننده میکنند که باعث اشمئزاز خاطر دیگران میشود.
گاو
کسانی که دارای صورتهای گوشتی و گونه های کشیده بوده و شباهت به گاو دارند از افراد مسامحه کار و فاقد حس ابتکار و احساسات هستند ولی کاری و فعال میباشند مشروط بر اینکه در حدود کارهای فکری نباشد و اغلب نیز پرگو و دروغگو میباشند.
گوسفند
قیافه گوسفندی در مردم زیاد است و دارای مردمک پهن و دهان گشاد هستند این طبقه افکار روشن ندارند اغلب خوب و ساده هستند ولی کله شق – لجوج – ملایم و خدمتگذار بوده و نیز مقلد و فاقد ابتکار شخصی میباشند.
الاغ
افرادی که دارای گوش دراز و نوک تیز و صورت کشیده از جهت افقی میباشند اغلب پرگو- شهوت ران – معتقد به خود و علاقمند به لذایذ مادی بوده و کار آنانرا چموش میکند و آرامی از صفات ذاتی و اصلی آنان نیست.
عقاب
اشخاصی که دارای بینی خمیده مانند نوک عقاب میباشند و چشمهای درخشانی دارند واجد صفات عالیه و تبختر و روح بزرگی هستند و اغلب پر حرارت و سخاوتمند و با هوش بوده و قادر به اخذ تصمیمات سریع میباشند.
ایرانیهای قدیم همیشه افرادی را که دارای صورت و بینی عقابی بودند به کارهای بزرگ میگماردند.
سگ
افرادیکه قیافه آنها شبیه به سگهای کوچک میباشند اغلب هار بوده و برای چیزهای جزئی تندخو میشوند و به هر کس آزار و اذیت میرسانند ولی به محض اینکه به متانت برخورد میکنند ساکت میشوند.
ولی اشخاصی که شباهت به سگهای بزرگ دارند با وفا و فداکار بوده و برای خود کمتر وقت صرف میکنند و اغلب اوقات آنان صرف دوستانشان شده و خوش خدمت و با جرئت و شجاع هستند و خود را در نتیجه عواطف و فداکاری به مخاطره میاندازند.
خزندگان
از افرادی که صورت و قیافه آنان شبیه بخزندگان است باید پرهیز نمود زیرا این اشخاص دارای چشمهای زل و درخشان بوده و اغلب کاری و خدمتگزار هستند ولی کم کم اگر موقعی بدست آوردند زهر خود را تزریق کرده و میگزند و مردم را مانند مار وافعی محسور کرده و برای قربانی خود مهیا میسازند.
برای پی بردن به وجود هر صفتی باید یک سلسله علائم و آثاریرا در بدن و صورت و اعضاء هرکس در نظر گرفت تا بتوان به ضرس قاطع قضاوت نمود که دارنده این علائم دارای چه صفت و خصلت مشخصی میباشد و آنها را تا حدی ملاک عمل در مورد رسیدگی بصحت و اصالت خطوط و امضاآت قرار داد.
حسود
قسمت چپ بدن این افراد بزرگتر از قسمت راست میباشد، و ابروها بطرف شقیقه افتاده و گوشهایشان نازک و کشیده است گونه ها دور از چشمان بوده، غالباً پلکهای تحتانیرا میپوشاند. دندانها از یکدیگر جدا ولی سفت و محکم میباشد و دهان بطور مایل باز بوده و شانه هایشان نسبت بسینه باریک و بازوها کوتاه میباشد.
دروغگو
تعداد دروغگویان در کشور ما بحدی زیاد است که از حد و حصر خارج میباشد و زمینه مطالعات بیشتری برای هر مطالعه کننده ای دست میدهد.
صورت پرو گوشت آلود. بینی پهن در وسط و بطرف ریشه باریک میشود. چشمها خندان و قرنیه چشم کمی زرد و ابروها شبیه برقم هشت میباشد.
کله شق
اغلب مردمان کله شق دارای سرکشیده و پیشانی بلند و بینی گشاد میباشند. گردن آنان کلفت و طویل بوده و در موقع راه رفتن به پاشنه و نوک پا تکیه نکرده و تمام قسمت پا را روی زمین میگذارند.
خم نمودن بدن برای این افراد مشکل بوده و همیشه راست راه رفته بدون اینکه سرخود را حرکت دهند و کلیه حرکات بدنی آنان فاقد نرمی میباشند.
شرور
افراد شرور کسانی هستند که سیئات اعمال آنان باعث خرابی سعادت دیگران میباشد.
این دسته از درستی و صحت عمل متنفر بوده و میخواهند دربدری کردن بدیگران مظفر و پیروز گردند.
سرآنان همیشه پائین بوده و از زیر چشم بمردم نگاه میکنند. گوشها باریک و دهان نازک و گشاد و پاهایشان کج میباشد رگهای بدنشان نمایان و رنگ آن قرمز بنفش است. ابروها در وسط پیشانی ملحق شده و تخم چشم آنان نامساوی میباشد. لبهای پائین کمی متورم و شانه ها بلند و پشت مسطح است. سخنان آنان کوتاه و متعاقب با گرفتگی صدا میباشد. پیشانی سخت و با یک چین قطع گردیده و دسته های چینهای کوچک در اطراف آن نمایان است.
خیرخواه
مردمان نیکوکار و خیرخواه دارای صورت پهن و چشمهای بازند رفتار آنان آرام وصدایشان صحیح و حرکات و رفتارشان منظم میباشد.
موذی
گونه های این افراد چاق و نرم بوده و دور چشمهای آنان دارای
چین های زیادی است و آهسته صبحت کرده و چشم ها را پائین میاندازند و ابروها بطرف شقیقه افتاده و حرکتشان کند و ژستشان گیرا بوده ولی چشمهایشان گود و کوچک میباشد.
تودار
افراد تودار کسانی هستند که صفات خود را مکتوم نموده صورت آنان غیر منظم و دهانشان در موقع استراحت و فکر کردن بسته صدایشان کمی خشک و غالباً کم حرف بوده و فقط برای بیان کلیات بسخن
می پردازند.
متملق
افراد متملق دارای صورت باریک و چشمهای کوچک و کمی پوشیده و مستور بوده در پیشانی آنها بهیچوجه چین مشاهده نگردیده و تبسم آنان سرد و تصنعی میباشد و حرکاتشان راست نبوده و بدن خود را در حال راه رفتن بهر طرف گردانیده و در مواقع معین خم مینمایند. صدایشان شیرین و کلمات و سخنان آنها متضمن قیودات تحسین است که از مفهوم حقیقی خارج میگردد.
درست و صحیح
منظور از مردمان درست افرادی هستند که غیر از خوبی و نیکی کار دیگری نداشته و از اعمال بد و نکوهیده پرهیز مینمایند بینی این افراد بزرگ ولی متناسب بوده و صورت آنان بدو قسمت متساوی تقسیم گردیده. بعضی اوقات بینی آنها پهن و باز است و چشمهایشان تو و ملایم و فرو رفتگی نداشته و مردمک چشمشان مساوی است و دارای پیشانی پهن و ابروی کمانی و پرمو و گوش متوسط و کشیده بوده و جمجمه آنان پهن و لبها قیطانی و دست و انگشتها طویل و تنفس آرام بوده و حرف براحتی زده و سخنانشان متضمن بردباری و عقل و اندیشه میباشد.
علو طبع و بلند همتی
این دسته از مردم زیاد پایبند ثروت ومقام نبوده و احراز و نیل به مقام را فقط برای دستگیری مستمندان و کمک و مساعدت اشخاص و خدمت به اجتماع میخواهند. در پیرامون استفاده نبوده و خوبی را فقط برای خوبی خواسته بدون اینکه افکاری که متضمن سود شخصی باشد متعاقب آن باشد.
این افراد دارای سرمتوسط و پیشانی مربع و پشت گردن مودار و دهان بزرگ و گردن متوسط و کمر پهن و شانه کمی خمیده و بازوهای طویل میباشند و اگر زشت باشند قیافه و حرکات آنان گیرا بوده و
هم آهنگی روح و جسم در آنها ظاهر و هویدا میباشد.
نیرومند
اشخاص نیرومند دارای سر متوسط پیشانی خوب و گوشهای کمی مربع و لب ها و بینی متناسب و گردن کلفت و کوتاه و شانه کمی پهن میباشند ابروهایشان کمانی چشمهای درخشان و صدای واضح و سخنان موجز و کوتاه دارند و از چیزهای غلط و سخنان بیهود متنفرند.
کم جرئت و جبون
اشخاص کم جرئت و جبون دارای صورت کوچک پیشانی پهن
گونه ها پر و نرم و چشمها بزرگ و سینه باریک و پلکها متحرک و سخنان صدادار میباشد ولی رگهای بدنشان غیرنمایان و جسم آنان پرمو و بسمت چپ حرکت میکند.
فاسد الاخلاق
اشخاص فاسد الاخلاق دارای قیافه زننده چشمان گریان، نگاه گستاخ آمیز، حرکات غیر منظم، لبهای متحرک و متشنج، پیشانی تنگ، گونه های پر، نفس صدادار، بینی کج، چانه کم و گرد بوده و در موقع راه رفتن زانوی آنان تا شده و رانهایشان کمی دور افتاده و متمایل بداخل بدن است و کلمات و گفتارشان شبیه به نجوی میباشد.
خسیس
از افراد خسیس ولئیم باید احتراز نمود زیرا این اشخاص برای تسکین مشتهیات نفسانی خود بهرنوع عمل زشتی تن در داده و مرتکب هر نوع بزهی میشوند ولی نباید افراد مقتصد را با خسیس اشتباه نمود و آنها را در یک ردیف قرار داد زیرا صرفه جوئی و اقتصاد از محاسن بوده و لئامت و خست از معایب انسانی میباشد.
اشخاص خسیس دارای چشمان ریز و اعضای لاغر و بعضی از اوقات فربه و چاق بوده و تناسبی بین اعضاء و جسد آنان نمیباشد افراد لئیم و خسیس پشتشان خمیده و گوژپشت میباشند شانهایشان کم و ژستشان غیر متناسب صدایشان تیز و کمی گیرنده و بینی باریک و صورتشان کشیده و انگشتانشان در داخل خمیده میباشد.
بدخلق و تندخو
اشخاص بد خلق و تند خو دارای بدن راست و پهلوهای پهن و صورت گرد و رگهای پیشانی و شقیقه آنان نمایان و رنگشان کمی زرد و صدایشان تیز و گرفته و گردنشان پر و راست میباشد.
خودپسند
افراد خودپسند دارای چشمان باز و درخشان و پلکهای چین دار و قرمز بوده وصورتشان متمایل بچپ میباشد این اشخاص دارای ابروهای بزرگ و انگشتان پا و دستشان قلابی و پیشانی آنها محدب و بینی بزرگ و سر تیز و صورت و ابروها کشیده است.
پرخور
افراد پرخور بگرگ و بچه خوک شباهت دارند.
گردنشان فربه و کوتاه، سینه پهن، شکم بالا آمده، تنفس شدید و تند، صدا خشن، چهره زرد، دهان باز، دندانها تیز، چشمها قرمز و گریان، پلکهای تحتانی متورم و برآمده، صدایشان آهسته، دستشان کوتاه، خشک میباشد و این صفات در اشخاص لاغر نیز وجود دارد.

منبع:http://www.ghavanin.ir/PaperDetail.asp?id=1096

نویسنده: محمدحسنی - چهارشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱٩

 

محمود سرشار

چه عواملی اسلوب خط را تشکیل میدهند
جعل چیست وبرای کشف آن چه باید کرد
ده روز قبل جناب آقای سیدهاشم وکیل رئیس کانون وکلاء دادگستری تهران از لحاظ اهمیت موضوع جعل و کثرت آن در دادسراها و محاکم وسایر مراجع دیگر و عدم توجه و عنایت باین موضوع مهم خواستار شدند که مقاله جامعی در اطراف این موضوع بنویسم واز طریق مجله کانون انتشار دهم بنابراین برای خدمت بحوزه قضا وجلب توجه قضات محترم و همکاران گرامی برآن شدم در خصوص جعل مقاله جامع ومانعی با مراجعه به مآخذ ومدارک علمی وفنی انتشار دهم و چون رسم ورویه من براین است که هر مقاله تهیه میکنم در یک شماره منتشر شود ولی از آنطرف نظر باینکه موضوع جعل خیلی مهم و گنجایش چندین مقاله را دارد که اگر با جمال واختصار برگذار شود ایجاز مخل بوده وانتشار آن نیز در یک شماره اطناب ممل میباشد و موجب تصدیع خاطر قارئین گرام خواهد شد حاضر شدم سلسله مقالاتی پیاپی در خصوص جعل در چند شماره انتشار دهم شاید مورد عنایت و توجه همکاران محترم و قضات دانشمند قرارگرفته وزحمات وتحقیقات اینجانب فوائد و نتایج نیکوئی برای جامعه قضائی ایران داشته باشد.
پیدایش خط وانواع آن
خط عبارتست از تجسم خیال و اندیشه بصورت نقش ونگار و علائم و حروف و وسیله قراردادن آن در زمان و مکان برای فهم دیگری این معنی از بدو پیدایش تمدن دردماغ بشر ایجاد شده و مراحلی را پیموده با بمرحله الفبائی رسیده است.
مراحلی را که خط تاکنون پیموده است عبارتند :
1- مرحله نقش ونگار
2- مرحله علائم و نمودار
3- مرحله صوتی و آهنگی
4- مرحله الفبائی یا مخرجی
مرحله نقش و نگار
انسان از وقتی که بخود آمد و با افراد تماس گرفت کوشش نمود تصورات و خیالات خود را در سایه صور و اشکال معینی بطرف بفهماند واین تجسم افکار را وسیله تفهیم و تفهم قرارداده بود مانند خط هیروگلیف مصریها.
مرحله علائم و نمودار
این مرحله عبارتست از تعیین علائم خاصی برای هر اسمی اعم از اسم ذات ومعنی در این مرحله تفهیم و تفهم بیشتر بسط و توسعه پیدا کرده و خطوط مصریهای متاخر وبابلیهای وآشوریها از این نوع خطوط تشکیل میشد.
مرحله صوتی یا آهنگی
دراین مرحله هرخط ویا شکلی نشانه یکی از صوتها است وغالباًواژهها وگاهی حروف مصمته را ادا میکند واز ترکیب مجموع حروف واژهها و کلمات ساخته میشود مانند خطوط سامی – لاتینی- هندی- اسلامی و سایر زبانها که الفباء مخصوصی دارند از خطوط الفبائی میباشند.
انسان دوره ترسیم افکار را قبل از دوره ترسیم اصوات پیموده و این اختراع بر سایرین تفوق و برتری داشته زیرا بدین طریق افکار خود را به آسانی درنتیجه بکار بردن علائم و آثاری که درحکم کمک حافظه بوده روی اشیاء ترسیم مینموده که برای مثال بذکر چند نمونه از آن میپردازیم.
در قدیم در جزیره سوماترا که سکنه آنرا اغلب از اهالی ماله تشکیل میداد و امروزه یک قسمت از کشور اندونزی میباشد کلیه وسایل ارتباطات و مواصلات فکری آنها با صور و اشیاء صورت گرفت مثلاً بستهای که حاوی نمک و فلفل وناس بودبرای یکدیگر میفرستادند وهر یک از این مواد بین آنان مفهوم ومعنی خاصی داشت نمک علامت عشق فلفل کینه وناس حسادت بود و درجات احساسات با کمیت و مقدار آن مواد بستگی داشت.
تاریخ نشان میدهد که پادشاهان سیت (
Scythe) بداریوش کبیر پیغامی فرستاد وپیغام او عبارت از یک پرنده و موش و یک قورباغه ویک تیر بود که معنای آن این است که از آسیب من در هیچ زمانی و مکانی درامان نیستی اگر چون مرغ به هوا پرواز نمائی و چون موش در زیر زمین مخفی شوی ویامانند قورباغه در آب پناه بری عاقبت با این تیر تورا خواهم کشت.
امروز این عمل بین اسکیموها و بعضی از سکنه نقاط سواحل غربی افریقا معمول ومتداول است.
این سیستم نیز بین قرمز پوستان ومپوم (
Wompoums
) متداول بوده که با یک رشته مروارید که از الوان مختلفه ترکیب شده بود یک سلسله افکار ومفاهیم خود را تبلیغ مینمودند و هر رنگی حکایت از یک معنای مخصوصی مینمود.
در زبان آلمانی حروف الفباء را بوخ اشتابن میگویند (
Buchstaben
) که معنای تحت اللفظی آن عبارت از کتاب چوبی است و ریشه آن از همین سیستم قدیمی است که استعمال علائم روی چوبها در آلمان قدیم معمول ومرسوم بوده است.
در دهات ایران هنوز هم مرسوم است که روی چوبی علائم و آثاری از تراشیدگی که حکایت ازمیزان حساب و معامله بین بایع و مشتری میکند میگذارند وبا آن چوب که موسوم به چوب خط است معاملات و داد و ستد انجام میگیرد.
درچنین مرسوم بود اگر معشوقی به عاشق خود وقت ملاقات میداد که بیست روز دیگر او را در مکان معینی ملاقات کند هر کدام طنابی برای خود تهیه کرده وهر روز که میگذشت یک گره بر آن میزدند وقتی گرهها به بیست عدد میرسید روز معهود بود که باید همدیگر را به بینند.
درایران در اغلب از شهرستانها افراد مرسومی دارند که برای کمک حافظه گوشته دستمال را گره میزنند و این عمل از انجام عمل مخصوصی که معهود بین طرفین است حکایت مینماید و این رسم از بقایای همان عادت است که آنرا پیکتوگرافی
Pictographie
میگویند.
این اشکال معهودی و قراردادی بود و بوسیله آن تبادل افکار صورت میگرفت این علائم را هم روی بدن به وسیله خالکوبی یا تاتوآژ (
Tatouage
) ترسیم مینمودند.
کسی که حامل پیغام بود و نزد پیغام گیرنده میرفت بدن خود را نشان میداد و از مشاهده آن صور و علائم که روی بدن خال کوبی شده بود پی به منویات و افکار پیغام دهنده می برد در جزیره تائیتی (
Taiti
) این عمل به نحوی رایج و معمول بود که علاوه بر بدن و دست و پا روی چهره افراد هم با خال نقش و نگار میگذاشتند.
در تمام کشورها بین طبقات پائین هنوز این عادتر اعلی العمیا بدون در نظر گرفتن مفهوم آن بعنوان زینت و اصول تداوی عمل نموده و خالکوبی مینمایند این عمل بیشتر در طبقات پائین و پست صورت
می گیرد نه در طبقات تحصیل کرده و نجباء.
امروز در اروپا و امریکا هر گل و گیاهی که برای کسی می فرستند دارای معنای خاصی بوده و هر گلی که روی کارت چاپ میشود حکایت از یک نوع عواطف و احساسات و صفات مینماید و عاشق یا معشوقه و زن یا شوهر از مشاهده گلها و نباتات پی به افکار و منویات ومقاصد یکدیگر می برند که قسمتی از معانی گلها و نباتات را ذیلاً شرح میدهیم :
گل میخک دوستی – گل میخک قرمز عشق سوزان – اقاقیا عشق معنوی – گل زیرفون عشق مخفی – گل سرخ زیبائی – گل ختمی خیرخواهی – گل توت فرنگی سیرت خوب – گل روناس بهتان و افتراء – گل بهار نارنج عصمت – گل شقایق تسلیت – گل نیلوفر طنازی – گل اشرفی ناسپاسی – گل گزنه بی رحمی – گل لاله اظهار عشق – گل نرگس تکبر – گل سرخ قلب سوزان – گل ریحان کینه – گل بلوط مهمان نوازی – بنفشه ایرانی وفا – غنچه گل سرخ دختر جوان – گل آفتاب گردان من شما را دوست دارم – گل بنفشه فرنگی حجب – گل زعفران زیاد روی مکن – گل میوزوتیس مرا فراموش مکن – گل یاس اولین هیجان عشق – گل رازقی خصایل قلبی – گل میخک زرد تنفر – برگ خشک مالیخولیا – گل کوکب حق شناسی – گل کندم ثروت – کاه شکسته فصل – کاه درشت وصل – گل شمعدانی حماقت – قارچ سوء ظن – گل لاله عباسی شرم حضور -یاسمن قرمز فراق – گل روز سفید سکوت.
خط بعد از طی مراحل علائم و صوتی بصورت خط الفبائی درآمد و بشر کلیه مقاصد و افکار خود را با در نظر گرفتن هر حرفی که مخرج آن از یک قسمت از دهان است و عبارت است از لب، دندان، زبان، حلق، سقف دهان و بینی است ادا می نمود و کلیه اصوات را با ترکیب آن حروف ادا نموده و تفهیم و تفهم صورت میگرفت علم تلفظ مخصوصاً در زبان عربی که به علم تجوید موسوم است علم جداگانه ایرا تشکیل داده که هر فردی با تحصیل این علم میتواند بخوبی از ادای کلمات و الفاظ که حکایت از معانی مخصوصه میکند برآید.
فنقیها یا (کنعانیها) اول ملتی بودند که این الفباء را اختراع کرده و به یونان برده آنها هم همین الفباء را اقتباس کرده و الفبائی با کمی تغییر تشکیل دادند و رومیها از یونیها پیروی نمودند.
علت اینکه فنقیها مخترع و مبتکر این الفباء بودند این است که چون ملت تاجر بوده و به بحر پیمائی دست داشتند و اغلب نقاط مختلفه زمین را سیاحت مینمودند برای تماس با افراد و برای اینکه کلیه معاملات آنان به نحو سهل و آسانی صورت گیرد و بتوانند عملیات تجاری خود را با نقاط مختلفه عالم انجام دهند متمسک باین اصل شدند و الفباء را اختراع کردند و در تمام کشورهای سواحل بحرالروم و حتی شمال اروپا این الفباء را انتشار دادند.
خط فنیقی قدیمترین و سهل ترین خطوط الفبای دنیای قدیم بوده خط عبری – سریانی – نبطی- عربی – مسند – آرامی – پهلوی – یونانی – لاتین – سانسکریت – سعدی – ایغوری – غیر از چینی از آن خط اقتباس شده است اغلب از ملل اختراع خط را بخود نسبت میدهند.
چینی ها بامپراطور فوهی (
Fou-hi) عبریها به انوخ (Enoch) و ابراهیم و موسی و یونانیها به مرکور رب النوع (عطارد) بعضیها به فنقیها (کنعانیان) مخصوصاً کادموس (Cadmus) و اسکاندیناویها به اودن (Odin) و عده ای بمصریها که توت (Thot) و هرمس (Hermes
) در عداد آن است نسبت میدهند.
صنعت نقاشی حروف از طریق تصاویر و علائم که نماینده تلفظ صوت انسانی است با مراجعه بنوشتجات عبریها و ممالک مغرب زمین از مصریها بدست آمده است بعد خط در کلده باب شد و از کلده بین عبریها و از عبریها بوسیله فنقیها در تمام کشورهای عربی و در تمام سواحل مدیترانه این عامل بزرگ تمدن انتشار داده شد.
فنقیها بوسیله کادموس همانطور که هر دوت مورخ یونانی میگوید علوم مختلفه را به یونان آورده و در عداد آنها خط یکی از این علوم بود که قبل از ورود فنقیها یونانیها بهره از آن نداشتند.
بربوف (
Brebeuf) شاعر فرانسوی در کتاب فارسال (Pharsale
) در تعریف خط چنین مینویسد.
C'est de la que nous vient cet art ingenieux

De peinder la parole et de parler aux yeux,
Et,par des traites divers de figures tracees
,
Donner de coulere et du corps aux pensees
.
که معنی آن این است که از فنقیها این صنعت شگفت انگیز و محیرالعقولی بما رسیده که در سایه خطوط و علائم مختلفه و اشکال ترسیم شده به افکار خود رنگ خاص داده و آنها را مجسم مینمائیم.
تا اوایل قرن 19 اهل تحقیق تصور میکردند که در دنیا اصول خطوط بیش از سه خط نبوده است. خط چینی – خط هندی – خط سامی.
ولی امروز معلوم گردید که تمام خطوط از روی خطوط فنقیها (کنعانیان) اقتباس شده است.
عبریها از فنقیها خط را اقتباس کرده و کلیه ملل هم از آنها پیروی نمودند.
قسمتی از الفباء ملل مختلفه از قبیل فرانسه – انگلیسی – آلمانی – ایتالیائی – اسپانیولی – یونانی – عربی – فارسی – هندی و غیره برطبق حروف ابجد میباشند.
مثلاً
D C B A
ابجد
N M L K
کلمن
T S R Q
قرشت
و هر یک از حروفی که ابجد را تشکیل میدهد از الفبهای عبری گرفته شده زیرا الفبای عبری همان حروف ابجد میباشد و هر حرفی از حروف ابجد مفهوم و معنی خاصی در زبان عبری دارد که ذیلاً بشرح آن میپردازیم.
الفبای عبری از 22 حرف اصلی تشکیل شده است.
حروف ابجد شماره تلفظ بزبان عبری معنی
ا 1 الف فیل
ب 2 بت خانه
ج 3 گیمل شتر
د 4 دالت درب
هـ 5 هـ سوراخ
و 6 واو میخ
ز 7 زئین اسلحه
ح 8 حت آغل
ط 9 طت مار
ی 10 یود دست
گ 20 کاف کف دست
ل 30 لامد چوب سرطناب
م 40 میم آب
ن 50 نون ماهی
س 60 سامخ تکیه گاه
ع 70 عین چشم
ف 80 ف دهان
ص 90 صدی صید کردن
ق 100 قوف قفا
ر 200 رش سر
ش 300 شین دندان
ت 400 تاو یوغ
سابقاً بعی از این کلمات از لحاظ آمیزش عبریها با آسوری ها بصورت دیگر درآمده است.
آریائیها که برای پیدا کردن مراتع جهت اغنام و احشام خود بطرف ایران آمده بودند فقط به پرستیدن قوای طبیعی و ستارگان و چراندن گله های خود اشتغال داشته و دوره شبانی را میپیمودند و از خط و رسوم شهرنشینی و فرهنگ عاری بوده و نوشتن را از سامیها مانند سایر نژاد آریائی از قبیل هند و یونان روم و غیره اقتباس نمودند.
سلاطین و بزرگان خط را از رعایا و اسراء خود آموخته و این قبیل افراد را که تحت سلطه و اقتدار آنان اداره میشدند دیو میگفتند و بهترین دلیل این ادعا اشعاری است که فردوسی در این باب سروده و حاکی است از اینکه پادشاهان قدیم ایران مانند طهمورث خط را از اسراء و مغلوبین که آنها را دیو میگفتند آموختهاند که ذیلاً درج میشود.
چو طهمورث آگه شد از کارشان برآشفت و بشکست بازارشان
کشیدندشان خسته و تشنه خوار بجان خواستند آن زمان زینهار
که ما را مکش تا یکی نوهنر بیاموزی از ماکت آید ببر
نبشتن به خسرو بیاموختند دلش را بدانش برافروختند
نبشتن یکی نه که نزدیک سی چو رومی چه تازی و چه پارسی
چو سعدی چه چینی وچه پهلوی نگاریدن آن کجا بشنوی
برطبق مدارک موجوده ایرانیان (مادیها) در مدتی که تحت اوامر و سلطه ملل مقتدر سامی (آشور) بودند با خط آشوری که میخی است آشنا شدند و پس از کسب استقلال خط میخی را تکمیل کردند و بخود اختصاص دادند در سنگها و کتیبه ها این خطوط برطبق اوامر کورس – داریوش – خشایارشا بکار برده شده است و خط دیگری هم که از خطوط سامیها بود و بخط پهلوی مشهور گردیده است معمول به آن زمان بود در حدود سنه 3000 سال قبل از میلاد طوایف سامینژاد که آنها را فنیقی یا کنعانی مینامند با این خطوط سروکار داشته و لفظ میخی هم از عربی گرفته شده زیرا اعراب این خط را خطالمسمار می نامیدند.
خطوط اصلی اعراب دو نوع بوده یکی کوفی و دیگری نسخ که در قرن هفتم و هشتم هجری بتدریج خط کوفی رو بزوال نهاد و خطوطی که بعد از قرن هفتم معمول بوده از اینقرار است :
نسخ – ثلث – نستعلیق – ریحانی – محقق – رقاع
از این شش خط خطوط دیگر اختراع شد.
نستعلیق در قرن دهم هجری رواج پیدا کرده و ابتداء همان خط نسخ بوده که آنرا کوچک و کوتاه و مدور کرده تا باین شکل درآمده است.
خطوط ثلث نستعلیق و نسخ بوسیله یاقوت مستعصمی و میرزا بایسنقر و شمس الدین هروی و خواجه اختیار اصلاح شد و نسخ هم بوسیله احمد نیریزی جرح و تعدیل گردید.
میرعلی تبریزی اولین شخصی است که نستعلیق را بصورت زیبائی نوشت که مورد توجه عموم واقع گردید بعد از او میرعلی هروی و ملاجعفر تبریزی و سلطان محمد و سلطان علی مشهدی است که در قرن دهم میزیستند.
آخرین فردی که درصدد تکمیل خط نستعلیق برآمد میرعماد قزوینی است و پس از او محمدعلی رضا تبریزی کتابدار شاه عباس که به علی رضای عباسی معروف است و خط نستعلیق و ثلث را بخوبی مینوشته است.
در عصر حاضر میرزا سنگلاخ بجنوردی مولف تذکره الخطاطین و میرزا فتحعلی شیرازی متخلص به حجاب و میرزا غلامرضا کلهر که این خطاطان معاصر محمدشاه و ناصرالدین شاه بودند.
در این اواخر عمادالکتاب – ملک الخطاطین – میراز مهدی ایزدی ملقب به (دبیرخاقان) – منظوری – بوذری – عبدالرسولی – زرین خط – حاج امیرالکتاب از خطاطان درجه اول بشمار میروند.
خط نسعلیق در هند – افغانستان – مصر و اغلب از ممالک عربی مورد توجه است.
خط شکسته هم که خط باریک و قدیمیست بوسیله عبدالمجید درویش در اواخر صفویه اصلاح گردید ولی متاسفانه این نوع خط رو به زوال میرود و شاید تا چند سال دیگر بهیچوجه قابل استفاده نباشد.
خط شکسته با شیوه های مخصوصی در این اواخر دیده شده از قبیل امیرنظام گروسی – امین الدوله – عبدالمجید میرزای عین الدوله – احمد قوام (قوام السطنه)- حاج امام جمعه خوئی – حسین سمیعی – (ادیب السطنه)- یوسف مشار صفاری (مشاراعظم) که اغلب شکسته نستعلیق مینوشته و مینویسند.
در هر حال در عالم خطوط مختلفه وجود دارد که هر خطی اختصاص بیک قوم و نژاد داشته و این خط حکایت از آداب و رسوم و طرز زندگانی و روحیات و خصائص اخلاقی و فردی و اجتماعی و نژادی آنها کرده و آن خطوط عبارتند از فارسی عربی هندی چینی یونانی روسی آلمانی لاتینی که خطوط لاتینی در کلیه کشورهای اروپا از قبیل ایتالیا سویس انگلیس بلژیک فرانسه اسپانی پرتقال دانمارک سوئد نروژ هلند و قسمتی از ممالک بالکانی و ممالک امریکای شمالی و جنوبی و استرالیا و اقیانوسیله و جنوب افریقا و ترکیه معمول و متداول است و خطوط عربی در تمام ممالک عرب نشین و فارسی هم در هندوستان و پاکستان و ایران و افغانستان رائج میباشد.
از روی هر یک از این خطوط میتوان باوضاع و احوال اقتصادی و جغرافیائی و اخلاقی و اجتماعی آن هر کشوری کاملاً پی برد.
چه عواملی اسلوب خط را تشکیل میدهد
عادت
نویسندگی کار عادتست و مثل سایر اعمال محصول اندیشه و هوش است.
اساس و مبنای عادت تکرار عملست و از تمرین و تکرار هر عمل عادت بوجود میاید.
عادت در حکم طبیعت ثانویست و چیزیکه تکرار میشود تولید طبیعت ثانویرا مینماید.
فعالیت هر موجود بستگی دارد بشدت علاقه او نسبت باشیاء هر چیز مکرری تولید عادت کرده و عادت تمایلرا ایجاد و تمایل عملرا بوجود میآورد.
تعارضی همیشه بین من عادت و من متفکر ایجاد میشود من عادت نویسنده اصلی و من متفکر جاعل و نویسنده تعصنعی میباشد.
عاده عمل مکانیکی و غیر متفکر میباشد عادت با حیوه کلیه موجودات همراهست.
تمام اعضا بدن مخصوصاً اعضائیکه اعمال حیاتیرا انجام میدهند و کلیه سلولها در نتیجه عادت عملیات خود را انجام داده و مجموعه عادیات اعضا و سلولها حیات بدنرا تشکیل میدهد پس عادت یکی از قوای داخلی است که انسانرا بدون اینکه توجه و فکر او دخالت داشته باشد وادار بیک سلسله عملیات میکند.
حرف زدن – راه رفتن – خوردن یا عکس آن تمام یک سلسله از عادیات ما است. عادت کلیه قوای ظاهری و باطنی انسانرا تشکیل میدهد.
روابط و رشته خون و خویشاوندی چیز دیگری جز عادت نیست که تمام افراد دارای خصال و صفات مشترکه هستند محبت اطفال نسبت بپدر و مادر روی عادتست و اگر طفلیرا بوسیله دایه شیر دهند همان عواطف و احساسات را از نظر عادت به دایه خواهد داشت و دایه قائم مقام مادر میشود.
مشترکات اخلاقی یک جامعه در کلیه شئون حیاتی عادتست و بس.
این غریزه در اغلب حیوانات صدق پیدا میکند که اغلب پرندگان را میتوان عادت داد که نغمه مخصوصی را بسرایند.
در سیرکها در نتیجه تمرین و عادت دادن بحیوانات اسب اعمال ریاضی از قبیل جمع و تفریقرا انجام میدهند و یا سگ با آهنگ پیانو صدای خود را موزون و هماهنگ مینماید.
طوطی در نتیجه عادت و تکرار یک سلسله الفاظ و عباراتیرا تلفظ میکند.
اسب در نتیجه عادت مسیر معینی را طی مینماید و اگر از مسیر اصلی او را منحرف کنند میایستد تا صاحبش برسد و او را هدایت نماید.
نباتات از قوانین عادت معاف نیستند شاخه درخت بهمان جهتیکه عادت کرده است رشد و سیر می کند اگر بخواهند این عادترا ترک نماید باید با یک طناب قوی او را ببندند تا پس از مدتی در نتیجه عادت تابع اراده و منظور آنان شود.
عادت حتی در اشیاء غیر ذیروح و جمادات برقرار است
رواقیون عقیده داشتند که سنگ و کلیه ذراتیکه بهم التصاق پیدا کرده تا او را تشکیل داده همان عادات ثابت و دائمی آنهاست.
پس عادت تکامل در فطرت و ذاتیاتست و بمنزله قدرت نامرئی در ما میباشد.
موسیقی و دانستن زبان چیز دیگری نیست مگر عادت گوش و ادای کلمات و الحان و اوزان و آهنگهای آن و نقاشی عادت چشم است نسبت باندازه گیری و تشخیص رنگها.
بعضی مردم کاملاً متوجهند که برای انجام هر امری یک وسائل شخصی دارند که در عداد اعمال غیر ارادی آنانست و فکر و اندیشه در آن دخالت ندارد دست یکنفر راننده ماشین سواری و یا طیاره در نتیجه عادت میزانست و تطبیق باراه میکند و یک یا ماشین نویس قابل روی عادت در تاریکی شب میتواند با انگشتان خود منویات خود را ماشین نماید پس با توجه باین نکات تحریرات و نوشتجات اشخاص عبارتست از ترکیب عده بیشماری از عادات و معرف هر شخصی میباشد نویسنده طوری عادت دارد در حاشیه گذاشتن یا نگذاشتن یا یکطرف و دو طرفرا حاشیه دادن که کلیه این عملیات جزء حیات نویسنده است و هر قدر سعی و کوشش شود که این روش را تغییر بدهند بهمانقدر که وقت و زمان ایجاب کرده عادتش شود ترک آن هم همان میزان و مقدار زمانرا لازم دارد زیرا هر نویسنده در موقع تنظیم یکنوشته یا یک سند نکاتیرا در نظر میگیرد که در نتیجه تمرین بدست آمده و از نظر زیبائی نویسنده خصوصیات و اسلوبیرا در نوشتجات خودانتخاب میکند که نویسنده دیگر فاقد آن خصوصیات میباشد.
1- فواصل بین خطوط و کلماترا عادت ایجاد مینماید.
2- طرز کرسی کلمات و قرار دادن و سوار کردن روی هم.
3- داشتن حاشیه یا نداشتن حاشیه دست راست یا چپ بالا یا پائین هر کدام یک عادت است.
4- جای امضا یا قرار دادن امضا بعد از نوشته که بعضیها وسط و بعضیها اول و بعضیها آخر سطر امضا مینمایند.
5- خط افقی سربالائی سرپائینی انحنا در نوشتجات فرع بر عادتست.
6- خط متوازی و عرضی فواصل بین خطوط نوشته روی پاکت یا یک کاغذ ساده.
7- ترتیب عنوان سرنامه مقدمه خاتمه نامه ناریخگذاری و ارتباط آنها با اصل نوشته.
8- فقره بندی تقسیم بندی تکرار حذف.
9- تنظیم ارقام اختصار کلمات و علائم آن در خط.
10- نوشتن بین دو سطر و تکرار کلمات در نوشته.
11- عنوان پاکت و اندازه آن.
12- ارتباط کلمات با هم از لحاظ شکستگی و درستی کلمات یعنی تمام حروف یا نصف حروف.
13- تعداد کلمات در یکسطر مانند نوشته تلگرافی.
14- نقطه گذاری و سطربندی.
15- خط کشی زیر کلمات از نظر تاکید.
هر نویسنده بیکی از نکات بالا عادت دارد.
اعضای وزارتخارجه ایران چون کارشان کم است خط ملوس و زیبا دارند.
گمرکچی – پستچی تلگرافچی – تقریرنویس و تندنویس چون باید زیاد بنویسند خطشان بد و تند ولی محکمست و عادت بتند نوشتن دارند.
بعضیها پهن و گشاد و با دست سنگین مینویسند و فواصل خطوطشان زیاد است چون هنوز نویسندگی ملکه آنها نشده و مبتدی هستند.
از پشت پاکت و خطوط آن همیشه میتوان پی برد نویسنده کیست بدون اینکه نیازی بمراجعه بکاغذ جوف پاکت داشته باشد.
از روی نوشته میتوان قضاوت کرد خط مبتدیست یا کارکرده بچه است یا بزرگ زنست یا مرد.
انواع نوشتجات و عادیات روی طرز نگاهداری قلم و طرز نوشتن روی میز یا روی زانو و حرکت دست است فشاری که بقلم میآید شدن و ضعف دارد عمودی یا افقی گرفتن قلم زانو یا فشار بطرف چپ یا راست یا مساوی قلم تاثیر در خط دارد.
حرکت انگشت ابهام وسطی و سبابه حرکت مچ دست حرکت آرنج و ساعد و شانه تمام این حرکات در ترسیم خطوط و کلمات و تمرین آنها برحسب عادت شیوه مخصوصی ایجاد مینماید.
فقط چیزیکه عادت را در قسمتی از دست میدهد کمی مواد لازم یعنی لوازم التحریر از قبیل کاغذ و غیره برای نوشتن است که این خود یکنوع عادت دیگری ایجاد مینماید.
سابقاً چون لوازم التحریر نادر و کمیاب بود از لحاظ صرفه جوئی در کلیه نوشتجات حاشیه میرفتند و حتی قسمتی از مطالب بصورت بین السطورین در میآمد کتب قدیمی ما مانند فقه و اصول کاملاً مثبت این معنی میباشد.
جعل چیست و برای کشف آن چه باید کرد
کلیه اموری که محصول اندیشه و فکر بشر است یکی از علائم و آثار بارز شخصیت او میباشد.
هرکس را از طرز گفتار – رفتار – افکار – اشارات – حرکات – سکنات راه رفتن – غذا خوردن – لباس پوشیدن – مسکن – کار – محتویات جیب – زینت آلات – نوشتجات – کتاب و رفقایش میتوان شناخت.
کلیه این عوامل مترجم ساختمان دماغ و روحیه افراد میباشد و الفبای ناطقی است که در اولین تماس و ملاقات میتوان قضاوت درباره آن شخص نمود.
شخصیت ناشی از عناصر مادی است که حیات انسانرا تشکیل میدهد.
با مراجعه به قانون وراثت و مطالعات عمیقه در حیوانات منویه اعم از مرد و زن و با مشاهده افراد یک خانواده معلوم میگردد که تشابه کامل جسمی و روحی در صفات و خصال و خطوط ریزه چهره و سیمای پدر و مادر با اولاد و نوادگان آنان وجود دارد.
سلولهای هرکس از پروتوپلاسم و هسته و عده زیادی ترکیبات شیمیائی خمیری ساخته شده و مجموعه فعل و انفعالات فرد فرد عناصر با یکدیگر و با محیط خارج است و شخصیت هم متفرق در تمام اجزای آن و هم متمرکز در هر فرد آن میباشد در یک سلول و یک نسج کوچک عوالم و جهان وسیعی ذخیره شده مانند حافظه انشان که مرکز آن در مغز است در کمون این سلولهای کوچک چه مطالب زیاد و چه مناظر کثیر بایگانی و عکس برداری شده است که در موقع مراجعه در مقابل ذهن انسان عبور داده میشود.
در هر حال نوشتجات و خطوط هر کس اعم از دستی و ماشینی از آثار همین سلولها بوده و حکایت از روحیات و صفات شخص نویسنده مینماید و میتوان کاملاً بدرجه آموزش و پرورش روحی و جسمی او پی برد مثلی است معروف در انگلیسی که معرف هرکس اولین کلمه ایست که از او ادا میشود که عین آن ذیلاً نقل میشود :
EVERY PERSON IS ACKNOWLEGED BY HIS FIRST WORD
.
و سعدی علیه الرحمه به نحو دیگری این معنی را بیان نموده است.
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد.
هرکس با خودش تطبیق میکند و کپیه و رونوشت خودش میباشد.
فطرت و ذاتیات را نمیتوان کاملاً تغییر داد و با حالت تصنعی نمیتوان خصال و صفات خود را مکتوم و مستور نمود.
در زبان ایتالیائی ضرب المثلی است معروف که میگوی مار تغییر پوست میدهد ولی تغییر خصلت نخواهد داد که عین آن ذیلاً نقل میشود.
IL SERPENTE CAMBIA LA PELLE MA NON IL VIZIO

در دنیا استتار مطلق وجود ندارد.
از فواصل بعیده انسان قادر شده است که بوسیله رادار از پشت
پرده های ضخیم موانع مناظر مطلوبرا عکس برداری کند.
اشیاء لازم نیست فقط از طریق انعکاس نور مستقیم درنظر ما
جلوه گری کند از طریق انعکاس امواج نامرئی نیز میتوان پی بوجود آنها برد و با وسائل ژئوفیزیک (
Geophysique) قشرهای خاکرا از اعماق زمین و درون آن بوسیله پاندول یا گالوانومتر (Galvanometre) قضاوت نمود و از مقدار نفت یا آب اطلاع پیدا کرد.
در نتیجه مساعی و کوششهای بشر است که به اسرار و مکنونات طبیعت پی برده زیرا اعمال طبیعت و جریان آن با سابق فرقی ندارد تغییر طبیعت بستگی و ملازمه بافهم بشر و طرز اجرای این اعمال و اسرار را دارد.
آفتاب و سایر اجرام سماوی همان حرکات ازمنه گذشته را انجام میدهد ولی انسان امروزه پی به قوانین و حرکات این اجرام برده وآنها را مستخدم خود نموده است.
هرکس درهر رشته ای هست وظیفه دارد پرده را بالا زده و قسمت اعظم از قوانین طبیعت و اسرار آنرا آشکار نماید.
علم چیز دیگری نیست مگر بیان روابطی که در طبیعت مابین علل و معلولها موجود است و هدف علم کشف حقیقت است انسان باید حوادث و قضایا را موشکافی کرده و ارتباط آنها را با یکدیگر پیدا نماید این اصل را علماء دترمینیسم (
Determinisme
) یا ترتب معلول بر علت میگویند.
با نیروی علم و پرتو دانش و کسب فضایل و کمالات عصر باید به کشف حقایق پرداخت و بینائی برای هر فرد و اجتماعی در نتیجه پاره کردن پرده های جهل و نادانی پیدا شده و آنانرا به رموز و اسرار واقف خواهد ساخت شرط بقاء هر موجودی متناسب بودن او با محیط و عصر خواهد بود.
در سوره ق آیه 21 خداوند این نکته را کاملاً بیان نموده که ذیلاً عین آیه شریقه درج میشود
لقد کنت فی غفله من هذا فکشفنا عنک غطاءک قبصرک الیوم حدید
ای انسان تو در غفلت بسر بردی پس پرده جهل را از مقابل چشمان تو برمیداریم تا دیده و بینائی تو تیز و روشن گردد.
بین ما و دنیا پرده ای است که روی آن به خیال خود نقوش رسم کرده و اسمش را دنیا میگذاریم پس دنیای خارج از یکنوع مصالح بیشتر تشکیل شده است یک دنیا در خارج وجود دارد و یک دنیا هم در مغز هر یک از ماها.
اگر روزی آیه شریفه تحقق یافت و پرده ازمقابل برداشته شد ما کاملاً در ریزکاریها و اعماق اشیاء نفوذ کرده آن روز تمام اسرار گذشته خود و دیگران بر ما روشن خواهد شد.
امروز علم فیزیک و شیمی نقش بزرگی را در کشف جعل و تزویر اسناد بازی کرده و باتکاء این دو علم با جلب نظر متخصصین فن میتوان به خوبی به اصالت و عدم اصالت اسناد و نوشتجات پی برد و برای درک این معنی باید نوشته را تعریف نمود سپس به رعایت بعضی اصول و نکات که بکشف حقیقت کمک مینماید بپردازیم.
سند عبارت است از هر نوشته که در مقام دعوی یا دفاع قابل استفاده باشد و بدو صورت ممکن است تحصیل شود یا بوسیله دست و یا ماشین و ممکن است تقلباتی در هر دو قسمت اعمال شود که کشف آن فقط بوسیله کارشناسان فن باتکاء نیروی علمی و فنی انجام خواهد گرفت زیرا قبل از پیدایش علم خط فقط روی تجربه اصولیرا اتخاذ کرده بودند که بوسیله آن بکشف حقایق میخواستند پی ببرند ولی این اصول ناقص و غیر مکفی بوده و قادر به کشف حقیقت و احراز اعتبار اسناد و نوشتجات نمیشدند ولی امروز در نتیجه پیشرفت علوم و فنون بشر به یک رشته از حقایق پی برده و میتواند با چشم باز در یک امری با وسایلی که در دست دارد اظهار نظر نماید.
در مورد تشخیص خطوط اعم از دستی و ماشینی و پی بردن به اصالت و عدم اصالت خطوط و امضائات نکات زیرین را باید درنظر گرفت و هر قسمتی از آنرا در هر مورد که ایجاب نماید مورد توجه قرار داد تا صحت و عدم صحت آن کاملاً محرز گردد.
1- امضاء اصیل است یا نه.
2- امضاء در وضعیت طبیعی نوشته شده یا وضع طبیعی خود را از دست داده است.
3- آیا گواهانی که در تنظیم سند شرکت کرده اند گواهی آنان صحیح بنظر میرسد یا نه و بهمان نحویکه بنظر میرسد گواهی
داده اند یا نه.
4- آیا امضاء ذیل سند بستگی با نوشته دیگر دارد یا بعداً امضای مزبور نوشته شده است.
5- آیا نوشته متن سند اصیل است یا نه.
6- آیا نوشته طبیعی بنظر میرسد یا تغییر شکل داده است.
7- آیا نمونه های امضاء صحیح میباشند و با امضاها و تاریخ صحیح آن تطبیق میکنند.
8- آیا آثار مداد یا کاربنی است که طرح نوشته و امضاء را تهیه کرده است.
9- آیا در ظهر ورقه اثری از امضاء ظاهر و هویداست.
10- آیا سند و نوشته تنظیمیه قبل از تا شدن کاغذ صورت گرفته است.
11- آیا امضاء قبل از تا شدن و یا بعد از تا شدن ورقه انجام یافته.
12- سند چند مرتبه تا شده و بچه نحوی تا شده است.
13- آیا نمونه امضاء تطبیق با تاریخ آن میکند.
14- آیا یک قسم جوهر و مرکب برای تنظیم سند بکار رفته است.
15- آیا سن جوهر یا مرکب تطبیق با تاریخ سند مینماید.
16- چه نوع کاغذی بکار رفته اندازه شکل رنگ و ساخت آن چیست و آیا آثاری از پیدایش آن وجود دارد.
17- علامت کاغذ چیست.
18- آیا اوراق دیگر سند همان اندازه و ضخامت و رنگ را دارا میباشد.
19- آیا کاغذ خطی همان آثار و علائم را دارد.
20- آیا کاغذ پاره سوخته شده و بریده است و این اعمال به چه منظوری صورت گرفته است.
21- آیا کاغذ که اندازه و قطع غیر معمولی دارد کنارش بریده شده یا قیچی گردیده است.
22- آیا کاغذ تعمیر شده است.
23- چند مرتبه این عمل انجام شده و به چه نحوی صورت گرفته است.
24- آیا کاغذ خود به خود کثیف و مچاله شده است یا تصنعی و ساختگی بنظر میرسد.
25- آیا پریدگی رنگ یا لکه هائی روی کاغذ مشاهده میشود و چه باعث آن شده که باینصورت در آمده و آیا این عمل طبیعی است یا غیر طبیعی.
26- آیا اسناد و نوشتجات دارای خراشیدگی و آثار محو شیمیائی و غیرشیمیائی است و این تغییر و تبدیل بچه نحوی انجام شده است.
27- آیا در اسنادی که محو و تراشیدگی بعمل آمده است بوسیله نور و روشنائی دیده میشود.
28- آیا مرکب و جوهر آن با مرکب و جوهر اوراق دیگر مشابه است.
29- آیا سند کپی شده و با فشار منگنه صورت گرفته است وعلائم و آثار رطوبت در آن دیده میشود.
30- آگر آثار رطوبت مشاه میشود به چه منظور بوده.
31- آیا آثار مداد یا قلم یا سایر علائم اتفاقی روی سند دیده میشود.
32- سطور ماشین شده با چه ماشینی صورت گرفته است.
33- آیا تمام سند بوسیله یک ماشین نویس انجام گرفته است.
34- آیا تاریخ ماشین یعنی ساخت آن با تاریخ سند تطبیق میکند.
35- آیا کلمات – ارقام – شرایط – جملات – مقررات نوشته با صفحات بوسیله ماشین کنندگان مختلف انجام شده است.
36- آیا عمل ماشین سند بوسیله شخص ماهری انجام شده.
37- آیا تو رفتگی حواشی – نقطه گذاری و فواصل آن یکی است.
38- آیا نوشته ماشین شده بوسیله یک ماشین نویس قابل که مدعی هستند انجام شده.
39- آیا ارتباط صفحات با در نظر گرفتن زبان و نوار تطبیق با سایر کارهای ماشین در همان تاریخ مینماید.
40- آیا سوراخها یا ته چکها با کاغذی که از آن جدا میشود تطبیق میکند و آیا ته چک دارای همان علائم کاغذ پیوسته با آن میباشد.
41
- آیا سند از طریق کپی یا کاربن بدست آمده و از حیث اندازه وضعیت موضوع و شرایط و سر کاغذ تطبیق مینماید.
42- آیا چاپ و خط کشی روی کاغذ تاریخ و نشانه دیگری دارد.
43- در صورتیکه سند نامه باشد آیا آثار از مهر – تمبر پست – ابطال تمبر یا باز کردن پاکت یا برآمدگی روی ضمائم آن مشاهده میشود.
44- آیا نوشته خشک شده است یا استعمال خشک کن بکار رفته و نشانه ادامه یا عدم ادامه آن است.
45- آیا فرو رفتگی – حاشیه کاغذ اعم از دستی و ماشینی روی ورقه ایست که در بالای کاغذ مورد امتحان قرار داده شده است.
46- آیا اثر مرکب تحریر یا سوراخ سنجاق یا ابطال تمبر یا سوراخ منگنه با اصل آن تطبیق میکند.
47- آیا نقش مهر لاستیکی از مهر صحیح برداشته شده.
48- آیا سوراخ و منگنه و ته سوش واجد آثار و تاریخی میباشد.
49- آیا مهری است که در تاریخ معین زده شده یا آثار و نقشی است که از مهر اصلی برداشته شده.
50- آیا اسامی کوچه ها – موضوعات که در سند اشاره شده تاریخ دارد و یا آثار دیگری دارد که حمل بر صحت و اعتبار آن بشود.
برای اینکه خوانندگان گرام را خسته نکرده باشم دراین شماره بهمین قدر اکتفا کرده و بقیه آنرا که عبارت از اقسام جعل و عناصر و عواملی که در تکوین و پیدایش آن موثر است باطریقه کشف جعل در
شماره های بعد مجله کانون شرح خواهم داد و از ملالتی که از قرائت این مقاله برای آقایان پیدا شده پوزش طلبیده و توفیق همگی را در خدمت بدستگاه قضائی از خداوند متعال خواستارم.

چه عواملی اسلوب خط را تشکیل میدهد
جعل چیست و برای کشف آن چه باید کرد
عواملی که در جعل بیش ازهر چیز باید مورد نظر واقع شود عبارتند
از :
1- کاغذ
2- قلم .
3- مرکب
کاغذ
یکی از کارهای جاعلین این است که قبل از هرچیز کاغذ مناسبی پیدا کنند که سند مجعول را روی آن تهیه نمایند احتیاط ایجاب میکند که باین موضوع بیش از هر چیز اهمیت داده شود و مورد دقت واقع گردد ولی تجربه نشان داده است که در اینمورد بهیچوجه از طرف سازندگان سند فکر و اندیشه بکار برده نشده و باولین دسترسی به هر کاغذی فوراً آنرا مورد استفاده قرار دادهاند و توجهی به سن نوشته و سند و تطبیق آن با سن کاغذ و خصوصیات و کیفیات آن که موید و مثبت سن کاغذ است نمینمایند.
برای اینکه بتوانیم کاملاً احاطه به این عامل مهم پیدا کنیم لازم است از نظر روش مجله کانون وکلا علمی و حقوقی است بدواً به انواع عواملی که بشر روی آن تصورات و خیالات خود را ترسیم نموده است پی برده و تاریخچه آن را بدانیم تا با اطلاعات بسیط و کامل بتوانیم به نوشتجات و اسناد ساختگی و خلاف حقیقت اعم از قدیم و جدید وقوف حاص نمائیم.
ترقیات شگفت انگیز علمی و فنی امروزه موجب گردیده که نه فقط جعل و تزویر اشیاء و اسناد عادی و رسمی کشف و خلاف حقیقت آن محرز میگردد بلکه به اعمال اشخاصی هم که در اشیاء عتیقه و زیر خاکی دخل وتصرف کرده وتاریخ آنرا تغییر میدهند آگاهی حاصل نموده و آنها را مورد تعقیب قرار میدهند تا بدین وسیله از سوءاستفاده وجوه اعتبارات موزه های جهان جلوگیری کرده و باستحکام مبانی واساس تاریخ کمک نمایند.
سن زمین تقریباً سه میلیارد سال است که سیصد میلیون سال آن قابل زیست برای موجودات و سیصدهزار سال هم برای زندگی و حیات انسان مساعد بوده ولی سوابقی جز بقایای حیوانات و نباتات که بصورت تحجر درآمده و به فسیل موسومست چیز دیگری دردست نیست و علم پالئونتولوژی (
Paleontologie) که معرفت بیقایای نباتی و حیوانیست وضعیت ادوار و اعصار مزبوره را با موجوداتیکه متناسب با آنزمان بوده کاملاً توصیف مینماید ولی از نظر علم آرکئولوژی (Archeologie) یا علم به آثار قدیمه که آغاز آن دوره پالئولیتیک (Paleolithique) یا دوره حجر قدیم و دوره نئولیتیک (Neolithique) یا عصر حجر جدید وعهود و اعصار دیگر باشد مآخذی بدست آمده که تقریباً اساس و مبنای تاریخرا تشکیل داده است.
کلیه اطلاعاتی که سه هزار سال قبل از میلاد مسیح از استقرار هیتیت ها (
Hittites) در آسیای صغیر طوفان نوح – بابل و نوح و اولین تمدن یوانان د رجزیره کرت (Crete) و تمدن دراویدن (Dravidien) در هندوستان واهرام ژیزه (Giseh) که در مصر و تمدن سومریها در اور (Our) و تسلط آکادها (Akkad) و سارگن اول (Sargon) و نارامسن (Naram-sin) در بین النهرین بدست آمده و همچنین مآخذ سلسله عیلام (Eamite) در ایران در 2400 سال قبل از مسیح و ظهور برهما در هفتصد سال قبل از مسیح و ظهور کنفیسیوس ر 700 سال قبل از مسیح در چین وظهور بودا در 500 سال قبل از مسیح و احکام موسی و عیسی و اسلام از همین عوامل بوده است.
در ازمنه و امکنه مختلفه برطبق مآخذ تاریخی ترسیم افکار و مبادله آن بوسایل گوناگون صورت میگرفت بمحض اینکه صنعت خط پدیدار شد بشر کلیه موادیرا که قابل نوشتن و نگاهداری بود برای ترسیم مقاصد و افکار خود بکار میبرد از قبیل : سنگ ها آجرهای صیقلی شده – استخوان – پوست حیوانات از قبیل گوساله، آهو، بز و گوسفند – پوست ماهی – روده حیوانات – برگ درختان – پوست درختان – فلزات نرم مانند سرب و قلع – صفحات چوبی و یا صفحات چوبی موم آلود- صفحات عاج و انواع پارچه ها و غیره- بعضییها صفحات چوبی و یا صفحات چوبی موم آلود- صفحات عاج وانواع پارچه های و غیره – بعضیها روی سنگها فرامین را حک مینمودند در اغلب آثار قدیمه در هر کشوری از این نوع فرامین دیده میشود حتی تا این اواخر (دوره ناصری مظفری) کلیه معافیت های مالیاتی را روی سنگها حک نموده و در میادین عمومی یا درب مساجد و حمامها نصب میکردند که برای شاهد مثال نمونه از آنرا ذکر میکنیم.
در آخر جلوخان شمالی مسجد سلطانی تهران در سمت راست درب مسجد که فعلاً بساط مغازه خرده فروشی جلو آنرا گرفته سنگی وجود دارد که حکایت از فرمان معافیت عوارض صنف حمامی و سلمانی مینماید که عین آن ذیلاً نقل میشود:
برحسب امر قدر قدرت سرکار اعلیرحضرت شاهنشاه جمجاه فلک بارگاه جمشید حشمت فریدون شوکت السطان ابن السطان و الخاقان ابن الخاقان السلطان ناصرالدین شاه قاجار ظهور مرحمت عنایت شاهنشاهی و نظر بر تخفیف شاه مرحوم جنت مکان عوارض طایفه سلمانی و حمامی را که پای چراغ دعاگوی دولت ابدمدت هستند بتخفیف ابدی مرحمت و عنایت گردیده از هذه السنه و مابعدها از قرار این حکم محکم عوارض این طایفه بخشیده شده مطالبه کننده بلعنت خداوند و نفرین رسول گرفتار شود واز شفاعت پیغمبر آخرالزمان صلوات اله بی نصیب شود.
خادم این کار بودش در جهان استادباشی عبدشاه تشنگان
شهرشعبان 1283
و نیز در آخر ایوان جنوبی مسجد شاه سمت راست درب مدخل شبستان فرمانی روی سنگ مرمر نوشته شده که حکایت از معافیت صنفت قصاب ونانوا از مالیات میباشد که عین آن نیز ذیلاً درج میشود.
السطان ذوالقرنین ناصرالدین شاه قاجار خلدالله ملکه
آنکه چون خداوند متعال و قادر ذوالجلال اکلیل جلیل این سلطنت با میمنت بی زوال را زیب تارک مبارک ما فرموده و به خطات مستطاب اعدلوا هو اقرب للتقوی ابواب عدل و افضال را برچهره ما گشوده و به مدلول معجز شمول لیس ثواب عندالله اعظم من ثواب السطان العادل این ثواب کامل را در حق ما شامل نموده و به مفاد الهام بنیاد قلب السطان بین الصبعی الرحمن از تفضلات صمدانی و اشعه انواز رحمانی برقرب روحانی و مباهات ما افزوده و بکلام معجز نظام کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته زمام نظام مهام انام بقبضه قدرت و کف کفایت ما موکول و ما را در کفالت امور شریعت و معیشت عموم رعیت مسئول ساخته و پرتو رعایت و ترحم بر عالی و رعاع را بقلب ما انداخته همت والا نهمت ملوکانه به ادای لوازم و مقتضیات این شکرانه معطوف و خاطر شرایع مظهر شاهانه با بقای تشکر عبیدانه مصروف شد که در این سال میمون و این عهد همایون ما از اعطای حضرت مالک الملوک سنین سطنت قرین خلافت کبری به سال پنجم اتصال یافته و کوکب و فراقبال ذوالرقرنین با قطار عالم تافته لهذا بحکم الشکر اعظم من انعمه بر ذمت همت خسروانه واجب شمردیم در باره خاص و عام احسانی کامل و انعامی عام مشمول و مبذول فرمائیم بملاحظه مضمون علیکم بالاحمرین چون نام و گوشت ماده تعیش و رزق عموم خلق میباشد علیهذا بتصویب جناب مستطاب اجل اشرف میرزا علی اصغر خان صدر اعظم دولت علیه ایران که از رای رزین و حزم مبین وعقل دوربین مرآت مکنون خاطر بیضا و صفا و در ملت پرستی و دولت خواهی مشکوه انوار غیبیه و مصباح حق نما است و از طیب طینت و قدس فطرت مظهر حسن نیت و صفات و سریر شخص اقدس همایون ماست بموجب صدور این فرمان همایون از غره شهر ذی القعده الحرام هذالسنه یکهزار و سیصد و سیزده هجری پیچی ئیل ترکی انجاحاً لما هوله تمام مالیات صنفی و عوارض معاف فرمودیم از قصابخانه و خبازخانه دارالخلافه طهران و حضرت عبدالعظیم با کل توابع داراالخلافه مانند کن و شمیرانات همه کس مختار است که گوسفند و بره و گاو و هر قسم حیوانات کاکول اللحم و امثال آنها را بدون اینکه دیناری بهیچ وجه و بهیچ عنوان مالیات بدهد بشهر و هر کجا که خواهد داخل نماید و بفروشد تمام اعضاء مذبوح از کله و پاچه و پوست و هرچه در اوست کلاً بخود صاحب مذبوح متعلق است که بمیل خود بهرجا و بهرکس بخواهد بفروشد و مقرر میفرمائیم بعد از این سلاطین با عز و تمکین که در ممالک محروسه تاجدار و فرمان گذار باشند در اجرای این فرمان مهر لمعان همت شاهانه مبذول دارند و در تثبیت بیقید و امضای آن دقیقه را اهمال و معطل نگذارند و این فرمان رفیع را بموقع انتشار در هر زمان گذارند و هر یک از مباشرین برنقض آن اندیشه کند یا غیر از مقصود ما قصدی یا برخلاف امور مقرره اقدام نماید البته به لعنت رب العالمین و خاتم النبیین و ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین گرفتار خواهد شد و البته از او بیزار باشند ما هم از حقوقی که بر ایشان داریم نمی گذاریم اللهم العنهم لعناً دائماً ابداً متصلاً ما اتصل لیل و النهار
راقمه میراز عمو
در بعضی از نقاط روی پوستهای ماهیها و حیوانات و روده های آنها و کاسه لاک پشت افکار خود را ترسیم میکردند هم اکنون درباره از مراکز زیارتی و اعتاب مقدسه ایران و عراق حرز جواد و حرز حضرت سید سجاد علیهما السلام را روی پوست نازک آهو با خط خوش و تذهیب نوشته به زائرین اهدا مینمایند.
قرآن مجید کتاب مذهبی ما مسلمین را موقعی که حضرت رسول اکرم بیان میفرمود پیروان آن مخصوصاً عثمان که کاتب وحی بود با عجله کلمات آنرا بر اوراق نخل پاکت گوسفند یا سنگ مینوشتند بعد از رحلت حضرت زید که سمت کاتبی حضرت را نیز داشت قطعات مزبور را جمعآوری کرده و از این مجموع قرآن بدست آمد.
مجموعه قوانین حمورابی پادشاه آشو رکه در 1900 سال قبل از میلاد مسیح بوده روی عده زیادی خشتهای خام نوشته شده و بیادگار باقی مانده است.
پوزانیاس (
Pausanias) مورخ یونانی که دویست سال قبل از حضرت مسیح میزیسته میگوید اشعار هیسیودوس (Hesiode) شاعر یویانی که 800 سال قبل از مسیح بوده است یدوان اشعار خود را که در موضوع اخلاق بود و به امور و ایام (Les oeuvres et les joure) موسوم است روی طومار سربی نوشته شده است.
احکام و عهدنامه ها را روی سنگهای مرمر حک نموده و بخشنامه هائی که برای سربازان میفرستادند روی مفرغ حک شده بود.
در رم کتب مفرغی وجود داشت که در آرشیو کتابخانه امپراطوری موجود بود و در آن امتیازات مستعمرات روم و حدود آنرا تعیین کرده بود.
قوانین سولون (
Solon) روی لوحه ها و تخته های چوبی نوشته شده بود.
قبلو از اینکه هلندیها مالک جزیره سیلان شوند روی برگ تالیپو (
Talipot) که یکنوع نخل است افکار خود را مینوشتند و نوشتجات و کتاب مذهبی برهما که هفت قرن قبل از عیسی مسیح ظهور کرده روی برگهای نخل ناحیه مالابار (Malabar) که در قسمتی از سواحل جنوب غربی دکن واقع شده و به بحر عمان محدود میباشد نوشته شده است که فعلاً در موزه اکسفورد موجود است.
ساکنین مجمعالجزایر مالدیو (
Maldive) که در سواحل جنوب غربی دکن واقع شده روی برگهای درختی که موسوم به ماکارا که آن (Macaraquean) که بطول سه پا وعرض نصف پا است مطالب خود را مینوشتند.
نورالدین عبدالرحمن جامی که یکی از شعراء و حکماء ایران است و در اواخر قرن نهم در شهر هرات میزیسته در دیوان خود حکایتی نقل میکند که مجنون نام لیلی را برریگهای بیابان مینوشت که عین آنرا ذیلاً نقل میکنیم.
دید مجنون را یکی صحرانورد در میان بادیه بنشسته فرد
ساخته برریگ زانگشتان قلم میزند حرفی برای خود رقم
گفت ای مجنون شیدا چیست این مینویسی نامه سوی کیست این
هر چه خواهی درسوادش رنج برد تیغ صرصر خواهدش حالی سترد
کی به لوح خاک باقی ماندش تاکسی دیگر پس از تو خواندش
گفت شرح حسن لیلی میکنم خاطرخود را تسلی میکنم
مینویسم نامش اول در قفا می نگارم نامه عشق و وفا
نیست جز نامی ازو در دست من زان بلندی یافت قدر پست من
ناچشیده جرعه از جام او عشقبازی میکنم بانام او
در جای دیگر میگوید
یک روز برهنه تن چو خامه از صفحه ریگ کرد نامه
بریاد دو زلف مشگ فامش میکرد نظاره دولامش
زانگشت برآن قلم همیزد لیلی لیلی رقم همیزد
برریگ چو نام او نوشتی و ز رشح جگر به خون سرشتی
از سیل مژه بشستیش پاک باز از هوس دل هوسناک آن طرفه رقم زسر گرفتی زان وایه خویش برگرفتی
این بود تمام روز کارش سرمایه عیش و روزگارش
سلاطین ایران دعوتنامه های رسمی خود را روی حریره مینوشتند و در شاهنامه فردوسی در قسمت عروسی سیاوش و فرنگیس به این معنی اشاره شده است که عیناً چند شعر آن درج میشود.
نوشتند منشور بر پرنیان همه پادشاهی به رسم کیان بکاخ سیاوش فرستاد شاه ابا تخت زرین و زرین کلاه چنین نیز یکسال با داد و مهر همی گشت بیرنج گردان سپهر در نواحی مختلفه هندوستان غربی برگهای موز را برای نوشتجات خود بکار می برند.
اهالی سیام با پوست درختی موسوم به پلیوخ لوئی (
Pliokhloi) بود دو قسم کاغذ می ساختند.
چینی ها و ژاپونیها و اهالی کره از خیزران کاغذ درست میکردند.
فکر ساختن کاغذ با ماده مخصوصی از الیاف نباتی از قدیم وجود داشته و در مردابهای رود نیل یک قسم نی می روئید که به پاپیروس موسوم بود و مصریها از آن کاغذ میساختند.
کلمه پاپیه (
Papier) در زبان فرانسه و پی یر (Paper) در انگلیسی و پاپیر (Papier) در آلمانی و هلندی و پاپل (Papel) در اسپانیولی و پرتقالی و پاپپر (Papper) در سوئدی و پاپیر (Papir) در زبان دانمارکی و نروژی و پاپوروس (Papuros) در زبان یونانی که بمعنای کاغذ است از پاپیروس واژه مصری که ماده نباتی که کاغذ مصری بود مشتق شده است.
در زبان روسی کاغذ را بوماگا می گویند (
bymara) که از زبان ژاپونی اقتباس شده است.
در زبان ارمنی کاغذ را توخد ( ) میگویند که از واژه توخ آلمانی که به معنی پارچه میباشد اقتباس شده است.
کلمه کاغذ در زبان فارسی و ترکی از کلمه کغد گرفته شده ترکهای اویغوری یا ایغوری از ترکستان چین می باشند از چینی ها اقتباس کرده اند و ایرانیها از ترکها.
در زبان عربی کاغذ را قرطاس میگویند این کلمه نیز از زبان ایطالیائی گرفته شده زیرا در زبان ایطالیائی کاغذ را کارتا (
Carta) میگویند وکلمه شارت که بمعنی فرمان و کاغذ است از همین کلمه گرفته شده وفرامین و یرلیغهای بزرگ را در انگلستان ماگنارکارتا (Magna Carta) میگویند که بموجب آن در سنه 1215 میلادی ژان پادشاه انگلیس آزادیرا بملت اعطا نمود.
چون صدور کاغذهای پاپیروس از طرف مصریها منع شده بود که به رم بفرستند سلاطین رم کتابهای مصریها را با مبالغ گزافی خریده وبا مواد شیمیائی که در دست داشتند نوشتجات آنرا پاک کرده و آنها را برای صدور فرمان بکار میبردند وکلمه کارتا و شارت از همان زمان معمول بوده و مفهوم خود را از دست داده است.
در قرآن مجید در سورده الانعام در دو مورد کلمه قرطاس که به معنای کاغذ است بکار برده شده یک مورد به صورت مفرد و یک مورد بصورت جمع.
در آیه 7 از سوره مزبور میفرماید:
و لونزلنا علیک کتاباً فی قرطاس فلمسوه بایدیهم لقال الذین کفرو ان هذا الاسحرمبین.
که معنای آن اینست اگر ما برای تو نازل کردیم کتابیرا که روی کاغذ نوشته شده بود و مشرکین آنرا با دست تلمس میکردند بانگ بر میآورند که این نیست مگر چشم بندی.
و در آیه 91 از همان سوره میفرماید:
و ماقدر و الله حق قدره اذقالو ما انزل الله علی بشر من شیء قل من انزل الکتاب الذی جاء به موسی نوراو هدی للناس تجعلونه قراطیس تبدونها و تخفون کثیرا و علمتم مالم تعلموا انتم و لا اباؤ کم قل الله ثم ذرهم فی خوضهم یلعبون.
قدر خدا را نشناختند آنچه را که شایسته قدر ومنزلت اوست زیرا گفتند که خدا چیزی برای بشر نفرستاده است پس بگو کی فرستاد برای موسی کتابی که بانور آن مردم را هدایت نمود شما آنها را روی کاغذها میگذارید که درمعرض افکار و انظار عمومی قراردهید گرچه قسمت اعظم از آنها را مکتوم و مستور میدارید ویاد میگیرید چیزهائیرا که شما و پدرانتان نمیدانستید به گو خدایا پس واگذار آنانرا که در ورطه جهالت دست و پا زنند.
پاپیروس از خانواده سیپراسه (
Cyperacee) واز نوع سیپروس (Cyperus) که آنرا به فارسی سرو میگویند میباشد و شباهت کلی به جگن ونی دارد این گیاه علاوه بر مردابهای کنار رود نیل در شامات و ماوراء اردن و مصر علیا و مصر سفلی و در ناحیه تسانا (Tsana) در حبشه ودریاچه در سودان و جزیره سیسیل روئیده میشود.
مصریها در نتیجه عملیات دقیق الیاف این گیاه را تغییر شکل داده طوری از آن کاغذ میساختند که نرم و صاف و قابل نوشتن بود و میتوانستند مدت مدیدی آنرا حفظ نمایند.
بهترین نوع پاپیروس کاغذی بودکه آنرا پاپیروس هییراتیک (
Hieratique) مینامیدند و اختصاص به روسای مذاهب و روحانیون آن زمان داشت و آنرا اختصاص به نوشتجات مذهبی میدادند.
قانون مصر فروش پاپیروس را به خارجیها منع نموده بود.
کلیمیها که در مصر بودند آیات تورات و اذکار و اورا درا روی کاغذ پوستی که طویل وباریک بود مینوشتند وبه پیشانی و بازوی خود میبستند.
استعمال کاغذ پاپیروس را رومیها از مصریها اقتباس نمودهاند.
در رم افرادی که پای بند تجملات بوده با وجود منع قوانین مصری دائر به فروش پاپیروس به خارجیها کتابهای مصریها را که روی پاپیروس نوشته شده بود میخریدند و پس از شستن و پاک کردن خطوط آن برای مصارف شخصی واحتیاجات خودبکار میبردند و سلاطین نیز فرامین و احکام را روی آن کاغذ ها مینوشتند واین نوع کاغذ در رم خیلی قیمتی و گرانبها بود و آن را کاغذ اگوست مینامیدند.
اسکندریه مرکز تجارت پاپیروس داخله شده بود یونانیها نیز صدور پاپیروس منع نموده وملل خارجی را مجبور نمودند که وسائل دیگری برای تحریرات ونوشتجات خو اتخاذ نمایند در نتیجه این منع پارشمن یا کاغذ پوستی پیدا شد.
اومن (
Eumene) پادشاه پرگام (Pergame) که در سال 242 قبل از مسیح میزیسته با بطلمیوس (Ptolemee) پادشاه مصر رقابت مینمود ومیخواست کتابخانه در آسیای صغیر تاسیس نماید که با کتابخانه اسکندریه برابری کند چون بطلمیوس از منظور و هدف او آگاه شد برای اینکه نقشه او را بهم زند و از عملی شدن آن جلوگیری نماید دستور داد آن ناحیه را از داشتن سهمیه کاغذ محروم نمایند ولی او من در صدد چاره برآمد و آن محظور را رفع نمود و دستور داد با پوست حیوانات کاغذ بسازند و آنرا باسم آن ناحیه که پرگام بود نام نهادند.
بنابراین کاغذ پارشین که کاغذ پوستی است از همین کلمه پرگام مشتق شده وکاغذ پوستی با پاپیروس بنای رقابت را گذاشت.
چون محصول کاغذ مصر کم بود کاغذ در اروپا کمیاب شد در زمان تیبر (
Tibere) امپراطور روم که 42 سال قبل از مسیح زندگی نمود و شخص بیرحم وسوء ظنی بود اغتشاشی وانقلابی در رم ایجاد شد در این بلوار مجلس سنا قانونی وضع کرد و کاغذ را برای تامین نیازمندی مردم جیره بندی نمود وبر طبق سهمیه که به نسبت احتیاجات وضع میگردید کاغذ بهرکس داده میشد.
در عصر آنطوان تجارت پاپیروس ترقی نمود و در مغرب مالیات گزافی برای ورود فروش آن قائل شدند ولی این عمل موجب شکایات زیادی شد و پادشاه ویزیگوت (
Wisigoths) که تئودریک (Theoderic) نام داشت ساکنین ایطالیا را از این مالیات معاف نمود.
کاسیودور (
Cassiodor) نویسنده آن زمان عمل پادشاه را تقدیر کرد و آنرا خدمت بزرگی بعالم انسانیت وبشریت میدانست.
تا قرن 11 در ایطالیات پاپیروس بکاربرده میشد واعراب که مصر را متصرف شده بودنداین تجارت را ادامه دادند ولی در قرن 12 کاغذ پارشمن چانشین پاپیروس گردید و تاریخ استعمال پاپیروس تقریباًسه چهار قرن قبل از عیسی مسیح بود در زمان حضرت موسی کتابهای نجوم – طب – حکمت الهی – تاریخ – اخلاق – را روی کاغذهای پاپیروس مینوشتند و در کتابخانه تبس (
Thebes) که شهر صد دروازه مصر نامیده میشود پیدا شده است.
کتب زیادی از این علوم پیدا شده که روی کاغذ پاپیروس نوشته شده است و در موزه لوور (
Louvres) در غرفه مصریها وهمچنین در موزه انگلیس بریتیش موزیوم (British Museum) وجود دارد واین نوشتجات را اغلب در موقع کاوش در نزد اموات مومیائی شده پیدا کردهاند در اولین قرن سال مسیحی امپراطور یونان و روم دیپلومها را روی پاپیروس مینوشتند اعراب هم سبعه معلقه خود را روی کاغذ پاپیروس نوشته و در سوابق عکاظ آویزان مینمودند.
کتب خطی زیادی در موقع حفاری وکاوش هرکولانوم (
Herculanum) و پمپئی (Pompei) که محل تعیش و خوشگذرانی اغنیا وسلاطین روم بود و در سال 79 بعد از مسیح در اثر آتش فشانی کوه و زوو (Vesuve) که در هشت کیلومتری ناپل واقع است پیدا شده که روی پاپیورس نوشته شده است در کتابخانههای ایتالیا، لندن، وین و مونیخ و کلیسای سن پیر واتیکان سرودهای مذهبی و انجیل و دیپلم دیده میشود که کاغذ آن پاپیروس میباشد در کتابخانه ملی فرانسه وصیتنامه ژول سزار که بطول شش متر است روی کاغذ پاپیروس دیده میشود که جلب توجه تمام مسافرین و سیاحان را مینماید.
صنعت کاغذ در چین
صنعت ساختن کاغذ از مواد الیافی نباتات بوسیله چینیها اختراع شده ونویسندگان ظهور این صنعت را از قرن دوم قبل از میلاد مسیح میدانند.
چنینیها قبل از اختراع کاغذ روی صفحات چوب خیزران مینوشتند وسپس آن چوبها را بکاغذ تبدیل نمودند کاغذ چینی از نباتات مختلفه ساخته شده و آنرا کاغذ خانبالغ میگفتند یعنی کاغذ شهرخان و اختراع آنرا از کره و ژاپن یاد گرفته بودند.
از آغاز صنعت و چگونگی کاغذ سازی در چین مدارکی در دست نیست که مواد آن از الیافی بوده است و آنچه تا کنون بدست آمده این است. که از گیاهی که موسوم به علف چینی بوده کاغذ میساختند ولی از شاهدانهو درخت توت وکتان و شلتوک برنج نیز کاغذ درست مینمودند ولی کاغذی که قابل استفاده برای تمام مردم باشد از نیمه قرن هشتم میلادی بوده.
در سال 751 که اعراب سمرقند را متصرف شدند و حملات چینیها را دفع کردند اسرا و محبوسینی که از چین گرفته بودند بعنوان غلامی به سمرقند آورده بودند در بین آنان اشخاصی پیدا میشد که مهارتی در ساختن کاغذ داشته و فوراًاین صنعت را از آنان کسب نمودهو بساختن و تاسیس کارخانه کاغذ مبادرت کرده و در تمام متصرفات عرب آنرا بسط وتوسعه دادند و شهر سمرقند مخزن انبار کاغذ جهان گردید.
جنس کاغذهای اعراب از کتان بوده و کارگران ایرانی و عرب که درکارخانجات کاغذسازی کار میکردند کاغذ را با کتان خراسان که عمدهترین محصول آن ناحیه بوده درست میکردند سپس با پارچههای کهنه کاغذ ساخته بعدها کاغذهای کارخانجات شرق در نیمه قرن هشتم بواسطه استحکام و مرغوب بودن مواد آن از هر حیث ممتاز بود و در تمام نقاط مسلمان نشین از قبیل سمرقند و خراسان با کهنه والیاف نباتی کاغذ درست کرده و آنرا کاغذ پارچه مینامیدند.
در آخر قرن هشتم کاغذ از سمرقند به بغداد واز آنجا به ممالک اسلامی از قبیل تهامه – سواحل غربی عربستان – صنعا – یمن و مصر رفت.
در ابتداء قرن یازدهم کاغذ چیز معمولی وعادی در قاهره بود و تمام محمولات تجاری را با کاغذ میپیچیدند.
در شامات کاغذ دمشق به شارتاداماس سنا (
Charta damascena) معروف بود حتی در غرب در آخر قرن دهم تیبریاد (Tiberiade) قدیمی ترین شهر گالیه (Galilee) تریپولی (Tripoli) هاما (Hama) هی یرا پولیس (Hierapolis) دارای کارخانه بودند.
در آخر قرن دهم در شمال افریقا در شهر فارس (
Fez) چهار صد آسیا برای ساختن کاغذ بکار برده میشد.
در اسپاین از ابتداء قرن دهم کاغذ شناخته شد ولی قبل از قرن 12 کارخانهای در اسپانی وجود نداشت شهر اگزاتیوا (
xativa) که امروزه سان فلیپ (San-Felipe) و همچنین استان والانس مرکز این صنعت شده وباطاحونه وهاون کهنهها را خورد کرده وصاف نموده و مهره میزدند و با آرد و نشاسته روی آن میمالیدند تا صیقلی وصاف شود سپس در هلند و فرانسه کارخانجات زادی پیداشد که کاغذ درست مینمودند.
صنعت کاغذ توسعه پیدا نمود و رمز و سر این صنعت در اروپا کشف شد وبا پنبه بهتر از پاپیروس کاغذ میساختند ولی چون پنبه از شرق میآمد و تولید محصول آن کم بود تهیه و مصرف کاغذ گران تمام میشد لذا الیاف نو را کنار گذاشته و با الیاف کهنه و پارچههای مندرس که بیقیمت بود و از کنار کوچهها وزبالهها بوسیله کهنه جمع کنها تهیه و جمعآوری میشد کاغذ میساختند و آن کهنه ها را پس از خورد کردن و شستن و تمیز کردن با مواد شیمیائی سفید کرده کاغذ درست مینمودند.
در تهران درمحله عودلاجان بازار آهنگرها بازار کوچکی است موسوم به بازار کهنه چینها وافرادی که در آنجا باین کسب اشتغال دارند همه آنان متمول و صاحب ثروت بوده و سرمایه هنگفتی ازاین طریق بدست آوردهاند و در اصفهان نیز این تجارت وجود دارد.
امروز نصف مصرف کاغذ را از کهنههای نخی و ابریشمی وعلفی تهیه کرده و پارچههای کهنه پشمی را هم خورد کرده مجدداً پارچه پالتوئی و پتوئی تهیه مینمایند.
تولیدکنندگان کاغذ از لحاظ میزان تولید عبارتند از:
اتازونی
کانادا
آلمان
انگلیس
ژاپون
جماهیر شوروی
نروژ
سوئد
فنلاند
امروزه کاغذ مهم ترین نیازمندیهای بشر را تشکیل داده وعامل عمده پیشرفت فرهنگ میباشد اگر کاغذ نداشته باشیم دچار مشکلات زیادی خواهیم شد زیرا کاغذ را برای تحریر – نقاشی – کتاب – روزنامه – تصاویر ونقشهها – پوشش دیوار – اسکناس و پیچیدن هر نوع متاعی بکار میبریم.
عمرکاغذ و درجه مقاومت آن بستگی بامیزان تاشدن آن دارد هر قدر میزان تاشدن آن زیادتر باشد عمر آن زیادتر است کاغذ اسکناس از تمام کاغذها بیشتر دارای این مزیت و رجحان میباشد وتامیزان 3500 دفعه میتوان آنرا تا نمود اسبابی نیز اختراع شده که بوسیله آن میتوان فهمید که قدرت ومقاومت کاغذ چقدر است و آن را به آلمانی فستینگ کایتزپروفر (
Festigkeitsprufet) میگویند ونیز ضخامت راهم میتوان بااسباب مخصوصی که آنرا میکرومترکالیپر (Micrometre Calipar) مینامند تعیین نموده.
کاغذ درتمام دنیا دارای قطعهای معین است که جنبه بین المللی را به خود گرفته و باصطلاح استانداردیزه شده است یعنی قطع کاغذ نباید از نمونه که معین شده تجاوز نماید و این معنی در کشف جعل نقش موثری را بازی خواهد نمود.
صنعت کاغذ امروز طوری ترقی کرده که میتوان از مواد پلاستیکی که آنرا سلولوئید (
Celluloide) مینامند واز ترکیب چند ماده شیمیائی پیدا میشود کاغذ تهیه نمود ونیازی به الیاف نباتی و حیوانی ندارند واین صنعت کلیه مراحل ترقی وتکامل خود را پیموده و از آغاز تمدن تا امروز دستخوش تحولات عظیمی گردیده است.
تاثیر مشخصات کاغذ در کشف جعل
اصل کاغذ را میتوان به وسیله مشخصات زیرین شناخت.
ا- رنگ 2- ضخامت 3- جلا و پرداخت 4- علامت کارخانه که در مقابل روشنائی معلوم و حکایت از سن کاغذ و سازنده آن مینماید. 5- بافت کاغذ 6- برش کاغذ 7- اندازه کاغذ8- خط کشی کاغذ 9- لائی کاغذ 10- شل یا محکم بودن کاغذ 11- علامت تلگرافی 12- ترکیب کاغذ و اوصاف الیافی که در ساخت آن بکار رفته 13- لب کاغذ که رنگی – طلا کاری و یا نقره ای میباشد 14- گوشه آن که گرد است یا صاف.
با در نظر گرفتن کلیه این مشخصات و با دقت کامل در هر یک از این اوصاف میتوان به کشف اسناد مجعول و مزور نائل شد سن اسناد و نوشتجات از روی مرکب و جوهر و کاغذ و چاپ و موادی که در آن بکار رفته است معلوم میگردد و با در نظر گرفتن این عوامل میتوان فهمید که آیا تاریخ نوشته یا سند همان است که در آن ذکر گردیده و آیا ظاهر سند و نوشته باسن آن برابری و تطبیق میکند یا نه
آیا از یک سند بی تاریخ میتوان سن و عمر آنرا تعیین کرد؟
آیا با چندین سند و چندین نوشته که تواریخ مختلفه دارد دارای یک سن نبوده و در یک تاریخ جعل نشده است؟
آیا از یک سند مفهوم نمیشود که عمر آن زیادتر از تاریخی است که در آن ذکر شده و جاعلین برای اینکه سند جوانرا پیر و مسن جلوه دهند آنرا مچاله و کثیف مینمایند.
برای امتحان و رسیدگی به صحت و اصالت آن جهات زیرین را باید در نظر گرفت تا حقیقت و خلاف آن کشف شود.
1- امتحان و آزمایش تمام کاغذ به وسیله اشعه نور.
2- تطبیق و مقایسه اوصاف منظور و چند قسمت از ارقام و میزان کلمات نوشته شده با اوصاف اسم گیرنده وجه و مقدار کلماتی که آن سطر را تشکیل میدهند.
3- رسیدگی به سلسله اعداد روی سند برای اینکه کشف شود آیا این اعداد با مهر لاستیکی نوشته شده و یا اینکه بی ترتیبی و بی نظمی در روی سند مشهود میگردد.
4- مقایسه و تطبیق مرکب با اوصاف و مبلغ خطی با قسمتهای دیگر.
5- مقایسه پنهای خطوط قلم با قسمتهای مختلفه و پیدا نمودن هر ناهمواری و بی قاعدگی از نظر اندازه وقطع کاغذ روی قسمتهای مختلفه سند.
6- تجسس و معاینه و بررسی تغییر رنگ که در اثر عملیات شیمیائی پیدا شده است.
7- امتحان پشت کاغذ اسناد بمنظور اینکه خطوط مظنون به عنوان دلیل برآمدگی یا فرو رفتگی یا تراشیدگی پیدا میشود یا نه؟
8- رسیدگی به سبک و شیوه خط – کجی – اندازه – تندی – سرعت تحریر و مبلغ خطی و رقمی و تطبیق آن با خطوط قسمت دیگر صفحه.
9- بررسی دقیق از مبلغ رقمی از نظر اثبات غیر متحدالشکل بودن آن.
10- آزمایش و امتحان مرکب و استشمام بوی کلورین در آن.
11- ملاحظه مبلغ خطی و مبلغ رقمی بوسیله انتقال نور یا شعاع خورشید.
12- استعلام فوری از نویسنده چک و حواله که میزان آن چقدر است.
از روی نوشته و اسناد به شرح مذکور در فوق میتوان خلاف حقیقت را کشف نمود زیرا نوشته ثابت تر از حرف است کسی که حرف میزند سعی میکند قیافه خود را با کلماتی که ادا میکند تطبیق دهد وکلای مجلس و وکلای دادگستری در موقع دفاع همین عمل را
می نمایند و طوری قیافه و ژست و حرکات و رفتار خود را با گفتار خود تطبیق میکنند که تاثیر بسزائی در مستمعین مینماید در صورتیکه آن گفتار و عملیات برخلاف افکار و منویات آنان میباشد ولی در موقع نوشتن قادر به مخفی کردن فکر و کتمان افکار خود نمیباشند دقت آنان مانع افکار دماغی آنان میباشد زیرا نوشته کار فکر و دقت است وقتی زمان از آن بگذرد ملکه و عادت میشود و اعمالیرا خود به خود پیروی مینماید که فکر و اراده در آن دخالت ندارد و همیشه تعارضی بین من عادت و من متفکر است و اعمال ناشیه از من متفکر و من عادت کاملاً متباین و با یکدیگر تفاوت دارد و پس از تمرین اعمال ارادی بغیر ارادی تبدیل میشود.
در اعضاء و جوارح ما خیلی ازاین عادات وجود دارد که ما از آن بی اطلاع هستیم تحریرات و نوشتجات عبارت از ترکیب عده بیشماری از عادات است که هویت ما را معلوم میکند و ما را از دیگران ممتاز و مشخص میسازد.
قسمتی از اخبار و اسرار که بزبان و نوک قلم ما جاری میشود چیز دیگری جز عادیات نیست زیرا عادت بنوشتن نتیجه وجود علل وجهات مختلفه میباشد که در بعضی از مردم نتیجه مکتساب شخصی بوده و در بعضی دیگر نتایج حاصله از تقالید غیر ارادی و در گروهی از مردم تحت شرایط اتفاقی و حوادث و مقتضیات و درجات رشد روحی و جسمی و رفتار و سکنات و آموزش و پرورش و شغل و حرفه پیدا میشود.
ممکن است افرادی بخواهند در ضمن تغییر خط صفات و شیوه و سبک خود را مکتوم دارند ولی این منظور عملی نیست زیرا کارشناس و خبره به محض رویت و مشاهده خط این معانی را درک میکند و در نوشتجات تصنعی بیشتر صفات و اوصاف نویسنده معلوم است تا نوشتجات معمولی و عادی. در موقع نوشتن مقدار زیادی از عادات و خصال و طرز و سبک نوشتن از نظر نویسنده میگذرد و تقلب و تزویر او کشف میگردد.
هر قومی یک نوع خطی را داراست از خطوط عربی، فارسی، ترکی، آلمانی، فرانسه، انگلیسی و روسی میتوان به خصال نژادی آنان پی برد سبک خط انگلیسی غیر از خط فرانسه است اساس خط مبتنی بر اعمال روحی و وظایف الاعضاء میباشد.
حرکات دست بخودی خود تحت تاثیر کار دماغی و اعمال غیر ارادی عضلات است و حکایت از قیافه تاثیر آن در تشکیل صفات معینه فردی میباشد صفات هر کس روی سیما و صورت او نقش بسته است.
کلمه ژست طرق مختلفه فعالیت را نشان میدهد.
حرف زدن – راه رفتن- دست بلند کردن و نوشتن – حرکات قیافه – حرکات پا عبارت از عضلات در حالت عمل هستند و یک قسمت از اعمال ارادی و غیر ارادی را تشکیل میدهند.
مطالعه عمیق این نمایشات بخصوص فعالیتهای دماغی معرف کامل شخصیت هر کس میباشد تحریرات و نوشتجات عبارت از مجموعه ژستها بوده و محرک حرکات دست برای نوشتن عبارت از افکار و کیفیات روحی و نفسانیات میباشد.
حال باید دید که جاعل قبل از مبادرت به جعل برای تهیه کاغذ و مرکب چه خصوصیاتیرا در نظر میگیرد.
کاغذ و مرکب باید برطبق تاریخ سند بوده باشد جاعل باید همیشه کاغذهائی برای جعل خود فراهم نماید تا نوشتجات و اسناد مجعوله را برطبق میل خود تنظیم نماید و اغلب متوجه این نکات نیستند و جعل آنان کشف میشود و بهر کاغذی که در بادی امر برخورد نموده عمل خود را انجام میدهند اغلب جعل وصیتنامه ها را روی کاغذهائی که چند سال بعد از وصیتنامه وجود پیدا میکند تنظیم مینمایند و علائم و تاریخ این نوع کاغذها معلوم است و در مقابل روشنائی کاملاً مکشوف و هویدا میگردد باید تاریخ تولد کاغذ را با تاریخ ولادت سند تطبیق نمود و اغلب میشود که کاغذهای یک کارخانه در یک زمان درست نمیشود و مشخصات و علائم آن با محصول دفعات بعد کارخانه فرق مینماید و جاعلین هم به کاغذهائی که از دفترچه میکنند و یا به کاغذهائی که برخورد میکنند اسناد مجعوله را تنظیم مینمایند.
برای احراز اصالت و عدم اصالت یک نوشته مظنون نکات زیرین را باید در نظر گرفت تا حقیقت دعوی بر قضات و اصحاب دعوی کاملاً مکشوف گردد.
1- کاغذ و علامت آن 2- چاپ سربی و سنگی 3- مرکب 4- سبک و شیوه و اوصاف خط دستی 5- اسامی کلمات و کوچه ها مثلاً
نوشته ای به تاریخ 60 سال قبل از این تنظیم شود بنام تمیسار سرلشگر فلان مقیم خیابان روزولت بخش 3 دارنده برگ شناسنامه شماره 726 صادره از بخش 2 کوی کندوان 6- بیان عمل یا حادثه 7- زمان جعل با مراجعه به حوادث 8- تلفیق کلمات یا نحوه تعهدات 9- طرز مهرها 10- سوراخ یا بستن اوراق 11- ماشین و نوار آن 12- لاک و نوع آن 13- مجتهد و تنظیم کننده ورقه 14- شماره ثبت محضر 15- علامت سر قلم فولادی روی اسناد قدیمی 16- مداد کپی رنگی آنیلین 17- جوهر بلوبلاک 18- عناوین 19- شهر 20- وصف نویسنده و مهارت یا ناتوانی آن 21- سبک نوشته اختصار و القاب آن 22- شکل و سبک تنظیم ارقام 23- سری اعداد یا محو اشکال چاپ شده 24- استعمال خشک کن 25- علائم پستی 26- سلام و تعارفات در خاتمه مراسلات 27- تمبر پست 28- پاکت نامه های قدیمی 29- تراشیدگی سال و روز اسناد چاپی 30- علائم مداد پاکن 31- نمونه امضاء 32- طریقه اختصار اسامی 33- سن مصنوعی 34- استعمال غیرصحیح القاب و عناوین بوسیله ذره بینهای مختلف وعکاسی میتوان کاغذهای مختلفه وسند ونوشتجاب مورد اختلافرا امتحان کرد و از هویت آن اطلاع حاصل نمود که چه قسم موادی درترکیبات آنها بکار برده شده و چه نوع الیاف و خصوصیاتی در کاغذهای مورد امتحان وجود دارد.
درموقع آزمایش و رسیدگی معلوم میگردد که کاغذ از الیاف چوبی ساخته شده و حال آنکه تاریخ سند چندین سال قبل از پیدایش این صنعت بوده است و از طریق اصالت و مجعولیت اسناد محرز میگردد مثلاًتاریخ اختراع کاغذ با الیاف چوبی 1867 بوده وسند نشان میدهد که در سال 1740 تنظیم گردیده است.
الیافی که بیشتر در ساختمان کاغذ بکار برده میشود عبارتند از کتان- پنبه- کنف- شاهدانه- ابریشم- چوب صنوبر- توت و تبریزی وهویت این الیافت مختلفه را میتوان از شکل و ضخامت و عرض و رنگ الیاف و اوصاف سلولهای آن شناخت این نکات بیشتر در اوراق تجاری مورد توجه واقع شده واغلب اتفاق میافتد که با محلول شیمیائی که بعداً به ذکر آن خواهیم پرداخت نوشتجاب روی اوراق را محو نموده و بعد آنها را ترکرده وبا اطوی گرم صاف مینمایند ولی در نتیجه این عمل رنگ این اوراق کمی به خرمائی تبدیل میشود امروزه برای جلوگیری از این نوع تقلبات کاغذهای مخصوصی را برای اوراق تجاری از قبیل چک – فته طلب وبروات تخصیص دادهاند که اگر بوسایل شیمیائی و یا وسایل دیگر تراشیدگی ویا محو خطوط صورت بگیرد فوراً روی کاغذ که با خطوط ریز کلمه تقلب نوشته شده است نمایان میگردد که با ذرهبین کاملاً میتوان مشاهده نمود.
در اغلب کاغذها علامت کارخانه وجود دارد که حکایت از خصوصیات و تاریخ ساخت کاغذ مینماید و در مقابل روشنائی کاملاً ظاهر و هویدا خواهد شد.
اغلب اتفاق میافتد که علامت روی کاغذ را هم جعل میکنند وبا روغن علامت هر کارخانه را که قبلاً ساختهاند منگنه کرده و با مهره روی آنرا صاف مینمایند ولی بوسیله محول اکالی میتوان این علائم را که ساختگی است پاک کرده واز بین برد.
کاغذ مورد جعل باید با پاکت تطبیق کند واغلب از جعلها را از نظر عدم تطبیق با پاکت و اختلاف زمان میتوان کشف نمود.
ضمائم و پیوست اسناد هم کمک بزرگی به کشف جعل مینمایند سن کاغذ با سن ضمائم باید برابری نماید و تقدم و تاخر آن دلالت بر مزور و مجعول بودن این اوراق مینماید.
منگنه کاغذ وسایر طرق پیوست کاغذ را از قبیل گیره و سنجاق و مفتول و غیره را باید بررسی کامل نمود و این اشیاء باید کاملاً متناسب با تاریخ ولادت مدرک و اسناد باشد واز روی منگنه و گیره و سوراخ اوراق میتوان به اصالت ومزور بودن اسناد پی برد.
از پاکیزگی اسناد – تا – چین – سوراخ لکه و انحراف عمودی خط و لبههای کاغذ میتوان به کیفیت و چگونگی سند پی برد و این نکات در موقع قضاوت باید مورد توجه و دقت واقع گردد.
===
دیگر موازی میباشد یا نه ونیز قسمت بالا و پائین کاغذ ملاحظه شودکه آیا با دست بریده شده و یا با قیچی ومقراض و آلات و ادوات دیگر.
یکی از اعمالیرا که جاعلین انجام میدهند و میخواهند در نتیجه آن افراد را اغفال نموده و پرده روی اعمال خودکشیده و آنرا مکتوم و مستور دارند تا یا چین کاغذ است حال باید دید تا چیست و چگونه تولید میشود.
برگ کاغذ عبارت از توده الیافی است که بهم فشرده شده و موقعی عمل تا صورت میگیرد به یک قسمت کاغذ فشار آمده بالا میآید و در طرف دیگر کاغذ ایجاد فرورفتگی خواهد نمود و چون حالت انعطافی و ارتجاعی کاغذ کم است نمیتواند به حالت اول عود نماید.
درجه تاثیری تای کاغذ بستگی با جنس و ضخامت و میزان فشار دست دارد.
هر تای کاغذ و لو یک مرتبه صورت گرفته باشد قطعاً الیاف دو طرف کاغذ را تغییر داده و اختلافی درآن الیاف ایجاد مینماید و سطح کاغذ در نتیجه این عمل ناهموار گردیده و اوصاف ذرات و خلل و فرج قسمت تا شده کاغذ را تغییر میدهد.
این تغییر ملازمه با تغییر اوصاف وامتداد و پهن شدن مرکب و جوهر در روی کاغذ خواهد داشت.
کاغذهای خوب ممکن است چندین مرتبه تا شود بدون اینکه آثار پارهگی در آن ایجاد شود در صورتیکه بعضی از کاغذها به محض اولین تای معمولی شکسته خواهد شد ونتایج و آثار تحریر در قسمتهیا تاشده به مقتضای شرایط فرق میکند.
کاغذ محکم و ضخیم شکسته نشده ولی صافی و همواری خود را حتی بعد از یک مرتبه تا شدن از دست میدهد وتولید برآمدگی تا دربیرون کاغذ و فرورفتگی ویا تقعر در داخل آن ایجاد میکند و معلوم مینماید که کلمه الحاقی بعد یا قبل از تا صورت گرفته است یانه.
خطوط و نوشته مربوط به قسمت تحدب وبرآمدگی مستعد برای پهن شدن بوده زیرا قلم به تا برخورد کرده و قسمت برآمدگی آن مانع سیر قلم میشود و اگر بلندی و برآمدگی زیاد باشد یک خلاء و شکافی در مسیر خط بین دو طرف تا پیدا میشود.
قسمت مقعر یا طرف داخلی کاغذ پائینتر و پستتر از قسمتهای دیگر آن میباشد و یک فرورفتگی در تمام عرض تای کاغذ ایجاد خواهد نمود و اگر تا چند مرتبه انجام گیرد پارهگی وشکستگی ایجاد نشده و آنرا متخلخل نخواهد نمود ولی قلم در موقع نوشتن پرش و جهش نموده و درخف کمی تغییر امتداد در قسمت تا پیدا شده ومسیر آنرا تغییر میدهد.
کاغذهائی که باالیاف چوب ساخته شدهاندبه آسانی شکسته میشوند زیرا الیاف آنها کوتاهتر از الیاف سایر کاغذها میباشد وجوهر و مرکب روی این کاغذها زیادتر از کاغذهای دیگر پهن میشود.
با توجه به این نکات و معانی معلوم میگردد که کلمات مندرجه قبل از تای کاغذ صورت گرفته است و یا بعد از این واین معانی در موردی تحقق پیدا میکند که مرکب وجوهر آن مایع و سیال باشد وکلیه این رسیدگیها بوسیله دستگاه عکاسی و ذرهبینهای دقیق که کلمات را چند برابر بزرگ میکند انجام خواهد گرفت.
این عوامل و نکات بهیچوجه در دستگاه قضائی ایران مورد توجه واقع نمیشود واغلب از رسیدگیها که بوسیله کارشناسان صورت میگیرد سطحی بوده وبدون داشتن آلات و ادوات ومعلومات کافی اظهار نظر در امور قضایای مرجوعه مینمایند و با جان ومال و حیثیات و شئونات و اعتبارات مردم بازی میکنند و حقوق مردم همیشه در مقابل جاعلین و سند سازها و تزویر کنندگان در خطر بوده وحیات سیاسی و اقتصادی و مالی و اداری افراد واجتماع متزلزل میباشد علت این است که کلیه امور فردی و اجتماعی در کشور ما جز اسقاط تکلیف چیز دیگری نبوده است.
خوردن که از ضروریات زندگی است در جامعه ما وجودندارد نتیجهای را که دیگران از خوردن میگیرند ما نمیگیریم زیرا جویدن درعرف مابلع کردن است و خوردن به مثابه تنقیه فوقانی میباشد و اغلب به اختلال معدی و سوء هضم وزخم معده و روده مبتلا هستیم و این عمل حیاتی در نزد ما جز اسقاط تکلیف چیز دیگری نیست.
چو معده خراب داریم خواب هم نداریم خواب ایرانی حالت نزع و جان کندن است و مانند دیگران نمیخوابیم تا مسمومیت روحی و جسمی از خود رفع نمائیم و خواب هم در عداد اسقاط تکلیف محسوب میشود.
زناشوئی هم در جامعه ما جز اسقاط تکلیف چیز دیگری نیست.
منظور از زناشوئی این است که در باغ زناشوئی تخم چون خودی بیفشانی تا نهالی برتر از خود به بار آوری و چرخ خود رو ایجاد کنی ولی زناشوئی در عرف ما نه تولید مثل است و نه تولید مافوق بلکه تولید مادون میباشد و بیان نیچه فیلسوف آلمانی که میگوید دیوانگیهای کوتاه و بیشمار در عرف شما عشق نامیده میشود و ازدواج شما حمق ممتدی است که باین قبیل دیوانگیها خاتمه میدهد در ما مصداق پیدا نموده است که عین عبارت را که به چندین زبان ترجمه شده است ذیلاً نقل میکنیم.
آلمانی
Viele kurze Torheiten-das heisst bei euch Liebe. Und eure Ehe macht vielen kurzen Torheiten ein Ende, als eine lange Dummheit.
انگلیسی
Many brief follies-that ye call love, and your marriage maketh an end of many brief follies with one long stupidity.
فرانسه
Beaucoup de breves follies,-c'est la ce que vous appelez amour. Et votre mariage met fin a beaucoup de breves folies, par une longue sottise.
عربی
ان ماتدعونه عشقاً انما هو جنون بتتالی نوبه بعد نوبه حتی یجییء زواجکم خاتما هذه الحماقات بالحماقه المستقره الکبری.
تفریح هم در عرف ما عرق و ورق و شیره و تریاک و بدگوئی از دیگران و پاپوش دوزی است و نتایج مطلوبیرا که دیگران از قبیل گردش و تماشان گل و سبزه و سینما و تئاتر و ورزشهای جسمی و روحی میگیرند جز تضررات و آلایشها چیزی عاید ما نمیشود زیرا این نوع عملیات هم در عداد اسقاط تکلیف میباشد.
شبانه روز که بیست و چهار ساعت میباشد به سه قسمت تقسیم شده است هشت ساعت برای کار هشت ساعت برای تفریح و هشت ساعت برای استراحت.
در جامعه ما نه کار وجود دارد نه تفریح و نه استراحت و از نظر عدم رعایت این اصول سه گانه نتایجی از امور و قضایا گرفته نمیشود.
عمل ما مانند گاو عصار است که شب و روز در حرکت بوده و ذرهای از مسیر خود تجاوز نمی نمائیم با این تفاوت که چشمان گاو عصار بسته است و ما با چشمان باز این حرکات و عملیات مذبوحانه را مینمائیم روزها را شب و شب ها را روز میکنیم بدون اینکهدر نیروی فکری و اندیشه ما تغییری حاصل شود و از ثمرات علوم و فنون و حیات کنونی بهره و سهمی داشته باشیم.
این تصنیف کاملاً در ما مصداق پیدا میکند.
دارم عجب روز و شبی وین خواب وین بیداریم
بقول فیلسوف آلمانی «انتحار تدریجی را در جامعه ما زندگی نام
نهاده اند»
Langsamer Selbstmord nennen wir Leben
هر اندیشه ای که از علوم و فنون ریشه نگرفته باشد موهوم است و عدمش به از وجود میباشد.
باید زندگانی را پیشرفت داد و بر رونق آن افزود تکامل یعنی ترقی و تفوق بر مشکلات زندگی است.
نوع تمایل و نوع ارزش دادن ماست که نوع تصورات و نوع فکر ما را معین مینماید.
طرز شناسائی ما منوط به مقاصد ماست و مقاصد ما بر پایه احساسات ما قرار گرفته اند.
طرز نظر بدنیا و موجودات است که افکار متفاوت را ایجاد میکند. باری یگانه عاملی که باید برای کشف هر حقیقتی بکار برده شود دقت و توجه بامور و قضایا میباشد تا افراد نسبت به امر یا قضیه ای دقت نکنند قضاوت نسبت بآن دشوار و مشکل خواهد بود زیرا توجه و دقت قوای روحیه را مضاعف مینماید.
دقت عبارت از تمرکز ارادی حواس است روی شیئی و قضیه معینی.
اشیاء بزرگ فقط دارای صور و جهات مختلفه نیستند اشیاء کوچک هم واجد همین اوصاف میباشند.
دقت در حکم ذره بینی است که کلیه سطوح و جوانب و قسمتهای اشیاء و امور و قضایا را بزرگ نموده و حقایق آنانرا در نظر ما جلوگر میسازد.
دقت و توجه از نمایشات و تجلیات فعالیت روح است و عملی است که بواسطه آن فکر و هوش بشر مدتی روی موضوعی بیش از موضوعات دیگر توقف و مکث مینماید.
بسط فکر و هدایت و ارشاد فکر بطرف نقطه واحدی دقت میباشد زیرا اشیاء در بادی امر و اولین نظر یک طرف خود را بما نشان میدهند معرفت شناسائی ما نسبت به اشیاء بانظر اجمالی ناقص و غالباً غلط می باشد هر قدر آن شییء و قضیه و موضوع را زیر نظر خود قرار دهیم بیشتر بتمام صور و اشکال قضایا و امور و جوانب مختلفه آن آشنائی پیدا مینمائیم.
از نیوتن انگلیسی پرسیدند که قانون ثقل را چگونه بدست آوردی جواب داد در نتیجه فکر متمادی.
دکارت وجود انسان را از فکر میداند فردی که فاقد فکر باشد بآن وجود نمیتوان اطلاق نمود که عین عبارت او بزبان لاتینی و فرانسه نقل میشود.
Cogito ergo sum.
Je pense donc je suis.
یعنی می اندیشم پس هستم یا فکر دارم پس وجود دارم.
بقاء هر فردی روی اندیشه آن فرد میباشد.
در اینصورت باید همیشه در تقویت فکر خود بکوشیم تا بیشتر از عمل دقت نتیجه بگیریم یا بضاعت و سرمایه علمی کم نتیجه نیکوئی عاید ما نخواهد شد زیرا چهره دنیا برحسب حالت روحی و فکری ما عوض میشود.
افکار خود را در دایره تنگ راکد و جامد نگذاریم.
برای کشف جعل باید به محصول فکری نبوغ و دها علماء فیزیک و شیمی که برای ما ایجاد کرده اند پی برد تا با توسل بآن وسایل بتوانیم پرده از روی مجهولات خود برداریم.
هرچه دیده بصیرت انسان بیناتر شود بجهل خود بیشتر پی می برد.
امروزه با قدرت علم میتوان تمام نیروهای مخفی خود را نمودار ساخت.
باید این مه غلیظی را که در افق دستگاه قضائی ما پدیدار شده است با نیروی علم و فن برطرف نمود. و قضاوت را از صورت کمی بصورت کیفی در آورد و به آمار بازی خاتمه داد.
بیائید خود را از نو بنا کنید و از برون و درون ذاتی خود استمداد طلبید و محیط زندگی را بشکلی که مطلوب جهان امروز است در آورید و هر روز بردسته ای از مشکلات فائق آمده و به بسیاری از رموزات و مکنونات دهر دسترسی پیدا خواهید نمود.
آدمی درعالم خاکی نمیآید بدست عالمی دیگربباید ساخت واز نو آدمی
این دعادی شب تحویل اول سال را همیشه شعار حیات روزانه خود قرار دهیم تا تحولی در کلیه شئون حیاتی ما پیدا شود یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن حال
وسایل علمی و فنی امروزه برقدرت و توانائی ما افزوده است.
علوم و فنون امروزه وسیله خوبی برای درک حقایق و پی بردن بشگفتی ها و اسرار و نظامات عالم بشمار میرود.
دنیای کنونی که ما در آن زندگی میکنیم هیچگونه شباهتی با دنیای نیاگان ما ندارد.
پیشرفت علم فیزیک و شیمی کمک بزرگی به کشف جعل نموده و دوربین های مختلف برای عکاسی اسناد و مشاهده خطوط اختراع شده است از قبیل ذره بین های مخصوصی که اشیاء را بصورت برجسته می بیند و آنرامیکروسکوپ استره او سکوپیک (
Microscope Stereoscopique) مینامند.
و همچنین عکاسی موجودات ریز که تشخیص آن با چشم مشکل است و این عمل را میکروفتوگرافی (
Microphotographie) نامیده میشود و معاینه اسناد بوسیله اشعه ماوراء بنفش (Ultra Violet) و اشعه مجهول رادیوسکوپی (Radioscopie) و عکاسی بوسیله اشعه مجهول – رادیوگرافی (Radiographie) و مواد شیمیائی و غیره که در کشف جعل بکار برده میشود و در مقالات بعد به نحو تفصیل طرق دیگر کشف جعل و انواع آنرا اگر حیاتی باقی باشد شرح خواهیم داد.

منبع:http://www.ghavanin.ir/PaperDetail.asp?id=1076

نویسنده: محمدحسنی - سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱۸

 

دادگاه بدوی و تجدیدنظر: انتقال مال غیر (کلاهبرداری) از نوع جرائم بازدارنده و مشمول ماده 173 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری است.

دادنامه شماره 26/6/79ـ1771 شعبه ... دادگاه عمومی تهران: در خصوص شکایت آقای (ع.ت) علیه برادر و همسر برادرش به نامهای آقای (ر.ت) و خانم (ن.ب) دایر بر انتقال مال غیر (کلاهبرداری) بدین خلاصه که شاکی موصوف در تاریخ 22/6/79 با تقدیم شکوائیه ای به مجتمع قضائی...مدعی گردیده که مشتکی عنه موصوف سه دانگ مشاع از شش دانگ پلاک ثبتی شماره 4272 فرعی از 124 اصلی واقع در بخش 11 تهران را در قبال دریافت مبلغ معین به عنوان ثمن معامله به بیع قطعی طی قرارداد عادی مورخ 26/2/70 واگذار و نامبرده با هزینه در ملک یاد شده مبادرت به احداث اعیانی نموده است و حسب اطلاع عرصه پلاک ثبتی یاد شده متعلق به ستاد اجرایی حضرت امام خمینی (ره) بوده که شاکی در جلسه مورخ 26/2/79 این دادگاه توضیح داده که پلاک یاد شده را در اردیبهشت ماه سال 69 از نامبردگان خریداری و بعد از گرفتن گواهی عدم خلاف متوجه جعلی بودن سند ملک گردیده و لذا اقرارنامه عادی 26/2/70 را متعاقب اطلاع وی از عدم مالکیت مشتکی عنها از آنها دریافت داشته و در پاسخ به سؤال دادگاه که چرا در سال 69 بعد از اطلاع از جعلی بودن سند طرح شکایت ننموده است، اظهار داشته در سال 69 که عدم خلاف را گرفتیم متوجه جعلی بودن سند شدم، ولی برادرم به من تعهد داد که زمین را به نام من بکند و چون برادرم بود شکایت نکردم و دادگاه با ملاحظه تصویر اقرارنامه عادی مورخ 26/2/70 ملاحظه می نمود که مفاد آن حکایت از فروش نیمی از رقبه متنازع فیه در زمان ماضی توسط آقای (ر.ت) به برادرش آقای (ع.ت) دارد ولکن آقای (ر.ت) متعهد به بنام کردن سه دانگ سند به نام برادرش (ع.ت) گردیده است و سایر اوراق پرونده و از جمله تصویر نامه مورخ 21/11/74 که امضائات آقایان (ع و ر.ت) در ذیل آن منقوش است و خطاب به شعبه 29 دادگاه انقلاب اسلامی تهران تنظیم گردید، حکایت از علم و اطلاع نامبردگان از تعلق مالکیت ملک مورد دعوی به نهادهای انقلاب اسلامی دارد. اینک دادگاه با توجه به مجموع اوراق پرونده و عنایت به اینکه بر فرض وقوع بزه قابل تعقیب، موضوع مربوط به اردیبهشت سال شصت و نه می باشد و شاکی در تاریخ 22/6/79 شکایت خود را مطرح داشته است.

لذا با توجه به ماده 6 قانون آئین دادرسی کیفری که مرور زمان در مجازاتهای بازدارنده را از موجبات موقوفی تعقیب دانسته و نیز بند الف ماده 173 این قانون که مدت مرور زمان در جرایم با حداکثر مجازات مقرر بیش از سه سال حبس را ده سال از تاریخ وقوع جرم تعیین نموده و لحاظ نظریه مشورتی 6942/7ـ23/9/78 اداره کل محترم حقوقی قوه قضائیه و نظریه اکثریت قضات حاضر در جلسه مورخ 7/11/78 کمیسیون بررسی امور حقوقی قضایی استان تهران و اینکه مواد 16 و 17 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 راجع به تعزیر و مجازات بازدارنده و تبصره 1 ماده 2 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 راجع به تعریف تعزیرات شرعی، تمام مجازاتهایی که از طرف قانونگذاری برای حفظ نظم و مصلحت اجتماع برقرار و نوع و میزان آنها معین شده از جمله جرایم موضوع کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی و سایر جرائم قانونی که در این ارتباط است از نوع بازدارنده بوده هر چند که مشمول عنوان تعزیر به معنای عام کلمه نیز می باشد، ولی مجازاتی که شرعا نوع و میزان آن در اختیار حاکم قرار داده شده (از جمله مجازاتهای تعزیری مقرر در کتاب دوم قانون مجازاتهای اسلامی) صرفا مجازات تعزیری است و مشمول مرور زمان نمی شود لذا در نظر دادگاه بزه انتقال مال غیر (کلاهبرداری) نیز از جمله جرائم مشمول ماده 173 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری بوده و با مضی مدت مقرر قانونی به لحاظ شمول مقررات مرور زمان قابلیت تعقیب را نداشته و بنا به مراتب، ضمن هدایت شاکی به طرح دعوی حقوقی (در صورتی که مدعی حقی باشد) قرار موقوفی تعقیب در خصوص اتهام مطروحه صادر و اعلام می گردد، رأی صادره ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران می باشد.

 رئیس شعبه...دادگاه عمومی تهران...

رأی دادگاه

دادنامه شماره 8/3/80ـ448 شعبه...دادگاه تجدیدنظر استان تهران: در پرونده 79ـ14ـ1559 در خصوص تجدیدنظر خواهی آقای (ع.ت) با وکالت آقای (ک.ا) نسبت به دادنامه 1771 ـ26/6/79 صادره از شعبه... دادگاه عمومی تهران از حیث صدور قرار موقوفی تعقیب به جهت شمول مرور زمان موضوع ماده 173 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری، در امر بزه کلاهبرداری به نحو انتقال ملک غیر، ایراد و اعتراض در حدی نیست که بر اساس قرار معترض عنه خدشه مستوجب نقض وارد آورد و قرار دادگاه بدوی با توجه و استدلال و استناد به موازین قانونی اصدار یافته و از نظر این مرجع تجدیدنظر نیز نوع بزه منتسبه و مجازات قانونی آن از نوع مجازات بازدارنده با تعریف مقنن در ماده 17 قانون مجازات اسلامی بوده و اصرار وکیل تجدیدنظر خواه بر خروج مورد مطروحه از شمول مرور زمان عام ماده 173 مرقوم وجاهت قانونی ندارد. فلذا در اجرای ماده 257 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری بر تائید قرار معترض عنه اعلام نظر می نماید. این رأی قطعی است.

رئیس شعبه..دادگاه تجدیدنظر استان تهران .. مستشار دادگاه..

دیدگاههای قضایی قضات دادگستری استان تهران در مورد مرور زمان

نظریه اکثریت: نظر به اینکه ماده 173 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1378 برای جرایمی که مجازات قانونی آنها از نوع مجازات بازدارنده است قائل به شمول مرور زمان شده، ضابطه تشخیص این نوع جرائم چیست؟

نظریه اکثریت 7/11/78: با توجه به مواد 16 و 17 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 راجع به تعریف تعزیر و مجازات بازدارنده و تبصره 1 ماده 2 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 راجع به تعریف تعزیرات شرعی، تمام مجازاتهایی که از طرف قانونگذار برای حفظ نظم و مصلحت اجتماع برقرار و نوع و میزان آنها معین شده، از جمله جرائم موضوع کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی از نوع بازدارنده است. هر چند که مشمول عنوان تعزیر به معنای عام کلمه نیز می باشد ولی مجازاتی که شرعا نوع و میزان آن در اختیار حاکم قرار داده شده است (از جمله مجازاتهای تعزیری مقرر در کتاب دوم قانون مجازات اسلامی) صرفا مجازات تعزیری است و مشمول مرور زمان نمی شود.

نظریه اقلیت: هر فعل با ترک فعل که شرعا قابل تعزیر باشد از نوع تعزیر شرعی است و مجازاتی که صرفا برای حفظ نظم و مصلحت جامعه به موجب قانون برقرار می شود از نوع بازدارنده است. بنابراین برای تشخیص مجازاتهای تعزیری از بازدارنده باید به منابع فقهی مراجعه نمود.

در همین رابطه نظرات اداره حقوقی و تدوین قوانین قوه قضائیه و رای وحدت رویه شماره 20/8/1349ـ 228 صرفا از باب اطلاع بشرح ذیل به نظر خوانندگان محترم می رسد: نظریه 8751/7- 7/12/1378: مواردی در قوانین جزایی آمده است که تعیین نوع و میزان مجازات را در اختیار حاکم گذارده است مانند مجازات کسی که کمتر از چهار بار اقرار به زنا کند (موضوع ماده 68 ق.م.ا). این قبیل موارد فقط داخل در عنوان تعزیر می باشند نه مجازات بازدارنده. بنابراین در خصوص ملاک تفکیک مجازاتهای بازدارنده از مجازاتهای تعزیری باید گفت: بین مجازات های تعزیری و بازدارنده عموم و خصوص مطلق می باشد. یعنی تعزیر اعم است و مجازات های بازدارنده اخص، به عبارت دیگر با توجه به تعریف مجازاتهای بازدارنده در ماده 17 ق.م.ا.مصوب سال ،1370 تمام مجازاتهای مذکور در کتاب پنجم ق.م.ا1375. مجازات بازدارنده است.ضمنا تعریف تعزیرات شرعی در تبصره 1 ماده 2 ق.آ.د.ک1378. آمده است. نتیجتا اصطلاح تعزیر شامل مجازات بازدارنده هم می شود، لکن اصطلاح مجازات بازدارنده شامل تعزیرات شرعی نیست.

نظریه 8927/7 - 25/12/1378: 1- با توجه به تعریف مجازات بازدارنده در ماده 17 ق.م.ا1370. تمام مجازاتهای مذکور در کتاب پنجم از ق.م.ا1375. که نوع و میزان آن در قانون مشخص شده و برای حفظ نظم و مصلحت اجتماعی اعمال می شود، مجازات بازدارنده است و می تواند مشمول مقررات مرور زمان ق.آ.د.ک1378. شود2.- با عنایت به تعریف تعزیرات شرعی در تبصره یک ماده 2 ق.آ..د.ک 1378 و تعریف مجازات بازدارنده در ماده 17 ق.م.ا.مصوب ،1370 می توان گفت: بین اصطلاحات (تعزیر) و (مجازات بازدارنده) رابطه عموم و خصوص مطلق وجود دارد. به بیان دیگر اصطلاح تعزیر شرعی شامل مجازات بازدارنده هم می شود لکن اصطلاح بازدارنده شامل تعزیرات شرعی نمی شود.

نظریه 1344/7 - 5/2/1379: با توجه به تعریف مجازات بازدارنده در ماده 17 ق.م.ا،.مجازات کلاهبرداری و ارتشأ و اختلاس مجازات بازدارنده است و لذا می تواند مشمول مقررات مرور زمان ق.آ.د.ک1378. باشند. از نظریه 4139/7-22/9/1379: با توجه به تعریف مجازات بازدارنده در ماده 17 ق.م.ا.مصوب ،1370 تمام مجازاتهایی که نوع و میزان آنها در قانون مشخص شده است و در شرع برای آنها مجازات خاصی مقرر نگردیده است و برای حفظ نظم و مصلحت اجتماعی اعمال می شوند، مجازات بازدارنده هستند و می توانند مشمول مقررات مرور زمان مذکور در ق.آ.د.ک 1378 بشوند.

نظریه 10907/7-11/11/1379: مجازات های بازدارنده در مقابل تعزیرات شرعی است و شامل تعزیراتی که در شرع مقرر نشده است می شود.

از نظریه 2406/7-21/3/1380: بزه صدور چک بلامحل مشمول ماده 173 ق.آ.د.ک 1378 می باشد. می توان پس از حصول مرور زمان مقرر در بند مزبور، پرونده های مربوط به چک بلامحل را در اجرای احکام مختومه نمود. مجازاتهای جرایمی نظیر اختلاس، ارتشأ کلاهبرداری، جعل و صدور چک بلامحل و موارد مشابه از مجازاتهای بازدارنده بوده، ممکن است مشمول مرور زمان شود.

نظریه 5420/7 - 6/6/1380: تمامی جرائمی که نوع و میزان مجازات آنها توسط قانونگذار (حکومت به معنی عام کلمه) تعیین شده است نه شرع، مجازات بازدارنده است. مانند مجازاتهای مذکور در کتاب پنجم از قانون مجازات اسلامی. این مجازاتها به لحاظ اینکه نوع و میزان و تعداد آنها از طرف شرع معین نگردیده است، مشمول عنوان تعزیر نیز می باشند.

اما مواردی در قوانین جزایی آمده است که تعیین نوع میزان مجازات را در اختیار حاکم گذارده است.مانند مجازات کسی که کمتر از چهار بار اقرار به زنا کند (موضوع ماده 68 ق.م.ا.) این قبیل موارد فقط داخل در عنوان تعزیر می باشند نه مجازات بازدارنده.بنابراین در خصوص ملاک تفکیک مجازاتهای بازدارنده از مجازاتهای تعزیری باید گفت: بین مجازاتهای تعزیری و بازدارنده عموم و خصوص مطلق می باشد. یعنی تعزیر اعم است و مجازاتهای بازدارنده اخص. به عبارت دیگر با توجه به تعریف مجازاتهای بازدارنده در ماده 17 ق.م.ا،1370. تمام مجازاتهای مذکور در کتاب پنجم ق.م.ا،1375. مجازات بازدارنده است.ضمنا تعریف تعزیرات شرعی در تبصره 1 ماده 2 ق.آ.د.ک1378. آمده است، نتیجتا اصطلاح تعزیر شامل مجازات هم می شود.لکن اصطلاح مجازات بازدارنده شامل تعزیرات شرعی نیست.

1- الف: رای وحدت رویه 228-20/8/1349: چون تحقق بزه افترا در صورت اسناد صریح جرمی از طرف کسی به دیگری با سوء نیت، معلق به احراز کذب تهمت و عدم ثبوت عمل انتسابی در مراجع قضایی است که با این وصف، اسناد دهنده مفتری محسوب و به مجازات مقرر در قانون محکوم می شود، بنابراین شروع مرور زمان جرم افترا طبعا از تاریخ قطعیت عجز از اثبات اسناد و ثبوت کذب شکایت شاکی است نه صرف اعلام شکایت و اسناد بزه، لذا رای شعبه هشت دیوان عالی کشور نتیجتا صحیح و منطبق با موازین قانونی است.(با توجه به اینکه ماده مزبور ابتدای مرور زمان را از تاریخ اولین اقدام تعقیبی مقرر نموده ذکر رای وحدت صرفا از باب اطلاع است).

ب: نظریه اداره حقوقی  1171/7 - 2/3/1375: مجازات های مذکور در قانون مبارزه با مواد مخدر مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام و جزای نقدی مجازات بازدارنده است.

نظریه  اداره حقوقی 7162/7 - 4/10/1378: همان طور که در عنوان کتاب پنجم ق.م.ا 1375 (مجازاتهای تعزیری و بازدارنده) آمده است و با توجه به تعریف مجازاتهای تعزیری و بازدارنده در ق.ا.م، تمام جرائمی که نوع و میزان مجازات آنها توسط قانونگذار (حکومت به معنای اعم کلمه) تعیین شده است نه شرع، از جمله تمام مجازاتهای مذکور در کتاب پنجم از ق.م.ا، که نوع و میزان آنها مشخص شده است و برای حفظ نظم و مصلحت اجتماعی اعمال می شوند، مجازات بازدارنده هستند و در عین حال به لحاظ اینکه نوع و مقدار آنها از طرف شرع معین نگردیده است مشمول عنوان تعزیر نیز می باشند، اما مواردی در قوانین جزایی آمده است که تعیین نوع و میزان مجازات را در اختیار حاکم گذارده است مانند مجازات کسی که کمتر از چهار بار اقرار به زنا کند (موضوع ماده 68 ق.م.ا.) که این قبیل موارد فقط داخل در عنوان تعزیر می باشند نه مجازات بازدارنده.بنابراین به نظر می رسد که نسبت بین مجازاتهای تعزیری و بازدارنده عموم و خصوص مطلق باشد.

نظر به اینکه مجازاتهای موضوع قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح از جمله مجازاتهای بازدارنده و مشمول عنوان مجازاتهای عرفیه به نظر می رسد و با عنایت به اینکه ق.ا.د.ک1290. در خصوص دادگاههای نظامی، کماکان قابلیت اجرایی دارد و در بند 4 ماده 8 قانون مذکور، مرور زمان از موجبات موقوفی تعقیب شناخته شده و از طرفی قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح در خصوص مرور زمان ساکت است و در موارد سکوت قانون مذکور باید به ق.آ.د.ک1378. مراجعه نموده و ماده 173 ق.آ.د.ک ،1378 مرور زمان را مقرر داشته و مساعدتر به حال مرتکب می باشد، لذا مقررات مذکور در خصوص جرائم نیروهای مسلح نیز قابل اعمال به نظر می رسد. فرار از خدمت جرم مستمر تلقی می شود.

نظریه  اداره حقوقی8013/7-3/11/1378: 1- با توجه به تعریف مجازات بازدارنده در ماده 17 ق.م.ا.(مصوب 1370) تمام مجازاتهای مذکور در کتاب پنجم از ق.م.ا.(مصوب 1375) که نوع و میزان آن در قانون مشخص شده است و برای حفظ نظم و مصلحت اجتماعی اعمال می شود، مجازات بازدارنده است و می تواند مشمول مقررات مرور زمان آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 شود2.- با عنایت به تعریف تعزیرات شرعی در تبصره 1 ماده 2 آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 و تعریف مجازات بازدارنده در ماده 17 ق.م.ا،. می توان گفت بین اصطلاحات «تعزیر» و «مجازات بازدارنده» رابطه عمومی و خصوص مطلق وجود دارد، به بیان دیگر اصطلاح تعزیر، شامل مجازات بازدارنده هم می شود لیکن اصطلاح مجازات بازدارنده، شامل تعزیرات شرعی نیست.

نظریه اداره حقوقی 3160/7-1/4/1380: اولا اقدام مذکور در ماده 173 ق.آ.د.ک1378. شامل اقدامات تکمیلی و اقدامات تحقیقی نیز می شود. ولی آنچه مؤثر در احتساب مرور زمان می باشد، اولین اقدام تعقیبی است و دیگر اقدامات تکمیلی و یا تحقیقی تأثیر نخواهد داشت.ثانیا: با توجه به ماده 174 ق.آ.د.ک1378. هر گاه حکمی قطعی گردیده ولی اجراء نشده باشد، پس از انقضای مواعد مقرر در همان ماده اجرای آن موقوف می گردد.

1- نظریه اداره حقوقی 2447/7- 27/3/1380: چنانچه عدم اجرای حکم به جهت آن است که محکوم علیه به علت دیگری مشغول تحمل کیفر می باشد، مقرر شده است که پس از ختم آن مجازات، این حکم درباره اش به مرحله اجراء در آید از شمول ماده 174 مذکور راجع به مرور زمان عدم اجرای حکم خارج است. چون دستور اجرای آن خطاب به زندان صادر شده است مگر اینکه هیچ گونه دستوری مبنی بر اجرای این دادنامه صادر نشده باشد.
منبع:http://www.ghazavat.com/ghazavat.com/ghezavat14/One%20Vote,%20One%20Expereince.htm

نویسنده: محمدحسنی - دوشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱٧

 

عدم رعایت مفاد ماده 11 قانون مجازات اسلامی در تعیین مجازات مجرم اشتباه است.کیفر مجرم باید مطابق قوانین موضوعه حین ارتکاب جرم باشد مگر اینکه قانون مؤخر التصویب هنگام انشاء رأی اخف از قانون قبل باشد.توجه خوانندگان محترم را به آراء صادره در این خصوص جلب می نمائیم.

1ـ دادنامه شماره78/7/120917ـ1208 شعبه 1210 دادگاه عمومی تهران

در خصوص شکایت (د. ط) علیه (م. ج) دائر به کلاهبرداری و فروش مال غیر موضوع قراردادهای عادی فیمابین در مورد یک قطعه زمین به مساحت تقریبی 645 متر مربع واقع در خیابان ملاصدرا هر چند که این اراضی از اموال مصادره ای می باشد و دلیلی بر مالکیت اعیانی و حق ریشه و غیره وجود ندارد که (م. ج) ارائه نماید و حتی وکالتی که (م.س) به (م. ج) و (د. ط) داده دلیل برداشتن حق و حقوقی نمی باشد. معهذا از آنجا که (د.ط) از ابتدای قرارداد در جریان کامل این زمین بوده و طبق مفاد قرارداد بنابراین بوده که چنانچه در تصاحب زمین موفقیت حاصل نکردند چک ها مسترد شود. موضوع از مصادیق کلاهبرداری و فریب و تقلب نمی باشد و مستندا به اصل 37 قانون اساسی و با عنایت به توافق نامه های ارائه شده و سلب حق شکایت فروش مال غیر از ناحیه شاکی رأی بر برائت متهم فوق الذکر از بزه کلاهبرداری صادر می شود ولی در مورد شکایت (د. ط) علیه (م. ج) مبنی بر وصول چکهای امانی از ناحیه (د. ط) که کارشناس منتخب دادگاه امضاء  (د. ط) را جعل و هیأت کارشناسی نیز جعلی بودن و سفید امضاء بودن ورقه مورد بحث را اعلام نموده اند. بزهکاریش در این مورد محرز و مسلم و جعل و استفاده از سند مجعول را در این قضیه مقدمه جرم خیانت در امانت دانسته مستندا به ماده 674 قانون تعزیرات حکم به محکومیت وی به تحمل سه سال حبس تعزیری صادر می شود از آنجا که متهم (م. ج) فاقد پیشینه محکومیت کیفری است و شخصی معیل و استحقاق تخفیف در مجازات را دارد مستندا بماده 22 قانون مجازات اسلامی و ماده 728 قانون تعزیرات سه سال حبس وی به پرداخت چهل میلیون ریال جزای نقدی تخفیف و تبدیل می شود در مورد شکایت (م. ج) علیه (د. ط) دائر به کلاهبرداری و خیانت در امانت و نیز اتهام (ن. ر) دائر به کلاهبرداری با توجه به محتویات پرونده بلحاظ فقد دلیل کافی و عدم احراز سوء نیت متهمین و رعایت اصل 37 قانون اساسی رأی بر برائت آنها صادر می شود رأی صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم عمومی تجدیدنظر تهران می باشد.

 رئیس شعبه... دادگاه عمومی تهران... 

2ـ دادنامه شماره 1015و1014 شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان تهران در تأئید دادنامه بدوی

تجدیدنظر خواهی مورخه 23/11/78 آقای (م. ج) با وکالت آقای (غ. ک) کارآموز محترم وکالت و وکیل نامبرده به طرفیت آقای دکتر (د. ط) نسبت به دادنامه شماره 1209ـ1208ـ7/8/78 شعبه. . . دادگاه عمومی تهران مبنی بر عدم احراز بزه منتسب به کلاهبرداری صدور حکم بر برائت تجدیدنظر خواه از این اتهام و احراز بزه خیانت در امانت و جعل و سوء استفاده از سند مجعول و صدور حکم به محکومیت نامبرده به پرداخت مبلغ چهل میلیون ریال بدل از سه سال حبس تعزیری و صدور حکم بر برائت آقایان دکتر (د. ط) و (ن. ر) بلحاظ عدم احراز عنصر معنوی ـ سوء نیت، که در تاریخ 4/11/78 ابلاغ گردیده غیرموجه و مردود است. حق در مقام آنست که دادنامه صادره مغایرتی با موازین شرعی و مقررات قانونی ندارد و از آنجا که اعتراض مستدل و ایراد مؤثر و موجبی که اقتضاء  نقض و تصحیح دادنامه موصوف را بنماید ارائه و مطرح نگردیده علیهذا با رد تجدیدنظر خواهی دادنامه معترض عنه به هیأت مرقوم تأئید می گردد. این رأی قطعی است.

مستشاران شعبه...
دادگاه تجدیدنظر استان تهران...

3-دادنامه شماره 28/12/60879/40 شعبه چهلم دیوانعالی کشور در نقض دادنامه تجدیدنظر:

خلاصه جریان پرونده: آقای (م. ج) به اتهام کلاهبرداری و فروش مال غیر تحت تعقیب شعبه 1210 دادگاه عمومی تهران قرار گرفته بدین توضیح که در تاریخ 22/2/76 آقای (ف. م) به وکالت از آقای دکتر (د. ط) علیه آقایان (م. ج) و (ن. ر) تقدیم مجتمع قضائی میرداماد نموده و خلاصتا اعلام داشته مشتکی عنهما بموجب صلحنامه عادی مورخه 5/12/71 ابتدا 5/1 دانگ مشاع از ششدانگ حق اعیانی ریشه اولویت و تصرف یک قطعه زمینی به مساحت 645 مترمربع واقع در ملاصدرا در در قبال نه میلیون و ششصد هزار ریال بموکل فروخته اند و متقابلا موکل 5/0 دانگ خود را بموجب اقرار نامه موخره 31/3/72 به نامبردگان مسترد نموده است متعاقبا مشخص گردید اصولا نامبردگان مالکیتی در حق اعیانی نداشته و نهایتا ملک بنام ستاد اجرائی فرمان حضرت امام (ره) بوده و در خاتمه تقاضای تعقیب قانونی نامبردگان را نموده است در تحقیقاتی که از آقای (م. ج) بعمل آمده از شکایت شاکی اظهار بی اطلاعی کرده و در تحقیقاتی که از آقای (ن.ر) بعمل آمده ضمن مدافعاتی خلاصتا اظهار داشته هیچگونه مسؤولیتی در مقابل هیچکس نداشته است.

دادگاه پس از رسیدگی طبق دادنامه شماره: 1209ـ1208ـ 17/8/78 چنین رأی صادر کرده است (در خصوص شکایت (د. ط) علیه (م.ج) دائر به کلاهبرداری و فروش مال غیر موضوع قراردادهای عادی فیمابین در مورد یک قطعه زمین به مساحت تقریبی 645 متر مربع واقع در خیابان ملاصدرا هر چند که این اراضی از اموال مصادره ای می باشد و دلیلی بر مالکیت اعیانی و حق ریشه و غیره وجود ندارد که (م. ج) ارائه نماید و حتی وکالتی که (م. س) به (م. ج) و (د. ط) داده دلیل برداشتن حق و حقوقی نمی باشد معهذا از آنجا که (د. ط) از ابتدای قرارداد در جریان کامل این زمین بوده و طبق مفاد قرار داد بنابراین بوده که چنانچه در تصاحب زمین موفقیت حاصل نکردند چکها مسترد شود. موضوع از مصادیق کلاهبرداری و فریب و تقلب نمی باشد و مستندا به اصل 37 قانون اساسی و با عنایت به توافق نامه های ارائه شده و سلب حق شکایت فروش مال غیر از ناحیه شاکی رأی بر برائت متهم فوق الذکر از بزه کلاهبرداری صادر می شود ولی در مورد شکایت (د. ط) علیه (م. ج) دائر به خیانت در امانت و اقدام و وصول چکهای امانی و نیز ارائه اقرار نامه جعلی از ناحیه (م. ج) مبنی بر وصول چکهای امانی از ناحیه (د. ط) که کارشناس منتخب دادگاه امضاء  (د. ط) را جعل و هیأت کارشناس نیز جعلی و استفاده از سند مجعول را در این قضیه مقدمه جرم خیانت در امانت دانسته مستندا به ماده 674 قانون تعزیرات حکم به محکومیت وی به تحمل سه سال حبس تعزیری صادر می شود و از آنجا که متهم (م. ج) فاقد پیشینه محکومیت کیفری است و شخصی معیل و استحقاق تخفیف در مجازات را دارد مستندا به ماده 22 قانون مجازات اسلامی و ماده 728 قانون تعزیرات سه سال حبس وی به پرداخت چهل میلیون ریال جزای نقدی تخفیف و تبدیل می شود و در مورد شکایت (م. ج) علیه (د. ط) دائر به کلاهبرداری و خیانت در امانت و نیز اتهام (ن. ر) دائر به کلاهبرداری با توجه به محتویات پرونده بلحاظ فقد دلیل کافی و عدم احراز سوء نیت متهمین و رعایت اصل 37 قانون اساسی رأی بر برائت آنها صادر می شود رأی صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم عمومی تجدیدنظر استان می باشد)

 آقای (م. ج) با وکالت آقای (ع. ک) نسبت به دادنامه مذکور اعتراض و تجدیدنظر خواهی کرده شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان تهران طبق دادنامه شماره: 1015و1014ـ 30/7/79 دادنامه تجدیدنظر خواسته را تأئید کرده است سپس آقای (م. ج) درخواست اعمال ماده 268 قانون آئین دادرسی کیفری دادگاههای عمومی و انقلاب را نموده که پرونده در دادسرای دیوانعالی کشور مورد رسیدگی قرار گرفته و احد از آقایان دادیاران دادسرای مذکور چنین اظهار کرده است: (آنچه از مجموع محتوای پرونده احراز می شود این امر است که کلیه اقدامات فیمابین قبل از تصویب و لازم الاجرا شدن قانون مجازات اسلامی مصوب 2/3/1375 بوده است و با فرض احراز جعل و استفاده از سند مجعول و خیانت در امانت که دادگاه جعل و استفاده از سند مجعول را مقدمه خیانت در امانت گرفته است می بایست کیفر جرم را بر اساس قانون تعزیرات سابق (ماده 119) تطبیق و اعمال می نمود در حالی که دادگاه محترم بدوی به اسناد ماده 674 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 تعیین کیفر به حبس و سپس تقلیل و تخفیف آن به چهارمیلیون جزای نقدی کرده است در حالی که مطابق قانون، کیفر مجرم باید مطابق قوانین موضوعه حین ارتکاب جرم باشد مگر اینکه قانون مؤخر التصویب هنگام انشاء  رأی اخف از قانون قبل باشد علیهذا از جهت مذکور رأی محکومیت غلط است ایراد دیگری که بر حکم وارد است این نکته می باشد که دادگاه ابتدائا حداکثر کیفر حبس سه سال را بر اساس ماده 674 تعیین و سپس با اعمال تخفیف به چهار میلیون جزای نقدی تبدیل کرده است در حالی که با اعمال مقررات باب تخفیف دادگاه می باید حتی از حداقل کیفر قانونی در مورد استناد خودش که شش ماه حبس می شود نیز پائین تر بیاید نه اینکه اکثر کیفر را اعمال و سپس در جهت اعمال تخفیف به جزای نقدی چهار میلیون تبدیل کند.

نکته دیگر در موضوع این است که قانون جعل (119) تعزیرات سابق فقط تا 74 ضربه شلاق پیش بینی کرده است که با اعمال تخفیف نسبت به این کیفر قانون محکومیت به پرداخت این میزان جزای نقدی در حقیقت تخفیفی محسوب نمی شود و علیهذا صدور حکم محکومیت بنحو فوق و ابرام در مرحله تجدیدنظر استان صحیح نبود عقیده به اعمال ماده 269ـ آ. د. ک و نقض دادنامه 5 ـ1014ـ 30/7/79 شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان تهران دارم) که این نظریه مورد موافقت آقای دادیار دیگر دادسرای دیوانعالی کشور و کمیسیون دادسرا و نهایتا مورد موافقت جناب آقای دادستان کل قرار گرفته و سپس پرونده به دیوانعالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است.هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردیده پس از قرائت گزارش آقای. . . عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای. . . دادیار محترم دیوانعالی کشور اجمالا مبنی بر (با توجه به گزارش دادسرای دیوانعالی کشور و نظریه مورخه 30/11/79 دادستان محترم کل کشور تقاضای نقض دارم) در خصوص درخواست اعمال ماده 269 قانون آئین دادرسی کیفری دادگاههای عمومی و انقلاب توسط دادستان محترم کل کشور نسبت به دادنامه شماره 1015ـ1014ـ30/7/79  صادره از شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان تهران مشاوره نموده و چنین رأی می دهد:

 بسمه تعالی  

با ملاحظه محتویات پرونده درخواست جناب آقای دادستان کل مبنی بر نقض دادنامه شماره 1015ـ1014ـ 30/7/79 صادره از شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان تهران دائر بر تأئید دادنامه شماره: 1209ـ1208ـ17/8/78 صادره از شعبه 1210 دادگاه عمومی تهران بشرح نظریه آقای دادیار دادسرای دیوانعالی کشور موجه بوده و منطبق با مقررات ماده 269 قانون آئین دادرسی کیفری دادگاههای عمومی و انقلاب می باشد علیهذا مستندا به ماده مرقوم ضمن نقض دادنامه مذکور پرونده به شعبه دیگر هم عرض دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع می گردد.

 رئیس شعبه چهلم دیوانعالی کشور...
مستشار دیوانعالی کشور...

4- دادنامه شماره 3/10/168280 شعبه 12 دادگاه تجدیدنظر(شعبه همعرض):

به دلالت محتویات پرونده آقای. . . بر اساس شکایت آقای (د. ط) به اتهام خیانت در امانت (اقدام به وصول چکهای امانی) مستندا به ماده 674 قانون مجازات اسلامی بدوا به تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم و سپس با اعمال ماده 22 قانون مرقوم به پرداخت چهل میلیون ریال جزای نقدی تبدیل می گردد. (دادنامه شماره 1208ـ 1209 مورخ 17/8/78 شعبه 1210 دادگاه عمومی تهران) رأی صادره با اعتراض محکوم در شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان تهران مطرح که عینا تأئید گردیده است (دادنامه شماره 1014و 1015) با تجدیدنظر خواهی فوق العاده محکوم علیه پرونده از طریق دادستانی کل در شعبه چهلم دیوانعالی کشور مطرح و شعبه مزبور بموجب دادنامه شماره 608/40 مورخ 28/12/1379 تجدیدنظر خواهی فوق العاده را وارد دانسته و با نقض رأی شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه همعرض ارجاع که اینک دادگاه نظر بمراتب فوق و ملاحظه محتویات پرونده تجدیدنظر خواهی را از حیث استناد به ماده قانونی و تعیین مجازات وارد میداند زیرا به دلالت سند عادی مورخ 6/12/71 چکهای مورد بحث در تاریخ مذکور به عنوان امانت درید آقای. . . قرار گرفته است و نامبرده دلیلی بر استرداد چکها به تجدیدنظر خوانده (د. ط) اقامه ننموده و استناد وی به سند عادی 17/4/73 (صفحه چهل پرونده) به دلیل مجعول و مخدوش تشخیص شدن آن بر اساس نظریه هیأت کارشناسی موجه نبوده و مردود می باشد اما آنچه مسلم است عدم استرداد چکها (خیانت در امانت) در زمان حاکمیت قانون تعزیرات پیشین بوده و محکومیت وی بر اساس قانون مجازات اسلامی سال 1375 مبتنی بر اشتباه است. از این رو دادگاه ضمن تأئید دادنامه معترض عنه از حیث اساس مجرمیت مستندا به ماده 119 قانون تعزیرات پیشین (قانون زمان وقوع جرم) و رعایت بند 5 ماده 22 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1379 ضمن اصلاح مواد استنادی دادگاه بدوی مجازات وی را نیز به پرداخت مبلغ پنج میلیون ریال جزای نقدی بدل از شلاق تبدیل و مستندا به ماده 269 قانون آئین دادرسی کیفری و تبصره 3 ذیل آن رأی معترض عنه را تأئید می نماید رأی صادره قطعی است.

رئیس شعبه 12 دادگاه تجدیدنظر استان تهران...
مستشار دادگاه...

منبع:http://www.ghazavat.com/ghazavat.com/ghezavat18/One%20Vote,%20One%20Expereince.htm

نویسنده: محمدحسنی - دوشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱٧

 

شعبه ... تشخیص دیوان عالی کشور: طبق ماده1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری ،  صدور حکم به رد مال در صورتی جایز است که اصل مال کشف شده و موجود باشد . در رابطه با موضوع نظر خوانندگان محترم را به آرای ذیل جلب می نماییم.

رأی دادگاه

1ـ دادنامه شماره  3483 مورخ 3/11/81  شعبه ... دادگاه عمومی تهران

«در خصوص اتهام آقای (س.ا) دایربه کلاهبرداری از آقای ( م.ص) به مبلغ چهل میلیون ریال نظر به محتویات پرونده و گزارش واصله که حاکی است شاکی جهت اخذ ویزای فرانسه به سفارتخانه آن کشورمراجعه می کند و در مقابل سفارتخانه با متهم که دارای سوابق کیفری مشابه( کلاهبرداری ) می باشد روبه رو می شود،  مشارالیه با معرفی خود به نام (ر.س) وانمود می کند از کارمندان سفارتخانه می باشد و قادر است در ازای دریافت مبلغ فوق الذکر ویزای فرانسه تهیه نماید که پس از جلب اطمینان شاکی و اخذ مدارک، ویزای مذکور را به طور جعلی تهیه که این موضوع در هنگام خروج شاکی از کشور توسط مامورین اداره گذرنامه کشف می گردد.

علی هذا نظر به اظهارات شاکی و شناسایی متهم توسط وی از طریق مشاهده عکس متهم در آلبوم اداره آگاهی فرودگاه و علی رغم دفاعیات بلاوجه متهم مبنی بر اینکه به عنوان عامل اطلاعات درصدد کشف جاعلین با آژانس گلنام مراجعه می نمودم و جهت اخذ ویزای شاکی مبلغ چهارصد و هشتاد هزار ریال پرداخت نمودم که درتحقیقات معموله و استعلام انجام شده اظهارات وی تکذیب گردیده و با توجه به سابقه مشابه وی در همین رابطه اتهام انتسابی از نظر دادگاه ثابت تشخیص فلذا متهم را مستندا به ماده یک از قانون تشدید مجازات مرتکبین به اختلاس و ارتشاء و کلاهبرداری به تحمل چهارسال حبس و پرداخت مبلغ چهل میلیون ریال معادل مال موضوع کلاهبرداری به عنوان جزای نقدی و پرداخت همین مبلغ در حق شاکی محکوم می نماید و در خصوص اتهام آقای (م.ص) دایر بر معاونت در جعل نظر به عدم احراز اطلاع وی از جعلی بودن ویزا مستندا به اصل 37 قانون اساسی رأی برائت صادر می گردد رأی صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز قابل تجدیدنظر خواهی در دادگاههای تجدیدنظر استان تهران می باشد.»

دادرس شعبه...دادگاه عمومی و قاضی ستاد مبارزه با جرائم ویژه

2ـ دادنامه شماره 2492 مورخ 29/11/81 شعبه... دادگاه تجدیدنظر استان تهران

تجدیدنظر خواهی آقای (س.ا) نسبت به دادنامه شماره3483ـ 3/11/82 صادره از شعبه ... دادگاه عمومی تهران در قسمتی که مشعر بر محکومیت او به تحمل چهار سال حبس و پرداخت چهل میلیون ریال جزای نقدی به صندوق دولت و رد مال به شاکی به مبلغ چهل میلیون ریال بابت کلاهبرداری موضوع شکایت آقای (م.ص ) می باشد وارد نیست زیرا رأی تجدیدنظر خواسته موافق موازین قانونی و با رعایت اصول و قواعد دادرسی صادر گردیده و ایراد و اشکال اساسی که نقض آن را ایجاب کند متوجه آن نمی باشد تجدیدنظر خواه نیز در این مرحله مطلب مؤثر و قابل اعتنائی عنوان نکرده لذا ضمن تقلیل میزان مجازات حبس مقرر در دادنامه تجدیدنظر خواسته از چهارسال به 18 ماه حبس دادنامه مذکور در قسمت مورد اعتراض به استناد قسمت الف ماده 257 قانون آیین دادرسی کیفری تائید می شود . این رأی قطعی است.

رئیس شعبه...دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه...

3ـ دادنامه شماره1397/3مورخ27/5/82 شعبه... تشخیص دیوان عالی کشور

خلاصه جریان پرونده :
به موجب دادنامه شماره2483مورخ 3/11/81  صادره از شعبه ... دادگاه عمومی تهران آقای (س.ا) به اتهام کلاهبرداری از آقای (م.ص) تحت تعقیب قرار می گیرد، بدین توضیح که شاکی جهت اخذ ویزای فرانسه به سفارتخانه کشور مذکور مراجعه می کند و در مقابل سفارتخانه با متهم که دارای سابقه کیفری مشابه می باشد روبه رو می شود و مشارالیه خود را به نام (ر.س) از کارمندان سفارتخانه معرفی می کند که قادر است در ازای دریافت وجه ویزای فرانسه تهیه کند،  پس از جلب اطمینان شاکی و اخذ مدارک، ویزای مذکور به طور جعلی تهیه و در اختیار شاکی قرار گرفته که این موضوع هنگام خروج شاکی از کشور توسط مأمورین اداره گذرنامه کشف شده به نحو استدلال مندرج در رأی با احراز مجرمیت به استناد ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ... کلاهبرداری به تحمل چهار سال حبس و پرداخت مبلغ چهل میلیون ریال معادل مال موضوع کلاهبرداری به عنوان جزای نقدی و رد همین مبلغ به شاکی محکوم شده است. با تجدیدنظر خواهی محکوم علیه طی دادنامه شماره 2492 مورخ 29/11/82 صادره از شعبه 32 دادگاه تجدیدنظر تهران ضمن رد تجدید نظرخواهی دادنامه تجدیدنظر خواسته تأیید شده است . محکوم علیه در مهلت قانونی تقاضای اعمال تبصره 2 ماده 18 قانون ... را نموده درخواست متقاضی پس از وصول به دفتر کل.. . و ثبت به این شعبه ارجاع شده که به کلاسه 82/3/1273 ثبت و در جریان رسیدگی قرار گرفته است.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای ... عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد .

بسمه تعالی

«با توجه به رأی صادره از دادگاه عمومی و تجدیدنظر استان و اینکه مطابقت آرای مزبور با مقررات قانون قابل توجیه و مورد تأیید است درخواست آقای (س.ا) در خصوص احراز مجرمیت و محکومیت به حبس و پرداخت جزای نقدی موجه و قابل پذیرش نیست و قرار رد آن صادر و اعلام می گردد . اما در مورد رد مال با توجه به اینکه طبق ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری صدور حکم به رد مال در صورتی جایز است که اصل مال کشف شود و موجود باشد و در مانحن فیه شرط مزبور محقق نیست درخواست مشارالیه موجه است و بنابراین آرای صادره از دادگاه عمومی و تجدیدنظراستان در این قسمت نقض و محکومیت به رد مال کان لم یکن و منتفی اعلام می گردد . مقرر است دفتر اقدامات لازم در مورد اعلام مراتب به اجرای احکام معمول دارند . رأی صادره قطعی است .»

هیأت شعبه آقایان 1ـ ...رئیس 2ـ ...مستشار  3 و4 ... اعضاء معاونین

منبع:http://www.ghazavat.com/ghazavat.com/ghezavat20/One%20Vote,%20One%20Expereince.htm

نویسنده: محمدحسنی - دوشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱٧

 

شعبه ... تشخیص دیوان عالی کشور:  با بررسی یکی از احکام مورد اعتراض آن را از حیث تحقیقات و رسیدگی ناقص تشخیص و پرونده امر را به منظور رفع نواقص و رسیدگی مجدد و سپس صدور رای مقتضی به همان شعبه دادگاه (تجدیدنظر استان تهران) ارجاع نموده است . از طرفی نظریه شماره 26/8/82-7143/ 7 اداره حقوقی قوه قضائیه بیان نموده است که:در قانون مطلقا راجع به اختیار شعب تشخیص ( دیوان عالی کشور) به نقض آرای مورد رسیدگی و ارجاع پرونده به مرجع دیگر تصریح نشده است. تا نظر شما چه باشد.

دادنامه شماره 961/2 تاریخ 23/5/82 شعبه... تشخیص دیوان عالی کشور: (1)

خلاصه جریان پرونده :

برابر دادنامه شماره ... صادره از شعبه... دادگاه عمومی تهران آقای ص - خ  به اتهام ساخت (جعل) مهر شکوائیه مجتمع قضایی ... تهران با توجه به اعلام گزارش مرکز حفاظت و اطلاعات قوه قضائیه  به تحمل مدت شش ماه حبس تعزیری محکوم شد ( بعدا آقای ع - ن  نیز طی دادنامه شماره ... به اتهام شرکت در جعل ( ساخت ) مهر قاضی کشیک و ... نیز به کیفر مقرر محکوم شد و تجدیدنظر خواهی آقای ص - خ نسبت به محکومیت اش طی دادنامه شماره .... صادره از شعبه ... دادگاه تجدیدنظر استان تهران با تایید دادنامه تجدیدنظر خواسته مردود اعلام شد آقای ص - خ با ارائه لایحه ای در چهار برگ در تاریخ 27/2/1381 ضمن پیوست کردن تصاویر آراء مذکور و گواهی ابلاغ دادنامه تجدیدنظری و ابطال 10هزار تمبر درخواست اعمال مقررات تبصره 2 ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و ا نقلاب و درخواست اعاده دادرسی را به استناد بند 6 ماده 272 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری نمود اما مبلغ پنج هزار  ریال که می بایست بابت هزینه دادرسی به صندوق سپرده دادگستری تودیع و قبض آن را ارائه می نمود پرداخت یا تودیع نکرده است پس از تنظیم گزارش مورخه 10/4/1382 این عضو ممیز و پیرو تصمیم مورخه  11/4/1382 اعضای هیئت شعبه پرونده های محاکماتی مطالبه شد اما پرونده بدوی واصل شد ولی پرونده تجدیدنظری واصل نگردیده متقاضی موصوف در لایحه ای درخواست رسیدگی خارج از نوبت را نمود و خانم م - خ به عنوان وثیقه گذار او درخواست آزادی سند خویش را نمود که ریاست محترم شعبه در تاریخ 21/5/1382 دستور رسیدگی خارج از نوبت را صادر نمودند مندرجات پرونده های بدوی که به کلاسه متعدد ثبت شده و بسیاری از اوراق به نحو نامـرتب نگهداری و صفحه شماری شده مورد بررسی و مداقه قرار گرفت که حاوی شش جلد می باشد که در پرونده  بدوی به کلاسه ... شعبه ... دادگاه عمومی تهران پس از اعلام شکایت آقای م - ا وکیل رسمی دادگستری و عضو کانون و کلای دادگستری مرکز علیه آقای ع - ن که سابقا در پرونده های موکل او بوده به اتهامات جعل عناوین متعدد و اخاذی و جعل احکام مربوط به زندان اوین و استفاده از مهر جعلی قاضی کشیک دادگستری و ... به عنوان ریاست مرکز حفاظت و اطلاعات قوه قضائیه توسط اداره مزبور اقدام به انجام تحقیقات مقدماتی شده و یک نسخه رونوشت دادنامه شماره ... شعبه ... دیوانعالی کشور مجعول نیز ارائه که پیوست می باشد ( صفحه 29 جلد اول ) ... با گزارش مراتب ( پس از انجام تحقیقات از شاکی ) در تاریخ 4/10/1379 رسیدگی به موضوع به دادرس محترم شعبه ... دادگاه عمومی تهران ارجاع گردید که دستور تکمیل تحقیقات مورد نظر را ضمن اعاده پرونده صادر نمود پرینت تلفن مورد نظر از مخابرات مطالبه و واصل شد در تاریخ  27/10/1379 از منزل مشتکی عنه بازرسی و اموال و اشیاء مکشوفه صورت جلسه گردیده متهم نیز دستگیر و از او تحقیق شد منکر اتهامات معنونه گردید ولی در تحقیقات مورخه 28/10/1379معموله توسط آقای دادرس موصوف اظهار ندامت و پشیمانی کرد و تقاضای عفو و بخشش نمود با صدور قرار بازداشت موقت که مورد موافقت معاون مجتمع قضایی ... قرار گرفته پس از بازداشت در زندان اوین در اختیار مرکز حفاظت و اطلاعات قوه قضائیه قرار داده شد که بطور مفصل از او تحقیق به عمل آمد ازآقای ص - خ در اداره مزبور در تاریخ 13/2/1379 تحقیق شد ضمن اعلام نحوه آشنایی خویش با آقای ع - ن در مورد ساختن مهر جعلی توضیح داد روز بعد توسط آقای دادرس از او در وقت فوق العاده تحقیق شد به گناه معنونه اقرار کرد به علت عجز از تودیع وثیقه بازداشت و جهت تکمیل تحقیقات مقرر به مدت دو روز در اختیار مرکز حفاظت  و اطلاعات موصوف قرار داده شد و در تاریخ 22/12/1379 خانم م -ف اقدام به تودیع وثیقه درمورد آقای ص - خ نمود که پس از صدور قرار قبولی دستور آزادی وی صادر شد... تحقیقات و رسیدگی در مورد متهم ردیف اول و چند نفر دیگر ادامه یافت اعتراض آقای ع - ن به قرار بازداشت موقت به شرح دادنامه شماره ... در پرونده کلاسه ... شعبه ... دادگاه تجدیدنظر استان تهران مردود اعلام شد ( صفحه 412 جلد 2) آقای م - ص با ارائه وکالتنامه وکالت خود را از آقای ع -ن اعلام نمود ( صفحات (465 و 466 جلد سوم) پس از انجام تحقیقات و رسیدگی در تاریخ 27/3/1380 از شاکی و نیز متهم ردیف اول در تاریخ 9/4/1380 از متهم پس از تحقیق از شاکی با تفهیم اتهاماتش آخرین دفاع اخذ شد برخلاف ... گذشته این بار منکر اتهامات خویش شد و افزوده در پرونده کلاسه ... در شعبه ... دادگاه عمومی تهران مستقر در مجتمع قضایی ... تهران علیه آقای م - ا اعلام شکایت کرده در تاریخ 6/5/1380 در پرونده کلاسه ... از او به عنوان شاکی در مورد شکایتش علیه آقای م - ا ... تحقیق شد پس از تحقیق از آقای م - ا به عنوان متهم در مورد شکایتی که به شرح مذکور علیه او به عمل آمده بود در موردش قرار کفالت صادر شد که با معرفی کفیل آزاد ماند و پرنده های دیگر به کلاسه ها ... پیوست می باشد و به موجب دادنامه شماره ... در پرونده کلاسه ... آقای ص - خ به اتهام ساخت مهر جعل شکوائیه کشیک مجتمع قضایی... با احراز مجرمیت  اش با استدلال مقید و به استناد ماده 525 قانون مجازات اسلامی (بند دوم) و رعایت کیفیات مخففه به تحمل مدت شش ماه حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم شد و پرونده امر در مورد اتهام آقای ع - ن مفتوح ماند و آقایان ع - د و س م - م از اتهامات مقید با استدلال معلوله تبرئه شدند ( صفحات 723 لغایت مضبوط در جلد پنجم ) در تاریخ 3/4/1381 از آقای  م - ا به عنوان شاکی و آقای ع - ن به عنوان متهم و ... تحقیق شد در پایان طرفین درخواست مهلت جهت سازش کردند در تاریخ 27/4/1381 و 17/6/1381 در پرونده ها به کلاسه های ... از آقای م - ا و ع - ن تحقیق شد آقای ع - ن با استرداد اعلام شکایت در مورد جرائم معنونه علیه آقای م - ا با توجه به سازش به عمل آمده ضمن اظهار ندامت از ارتکاب جرائم مطروحه و با شرح توافق به عمل آمد و استرداد اموال شاکی موصوف و ... در پایان درخواست کرد تا با توجه به موضوع گذشت آقای م - ا نسبت به صدور حکم اقدام گردد و آقای شاکی موصوف نیز با توجه به استرداد قسمتی از اموالش توسط متهم و ابراز ندامت  مراتب گذشت خود و ا نصراف شکایتش اعلام و درخواست مختومه شدن پرونده را نمود که سرانجام طی دادنامه شماره ... مبادرت به صدور آراء مقتضی در مورد مشارالیه و نیز مفتوح ماندن پرونده در مورد متهم دیگر شد و بعدا طی دادنامه شماره ... به استناد ماده 6 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری اقدام به تخفیف در مجازات مقرر در مورد آقای ع - ن ... گردیده است تجدیدنظر خواهی آقای ص -خ نیز طی دادنامه شماره...  صادره از شعبه ... دادگاه تجدیدنظر استان تهران مردود اعلام و دادنامه تجدیدنظرخواسته درموردش ابرام شد .

هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای ... عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده درمورد درخواستهای مذکور آقای ص - خ نسبت به دادنامه شماره ... تجدیدنظری مشاوره نموده و چنین رأی می دهد: 

رای شعبه

بسمه تعالی - با توجه به مجموعه مندرجات پرونده امر آقای ص - خ بشرح مندرج در صفحات 323 یا ( 289) لغایت 329 ( یا 295) به جعل یا ساختن مهر اقرار کرده اما در تحقیقات مورخه 14/12/1379 توسط آقای دادرس شعبه ... دادگاه عمومی تهران اتهام او ساخت یا جعل مهر شکوائیه دادگستری مقیم...  قید شده صفحه 328 یا 294 مضبوط در جلد دوم) ولی در تحقیقات مورخ20/12/1379 (صفحه 359 یا 325  جلد مذکور ) مهر قاضی کشیک قید شده در تحقیقات مورخه 17/8/1380 به شرح صفحه 648 نیز اتهام او ساخت مهر جعلی شکوائیه دادگستری ( کشیک ) مقیم ... تهران تصریح شده و آقای ع - ن به شرح صفحه 493 اتهام خویش را در ارتباط با شرکت در ساخت مهر جعلی قوه قضائیه ( قاضی کشیک ) واستفاده از مهر معنونه...  رد کرد ... با توجه به اینکه معلوم نیست مهر مزبور کشف و ضبط شده یا خیر در صورت کشف مهر مورد نظر پیوست پرونده های بدوی واصله نمی باشد و در دادنامه بدوی به شماره ... نیز از اتهام آقای ص - خ ساخت مهر جعلی شکوائیه کشیک مجتمع قضایی ... قید شده اما مشخص نیست آیا از مهر مورد نظر توسط آقای ع - ن سوء استفاده شده است یا خیر و نقش مهر مذکور پیوست نمی باشد آقای ص - خ به شرح لایحه تجدید نظرخواهی اش که در تاریخ 27/2/1382 ثبت دفتر شعبه تشخیص شده مدعی شده که آقای ع - ن به او گفته برای ساختنن مهر مورد نظر مجوز دارد که بعدا به او ارائه می کند اما ارائه نکرده است که می بایست در این مورد نیز تحقیقات لازم و منجمله مواجهه حضوری بین طرفین معمول تا صحت و سقم ادعای وی محرز گردد لذا در موارد فوق الذکر تحقیقات و رسیدگی ناقص است بنا به مراتب و با انطباق مورد با شق 2 بند ب ماده 265 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری و تبصره 2 ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب با نقض دادنامه شماره ... صادره از شعبه ... دادگاه تجدیدنظر استان پرونده امر به منظور رفع نواقص مذکور و رسیدگی مجدد و سپس صدور رای مقتضی به همان شعبه ... دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع می گردد رأی صادره قطعی است اما در خصوص درخواست اعاده دادرسی مشارالیه نسبت به دادنامه مزبور قطع نظر از اینکه هزینه دادرسی مقرر را برابر گزارش عضو ممیز تودیع نکرده است چون دادنامه تجدیدنظری مزبور برابر رأی صدرالذکر این شعبه نقض گردیده است لذا موجبی برای طرح رسیدگی درخواست مزبور باقی نمی باشد.

رئیس شعبه ... تشخیص دیوانعالی کشور ...
مشتشار شعبه ...
اعضاء معاون شعبه ... و ... و ....

بسمه تعالی
مدیر کل محترم اداره حقوقی قوه قضائیه

با سلام و احترام خواهشمند است نظریه مشورتی اداره حقوقی را در رابطه با سؤال زیر اعلام فرمایید:

1-با توجه به تبصره 2 ماده 18 اصلاحی قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب و با توجه به ماده 21 به بعد آئین نامه اجرائی قانون مذکور وجه تفارق و تفاوت شانی و نحوه رسیدگی شعب تشخیص با شعب دیوان عالی کشور چیست؟

2-با توجه به صریح قسمت دوم تبصره 2 ماده 18 اصلاحی قانون مذکور که مقرر داشته : در صورتی که شعبه تشخیص وجود خلاف بین را احراز نماید رای را نقض و رای مقتضی صادر می نماید و چنانچه وجود خلاف بین را احراز نکند قرار رد تجدیدنظر خواهی را صادر خواهد نمود، آیا شعبه تشخیص فارغ از موارد یاد شده و مصرحه می تواند مبادرت به رسیدگی شکلی و نقص تحقیقاتی نموده و با نقض دادنامه قطعی مجددا پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه تجدیدنظر ارجاع دهد.

با احترام
حمید محمدی ـ رئیس شعبه 19 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
نظریه شماره 7143/7 تاریخ 26/8/82 اداره حقوقی قوه قضائیه
ریاست محترم شعبه 19 دادگاه تجدیدنظر استان تهران

بازگشت به استعلام شماره 905 مورخ    10/8/82  نظریه مشورتی اداره کل حقوقی و تدوین قوانین قوه قضائیه به شرح زیر اعلام می شود:

1-شعب تشخیص دیوان عالی کشور صلاحیت رسیدگی مجدد نسبت به تمام آراء قطعی را دارند که خلاف بین قانون و در موارد سکوت قانون ،خلاف بین شرع صادر و ظرف مهلت قانونی نسبت به آن درخواست تجدید نظر شده باشد اما با عنایت به این که فقط بعضی از آراء قطعی قابل رسیدگی فرجامی است، شعب دیوان عالی کشور صلاحیت رسیدگی فرجامی نسبت به تمام آراء قطعی را ندارند . دیگر این که شعب دیوان عالی کشور نسبت به بعضی از آراء غیر قطعی ، صلاحیت رسیدگی تجدیدنظر دارند در حالی که رسیدگی مجدد شعب تشخیص منحصرا نسبت به آراء قطعی مقدور است . سوم این که آراء شعب دیوان عالی کشور در مهلت قانونی قابل رسیدگی مجدد در شعب تشخیص است اما عکس آن صادق نیست . چهارمین تفاوت این است که شعب تشخیص ، صلاحیت رسیدگی  شکلی و ماهوی را دارند و خود باید در این زمینه رأی بدهند و این رأی قطعی و غیر قابل اعتراض و رسیدگی مجدد است ( به استثناء قسمت اخیر تبصره 2 ماده 18 اصلاحی 28/7/1381 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب ) ، در حالی که شعب دیوان عالی کشور با نقض رأی پرونده را برای رسیدگی به دادگاه صالح ارجاع می کنند . تفاوت پنجم مربوط به مهلتهای فرجامخواهی و تجدیدنظر خواهی نسبت به آراء از شعب دیوان عالی کشور با مهلت درخواست رسیدگی مجدد از شعب تشخیص (20 روز و یکماه از تاریخ ابلاغ رأی) است . سایر تفاوتها با مراجعه به قوانین آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب درامور کیفری و مدنی مصوب سالهای 1378 و 1379 و قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 28/7/1381 قابل احصاء است از قبیل تعداد اعضاء دو مرجع مذکور برای تشکیل و رسمیت جلسه و اکثریت لازم برای اعتبار آراء و غیره .

2-با عنایت به هدف از تشکیل شعب تشخیص دیوان عالی کشور و قطعی و غیر قابل اعتراض بودن آراء شعب تشخیص و این که در قانون مطلقا راجع به اختیار شعب تشخیص به نقض آراء مورد رسیدگی و ارجاع پرونده به مرجع دیگر، تصریح نشده است، اگر شعبه تشخیص دیوان عالی کشور در رسیدگی ماهوی و شکلی خود در پرونده مطروحه به نقص تحقیقات پی ببرد، خود باید نسبت به تکمیل تحقیقات مورد نظر اقدام نماید و مجوزی برای نقض حکم و اعاده پرونده برای تکمیل تحقیقات به نظر نمی رسد اما عند الاقتضاء می تواند از طریق اعطاء نیابت قضائی نسبت به تکمیل تحقیقات اقدام نماید.

معاون اداه کل حقوقی و تدوین قوانین قوه قضائیه - صدر الدین کیوانی

پی نوشت:در متن رأی شعبه هیچ نوع ویرایشی اعمال نشده است تا نماینده نوع تهیه گزارش و صدور رأی از سوی همکارانمان نیز باشد، صرفا اسامی اشخاص با حروف اختصاری آورده شده است.
منبع:http://www.ghazavat.com/ghazavat.com/ghezavat22/One%20Vote,%20One%20Expereince.htm

نویسنده: محمدحسنی - سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱۱

 

دادنامه شماره 276 – 51/7/58 شعبه ... دادگاه عالی انتظامی قضات:
◄تخلف انتظامی به جهت صدور حکم غیرمستدل بر محکومیت متهم پرونده به جرم جعل سند عادی در حالی که کارشناس مستند مذکور را سفید امضا اعلام کرده است که مجازات آن غیر از مجازات جعل می‌باشد.
موضوع رسیدگی: کیفرخواست شماره ... دادسرای انتظامی قضات مبنی بر اعلام تخلف آقای ... رئیس شعبه ... دادگاه عمومی حقوق تهران که بعدا طی نامه شماره ... دادسرای مرقوم نام قاضی نامبرده ... اصلاح شده است.
جریان امر: آقای ... دادیار انتظامی پس از مطالبه و ملاحظه پرونده موضوع شکوائیه انتظامی با درج ماحصل آن سرانجام چنین اظهارنظر می‌نماید: 1- متهم در مدافعات و لوایح تقدیمی شکایت مطروحه را تکذیب و درجهت اثبات بی‌گناهی خود و اصالت مستند مدرکیه به شهادت شهود و گواهان ذیل اجاره‌نامه استناد می‌کند و علیرغم آنکه شهود متهم برای جلسه 82/2/1 احضار شده ولی از آنان تحقیقی به عمل نیامده و در ادامه رسیدگی هم شهود متهم احضار نگردیده و به مدافعات وی جهت اثبات بی‌گناهی او توجهی نشده است حق قانونی متهم نادیده گرفته شده که برخلاف صریح مواد 148 به بعد قانون آیین دادرسی کیفری و از موارد تخلف می‌باشد. 2- طبق ماده 68 قانون آیین دادرسی کیفری صرف شکایت برای شروع به رسیدگی کافی است و... در استفاده از نظر اهل خبره هزینه آن به عهده شاکی و متهم نیست آقای ... رئیس دادگاه در اعتراض متهم به نظریه کارشناس اولیه و ارجاع به هیات پرداخت هزینه آنان را به متهم محول می‌کند نتیجه انکه با عدم پرداخت حق‌الزحمه به اعتراض متهم ترتیب اثر نداده و او را محکوم حبس نموده است در حالی که در امور کیفری پرداخت هزینه دادرسی بر عهده شاکی و یا متهم نمی‌باشد و... 3ـ تحمیل حق‌الزحمه کارشناس به عهده شاکی و یا متهم موجب تعیین و تجدید بلاجهت اوقات دادگاه اعم از وقت نظارت و وقت رسیدگی و اطاله دادرسی گردیده است. 4- دادگاه در وقت فوق‌العاده و بدون تعیین وقت رسیدگی و تشکیل جلسه رسمی و در غیاب طرفین و بدون استعلام هویت شاکی و متهم مبادرت به انشاء رای نموده از مفاد بند (ج) ماده 177 و ماده 192 قانون آیین دادرسی کیفری تخلف نموده است. 5- دادگاه به استناد ماده 536 قانون مجازات اسلامی برای متهم تعیین مجازات نموده و دلیل بزهکاری او را نظریه کارشناس عنوان می‌نماید طبق نظریه کارشناسی که در واقع یگانه دلیل محکومیت متهم است امضاء ذیل اجاره‌نامه منتسب به شاکیه با استکتابی از وی مطابق دانسته اما بنا به جهات مندرج در نظریه کارشناسی که خارج از حیطه کارشناسی و نظر دادگاه و شکایت شاکیه بوده سند مزبور را سفید امضاء قلمداد کرده حال بر فرض که نظر کارشناس درست باشد اتهام جعل سند عادی نبوده بلکه استفاده از سفید امضاء و مشمول ماده 673 قانون مزبور است نه ماده 536 دادگاه ضمن تخلف در توصیف و انطباق عمل انتسابی با خودداری از استماع شهادت شهود و عدم رسیدگی به اعتراض متهم به نظریه کارشناس حکمی غیرمستدل و غیرمستند صادر کرده از مواد 214 قانون آیین دادرسی کیفری و اصل 166 قانون اساسی تخلف کرده است. بنا به مراتب به استناد قسمت دوم ماده 20 و رعایت ماده 25 نظامنامه راجع به تشخیص انواع تقصیرات انتظامی قضات از حیث تکرار تخلفات تقاضای تعقیب و مجازات انتظامی نامبرده را دارد آقایان معاونین دادسرای انتظامی قضات طبق جهات و مبانی استدلالی منعکس در نظریه‌های خویش با ایراد آقای دادیار انتظامی در فراز 2 و 3 نظریه ایشان مخالفت و نسبت به سایر ایرادات با آقای دادیار موافق عقیده بوده‌اند. سرانجام با نظریه اقای معاونین دادسرا موافقت شده به شرح کیفرخواست انتظامی شماره بالا و به استناد قسمت دوم ماده 20 و ماده 25 نظامنامه راجع به تشخیص انواع تقصیرات انتظامی قضات تقاضای مجازات انتظامی قاضی مشتکی عنه انتظامی شده است. پس از ابلاغ کیفرخواست از سوی ایشان لایحه دفاعیه واصل شده که هنگام شور قرائت می‌شود.
اینک شعبه ... دادگاه عالی انتظامی قضات به ترتیب فوق تشکیل است پس از قرائت گزارش امر و لایحه دفاعیه با کسب نظر معاون محترم دادسرای انتظامی قضات مبنی بر اتخاذ تصمیم شایسته و قانونی مشاوره نموده و به شرح آتی رای صادر می‌نماید:
رای دادگاه
صدور حکم غیرمستدل بر محکومیت متهم پرونده به جرم جعل سند عادی توسط رئیس دادگاه با استناد به نظریه کارشناس که طبق نظریه ایشان مستند سفید امضاء بوده که از آن استفاده شده و استفاده از سفید امضاء غیر از جعل سند که هر یک مکافات علیحده دارد می‌باشد و همچنین صدور رای در وقت فوق‌العاده بدون تعیین وقت رسیدگی و تشکیل جلسه رسمی با حضور طرفین آن هم با نادیده گرفتن تقاضای متهم در زمینه استطلاع از گواهان او برای اثبات بی‌گناهی به ترتیب منعکس در گزارش مبنای کیفرخواست انتظامی تخلف است و دفاع ایشان موثر تشخیص داده نشد. بنا به مراتب آقای ... رئیس شعبه ... دادگاه عمومی حقوقی تهران را به استناد شق سوم ماده یک قانون اصلاح پاره‌ای از مواد قانون استخدام قضات مصوب 1317 به کسر خمس حقوق ماهیانه به مدت دو ماه محکوم می‌نماید درخواست تشدید مجازات سبب تکرار تخلف انتظامی با توجه به تاریخ سوابق منعکس کاردکس ثبت مشخصات وارد نبوده و رد می‌شود رای صادره قطعی است
.

منبع:http://www.ghazavat.com/43/parvande.htm

نویسنده: محمدحسنی - یکشنبه ۱۳۸۸/۱٢/٩

 

محمود سرشار

چه عواملی اسلوب خط را تشکیل میدهد
جعل چیست و برای کشف آن چه باید کرد
در شماره 51 به روؤس مسائل علمی جدید در باره علائم بیماریهای روحی در خط اشاره گردید تا خوانندگان گرامی پس از مطالعه و تأمل دریابند که علماء و دانشمندان در چه خطوطی برای کشف حقیقت سیر کرده و تا چه حدی دایره معلومات را پهناور نموده و روز به روز بر وسعت آن میافزایند تا ورقی نو و باب تازهای در علوم و فنون باز و بشر را به روشنائی علم عروج دهند.
ولی برعکس ما دایره تحقیق و مطالعات را در کلیه امور محدودتر ساخته و فقط با اسقاط تکلیف و رجزخوانی میپردازیم و به دانشهای عامیانه اکتفا کرده و انتظار داریم از این روش تحول و تغییری در کلیه شئون حیاتی ما دست دهد.
سازمانهای ما بدست دو مستحفظ سپرده شده است یکی جهل و دیگری بیتقوائی و آنچه را که پدران ما ساختهاند به تخریب آن دست میزنیم و هر چه از جامعه بعنوان امانت بما سپرده شده است در صدد تصاحب و تملک آن بر میآئیم و چیزی که بحساب نمیآید کشور و افراد آن میباشد.
محال است با نیرنگها و خدعهها و پشت هماندازیها و هوسرانیها بتوانیم کاری برای مردم انجام دهیم .
باید با تمام قوا با مجعولات حیاتی مبارزه نمود و معلومات زمانرا منظور نظر قرارداد تا راه سیرو سلوک عقلی برای ما فراهم شده و نتایج حاصله از آن عاید جامعه و کشور گردد.
سیر در مـــدرکات دنیایی کنونی ما را بسر منزل مقصود میرساند.
معرفت در میان هر قوم بمنزله چراغی است که از طبیعت همان قوم روغن میگیرد.
این است یگانه سر طلوع و افول تمدن و بقاء و زوال اقوام و ملل دنیا.
زنده بیمعرفت در حکم مرده بوده و قوم بیدانش به مثابه قالبی بیروح میباشد.
هر جامعهای که بطرف کمال نرود محکوم به زوال است.
با آنکه شش هزار سال است از عمر کشور ما میگذرد شدائد در کلیه شئون حیاتی ما افزون یافته و بصورت رنج و محنت و نومیدی در آمده باز هم تکیه کلام ما این است که برای اصلاحات وقت لازم است و با این فرصت کم نمیتوان توقعات زیاد ملت را عملی نمود.
وقتی آگه شوی از حال دلم ای صیاد
که بکنج قفسم نیست بجز مشت پری
در صورتیکه امریکا با این عمر یکصدو هشتاد ساله خود در نتیجه کار و فعالیت چشمان افراد جهانرا از ترقیات مادی و معنوی خود خیره کرده و عظمتی را ایجاد نموده است که تمام عالم سرتعظیم در مقابل آن فرود میآورند.
با این عوامل از قبیل مجلات مفتضح و فیلمهای مخرب اخلاق و قمارخانهها که در کشور ما وجود دارد و کلیه افراد اعم از مرد و زن و اطفال ما را آلوده نموده و محال است جامعه ما روی عافیت به خود به بیند و ما را در طریق علوم و فنون بیندازد و کسی هم به فکر چارهجوئی نبوده بلکه بر عکس در تقویت و بسط آن ساعی و کوشا میباشند.
این فساد اخلاق و عقبماندگی از قافله تمدن و فلاکت و بدبختیها و هرج و مرج مولود اجتماع ماست و کلیه امور ما از همین جامعه باید الهام بگیرد.
بشر تقریباً کلیه مسائل مربوطه بکره ارض را حل نموده و امروزه میخواهد بکرات دیگر دسترسی پیدا نماید متأسفانه در کشور ما با اخذ انواع مالیاتها و عوارض و وجوه بعناوین دیگر و کمکهای خارجی و وامها و سایر درآمدههای حاصله از منابع ارضی هنوز موضوع آب ـ گوشت ـ روشنائی ـ سوخت ـ تسطیح راهها و وسایل ارتباطیه و مواصلات که از ضروریات ابتدائی بشر و از مسائل پیش پا افتاده امروزه دنیا بشمار میرود جزء برنامههای اصلاحی دولتها قرار گرفته و تحت آزمایش و مطالعه میباشد در صورتیکه تمام کشورهای عالم اعم از متمدن و عقب افتاده از تمام این عوامل حیاتی به نحو اتم و اکمل استفاده مینمایند.
هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچهایم
خداوند در سوره کهف در آیات 100-102 و103و104 چنین میفرماید:
و عرضنا جهنم یومئذ للکافرین عرضاً – الذین کانت اعینهم فی غطاء عن ذکری و کانوا لایستطیعون سمعاً.
قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالاً – الذین ضل سعیهم فی الحیوه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعاً.
جهنم را جایگاه و محل سکونت کافران قرار دادیم- این افراد کسانی هستند که پرده در مقابل چشمشان بوده و به شنوائی قادر و توانا نمیباشند- بگو به آنها که از اعمال بیهوده و زیانآمیز خود آگاه هستید – زیرا سعی و کوششتان در دوره حیات بیفایده و عبث بوده و بتصور خود کارهای نیکوئی انجام میدهد.
تا رذائل نفس در ما وجود دارد محال است چشمان مرمود ما حقیقت را دریابد.
حافظ میگوید
رویش به چشم پاک توان دید چون هلال
هر دیده جای جلوه آن ماه پاره نیست
سعدی میگوید
حقیقت سرائی است آراسته
هوی و هوس گرد برخاسته
نبینی تو جائیکه برخاست گرد
نبیند نظر گرچه بیناست مرد
تا موقعی که غبار و زنگار نادانی و فساد از صفحه آئینه چشم و دلهای ما ردوده نشود محال است به مشاهده جمال ربوبیت و مظاهر آن نائل شویم.
ملیونها روشنائی و معرفت در کمون اشیاء نهفته است و در حقیقت در ذرات عالم تابش دارد ولی از نظر بیدلان و نابینایان مستور و مکتوم میباشد.
همه موجودات گویا و شنوا و حساس و شاعر و جان دارند و در حال تسبیح میباشند و صاحبدلان و بینایان را مجذوب عظمت خود مینمایند ولی ما ایام را به غفلت میگذارنیم.
یسبح لله مافی السموات و الارض
آلفره دوموسه نویسنده و شاعر فرانسوی چنین میگوید:

بگوئید بمن ای زمین و ای آسمانها بگوئید بمن این دریای تیره و خروشان.
اگر شما فاقد احساس هستید پس چه چیز است در شما.
که قلب را به تزلزل در آورده و زانوها را خم مینماید.
جلالالدین بلخی همین معانی را در ضمن این اشعار گفته است
جمله ذرات عالم در جهان با تو میگویند روزان و شبان
ما سمیعیم و بصیریم و خوشیم با شما نامحرمان ما ناخوشیم
آب و باد و خاک و آتش بندهاند با من و تو مرده با حق زندهاند
اینک پس از این انتباه نامه به ذکر دنباله مبحث آثار بیماریهای جسمی که در کشف جعل مؤثر است میپردازیم.
امراض عمومی
آثار تمام بیماریها در خط منعکس و نقش میبندد و علائمی مانند امراض دماغی و عصبی در خط ایجاد نموده که معرف نوع بیماری بوده و هر ناظر و بینندهای که آشنا بوجود آن علائم باشد میتواند بسهولت به کسالتهای نگارنده آن معرفت حاصل نماید.
آثار الکی حاد در خط
خطوط افرادی که به بیماریهای الکلی حاد مبتلا هستند متضمن علائم ذیل میباشد:
1- تاب و پیچ خوردگی حروف و سطور
2- انحناء و خمیدگی قاعده کلمات
3- بی ترتیبی کلمات و حروف ترسیمیه
4- غیر منظم بودن ارتفاعات حروف
5- بینظمی فواصل کلمات و حروف
6- سطربندیهای بد
7- تغییرات زیاد در اشکال حروف
آثار بیماری الکلی مزمن در خط
علائم و آثاری در خطوط الکلیهای مزمن مشهود میگردد که بشرح زیرین میباشد:
1- نقصان تدریجی ارتفاع حروف نسبت به آغاز و پایان نوشته
2- ظهور ارتعاش منظم و ثابت و دائمی و عمودی در خط و حروف ترسیمیه
3- تغییر صورت کلمات نهائی
4- برداشت زیاد قلم و وجود نقطه و لکهها در کلمات
آثار ورم مفاصل در خط
آرتریتیسم
این بیماری در دوره طفولیت مخفی بوده و بیشتر متوجه افراد بزرگ و سالمند میگردد.
مبتلایان به بیماریهای نقرس- تنگ نفس- مرض قند یا دولاب- قولنج کبد- ورم کلیه – صداع – اگزما اغلب به این عارضه مبتلا هستند.
افرادی که به این بیماری در دوره طفولیت مبتلا هستند در چهره و سیمای آنان اگزما مشهود میگردد و در بزرگی نیز به سرماخوردگی و رعاف و ورم گلو و حنجره و خارش و سنگ مثانه دچار میشوند و مقدار زیادی آسید اوریک و آسید اگزالیک دربول آنان ظاهر میگردد.
این بیماری با رژیم غذائی نباتی و شیر- دوغ- ماهی– نان- سبزیخام و میوهجات به استثنای اسفناج و ازگیل و بادام و انگور فرنگی معالجه میگردند و نوشیدن آب خالص و آب ویتل بسیار مفید میباشد.
آثار قلمی این بیماران دارای علائم زیر میباشد:
1- طرز تحریر آنان سنگین و یکنواخت میباشد.
2- خطوط آنان افقی است
3- تشخیص خط درشت آنان از ریزکار دشواری است
4- رسمالخط آنان درست و کامل نمیباشد
5- عدم وجود نرمی در خطوط آنان
آثار بیماریهای معده در خط
افرادی که مبتلا به زخم و قرحههای معدی هستند آثار ترسیمیه آنان دارای خطوط نزولی است و از این طریق میتوان به وجود این بیماری وقوف حاصل نمود.
آثار بیماریهای کبد در خط
خطوط اشخاصی که به امراض کبدی مبتلا هستند دارای سطور و خطوطی است که همواره مایل بوده و بطرف پائین متمایل میباشد.
آثار بیماریهای محاری ادرار در خط
امراض مجاری ادرار انعکاس زیادی در خط داشته و در نیم دایره د ذ ع غ ف ق س ش مشهود گردیده و در موقع برگشت خط هنگام ترسیم نیم دایره به سختی معطوف به عقب میگردد.
خط کورها
افرادی که قوه بینائی خود را از دست داده و کور میشوند در نتیجه عادت میتوانند بدون هیچگونه زحمتی بنویسند.
کورهای مادرزاد را علاوه بر تعلیم الفباء مخصوص میتوان به فرا گرفتن ماشین تحریر و نوشتن وادار نمود.
کورها برای تحریر مداد را از قلم بیشتر ترجیح میدهند زیرا در موقع حرکت دست برای پیداکردن دوات ممکن است قلم با مرکب زیادتر آغشته شده و در روی کاغذ لکههائی بگذارد.
اغلب از کورهای دانشمند برای احتراز از این عمل قلم خودنویس بکار میبرند تا نوشتجات آنان فاقد این معایب بوده باشد.
کورها برای سطر بندی منظم راهنمای ماگنر را که یک نوع مسطری است بکار میبرند.
این راهنما مرکب از یک مقوائی است که در فاصله هر سانتی متر آن یک لولا میباشد هر سطری را که مینویسند تا کرده و به سطر دیگر میپردازند تا نوشته خاتمه پذیرد و بدین ترتیب سطور آن روی یک قاعده و سطح قرار گرفته فقط ارتفاع حروف در معرض تغییر قرار میگیرد.
اگز شخص کور راهنمای مذکوره در فوقرا مورد استفاده قرار ندهد برای احتراز از اینکه سطور نوشتهاش روی هم قرار نگیرد مجبور است بدین نحو عمل نماید:
انگشت سبابه دست چپ خود را روی کاغذ میگذارد تا آغاز سطور نوشته معین گردد و انگشت کوچک را طرف چپ قرار میدهد تا قسمت نهائی سطور معلوم گردیده و با تلمس با دست راست در فواصل این دو انگشت مینویسد.
خطوط کورها از نظر شباهت و اسلوب با خطوط دوره بینائی آنان اختلافی ندارد ولی دارای آثاری از قبیل بیترتیبی و تردید و کندی و لرزش میباشد و تمرکز خطوط حاکی از این است که دست- ساعد و آرنج روی کاغذ آرام و بیحرکت بوده فقط نوک انگشت با کاغذ تماس پیدا مینماید.
یکنفر کور موقعی که میخواهد نقطههای حروف و یا مد روی الف بگذارد ممکن است نقطه و مد با حروف تلاقی نمایدو یا در اطراف و روی حروف و کلمات دیگر واقع شود که معانی کلمات را تغییر دهد و یا کلمهای با حروف و کلمات دیگر برخورد نماید و آنها را نیز غیر خوانا کند و فواصل کلمات هم زیاد و از حد معمول و عادی خارج میگردد.
اگر تحریرات کورها با مرکب صورت گیرد قلم در موقع اصابت با مرکب بیشتر آغشته شده و لکههای زیادی در روی کاغذ ایجاد مینماید.
نوشتجات کورها بیشتر به کاغذ تکیه نموده از ترس اینکه مبادا تماس با کاغذ را از دست داده و فواصل آنرا گم نماید و یا اینکه حروف و کلمات غالباً پررنگ و یا بهیچوجه دارای رنگ نبوده و در اثر برخورد شدید قلم و کاغذ را سوراخ مینماید.
حال برای تشحیذ ذهن خوانندگان محترم به شرح مختصری از علل کوری میپردازیم.
علل کوری
نمایانترین قسمت مغز ما چشم است که بتوسط دستگاه اعصاب مهمی چه با مغز و چه با سایر احساسات بدن مربوط خواهد بود.
هرچه در محیط خود میبینیم در مراکز بینائی ما آثاری میگذارد که اساس و بنیان زندگی بعدی ما را تشکیل میدهد.
بینائی در پرورش فکر دخالت بیشتری از سایر حواس خواهد داشت.
کلیه احساسات و عواطف قلبی افراد را از قبیل – محبت – نفرت – عشق – غضب و غیره را در چشمهای آنان میتوان خواند و چشم مترجم احساسات و افکار و مکنونات قلبی بوده و بمنزله زبان بینالمللی میباشد.
کوری بیماری خاصی نبوده و در نتیجه یک سلسله از امراض ایجاد میگردد:
1- تراخم
2- آب مروارید
3- آب سبز که در اثر ازدیاد اوره و آلبومین پیدا میشود.
4- تاری چشم
5- اختلالات اعصاب باصره در نتیجه سیفلیس
6- ناخنک یا ورم قرنیه
ورم نسج ملتحمه در نتیجه چرک سوزاک و غیره
جرحها و ضربتهای وارده در جنگ و سوانح کار
مرض قند
این ضایعات بیشتر متوجه غشاء عصبی چشم از قبیل شبکیه مشیمه قرنیه و زجاجیه میباشد.
هر نویسندهای اسلوب و شیوهای دارد که حکایت از خصوصیات اخلاقی و روحی و جسمی و مزاجی او مینماید و این سبکها بشرح زیرین است:
بزرگ- کوچک- مایل- مستقیم- وارونه- صعودی- نزولی- محدب- مقعر- مارپیچ- سیخی- ردیف- سوارشده- مدور- گوشهدار- قوسی و کمانی- حاشیهدار- باز- بسته- دندانهدار- بندکشیده- متصل- مجتمع- فاصلهدار- کاهشی- فزونی- نازک- پست- بالابرده- ساده- پیچیده- مرکب- پیشپا افتاده- قانع- مهیج- تندرو- کشیده- مسدود- گرزی- تیر- ضعیف- محکم- کممایه- پرمایه- تصاعدی- تناقصی- تند- عجولانه- معلوم- نامعلوم- آویزان- دست برده شده- ناقص- بادقت- مرتب- بیدقت- منظم- غیرمنظم- روشن- درهم- متراکم- فاصلهدار- چسبیده- گشاد- ثابت- متغیر- متجانس- ناموزون- یکنواخت- جورواجور- موزون- بیترتیب- متناسب- غیرمتناسب- غیرمرتب- گلچین- دیمی- سبک- بریده- سنگین- قرص- شل- برجسته- تابدار- تیره- جازم- مردد و مشکوک- شکسته- نستعلیق- نسخ- شکسته نستعلیق- الحاقی- حکشده- متشنج و لرزان- نقطهدار- بینقطه- کثیف- فریبنده- زورکی- چلیپا- کوفی- طومار- جلیل- مجموع- ریاسی- ثلثین- نصف- جوانحی- مسلسل- غبارجلیه- مئوامرات- محدث- مدمج- منثور- مقترن- حواشی- اشعار- لؤلؤی- مصاحف- فصاحالنسخ- غبار- عهود- معلق- مخفف- مرسل- مبسوط- مقور- ممزوج- مفتح- معماه- مئولف- توامان- معجز- مخلع- دیوانی- سیاقت- قرمه- رقاع- ترسل- ریحانی- ثلث
جعل در امضاء
امضاء و تعریف آن
امضاء عبارت از اسم و علامتی است که در ذیل اسناد و نوشتجات گذارده شده و کاشف از این است که مدلول و مفاد آن مستند به فعل و تصدیق امضاء کننده بوده و یا بر طبق اراده او تنظیم گردیده است.
تاریخچه امضاء
در دوره امپراطوری روم و قرون وسطی امضاء عبارت از ترسیم صلیب و یا حلقه با نگین و یا بینگین بوده که در آخر نوشتجات و اسناد تنظیمیه بکار میبردند و این عمل بیشتر به افرادی اختصاص داشت که قادر به نوشتن نبودند.
از قرن چهاردهم به بعد مهر را اختراع نمودند و آنرا در ذیل نوشتجات به جای حلقات و صلیب استعمال مینمودند استعمال علامت و اسم از قرن شانزدهم معمول گردید. در 1554 بموجب فرمان هانری دوم کلیه افراد ملزم بودند که در موقع تنظیم نوشتجات و اسناد رسمی ذیل آنرا امضاء نمایند و این عمل یکی از تشریفاتی است که در تنظیم اسناد هم تاکنون معمول و متداول است و کاشف از قصد امضاء کننده بوده که نسبت به مدلول آن وقوف و اطلاع حاصل نموده است.
اغلب کتب خطی و تابلوهای نقاشی و کتیبهها و حجاریها دارای تاریخ و امضاء بوده و معرف سازنده آن میباشد.
اساتید ایتالیائی کمتر به این امر مبادرت مینمودند و اغلب از کارهای آنها بدون امضاء میباشد ولی اساتید مکتب آلمانی و هلندی اسامی خود را در ذیل کارهای خود میگذاشتند تا از این طریق اعمال دستی خود را به مردم معرفی نمایند.
در اسلام هم تنظیم نوشتجات و اسناد بدون امضاء و اثر انگشت صورت میگرفت دلیل بارز آن آیاتی است که در قرآن کریم نسبت به تنظیم اسناد وجود دارد و در سوره بقره آیات 282 و 283 که آیه اولی از بزرگترین آیات قرآنی است در باره تنظیم نوشتجات و اسناد چنین میگوید:
یا ایها الذین امنوا اذا تداینتم بدین الی اجل مسمی فاکتبوه و لیکتب بینکم کاتب بالعدل و لایاب کاتب ان یکتب کما علمه الله فلیکتب و لیملل الذی علیه الحق و لیستقالله ربه و لایبخس منه شیئاً فان کان الذی علیه الحق سفیهاً او ضعیفاً او لا یستطیع ان یمل هو فلیملل ولیه بالعدل و استشهدوا شهیدین من رجالک فان لم یکونا رجلین فرجل و امراتان ممن ترضون من الشهداء ان تضل احدیهما فتذکر احدیهما الاخری و لایاب الشهداء اذا مادعوا و لا تسمئوا ان تکتبوه صغیراً او کبیراً الی اجله ذلکم اقسط عندالله و اقوام للشهاده و ادنی الا ترتابوا الا ان تکون تجاره حاضره تدیرونها بینکم فلیس علیکم جناح الاتکتبوها و اشهدوا اذا تبایعتم و لایضارکاتب و لاشهید و ان تفعلوا فانه فسوق بکم و اتقوالله و یعلمکمالله و الله بکل شیء علیم.
و ان کنتم علی سفر ولم تجدوا کاتباً فرهان مقبوضه فان امن بعضکم بعضاً فلیؤد الذی اؤتمن امانته و لیستق الله ربه و لا تکتموا الشهاده و من یکتمها فانه اثم قلبه والله بما تعملون علیم.
ای کسانیکه ایمان آوردهاید هر موقعی از کسی وام گرفتید که در موعد معینی بپردازید عمل شما باید مسبوق بنوشته باشد و آن سند بوسیله نویسنده عادلی برشته تحریر در آورده شود و نباید از رعایت اصول متعلقه به تنظیم اسناد سرپیچی نمائید و بنویسید آنچه را که تقریر میشود بدون اینکه کسر و نقصانی داشته باشد و اگر صاحب حق مجنون و یا مریض باشد این عمل باید بوسیله ولی و نماینده او بر طبق اصول عدالت صورت گیرد و نوشته با حضور دو گواه مرد و در صورت نبودن مرد با حضور یک گواه مرد و دو گواه زن تنظیم شود که در صورت فراموشی هر یک از آنها دیگران را یادآوری نماید و گواهان نباید در موقع ادای شهادت از اظهارحقیقت خودداری کرده و یا آنرا کم و یا زیاد نمایند تا هرگونه شبههای بکلی مرتفع گردد زیرا رعایت این اصل علاوه بر ازدیاد اعتماد بشهود موجب رضایت خدا هم خواهد بود و اگز معامله بین دو نفر بصورت معاطات صورت گیرد دیگر نیازی به تنظیم نوشته و سند نبوده و نباید بدون جهت اسباب مزاحمت کاتب و گواهانرا فراهم آورد و مبادرت باین امر یک نوع تمرد محسوب شده و باید از خدا ترسید زیرا خداوند آموزگار کل است و بهر چیز واقف و آگاه میباشد.
و اگر در سفر باشید و نویسندهای برای تنظیم سند بدست نیاورید وثایقی برای استیفای حق خود از مدیون بگیرید و در حفظ امانت نهایت درجه کوشش را بخرج دهید و از کتمان حقیقت بپرهیزید زیرا مستنک بزهکار محسوب شده و خداوند از مکنونات و اعمالش کاملاً آگاه است.
امروز در کلیه صنایع از قبیل جواهرسازی و شیشهگری و ظروفسازی و سایر مصنوعات استعمال امضاء معمول بوده و مشتریان اینگونه امتعه را از روی امضاء معامله مینمایند.
کلیه امور و نوشتجات و اسناد اشخاص حقوقی و معنوی از قبیل شرکتها و سازمانهای کشوری و غیره با امضاء انجام یافته و این اعمال بوسیله مدیران مسئول و متصدیان و زمامداران صورت میگیرد و نمونه امضاء آنان به کلیه سازمانها و بانگها معرفی میگردد.
در تمام کشورها چنانچه در کشور ما هم اخیراً معمول و متداول شده است برای احراز هویت متعاملین کلیه امضاآت باید در دفاتر اسناد رسمی و یا مراجع صلاحیتدار دیگر گواهی شود تا از هرگونه ادعای تردید و تکذیب و دعوی جعل مصون بوده باشد.
در کلیه بانکها نمونه امضاآت صاحبان حسابها موجود است و تمام امضاآت حوالجات اعم از برات سفته طلب و چک را با آن نمونهها تطبیق مینمایند.
مراقبت و دقت برای متصدیان پرداخت یک امر ضروری است تا در اثر بیمبالاتی و بی احتیاطی بخود و سازمانهائی که در آن اشتغال دارند ضرری وارد نسازند لذا برای مزید اطلاعات افراد مذکوره در فوق و سایر خوانندگان محترم به بحث جعل امضاء میپردازیم:
جعل امضاء و آثار آن
امضاآت مجعوله بین سایر اقسام جعل دارای خصوصیاتی است که برای تشخیص آن وجود کارشناسان فنی را که مجهز به وسائل علمی باشند ایجاب مینماید.
امضاء هر کس را میتوان با برداشت قلم در چند نوبت جعل نمود که هر بیننده را در بادی نظر اغفال نموده و نتواند آنرا با امضاء اصیل فرق دهد:
طرائق مختلفه جعل امضاء از قرار ذیل است:
گرده برداری
عمل برگردان
تقلید امضاء به نحو اجبار
تقلید امضاء بسهولت و آزادی
این چهار طریقه در مورد جعل نوشتجات و اسناد در شماره 41 بحث شده است که برای تکمیل اطلاع ممکن است به شماره مزبور مراجعه نمائید.
اگر با ذرهبین امضاآت مجعوله دیده شوند معلوم میگردد که دارای آثار لرزشی است که نسبت به خطوط صعودی ازدیاد مییابد ولی نباید آثار این تشنجاترا با آثار لرزشهائی که در نتیجه بیماری به اشخاص دست میدهد اشتباه همود و با کارشناسان است که تفاوت و اختلاف آنها را معلوم و مشخص نمایند.
از طرف دیگر تغییرات در ضخامت خط اعم از درشت و ریز مستمر و دائمی نبوده و غیرمتناسب میباشد مگر اینکه با سرعت قلم عمل امضاء انجام گیرد.
برای رفع این معایب جاعلین به پرداخت و اصلاح امضاآت تقلید شده مبادرت نموده تا به کشف نیرنگ آنان منتهی نگردیده و پرده از اعمالشان برداشته نشود ولی این عمل خود موجب سهولت کشف گردیده و با امتحانات ذرهبینی اصالت و عدم اصالت آن محرز خواهد گردید.
نوع دیگر جعل امضاء این است که جاعلین امضاء مسلمالصدور افراد را بدست آورده و از روی آن با کالک گردهبرداری میکنند که با امضاء اصیل در بادی نظر اختلافی نداشته ولی در اثر آزمایش مجعولیت آنهم مکشوف و معلوم خواهد شد.
تقلید فوری یا تقلید آزاد امضاء
تقلید و جعل فوری امضاء کار جاعلین مجرب میباشد.
برای کشف این قبیل جعلها باید امضاء مسلمالصدوریرا تهیه نمود که تاریخ آن با تاریخ سند مورد دعوی جعل مقارن باشد زیرا جاعل عارف و آشنا به وضعیت جسمی دست افراد در تاریخهای مختلفه نبوده و ممکن است عوارضی در اثر ابتلاء به بیماریهای جسمی و روحی و عصبی در دست و اعصاب پیدا شود که موجب بروز اختلاف در موقع تطبیق گردیده و حقیقت را بر کارشناسان مکتوم و مستور دارد.
جاعلین امضاء همیشه آنجه را که از امضاء ظاهر و آشکار است بهتر از سایر قسمتهای غیرمرئی که از انظارشان محو گردیده میسازند و همین امر باعث کشف اعمالشان میگردد.
تقلید شکل امضاء
آنچه را که از حیطه قدرت جاعلین خارج است موجب گرفتاری و کشف تقلبشان خواهد گردید و قسمتهائی را که باید در مورد کشف امضاهای مجعوله مورد نظر قرارداد طرز تحریر حروف صعودی و نزولی است زیرا هر حرف از چند خط صعودی و نزولی ترکیب گردیده و تشنج همیشه عارض این قسمتها خواهد شد و درقسمت صعودی حروف لرزش بمراقب زیادتر از قسمتهای نزولی خواهد بود و با ذرهبین کاملاً میتوان به اینگونه آثار وقوف حاصل نمود.
عمل امضاء همیشه کار دست میباشد نه کار چشم و جاعل با چشم امضاء اصیل را میبیند ولی دست او نمیتواند عمل جعل را بخوبی انجام دهد زیرا از عادات و طبیعت او خارج بوده و چیزی که از طبیعت خارج شود متضمتن آثاری است که پرده از روی اعمالش برخواهد داشت.
کیفیت خطوط امضاء
هر امضاء که روی کاغذ ترسیم میگردد دارای قسمتهای ریز و درشت بوده که یک قسمت از آن با سرعت و قسمت دیگر با کندی انجام گردیده و در بعضی از نقاط فشار بیشتر وارد شده و در جهت دیگر کمتر وارد میآید و نقطه آغاز ترسیم حروف امضاء هم با هم تفاوت داشته گاهی مدور وزمانی باز یا بسته و یا نقطه و بینقطه میباشد و جعل این خصوصیات برای جاعلین کار دشواری بوده و با سذرهبین به تمام این جهات و کیفیات میتوان بسهولت اطلاع حاصل نمود.
در ترسیم هر حرفی موقعی که فشار کم باشد مرکب به رنگ روشن در آمده و در فشار زیاد رنگ آن تیرهشده و ضخامت آن از سایر قسمتها زیادتر میگردد.
رنگ روشن مرکب حکایت از تسریع قلم و فشار کم در موقع تحریر مینماید. اگر سرعت ترسیم رو به کندی و یا فشار بر قلم زیاد گردد فوراً بر ضخامت و تیرگی خط افزوده شده و مرکب بعقب جریان یافته و بطرف قسمتهائی که کم رنگ است متوجه شده و رنگ را در تمام مسیر قلم یکسان مینماید ولی گاهی اتفاق میافتد که در اثر گرما و حرارت مرکب در محل ترسیم خشک گردیده و جریان آن درهمان محل متوقف شده و به سایر قسمتها تسری پیدا نکرده و خطوط ترسیم شده را کمرنگ و یا پررنگ و ناجور مینماید.
نوع قلم در ترسیم امضاء آثاری میگذارد که از طرز ترسیم میتوان به نوع و نویسنده آن وقوف حاصل نمود و اگر همان قلم به دست دیگری افتد چون از طرز و نحوه استعمال آن بیاطلاع است در موقع ترسیم امضاء آثاری گذاشته که در موقع تطبیق با امضاء اصیل آشکار و هویدا خواهد شد.
برای اینکه آثار خستگی در خوانندگان پیدا نشود بقیه بحث را در قسمت جعل امضاءبه شماره دیگر موکول نموده و اینک به ذکر دنباله قسمت قضائی جعل میپردازیم:
جعل مادی
جعل مادی بصورت گوناگون در میآید که بشرح ذیل میباشد:
1- خراشیدن به قصد تقلب
2- تراشیدن به قصد تقلب
3- قلم بردن به قصد تقلب
4- الحاق بقصد تقلب
5- محو بقصد تقلب
6- اثبات بقصد تقلب
7- سیاه کرده بقصد تقلب
8- تقدم تاریخ سند نسبت به تاریخ حقیقی بقصد تقلب
9- تاخر تاریخ سند نسبت به تاریخ حقیقی بقصد تقلب
10- الصاق متقلبانه نوشتهای بنوشته دیگر
این موارد دهگانه از سه صورت خارج نمیباشد زیرا از بین بردن سند باین سه طریق انجام میگیرد.
1- الحاق
2- حذف
3- تغییر
پس جعل مادی متضمن دو چیز میباشد یکی از بین بردن سند موجود و دیگری ایجاد سند و مدرک جدید.
الحاق در موردی است که جاعلی بدون اینکه سنخ و ماده و طبیعت تعهد را تغییر دهد شرایط و کیفیات آن میافزاید
تبدیل عبارت از این است که رقم و کلمات مورد تعهد را به رقم دیگر تغییر دهد. حذف موقعی تحقق پیدا میکند که جاعلی قسمتی را از بین برده بدون اینکه چیزی را جایگزین آن بنماید.
هر کس سفید مهریرا که به او سپرده نشده است بدست آورده و از روی تقلب انتقال یا برائت ذمه یا چیزدیگری که موجب خسارت صاحب امضاء یا مهر شود روی آن بنویسد در حکم جاعل بوده و مستوجب تعقیب کیفری است.
کسی که با حیله و تزویر سفید مهری بدست آورد و روی آن تعهداتی را بنویسد علاوه بر خیانت در امانت مرتکب جعل هم گردیده است.
اگر کسی بعنوان طبیب نسخه مجعولی بسازد برای اینکه دواهائی که بغیر از نسخه پزشک تحصیل نمیشود بدست آورد عملش جعل محسوب میگردد.
اگر اسم موهومی بعنوان طبیب درنسخهای ذکر گردد این عمل جعل محسوب و هیچ فرقی با نسخههای مجعلوله دیگر که دارای امضاء شخص معین و ملعومی است نخواهد داشت.
جعل سند بصورت تقلید خط اعم از اینکه امضاء داشته باشد و یا بعنوان آغاز و کمک دلیل بکار برده شود جعل محسوب میگردد.
کسی که امضاء عوضی در دفتر امانت پستی و یا لیست حقوق نموده برای اینکه وجه یا امانتی را بدست آورد و بعد منکر امضاء مزبور شود عملش جعل محسوب و مستوجب تعقیب کیفری است.
هرکس قبضی بر علیه شخصی بسازد و چنین وانمود کند که تعهدی به نفعش نموده است عملش جعل محسوب میگردد.
اگر کسی روی ورقه دیگری از خدمت نظام وظیفه به جهت نقص عضو اسم صاحب ورقه را محو نموده و اسم دیگری را برای فرار از نظام وظیفه بنویسد مرتکب جعل گردیده و مستوجب پیگرد میباشد.
اگر کسی ظهر براتیرا قلم زند بمنظور اینکه مجدداً آنرا مورد استفاده قرار دهد عملش جعل محسوب وقابل عقب میباشد.
قصد متقلبانه
شرط دوم جعل که مستوجب تعقیب کیفری است قصد متقلبانه میباشد.
قلب حقیقت از روی علم و اراده کافی برای اثبات جرم جعل نبوده و کلیه عملیات باید با قصد مخصوصی انجام گیرد تا قابل تعقیب بوده باشد.
اگر کسی بدون قصد اضرار بغیر امضاء مجعولیرا زیر تقاضا و یا دادخواستی قرار دهد عملش جعل نبوده و از تعقیب کیفری مصون میباشد.
اگر طبیبی که در جلسه مشاوره طبی شرکت نموده است علاوه بر امضاء خود امضاء یکی از اعضاء شورا را که با او در شور شرکت نموده است ذیل صورت مجلس بگذارد و بیمار هم بهر دو نفر آنان اعتماد داشته باشد چون متضمن هیچگونه سوء نیتی نبوده است جعل محسوب نمیگردد.
اگر کسی پروانهایرا که به گمرک میدهد جعل نماید بدون اینکه حقوقی از گمرک تلف شده باشد عملش جعل بشمار نخواهد رفت.
قلب حقیقت موقعی جرم محسوب میگردد که نتیجهاش اضرار با مال و شئون و شهرت دیگران داشته باشد.
قصد موقعی متقلبانه محسوب میگردد که متعاقب اضرار بغیر اعم از منافع خصوصی یا عمومی بوده باشد و تحصیل منافع هم شامل امور مادی و معنوی که حیثیات و شئونات و اعتبارات است خواهد بود.
ساختن نوشتهای با امضاء مجعول که اعمالیرا به زنی نسبت دهد که منافی شئونات و حیثیات خانوادگی او باشد جرم جعل محسوب میگردد.
قصد متقلبانه فقط منحصر به افراد کشور نیست که به شئونات آنان لطمه وارد شود اگر عمل هر کس به منظور تقلب منافی مصالح عمومی باشد نسبتهای مزبوره جعل محسوب و قابل تعقیب میباشد.
نوشتن نامه به نام اشخاص به مجلسین و شکایت از اعتبارنامه وکلاء و یا شکایت از متصدیان امور و اشخاص جعل محسوب و مستوجب کیفر میباشد.
تقریرنویس دادگاه که رونوشتهای دادنامه را که هنوز بامضاء دادرس نرسیده است بقصد تقلب یا بدون آن باصحاب دعوی یا دیگران بدهد عملش جعل محسوب میگردد زیرا نفس این عمل کاشف از تقلب و سوءنیت میباشد.
اگر رئیس محضری در غیاب دفتریار سندیرا خارج از محوطه دفتر خود امضاء نماید بدون اینکه قصد ارتکاب جعل یا شروع آنرا داشته باشد عملش تقلب نبوده و جرم محسوب نخواهد شد.
اگر رئیس دفتر اسناد رسمی تاریخ و مکان تعهد را بر خلاف آنچه متعاملین گفتهاند در دفتر ثبت نماید و ضرری بطرفین معامله نرساند و مقررات قانونرا عمداً زیر پا نگذارد عملش متقلبانه نبوده و مستوجب تعقیب از نظر ارتکاب جعل نمیباشد.
اگر رئیس محضری سندیرا خارج از حوزه و قلمرو خود تنظیم نموده و تاریخ تنظیم آنرا به نام حوزه خود ذکر نماید عملش جعل بوده و از نظر تقلب مستوجب تعقیب میباشد.
اگر رئیس دفتر اسناد رسمی در تنظیم سند این نکته را قید کند که سند برای متعاملین خوانده شده و حال آنکه معامله کنندگان از مدلول آن اطلاعی نداشته باشند اگر سند مزبور برخلاف منظور آنان صورت نگرفته باشد و ضرری بطرفین وارد نسازد عملش متقلبانه نبوده و مستوجب تعقیب نمیباشد.
قصد اضرار فقط در تنظیم سند رسمی کافی نیست و اگر سندی بر خلاف اراده متعاملین صورت بگیرد اعم از اینکه به آنان ضرری برساند یا نرساند عمل مزبور جعل محسوب و مستوجب تعقیب کیفری میباشد.
اگر رئیس دفتر اسناد رسمی سندی را تنظیم نماید و در آن ذکر کند که با حضور شهود انجام گرفته و حال آنکه شاهدی در بین نباشد عملش بقصد تقلب بوده و از لحاظ جعل مستوجب تعقیب میباشد.
اگر متهمی در مراحل تحقیق و محاکمه نام و شهرت دیگری را بخود بگذارد و حکم محکومیت به نام آن شخص صادر شود عملش تقلب آمیز بوده و از نظر ارتکاب مستوجب تعقیب میباشد.
قصد نفع بهیچوجه ملازمه باقصد اضرار بغیر ندارد و اگر کسی جعلی مرتکب شود بدون اینکه نفعی متوجهش شود همینقدر که موجب ضرر غیر باشد عملش جرم محسوب میگردد.
اگر دادرسی دلائلی را در حکم ذکر کند که در پرونده وجود خارجی نداشته باشد عملش جعل بشمار میرود و قابل تعقیب کیفری میباشد.
اگر قاضی تحقیق و دادستان در قرار منع تعقیب و مجرمیت و کیفرخواست نکاتی را بعنوان دلیل ذکر کند که بر خلاف محتویات پرونده کیفری باشد عملش از نظر قصد متقلبانه جعل محسوب و مستوجب تعقیب میباشد.
در هر حال تا جامعه اصلاح نشود محال است بکلیه مجعولات حیاتی خاتمه داده شود.
اینک برای مزید اطلاع خوانندگان محترم عین سخنان فلاسفه و نویسندگانرا که در باره جامعه بیان نمودهاند با معانی آن ذیلاً مینگاریم.

اگر علقه و محبتی بین افراد نباشد محال است بتوانند مدت مدیدی در جامعه زیست نمایند (لاروشفور)

حقوق افراد جامعه مبتنی بر سنوات زندگانی آنان نبوده و بر طبیعتشان استوار میباشد (تورگو)

تقوی انسان در جامعه عشق به کار میباشد (مادام رولان)

تمام حقوق طبیعی و مدنی انسان در اجتماع تحت حمایت محاکم قرار میگیرد. (روآیهکوللار)

زندگانی اجتماعی برای انسان ضروری است تا در مقام معرفت رشتههای محبت برآمده و هر نوع فهم و هوشی را که درخور آن است کسب نماید (آزائیس)
جامعه موجب رشد انسان و انسان باعث تکامل جامعه میباشد (باللانش)

جامعه به معنی وسیع و ساده عبارت از رابطهایست که بشر را با بشر دیگر متصل و متحد مینماید (گیزو)

جامعه رشد منظم و استفاده سهل و بلامانع آزادیها تحت حمایت حقوق ذات البین میباشد. (وـ کوزن)

جامعه عبارت از اطاعت و تبعیت از قوانین میباشد (لامننه)

جامعه عمل همگانی است و بر پایه و شالده عموم متکی میباشد. (وـ کوزن)

جامعه قانون طبیعت است. (اـ مارتن)

بشر حقوق خود را از جامعه اخذ میکند نه از طبیعت. (امیل دوژیراردون)

جامعه چیز دیگری جز کمک به یکدیگر نمیباشد. (ف ـ پیات)

انسان طبعاً برای زندگانی در جامعه مجهز و مهیا میباشد. (اـ موری)

جامعه ملزم است که زندگانی را برای همه سهل و آسان نماید (بوسوئه)

جامعه زور و تجاوز و بیانصافیرا تحمل نموده ولی نمیتواند نسبت به فساد منظم شخص صحیح بیاعتنا بوده باشد. (لورنتیوس)

حکومت زور بر حق و فرد بر جامعه یکی از علائم توحش میباشد. (ریگول)

انسان که بمنزله قوه آزاد است عامل جامعه میباشد. (ف ـ باستیا)

ممعایبی که مورد قبول اجتماع است در نتیجه قدرت و تعداد بزهکاران جزء محاسن محسوب میگردد. (ژیرو)

جامعه به تمام اعضایش امنیت حیات را مدیون میباشد. (دـ استرن)

جامعه محیطی است که ما آنرا نسل به نسل برای زندگانی بوجود میآوریم. (پ لورو)

حکومت مطلقه بمنزله سوء قصد به حیات معنوی جامعه و اعضاءآن میباشد. (کشیش بوتن)

رکود ثروت جامعه را بطرف حالت سکون میکشاند. (اـ پل لتان)

جامعه بدون تشکیل هیئت حاکمه وجود خارجی نخواهد داشت. (پرودون)

جوامع بشری مانند افراد (شاتوبریان) مواجه با مرگ و فنا میشوند

هیچ چیز بهتر از جامعهای نخواهد بود که هر کس مالک حقوق خود بوده و سهمی از حکومت آن داشته باشد. (ادـ لابولی)

هر محیطی که در آن مفهوم آرامش در حال رکود بوده و مانند گله و رمه با آنان رفتار شده و بطرف بردگی سوق داده شوند در حکم بیغوله بوده و بهیچوجه اطلاق جامعه به آن نمیتوان نمود. (اسپینوزا)

خانواده اولین نمونه اجتماع میباشد. (ژان ژاک روسو)

جامعه در حجلهها از بین رفته و در اردوها تجدید حیات پیدا میکند. (دوبونال)

عمل اصلی و توصیفی جامعه صحیح وحدت قوانین و تساوی حقوق میباشد. (گیزو)
فردریک نیچه فیلسوف و نویسنده آلمانی جامعه صحیح را اجتماعی میداند که ضعفاً و رونجوران فکری در اداره امور آن نتوانند راه بیابند و جامعه در نتیجه پیروی از عقل افراد دانشمند و با تقوی و میهندوست را از زوایا و گوشهها پیدا نموده و بکار برگمارند تا در نتیجه خرق عادات ارزشهائی که معمول و متداول بوده و موجب فلاکت و بدبختی جامعه است از میان برداشته شده و ارزشهای نوینی جایگزین آن گردد که عین عبارات او را به چندین زبان ذیلاً مینگاریم:
فارسی
نوری بر من تابیده است ـ من نیازمند به همراهانی زنده میباشم نه جنازهها و مردگانی که بتوانیم آنها را هر کجا اراده کنم بردوش کشم.
ایجاد کننده در پی همراهانست نه در پی جنازهها و گلهها و معتقدین.
ایجاد کننده در جستجوی کسانیست که مانند او ایجاد کننده باشند و ارزشهای نوینی را روی جداولی ترسیم نمایند.
من سرود خود را بر گوشهگیرانی که به تنهائی یاد و بدو و دور از مردم بسر میبرند میسرایم و قلب آنانی که هنوز گوششان حاضر به شنیدن چیزهای نشنیده است از رحمت خود سرشار سازم.
ضعیفترها از راههای مخفی همواره بداخل حصن حصین و زوایای قلب اشخاص قویتر خزیده و در آنجا برای خود با دزدی کسب قدرت میکند.
هر کجا فداکاری و خدمت و تظاهر محبت و علاقه هست در آنجا میل به آقائی کردن نیز وجود دارد.
هر کس میخواهد خالق نیک و بد باشد به راستی باید ابتدا مخرب بوده و ارزشهائی را شکسته و خورد کند.
سکوت بدتر است همه حقایق ناگفته مسموم میشوند.
اشخاصی هستند که تنها چشمند یا تنها دهان یا فقط یک شکم بزرگ و یا یک چیز بزرگ دیگر من این قبیل مردمان را مفلوجین و اسقاطشدگان معکوس مینامم.
این یک گوشی است منتهی گوشی است که به بزرگی انسان شده و همه آنرا فرا گرفته و تحلیل برده است و من مجدداً بادقت نگریستم و دیدم که در زیر این گوش بزرگ چیزی بسیار ناچیز و مهمل در حرکتست که این گوش غولآسا بساقه باریک و نازکی وصل بود و این ساقه گوش بود اگر کسی با یک ذرهبین نگاه میکرد ممکن بود حسودیرا بر آن تشخیص دهد. علاوه بر جسم بر این ساقه باریک متصل بود.
به نظریه خود میباشم که این شخص یک مفلوج که از همه چیز بسیار کم و از یک چیز زیاد دارد.

انگلیسی

فرانسه

ایتالیائی

ترکی

عربی
لقدانفتحت عینای . اننی بحاجه الی رفاق احیاء لاالی رفاق اموات و جثث احملهم الی حیث ارید.
اننی اطلبهم مبدعین و لا اطلبهم جثثاً و قطعاناً و مؤمنین.
ان المبدع لایتخذ له رفاقاً الا من کانو مثله مبدعین، انه یتخذهم ممن یحفرون سنناً جدیده علی الواح جدیده.
ساهتف بنشیدی للمعتزلین و لمن یشعرون بمثنویتهم فی انفرادهم، اننی سأملاً بغبطتی قلب کل من له اذنان تصغیان الی مالم تسمعه اذن بعد.
لذلک یتجه الا ضعف الی السبل الملتویه قاصداً اجتیاز الحصن و التربع فی قلب الاقوی مستولیاً فیه علی قوته.
ان اراده القوه کامنه حتی فی مجال التضحیه و الخدمه المتبادله و بین نظرات العاشقین.
فمن اراد ان یکون مبدعاًسواء أکان فی الخیرام فی الشر فعلیه ان یبدأ بهدم ما سبق تقدیره و بتحطیمه تحطیماً.
لان کل حقیقه نکتمها انما تتحول الی سم زعاف فینا.
فهم رجال کأنهم عین عظیمه اوفم واسع اوبطن کبیر اوعضو آخرکبیرلاغیر، و ما هؤلاء الناس الا اهل العاهات المعکوسه.
هذه اذن و اذن وسیعه کأنها قامه رجل، و تقدمت الیها فلاح لی وراءها شیء صغیر لم یزل یتحرک و هونا حل ضعیف یستدعی الاشفاق، فان الاذن الکبری کانت قائمه علی ساق دقیقه . و ما کانت هذه الساق الا انساناً، و لو انک تفرست فی هذا الشیء بنظاره لرایت فوقه وجهاً یتقطب بالحسد وینم عن روح صغیره ترید الانتفاخ و ترتجف علی قاعدتها.
فاحتفظت بعقیدتی و هی ان هذالرجل ذوعاهه معکوسه اذ لیس له الا القلیل من کل شیء و الکثیر من شیء واحد.
ــــــــــــــــــ
سازمانهای کشور باید بمنظور گردش صحیح چرخهای امور و رفاه و آسایش مردم باشد نه برای تهیه شغل جهت بیکارها که نتایجش جز مزاحمت و زیان و خسران چیز دیگری نخواهد بود.
قدرتی که از طرف جامعه به مأمورین داده شده است نباید در راه بدصرف گردیده و حیات مردم را فدای مطامع پست و اغراض منحط مادی خود نمایند.
مبارزه با یأس و بدبینی به کلیه ناگواریها خاتمه میدهد.
راه مبارزه این است که کلیه عواملی که یأس و بدبینی را در مردم ایجاد مینماید از میان برداشته شوند.
رعایت و احترام به اصول قانون اساسی و قوانین موضوعه کشور و تساوی حقوق و الغاء تبعیضها– جانبداریها- خصوصیات- تیول پستها و مشاغل جهت چند نفر از اقارب و بستگان و دوستان و افراد ناباب و بدنام ریشه یأس و ناامیدی و بدبینی را خشک نموده و همه افراد را به حال و آینده امیدوار میسازد.
پای بند بودن اولیاء امور به اصول قانون اساسی و قوانین کشور بهترین سرمشق و درسی برای جامعه میباشد.
هر عملی که غیر از طریق قانون و اصول انجام گردد مردم را به قوانین بیاعتنا نموده و از طریق تشبث و دستهبندی و سایر اموری که از ذکر آن استحیا میشود هدف و منظور خود را عملی کرده و اختلالات بزرگی در کلیه شئون حیاتی کشور ایجاد خواهد نمود.
دانش و اخلاق و میهندوستی و فعالیت باید ملاک و شرط احراز پستهای حساس کشور بوده باشد.
نبوغ علمی و سیاسی وقتی توأم با اخلاق حمیده و ستوده نباشد ممکنست خود منشاء هزاران بدبختی و تیرهروزی شود.
نیازمندی بمردان بزرگ اخلاقی بیشتر از سایر احتیاجات است تا در پرتو آن افراد کشور تربیت شده و دارای ملکات فاضله گردند.
جامعهای که از فضیلت و مزایای دانش و اخلاق بیبهره باشد هستی و ثروتش مایه بدبختی و موجب تهییج مطامع دیگران خواهد شد.
مردم را به پیروی طریق راست ترغیب و تشویق نمائید تا بکلیه اختلالات خاتمه داده شود.
علت کلیه هرج و مرج و اختلالات این است که برای خائنین کیفر و برای خدمتگذاران واقعی پاداشی نمیباشد.
این فوسیلهای اجتماع را از کار برکنار نمائید و امور را بدست افراد کاردان و با ایمان بدهید تا از گردش چرخها نتایج نیکوئی عاید دولت و ملت گردد.
راه را برای عملیشدن آمال و آرزوهای مشروع و قانونی باز نمائید و ابواب سعادت و نیکبختی را به روی آنان مسدود نکنید تا بصورت یأس و ناامیدی جلوه ننماید.
کلیه دستگاههای آموزش و پرورش برای تهیه عوامل سعادت آینده کشور میباشد نگذارید زحمات افرادی که خودشان را برای خدمات کشور از این طریق مجهز مینمایند در اثر تبعیض بیهوده و پایمال شود و آنها را دلسرد و مأیوس نماید.
قوانین باید ثابت و پایدار باشد تا افراد بوظایف خود عارف و آشنا گردند.
زمان عامل حل مسائل و مشکلات بوده و از تعداد آن میکاهد ولی در ما اثر معکوس بخشیده و امور سهل و آسان را دشوار نموده و بر شماره آن میافزاید.
فساد اخلاق است که کشور مار را باین صورت انداخته و بازار خیانت و جاسوسی و دلقکی و رشاء و ارتشاء رونق و رواج گرفته و به مصالح ملی و امور عامالمنفعه با نظر بیاعتنائی و لاابالیگری نگریسته میشود.
باید یک نهضت دامنهدار اخلاقی در کلیه سازمانهای فرهنگی ما بوجود آید که نتیجهاش خدمت بمردم باشد تا با این حربه اخلاقی سدی محکمتر از پولاد در برابر مطامع اجانب گذاشته شده و از مواهب طبیعی و خدادادی و استعداد افراد کشور نهایت درجه استفاده نصیب ما گردد.
اگر اوقات خود را با روشهای علمی و عملی برای اصلاح امور صرف نمائیم نگرانیهای جامعه از هر حیث محو و نابود خواهد شد.
علت بدبختی ما این است که حل مسائل و مشکلات را بدست عدهای از افراد بیایمان و بیاطلاع تحت عنوان کمیسیون میسپاریم تا کلیه آمال و آرزوهای مردم در آنجا دفن شده و نتیجهای از آن عاید جامعه ما نگردد.
عوامل یأس و بدبینی را از میان بردارید و نگذارید تاروپود حیات اجتماع ما واژگون و نابود گردد.
ارزش هر چیز آن مقدار از اوقاتی است که برای آن مصرف میگردد.
مغز بشر در هر حال میتواند بهشتی از جهنم و جهنمی از بهشت بوجود آورد.
با ابراز همدردی و علاقمندی بدیگران خود را فراموش کنید.
کارهای مردم در سازمانهای مملکتی اعم از رد یا قبول باید با نهایت سرعت صورت پذیرد و به دورة قرطاس بازی خاتمه داده شود تا باب شکایات بکلی مسدود گردد.
برای بدست آوردن یک زندگانی زیبا و بهتری جز کار و کوشش و تخلق باخلاق حسنه چارهدیگری نخواهد داشت.
طبیعت هیچگاه مخالف قانون رفتار نمیکند و تحت انقیاد قانون خود بوده و با آن زیست میکند ما هم برای استقرار نظم باید ار این اصل پیروی نمائیم .
ابرهای تیره جهل و فساد اخلاق را از خود دور کنید و از مجهولات دوری جوئید تا حقایق در انظار شما مکشوف گردد.
خدمت بدیگران خدمت به نفس است و خیانت و ظلم بدیگران ظلم به نفس میباشد.
بقاء هر قوم مستلزم ترقی و تکامل است نه انحطاط و عقبماندگی.
بشر روی دانش و کوشش خود راه سعادت در زندگی را یافته است.
جامعه وقتی بطرف تکامل و رستگاری میرود که افرادش از خودگذشتگی و فداکاری داشته باشند.
معنی فداکاری این است که میل خود را فدای مصلحت جامعه کنید.
معنی خودگذشتگی این است که از هواهای نفسانی صرفنظر نمائید.
هر رعد و برقی ملازمه با قدعلم کردن یک عده از قارچهای سمی دارد. هر قدر سطح علم و اخلاق پائین رود کشور بهمان درجه بطرف خواری و مذلت سیر خواهد نمود.
بر تعداد کارخانهای عقلی بیفزائید تا کشور از حال ضعف بیرون آمده و بطرف سعادت و کمال سیر نماید.
هر چه هست زائیده دماغ آدم است.
فخرالدین ابراهیم همدانی متخلص به عراقی که در 610 هجری به جهان آمده است چنین میگوید:
تا کی ای مست خواب غفلت و جهل گوش سوی مقلد نااهل؟
تا بمقصد در این طریق ترا کی رساند دلیل نابینا؟
ساز ده، یادگیر دانش و عقل رخت بر بند از این سراچه نقل
نفسی از همه تبرا کن ساعتی چشم خویشتن واکن
لحظهای در گذر از این پس و پیش لمحهای در نگر بعالم خویش
چند مانی تو این چنین خفته همره از راه منزلی رفته
بطلب در جهان چو میپوئی چو تو گم گشتهای چه میجوئی؟
دیده بگشای ای که در خوابی خویشتن را طلب مگریابی
چند از این اشتغال بیحاصل دیگران را و خود زخود غافل؟
تا تو در خویشتن نظر نکنی وانگه از خوییشتن گذر نکنی
نرسانی نظر بعین کمال نشناسی فراقرا ز وصال
ایزد آخر نیافریدت تن همه از به خوردن و خفتن
اندرین صورت ضعیف اساس جان معنیت، سعی کن، بشناس
تا کی ای همچو گاو سر در پیش طعمهای گرگ نفس را چون میش
هر که دل در امور سفلی بست به بلاهای جاودان پیوست
هر دلی کو هوای دنیا خواست در تن افزود، لیک از جان کاست
روی آئینه را چه داری تار؟ نیست آئینه بهر آئینه دار
آهن خویش را به آئینه ساز روی آئیینه را نگر ز آغاز
همچو آئینه دیده شو همه تن تا کنی جسم جان بدو روشن
ماه را نور بیحساب بود چون برابر به آفتاب بود
دیدهای را که روشنی نفزود ز آفتابش نصیب گرمی بود
نور خورشید در جهان فاشست گنه از دیدههای خفا شست
دیده ما اگر چه بی نور است دان که نزدیک بین هر نور است
هر دلی کو بعشق بینا شد منزلش زیر بود و بالا شد
هر که بر خوان این هوس خامست نیست معنی درو همه نامست
هرکه عاشت نگشت در معنی آدمی صورتست و خر معنی
خداوند در سوره رعد آیه 12 چنین میفرماید:
ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم
خداوند قومیرا تغییر نمیدهد بلکه خود باعث تغییر خود میباشد.
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
در سوره انفال آیه 55 چنین میفرماید:
ذلک بان الله لم یک مغیراً نعمه انعمها علی قوم حتی یغیروا ما بانفسهم و انالله سمیع علیم
خداوند نعمتی را بر قومی تغییر نمیدهد و خود آن قوم باعث تغییر بوده و خداوند دانا و شنوا میباشد.
در سوره رم آیه 40 چنین میفرماید:
ظهر الفساد فیالبر و البحر بما کسبت ایدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملو لعلهم یرجعون
فسادی در قارهها و دریاها آشکار میشود و همه از آن فساد برخوردار خواهند بود تا نتایج اعمال آنان را بانها چشانیده تا از کارهای زشت و ناهنجار خود دست بردارند
در سوره آل عمران آیه 132 و 133 میفرماید:
هذا بیان للناس و هدی و موعظه للمتقین و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین
این بیان برای مردم راهنما و پندی برای پرهیزگارانست. سستی و اندوه را بخود راه ندهید و ایمان داشته باشید تا در رأس ملل جهان قرار گیرید.
در سوره الاحقاف آیه 72 میفرماید:
و لکل درجات مما عملوا
برای هر کس درجاتی بمناسبت عملی است که کرده است
در هر حال نباید از رحمت الهی مأیوس بود تا در سعی و کوشش ما وقفهای حاصل شود – کشور ما همیشه دچار طوفانهای سهمگین بوده ولی با عنایات و توجهات خداوندی برطرف گردیده و حیاتی موجود و ایامی را میگذرانیم امید است پرچم ایران برای ابد در اهتزار بوده و در اثر دانش و اخلاق بتوانیم عظمت دیرینه خود را بدست آورده و اهمیت حقیقی و موقعیت واقعی خود را در دنیای کنونی احراز نمائیم
چنانچه لسانالغیب میگوید:
زتند باد حوادث نمیتوان دیدن در این چمن که گلی بوده است یاسمنی
ببین در آینه جام نقشبندی غیب که کس بیاد ندارد چنین عجب ز منی
ازین سموم که بر طرف بوستا بگذشت عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی
بصبر کوش تو ای دل که حق رها نکند چنین غزیر نگینی بدست اهرمنی
مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ کجاست فکر حکیمی ورای برهمنی
در خاتمه از خوانندگان گرامی از بسط مقال معذرت خواسته اگر عمری باقی و توفیقی خداوند متعال عنایت فرماید در شماره های دیگر به بحث دنباله جعل میپردازیم

منبع:http://www.ghavanin.ir/PaperDetail.asp?id=440

نویسنده: محمدحسنی - یکشنبه ۱۳۸۸/۱٢/٩

 

محمود سرشار

چه عواملی اسلوب خط را تشکیل می دهد
جعل چیست و برای کشف آن چه باید کرد
در شماره 46 راجع به جعل از طریق تغییر خط که نوشتن با دست چپ باشد و همچنین در قسمت چپ نویسی تصادفی و اتفاقی بحث مفصلی نمودیم اینک بذکر مباحث چپ نویسی اتفاقی و اختیاری و طبیعی و خط در آیینه می پردازیم تا خوانندگان محترم بدانند که کشف کلیه مجهولات و درک حقایق از طریق فهم و عقل برای انسان حاصل می شود و در نتیجه پیروی از عقل دری از معرفت به روی صاحبدلان گشوده گردیده و هر مجهولی را بمعلوم مبدل می سازد زیرا در دنیای کنونی هرکس به سهم خود برای کشف حقیقت بکوشش پرداخته و روزنه ای برای بشر باز کرده و پرده ای از پرده ها را که حجاب بینش انسان بوده پاره نموده است و نیز در سایه نیروی عقل کلیه پراکندگیها و افکار مشوش و غیرمنظم را بنظم درآورده و با عمل توحید آنها را بصورت کلی جلوه گر ساخته است .
قوه عقل است که صور اشیا, را که در نتیجه حس در ذهن ما نقش می بندد باهم سنجیده و به تجزیه و تحلیل پرداخته تا معرفتی برای ما حاصل گردد .
ولی افسوس در این عصر اختراعات و ترقیات و انکشافات و نهضتهای علمی و فنی همه ذرات عالم در حرکت بوده و ما در حال رکود و وقفه بسر می بریم .
وظیفه هر فردی این است که در حدود نیروی فکری و عقلی خود از هرطرف و از هر سو روشنایی به اذهان مردم تابانیده و آنانرا از تاریکی و ظلمت بیرون آورند زیرا آنچه مایه هلاکت است جهل و تاریکی می باشد و بس .
افکار مردم باید روشن گردد و با تقویت نیروی روحی و عقلی عشق . وجدان . عدالت و میهن دوستی را در آنان بپرورانیم تا ارواح بزرگ و بی آلایشی بریا اجتماع خود تهیه نماییم .
از جسم بگیریم و بروح بیفزاییم تا جامعه ما از این نکبت و بیچارگی بیرون آمده و سعادتمند و رستگار گردد .
منطق و استدلال هرکس متکی بقوای دماغی اواست و قدرت مشاده و صاحب نظر حکایت از فعالیت شعوری او می نماید .
امساک در پرورش روحی و رشد عقول موجب زوال کشور خواهد شد .
آموزش و پرورش و حفظ سلامتی روحی و جسمی مردم و امنیت قضایی هر اجتماعی را بطرف ترقی و تکامل می کشاند .
قسمت اعظم از بودجه کشور باید صرف بهداشت و فرهنگ و تقویت سازمانهای قضایی گردد
.با وضع قوانین بدبختیها و دردهای ما چاره نخواهد شد زیرا قانون بمنزله حربه و آلت است و حربه و افزار و آلات بخودی خود کار نکرده و تاثیر قوانین بستگی با اشخاص دارد که آنها را بکار انداخته و برای اغراض و مصالح اجتماعی بکار برند .
در هر حال باید دماغ و مغزها را از جهل و نفسها را از رذائل و ذمائم اخلاقی تطهیر نمد تا بتوانیم بحقایق امور متوجه گردیده و شاهد آمال خود را در آغوش بگیریم
چنانچه حافظ می گوید :
جمال یار ندارد نقاب پرده ولی غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد چپ نویسی اتفاقی
در صورتیکه جراحات وارده بردست مستمر و دائمی باشد نویسنده بتدریج در اثر مرور زمان در مقام تصحیح معایب چپ نویسی خط خود برآمده و به این نتیجه منتهی می شود که خصوصیاتی در خط جدید او پدیدار گردیده که با دست راست فرق و اختلافی نخواهد داشت و این امر بیشتر در مورد افرادی که دست راستشان قطع گردیده مشهود می گردد .
مادام مونود لافارگ (
Madame Monod-lafargue) که موسس آموزشگاه افراد ناقص و عواجز زمان جنگ در شهر لیون بود این اصل را مورد آزمایش قرار داد و نتایج نیکوئی بدست آورد و معلوم گردید که خطوط جدید افراد ناقص آموزشگاه در اثر تمرین بهیچوجه با خطوط دوره سلامتی آنان تفاوت نداشته و دارای همان خصوصیاتی است که در دوره قبل از جنگ دارا بوده اند و نظریه زیرین را که منتسب به آقای سولانژپل لا (M.Solange Pellat ) می باشد تایید می نماید .
خط دست چپ با خط دست راست از حیث شکل مختلف بوده و تشابهی با هم نداشته و نسبت به خطوط ترسیمیه با دست راست بدشکل و بدنما می باشد و اینحالت مخصوص کسانی است که دست چپ خود را مانند دست راست بکار نینداخته و مورد استفاده قرار نمی دهند ولی در نتیجه عادت خطوط تریسیمه با دست چپ نظیر دست راست در آمده و از حیث شباهت تفاوتی نخواهد داشت و اغلب اوقات موجب اشتباه هرناظر و بیننده ای در بادی امر می گردد .
این طرز و روش که نوشتن با دست چپ می باشد در افرادی که به تنظیم نامه های بی نام و امضاهای مستعار مبادرت می نمایند و یک حالت ثانوی در آنان ایجاد کرده و خطوط ترسیمه با دست چپ خط ثانوی آنان محسوب می گردد و همین حالت عمل عادی آنان شده و با کمال سهولت و سرعت به انجام تحریرات خود با دست چپ نویسان اتفاقی متمایز بوده و متضمن اختلافات زیادی خواهد بود .
در اثر مطالعات آقای ژوآنس شامبون (
Joannes Chambon ) در لابوراتور سازمان پلیسی شهر لیون در مورد افرادی که تحت تعلیمات بوده اند صورت گرفته است نتایج زیرین بدست آمده است :
افرادی که دست راستشان بریده شده است در مدت کمی به انجام تحریرات خود با دست چپ برآمده بنحویکه در اثر تمرین یکی از خطاطان معروف و درجه اول جهان بشمار رفته و خطوط آنان از هر حیث مورد توجه واقع گردیده است ولی باید دانست تا چه اندازه خطوط آنان از هر حیث مورد توجه واقع گردیده است ولی باید دانست تا چه اندازه خطوط جدید این خطاطان با خطوط قدیمی اختلاف داشته و این تفاوت ناظر بکدام حرف از حروف ترسیمیه بوده است و آیا می توان در موقع مسلم الصدور ترسیمیه با دست راست با اوراق مسلم الصدور ترسیمیه با دست چپ نتایج واحدی را بدست آورد.
این پرورش جدید برای تخفیف علائم چپ نویسی بده و خطوط ترسیم شده با دست چپ که تحت تعلیم و آموزش قرار گرفته بصورت خطوط ترسیمیه با دست راست در آمده و از حیث تعلیم و آموزش قرار گرفته بصورت خطوط ترسیمیه با دست راست در آمده و از حیث شباهت قرین یکدیگر می باشند .
مثلاً آغاز ترسیم حروف و پیچیدگی داخلی دوایر ثابت و پایدار بوده و اشکال حروف هم شبیه و یکسان است و بهیچوجه تغییراتی در آن مشهود نخواهد شد فقط راس الللف و همچنین الفهای ط و ظ و رئوس ک و گ تیزتر از رئوس حروفی است که با دست چپ ترسیم گردیده ولی اگر کلیه ارتفاعات هر حرفی را اعم از اینکه با دست راست یا چپ ترسیم شده باشد اندازه بگیریم معلوم می گردد که ارتفاع متوسط آنان یکسان بوده و باهم فرق و اختلافی نخواهد داشت و از این طریق می توان وقوف حاصل نمود که خطوط ترسیمیه با دست چپ و راست از ناحیه یکنفر صادر گردیده است و اگر نویسنده ارتفاعات حروف را تغییر دهد باز هم همان نسبت متوسط باقی و برقرار خواهد بود و با نقاله شفاف این نسبتها کاملاً معلوم می گردد .
پس از مطالعه و توجه در خطوط چپ نویسی و ثبوت و ظهور مجدد خصوصیات کمی و کیفی و تمایل نویسنده بصورت تسطیح و هموار کردن ارتفاعات و میزان زوایا مشهود می گردد که خطوط مزبور بصورت و شکل خطوط دست راست درآمده و دارای همان کیفیات و اسلوب و شیوه و خصوصیات خواهد بود .
چپ نویسی اختیاری یا طبیعی
چپ نویسی طبیعی و اختیاری را چپ نویسی فطری و مادرزاد نیز می گویند زیرا این افراد از ابتدا سنین عمرشان انجام کارها بوسیله دست چپ برای آنان کار سهل و آسانی بوده و در نتیجه همین وصف تحریرات خود را نیز با دست چپ تنظیم می نمایند .
این نوع خطوط واجد علائمی که معرف چپ نویسی باشد نبوده و محورهای حروف راست و مستقیم ترسیم گردیده و هیچ علائم و آثاری که حکایت از غیرعادی بودن خطوط آنان باشد دارا نبوده و کاملاُ لت خطوط عادی و متعارفی شبیه و یکسان می باشد ولی اگر یکنفر چپ کار بخواهد با استعانت دست راست خط خود را تغییر دهد خطوط ترسیمیه آن شخص دارای علائم و آثاری است که قبلاً در قسمت چپ نویسی تصادفی و اتفاقی به آن اشاره شده است و مهمترین آنها آغاز ترسیم و خراش کاغذ و مایل بودن حروف می باشد و با دقت و توجه کم و تطبیق آن با اوراق مسلم الصدوری که قبلاً با دست چپ می نوشته است کلیه آثار و علائم مممزبور معلوم و مکشوف خواهد شد .
خط در آیینه خط کاشف منویات انسان و سرائر ادوار و اعصار و اشعه رنگارنگ انوار محیط های مختلفه می باشد و در سایه این اختراع است که بشر قادر به کسب فتوحات تاریخی بوده و درک حقایق زندگانی و درجه تمدن گذشتگان را می نماید .
قبل از پیدایش خط بشر حساب اغنام و احشام خود را با انگشتان می نموده و اولین قدم او بسوی کتابت عبارت از نقوش و خط کشیهایی بوده که در غارها با انگشت و چوب صورت می گرفت و چینی های قدیم تصورات اشیا را بصورت نامرغوب و ناموزون نقاشی نموده وهندیهای امریکا نیز مقاصد و افکار خود را بصورت اشکال وصورت در می آورند .خط آلت انتقال افکار و ضبط خیالات است .
مصریها هرآنچه صورت خارجی داشت عین آنرا برای تفهیم بطرف ترسیم می نمود و آنچه صورت خارجی نداشت بصورت علائم و اشکال مخصوصی در آورده و کلیه آنها را بوسیله حجاران در روی سنگهای سخت منقور و منقوش می نمود مثلاً برای تجسمم جنگ و منازعه ببر و پلنگ و برای صلح و مسالمت گوسفند و آهو و برای دشمنی مار و برای دوستی کبوتر و برای شعف صورت زنی که بدایره زدن اشتغال داشت و برای عیاران و جاسوسان شغال ترسیم می نمودند و یا اگر می خواستند بنویسند ((عده زیادی دشمن از راه دریا وارد و پس از سه روز توقف هنگام شب بخشگی پیاده شدند )) چند نقطه و یک آدم چوب بدست و یک قایق و یک ماه می کشیدند آنوقت طرف مقابل از این صور و اشکال بحقیقت موضوع پی می برد و آثار موجوده در ابنیه قدیمه مصر وحمص و حماه و بعلبک مثبت این معانی می باشد که پانزده قرن قبل از میلاد اهالی مصر و آسیای صغیر کلیه نیازمندیهای خود را با این رویه رفع می نمودند و بعدها به هیروگلیف(
Hieroglyphe) موسوم گردید و خطوط مسماری که به آریانژاد تعلق داشت از آن منشعب می شد .
خط میخی هم که زا سه هزار و هشتصد سال قبل از میلاد مسیح وجود داشته و ایرانیان قدیم با آن مکاتبه و تبادل افکار می نمودند در عداد خطوط تصویری محسوب می شود .
ولی خواندن این تصاویر اغلب کار دشوار و مشکلی بود زیرا هر طایفه و قبیله ای این صور را به نحو خاصی تعبیر و تفسیر می نمودند تا به مقصود و منظور نویسنده و ناقر این نوشتجات نائل شوند و الفبای صور ذاتی که در بادی امر به بیست و نه شکل محدود بود از نظر رفع اشکال به فوریت انجام نمی گرفت و طرف مقابل برای کشف آن دچار زحمت بود یا خودش نزد نویسنده می رفت و یا او را دعوت می کرد که شفاهاً منظور خود را بیان نماید و انجام امور هم در نتیجه این معضلات به تعویق و تاخیر می افتاد مثلاً اگر کسی می خواست از ده همسایه خود مقداری گندم بخواهد مجبور بود چندین ساعت این مطلب را روی تخته و یا سنگ بوسیله حجار و نجار منقوش و منقور نماید و گیرنده هم گاهی از فهم و کشف آن عاجز بوده و سنگ و تخته را عودت می داد و برای تفهیم یک چیز محتصر اینقدر در زحمت بودند و کلیه امور در حال وقفه و رکود باقی می ماند .
فنقیها که نسبت به سایر ملل بیشتر با مصریها ارتباط داشتند چون ملت تاجری بودند برای انجام امور تجاری خود ناچار شدهند در صدد اصلاح خطوط مصریها برآمده و آنرا بصورت ایجاز و اختصار درآوردند مثلاً مصریها گاو را اوا می گفتند و بشکل کله گاوی می کشیدند بقیه حروف آن کلمه را حذف کرده و فقط به حرف اول آن که الف باشد اکتفا نمودند و نیز مصریها شکل مربعی کشیده و برای نمودن خانه بکار می بردند و آنرا بیت می نامیدند فنقیها همان حرف اول کلمه را گرفته و آنرا دومین حرف الفبای خود قرار دادند و همچنین مصریها شکلی بصورت سرشتر کشیده و برای نمایش شتر بکار می بردند و آنرا جمیل می گفتند فنقیها همان شکل حرف اول را گرفته حرف سوم الفبای خود قرار دادند و بدین نحو و ترتیب الفبای مستقلی را فنقیها اختراع نموده که هر یک از حروف آن دارای اسم و صدای مخصوصی شد .
موقعی که این الفبا اختراع شد مصریها از نظر صعوبت کتابت بوسیله نقر مطالب به روی سنگها و تخته ها بجای تیشه قلم و به عوض سنگ و تخته کاغذ را اختراع و استعمال نمودند و کلیه امور خود را بسهولت با آن انجام می دادند .
چون خط هیروگلیفی از دوره مقطعی به دایره هجایی پا گذاشت و تکمیل گردید آنوقت برای امتیاز طبقات عالیه و سافله مردم خطوط دیگری را از همان خط درست نمودند که آنرا هیراتیک و دیماتیک می گفتند که خط اول به اشراف و خط دوم به طبقات پایین اختصاص داشت و عموم با این خط مکاتبه می نمودند و از قرن ششم تا سوم قبل از میلاد مسیح معمول و متداول بود و بعد خط کوریسف (
Cursif) از خط هیراتیک زائیده شد و این خط متصل نگاشته می شد برخلاف خطوط دیگر که منفصل نوشته می شد و این خطوط سه گانه در مصر به اوج ترقی رسید و فنقیها نیز خط خود را تکمیل نمودند و یونانیها نیز الفبای فنقیها را اقتباس نموده و در صدد تکمیل آن برآمدند که بهتر از الفبای مصریها و فنقیها گردید و امتیاز خط یونانی این بود که اعراب که عبارت از فتحه و ضمه و کسره باشد در الفبای فنقیها یافت نمی شد .
در موقعی که خطوط هیروگلیفی و هیراتیک و دیماتیک در مصر رواج داشت یک طبقه از مصریها که کیش مسیح را قبول نموده و قبطی نامیده می شدند برای خود خطی اختراع کردند که به خط قبطی موسوم بود و قبطیها 25 حرف از یونانیها و هفت حرف از الفبای دیماتیک اقتباس نموده و الفبای آنان 32 حرف داشت و تا ظهور اسلام که فشار اعراب خط مزبور را به خط کوفی تبدیل نمود این خط بین آنان معمول بود.
در موقعی که خط یو نانیها به اوج ترقی و تکامل رسید در ایتالیا الفبایی اختراع نمودند که اتروسک (
Etrusqe) نام داشت و پایه و اساس آن الفبای یونانیها بود و بیش از 20 حرف نداشت و پس از تکمیل الفبای لاتین ایجاد شد و از نظر محسناتی که داشت کتابت را سهل و آسان نمود و در تمام اروپا به زودی منتشر و رایج گشت و بعد در قسمتی از افریقا و تمام امریکا و اقیانوسیه و در بعضی از کشورهای آسیا معمول و متدئاول گشت و اکنون اغلب از زبانهای زنده و علمی بدین خط نوشته می شود و در نزد عموم پسندیده تر از سایر الفباها و خطوط معموله می باشد .
موقعی که فنقیها در آسیا خط را اختراع نمودند عبرانیها نیز خطی از خط فنقیها ترتیب دادند که از 22 حرف تشکیل می شد و الفبای عبری همان ابجد می باشد که معانی آن نیز به تحو در شماره 32 در صفحه 25.26 مجله کانون وکلا مندرج می باشد و حروف الفبای یونانی که آلفا و گاما و دلتا است از افبای عبری آلف و بت و کمیل و دالت اقتباس شده است .
ایرانیها در سه هزار سال پیش از میلاد یعنی در دوره ماد علامات میخی بابلی را که در مرحله بعد از علامت نویسی یا نگارش بود و بمرحله الفبای نرسیده بود اقتباس کرده و مانند فنقیها الفبایی ترتیب دادند .
ایرانیها میخهای کج و پیچیده را دور انداخته و خط میخی بابلی را اصلاح کرده و بصورت عمودی و افقی در آوردند .
خط میخی ایرانیها مرکب از 36 حرف است که بشرح زیرین می باشد :
آ ای او کا کو گا گو خا چا جا جی تا تو دا دی دو پا با فا نا نو ما ممی مو یا وا وی را رو لا سا زا شا درا ها .
ایرانیان قدیم غیر از خط میخی خط دیگری نیز داشتند که آنرا از خط سامی گرفته بودند و کتاب اوستا که کتاب دینی باستانی ما بود با آن خط نوشته می شد ولی خط اوستای کنونی اصلش از خط پهلوی است .
خط اوستایی از زاست به چپ نوشته می شود و مجموعاً دارای 44 حرف است که اعراب هم داخل آن بود و از هر حیث نسبت به خطوط دیگر کاملتر بوده و در خواندن و نوشتن هیچگونه اشکال تلفظی ندارد .
خطوط دیگر ایرانیان در دوره اشکانیان و ساسانیان خط پهلوی می باشد که از خطوط آرامی که اسامی گرفته شده است اقتباس شده و از راست به چپ نوشته می شود . آرامیان از خطوط سامی دو الفبا ترکیب نمودند یک الفبای پالمیری و دیگری الفبا نبطی که الفبای پالمیری برای افراد شهری و متمدن بود ولی الفبای نبطی به صحرانشینان اختصاص داشت .
از الفبای پالمیری الفبای سیریاک تشکیل شد و تا خاک چین کتابت با این الفبا سرایت نمود و از آن الفبای اویغور و مغول و کالموک و منچو ایجاد گردید و از الفبای سیریاک و نبطی خطوط عربی پدیدار شد و پس از ظهور اسلام ره به ترقی گذاشت خطوط چینیها و ژاپونیها و اهالی کره هم از نوع خطوط نگارشی و علامت نویسی می باشد که فراگرفتن آن کار دشواری بوده و عمودی نوشته می شود .
خط ارمنی هم منشا و اصل آن از الفبای ایران و یونان بوده و مبتکر و مخترع آن مسروب (
Mesrob) اسقف معروف ارامنه می باشد و این خط سه دوره تحول را پیموده تا به اینصورت در آمده سات و الفبای آن 38 حرف دارد خطوط بزرگ آن به یرگاتاکیر موصوف است که معنی آن خطوط آهنین می باشد و حروف کوچک را بولوراکیر می گویند که بشکل خط مدور می باشد و ساهاک هم یکی از اساقفه بوده در صدد تکمیل خط و زبان ارمنی برآمد.
لذا با در نظر گرفتن نکات مذکوره در فوق معلوم می گردد که اولین خط بشر از راست به چپ بوده و این عادت در زبانهای سامی وجود داتشته است ولی از موقعیکه یونانیها الفبای فنیقیها را اقتباس نمودند خط سه مرحله متوالیرا پیمود و اول از راست به چپ می نوشتند بعد در دو جهت نوشته خطوط فرد از چپ و خطوط زوج را از راست ترسیم می نمودند و این عمل را در نزد یونانیها بوستروفدون (
Boustrophedon) یا حرکت گاوی می گفتند بعد روش تحریر از چپ به راست معمول و متداول گردید که در تمام الفبای لاتین این اصل حکمفرما است ولی اگر دقت شود معلوم می گردد که در الفبای لاتین و الفبای عربی و فارسی و حتی زبانهای دیگر بعضی از حروف الفبا از چپ به راست و بعضی هم از راست به چپ ترسیم می گردد .
ولی در چپ نویسان مادرزادی مشهود می گردد که حروف را معکوس و وارونه نوشته و دکتر لومبروزو (
Dr. Lombroso) ایتالیایی این طرز عمل را نتیجه انحطاط موجود دانسته است .
در قسمت اعظم ار نوشتجات و مکتوبات لئوناردووینچی (
Leonard de Vinci) حجار معروف ایتالیایی این علائم ظاهر وهویدا بوده و آنرا از آثار و علائم مرض فقدان تکلم و بیان که در اصطلاح طبی آفاری (Aphasie) می گویند دانسته اند حال برای تشحیذ ذهن خوانندگان محترم به بحث شمه ای از این مرض می پردازیم .
آفازی یا فقدان تکلم
از بین رفتن بیان خارجی را فقدان قوه محرکه بیان یا آفازی موتریس (
Aphasies motrices) می گویند و فقدان داخلی را که قوای داخلی را که قوای حساسه باشد آفازی سانسوریل (Aphasies sensorielles) می نامند و اگر هر دو اختلال را در برداشته باشد فقدان جهات مختلط یا آفازی میکست (Aphasies mixtes) نامیده می شود .
فقدان نیروه محرکه بیان
فقدان فوه متحرکه بیان که در اصطلاح طبی آنارتری (
Anarthrie) نامیده می شود عدم توانایی در ادا کلمات بوده و بیمار را فاقد این نیرو می نماید .
در این عارضه زبان – سقف دهان و حنجره حرکات متعارفی خود را از دست نداده و اختلالات حاصله در زبان مربوط به این اعضا نمی باشد ولی مریض نمی تواند کلمه و لغاتیرا که برای هر شیئی معین شده است بجا و در محل خود ادا نماید .
فقدان نیروی ترسیم
فقدان قوه ترسیم را آگرافی (
Agraphie) گویند و بیمار نمی تواند در موقع تحریر کلمات خاصی را برای هدف و منظور معین کتابت نماید و نوشتجاتش بحدی غیرممکن التحویل است که نمی توان آنها را تحویل بواحد نمود .
فقدان بیان از نظر قوای حاسه
فقدان بیان از نظر قوای حاسه بچند صورت در می آید .
1-کری مغزی یا سوردیته وربال (
Surdite verbale) که در این حالت بیمار هرچه به او بگویند می فهمد و می شنود ولی از نظر این عارضه نمی تواند آنها را بیان و تذکار نماید و عاجز از ادا الفاظ و کلمات بهمان معنایی که گوینده می گوید بوده و مورد استعمال آنرا درک می کند .
2-عدم امکان تحریر کلمات شنیده شده در اصطلاح طبی آلکسی (ِ
Alexie) نامیده می شود .
این حالات در نتیجه جرحهای وارده بر مغز انسان عارض گردیده و محل و مکان آن هم برحسب امراض فرق می کند .
خط در آیینه از نظر طرز ساختمان دماغی و درجه مسئولیت و رشد و اهلیت مورد تفسیر و بحث های زیادی قرار گرفته و حکایت از کیفیت و چگونگی روحی و دماغی نویسنده می نماید و مواجه با هیچگونه معضلات و مشکلاتی نخواهد شد زیرا بسهولت پس از وارونگی عکس برداری شده و تغییر صورت نخواهد داد و خط مزبور با خطوط متعارفی که با همان دست نوشته می شود تشخیص داده نشده و کارشناسان آنهم نادر وکمیاب می باشد .
علت اینکه این خطوط را خطوط آیینه ای می گویند این است که طبیعت و سرشت افراد مزبور به نحوی است که وارونه و معکوس کلمات و حروف را نوشته و از محور اصلی عدول نموده و یا این عمل را عمداً انجام داده که قرائت خط آنان از نظر غیر خوانایی کار دشواری بوده و با استعانت آیینه بخوبی می توان کلمات و عبارات ترسیمیه را قرائت نمود و بدینجهت اینگ.ونه نگارشات بخطوط آئینه ای موصوف گشته است .
پول گارنو (
Paul Garnot) در رساله خود در موضوع زبان و بیان تحریر و کلیه مطالعاتی که افراد درعمر خود صرف تحریرات آیینه ای نموده اند چنین می نگارد :
هرنوشته ای متضمن دو نوع تاثیر می باشد .
اولاً – تاثیر تصویر حروفق و نظم کلمات .
ثانیاً – تاثیر حرکات لازمه برای تحریر و ترسیم حروف .
قسمت اخیر در نیم کره چپ دماغ انسان صورت می گرد ولی این نکته را نیز نباید از نظر دور نمود که نیم کره راست دماغ مانند نیم کره چپ دارای همان مدرکات در مورد تصاویر حروف بوده ولی میزان و درجه آن خفیف تر می باشد .
پس با در نظر گرفتن نکات مذکوره در فوق باید دانست که خطوط افرادی که مبتلا به فلج نصف تنه راست هستند به چه صورت و کیفیتی درخواهد آمد .
حال برای بسط و تکمیل اطلاعات خوانندگان به بحث شمه ای از این بیماری می پردازیم .
مغز یا دماغ که دستگاه حاکمه بدن است عضو لطیف و پرپیچ و خمی است که متجاوز از هزار گرم وزن دارد ودر جعبه استخوانی جمجه قرار گرفته است .
در مغز دونسج وجود دارد یکی نسج عصبی که تارهای آن معبر نیروی عصبی است که عمل اصلی و مهم مغز را انجام می دهد و دیگری نسج نوروگلی (
Nevroglic) که تار و پود نسج عصبی بهم آمیخته و عمل نگاهداری و تغذیه را عهده دار است و این دو نسج روی زمینه دیگری که نسج کنژ نکو.یوواسکولر (Conjoncvivovasculaire) باشد قرار گرفته و کلیه این انساج از غشاهای محکمی که مننژ (Meninge) می گویند مستور گردیده و در جعبه استخوانی جمجه قرار گرفته است .
سلسه اعصاب عبارتند اولاً از مغز – مخچه – پیاز – مغزحرام ثالثاً اعضای انتقال اعصاب که بعضی از مغز سرچشمه می گیرند و آنها را اعصاب جمجمه می نماند و بعضی هم از مغز حرام متفرع می گردد و آنها را اعصاب ستون فقرات و یا مهره پشت می گویند و به این دسته از اعصاب اخیر اعصاب سمپاتیک (
Sympathique) نیز افزوده می گردد .
مجموعه تارهای نسج عصبی در دماغ بکلافه ای شباهت دارد که سررشته های آن از تمام نقاط بدن دسته بدسته به نخاع و دماغ رسیده و در جهات مختلفه مغز پخش شده باشد و نیروی است که اعمال دماغی که شنیدن و دیدن و درک و قضاوت و غیره باشد حاصل می گردد و عجایب و غرائب و شگفتی های زیادی زا آن پدیدار می شود .
اگر مغز مار از وسط دو نصف نماینتد در تمام سطح مقطع از حیث رنگ دو قسمت موجود است یکی سفید و دیگری خاکستری در قسمتهای خاکستری عناصر عصبی و نورگلی کامل است یعنی سلول و تارهای نسج عصبی و سلول و تارهای نسج نوروگلی یافت می شود در صورتیکه در قسمتهای سفید سلولهای پی وجود ندارد .
هرتارپی در قسمتهای سفید از غلاف بی شکل پوشیده شده است که آنرا میلین (
Myeline) می نامند مثل پوشش سیمهای الکتریکی برای جدا ساختن تار و محافظت آنها بکار می رود .
از کار افتادن کم و زیاد نیروی حرکت ارادی و بی حس شدن آنرا در نصف بدن فلج نصف تنه گویند.
فلج نیم تنه گاهی متوجه عضو یکطرف بدن وطرف مقابل آن می شود گاهی بستگی به یک جرح و یا چندین جرح دارد و اغلب اوقات از حساسیت و حرکت می افتد گاهی حس باقی است و حرکت نیست و گاهی بالعکس پاره از اوقات یکطرف بی حرکت و طرف دیگر بی حس می باشد .
تحریک قوه محرکه ارادی در ناحیه مخصوص سطح دماغ ایجاد گردیده و همیشه متوجه قسمت مخالف عضلات می باشد یعنی قسمت راست بدن تحت فرمان نیم کره چپ مغز بوده وبرعکس قسمت چپ بدن تحت اوامرنیم کره راست می باشد .
فلج نصف بدن در نتیجه جرحی است که به این دسته هرمی شکل واردشده و یا در سطح و مسیر آن که بطرف پایین می آید متوجه می گردد .
فلج نیم تنه به مقتضای محل جرح فرق می کند و اگر محل جرح در سطح دماغ باشد فلج نیم تنه ناقص می باشد . اگر متوجه طرف راست باشد بیمار به مرض آفازی و یا فقدان تکلم مبتلا می گردد .
اگر فلج نیم تنه در اثر پارگی عروق و یا آمبولی (
Embolie) که انسداد باشد عارض گردد بیمار فاقد هوش و حواس بوده ودر حال اغما خواهد بود .
فلج نیم تنه نیز در اثر ابتلا به سل پرده و غشا دماغ – تصلب شرائین – مرض قند – اورمی (
Uremie) دیفتری – حصبه – امراض عفونی از قبیل ذات الریه و غیره پدیدار شده وعوامل دیگری هم در آن موثر می باشد .
افرادی که مبتلا به فلج نیم تنه می شوند باید از زیادی کار و کوشش و تقلا و خستگی دماغ و روابط جنسی و آمیزشی و خوردن غذاهای زیاد و چرب و استعمال الکل و دود و ابتلا به یبوست مزاج احتراز نموده و اغلب اوقات خود را در ییلاق بسر بده و از امکنه کوهستانی و دریای اجتناب نموده واگر سوابق سیفیلیسی داشته باشند به معالجه آن بپردازند.
خط در آیینه که خط وارونه و معکوس باشد علاوه براینکه در افرادی که بمرض آفازی یا فقدان تکلم و همچنین فلج نیم تنه مبتلا هستند مشهود گردیده در افراد سالم و مخصوصاً اطفال نیز دیده می شود .
بعضی از افراد که با دست چپ می نویسند خطوط آنان وارونه و معکوس بوده و در عداد خطوط در آینه محسوب می گردد .
شرح انواع خطوطی که با دست چپ نوشته می شود از این نقطه نظر بوده که کارشناسان انواع مذکوره را با خصوصیات آن در نظر گرفته و در موقع مقایسه و تطبیق با اوراق مسلم الصدور بکار برند تا اصالت و عدم اصالت آن کاملاً محرز گردیده و معلوم شود که اوراق مزبوره از ناحیه یکنفر صادر گردیده است زیرا خصوصیات موجوده در اوراق ترسیم کنندگان برمی دارد که ذیلاً بذکر أن مبادرت خواهد شد .
نسبت ارتفاع
اگر ارتفاع کلیه حروف را زا قبیل ا س ش ص ض ط ظ ق ک گ ل م ن را اندازه بگیریم معلوم می گردد که ارتفاع متوسط هر حرفی با سایر حرف یکی بوده و با هم زیاد فرق و اختلافی نخواهد داشت و از این اصل چنین نتیجه می گیریم که اگر نویسنده در مقام تغییر خط خود برأید یعنی أگر با دست راست سابقاً می نوشته فعلاً از نظر تغییر خط با دست چپ بنویسد همین نسبتها در قسمت ارتفاع حرف ولو اینکه اندازه حروف را تغییر دهد باقی وبرقرار خواهد بود و در اثر تطبیق اوراقی که متهم با دست چپ نوشته با اوراق مسلم الصدوری که با دست راست نوشته است این حقایق کاملاً ظاهر و آشکار خواهد شد .
نسبت طول حروف
در قسمت طول حروف از قبیل ب پ ت ث ک گ همین نسبتها در اثر اندازه گیری خطوط منتسبه با دست راست و چپ و بزرگ و کوچک مشهود گردیده و از حد متوسط تجاوز نخواهد نمود .
خط قاعده
اگر خطی زیر هر حرف تنها و یا کلمات از ابتدا الی انتها آن کشیده شود معلوم می گردد که اواسط حروف و یا کلمات مماس با خط مزبور بوده و یا در بالا و زیر آن قرار می گیرد و خط ترسیم شده هم ممکن است بصورت مستقیم و یا محدب و یا معقر در آید و با اندازه گیری کلیه حروف خطوطی که بالای خط قرار گرفته شده و توصیف آن بصورت علامت بعلاوه و همچنین خطوطی که بالای خط قرار گرفته شده و توصیف آن با علامت منها گذاشته شود انحراف حروف و کلمات با قاعده معلوم گردیده و با تطبیق آن با خطوط مسلم الصدوری که متهم با دست راست نوشته است تشابه و وحدت نویسنده معلوم و مشخص گردیده و پرده از روی اعمالش برخواهد داشت .
چون بحث قسمت جعل از طریق چپ نویسی فارغ شدیم بی مناسبت نیست که به قسمت کشف اعمال جاعلین و سایر بزهکاران که از طریق سوزاندن اوراق و اسناد بعمل می آید در این شماره بپردازیم .
اغلب از جاعلین و سایر بزهکاران مخصوصاً جاسوسان در موقعی که محل اقامت آنان مورد تفتیش قرار می گیرد درصدد از بین بردن دلائل و محو و آثار جرم می باشند در اینصورت باید بطریق زیرین عمل نمود تا کمکی بکشف جعل و سایر جرائم مرتکبه شده باشد و آن طریقه عباغرت از بکار بردن وسایل برای قرائت کاعذ و نامه سوخته شده می باشد که بدین نحو صورت می گیرد .
خواندن کاغذ ونامه های سوخته شده
وقتی در جریان تحقیق و یا تفتیش و یا بازداشت اشیا با کاغذ و نامه های سوخته شده برخورد می کنید باید فوراً کلید بخاری را گردانید و از کشش هوا جلوگیری نمود و اگر بخاری دیواری باشد سوراخ آنرا با پارچه و کهنه خیس شده مسدود کرده و در و پنجره را محکم بسته و از ریختن آب روی اسنادی که در حال سوختن است احتراز نمائید .
موقعی که آتش خاموش شد با دست چپ صفحه شیشه ای و با دست راست یک مقوا و یا کاغذ را محکم گرفته و اوراق را مانند بادبزن حرکت داده و به محض اینکه یک کاغذ سیاه شده برخاسته شود و یا بلند گردد آنرا در زیر صفحه شیشه گذارده و با عطرپاش با مواد ثابت کننده ذغال افونموس یا فوزن (
Fusain) کمی کاغذ سوخته شده را نم زده و با دقت روی صفحه شیشه ای با قلم موی نرم پهن نموده و آنرا زیر قید گزارده و محکم می بندید و نیز می توان یک یا دولیتر محلول گرم ژلاتین تهیه نمود و در طشتک چینی که ته آن صاف باشد ریخته و چهل درجه حرارت داده و روی دستک شیشه صفحه شیشه دیگری گذارده تا سند باز شده که روی صفحه شیشه است از آن مایع مالیده و قبل از اینکه محلول سرد شود باز با صفحه دیگر شیشه آن را پوشانیده و محکم فشار داده و نگذارند هوا در داخل آن جریان داشته باشد .
بهترین طریقه این است که روی ورقه و برگ سوخته شده را بوسیله قلم مو با کی قشر کلودیون (
Collodion) که روغن کرچک داشته باشد آغشته نموده و موقعی که خشک شود آنرا آهسته برداشته و بهمین طریق ظهر ورقه را نیز عمل نموده موقعی که دوطرف کاغذ با قشر براق کلودیون پوشیده شود کاغذ را برداشته و روی صفحه شیشه پهن کرده و سمت دیگر آن را نیز صفحه شیشه می گذارید و قبل از اینکه فشار دهید با کمی گرد اتر (Ether ) آنرا نرم و صاف نموده و پس از اینکه آنرا بین دوصفحه شیشه ای محکم فشار دهید کنار و حواشیی آنرا مصطکی یا پارافین زده و نسبت به هر ورق و کاغذی همین عمل را انجام داده و روی صفحه اورتوکروماتیک (Orthochromatique ) عکس برداشته و روی کاغذ مخالف آن می آورید .
اگر کاغذ بصورت خاکستر در آمده باشد عکاسی و خواندن آن کار سهل و آسانی بوده و متن نوشته بصورت سیاه روی سفید ظاهر می گردد .
فعلاً در این شماره در مورد جعل از نظر فنی بهمین قسمت اکتفا کرده و بذکر قسمتهای دیگر قضایی آن پرداخته می شود لذا وارد بحث قضایی شده و شمه ای هم در این شماره برای این موضوع اختصاص می دهیم .
4- قلب حقیقت باید برطبق موارد معینه در قانون صورت گیرد .
قلب حقیقت که از ارکان جعل می باشد موقعی جرم محسوب می شود که برطبق موارد معینه در قانون صورت بگیرد زیرا در جزئیات بموجب ماده 5 قانون مجازات عمومی هیچ عملی را نمی توان جرم دانست مگر آنچه که بموجب قانون جرم شناخته شود .
در مورد جعل برخلاف سایر جرائم در قانون مجازات تعریفی از آن شده که در ماده 97 مندرج است و مبحث دوم آن قانون هم برای اقسام جعل اختصاص داده شده و انواع دیگر آنرا نیز در ضمن سایر مقررات جزایی ذکر نموده اند لذا در امور کیفری باید بمصرحات قانونی عمل نمود و از طریق قیاس و استحسانات نمی توان فردی را تعقیب و مجازات نمود.
جعل و تزویر در اوراق رسمی و نوشتجات دولتی و در احکام و نوشتجات و اسناد و سجلات دفاتر بوسیله اجزا و صاحب منصبان دولتی که امضا یا مهریرا بسازند یا مهر و خطوطی را تحریف کنند و یا کلمه ایرا الحاق کنند و یا اسامی اشخاصیرا تغییر دهند موقعی تحقق پیدا می کند که ناظر به اجرای آنان باشد در صورتیکه از حدود وظایفشان خارج باشد جرم محسوب نشده و متضمن هیچگونه اثر و اعتباری نخواهد بود .
جعل معنوی در تحریر و نوشتجات و قراردادها در مورد مستخدمین دولتی و اجرا ادارات موقعی تحقق پیدا می کند که این اعمال د عداد وظائف آنان بوده باشد و اگر این اعمال را خارج از وظائف خود مرتکب شوند از نظر عدم تاثیر جرم محسوب نخواهد شد . اگر صاحب دفتر اسناد رسمی اوراقی را تنظیم نماید که مخالف منظور و قصد طرفین بوده باشد عملش جرم محسوب و مستوجب تعقیب کیفری می باشد .
اگر در اوراق و نوشتجات و اسناد بانک کلمات و حروفی الحاق و یا محو شده باشد عمل مزبور موقعی جعل محسوب می گردد که در مندرجاتیکه بمنظور آن اوراق و اسناد مزبور تنظیم شده است اعمال شده باشد در غیر اینصورت الحاق کلمه و حرف و سطوری که اسناد مزبور را از اعتبار و منظور اصلی نیاندازد جعل محسوب نخواهد شد .
در هر نوع از موارد جعل هم کیفیات خاصی موجود است که عمل را گاهی بصورت جنایت و در مواردی بصورت جنحه در خواهد آورد پس نباید در جعل مانند سایر جرائم روی عمومات و کلیات عمل نمود بلکه هر موردی را باید با مورد مصرح در قانون تطبیق و سپس تعقیب و مجازات نمود .
در جعلهای مادی جعل از طریق الحاق امحا – تراش – خراش و تقدم و تاخر تاریخ جعل صورت می گیردی ولی در جعلهای معنوی قلب حقیقت ناظر به خطوط سند نبوده و فقط بموضوع و شرایط آن می باشد و نیز باید در نظر گرفته شود که آیا این نوشته و اسناد بدین منظور و تحت این شرایط تنظیم گردیده است یا خیر تا جعل مادی کاملاً مصداق پیدا نموده و مستوجب تعقیب کیفری بوده باشد .
موارد جعلهای مادی و معنوی در قانون کیفر همگانی ذکر گردیده و هرگونه تعقیبی باید برطبق آن مواد صورت پذیرید .
نظر به اینکه از داخل و خارج اغلب از مشترکین خواستار شماره 27 مجله کانون که حاوی مقاله تذکراتی چند بدادستانها و بازپرسها است بوده و شماره مزبور هم تمام گردیده و فقط دو نسخه از آن در دفتر مجله و کتابخانه کانون وکلا موجود است اینک به بحث خط شناسی در قسمت امراض عصبی و دماغی که قسمت مهم جعل را تشکیل داده و از روی آن می توان بخوبی از نوع بیماری روانی و جسمی وقوف حاصل نمود پرداخته و به نحو تفصیل قسمتی از بیماریهای روانی و عصبی را که در آن شماره اجمالاً به آن اشاره شده است شرح داده تا لااقل تقاضاهای مشترکین و افراد تا حدی اجابت شده باشد و در شماره بعد در قسمت جعل به بحث علائم و مشخصات خطوط رنجوران در قسمت جعل می پردازیم .
مگالومانی (جنون بزرگی )
MEGALOMANIE
مگالومانی یا جنون بزرگی مرضی است که مبتلایان به آن خود را دانشمند – کاشف – مخترع – قائد – پیشوا رهبر و مافوق همه تصور نموده و متوقعند که مردم تبعیت فکری از آنان بنمایند و برای افکار دیگران پشیزی ارزش قائل نبوده و انتظار دارند مردم سرتعظیم به آنان فرود آوردند و گاهی این مرض باندازه شدت پیدا می کند که مبتلایان به آن داعیه امام و نبوت و الوهیت داشته و خود را مافوق ببشر می پندارند و صفاتی در خود سراغ دارند که ما به الامتیاز آنها از دیگران است و کوشش می کنند که شخصیت خود را محرز و ثابت و مدلل نمایند و معتقدند که با نبوغ فکری خود می توانند تمام عالم را اداره نتموده و سعادت و آسایش بشر را در همه جا فراهم سازند و یا خوابهایی می بینند که شخصیت آنان مشعشع شده و با سلاطین و پیغمبران محشور گردیده اند .
اغلب این بیماران در سایزمانهای دولتی و ملی و بلدی و مملکتی دیده شده و در اثر سمت و درجه و عنوانی که حائز شده اند روح و غرور و نخوت و فرعونیتشان تحریک گردیده و خودشانرا از نوکری جامعه خارج دانسته و عزیز بی جهت و ارباب و آقای مردم تصور می کنند و انتطار دارند که افراد سرتعظیم و تکریم به آنان فرود آورده و در مقام تجلیل و تکریمشان برآیند .
مونومانی ( ویر)
MONOMANIE
مونومانی که در اصطلاح عوام ویر می باشد مرضی است که توجه بیمار بیک موضوع و یک چیز متوجه شده و کلیه موضوعات مستحیل در فکر واحدی می گردد و بصورت مشغله فکری و یا ورد زبان و حرکات ساده در آمده و معتقد است که کلیه امور بستگی به انجام امر واحد داشته و ماورا آن چیز دیگر مشهود نمی گردد و تمام اوقات عمر خود را روی آن موضوع صرف نموده و یا اعراض از آنرا برای خود رنج و زحمت تصور می نماید .
شخصی را می شناسم که 35 است در انتخاب همسر شور و فکر می کند و هنوز همسری را انتخاب ننموده است .
شخص دیگری وجود دارد که تمام اوقات خود را صرف تهیه چند قلم خودنویس کرده وچندین جوهر را با هم ممزوج نموده و هرکدام را برای اظهار نظر در هر پرونده ای بکار می برد .
خروس بازی – کبوتربازی – بلدرچین بازی که آنرا کرک و یدیده می نامند – نگاهداشتن قناری و بلبل – جمع کردن تمبر – جمع کردن اشیا عتیقه و تسبیح و سرعصا و پول و غیره از همین نوع جنون می باشد .
آمبولومانی جنون ولگردی
AMBULOMANIE
آمبولومانی یا جنون گردش و راه رفتن یکنوع بیماری است که متوجه بعضی افراد گردیده است و این دسته از مرضا از خانه خود بدون در نظر گرفتن مقصدی حرکت کرده و کوچه و خیابانها را گز می نمایند و آنها را در اصطلاح عوام سگ حسن دله می گویند که نظایر و اشتباه آنان در طرفین خیابان لاله زار و اسلامبول و نادری مشاهده می گردد .
آستنومانی جنون ضعف
ASTENOMANIE
آستنومانی یا جنون ضعف مرضی است که در بعضی اشخاص در نتیجه رنجوری پدیدار شده و از اظهار کسالت و ضعف اظهار خوشی و مسرت می نماید و همواره مایلند که این حالت در آنان دائم و پایدار باشد .
لالومانی جنون پرگویی
LALOMANIE
لالومانی یا جنون پرگویی متوجه افرادی است که رابطه بین مغز و زبان آنان قطع گردیده و هرکدام بنحو استقلال برای خود کار می کنند و این بیماریرا سلس القول نیز گویند و اغلب از پیرزنان دچار این مرض گشته و از قوه حافظه آنان کاسته شده بقوه لافظه افزوده می شود مرحوم مهدی (دبیر خاقان ) یکی از شعرای معاصر چنین می گوید :
یک صاحب پرگوی محترم دارم
که پاس حرمت او واجب است در هر کیش
و لیک نیز بتصدیق قول او باید
مدام همچو بز اخفشم به جنبد ریش .
اونیومانی جنون خرید
ONIOMANIE
اونیومانی یا جنون خرید مرضی است که بیشتر متوجه خانمها بوده و از خرید کالا و اشیایی که بدرد آنها نمی خورد لذت می برند این قبیل افراد همیشه یا از ثروت خود و یا از طریق قرض پول تهیه کرده و به مغازه ها مراجعه نموده و انواع و اقسام پارچه ها و کفشها و کیفها و لوازم آرایش و جواهرات مصنوعی و چیزهای بیهوده را خریداری کرده و این عمل را برای خود یک نوع خوشی و کیف تصور می نمایند .
اروتومانی جنون عشق
EROTOMANIE
اروتومانی یا جنون عشق حالتی است که در افراد اعم از مرد و زن پیدا شده و در بعضی از مردان که دچار این بیماری هستند مشهود می گردد که تا سن هشتاد و نود سالگی عاشق پیشه بوده و جز معاشرت با زنان بصورت تعدد زوجات و متعه های متعدد و یا معاشرت با زنان از طریق غیرمشروع به چیز دیگر تمایل نداشته و گاهی هم معشوقه آنان وجود خارجی ندارد و به اصلطلاح عاشق دختر شاه پریان شده اند سعدی و ایرج میرزا جلال الممالک و عارف این نوع جنون را که حتی عشق پس از حیات می باشد توصیف نموده اند که ذیلاً اشعار آنان درج می گردد
سعدی
نه پنج روزه عمر است عشق روی تو مارا
وجدت رائحه الود ان شممت رفاتی .
ایرج میرزاجلال الممالک .
هرکه را روی خوش موی نکو است .
مرده و زنده من عاشق او است .
عارف .
می خواهم آنکه عشق بکاهد چنان تنم
کافتم به شبهه کاین پر کاهست یا منم .
نمفومانی (جنون مساحقه و تفحیذ)
NYMPHOMANIE
جنونی است که زنان مبتلا گردیده و میل به استمنا که مساحقه و تفخیذ نامیده می شود دارند و پرده عفاف را در اولین برخورد با مرد از دست می دهند و این بیماری در نتیجه وجود کرمهای کوچک که اوکسیور نام دارد تولید گردیده و نیز در اثر عدم نظافت و یا خارش در عضو تناسلی و یا در اثر اختلالات و یائسگی روی داده واین قبیل زنان اغلب عقیمه و سترون بوده و نازادی یکی از اوصاف بارز آنان می باشد .
بریکومانی(جنون دندان غرچه)
BRYCOMANIE
افرادی که به این مرض مبتلا هستند در اثر حسد و غبطه به وضعیت دیگران دندانهای خود را بیکدیگر فشار داده و نفرت و انزجار از آنان ظاهر گردیده و اغلب هم در موقع خواب این عمل انجام می گیرد .
کلینومانی (جنون بستری)
CLINOMANIE
بعضی از افراد ناقص و منحط مبتلا به این بیماری بوده و مایلند همیشه در بستر خوابیده و اوقات خود را بدین نحو بگذارنند و واحد مقیاس خواب را چرت می دانند و در عرف آنان از چهار تا پانزده ساعت در روز تجاوز کرده و اگر کسی مانع خواب آنان شود برآسفته شده و می گویند تازه چشم ما گرم شده بود که فوراً ما را بیدار کرده و مانع خواب ما شدید و بقا در تختخواب و بستر یک نوع کیفیت و خوشی در آنان ایجاد می نماید .
اسکاتومانی جنون کثافتکاری
SCATOMANIE
اسکاتومانی یا جنون کثافتکاری که با بول و غایط انجام می گردد در کشور ما شایع می باشد و با اینکه شهرداری در نقاط مختلفه شهر مستراحهای عمومی ساخته معهذا از نظر لذتی که به آنان دست می دهد حاضر برفتن در مستراح نبوده و در اطراف آن قضای حاجت می نمایند بعضیها هم از بهم زدن نجاست لذت بده و از استشمام لباسهایی که آلوده به بول و غایط بوده خرسند گردیده و از روائح آن نشاه در آنان ایجاد می گردد .
درومومانی یا جنون راه روی
DROMOMANIE
درومومانی یا جنون راه روی و پرسه زدن بیشتر در اطفال متمولین و اغنیا و انگلها و ژیگولوها عارض شده و شب و روز بدون داشتن هدف و منظوری در کوچه و محلات و خیابانها قدم زده و انگل و پارازیت اجتماع بودهو از دسترنج دیگران ارتزاق می کنند بدون اینکه کوچکترین بار اجتماع را بر دوش بگیرند .
بیبلیومانی جنون جمع آوری
BIBLIOMANIE
بیبلیومانی یا جنون جمع آوری کتاب حتی از طریق سرقت حالتی است که در افراد پیدا شده و بدون اینکه از مندرجات کتب را احتکار کرده و در کتابخانه خود برای حظ نفس می گذارند .
دمونومانی جنون جن و شیاطین
DEMONOMANIE
دمونومانی یا جنون جن و شیاطین و غول مرضی است که در بعضی از افراد پیدا شده و اگر روشن فکر باشند تمام مردم را جاسوس و فراماسون و منتسب بخارجی دانسته و از آنان دوری می نماید و اگر جاهل و تاریک باشند تصور جن و غول برای آنان حاصل شده و متوسل به رمال و جادوگران می گردند .
اوپیومانی جنون تریاک
OPIMANIE
اوپیومانی یا جنون تریاک مرضی است که اغلب افراد این کشور مبتلا بوده و یکعدد از جرائم از قبیل بهتان و افترا و نقشه کشی از آثار این عادت خانمانسوز بوده و محیطی را در حال رخوت و رکود انداخته اند و معتقد هستند که ماورا زمین و سایر کرات و دستگاهها هم دودی شده و در حال سستی به سر می برند چنانچه یکی از شعرا تریاکی می گوید .
دود تریاک به افلاک چو پرواز کند
ملک از شدت خمیازه دهان باز کند .
داکنومانی( جنون گازی)
DACNOMANIE
بعضی از افراد که مبتلا به داکنومانی یا جنون گاز هستند بهرکس که برخورد می نمایند مایلند که آنرا گاز گرفته و از این عمل لذت می برند این دسته از مجانین در موقع شیرخوارگی هم پستان مادر خود را گاز گرفته و روز بروز برشدت این عمل افزوده می شود و در بزرگی هم نسبت به اشخاص که اظهار علاقه می کنند گاز و نیشگان گرفته و از مکیدن پوست و لبها و کبود نمودن آن حظ و لذت می برند سعدی علیه الرحمه به این نوع جنون اشاره نموده است .
پیرمردی لطیف در بغداد دختر خود بکفش دوزی داد
مردک سنگ دل چنان بگزید لب دختر که خون از او بچکید بامدادان پدر که چون دیدش پیش داماد رفت و پرسیدش
کای فرمایه این چه دندانست چند خایی لبش نه انبانست
بمزاحت نگفتم این گفتار هزل بگذار جد از او بردار
خوی بد در طبیعتی که نشست نرود تا بوقت مرگ از دست .
کلپتومانی جنون دزدی
KLEPTOMANIE
کلپتومانی یا جنون دزدی مرضی است که بر بعضی از افراد عارض شده این بیماری فقط متوجه فقرا و تهی دستان نبوده و حتی بعضی از متمولین ولردها دچار این عارضه بوده ویرای تسکین شکنجه و آلام روحی و اطفا شهوت خود بمغازه ها رفته و اشیا آنرا سرقت می نمایند و چون فرشتگان بروحیه این قبیل اشخاص واقف و آشنا هستند پس از انجام عمل و مراجعت به منزل صورتی از اشیا مسروقه تنظیم نموده و چندین برابر از قیمت واقعی اجناس برای آنان منظور می نمایند که هم خاطر این دسته از افراد تسکین یافته و هم جبران خسارت از صاحبان مال شده باشد .
ایپومانی جنون غم
HYPOMANIE
جنون غم مرضی است که مبتلایان به آن همیشه مغموم و آیه یاس بوده و درتمام دوره زندگانی خود بسام و خندان نمی باشند و همواره دچار اشتباهات حسی که ایل لوزیون (
Illuion ) نام دارد می باشند .
ایسترومانی جنون بی عفتی
HYSTEROMANIE
این بیماران همیشه تن به بی عفتی داده و از تسلیم به مشتهیات نفسانی مردها کاملاً لذت می برند اغلب از فواحش و زنان بدکاره و روسپی مبتلا به این مرض می باشند .
دیپسومانی جنون شرب
DIPSOMANIE
بیماران مبتلا به جنون شرب از افرادی تشکیل می گردند که عمر خود را در بارها و میخانه ها و پیاله فروشیها گذرانیده و جز شرب مشروبات الکلی لذت دیگری برای خود قائل نیستندو همیشه مست طافح بوده و هستی خود و خانواده را در این راه مصرف می نمایند .
اترومانی جنون اتریا مهرگیاه
etheromanie
اغلب زنهای پیر که می خواهند خود را جوان نشان داده و افرادی را معشوقه و دلباخته خود نمایند اتر خورد مردها و شوهرهای خود داده تا در انظار آنان 20 الی 30 سال از سن حقیقی خود را جوانتر نمایش دهند . این عمل نزد اروپائیها و امریکائیها که شغل آنان هنرپیشگی است مرسوم بوده و ایرانیها هم همین عمل را با علف مهرگیاه برای مجذوب نمودن شوهر و یا معشوقه خود بکار می برند .
اسکریبومانی – گرافومانی جنون چیز نویسی
Scribomanie - graphomanie
افرادی که مبتلا به مرض چیزنویسی یا سلس القلم هستند تمام اوقات خود را صرف تحریرات نموده بدون اینکه از آثار قلمی آنان چیزی عاید اجتماع گردد و اگر به تالیفات و تصنیفات این قبیل اشخاص مراجعه شود جز تلفیق کلمات که عاری از معانی می باشد چیزی مشهود نگردیده و مسرت و خوشی آنان از این است که اوراقیرا سیاه کرده باشند اغلب کارمندان دو اثر دولتی کشور ما به این بیماری مبتلا بوده و چندین هزار خروار کاغذ هر سال در کشور ما مصرف شده بدون اینکه کوچکترین نتیجه ای از آن گرفته شده باشد .
گوسومانی جنون نگاه کردن زبان در آئینه
GLOSSOMANIE
گوسومانی یک نوع بیماری است که متوجه بعضی از افراد گردیده و همیشه زبان خود را در آئینه می بینند که مبادا بار داشته باشد و از این طریق می خواهند به اختلال معدی و مزاجی خود وقوف حاصل نمایند .
ایوسیامومانی ( جنون بذر البنج)
HYOSCIAMOMANIE
بعضی از افراد در اثر کشیدن بذرالبنج مبتلا به این نوع جنون بوده و همیشه دچار کابوس و توهمات و شنیدن صدای زنگ در گوش خود گردیده و این نوع جنون مسمومیت شدیدی ایجاد کرده و مهلک و خطرناک می باشد .
هاشیشومانی جنون حشیش
HASCHICHOMANIE
بعضی از افراد در نتیجه استعمال حشیش مبتلا به این بیماری بوده و اعصاب آنان کرخ گردیده و در حال خواب و اغما بسر می برند و آب باریک در نظر آنان بصورت رودخانه ای جلوه گر می شود .
آلگومانی ( جنون درد)
ALGOMANIE
افرادی که مبتلا به این نوع جنون هستند در اعضا جوارح خود درد احساس کرده و از رنج و صدمه آن دائماً شکایت می نمایند در صورتیکه این حالت خیالی بوده و بهیچ وجه دردی در بدن آنان وجود نداشته و از حیث جسم سالم می باشند .
مترومانی جنون نفرت زنها از مردها
METROMANIE
این نوع جنون بیشتر در نتیجه اختلال رحم در زنها پیدا شده و از معاشرت با مردها اظهار نفرت می نمایند و همیشه با جنس خود آمیزش داشته و در نتیجه مساحقه و لیسیدن مهبل اطفا شهوت می نمایند.
توکزیکومانی جنون استعمال سموم
TOXICOMANIE
افرادی که مبتلا به این نوع جنون هستند استعمال سموم را یک نوع تکیف دانسته و راحتی و آسایش خود را در این می بینند که در بدن خود سموم مختلفه وارد نمایند . جنون استعمال سموم انواعی دارد که از اینقرارند :
1-موفینومانی یا جنون استعمال مرفین (
Morphinomanie )
2- کوکائینومانی یا جنون استعمال کوکائین (
Cocainomanie)
3- کودئینومانی یا جنون استعمال کودئین (
Codeinmanie)
4- الکولومانی یا جنون استعمال الکل (
Alcoolomanie)
5-لودانومانی یا جنون استعمال لودانوم (
Laudanomanie)
6- نارکومانی یا جنون استعمال ادویه مخدره (
Narcomanie)
7- کلورالومانی یا جنون استعمال کلورال (
Chloralomanie)
شیزومانی جنون عدم تناسب با محیط
SCHIZOMANIE
جنون عدم تناسب با محیط مخصوص کسانیست که نمی توانند خود را با محیط هم آهنگ و متناسب نمایند و همیشه برخلاف محیط و عرف عادت رفتار نموده و همواره مبغوض و مغضوب اجتماع بوده و از آنان عموم مشمئز گردیده و اظهار تنفر می نمایند .
نوستومانی جنون دوری از وطن
NOSTOMANIE
نوستومانی جنونی است که در نتیجه مسافرت و دوری از وطن در بعضی از افراد پیدا شده و اندوه فوق العاده ای در اثر نبودن در مقسط الراس خود به آنان دست می دهد .
اونی رومانی جنون خواب
ONIROMANIE
بعضی از افراد مبتلا به جنون خواب بوده و در موقع خواب اعم از روز و شب خوابهای ملایم و یا موحشی دیده و در موقع بیداری برای تسکین و رفع اضطراب به معبرین و یا کسان و نزدیکان خود خواب را تعریف نموده تا به تعبیر آن نائل شوند و یا اینکه شخصاً به کتب معبرین مانند ابن سیرین – دانیال – ابراهیم کمانی جابر مغربی – اسمعیل ابن اشعث – جاحظ ابن اسحق – خالد اصفهانی – حمد ساهونه و غیره مراجعه کرده و مشکلات خود را حل می نمایند .
نوزومانی جنون احساس ناخوشی
NOSOMANIE
مبتلایان به جنون ناخوشی تصور می کنند که همیشه رنجور و ناسالم بوده و علائم و وجود کلیه بیماریها را در خود احساس کرده و از این حیث همیشه ایام خود را در رنج و تعب می گذرانند .
پیرومانی جنون حریق و آتش سوزی
PYROMANIE
بعضی از اطفال و حتی بزرگها مبتلا به این مرض هستند و اغلب از حریقها در نتیجه اعمال این قبیل اشخاص در هر کشوری صورت می گیرد .
میتومانی جنون دروغگویی
MYTHOMANIE
جنون دروغ یا اشاعه اکاذیب یک نوع بیماری است که به بعضی از افراد عارض شده و آنان در اثر رنجوری به دروغگویی پرداخته و قبحی برای این عمل بهیچوجه قائل نیستند کلیه شهادتهای کذب و شکایات بیمورد و افتراها و نشر اکاذیب از این نوع اشخاص ناشی می شود و دستگاه قضایی کشور ما همیشه گرفتار این قبیل دیوانه ها می باشد و این دسته را از نظر اختلال نیروی تصور دروغگو و دروغ پرداز می گویند . شخصی را می شناسم که دروغگویی ملکه اش گردیده و با خونش عجین شده است و در دوران عمر خود هنوز زبانش به راستی و حقیقت گشوده نشده و فقط به شوفور تاکسی مقصدش را راست می گوید از ترس اینکه مبادا در اثر دروغگویی به مقصد و منزل و محل کار خود نرسد و از این حیث دچار زحمت و خسارت گردد .
انومانی جنون شراب
OENOMANIE
جنونی است که در اثر افراط مصرف شراب در افراد پدیدار شده و دچار توهمات ذائقه و سمعی و بصری بوده و بدن و زبان و لبها و اعضا آنان متشنج می باشد .
نیگماتومانی جنون نیش و خارش
NYGMATOMANIE
افرادی که به این نوع جنون مبتلا هستند همیشه در بدن خود احساس گزیدگی نموده و مایلند بدن خود را خارش داده تا از این طریق برای خود یک نوع راحتی و آسایش قائل شوند .
اواوفورومانی جنون اختلال تخمدان
OOPHOROMANIE
این جنون به افرادی عارض می شود که به تخمدان و یا مبیض آنان آسیبی وارد شده باشد و اغلب زنهایی که در اثر وجود فیبروم (
Fibrome) اعمال جراحی در رحم آنان صورت می گیرد دچار اینگونه اختلالات دماغی بوده و ناراحت و در زحمت می باشند .
آمنومانی جنون برهنه خوشحالی
AMENOMANIE
افرادی که مبتلا به این بیماری هستند بدون جهت خوش و خوشحال بوده و بهیچوجه نگران برای آینده خود نمی باشند و تحریکاتی که در اعصاب آنان ایجاد می شود بصورت نیکو و خوشی جلوه گر شده و دائماً بسام و خندان بوده و حوادث ناگوار در آنان بهیچوجه آثاری نخواهد گذاشت .
پوتومانی جنون آشامیدن آب و سایر مایعات
PITOMANIE
پوتومانی جنونی است که در بعضی افراد عارض شده و همیشه رای تسکین عطش خیالی خود آب و سایر مایعات را استعمال می نماید و این عمل اختلال بزرگی در مزاج آنان ایجاد کرده و آنها را رنجور و ناتوان خواهد نمود .
آندرومانی جنون اعمال عملیات جنسی مردها در زنان
ANDROMANIE
بعضی زنان از نظر اختلالاتی که در مغز آنان پیدا می شود مبتلا به این نوع جنون گردیده و مایلند با زنان دیگر عملیات جنسی مردان را بوسیله آلات و ادوات مصنوعی انجام دهند و از آمیزش با مردها منزجر و متنفر می باشند .
اونوماتومانی جمنون ادا الفاظ رکیک و مستهجن
ONOMATOMANIE
این نوع جنون که فحش و ناسزا وادا کلمات رکیک و مستهجن و خارج از نزاکت باش ببیشتر بین اجامر و اوباش رایج بوده و در بعضی از خواص نییز مشهود می گردد . در دوره قاجاریه در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار انجمنی تشکیل شده بود که دبه نام داشت و رجالی که در آن مجمع عضویت داشتند در نتیجه مبادله کلمات رکیک به یکدیگر باینگونه الفاظ گوش خراش عادت نموده و خون آنان مسموم گردیده و قابلیت ورود به آن مجمع را پیدا می نمودند که فعلاً چند نفر از آنها حیات داشته و به رلق و فتق امور اشتغال دارند .
آریتمومانی جنون محاسبه
ARITHMOMANIE
این نوع بیماری در بعضی افراد پیداشده و بدون جهت و علت به محاسبه پرداخته و وحشت دارند که اشتباهاتی در حساب آنان رخ داده باشد و نیز از رقم سیزده ترس داشته و آنرا بفال بد می گیرند .
تئومانی جنون دعوی الوهیت
THEOMANIE
افرادی که مبتلا به جنون دعوی الوهیت هستند خود را مافوق بشر دانسته و وجودشانرا موثر در عالم پنداشته و مرتبه خدایی برای خود قائل شده و انتظار دارند که مردم آنانرا تجلیل و تکریم نمایند .
ترکومانی جنون کندن مو
TRICHOMANEE
کسانی که به مرض ترکیومانی مبتلا هستند همیشه اوقات خود را صرف کندن موی بدن و صورت و ریش و سبیل و بینی نموده و از این عمل راحتی و خوشی برای آنان دست می دهد .
این قبیل اشخاص در اثر کندن موی بینی و ورود میکروب استرپتوکوک (
Streptocoque) به مرض باد سرخ که اریزیپب (Erysipele) در طب نامیده می شود مبتلا گردیده و در معرض خطر می باشد .
زوئومانی جنون محبت زیاد به حیوانات
ZOOM ANIE
افرادی که مبتلا به این نوع جنون می باشند کلیه هستی و ثروت خود را صرف حیوانات نموده و از بدبختی مردم رنج نمی برند .
یکنفر از اعضا شریف و پاکدامن سابق دستگاه قضایی که مدتی است بازنشسته شده کلیه حقوق خود را صرف تغذیه حیوانات ی نمود و مقداری نان در حوض می انداخت که ماهیها بخورند و مقداری ارزن و نان برای مورچه ها روی زمین پخش می نمود و غلب سگها و گربه ها هر روز از جیره او متنعم می شدند و مقداری برنج و گندم برای گنجکها و کبوترها می ریخت و هر روز چند نان شیرینی در کشوی میز خود می گذاشت تا موشها از آن تناول نمایند .
فوبی جنون ترس و انزجار و وحشت
PHOBIE
یکی از عواملی که باعث هیجانات روحی و عصبی می شود عبارت از ترس و انزجار و وحشتی است که بدون دلیل به بعضی از افراد دست می دهد و عرق و لرزش و پریدن رنگ حالت فرار در آنان ایجاد می نماید و در اصطلاح طبیی این کیفیت را فوبی می گویند و این حالات بصور و اشکال گوناگون در آمده که ذیلاً به انواع آن می پردازیم .
1-تالاسوفی بی – ترس از مسافرت دریا
Thalassophobie
2-زوئوفوبی – ترس از حیوانات
Zoophobie
3-آنتروپوفوبی – ترس از مردم و اجتماع
Anthropophobie
4- ایپوگرافوفوبی – ترس از امضا کردن نامه ها و کاغذها
Hypogrphophobie
5- لیسوفوبی – ترس از هاری
Lyssophobie
6- آکروفوبی – ترس از بلندی و قله کوه
Acrophobie
7-لتماتوفوبیی – ترس از گودال و چاله
Laitmatophobie
8- برونته موفوبی – ترس از رعد
Bronthemophobie
9- سئیموفوبی – ترس از طوفان
Ceimophobie
10- ایدروفوبی – ترس از آب
Hydrophobie
11-آکاروفوبی – ترسا امراض جلدی
Acarophobie
12- تریکوفوبی – ترس از مو
Trichophobie
13-آلگافوبی – ترس از درد
lgaphobie
14-مانی فوبی – ترس از جنون
Maniphobie
15_ اوروفوبی –ترس از کوه
Orophobie -
16_ پانتوفوبی _ ترس از همه چیز
PANTOPHOBIE
17مونوفوبی _ ترس از شئی واحد
Monophobie
18- تاناتوفوبی – ترس از مردن
Tanatophobie
19-اسپرماتوهه ئوفوبی – ترس از انزال در موقع آمیزش
Spermatorrheophobie
20- فوتوفوبی – ترس از نور
Photophobie
21-پارازیتوفوبی – ترس از انگلها از قبیل شپش – ساس – کیک – پشه و غیره
Parasitophobie
22-مورفوفوبی – ترس ار تغییر چهره و بدن
Morphopobie
23-اوواکوفوبی – ترس از ماندن در خانه به تنهایی
Oicophobie
24-کریستالوفوبی – ترس از دست زدن ببلور و شیشه آلات
Cristallophobie
25-آنه موفوبی – ترس از بودن در معرض باد
Anemophobie
26-بلمنوفوبی – ترس از سوزن و سنجاق
Blemnophobie
27-آگورافوبی – ترس از عبور از کوچه خیابانها
Agoraphobie
28-آئروفوبی – ترس از هوا
Aerophobie
29-اشمافوبی – ترس از دست زدن به چیزهای تیز
Aichmaphobie
30-ترموفوبی – ترس ازحرارت
thermophobie
31-کرمنوفوبی – تررس از پرتگاه و خلا
Cremnophobie
32- پاتوفوقبی – ترس از ناخوشی
Patophobie33-اوکلوفوبی – ترس از جمعیتOchlophobie
34-فونوفوبی – ترس از حرف زدن
Phonophobie
35-تافه فوبی – ترس از زنده بگور رفتن
Taphephobie
36- فتییزیوفوبی – ترس از مرض سل
Phtiosiphobie
37- میکروبیوفوبی – ترس از میکروب و امراض عفونی
Microbiophobie
38-فیزیوفوبی – ترس از بین رفتن اعمال طبیعی از قبیل خواب و غیره
Phisiophobie
39- میزوفوبی – ترس از گرد و خاک
Mysophobie
40- پوتاموفوبی – ترس از عبور از نهر و رودخانه
Potamophobie
41-نکروفوبی – ترس از مرگ
Necrophobie
42- متالوفوبی – ترس از تماس با فلزات
Metallophobie
43- استازوبازوفی – ترس از ایستادن و راه رفتن
Stasobsophobie44- نیکتالوفوبی – ترس از شبNyctalophobie
45- کلینو فوبی – ترس از سرازیری
Clinophobie
مازوشیسم – جنون تحمل آزار و شکنجه در موقع آمیزش بازنان و مردان
MASOCHISME
جنون آزار و شکنجه در موقع آمیزش که در اصطلاحج طبی ماژوشیسم نامیده میشود اختصاص به زنان و مردانی دارد که در موقع نزدیکی صدمه و آسییبیی از قبیل گاز و نیشگان و شلاق به یکدیگر وارد آورده تا لذت و خوشی به آنان دست دهد و بعضی از زنان مبتلا به این نوع جنون بوده ودر موقع نزدیکی برای حظ وافر تحمل هرگونه شکنجه و زجر بدنی را می نمایند و نیز در مردان این نوع جنون مشهود گردیده که مصداق آن اصغر بامیه فروش قاتل بود که آنانرا با کارد مجروح و مصدوم نمود و از مشاهده خون تحریکاتی به او دست میداده تا بتواند انواع عملیات شبیعه را با کودکان بنماید .
اکسهیبی سیونیسم – جنون ارائه الات تناسلی
EXHIBITIONISNE
افرادی که به این نوع جنون مبتلا هستند در امکنه عمومی خود را عریان و مممکشوف العوره نشان داده و از برهنگی و نمایش ران و ساق پا و آلات تناسلی خود لذتی به آنان دست می دهد . و فرقه برهنگان (
Nudistes) که در اروپا وجود دارد از همین طبقه مجانین می باشند .
فبتشیسم – جنون داشتن اسباب آرایش زن و مرد
FETICHISME
جنون همراه بدن اشیا آرایش زنان و مردان و گیسوی آنان بمنظور تحریگ آنان گردد این نوع جنون اختصاص به مردان داشته و با داشتن این اشیا مواقعه و نزدیکی با مردان و زنان می نمایند . شخصی را می شناسم که مدت 15 سال یکدسته مو از معشوقه خود در جیب داشت و روزی دو مرتبه از پاکت بیرون آورده و نگاه می کرد و لذت می برد بعد از این مدت فهمید که معشوقه اش کچل بوده و این مو را از کلاه گیس خود برداشته و به عاشق دلباخته اش داده است . فوراً موهای عاریتی را دور انداخته و در صدد تحصیل زلف و گیس دلبر دیگری برآمد تا از این طریق خوشی و محرکاتی برای خود فراهم نمایند .
وامپی ریسم – جنون نزدیکی با اموات
VAMPIRISME
کسانی که مبتلا به بیماری وامپی ریسم یا نزدیکی با اموات می باشند قبور را نبش نموده و با امودات و نعشها معانقه کرده و مرتکب اعمال شنیعه شده و از این عمل لذت زیادی به آنان دست می دهد .
سادیسم – جنون اذیت و اضرار وآزار و شکنجه بدیگران
SADISME
افرادی که مبتلا به مرضی سادیسم هستند از طبقه آدمکشان و چاقوکشان و آزارکنندگان بوده و اشخاصی را هم که دوست دارند و به آنها اظهار علاقه می کنند گاز و نیشگان گرفته و از مکیدن پوست و لبهای آنها لذت می برند این دسته از اشخاص در دوره طفولت از نظر تفریح به کندن پرهای مگسها اشتغال داشته و یا نفت روی موشها ریخته و آنهارا آتش رده و یا از دار زدن گربه ها لذت و نشاطی به آنان دست خواهد داد .
ژرونتوفیلی- جنون عشق با پیرمردها و پیرزنها
GERONTOPHILIE
این دیوانگان اعم از زنان و مردان جوان نفرت داشته و به پیرمردها و پیرزنها عشق پیدا نموده و هستی خود را برای رسیدن به معشوق خود صرف می نمایند .
پارانویا – جنون زود رنجی و عدم اعتماد
PARANOIA
این بیماران مغرور و بی اعتماد و زودرنج بوده و خود را از دیگران برتر شمرده و دوستان واقارب را از نطر هتک احترام و عدم رعایت ادب و قصور در انجام وظیفه مقصر قلمداد کرده و به مختصر ناملایمی رنجیده و کینه و عداوت بزرگی در دل خود پرورانیده و نیز نسبت بکردار و رفتار دیگران بدبین و بی اعتماد بوده و همیشه در پی تعبیر و تفسیر آن برآمده و غالباً سو تعبیرکن و کینه توز و حسود و انقلابی و هرج و مرج طلب بوده و به هیچیک از مقررات اجتماعی برطبق منطق و استدلال خود اطاعت نمی نمایند .
بستیالیته – جنون نزدیکی و عملیات آمیزشی با حیوانات
BESTIALETE
این بیماری در بعضی از افراد پیدا شده و میل آنان به عملیات آمیزشی با حیوانات بوده در اثر این عمل حیوانات به امراض آمیزشی و سایر بیماریهای گوناگون مبتلا می گردد .
در شرع کلیم نسبت بذبیحه دستور داده شده است که کاملاً مورد دقت قرار گیرد تا از هرگونه امراض عاری بوده باشد چون این اعمال شنیعه بوسیله چوپانان و گاوداران و شترداران در آن زمان جاری و شایع بود به این جهت تاکید شد که نهایت مراقبت را در تشخیص سلامتی حیوان و آلوده نبودن آنان بعمل آورند .
اوبسیون – جنون وسواس
OBSESSION
رسوخ خیالات و افکار مسلطه ای که با کوشش نمی توان از خود دور نمود و در آن واحد پرهیز از انجام و میل به انجام در انسان ایجاد کرده که در هر چیزی تشکیک نموده و خود را اما المشکین جلوه دهد و یا به شبهات ابنه کمونه بپردازد وسواس نامیده می شود و این جنون در کلیه شئون حیاتی بیمار ساری و جاری است و بصور گوناگون از قبیل شستشوی دائم بدن و اعضا و شماره کردن زیاد و غیره درخواهد آمد .
اوموسکسوآلیته – جنون آمیزش دو جنس موافق باهم
HOMOSEXUALITE
این جنون در بعضی از مردها و زنها پیدا شده و اغلب عاشق و شیفته همدیگر گردیده و به انواع و اقسام اعمال جنسی با یکدیگر می پردازند .
سودومی – جنون لواط
SODOMIE
در هر اجتماعی افرادی پیدا میشود که عملیات جنسی را برخلاف طبیعت قرار داده و همواره مایلند با مردان و زنان از طریق غیرعادی و طبیعی اطفا شهوت نمایند .
ساتیریازیس – جنون هرزگی و دزدی ناموس
SATYRIASIS
افرادی که مبتلا به این نوع جنون هستند در کوچه و محلهای خلوت و خالی از اغیار زنهایی را بدست آورده و در اثر فشاری که به آنان وارد می شود فوراً به مواقعه و عملیات منافی عفت پرداخته و اغلب این اعمال نعنف و تهدید و اکراه صورت گرفته و تمایلات و شهوات خود را ارضا می نمایند .
اونانیسم – جنون استمنا
ONANISME
این جنون عبات از ملامسه با عضو رجولیت و مهبل زنان می باشد که از این عمل برای آنان لذت و خوشی ایجاد می گردد استمرار آن علاوه بر اینکه موجب ضعف جسمی و عصبی می باشد مانی یا جنون جزئیرا تبدیل به اختلال دماغی و جنون کلی خواهد نمود .
در تمام مدارس شبانه روزی و سربازخانه ها و زندانها دستهای افراد را در موقع خواب بسته و یا کافور به آنان می دهند تا از این عملات مضر و زشت جلوگیری نمایند . این بیماری فعلاً در اغلب از طلاب که تفریحات دماغی ندارند معمول و متداول بوده و اثرات شومی در حیات آنان خواهد داشت .
برنامه های وسیع دولتها که عاری از حقیقت بوده و اوقات جامعه را بمواعید گذرانیده بدون اینکه با حقیقت وفق داشته باشد و فقط از راه تحریک قوای متخیله مردم یک کیف و لذت آنی در بادی امر داشته در حکم استمنا روحی که در اصطلاح طبی اونانیسم پیشیک (
Onanisme psychique ) گفته می شود بوده و جامعه را بطرف ضعف و ناتاوانی و جنون کشانیده و آثارش در کلیه شئون حیاتی کاملاً ظاهر و هویدا خواهد بود .
سیکلوتیمی – جنون ادواری
CYCLOTHYMIE
سیکلوتیمی یا جنون ادواری که آنرا فولی سیر کولر(
Folie circulaire ) می گویند در اغلب از مردان و زنان و اطفال پیدا میشود و در دوره تحریکاتی این بیماری مرتکب تبه کاریها از قبیل هتک عفت – ضرب و جرح – آدم کشی – دزدی و خودکشی می گردند و اغلب جرائم از این بیماری ناشی می شود .
ایپره موتیویته – حساسیت
HYPEREMOTIVITE
این طبقه از بیماران روحی در نتیجه شرایط خانوادگی و زندگانی پستی که داشته و دارند و یا با محرومتهایی که در دوره زندگی مواجه بوده اند و یا زیردست زن پدر و شوهر مادر تربیت شده و نوازشش پدر و مادر را کمتر دیده اند و یا نقص جسمانی که روح آنها را آزار می دهد روبررو شده اند کژخو بار آمده و برای جبران این حس پستی گاهی بدرون خود پرداخته خود کار می شوند و گاهی هم دشمنی و کینه بمردم و جامعه و آنچه آنهارا احاطه نموده پیدا کرده بدبین و کینه توز می گردند و همیشه در نتیجه ایرادات نیش غولی می خواهند باب حمله و اعتراض را بدیگران باز نموده و از این طریق مسکناتی برای خود فراهم نمایند .
نگاتیوییسم – (جنون منفی بافی )
NEGITIVISME
جنون منفی بافی در کشور مازیاد بوده و اغلب از مردم و مخصوصاً مستخدمین دولتی به این بیماری مبتلا هستند این افراد شعور استدلال و مثبت عمل کردن را نداشته و همیشه هر امری را برخلاف اصول و مقررات دانسته و در تحت این عنوان شانه خود را از انجام هر امری خالی نموده و فقط بعد از اینکه در جریان است مردم را از سر خود باز می نمایند .
کومپلکس دنفریوریته – جنون خوی کهتری و زیردستی
OCMPLEXE D'INFERIORITE
خوی سفالت و زیردستی متوجه افرادی است که مناعت را از دست داده و حو.د در مقابل دیگران و خارجیها زبون – خوار – ذلیل و ناچیز دانسته و احساس ترس و وحشت می نمایند .
تکوین و پیدایش این حس در اثر سو, تربیت پدرها و مادرها است که کودکان خودرا بدوستان و آشنایان کنیز و غلام معرفی نموده و در موقع تعارف هم خود را بندگان آنان می دانند و عنوان صاحب که در عرف عامه به خارجی ها نسبت می دهند از همین تربیت غلط و جنون سفالت سرچشه گرفته است .
وجود حکومت دیکتاتوری در عالم بستگی به وجود اکثریت این قبیل رنجوران روحی که بردگان و بندگان و غلامان و کنیزان باشد داشته و برعکس وجود افراد منیع الطبع و با شخصیت موجب ظهور و تقویت حکومت ملی و دموکراسی خواهد بود .
این نوع جنون اغلب در افرادی که واجد علائم زیرین می باشد آشکار می گردد .
1-چاقی زیاد 2- لاغری زیاد 3-موی قرمز 4-زال 5-موهای زیاد 6-بینی پهن و بزرگ 7-اختلافات رنگ چشمها 8- دندان های جلو آمده 9- زنخدان در پستان 14-کمرپهن 15-ران کلفت 16-ران باریک 17- ساقه پای بلند 18- ساقه پای کوتاه 19- پای کج و قوسی 20-پای بزرگ 21-پای کوچک 22- بی مویی صورت 23- جوش صورت 24-خال و کک و مک 25-وجود بدن و اعضا زنانه در مردان 26- وجود بدن و اعضا مردانه در زنان 27- کوتاهخی قد .
امپوایسانس سکسوئل – عنن یا هدم توانایی مرد در امور جنسی
IMPUISSANCE SEXUELLE
هرنوع فعالیت و جرات و جسارت و علاقه به شغل و کار و زندگی و نشاط جیاتی که در مرد وجود دارد بستگی تام تمامی با نیروی فعله جنسی وی دارد و ضعف در امور تناسلی و جنسی صحنه زندگی او را عوض نموده و دنیا طور دیگر در نظرش جلوه گر می شود و فعالیت از او سلب گردیده و لذت و خوشی از جیات احساس نگردیده و همواره ناگوار و خسته کننده می باشد .
یکی از علما می گوید که معالجه یک مرد ناتوان در امور جنسی بمراتب بهتر از آن است که اورا از خطر مرگ حتمی نجات دهیم این چهار حالت که لازمه مقاربت طبیعی است در اثر ضعف دماغی و روحی و عوامل دیگر از مرد سلب می گردد .
1-تحریک 2-نعوظ 3-انزال 4-نشاط و لذت .
در موقعی که مرد اصلاً فاقد حالات وتمایلات جنسی بوده باشد آنچه که مورد حظ و تلذذذ دیگران است رنگ مرگ برای او بخود گرفته و صحنه های زیبای جهان و طبیعت در نظرش کمترین جلوه ای ندارد . این کیفیت را در اصطاح طبی آنافرودیزی
Anaphrodisie گویند
هرزه گی – افراط زاد در اعمال جنسی – امساک یا عدم ارضا تمایلات جنسی – ناتوانی عصبی – استمنا – ورم بیضه – پیق مجرا در اثر ابتلا به سوزاک – ورم غده وذی (پرستاتیت ) – کهولت – چاقی مفرط – بیماری قند – سل – کم خونی – تصلب شرائین – فلج آلت تناسلی – اعتیاد به مشروبات الکلی مخصوصاً آب جو – سیفلیس – افراط در ورزش از علل مهمه این عارضه می باشد و موجب اختلال عصبی و روحی و دماغی در انسان می گردد .
حد معمولی اعمال جنسی در هر مرد سالمی بالغ بر چهار هزار دفعه در مدت چهل سال می باشد و کاهش و فزایش آن موجب این بیماری می گردد .
اپی لپسی – جنون صرع
EPILEPSIE
این جنون خطرناکترین جنونها می باشد و این تبهکاران در جنون صرعی مرتکب جرح و قتل گردیده و لایق انجام هر نوع تبهکاری بوده و بعلت شدت و وضوح مرض زودتر از سایر دیوانگان شناخته می شوند .
دزه کیلیبره – جنون عدم تعادل
DESEQURLIBRE
افراد ناموزون و ناهموار مبتلا به پریشانی و اختلال عواطف و احساست می باشند و کلیه اعملا آنان تحت سلطه همین عوامل قرار دارد .
اخلاق عبارتست ازبی انعکاسات و واکنشهای شخصی در مقابل محیط خارجی است و تحت تاثیر تمایلات عاطفتی و غریزی قرار می گیرد و در بعضی شدید و در برخی ضعیف بوده و کلیه امور این دسته از مردم اسیر پنجه اقتدار همین غرائز و عواطف خواهد بود .
جنون در نتیجه عدم ترشح مترشحه داخلی
Glandes endocriniennes
عده افراد در نتیجه فقدان ترشح و یا ضعف غدد مترشحه داخلی از قبیل غده در قی ( تیروئید )کلیه ها – کبد – لوزالمعده – بیضه در مردان و تخمدان در زنان که آنرا گلاندآندوکرینین می گویند و همچنین حالت قاعدگی و یائسگی مبتلا به اختلال دماغی گردیده و اغلب از جرائم از این قبیل اشخاص ناشی شده که فرد برجسته آن در ایران آغا محمد خان قاجار می باشد .
در هر حال جنون عبارت است از فقدان و فساد و از بین رفتن جزئی و کلی اعمال روانی می باشد و علل آن بیشمار بوده و افراد را بطرف عدم موازنه و تعادل می کشاند . این علل ببه سه دسته منقسم می شود .
1- علل بیماری
2- علل عضوی
3- علل روانی عوامل ابتلا به این بیماری از اینقرارند .
1- مسمومیت خارج از بدن از قببییل الکل – سرب – مرفین – تریاک – اتر – کلرال – کوکائین – اکسید دوکاربن – قارچ – ذرت .
2- مسمومیتهای مربوط بدرون جسم از قبیل معده – رده – کبد – کلیه – پوست – اعضای تناسلی – غده درقی – غده فوق کلیه .
3- عملیات جراحی – آفتاب زدگی یا تشمس – خوردن غذای زیاد – نخوردن غذا – جرحهای وارده به مغز .
4- امراض عفونی از قبیل حبه – گریپ – ذات الریه – تب جو.ش – دیفتری باد سرخ .
5- عفونتهای مزمن – سل – سیفلیس .
6- علل جنسی از قبیل بلوغ – قاعدگی – یائسگی – حمل – وضع حمل – شیردادن .
علل روحی – نوع اخلاق نژاد نوع حکومت – سو سازمان – تبعیض – عدم تشویق – عدم اجرای قانون – نداشتن تفرح و اتراحت – نگرانی برای زندگانی – انتخابات غلط و غیر قانونی – تیول مشاغل و مناصب – عدم امنیت .
برای رفع انواه جنون باید به پزشکهای متخصص امراض روانی مراجعه نمود تا دواهای مسکن و قاطعی تجویز نموده و یا اینکه آنانرا در محلی که دور از اجتماع باشد قرار دهند تلقینات در حال بیداری و خواب مفید بوده و با اعمال زیرین نیز معالجه می گردند :
1_ معالجه با حمام – بانئو تراپی
Balneotherapie
2-معالجه با آب – ایروتراپیی
Hydrotherapie
3- معالجه با الکتریک – اکرتروتراپی
Electrotherapie
4_ معالجه با مالش – ماسوتراپی
Massotherapie
5_ معالجه با نور – فوتوتراپی
Phototherapie6
6- معالجه با انسولین – انسولینوتراپی
Insulinotherapie
7- معالجه با کاردیزول – کاردیوزول تراپی
Cardiozoltherapie
8- معالجه با حرارت – پیره تو تراپی
Pyretotherapie
9- معالجه با مالاریا – مالاریا تراپی
Malariatherapie
10- معالجه با ضد سیفلیس یا بوسیله آرسنیک و غیره
11- معالجه با مغز – اوپوتراپی
Opotherapie
12- معالجه با مسهل – مواد خواب آور و مسکن .
نیچه فیلسوف و نویسنده آلمانی در باره رنجوران روحی و دیوانگان و آثار عملیات آنان در اجتماع بیاناتی نماده که عین عبارات او را که به چندید زبان ترجمه شده است ذیلاً می نگاریم .
فارسی نه تنها دانش قرون و اعصار بلکه دیوانگیهای آن نیز در ما آشکار گردیده است – این نوع وراثت خطرناک است .
هنوز مادر هر قدم با غول تصادف در نبرد می باشیم و تا کنون برتمام بشریت جنون و جهل حکومت کرده است .
ای برادران بگذارید روح و فضیلت و تقوی شما وقف خدمت بزمین شود . بگدارید که ارزش همه چییزها از نو به توسط شما تعیین گردد آنوقت در زمره ایجاد کنندگان خواهید بود .
باری ابرهای انبوه روی عقل را پوشانیده تا بالاخره دیوانگی تعلیم داد که همه چیز نابود می شود بنابر این همه چیز در خور نابودی است . این مرد بنظر من لایق آمد و برای منظر زمین کامل در رسیده بود ولی موقعی که به همسر او برخورد نمودم پنداشتم که زمین تیمارستان و درارالمجانین است .
یوانگیهای کوتاه و بیمشمار این است آنچه که درعرف شما عشق نامیده می شود و ازدواج شما هر آینه حمق ممتدی است که به این قبیل دیوانگیها خاتمه می دهد .
به این نخاله ها و کالکها نارسهای جامعه نظر کنید آنان همه بیمار و رنجورند و استفراغ صفرای آنان است که آنرا جریده نام نهاده اند .
به این زوائد نظر افکنید چگونه تحصیل ثروت می کنند و با آن فقیر وبی چیزتر می شوند . این علیلها در طلب قدر تند ولی قبل از هر چیز تحصیل اهرم قدرت می کنند یعنی پول فراوان .
آلمانی
Nicht nur die Vernunft von Jajrtausenden – auch ihr Wahnsinn bricht an nus aus. Gefahrlich ist es Erbe zu sein.
Noch kampfcn wir Schritt um Schritt mit den Riesen Zulall; und uber der gandzen Menschheit waltete bisher noch der Unsinn; derOhne=Sinn.
Euer Geist und Tugend diene dem Sinn der Erde, meine Bruder;und aller Dinge Wert wert werde neu von euch gesetzt .Darum sollt ihr Kampfende sein Darum sollt ihr Schaffende sein.
Und nun walzte sich wolke uber den Geist; bis endlich der Wahnsinn predigte; Alles vergeht, darum ist alles wert zu vergehn .
Wurdig schien mir dieser Mann und reif fur den Sinn der Erde aber als ich sein Weib sab, schien mir die Erde ein Haus fur Unsinnige.
Viele kurze Torheiten-das heiszt bei euch Liebe. Und eure Ehe macht vielen kurzen Torheiten ein Ende,als Eine lange Dummheit.
Seht mir doch diese Uberflussigen Krank sind sie immer, sie erbrcchen lhre Galle und nennen es Zeitung.
Seht mir doch diese Uberflussigen Reichtumer erwer- ben sieund werden armer drmer damit. Macht wollen sie, und zuerst das Brecheisen der Macht, viel Geld –diese Unvermogenden.
انگلیسی
Not alone the wisdom of the ages- their madness also breaketh out in us. Perilous it is to be an heir.
Still wrestle we step by step witeh the giant Chance, and over all mankind heretofore folly and non- sense held sway.
Let your spirit and your virtue serve the meaning of earth, my brethren; and let the value of all things be fixed anew by yourselves Therefore shall ye be fighters Therefore shall ye be creators.
And now cloud upon cloud rolled over the mind , until at length madness preached All things perish. Therefore ,all things are wcrthy to perish.
Worthy meseemed such an one, and ripe for the mea- ning of earth, but when I beheld his wife earth seemed to me a madhouse.
Many brief follies- that ye call love.
And your marriage maketh an end of many brief follies with one long stupidity. I pray you behold these superfluous ones Diseased are they ever, they vomit their bile and call it- newspaper.
I pray you behold these superfluous ones They amass riches and becom poorer thereby. They seek power, but first of all the lever of power, much money these impotnt ones
فرانسه
Ce n est pas seulement la raison des millenaires, C est heritier.
Nous luttons encore pied avec le geant hasard et sur toute l humanite regnait encorc jusqu a present l ab surde le non- sens.
Que votre esprit et votre vertu, mes frcrec, servent le sens de la terre, et que la valeur des choses soit renou velec par.vous Cst pourquoi vous devez lutter, c est pourquoi vous devez etre des createurs.
Et voici qu un nuagc après l autre s est appesanli sur l esprit jusqu a ce que la folie ait proclame ,Tout passé,c est pourquoi tout merite de passer .
Cet homme me semblait respectable et mur pour saisir le sons de la terre mais lorsque ge vis sa femme. Le terre me sembla une demeure pour les insenses.
Beaucoup de breves folies, c est la ce que vous appe- lez amour. Et votre marriage met fin a beaucoup de brevec folies, par und longue sottise.
Voyez donc ces superflus lls sont toujours maladies, ils vomissent leur bile et appelent cela des journaux.
Voyez donc ces super flus. lls acquicrent des richesses et en deviennent plus pauvres. Lls veulent la puissance et avant tout le levier de la puissance, beaucoup d argent,- ces impui- ssants.
ایتالیایی
Non soltanto la sapienza dei millenni- anch la lor follia grava su noi. Epericoloso l esser ered.
Anche noi combattiamo passo col gigante Caso su tutta l umanita regno sinora l irrazionale, la mancanza del giusto senso.
Il vostro spirito e la vostra virtu servano al senso della terra, o miei fratelli e alle cose sia nuovamente imposto da voi il valore. Per cio vi bisogna essere combattenti. Dovete essere creatori.
E allora le nubi s addensarono sullo spirito sino a tanto che la follia predico. Tutto perisce, dunque tutto e degno di perire.
Degno talvolta mi sembro un uomo, e maturo pel senso della terra ma appcna vidi la sua donna la terra m apparve simile a un asilo di mentecatti.
Molte follie di breve durata per voi hanno il nome d amore. E il vostro matrimonio mette un fine a coteste piccole follie, diventando una follie eterna
Guardate un po questi uomini superflui. Essi sono sem- pri ammalati, e vomitano il lor fiele, cui hanno dato il nome di gazzetta.
Guardate un po questi superflui. Acquistano ricchezze e con cio diventan piu poveri. Ambiscono la potenza: danaro, molto danaro.
ترکی
Bin yillarin yalniz suuru degil deliligi de bizim basi- mizdadir. Varis olmack tehlikeli seydir.
Henuz adim adim teasduf devi ile carpisiyoruz. Ve simdiye kadar butun insanlikta bir gayeden mahrumiyet manasiz- ligi hukum surmustur.
Ruhunuz ve faziletiniz arzin gayesine hizmet etmeli kardeslerim. Ve her seye yeniden sizing tarafinizdan kiymet bicilmeli. Bunun icin mucahit olmalisiniz.
Bunun icin yaraticiolmal isiniz. Nihayet ruhun uzerine bulutlar yigilir vc sonunda sucilginlik hukmu meydana gelir; [her sey zeval buluyor,onunicin her sey bulmaya layikti.
Su adam, bana ehliyetli ve dunyanin gayesini kavra- maya olgun gorundu. Fakat karisini gorunce dunyayi bir timar- hane sandim.
Cok kisa delilikler- siz buna ask diyorsunuz. Ve izdi- vaciniz uzun bir budalalik halinde bu kisa deliliklerinize bir son veriyor.
Su zaitlere de bakin. Daima hastadirlar ve safralarini kusarlar, ve buna gazette derler. Su zaitlere bakin; servetler kazanirlar ve bununla zu- gurtlcsirler.lktidar isterler ve evvela ikti darin kerpeteni ola rak cok para isterler. Bu acizler.
عربی
ولیس ما استقر فینا من التجارب حکمه الاجیال فحسب بل جنوبها ایضاً . و لکو یعترضض الوارثون الی اخطار .
اننا لم نزل نصارع جیارالصدف . ولم ییزل العته سائداً علی الانسانیه حتی الیوم .
لیکن عقلکم و فضیلتکم بمثابه روح للارضض و عقل لها . ایها الاخوه فتجدد بکم قیم الاشیا جمیعها من اجل هذا وجب علیکم ان تبدعوا .
بمثل هذه الاعتقادات تلفع بالغیون فانبثق منه الجنون هاتقاً کلی شی یزول فکل شی یستحق الزوال .
رایت رجلاً و قوراً فحسبته بالغاً من النضوج ما یدیک به ممعنی الارض و یکننی رایت امراته بعد ذالک فلاحت لی الارض کانها ماوی امجانین .
ان ماتدعونه عشقاً انما هو جنون یتتالی نوبه بعد نوبع حتی یجی ازواجکم خاتماً هذا الحماقات بالحماقه المستقره الکبری .
انظرولاالی هو لاالدخلا و لیس فیهم الاالا علا ینفشون غسلین مرائرهم و ینتحلون صفه الصحافیینن .
انظرو الی هولا الدخا انهم یحشدنو الاموال و کلما از دادت ذخائرهم زاد فقر هم فانهم یطمحون الی الاستیلاً علی القوه قیبداً ون بالقبض علی محرکها الاول علی الاموال الطائله و ماهم الاالدخلا العاجزون .
هرقدر به نیزوه روحی و جسمی مردم افزوده شود بهمان نسبت قیمت و ارزش نصیب اجتماع ما خواهد شد .
ارزش و عظلمت هر کشوریی ببستگی با قوای دماغی و بدنی افراد آن خواهد داشت .
ازدیاد مجعولات حیاتی – تقلب وکلاه برداری – سرقت – جعل و تزویر – قتل – خیانت در امانت – جرح و ضرب – جاسوسی مولود ضعف روحی و جسمی افراد می باشد و بس .
ازدیاد وقایع گوناگون و ناگو.ار و وحشتناک و انعکاس آن در جراید کشور شاهد این مدعا حواهد بود .
هر قدر برامنیت و کوشه های زیبا و خندان زندگی در هر جامعه ای افزوده شود بهمان درجه به آرامشش خاطر و آسایششش ضمیر مردم کمک گردیده و از یاس و یدبینی کاسته خواهد شد .
وظیفه دستگاههای بازرسی به تخلفات مستخدمین این است که از جریانات خلاف اصول و قانون که در روح افارد اثرات عمیق و دامنه داریی باقی می گذارد جلوگیری کرده و آنانرا به کیفر اعمال خود برسانند تا افراد هم به اجتماعی که در آن زیست می نمکایند کاملاً امیدوار گردیده و انتساب خود را به آن جامعه از بزرگترین اسباب افتخار و سرافرازی دانسته و نسبت به آن فخر و مباهات نمایند .
در هر اجتماعی که نهالهای سعی و کوشش و آمال و آرزوی مفید و مشروع افراد با مقراض مشتهیات نفسانی و هوی و هوس و اغراض شخصی و کینه توزی دیگران قطع گردد فعالیتهای افراد در مجاری غیرطبیعی و غیر مشروع بکار برده شده و بازار رشا و ارتشا رواج یافته و از طریق مکائد و حیل و عملیات ننگین و شرم آور حقوق از دست رفته خود را ببدست آورده و نتیجه این می شود که روح نفاق و شقاق و دورویی و ظاهر سازی و سالوسی و تزویر و ریا در اخلاق مردم روخ پیدا کرده و بازار درستی و امانت و صحت کاسته گردیده و بجای آن بازار ارتکاب جرائم و خیانت و جاسوسیی و میهن فروشی رواج پیدا خواهد نمود . عدالت اجتماعی و و اجرای قوانین و اصول تیره گیهای روحی را از بین برده و از ططوفان و انقلاب شدیدی که در عواطف و احساسات مردم رخ می دهد جلوگیری خواهد نمود .
اگر جلوگیری از اختلالات روحی و جسمی نشود جامعه ما در آیمده نزدیکی بصورت تمیارستان و بیمارستان در آمده و محیط حیاتی ما را در داخل و خارج در نتیجه ازدیاد جرائم و تخلفات و تعدیات تیره و ناپسند و وحشت زا معرفی خواهد نمود .
راه جلوگیری از بروز طغیان و بیماریهای روحی و جسمی تعدیل در رفتار و اعمال مستخدمین و عمال دولت نسبت به مردم خواهد بود . این عقده های روحی و یاس و نا امیدی و ضعف روانی و جسمی نتیجه بی عدالتیهایی است که به مردم متوجه شده و مرجعی هم که به شکایات آنان رسیدگی نماید عملاً وجود نداشته و موجبات یاس و حرمان آنان از هر حیث و از هر جهت فراهم خواهد شد .
سو جریانات امور این کشور و ازدیاد شکایات از تخلفات مامورین دولتی نتیجه عدم توانایی و لیاقت افرادی است که سنوات متمادیه در راس بازرسیهای جز وکل و دادسراهای انتظامی قار گردفته و در اثر حمایت از متخلقین متنفذ وطرفداران آنان پستهای خود را محفوظ و محکم نگاه داشته و فقط اوقات خود را به تخلفات ناچیز افراد کوچک و بدون حامی صرف نموده و بدین کیفیت باقی و برقرار می باشند دلیل بارز آن پرونده های شکایات از تخلفات روسا و متنفذین است که تا کنون به نتیجه ای منتهی نگردیده و دستور بایگانی آنها داده شده است .
در اغلب از آیات قران مجید اشاره به فکر و صاحبان اندیشه و خرد شده است و در آخر اغلب از آیات نیز لقوم یعقلون – افلاتعقلون – لقوم یتفکرون کتاب مترادف با حکمنت دانسته است و بما چنین حکم می کند که روح و جسم افراد در نتیجه به دستور و اوامر و نواهی کیش اسلام که اکمل شرایع است سالم گردیده و نعمت و آسایش نصیب فرد و اجتماع خواهد شد .
الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا (آیه 5 سوره مائده )
حضرت صادق علیه السلام می فرماید :
المسلم من سلم المسلون من یده و لسانه .
جامعه سالم که مسلم نامیده می شود کسانی هستند که دارای سلامت جسم و روح بوده و مردم از دست و زبان آنان در اان باشند .
اگر دست که نماینده کردار و افعال و زبان که مترجمم پندار و گفتار و عوامل روح و جسمند سالم نباشند محال است اعمال ناشیه از آنان بنحو نیکو و مطلوبی انجام گردد وقتی هر ملتی در نتیجه اجرای این دستور سلامت روحی و جسمی نصیبببش گردید کلیه آثار روحی ن قوم که بصورت علم و فن و صنعت جلوه می کند برای عامل مفید بوده و مدلول این آیه شریفه در باره اش مصداق پییدا کرده و در خور این است که هادی و راهنما و پیشوای جوامع بشری بوده باشد . کنتم خیر امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر (آیه 106از سوره آل عمران ) چون این عوامل تاکنون برای ما مهیا نگریده و مارا از هر جهت بیماریهای جسمی و روحی احاطه نموده و وسائل جلوگیری و مبارزه با آن امراض از نظر نداشتن بهداشت عمومی و دوا و اطبا متخصص برای ما غیر میسور بوده و درهای امید بروی ما بسته شده لذا دست تضرع بدگاه احدیت که عنایت و رحمتش شامل عموم می باشد دراز نموده و تهیه وسایل رفع این بیماریها را از حضرتش خواهانیم .
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السو .(آیه 63 از سوره نمل ) مرا در این ظلمات آنکه رهنمایی کرد
دعای نیمه شبی بود ناله سحری .در هر صورت تمام مردمان خردمند می کوشند که تا فرصتی هست کاری برایمردم انجام دهند زیرا همه چیزها مستعار بوده و جز نیکنامی برای انسا چیزی باقی نخواهد ماند بیایید از این آلایشها و آلودگیها و چیزهای ناپایدار دست بشوئید و مانند متصدیان امور سایر کشورها در تعالی میهن خود و رفاه و آسایش مردم قدمی بردارید تا نام نیک شما برای ابد در قلوب افارد این کشور و جهانیان باقی و پایدار بماند و این شعر سعدی علیه الرحمه را که ذیلاً درج می شود در تمام احوال شعار حیاتی خود قرار دهید . خبرداری ای استخوان قفس که جان تو مرغیست نامش نفس جو مرغ از قفس رفت و بگسست قید نگردد دگر ره بسعی تو صید نکه دار فرصت که عالم دمیست دمی پیش دانا به از عالمیست سکندر که بر عالمی حکم داشت در آندم که می رفت عالم کذاشت نبودش مسیر کز او عالمی ستانند و مهلت دهندش دمی برفتند و هرکس درود آنچه کشت نماند بجز نام نیکو و زشت چرا دل بر این کار وانگه نهیم که یاران برفتند و ما در رهیم پس از ما همین گل دهد بوستان نشینند با یکدیگر دوستان دل اندر دلارام دنیا مبند که ننشست با کس که دل برنکند چو در خاکدان لحد خفت مرد قیامت بیفشاند از روش گرد سرا جیب غفلت برآور کنون که فردا بحسرت نماند نکون نه چون خواهی آند بشیر از در سرتن بشویی زگرد سفر پس ای حاکسار گنه عنقریب سفر کرد خواهی بشهری غریب بران از دو سرچشمه دیده جوی ور آلایشی داری از خود بششویی . باری از خوانندگان گرامی از این تصریع و بسط کلام معذرت خواسته و چون باید بر حسب مامورت از طرف کانون وکلای دادگستری به خرج خود مانند سنوات سابق در کنفرانس مننعقده در پاریس و اسلو پایتخت کشور نروژ شرکت نمایم و مطالعاتی نیز در مورد تشکیلات کانون وکلا در کشورهای دیگر بعمل آورم از این جهت از ادامه مقاله جعل تا چند ماه دیگر معذور بوده و اگر عمری باقی و مانعی در بین نباشد و توفیقی حاصل گردد پس از مرجعت از این سفر به بحث بقیه مقاله جعل و ارمغان های دیگری خواهم پرداخت لذا بدن وسیله تودیع نموده و توفیق کلیه هم میهنان محترم را از خدمت به کشور از حضرت احدیت خواستارم
اللهم اهدنا الی سبیل ارشاد و اعصمنا عن التعصب و العناد بحرمه محمد و آله المجاد .

منبع:http://www.ghavanin.ir/PaperDetail.asp?id=425

نویسنده: محمدحسنی - سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱٢/٤

 

ادعای جعل/ مفهوم و اقسام دعوای جعل - دکتر ناصر کاتوزیان وکیل پایه یک دادگستری

جعل ادعاست و نیازمند اثبات
در ادعای جعل ، طرفی که سند برخلاف منافع او ابراز شده است ، شباهت ظاهری خط و امضای سند را با خط و امضای خود تصدیق دارد ؛ منتها ادعا میکند که آن را برخلاف واقع ساختهاند یا برخلاف رضای او گرفتهاند . بنابراین ، اعلام جعل همانند انکار و تردید گوینده را از آوردن دلیل بی نیاز نمیکند . اعلامکننده مدعی ساختن و پرداختن و خراشیدن و صورتسازی است و باید برای اثبات ادعای خود دلیل بدهد . ماده ۲۱۹ ق . آ . د . م . در تایید همین موضوع مدعی مقرر میدارد : « ادعای جعلیّت نسبت به اسناد و مدارک ارائه شده باید برابر ماده۲۱۷ این قانون با ذکر دلیل اقامه شود » .
ادعای جعل ، به طور معمول زمانی اظهار میشود که امارهای بر اصالت سند و انتساب آن به مدعی وجود دارد و او برای خنثی کردن اماره اصالت ناچار است که بار سنگین ادعا را به دوش کشد و برای اثبات آن دلیل بدهد . به عنوان مثال ، اصالت سندی که نزد مامور رسمی و صالح تنظیم میشود و از جهت تشریفات نیز نقصی ندارد ، امری مفروض است ( ماده ۱۲۹۲ ق . م . ) و کسی که سند علیه او ابراز شده نمیتواند با انکار و تردید ساده دامن از معرکه بکشد و ناچار است با ابراز دلیل ادعای جعل کند . همچنین است در برابر سندی که اصالت آن تصدیق یا اثبات شده است ( ماده ۱۲۹۱ ق . م . ) ولی ، نسبت به سند عادی که خوانده در برابر ابراز خواهان و درباره اصالت سند نقش مدعی ندارد و میتواند با انکار و تردید بار اثبات را به دوش ابراز کننده نهد ، ادعای جعل نه ضروری است و نه منطقی . با وجود این ، هیچ منعی وجود ندارد که نسبت به سند عادی ابراز شد ه در دعوا ادعای جعل شود . منتها ، همان که اشاره شد ، موق عیت خوانده تابع عنوان دفاعی است که انتخاب میکند : در صورت انکار و تردید مدعی علیه و در فرض ادعای جعل مدعی است .
ضرورت ادعای جعل در برابر سند عادی زمانی احساس میشود که منکر در مییابد که مهر و امضای او را ب ه ناحق ساختهاند یا در سند زدهاند و ظاهر به سود سازنده است . در این فرض ، باید ابتکار عمل در اثبات جعلیت و گاه اتهام به ابراز کننده را در دست گیرد و نادرستی آنچه را که به زیان او در جریان است نشان دهد . با وجود این ، گاه خوانده بیهیچ نیازی از سر جهل خود را در این دام خطرناک میافکند و با ادعای جعل بار اثبات را بیهوده به دوش خود مینهد و گاه دیگر به پندار خویش دست به محکم کاری میزند و ادعای جعل و انکار و تردید را با هم عنوان میکند و دادگاه را با این پرسش روبرو میسازد که آیا دو عنوان جعل و انکار قابل جمع است یا هر کدام دیگری را نفی میکند یا یکی را باید برگزید ؟

جمع و تقابل ادعای جعل با انکار و تردید
برای یافتن راه حلی مناسب ، بهتر است موضوع بحث در دو فرض ترتب و توام عنوانهای جعل و انکار و تردید مطرح شود :
الف ) ترتب دو عنوان : مقصود از ترتب دو عنوان اشاره به فرضی است که ادعای جعل و انکار در یک زمان و با هم عنوان نمیشود ؛ یکی از دو عنوان طرح و رسیدگی میشود ، و پس از آن عنوان دیگر موضوع بحث قرار میگیرد و پذیرش این دفاع و امکان جمع آن با دفاع پیشین مطرح میشود :
۱ ـ فرض کنیم سندی در برابر خوانده مورد استناد قرار میگیرد که حاکی از بدهی او به خواهان است ، خوانده در پاسخ دعوا نسبت به سند ادعای جعل میکند و نمیتواند آن را ثابت کند و اکنون میخواهد با توسل به حربه انکار یا تردید اثبات اصالت را به دوش خواهان نهد : پاسخ این فرض را ماده ۲۲۸ ق . آ . د . م . داده است و در آن میخوا نیم که : « پس از ادعای جعلیت سند ، تردید یا انکار نسبت به آن سند پذیرفته نمیشود . » مبنای این حکم ، از نظر تشریفاتی ، این است که تردید و انکار باید در اولین پاسخی که به دعوا داده میشود ، اعلام گردد . پس ، اگر خوانده در نخستین پاسخ خود ادعای جعل کند ، فرصت انکار و تردید از بین میرود . از جهت ماهوی نیز ، خوانده با ادعای جعل به طور ضمنی میپذیرد که امضاء و مهر و اثر انگشت و مفاد سند را به تقلب و به زیان او ساختهاند و مفاد این ادعا با انکار و تردید قابل جمع نیست .
حکم ماده ۲۲۸ ناظر به همان پرونده و دعوا است ، ولی اگر خوانده در دعوای دیگری ادعای جعل نسبت به سند کند و توفیق نیابد ، به انکار و تردید او باید رسیدگی شود ، به ویژه اگر ادعا همراه با تعیین جاعل باشد و متهم به دلیل کافی نبودن دلیل تبرئه شود . دیوان کشور بارها اعلام کرده است که : « عدم اثبات جعلیت سند مستلزم صحت و اعتبار آن نخواهدبود . » همچنین ، در احکام دیگر آمده است : « در صورتی که حکم دیوان جنایی بر تبرئه متهم به جعل سند از لحاظ عدم کفایت ادله جعل صادر شده باشد ، چون دادگاه مزبور حکم به اصالت سند نداده است ، مطابق ماده ۳۹۱ قانون آئین دادرسی مدنی دادگاه حقوقی باید به این موضوع رسیدگی نماید . »
۲ ـ در موردی که انکار و تردید در برابر سندی اعلام میشود ، اگر از نظر موعد مانعی برای پذیرش ادعای جعل نباشد ، انکار و تردید پیشین مانع طرح ادعای جعل نمیشود ؛ چنان که در ماده ۲۲۸ ق . آ . د . م میخوانیم : « . . . ولی چنانچه پس از تردید یا انکار سند ادعای جعل شود ، فقط به ادعای جعل رسیدگی خواهدشد . »
ب ) همراهی دو عنوان : ادعای جعل همراه با انکار و تردید ایراد حرفهای نیست
و از سوی وکلای دادگستری و مشاوران کارآمد عنوان نمیشود ، ولی در لوایحی که
دو طرف دعوا به دادگاه میفرستند یا کاغذ نویسان تنظیم میکنند ، بارها دیده شده
است که انکار و تردید و جعل سند با هم عنوان میشود و گاه دادرس را به این
تردید میاندازد که مقصود جعل است یا انکار و خوانده را باید در مقام مدعی نشاند یا منکر ؟ در هر حال ، اگر احراز شود که دفاع کننده هر دو عنوان جعل و انکار را در مقصود دارد ، از مفاد ماده ۲۲۸ ق . آ . د . م چنین استنباط میشود که باید به ادعای جعل رسید و مدافع را در جای مدعی نشاند . زیرا ، وقتی در حال تاخر ادعای جعل از انکار یا تردید باید تنها به ادعای جعل رسید ، اگر نگوییم اولی است که در صورت همزمانی نیز همین ترتیب رعایت شود ، دست کم این نتیجه به دست میآید که در فرض برخورد دو ادعا ، در هر حال رسیدگی به ادعای جعل را مقدم دارد .
این استنباط با اصول رسیدگی نیز سازگارتر است . زیرا ، معنی ادعای جعل این است که از راه حیله و عدوان خط و مهر و امضای مرا ساختهاند ؛ ادعایی که با انکار و تردید ساده به نتیجه مطلوب نمیرسد و باید اثبات شود . پس ، ادعای جعل متضمن نفی کارآیی انکار و رسیدگی به اصالت به هدایت مدعی است .

تعارض ادعای جعل و پرداختن دین :
ادعای جعل نیز ، مانند انکار و تردید ، به معنی انکار اصالت سند است و با ادعای پرداخت وجه سند که به ظاهر نشان از پذیرش اصالت دارد قابل جمع نیست . ماده ۲۲۸ ق . آ . د . م در بند ۲ این تعارض و نتیجه آن را بیان میکند : « در صورتی که ادعای جعل یا اظهار تردید و انکار نسبت به سند شده باشد ، دیگر ادعای پرداخت وجه آن سند یا انجام هر نوع تعهدی نسبت به آن پذیرفته نمیشود و چنانچه نسبت به اصالت سند همراه با دعوای پرداخت وجه یا انجام تعهد تعرّض شود ، فقط به ادعای پرداخت وجه یا انجام تعهد رسیدگی خواهد شد و تعرّض به اصالت قابل رسیدگی نمیباشد » .
در این بند ، که با اندک تغییر از قانون آئین دادرسی گرفته شده ، نتیجه قابل جمع نبودن انکار اصالت و ادعای پرداخت در دو فرض پیش بینی شده است : ۱ ) فرضی که ادعای جعل یا اظهار تردید و انکار مقدم بر ادعای پرداخت است ، که نتیجه آن پذیرفته نشدن ادعای پرداخت است ، بدین دلیل که دفاع نخستین ملازمه با نفی دفاع دوم دارد ؛ ۲ ) فرضی که دو دفاع با هم انجام میشود که تنها دادگاه ب ه ادعای پرداخت میرسد و تعرض به اصالت را ندیده میگیرد ، زیرا ظاهر این است که مدعی پرداخت اصالت سندی را که اجرا کرده پذیرفته است . ولی ، فرضی را که خوانده در آغاز مدعی پرداخت میشود ، سپس به جعل و انکار روی میآورد ، پیشبینی نمیکند و به نظر میرسد که خوانده با ادعای پرداخت وجه به طور ضمنی به اصالت سند اقرار کرده است و دیگر نمیتواند اصالت پذیرفته شده را انکار کند . بدین ترتیب ، در فرض ترتب ادعای جعل و پرداخت ، هر ادعا مقدم شود ، ادعای موخر را نفی میکند و در فرض تقارن دو ادعا ، رسیدگی به ادعای پرداخت مقدم است .
با وجود این ، حکم ماده ۲۲۸ ق . آ . د . م . به ویژه در مورد ادعای جعل قابل انتقاد به نظر میرسد . زیرا ، جعل به معنی ساختن و پرداختن صورتی برخلاف واقع است و احتمال دارد این صورتسازی متعهد را به اشتباه اندازد و تشویق به پرداخت دینی کند که در اصل وجود ندارد . قانون مدنی به مشتبه اجازه داده است که آنچه را به ناحق پرداخته است بازستاند ( ماده ۳۰۲ ق . م . ) : قانونگزار ادعای اشتباه را در هر حال قابل پذیرش میداند ، هر چند که مبنای آن ادعای جهل به قانون باشد . در فرض ما ، پایه اشتباه پرداخت کننده سند جعل شده است ، پس ضرورت پذیرش اشتباه ملازمه با پذیرش ادعای جعل پس از پرداخت دارد و در نتیجه ، اگر مدعی پرداخت چنین عنوان کند که شباهت امضای سند ارائه شده با امضای واقعی او سبب ایجاد اشتباه و پرداخت نابجا شده است و اکنون او میخواهد با اثبات جعل سند اشتباه خود را اثبات کند ، باید این ادعا پذیرفته شود ، در حالی که اطلاق ماده ۲۲۸ ق . آ . د . م . مانع پذیرش آن است . وانگهی ، بر فرض که ادعای پرداخت متضمن اقرار به اصالت باشد ، ادعای اشتباه نسبت به آن پذیرفته میشود ( ماده ۷۷ ۲ ۱ ق . م . )
ولی ، در مورد انکار و تردید ، چون مشتبه در مقام مدعی قرار گرفته است ، حق ندارد با اظهار انکار و تردید اثبات دعوا را بر دوش طرف خود نهد و باعث انقلاب دعوا شود . پرداخت کننده ( یا مدعی پرداخت ) ملتزم به اقرار ضمنی خود بر اصالت سند است ، مگر این که اشتباه در این اقرار را ثابت کند . در دعوای اثبات اشتباه او مدعی است و باید در این مقام دلیل بدهد . منتها ، الزام او به دادن دلیل و پذیرفته نشدن آثار انکار و تردید ، به معنی بیاعتنایی به اعتراض او به اصالت سند نیست و حق این نبود که گفته شود : « تعرض به اصالت سند قابل رسیدگی نمیباشد » . به همین جهت ، بند ۲ ماده ۲۲۸ ق . آ . د . م . نسبت به آثار ادعای پرداخت در امکان انکار و تردید ، به گونهای که اعلام شده است ، با مفاد قواعد ماهوی اثبات در قانون مدنی منافات دارد .
جمع این تعارض بر اعتماد به نسخ ضمنی ، به دلیل جدا بودن قانون آئین دادرسی مدنی ، ترجیح دارد ( الجمع مهما امکن اولی ) . جمع دو حکم استنباط شده از قانون مدنی و آئین دادرسی مدنی بدین گونه میسر است که گفته شود مقصود از عبارت « تعرض به اصالت سند قابل رسیدگی نمیباشد » پرهیز از آثار انکار و تردید نسبت به سند پرداخت شده و پذیرش انکار بعد از اقرار است و منکر اصالت میتواند با اثبات اشتباه خود و نادرستی اسناد ارائه شده ، از لازمه ادعای پرداخت ( اقرار ضمنی به اصالت سند ) پرهیز کند و دادگاه باید این ادعا را بپذیرد .

جعل و سوء استفاده از سفید امضاء :
ادعای جعل ، که در رسیدگی به اصالت مطرح میشود ، به مفهوم افزودن و کاستن از متن و ساختن و پرداختن خط و امضا و زدودن آنها و به طور خلاصه ، اقدامی است که به آن جعل مادی گفته میشود و نباید آن را به هر تزویر و انحراف و دروغ اطلاق کرد . از جمله مواردی که گاه به عنوان جعل در دادگاه مطرح میشود ، ادعای سوء استفاده در پر کردن سندی است که سفید امضاء شده و به امانت در اختیار دیگری قرار گرفته است : به عن و ان مثال ، چکی سفید امضاء میشود و دارنده در دادگاه به استناد آن مبلغی پول مطالبه میکند . خوانده مدعی میشود که چک به عنوان امانت یا تضمین به خواهان داده شده یا قرار بوده است که خسارت احتمالی خود را در آن بنویسد ، ولی با سوء استفاده از این موقعیت مبلغ کلانی در آن نوشته و مطالبه کرده است . در چنین دفاعی ، برای این که رسیدگی پرونده به تاخیر افتد و خواهان تعقیب کیفری شود ، عنوان جعل سند با تعیین جاعل وسیله مناسبی است . ولی ، این پرسش را مطرح میکند که آیا آنچه خوانده دفاع میکند به واقع ادعای جعل و تابع تشریفات به همین عنوان است یا توصیف آن به درستی انجام نشده است ؟
از جهت اعمال قواعد ، سوء استفاده از سفید امضاء در واقع خیانت در امانت یا نیابتی است که به دارنده داده شده است . قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ نیز سوء استفاده از سفید مهر یا سفید امضاء را زیر عنوان خیانت در امانت طرح کرده است ( ماده ۶۷۳ ) ، ولی در تعریف جعل و تزویر میخوانیم : « عبارتند از : ساختن نوشته یا سند یا ساختن مهر یا امضای اشخاص رسمی یا غیررسمی ، خراشیدن یا تراشیدن یا قلم بردن یا الحاق یا محو یا اثبات یا سیاه کردن یا تقدیم یا تاخیر تاریخ سند نسبت به تاریخ حقیقی یا الصاق نوشتهای به نوشته دیگر یا به کار بردن مهر دیگری بدون اجازه صاحب آن و نظایر اینها به قصد تقلب . » ( ماده ۵۲۳ ق . م . آ . ) .
رویه قضائی نیز سوء استفاده از سفید مهر یا امضاء را از مصداقهای جعل نمیداند . به رایی از شعبه چهارم دادگاه بخش تهران در سال ۱۳۳۷ در این زمینه توجه کنید .
« نظر به این که سوء استفاده از سفید امضاء مشمول هیچ یک از شقوق ماده ۹۷ قانون مجازات عمومی نیست و ماده ۲۴۰ قانون مزبور که عنوان جزایی دیگری برای این سفید امضاء معین نموده ادعای فوق را تایید مینماید . »
« نظر به این که ، رکن اساسی هر سند امضاء متعهد آن میباشد و با وجود اقرار خوانده به امضای سفته مورد استناد ، عمل منتسب به خواهان دائر بر این که ، برخلاف واقع مبلغی را در سفید امضاء قید کرده است ، مشمول عنوان ساختن سند نمیباشد و بنابراین به هیچ وجه انطباقی با ماده ۳۹۰ ق . آ . د . م . ندارد تا دادگاه بتواند پرونده را جهت رسیدگی به ادعا ی جعل نزد دادستان بفرستد ، بلکه موظف است که به صحت و سقم ادعای مزبور رسیدگی کند . »
« نظر به این که ، مفاد لایحه مورخه ۱۹/۶/۱۳۳۶ حاکی است که خوانده ادعا دارد که قرار طرفین در موقع امضای سفته به این ترتیب بوده که خواهان فرشی معادل با یک هزار و پانصد ریال به خوانده بفروشد و از بابت قیمت فرش مزبور سفته را پر نماید ، و چون معامله واقع نشده و به اضافه مبلغ ده هزار ریال در سفته قید شده ، بنابراین بدهی ندارد و در حقیقت از نظر تحلیلی خوانده ادعا دارد که سفته سفید امضا برخلاف قرارداد طرفین در هنگام تنظیم آن نوشته شده است و هیچ گونه دلیلی که وجود قرارداد مورد ادعا یا سفید بودن سفته را اثبات نماید به دادگاه تقدیم ننموده است و به اضافه قرائنی ، از قبیل شباهت امضاء و خط سفته مورد استناد ، برخلاف ادعای مزبور وجود دارد . »
« بنا به مراتب مزبور ، دعوی ظاهراً صحیح است . . . »

اقسام دعوای جعل :
در تعریف جعل موضوعهای گوناگونی گنجانیده شده است که هرکدام میتواند عنوانی ویژه برای جعل باشد ، ولی تقسیم دعاوی جعل بر این پایه بیفایده است ، چرا که همه از نظر آثار و شرایط رسیدگی یکسانند و ویژگی ادعای ساختن مهر و خراشیدن امضا و الحاق عبارتی به مستند چندان مهم نیست که بتواند هرکدام را در گروهی قرار دهد . به همین جهت ، تنها از این دو تقسیم در جعل مادی گاه سخن گفته میشود و نشانههای صریح و ضمنی در قوانین به چشم میخورد :
۱ ) ادعای جعل ساده و جعل با تعیین جاعل : در دعوای جعل ، گاه خوانده به انحراف سند و اصل تزویر میپردازد و از جاعل سخنی نمیگوید ، به این دلیل که یا جاعل را نمیشناسد یا بیم از آن دارد که نتواند انتساب جرم را به او اثبات کند و به عنوان مفتری تعقیب شود . در این صورت ، دادگاه به احراز جعل میپردازد و از تمیز جاعل فارغ است . پس ، اگر دعوا در دادگاه حقوقی مطرح باشد ، ادعای جعل نیز در همان دادگاه رسیدگی میشود و آئین پیچیدهای ندارد .
ولی ، گاه خوانده بر جاعل سند نیز انگشت مینهد و شخصی را ، که به طور معمول خواهان دعواست ، متهم میکند . اتهام جعل سبب میشود که موضوع چهره کیفری بیابد و تابع آئین دادرسی ویژه آن شود : در زمانی که دادسراها در کنار دادگاههای کیفری به تعقیب متهم میپرداختند و به دلایل وقوع جرم میرسیدند ، قاعده این بود که مراتب به دادستان اعلام شود و رسیدگی با این اعلام یا پس از صدور قرار کیفر خواست ، دعوا متوقف بماند تا نتیجه رسیدگی کیفری معلوم شود و اکنون که دوباره احیا ی دادسراها بر سر زبانها است احتمال دارد این ترتیب دوباره رعایت شود . ولی ، در وضع کنونی و اختلال صلاحیتهای مدنی و کیفری ، ماده ۲۲۷ ق . آ . د . م میگوید : « دادگاه به هر دو ادعا یک جا رسیدگی میکند » . این تمهید از اشکال مربوط به توقیف دادرسی و اطاله بیهوده میکاهد ، ولی موضوع اثر حکم کیفری بر دعوای مدنی و جلوگیری از تعارض احکام باقی است و ماده ۲۲۷ به اجمال نظم راجع به رفع تعارض را چنین بیان میکند :
« در صورتی که دعوای حقوقی در جریان رسیدگی باشد ، رای قطعی کیفری نسبت به اصالت یا جعلیت سند برای دادگاه متبع خواهدبود . اگر اصالت یا جعلیت سند به موجب رای قطعی کیفری ثابت شده و سند یاد شده مستند دادگاه در امر حقوقی باشد ، رای کیفری برابر مقررات مربوط به اعاده دادرسی قابل استفاده میباشد . هرگاه در ضمن رسیدگی دادگاه از طرح ادعای جعل مرتبط با دعوای حقوقی در دادگاه دیگری مطلع شود ، موضوع به اطلاع رییس حوزه قضائی میرسد تا با توجه به سبق ارجاع برای رسیدگی توام اتخاذ تصمیم نماید . »
۲ ) ادعای جعل اصلی و جعل تبعی : ادعای اصلی جعل ناظر به موردی است که مدعی برای اثبات جع لی بودن سندی طرح دعوا میکند : مانند این که در دادخواست مدعی چنین میآید که خوانده با دستکاری در سند مالکیت مرز واقعی ملک خود را تغییر داده و مقداری از زمینهای مجاور را ضمیمه آن کرده است و از دادگاه خواسته شود که جعل بودن سند مالکیت را در بخش دستکاری شده اعلام کند ؛ یا در شکایت کیفری گفته میشود که متهم چکی را به نام من جعل و برای مطالبه به بانک برده است . همچنین است در فرضی که مدعی مبنای اصلی دعوا را اثبات جعل قرار میدهد : مانند این که درخواست ابطال سند مالکیت یا چک را به دلیل جعل بودن آنها تقاضا میکند . در این دعوا ، مدعی جعل باید تمام دلایل خود را به پیوست دا د خواست کند و به منظور ابلاغ به خوانده و رسیدگی بدهد .
در دعوای تبعی جعل ، سندی در برابر خواهان به عنوان دفاع ارائه میشود که به نظر او جعل است یا خواهان اسنادی برای اثبات ادعای خود به دادگاه میدهد که خوانده مدعی جعل بودن آن است . در این دو مثال ، ادعای جعل چهره فرعی و تبعی دارد و در صورتی که استناد کننده آن را پس بگیرد یا دعوای اصلی به دلیلی رد شود ، ادعای جعل نیز به تابعیت آنها از بین میرود . قانون آئین دادرسی مدنی بیشتر به جعل تبعی نظر دارد و آئین رسیدگی به آن را در درون دعوای اصلی بیان میکند .

رسیدگی به ادعای جعل
آئین رسیدگی به ادعا :
رسیدگی به ادعای جعل آئین ویژهای دارد که در قوانین آئین دادرسی مدنی آمده و در تجدید نظرهای مکرر تحولی آرام را پیموده است . بیشتر قواعد ناظر به ادعای جعل تبعی و فرعی است که به عنوان دفاع در برابر سندی که ابراز شده اعلام میشود . جعل اصلی تابع قواعد عمومی تقدیم دادخواست با رعایت ویژگیها و آثار این ادعا است . بنابراین ، نکتههای اصلی آئین دادرسی به جعل تبعی را یادآور میشویم ، و هرجا که ضروری باشد ، اشارهای هم به اجرای آنها در دعوای جعل اصلی میکنیم :

موعد طرح ادعا :
در ماده ۲۱۹ ق . آ . د . م . آمده است که : « ادعای جعلیت نسبت به اسناد و مدارک ارائه شده باید برابر ماده ۲۱۷ این قانون با ذکر دلیل اقامه شود ، مگر این که دلیل ادعای جعلیت بعد از موعد مقرر و قبل از صدور رای یافت شده باشد ، در غیر این صورت دادگاه به آن ترتیب اثر نمیدهد . » در این ماده ، تکیه بر لزوم ارائه دلیل به هنگام طرح ادعا است ، ولی از قید « برابر ماده ۲۱۷ » فهمیده میشود که موعد طرح ادعا تابع احکام مربوط به انکار و تردید است : یعنی ، تا نخستین جلسه دادرسی و به بیان دیگر ، نخستین پاسخی است که به سند داده میشود . سکوت پیش از جلسه دادرسی به حق مدافع صدمهای نمیزند ، ولی ادامه آن در جلسه دادرسی که محل طبیعی نخستین پاسخ و دفاع است ، این فرصت را از او میگیرد .
با وجود این ، هرگاه رسیدگی مرحله نخستین غیابی باشد ، واخواه میتواند نسبت به مستند دعوا ادعای جعل کند ( ماده ۲۱۷ ) . رسیدگی به اصالت سند و احراز آن در مرحله غیابی نیز مانع از پذیرش ادعای جعل در مرحله واخواهی نیست ؛ چنان که در رای شعبه ۲۷ دادگاه شهرستان تهران میخوانیم :
« نظر به این که ، صدور قرار رسیدگی به اصالت سند و حتی احراز آن در مرحله غیابی مانع از قبول ادعای جعلیت در مرحله واخواهی نیست و واخواه میتواند ، به موجب ماده ۳۷۹ ق . آ . د . م . ، ضمن اعتراض بر حکم غیابی نسبت به مستندات دعوا نیز ادعای جعل کند . . . »
احتمال دارد سندی در مرحله واخواهی ابراز شود ، مانند این که واخواه به رسیدی استناد کند که نشان دهد او تمام طلب خود را گرفته است . در این صورت ، ادعای جعل « باید تا اولین جلسه دادرسی به عمل آید » ( ماده ۲۱۷ ق . آ . د . م . ) . به قرینه بخش نخست ماده ، در این موعد نیز غایت پایان نخستین جلسه دادرسی است . به همین قیاس ، اگر سندی در مرحله تجدیدنظر ابراز شود ، موعد ادعای جعل تا پایان نخستین جلسه دادرسی است . ولی ، نسبت به اسناد ابراز شده در مرحله ابتدایی امکان ادعای جعل وجود ندارد ، هرچند که رسیدگی غیابی باشد و غایب به جای واخواهی از حکم تجدیدنظر بخواهد . زیرا ، درست است که چنین ادعایی در واقع نخستین پاسخ و دفاع در برابر مستند است و از این جهت شبهه پذیرش ادعا به ذهن میرسد ، ولی گذشتن از مرحله واخواهی و روی آوردن به تجدیدنظرخواهی به منزله گذشتن از لوازم این مرحله است که باید آن را دنباله و مکمّل مرحله نخستین شمرد . پس ، در فرض ما باید گفت ، خوانده رسیدگی نخستین را کامل شمرده و فرصت لوازم آن را از دست داده است . به همین جهت ، رسیدگی به ادعای جعل مستند ابراز شده در مرحله نخستین در تجدیدنظر پیشبینی نشده است و آن را با واخواهی نمیتوان قیاس کرد .

دادن دلیل :
در دعوای جعل ، برخلاف انکار و تردید ، اظهارکننده مدعی است و باید بار اثبات گفته خویش را به دوش کشد . پس ، باید همراه با ادعا دلایل خود را به دادگاه بدهد ؛ چنان که در دعوای اصلی جعل باید همه ادله در دادخواست باشد و تقدیم دادگاه شود . ضمانت اجرای این تخلف در ماده ۲۱۹ چنین بیان شده است : « در غیر این صورت ، دادگاه به آن ترتیب اثر نمیدهد » .
صورتی که از آن استثنا شده فرضی است که : « دلیل ادعای جعلیت بعد از موعد مقررو قبل از صدور رای یافت شده باشد » : مانند این که شاهد گمشده حادثه بعد از پایان نخستین جلسه پیدا شود یا سندی به دست آید که صدق گفتار مدعی را نشان دهد » . در این صورت ، دو شرط لازم است که به دعوا رسیدگی شود : ۱ ) دلیل جدید باشد ، بدین معنی که یا حادث شود یا آشکار گردد و پیش از آن در دسترس مدعی نباشد ؛ ۲ ) تقدیم دلیل جدید پیش از صدور رای باشد . به نظر میرسد که ، هرگاه دلیل حادث بعد از صدور رای به دست آید و موضوع قابل تجدیدنظر باشد ، بتوان دلیل جدید را در دادگاه تجدیدنظر عنوان کرد . دیوان کشور نیز میتواند رسیدگی به دلیل فوت شده را به دادگاه تالی فرمان دهد . در صورت قطعی شدن حکم ، به دست آمدن دلیل جدید از موارد اعاده دادرسی است ( بند ۷ ماده ۴۲۶ ق . آ . د . م . )

اعلام استفاده از سند و ارائه اصل آن :
ادعای جعل و دلایل آن بر طبق قواعد به ارائه کننده سند ابلاغ میشود و احتمال دارد دلایل ارائه شده او را نیز قانع کند که سند جعل است یا فایده استناد به آن به دردسری که تولید میکند نمیارزد . به همین جهت ، قانون او را موظف کرده است که : ۱ ) اعلام کند که به استفاده از سند باقی است ؛ ۲ ) اصل سند را به دفتر دادگاه تسلیم کند تا مهروموم شود . ماده ۲۲۰ ق . آ . د . م . که این تکلیف را مقرر داشته چنین است :
« ادعای جعلیت و دلایل آن به دستور دادگاه به طرف مقابل ابلاغ میشود . در صورتی که طرف به استفاده از سند باقی باشد ، موظف است ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ ، اصل سند موضوع ادعای جعل را به دفتر دادگاه تسلیم نماید . مدیر دفتر ، پس از دریافت سند ، آن را به قاضی دادگاه رسانیده و دادگاه آن را فوری مهروموم مینماید . . . »
تبصره ـ « در مواردی که وکیل یا نماینده قانونی دیگری در دادرسی مداخله داشته باشد ، چنانچه دسترسی به اصل سند نداشته باشد ، حق استمهال دارد و دادگاه مهلت مناسبی برای ارائه اصل به او میدهد » .
ضمانت اجرای این تکلیف در بند ۲ ماده بدین شرح اعلام شده است : « . . . چنانچه در موعد مقرر صاحب سند از تسلیم آن به دفتر خودداری کند ، سند از عداد دلایل او خارج خواهد شد » . از مفاد این ضمانت اجرا و ارتباط آن با متن ماده دو نکته مهم استنباط میشود :
۱ ) تسلیم سند به دادگاه به معنی استفاده از سند است و به همین جهت برای خودداری از اعلام استفاده ضمانت اجرایی معین نشده است و در متن حکم نیز آمده است که : « درصورتی که طرف به استفاده از سند باقی باشد ، اصل سند موضوع ادعای جعل را به دفتر دادگاه تسلیم نماید » ؛ لحنی که آشکارا نشان میدهد که تسلیم سند متضمن اعلام باقی ماندن به استفاده از آن است .
۲ ) خروج سند از عداد دلایل ، ممکن است به محکومیّت قاطع ارائه کننده آن منتهی شود ، ولی مانع از استناد دوباره آن در مرحله تجدیدنظر نیست . به بیان دیگر ، قانون خودداری از ارائه اصل سند را اماره جعلیت آن قرار نداده است ؛ ولی ، برای جلوگیری از طفره یا تعطیل در رسیدگی به اصالت سند ، آن را از زمره دلایل دعوا خارج میکند . منتها ، چون در مرحله تجدیدنظر دادن دلیل جدید مباح است ، استنادکننده میتواند همان سند را به عنوان دلیل جدید به دادگاه بدهد . پس ، اگر ادعای جعل نسبت به آن تکرار شود ، دادگاه دوباره فرآیند رسیدگی را از سر میگیرد . دیوان کشور بارها اعلام کرده است که : « قبول دلایل جدید در مرحله پژوهشی مانع قانونی ندارد و مدعی میتواند برای اثبات اصالت سند به انطباق امضاء آن با امضای طرف در پرونده بازپرسی استناد کند و تقاضای استکتاب از مشارالیه در مرحله بدوی مجوز رد درخواست مدعی در مورد استناد به پرونده بازپرسی و دلایل دیگر که در مرحله پژوهشی مورد استناد بوده نمیباشد . »
در مورد تبصره ماده ۲۲۰ باید افزود که ، هرچند قید دخالت وکیل یا نماینده برای خواستن مهلت ظهور در این مفهوم دارد که ، هرگاه طرف دعوا خود در دادرسی شرکت داشته باشد ، مهلت داده نمیشود . ولی ، احتمال دارد که سند به دلیل قهری در اختیار طرف دعوا نباشد ، و عادلانه نیست کسی برای انجام دادن کاری که در اختیار او نیست مکافات ببیند و به همین دلیل نیز قو ه قاهره ، اگر مانع اجرای تعهد شود ، متعهد را از جبران خسارت معاف میکند ( مواد ۲۲۷ و ۲۲۹ ق . م . ) . در فرض ما نیز ، هرگاه مانعی که رفع آن در اقتدار ارائه کننده نیست ، او را در تقدیم اصل سند به دادگاه ناتوان سازد ، بر طبق قاعده باید به او مهلت داده شود و کیفر « خروج سند از عداد دلایل » را تحمل نکند . پس ، در تفسیر تبصره ماده ۲۲۰ میتوان گفت ، مفهوم تبصره بیش از این نیست که حکم تبصره درباره موردی که استنادکننده اصیل است اجرا نمیشود . این حکم ناظر به دادن مهلت به درخواست نماینده است و ضرورتی ندارد که نماینده وجود مانع خارجی و احترازناپذیر را اثبات کند . در واقع ، قانونگزار چنین فرض میکند که به طور معمول نماینده اصل سند را در اختیار ندارد و استمهال او را باید پذیرفت . این فرض در اصیل وجود ندارد و خلاف واقع است ، زیرا مدعی بر مستند متعلق به خود سلطه دارد ، مگر این که عامل خارجی و احترازناپذیر این سلطه را قطع کرده باشد . وجود این مانع برخلاف اصل و ظاهر است و باید اثبات شود و دادگاه نمیتواند به استناد تبصره ماده ۲۲۰ پیش از اثبات شرایط به وسیله مدعی درخواست مهلت را بپذیرد . ولی ، امکان این اثبات را نباید از استنادکننده گرفت .

حکومت رای کیفری بر حقوقی
موارد برخورد :
برخورد و تعارض میان رای دادگاه کیفری و حقوقی در دو صورت احتمال دارد :
۱ . در فرضی که منکر ضمن ادعای جعل بودن مستند در دادگاه حقوقی ، جاعل آن را نیز معین میکند : اتهام جعل به معنی انتساب جرم به شخص معین است که باید در دادگاه جزایی به آن رسیدگی شود ، پس احتمال دارد این دادگاه تصمیمی بگیرد که با آنچه دادگاه حقوقی در رسیدگی به اصالت مستند به آن رسیده است متعارض باشد : به عنوان مثال : دادگاه کیفری متهم را به جرم جعل همان سند محکوم میکند و دادگاه حقوقی رای به اصالت سند میدهد .
۲ . در فرضی که ادعای جعل اصلی در مرجع کیفری اقامه شود : در قانون آئین دادرسی آمده بود : « در صورتی که مدعی جعل شخص معینی را به ساختن سند متهم کند ، میتواند مستقیماً ادعای خود را به دادستان اعلام دارد . این امر مانع رسیدگی دادگاه حقوقی به ادعای جعل نخواهدبود » . ولی در ماده ۲۷ مصوب ۱۳۷۹ این فرض حذف شده و قانون به جعل تبعی میپردازد ، در حالی که جعل اصلی ممکن است در دادگاه طرح شود .

دو قاعده پرهیز از برخورد ؛ توقیف دادرسی مدنی و اطاعت از رای کیفری
برای پیشگیری از ایجاد این تعارض ، ماده ۳۹۰ ق . آ . د . م . مقرر میداشت : « در موردی که مدعی جعل شخص معینی را که در حال حیات است به ساختن سند متهم نماید و تعقیب او ممکن و رسیدگی به سند در اصل دعوا موثر باشد ، دادگاه مدنی سند نامبرده را با برگهای راجعه به دعوی جعل نزد دادستان میفرستد ، در این صورت هرگاه رسیدگی به اتهام مذکور به جهتی از جهات غیرقابل تعقیب تشخیص گردید ، دادگاه به دعوی جعل رسیدگی میکند » . نتیجه آئین پیشبینی شده در این حکم را میتوان چنین خلاصه کرد که دعوای کیفری سبب توقیف و اناطه دعوای مدنی است ( ماده ۳۹۲ ق . آ . د . م . ) ؛ قاعدهای که یکی از اصول سنتی آئین دادرسی است .
در ماده ۳۹۱ نیز قاعده دیگری اعلام شده بود که « حکم به جعلیت یا اصالت سند در دادگاه مدنی متبّع است » . این قاعده ، که در واقع حکومت رای دادگاه کیفری را مستقر میساخت ، چندان اهمیت داشت که ، صدور حکم بر جعلیت سند در دادگاه کیفری ، از مستندهای اعاده دادرسی به حکم مخالف مدنی میشد .
حُسن بزرگ این دو قاعده جلوگیری از صدور احکام متعارض کیفری و مدنی از یک سو ، و رفع تعارض احتمالی به سود حکومت رای کیفری از سوی دیگر بود ، ولی قاعده نخست این عیب مهم را داشت که راه سوء استفاده خوانده را باز میگذاشت . زیرا ، برای طفره رفتن کسی که سندی را به زیان خود میدید ، کافی بود که نسبت به آن ادعای جعل کند و جاعل را خواهان معرفی کند . این اقدام سبب میشد که ، نه تنها دعوای مدنی تا پایان رسیدگی کیفری متوقّف بماند ، ارائه کننده سند نیز به عنوان متهم تعقیب شود و کفه عدالت به زیان او واژگونه شود . این است که در اصلاحات بعدی اعلام شد که « این امر ( شکایت به دادستان ) مانع رسیدگی دادگاه حقوقی به ادعای جعل و دعوی نخواهدبود » . در ماده ۲۲۷ قانون آئین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ جهت عکس قاعده نخستین انتخاب شد و در آن میخوانیم که : « چنانچه مدعی جعلیت سند در دعوای حقوقی ، شخص معینی را به جعل سند مورداستناد متهم کند ، دادگاه به هر دو ادعا یک جا رسیدگی مینماید . »
اختلاط و ادغام صلاحیت کیفری و مدنی در دادگاه رسیدگی کننده و آزادی تحقیق دادرس در رسیدگی مدنی از شدت برخورد این حکم با اصول حقوقی میکاهد ولی آن را از بین نمیبرد . زیرا ، اگر جعل به شخص ثالثی نسبت داده شود ، معلوم نیست چگونه میتوان او را به دادرسی مدنی اصلی جلب کرد و نتیجه دادرسی فرعی را در دعوای اصلی دخالت داد ؟ وانگهی ، رسیدگی به ادعای جعل ، در فرضی که سند موثر در دعوا است و مستند صدور حکم قرار میگیرد ، به حکم ذات و طبیعت خود مقدم بر رسیدگی اصلی است . پس ، چگونه دادگاه توان رسیدگی به هر دو دعوا را یک جا مییابد . احتمال دارد که در دعوای اصلی پارهای از فروع قطع نظر از نتیجه ادعای جعل ، قابل رسیدگی باشد ، ولی رسیدگی قطعی به خواسته خواهان و تصمیم گرفتن درباره حکم نهایی و تمهید مقدمات آن همیشه منوط به پایان رسیدگی به ادعای جعل است و اطلاق حکم به رسیدگی یک جا به هر دو پرونده مخالف طبیعت و روند عادی دادرسی است .
آنچه گفته شد ، سیر تحول قاعده اناطه رسیدگی به دعوای مدنی را نشان میدهد و دیدیم که در نظام کنونی تعیین جاعل در خلال دادرسی مدنی در هیچ فرضی آن را متوقف نمیکند . ولی ، درباره قاعده دوم و حکومت رای کیفری ، روند تحول به دگرگونی و مسخ حکومت نمیانجامد . ماده ۲۲۷ ق . آ . د . م . در این باره مقرر کرده است :
« در صورتی ک دعوای حقوقی در جریان رسیدگی باشد ، رای قطعی کیفری نسبت به اصالت یا جعلیت سند ، برای دادگاه متّبع خواهدبود . اگر اصالت یا جعلیت سند به موجب رای قطعی کیفری ثابت شده و سند یادشده مستند دادگاه در امر حقوقی باشد ، رای کیفری برابر مقررات مربوط به اعاده دادرسی قابل استفاده میباشد . هرگاه در ضمن رسیدگی ، دادگاه از طرح ادعای جعل مرتبط با دعوای حقوقی در دادگاه دیگری مطلع شود ، موضوع به اطلاع رییس حوزه قضائی میرسد تا با توجه به سبق ارجاع برای رسیدگی توام اتخاذ تصمیم نماید » .

مسائل مهم موضوع :
بدین ترتیب ، مساله بدین باز میگردد که :
۱ ) مفاد حکم کیفری چیست ؟
۲ ) تعارض حکم مدنی و کیفری در چه صورتی تحقق مییابد ؟
۳ ) کدام تصمیم در جریان تعقیب متهم برای دادگاه حقوق اعتبار امر قضاوت شده را دارد ؟

قلمرو مفاد حکم کیفری :
برای تمیز تعارض حکم کیفری و مدنی و در نتیجه حکومت رای دادگاه جزا ، نخستین پرسش مهم مفاد و قلمرو آن حکم است : به عنوان مثال ، اگر در مرحله تعقیب در دادسرا قرار منع تعقیب به سبب فقد دلیل صادر شود یا دادگاه متهم را به این علت تبرئه کند یا به دلیل فوت و حج ر متهم قرار موقوفی تعقیب صادر کند ، مفاد این تصمیمها با رسیدگی به ادعای جعل و بررسی دلایلی که به دادگاه مدنی داده میشود منافی نیست . زیرا ، فقد دلیل انتساب جعل به متهم منافاتی با جعل بودن سند ندارد . برعکس ، هرگاه دادگاه حکم به جاعل بودن متهم و جعلیت سند یا اصالت آن بدهد ، دیگر راهی برای رسیدگی دوباره دادگاه مدنی باز نمیماند و باید از رای دادگاه کیفری تبعیت کند .
دیوان عالی کشور در دو حکم شماره ۷۰۷ و ۷۰۸ - ۵/۵/۲۷ شعبه ۳ اعلام کرده است : « در صورتی که حکم دیوان جنایی بر تبرئه متهم به جعل سند از لحاظ عدم کفایت ادله جعل صادر شده باشد ، چون دادگاه مزبور حکم به اصالت سند نداده است ، مطابق ماده ۳۹۱ ( ۲۲۷ کنونی ) قانون آئین دادرسی مدنی ، دادگاه حقوقی باید به این موضوع رسیدگی نماید » . و در دو حکم شماره ۱۱۳۰ و ۱۱۰۵ شعبه ۳ تایید کرده است که : « عدم اثبات جعلیت سند مستلزم صحت و اعتبار آن نخواهدبود » و در احکام متعدد دیگری میخوانیم : « صرف صدور قرار منع تعقیب نسبت به کسی که سند مورد ادعای جعلیت را ابراز نموده بوده مثبت اصالت و صحت انتساب آن نیست و دادگاه بایستی نسبت به اصالت آن در حدود مقررات رسیدگی نماید » .

شرایط اعتبار امر قضاوت شده کیفری :
تعارض حکم کیفری و مدنی زمانی محتمل در آینده است که موضوع رسیدگی شده در دادگاه جزا دوباره در دادگاه مدنی مطرح شود و مدعی امری را از دادگاه بخواهد که در مرجع کیفری نفی شده است . در این صورت ، زمینه صدور دو حکم متعارض فراهم میآید و اعتبار امر قضاوت شده کیفری مانع از طرح مجدد دعوا میشود .
برخلاف آنچه درباره اعتبار امر مختوم مدنی گفته شد ، اعتبار احکام کیفری در دعاوی منوط به هیچ یک از شرایط یاد شده ( اتحاد طرفین و موضوع و سبب ) نیست و به همین جهت نیز آن را مطلق گفتهاند . دادرس باید از مفاد حکم قطعی دادگاه کیفری پیروی کند و آن را در تصمیم خود محترم بدارد .
اجرای این قاعده آسان نیست و گاه در تمیز لوازم پرهیز از صدور حکم متعارض تردید میشود . به نظر میرسد که باید اعتبار حکم به مجازات را از احکام برائت جدا کرد :
۱ ) در مورد حکم به جعلیت سند و مجازات متهم ، دادگاه مدنی نمیتواند ادعای اصالت سند را بپذیرد ، خواه این ادعا از طرف شخص محکوم عنوان شود یا دیگری که در دادرسی کیفری شرکت نداشته است .
۲ ) در موردی که دادگاه کیفری وقوع جعل را انکار کند و به صراحت یا به ملازمت اصالت سند را بپذیرد ، احراز این امر در دادگاه مدنی نیز معتبر است و مدعی جعل نمیتواند آن را دوباره عنوان کند . برعکس ، در موردی که برائت به سبب فقد یا نقص دلیل باشد و در واقع انتساب اتهام به متهم اثبات نشود ، حکم برائت مانع رسیدگی به دعوای جعل و اصالت سند نیست . همچنین است در مواردی که تعقیب کیفری به دلیلی موقوف میماند .

لزوم قطعی بودن رای کیفری :
رای دادگاه کیفری در صورتی مانع از رسیدگی دوباره به موضوع و حاکم بر تصمیم دادگاه مدنی است که قطعی باشد ( ماده ۲۲۷ ق . آ . د . م . ) نباید چنین پنداشت که هر تصمیم دادگاه کیفری در دادگاه مدنی معتبر است . این اعتبار محدود به اموری است که به طور قاطع نسبت به آن اظهارنظر شده و لازمه رسیدگی به جرم و تعیین کیفر بوده است .
همچنین ، باید دانست که حکم دادگاه جزا درباره زیان ناشی از جرم ، در واقع تصمیم مدنی است که دادگاه جزا به تبع رسیدگی کیفری به آن پرداخته است و به همین جهت نیز درباره کسانی که در دادرسی دخالت نداشته اند اعتبار ندارد .

منبع:http://iranbar.org/pmm1803.php

نویسنده: محمدحسنی - دوشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۳

 

معاونت محترم آموزش دادگستری استان تهران
با سلام

احتراما به استحضار آن مقام محترم می‌رساند امتنانا اظهارنظر مشورتی فرمایید با توجه به اینکه با استناد به مواد 173 و 174 ق.ا.د.ک، چنانچه نسبت به محکوم‌علیه از سوی دادگاه محترم بدوی در سال 1377 به لحاظ ارتکاب جرایم دو فقره جعل اسناد و استفاده از سند مجعول و دخالت در امر وکالت حبس‌ها جداگانه تعیین شود و در سال 1378 پس از تجدیدنظرخواهی محکوم‌علیه، از سوی دادگاه محترم تجدیدنظر رای بدوی عینا تایید شود و قبل از اجرای حکم پس از گذشت شکات در سال 1379 به لحاظ تقاضای محکوم‌علیه در راستای اعمال ماده 277 ق.ا.د.ک دادگاه محترم تجدیدنظر حبس تعیینی را تخفیفا کاهش داده باشد. اولا: با عنایت به دو دادنامه تجدیدنظر که هر دو دادنامه قطعی می‌باشد و اجرای احکام یقینا دادنامه قطعی اخیرالصدور را باید اجرا کند با رعایت بند الف از ماده 173 ق.ا.د.ک و با مداقه به مفاد ماده 174 ق.ا.د.ک که اشاره به تاریخ قطعیت حکم داشته است در جهت اعمال مرور زمان ملاک محاسبه شروع مدت قانونی آیا از تاریخ دادنامه قطعی سال 1378 دادگاه تجدیدنظر فوق‌الاشعار می‌باشد یا از تاریخ دادنامه قطعی سال 1379 دادگاه تجدیدنظر می‌باشد؟ ثانیا: با توجه به ارتکاب جرایم مختلف که برای هر یک مجازات حبس جداگانه تعیین شده است ملاک محاسبه جهت اعمال ماده 174 ق.ا.د.ک به چه نحو می‌باشد؟
ثالثا: آیا در مرحله اجرای احکام قاعده تفسیر به نفع متهم حاکمیت دارد یا خیر؟

با تشکر
دادیار شعبه 5 اجرای احکام کیفری دادسرای کرج – کشکولی

دادیار محترم شعبه 5 اجرای احکام کیفری دادسرای کرج
با سلام و احترام؛

عطف به نامه شماره 88/101/ش هـ - 18/8/88 به استحضار می‌رساند با توجه به اینکه محاسبه مرور زمان حکم قطعی قبلی، با صدور حکم جدید منقطع می‌شود لذا از نظر اصولی ملاک احتساب مرور زمان از زمان حکم اخیرالصدور است. ضمنا اضافه می‌نماید که قاعده تفسیر به نفع متهم در همه مراحل رسیدگی از جمله اجرای احکام حاکم می‌باشد. مع‌الوصف اصل بر عدم تفسیر است و عندالاقتضا بدوا باید مساعی و جهد لازم را جهت کشف نظر مقنن مبذول نمود، مفروض بر عدم کشف و بقای ابهام، به تفسیر - آن هم به نفع متهم یا محکوم می‌توان تمسک جست.

دکتر محمدرضا زندی
معاون آموزش دادگستری استان تهران

منبع:http://www.ghazavat.com/60/miz.htm

نویسنده: محمدحسنی - دوشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۳

 

اگر کسی فاقد شرایط دریافت گواهینامه یا تصدیق‌نامه باشد لیکن در قبال پرداخت مبلغی به مامور صلاحیت‌دار موفق به دریافت گواهینامه یا تصدیق‌نامه مذکور گردد آیا مدارک اخذ شده جعلی و استفاده از سند مجعول محسوب است؟ در غیر این صورت مامور مربوطه و دریافت کننده مدارک یاد شده تحت چه عنوان جزایی قابل تعقیب خواهند بود؟

آقای چراغیان (مجتمع قضائی قدس):

به اتفاق نظر: مورد را از موارد ماده 534 قانون مجازات اسلامی دانسته‌اند.

آقای معدنی (دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 1 تهران):
گواهینامه یا تصدیق‌نامه موضوع سئوال چون از طرف مامور صلاحیت‌دار صادر شده است مشمول عنوان خاص صدور گواهی یا تصدیق‌نامه خلاف واقع موضوع ماده 540 قانون مجازات اسلامی است و گرچه ماهیت گواهی‌های خلاف واقع جعلی است اما چون در این خصوص ماده خاصی وجود دارد لذا تحت‌الشمول ماده مزبور قرار می‌گیرد اما استفاده از این گونه گواهی یا تصدیق‌نامه‌ها چنانچه مشمول مقررات خاص دیگری نباشد از این حیث جرم نمی‌باشد و فاقد وصف جزایی است.

آقای موسوی (مجتمع قضائی شهید بهشتی):
اقدامی که دریافت کننده گواهنامه به شرح مقرر در سئوال معمول می‌دارد نه جعل مادی است و نه جعل مفادی هرچند گواهینامه تحصیل شده مبتنی بر شرایط قانونی نبوده و طبعا شایسته بی‌اعتباری است. تعریف بزه جعل و طرق شکل‌گیری عنصر مادی آن توسط قانونگذار و شارحین قانون مجازات اسلامی تبیین شده است و آنچه فرد فاقد صلاحیت در تحصیل گواهینامه یا تصدیق‌نامه مبادرت می‌نماید (پرداخت وجه به مامور صلاحیت‌دار و صادرکننده) توسط قانونگذار به عنوان پرداخت رشوه جرم‌انگاری و توصیف جزایی شده و مامور مربوطه هم تحت عنوان دریافت رشوه قابل تعقیب است و نمی‌توان بزه جعل و استفاده از سند مجعول را به نامبردگان نسبت داد. گواهینامه و تصدیق‌نامه مزبور وفق ماده 725 ق.م.ا و دیگر عمومات قانونی توسط مرجع ذیربط ابطال می‌گردد.
آقای جعفری (مجتمع قضائی اطفال):
عمل مرتکب به نظر جعل محسوب می‌گردد زیرا که یکی از مصادیق جعل ساختن سند است که مامور صلاحیت‌دار خارج از محدوده صلاحیت قانونی و به صورت غیرقانونی مبادرت به صدور گواهینامه کرده است و استفاده‌کننده از آن نیز قابل مجازات است و از شمول ماده 725 قانون مجازات اسلامی خارج است زیرا در سئوال به کسی گواهینامه داده شده است که فاقد شرایط دریافت گواهینامه است و در ماده 715 قانون مجازات اسلامی دادن گواهینامه به فرد فاقد شرایط رانندگی بحث شده است که این دو تفاوت بسیاری با یکدیگر دارند و نمی‌توان این موضوع را شامل ماده 725 قانون مزبور دانست لذا عمل جعل و استفاده از سند مجعول و اخذ و پرداخت رشوه است.

آقای اهوارکی (دادسرای عمومی و انقلاب هشتگرد):
نظر اکثریت قریب به اتفاق: چنانچه منظور گواهینامه رانندگی باشد، موضوع مشمول مواد 544 و 725 قانون مجازات اسلامی است. مامور با دریافت وجه (رشوه) بر خلاف مقررات و بدون اینکه متقاضی دارای شرایط قانونی باشد گواهینامه صادر نموده است و گواهینامه صادره هرچند توسط مامور صلاحیت‌دار صادر گردیده لیکن چون بدون رعایت قوانین مربوط و مزورانه بوده است گواهینامه جعلی می‌باشد و عمل مامور مشمول ماده 725 قانون مجازات اسلامی است و گواهینامه صادره به لحاظ جعلی بودن می‌بایست ابطال و استفاده کننده که عالماً عامداً از آن استفاده نموده است برابر ماده 535 قانون مجازات اسلامی رسیدگی می‌گردد در صورتی که منظور از گواهینامه و تصدیق‌نامه، گواهینامه رانندگی نباشد عمل مامور مطابق با ماده 540 قانون مجازات اسلامی است.

آقای محمدی (دادگستری فیروزکوه):
برای تحقق جرم جعل، تشکیل ارکان مادی، معنوی، ضرری و قانونی جرم ضروری است به موجب تعریف قانونی در ماده 523 قانون مجازات اسلامی «جعل و تزویر عبارتند از: ساختن نوشته یا سند یا ساختن مهر و یا امضای اشخاص رسمی یا غیررسمی، خراشیدن یا تراشیدن یا قلم بردن و... و نظایر آن) با توجه به اینکه در فرض سئوال صدور گواهینامه از سوی مرجع صلاحیت‌دار بوده است و رکن مادی جرم مانند ساختن یا خراشیدن یا تراشیدن... محقق نشده است.
از سوی دیگر با توجه به اینکه موضوع سئوال مشمول ماده 532 قانون مجازات اسلامی است که در جعل اسناد و احکام و تعزیرات و... از سوی کارمندان و مسئولان دولتی می‌باشد و در ماده مذکور موارد جعل صراحتا ذکر شده است که عبارت است از:
1- ساختن امضا یا مهر 2- تحریف امضاء یا مهر 3- الحاق کلمه‌ای به متن سند 4- تغییر اسامی اشخاص لذا در صورتی که اقدامات کارمندان و مسوولان دولتی منطبق با موارد مذکور باشد و سایر ارکان جرم جعل نیز محقق باشد قابل مجازات است اما در مانحن فیه اقدام مامور صلاحیت‌دار با هیچ کدام از شقوق ماده مذکور منطبق نیست لذا جرم جعل محقق نبوده و استفاده از این گواهینامه نیز استفاده از سند مجعول نیست و نهایتا اینکه اقدام مامور به استناد ماده 725 قانون مجازات اسلامی که مقرر داشته است هر یک از مامورین دولتی که متصدی تشخیص مهارت و دادن گواهینامه رانندگی هستند اگر به کسی که واجد شرایط رانندگی نبوده پروانه بدهند به حبس تعزیری محکوم و پروانه نیز ابطال خواهد شد می‌باشد و نیز دریافت‌کننده مدرک به عنوان معاونت در جرم مذکور به استناد ماده 726 از بابت ترغیب مامور به انجام جرم با دادن وجه قابل مجازات است ضمن اینکه مامور مذکور و شخص دریافت کننده مرتکب جرم ارتشاء نیز گردیده‌اند و به عنوان راشی و مرتشی قابل پیگرد و مجازات قانونی می‌باشند.

آقای مومنی (شورای حل اختلاف):

اگرچه مستفاد از مواد 523 و 534 قانون مجازات اسلامی عمل مامور صلاحیت‌دار جعل تلقی می‌شود، لیکن با توجه به اینکه قانونگذار در خصوص فعل مامور مجازات خاصی را در ماده 725 قانون مذکور تعیین کرده است، پس مطابق این ماده قابل مجازات می‌باشد اما برای طرف مقابل چون در فرض سئوال تصریح به استفاده از آن نشده است، تنها در این مرحله مطابق مواد 590 و 592 (به عنوان راشی) با او برخورد می‌شود.

آقای مددی (دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 10 تهران):
مورد سئوال منطبق با ماده 523 قانون مجازات اسلامی نیست و سند مذکور مجعول محسوب نمی‌شود زیرا توسط مقام صلاحیت‌دار یعنی مقامی که اجازه داشته این سند را تنظیم کند اقدام شده است و در اختیار شخصی قرار گرفته است بنابراین نه بحث جعل می‌تواند مطرح باشد و نه بحث استفاده کننده از سند مجعول اما اینکه اقدام مامور و دارنده چنین گواهینامه‌ای تحت چه عنوانی قابل تعقیب است بحث شد و در مورد اقدام مامور نظر این بود که اولا مطابق ماده 725 قانون مجازات اسلامی این مامور قابل تعقیب است مضافا مامور مذکور مرتکب اخذ رشوه هم شده است و در خصوص دارنده گواهینامه نیز از باب دادن رشوه نامبرده قابل تعقیب خواهد بود و اما در خصوص بحث استفاده از گواهینامه اختلاف‌نظر بود اقلیت استفاده از چنین گواهینامه‌ای را تحت عنوان رانندگی بدون گواهینامه مستوجب مجازات می‌دانستند اما اکثریت معتقد بودند چون این گواهینامه رسمی است و قابل اعتبار بوده بزه رانندگی بدون گواهینامه مصداق ندارد.

آقای طاهری (مجتمع قضائی شهید صدر):
به موجب ماده 534 قانون مجازات اسلامی این بحث جعل معنوی است زیرا در جعل معنوی عملیات مادی مانند خراشیدن و تراشیدن و غیره انجام نمی‌شود بلکه امر غیرواقعی را واقع جلوه می‌دهند هرچند که قانونگذار در ماده 523 از جعل و تزویر بحث نموده لیکن تعریفی از تزویر بیان نکرده است خیلی از حقوقدانان در امور کیفری معتقدند تزویر همان جعل معنوی است و کلمه جعل به عنوان جعل مادی محسوب می‌گردد به جعل معنوی در ماده 534 اشاره شده جایی که می‌گوید امر باطلی را صحیح یا صحیح را باطل و یا چیزی را که بدان اقرار نشده اقرار جلوه دهند علاوه بر مجازات اداری و... تعیین نموده است لذا عمل مامور از مصادیق ماده 534 است به عنوان جعل معنوی به خصوص در این قسمت که امر باطلی را صحیح جلوه داده یعنی وقتی متقاضی نمی‌توانسته پروانه بگیرد این امر باطل را صحیح دانسته که از مصادیق ماده 534 می‌باشد. بنابراین عمل جرم است ضمن اینکه ممکن است امر رشا و ارتشا هم قابل بررسی باشد زیرا وجهی پرداخت شده نظر اکثریت همکاران مجتمع این بود که موضوع به عنوان جعل معنوی مشمول ماده 534 می‌باشد.

آقای رضوانفر (دادسرای انتظامی قضات):
تزویر در قانون تعریف نشده جعل یک چیز است و تزویر چیز دیگر جعل عموما به امری اطلاق پیدا می‌کند که حادث بشود یعنی چیزی نبوده به وجود آید ولی تزویر ممکن است یک منفی متعلق آن قرار گیرد بنابراین در قانون ما تزویر تعریف نشده و به نظر بنده هر چیزی که مشمول مقررات جعل نبود می‌شود آن را تحت عنوان تزویر قرار داد حالا در این مورد بخصوص اگر بخواهیم بحث کنیم هر چیزی که یک اصل داشته باشد هر مطلب دیگری هر چیز دیگری برخلاف آن اصل ساخته شود می‌شود جعل اول باید بررسی کنیم در این مورد اصلی است یعنی در این موردی که مامور مبلغی گرفته و در سئوال مطرح است و کسی که فاقد شرایط دریافت گواهینامه بوده آن را دریافت کرده یا هرگونه گواهینامه دیگری یا تصدیق‌نامه که مربوط می‌شود به ماده 540 قانون مجازات اسلامی. در مورد عمل مامور صلاحیت‌دار می‌توانیم آن را تعمیم بدهیم مثلا ماموری که امتحان می‌گیرد صلاحیت‌ دارد و آن که گواهینامه صادر می‌کند آن هم صلاحیت دارد هر دو صلاحیت دارند پس می‌توانیم تعمیم بدهیم بینیم کسی که امتحان گرفته یا تصدیق‌نامه را نوشته یک واقعیت در نظرش بوده اما برخلاف آن واقعیت عمل کرده چون در امتحانی که گرفته می‌شود و چند سئوال داده می‌شود اتفاقا شخصی که بلد بوده جواب می‌دهد یا در رانندگی افسری که امتحان می‌گیرد می‌گوید پارک کن در اینجا ممکن است شخص مهارت در پارک کردن داشته اما اگر بگوید سبقت بگیر این مهارت را نداشته باشد و در نتیجه نمی‌تواند نمره لازم را کسب کند بنابراین اقبال و شانس در این حد بوده سئوالاتی مطرح شده که توانسته جواب بدهد اما اگر سئوالات دیگری مطرح می‌شد و یا همه امور فنی را امتحان می‌گرفتند ممکن بود نتواند قبول شود.
بنابراین در امتحانات این موضوع فرض است حالا این شخص که مهارت نداشته موفق شده گواهینامه بگیرد ممکن بود سئوالات اتفاقی که بلد بوده از او می‌پرسیدند شاید جواب می‌داد و شاید جواب نمی‌داد و حالا اگر سئوال را بررسی کنیم آن مامور صلاحیت‌دار که بعضی از دانسته‌های این شخص را گواهی کرده و ندانسته‌ها را به صورت دانسته تلقی کرده همانند آن مامور و همانند آن کسی است که از آن سئوال‌‌های نهفته و ندانسته او سئوال به عمل نیامده پس نمی‌شود به این گفت جعل چون اگر بگوییم جعل در تمام موارد بایستی مطرح باشد پس جعل نیست اما اگر تحت عنوان تزویر بخواهیم بررسی کنیم یک تخلفی به کار برده‌اند شخصی که امتحان گرفته و آن شخصی که گواهینامه صادر کرده تزویر به کار برده‌اند تزویر قابل مجازات است اما استفاده از سند تزویری نداریم و برای استفاده از سند مزبور در قانون مجازاتی مشخص نشده بنابراین گواهی که صادر شده یعنی آن مامور پولی گرفته گواهی داده از جهت رشاء و ارتشاء قابل تعقیب هستند ولی آن گواهینامه جعلی نیست زیرا تمام ارکان یک گواهینامه صحیح را دارد جز اینکه مقدماتش صحیح نبوده پس جعل چیزی است که در آن حرکات مجعول در خود آن سند باشد در حالی که در خود سند هیچگونه جعل و تزویری به کار برده نشده لذا حکم جعل را ندارد.

نظریه اعضای محترم کمیسیون حاضر در جلسه (01/21/58):
اکثریت: با توجه به تعریف جعل و چگونگی شکل‌گیری عنصر مادی آن مندرج در ماده 523 قانون مجازات اسلامی و با توجه به اینکه گواهینامه یا تصدیق‌نامه موضوع سئوال هرچند که خلاف واقع بوده و از حیث ماهیت جعلی به نظر می‌رسد اما چون از ناحیه مامور صلاحیت‌دار صادرگردیده بدین لحاظ و حسب مورد مشمول یکی از مواد خاص از جمله مواد 539، 540 و 725 قانون یاد شده می‌گردد در نتیجه مشمول جعل مادی یا مفادی نخواهد بود اما چون جهت دریافت گواهینامه یا تصدیق‌نامه مذکور وجهی پرداخت شده پرداخت‌کننده به عنوان راشی و مامور اخذکننده وجه به عنوان مرتشی هم قابل تعقیب خواهند بود ضمن اینکه چون تحصیل این مدارک مبتنی بر شرایط قانونی نبوده شایسته بی‌اعتباری هم می‌باشد.
اقلیت: موضوع مشمول ماده 534 قانون مجازات اسلامی و از نوع جعل مفادی است زیرا مامور صادرکننده چنین گواهینامه یا تصدیق‌نامه بدون رعایت مقررات اقدام کرده و می‌توان گفت امر باطلی را صحیح جلوه داده که از مصادیق جعل مفادی است لذا صادرکننده (مامور) مشمول مجازات مندرج در ماده یاد شده خواهد بود و دارنده آن که با علم و اطلاع از آن استفاده کرده به عنوان استفاده‌کننده از سند مجعول تحت تعقیب قرار خواهد گرفت ضمن اینکه از حیث ارتشا به عنوان راشی و مرتشی نیز باید تحت پیگرد قرار گیرند و گواهینامه یا تصدیق‌نامه مذکور ابطال گردد.

منبع:http://www.ghazavat.com/44/miz.htm

نویسنده: محمدحسنی - دوشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۳

 

اگر شخصی با پاسپورت جعلی مربوط به کشور دیگر وارد ایران شود، آیا جرم استفاده از سند مجعول محقق شده است یا خیر؟ آیا جعل پاسپورت مذکور در ایران قابل رسیدگی می‌باشد یا خیر؟

آقای پسندیده (دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 5 تهران):

من باب مقدمه باید گفت که در رشته حقوق، گرایش حقوق جزای بین‌الملل عهده‌دار پاسخ به اینگونه سئوالات می‌باشد. در حقوق خصوصی، حقوق بین‌الملل خصوصی که در مورد تعارض قوانین، در بحث تعیین قانون حاکم بر وضعیت اعمال حقوقی، عملکردی شبیه به حقوق جزای بین‌الملل دارد.
در بحث حقوقی جزای بین‌الملل، استراتژی نظام حقوق جمهوری اسلامی ایران در قانون مجازات اسلامی بیان شده است.

به موجب ماده 7 قانون فوق هر ایرانی که در خارج از ایران مرتکب جرمی شود و در ایران یافت شود طبق قوانین جزای جمهوری اسلامی ایران مجازات خواهد شد. اشکالی که در این ماده قانونی به نظر می‌رسد این است که ممکن است اجرای اینماده باعث ایجاد مجازات مضاعف شود. چنانچه شخصی به اتهام جرمی در محل وقوع جرم مجازات شود، مجازات مجدد فاقد محمل قانونی می‌باشد در اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه‌های مشورتی شماره‌های 540/ 7 – 9/5/8631 530 /7 – 7/9/1731، 2234/7 – 1376/8/18 و 7860 – 1380/9/3 به این موضوع توجه داشته و مجازات مجدد متهم را در ایران فاقد مجوز قانونی دانسته است. ممکن به نظر می‌رسد همان طور که در متن نظریه‌های فوق مذکور افتاده است. این حکم درجایی است که اتهام متهم از بخش تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده باشد. چنانچه عمل ارتکابی متهم از بخش حدود شرعی و مجازات شرعی باشد این حکم قابل اجرا نبوده و متهم هرچند در خارج از ایران به موجب قانون کشور محل وقوع جرم مجازات شده باشد در ایران جداگانه کیفر خواهد شد و به موجب ماده 5 قانون مجازات اسلامی، بر مبنای صلاحیت واقعی، هر بیگانه‌ای در خارج از ایران مرتکب جرم شود در داخل ایران قابل کیفر نیست مگر اینکه جرایم ارتکابی از دسته جرایم مندرج در ماده فوق باشد.

حال در پاسخ به سوال فوق به نظر می‌رسد که باید قائل به تفکیک شد.
الف: اگر خود متهم جاعل پاسپورت جعلی باشد در دو حالت قابل بررسی می‌باشد: 1‌ـ‌ اگر ایرانی باشد طبق ماده 7 قانون مجازات اسلامی قابل تعقیب و کیفر می‌باشد. (در فرض که جعل در خارج از ایران انجام شده باشد.) 2‌ـ‌ اگر خارجی باشد، طبق ماده 5 قانون فوق، متهم نسبت به اتهام جعل در ایران قابل پیگرد نمی‌باشد چرا که اتهام انتسابی به نامبرده در دسته جرایم مندرج در ذیل ماده 5 قانون مجازات اسلامی نمی‌باشد.

ب: اگر جاعل خود متهم نباشد در این فرض متهم اتهام جعل قابلیت انتساب به نامبرده ندارد، نسبت به اتهام استفاده از سند مجعول باید بررسی لازم انجام شود.
برای پاسخ به این سئوال باید بررسی شود که آیا مقصود از مقررات موضوع فصل پنجم قانون مجازات اسلامی در بحث مربوط به جعل، تقلب در اسناد و مهرهای داخل کشور می‌باشد. به عبارت بهتر آیا مقصود از جعل در قانون فوق، ساختن نوشته یا سند یا ساختن مهر، امضای اشخاص رسمی یا غیررسمی، خراشیدن یا تراشیدن یا الحاق و... نسبت به اسناد تنظیمی در خارج کشور و اسنادی است که توسط مقامات ایرانی تنظیم (در ایران) و در داخل کشور رواج دارد.

برای پاسخ به این سوال دو نظر قابل بحث است: 1‌ـ‌ مقصود از مقررات ماهوی کیفری نسبت به اعمال ارتکابی در داخل کشور می‌باشد. سند، نوشته‌ای که در داخل کشور توسط افراد تنظیم شود (سند عادی) و یا نوشته‌ای که به موجب قانون ایران طبق مقررات توسط مقامات ذی‌صلاح تنظیم می‌شود بنابراین نوشته‌ای که متعلق به کشور خارجی است (پاسپورت کشور خارجی) و در خارج جعل شده، خود عمل جعل قابل پیگرد نیست و به تبع آن استفاده از سند مجعول هم قابلیت پیگیری ندارد.
نظر دوم این است که هرچند بزه جعل با استدلالات فوق قابل پیگرد نیست لکن شخصی که از سند مجعول استفاده کرده است به اتهام استفاده از سند مجعول باید تحت پیگرد قرار گیرد.
در نتیجه بحث می‌توان گفت با وجود استدلالات فوق‌الذکر به نظر می‌رسد که عمل ارتکابی متهم با بند یک ماده 15 قانون راجع به ورود و اقامت اتباع خارجه در ایران قابل مجازات خواهد بود.

آقای جوهری:
همکاران محترم قضائی نظرآباد اعلام نمودند با توجه به مستقل بودن عنوان مجرمانه استفاده از سند مجعول از اصل جعل و نظر به اصل سرزمینی بودن جرائم و مجازات‌ها که در ماده 3 قانون مجازات اسلامی قانونگذار به آن اشاره کرده است ضمن تحقق جرم استفاده از سند مجعول در ایران نیز قابل رسیدگی است و در مورد قسمت دوم سئوال نظر به اصول حاکم بر قلمرو قوانین جزایی (اصل سرزمینی بودن، اصل شخصی بودن و اصل واقعی بودن) جعل پاسپورت در ایران قابل رسیدگی نمی‌باشد.

آقای نصراله‌پور (دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 12 تهران):

هرچند به نظر می‌رسد که سئوال شفاف نیست علی‌ایحال لازمه ورود به ایران از طریق مبادی ورود قانونی بر اساس ماده یک و دو قانون راجع به ورود و اقامت اتباع خارجه در ایران مستلزم تحصیل اجازه از مامورین مربوطه و اخذ ویزا از سفارت ایران در خارج می‌باشد و همچنین در هنگام ورود به خاک ایران در مبادی ورود اصالت و صحت پاسپورت و ویزا با ارائه به مامورین بررسی می‌گردد. بنابراین چه ارائه به سفارتخانه جهت اخذ ویزا و روادید و چه در هنگام ورود به خاک ایران از پاسپورت مجعول استفاده می‌گردد.
همان طوری که مستحضرید با توجه به رای وحدت رویه شماره 1188 مورخ 1336/3/30 بزه جعل و استفاده از سند مجعول دو بزه مستقل از نوع تعدد مادی می‌باشد چه مباشر آن واحد باشد و چه مختلف و همچنین سفارتخانه ایران در خارج از کشور بر اساس قوانین بین‌المللی جزو خاک ایران تلقی می‌گردد و ارتکاب بزه در آن به مثابه ارتکاب بزه در خاک ایران می‌باشد.

مضافا اینکه پاسپورت ارائه شده به مامورین چه خارج از کشور و چه در داخل کشور ارزش مدرکی و سندیت دارد و موجد حق و قابل استناد و استفاده می‌باشد. بنابراین هرچند بزه استفاده از سند مجعول یک بزه عاریتی و استعاریه‌ای از جعل می‌باشد ولی با توجه به بزه مستقل بودن و حاکمیت اصل سرزمینی قوانین جزایی چه در ماده 50 قانون مدنی ایران و چه در ماده 30 قانون مجازات اسلامی و اینکه منظور از عاریتی بودن نه از حیث رسیدگی و اجرای مجازات بزه «جعل» باشد بلکه از حیث اثبات و احراز بزه جعل می‌باشد لذا با توجه به مطالب مارالذکر در صورت علم و اطلاع بزه استفاده از سند مجعول محقق می‌گردد و با عنایت به بند یک ماده 15 قانون راجع به ورود و اقامت اتباع خارجه در ایران که بیان داشته: «ماده 51: اشخاص ذیل به حبس تعزیری از یک تا 3 سال و یا به جزای نقدی از پانصد هزار ریال تا سه میلیون ریال محکوم می‌شوند... 1‌ـ‌ هرکس گذرنامه یا جواز اقامت یا جواز عبور جعل کند و یا با علم به مجعول بودن از آنها استفاده کند و... قابل تعقیب و مجازات می‌باشند.

اما در خصوص پاسخ قسمت دوم سوال دائر بر اینکه جعل در ایران قابل مجازات است یا خیر؟ اگر فرد جاعل پاسپورت ایرانی باشد جرم جعل و استفاده از سند مجعول در ایراین قابل تعقیب می‌باشد (ماده 15 قانون گذرنامه) اما اگر غیرایرانی باشد همان طوری که در بالا بیان گردید با توجه به اصل سرزمینی بودن قوانین جزایی و مواد 3 قانون مجازات اسلامی و ماده 5 قانون مدنی که اکثر اساتید حقوق قائل بر اطلاق این ماده بر قوانین مدنی و کیفری می‌باشند چون بزه جعل در خارج از حاکمیت سرزمینی ایران واقع گردیده قابل رسیدگی در ایران نمی‌باشد. اکثریت همکاران قضائی نیز بر این عقیده هستند.

آقای مومنی (شورای حل اختلاف):
با استفاده از مواد 532 تا 535 قانون مجازات اسلامی می‌توان گفت: اولا جرم استفاده از سند مجعول درایران تحقق یافته است چرا که هنگام ورود به خاک ایران الزاما گذرنامه جعلی را ارائه داده است اما در خصوص رسیدگی به اتهام جعل آن در خارج از قلمرو سرزمین ایران باید قائل به تفکیک شد به گونه‌ای که اگر مرتکب تابعیت ایرانی داشته باشد، ‌طبق ماده 7 و اگر از اتباع بیگانه باشد حسب مورد بر اساس مواد 6 و 8 همان قانون قابل تعقیب است.

آقای قاسمی (مجتمع قضائی ولیعصر «عج»):
نظریه اکثریت قریب به اتفاق: اگر شخصی با پاسپورت جعلی مربوط به کشور دیگری وارد ایران شود چون در ایران از آن سند مجعول (پاسپورت جعلی) استفاده شده است قطعا جرم استفاده از سند مجول با عنایت به محل وقوع آن تحقق یافته به استناد مواد 4 و 536 قانون مجازات اسلامی مجازات می‌شود و با توجه به نظریه 344/ 7 – 1381/21/24 اداره حقوقی آنچه در قانون گذرنامه مصوب 1351 است راجع به مجازات جاعلین گذرنامه‌های ایرانی است و در سایر قوانین ایران نیز برای جعل گذرنامه‌های خارجی به منظور استفاده در خاک ایران مجازات پیش‌بینی نشده است.

ضمنا جعل پاسپورت مذکور به استناد ماده 3 قانون مجازات اسلامی و اصل سرزمینی بودن جرم و مجازات چون در خارج از قلمرو ایران تحقق یافته است قابل تعقیب کیفری نیست.

آقای نهرینی (کانون وکلای دادگستری مرکز):
اولا اصالت یا عدم اصالت هر سندی به ویژه اسناد رسمی و جعلی نبودن آنها وابسته به مقررات کشوری است که سند مزبور در آنجا تنظیم شده است. مادتین 969 و 1295 قانون مدنی متضمن همین قاعده اصولی است. النهایه در فرض سئوال، جعلیت سند محرز است و با فرض جعلی بودن پاسپورت به این سئوال باید پاسخ گفت.

ثانیا مطابق شقوق 1 و 7 ماده 15 اصلاحی مورخ 1367/7/14 قانون راجع به ورود و اقامت اتباع خارجه در ایران مصوب 1310/2/19، هرکس اعم از ایرانی یا خارجی گذرنامه یا جواز اقامت یا جواز عبور جعل کند و یا با علم به مجعول بودن از آنها استفاده کند، در ایران قابل تعقیب و مجازات بوده و به حبس تعزیری از یک تا 3 سال و یا به جزای نقدی از پانصد هزار ریال تا سه میلیون ریال محکوم خواهد شد. قانون فوق، قانون خاصی است و به نظر قاضی دادگاه یا مرجع تعقیب در ایران باید با رعایت مادتین 969 و 1295 قانون مدنی ابتدا اصالت یا مجعولیت پاسپورت و گذرنامه مزبور را از سفارت کشور متبوعه در ایران یا از سفارت ایران در کشور خارجی که پاسپورت مزبور حسب ظاهر از آن کشور صادر و منسوب به آن است، استعلام نموده و در صورت گزارش و پاسخ استعلام واصله دایر بر مجعولیت سند، جرم استفاده از سند مجعول محقق و فی‌الواقع کشف خواهد شد.

ثالثا درپاسخ به سئوال دیگر باید گفت که جعل پاسپورت کشور خارجی در ایران قابل رسیدگی می‌باشد. زیرا اگرچه ماده 3 قانون مجازات اسلامی، اصل سرزمینی بودن جرائم و مجازات‌ها را پیش‌بینی کرده ولی قسمتی از ماده 4 همان قانون اعلام می‌دارد که هرگاه قسمتی از جرم در خارج واقع و نتیجه آن در ایران حاصل شود، در حکم جرم واقع شده در ایران است.

قطع نظر از این مقررات، بند 1 ماده 15 قانون راجع به ورود و اقامت اتباع خارجه در ایران اصلاحی مصوب 1367/7/14 باب هرگونه تردیدی را مسدود می‌سازد. چه به طور عموم هرکس (اعم از ایرانی یا خارجی) را که گذرنامه (خواه گذرنامه ایران یا گذرنامه خارجی) جعل کند و یا با علم به مجعول بودن از آنها استفاده نماید مستوجب کیفر دانسته است. مگر می‌توان تصور کرد که عملی مطابق قانون ایران جرم باشد ولی محاکم ایرانی صلاحیت رسیدگی به آن را نداشته باشند! به خلاف امور مدنی که باب تعارض قوانین در آن مفتوح بوده و محاکم ایرانی می‌توانند به دعوایی که دارای عنصر خارجی است، حسب قاعده محل تعارض، مطابق قانون ماهوی خارجی، رسیدگی و اصدار حکم نمایند (مواد 5 الی 9 و 961 الی 975 قانون مدنی)، در امور جزایی، قوانین جزایی و کیفری هر کشور منحصرا توسط دادگاه‌ها و مراجع قضائی همان کشور اعمال شده و صلاحیت رسیدگی به جرائم ارتکابی موضوع قوانین مزبور را دارند. بنابراین نمی‌توان تصور کرد که جعل گذرنامه خارجی به قید مجازات در قانون خاص جزایی ایران (بند 1 ماده 15 قانون فوق) جرم شناخته شده و پیش‌بینی گردد ولی دادگاه‌های جزایی ایران صلاحیت رسیدگی به آن را نداشته باشند. بنابراین با لحاظ مقررات فوق، به نظر جعل پاسپورت خارجی در محاکم ایران، قابل رسیدگی است.

آقای یاوری (دادیار دادسرای دیوانعالی کشور):
در ماده 2 قانون مجازات اسلامی فعل و یا ترک فعلی جرم محسوب شده که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد و مطابق ماده 5 قانون مذکور جعل فرمان یا دست‌خط یا مهر یا امضاء رهبری و جعل نوشته رئیس جمهور و استفاده از آن و جعل اسکناس رایج ایران و شبیه‌سازی و هرگونه تقلب در مورد مسکوکات رایج داخله جرم شناخته شده است.

در مواد 518 و 519 و 520 و بند 5 ماده 525 و مواد 526 و 527 قانون مجازات اسلامی شبیه‌سازی مسکوکات طلا و نقره و مسکوکات رایج ایرانی و خارجی و جعل اسکناس رایج داخلی و خارجی و نیز جعل مدارک تحصیلی دانشگاه‌های داخل یا خارج از کشور و استفاده از آن جرم محسوب شده ولی در مورد جعل سایر مدارک خارجی از جمله گذرنامه خارجی، قانون ساکت است و در قانون گذرنامه نیز از گذرنامه خارجی صحبتی به میان نیامده است و با این توصیف می‌توان گفت، جعل گذرنامه خارجی و استفاده از آن جرم نیست مگر اینکه این عمل در قالب جرم دیگری قابل تعقیب باشد مثلا کسی که با اخذ وجوهی از مردم گذرنامه کشور خارجی را جعل کند و در اختیار آنان قرار دهد به عنوان کلاهبردار یا از باب تحصیل نامشروع مال قابل تعقیب خواهد بود.

ضمنا بند یک ماده 15 قانون راجع به ورود و اقامت اتباع خارجه در ایران که مقرر داشته «هرکس گذرنامه یاجواز اقامت یا جواز عبور جعل کند و یا با علم به مجعول بودن از آنها استفاده کند...» ظاهرا ناظر به گذرنامه ایرانی است زیرا عبارات «جواز اقامت و جواز عبور» که بعد از گذرنامه ذکر شده، مدارکی است که توسط مقامات ایرانی صادر و در اختیار اشخاص قرار می‌گیرد. بنابراین به عقیده اینجانب، جعل گذرنامه خارجی و استفاده از آن تحت عنوان خاص جرم جعل و استفاده از سند مجعول قابلیت تعقیب کیفری ندارد.

آقای رضوانفر (دادسرای انتظامی قضات):
گذرنامه‌های ایرانی را قانون مشخص کرده و ایرانی هم باشد مشخص است ولی بحث این است در اسناد خارجی ما نمی‌دانیم آنها چه چیزی را جعل می‌دانند و مجازات جعل آنها به چه نحو است تا بگوییم در یک کشور خارجی این گذرنامه جعلی است.

جعل بودن در قانون ما تعریف شده این تعریف جعل ما سرایت نمی‌کند به آن تعریفی که آنها دارند و ما از آن اطلاعی نداریم بنابراین جعل گذرنامه خارجی در ایران نمی‌تواند جرم باشد مگر اینکه عمل متقابل داشته باشیم گذرنامه جعلی ایران را آنها جعل بدانند و بررسی بکنند با توجه به تعارض قوانین آن چیز دیگری است ولی بحث این است که این موضوع متقابل را نداریم اما با توجه به موضوع سوال گذرنامه‌ای داریم که جعلیت آن اثبات شده ما نمی‌خواهیم اثبات کنیم که جعل است یا نیست چون سئوال گفته گذرنامه جعلی است ما همیشه می‌گوییم سئوال حمل می‌شود به وجه مثبت آن به همین جهت منفی را از آن درنمی‌آوریم مثلا بگوییم شاید اثبات نشده باشد بن

ابراین می‌گوییم این گذرنامه جعلی است همچنین نمی‌دانیم که سندهای رسمی خارجی را در عداد سندهای عادی خومان قرار دهیم یا در عداد سندهای رسمی وارد آن نمی‌شویم پس مسئله جعل را ما بررسی نمی‌کنیم حالا این شخص که با پاسپورت جعلی وارد ایران شده بنابراین استفاده از سند جعلی محرز است اگر گذرنامه جعلی نبود ورودش به ایران صحیح بوده اما چون گذرنامه جعلی است و اثبات شده بنابراین  باید گفت او بدون گذرنامه به ایران آمده اگر از این سند جعلی استفاده نمی‌کرد می‌گفتیم ورودش غیرمجاز است ولی وقتی که در لابه‌لای این سند جعلی به ایران آمده و از آن استفاده کرده لذا استفاده از سند مجعول محرز است چرا بگوییم استفاده از سند مجعول نکرده است.

بنابراین دو موضوع است اولا کاری به ایرانی نداریم ایرانی چه انجام داده باشد چه نداده باشد قانون مشخص کرده بحث این است شخص گذرنامه‌ای را جعل کرده حالا خودش جعل کرده یا برایش جعل کرده‌اند به هر شکلی در دسترس او قرار داده‌اند اکنون که با این سند وارد ایران شده اگر تشخیص بدهیم استفاده نکرده می‌گوییم ورود غیرمجاز اما اگر استفاده کرده استفاده از سند مجعول است با اینکه سند خارجی است اگر مجعول نبود ورودش هم مجاز بود حالا که جعلی است و استفاده کرده نمی‌گوییم این سند خارجی است بلکه سند مذکور سندی جعلی است که به اتکای آن وارد کشور شده بنابراین جرم استفاده از سند مجعول قابل رسیدگی است. بقیه چیزها خیر.

آقای طاهری (مجتمع قضائی شهید صدر):
کلمه «شخص» مندرج در فرض سوال قابل تفکیک است به شخص ایرانی و شخص غیرایرانی چگونه می‌شود شخص ایرانی وارد کشور شود در حالی که پاسپورت جعلی داشته باشد فروض مختلف وجود دارد ممکن است یک ایرانی دو تابعیتی باشد یعنی تابعیت مضاعف داشته باشد مثلا با پاسپورت جعلی کشور دوم وارد کشور شود یا اینکه یک ایرانی که با هویت جعلی به خارج از کشور رفته می‌خواهد وارد کشور شود این فرض اول سوال است بنابراین یک ایرانی به هر دلیل وارد کشور شود با پاسپورت جعلی صرف‌نظر از جرایم دیگر که ممکن است متوجه او شود از باب جعل پاسپورت و استفاده از سند مجعول قابل تعقیب است با توجه به مواد 6 و 7 آیین دادرسی کیفری و قانون مجازات اسلامی و نصوص دیگری که وجود دارد و به خصوص ماده 15 گذرنامه اکثریت همکاران در مجتمع معتقد بودند این فرد قابل تعقیب است به علت اینکه مقررات کشور در این خصوص صریح است زیرا که هم در قانون گذرنامه و هم در قانون مقررات مربوط به جعل وجود دارد این فرد قابل تعقیب خواهد بود. بدون استثنا، منتهی در مورد جعل اگر خود جعل کرده یک موضوع است و یا فقط از سند مجعول استفاده کرده موضوع دیگری است.

ممکن است بگوییم این جرم خارج از کشور واقع شده و ارتباطی به کشور ما ندارد ولی با توجه به استفاده از سند مجعول در کشور ما طبق ماده 15 قانون گذرنامه بند 7 و بند 1 قابل تعقیب خواهد بود اما در مورد جعل اگر فرد خارجی باشد قابل تعقیب نخواهد بود زیرا اصل سرزمینی بودن قوانین یعنی تمام قوانین که راجع به کشور ما است مربوط به اتباع کشور ایران است حتی اگر خارج از کشور مرتکب جرمی شده باشد و نتیجه‌اش در ایران واقع شود قابل تعقیب خواهند بود بنابراین غیرایرانی قابل تعقیب نخواهد بود.
دوم اینکه در رابطه با جعل فرد خارجی صراحتی در قانون وجود ندارد و به همین جهت باید موضوع را مشمول تبعه ایرانی بدانیم در مجتمع اکثریت همکاران معتقد بودند فرد خارجی در مورد جعل قابل تعقیب نخواهد بود.

آقای محمدی (دادگاه عمومی بخش گلستان):
سئوال این است چنانچه پاسپورت خارجی در خارج از کشور جعل شود و جاعل یا دارنده آن پاسپورت با ورود به ایران از آن سند مجعول استفاده کند اولا: آیا این جعل مطابق قوانین ایران جرم است؟ ثانیا: آیا استفاده از چنین سند مجعولی در ایران جرم محسوب می‌شود؟

با ملاحظه ماده 523 و مواد بعدی آن از قانون مجازات اسلامی و بند 1 ماده 15 قانون راجع به ورود و اقامت اتباع خارجه در ایران مصوب 19 اردیبهشت ماه 1310 با اصلاحیه‌های بعدی آن قانون، قانونگذار ما جعل گذرنامه داخلی ایران و جعل جواز اقامت صادره از ناحیه مسئولان ایران یا جعل جواز عبور صادره مربوط به کشور ایران را جعل اعلام نموده است.

پس اولا: جعل پاسپورت خارجی، آن هم در خارج از کشور ایران، جعل محسوب نمی‌شود. ثانیا: قانونگذار استفاده از چنین سند مجعولی را هم جرم ندانسته است و باید توجه داشت که قانونگذار وقتی عملی را جعل نداند به تبع آن استفاده از سند ولو به ظاهر مجعول را هم خود به خود، جرم نمی‌داند و این امر با نظر به ماده 523 و بعد آن ماده از قانون مجازات اسلامی کاملا مشهود است البته قانونگذار ممکن است اراده کند صرفا فعلی را جعل و آن را جرم اعلام نماید بدون آنکه استفاده از آن سند راجرم بداند و نیز قانونگذار ممکن است استفاده از اسناد مجعول را به عنوان یک جرم مستقل اعلام و برای آن مجازات معین نماید ولکن جعل آن سند را جرم اعلام ننماید زیرا همان طوری که واقفیم جعل و استفاده از سند مجعول تعدد مادی محسوب و هر یک جرم مستقلی محسوب می‌شوند ولکن قانونگذار ما چنین اراده را با توجه به قوانین موجود ننموده است و هر عملی را که جعل اعلام نموده است به دنبال آن استفاده از آن سند مجعول را نیز جرم دانسته است و از طرف دیگر مجوز شروع به رسیدگی علاوه بر دارا بودن شرایط صلاحیت قانونی، جرم بودن موضوع معنونه است لذا به لحاظ جرم نبودن موضوع معنونه ماحق رسیدگی نداشته و مبادرت به صدور قرار منع تعقیب خواهد نمود.

نظریه قریب به اتفاق اعضای محترم کمیسیون حاضر در جلسه (86/2/6):
با توجه به فرض سئوال جعل گذرنامه مذکور خارج از ایران صورت گرفته و جعلی بودن آن محرز است به همین جهت در صدد اثبات جعل نخواهیم بود به این ترتیب اگر شخص موضوع سئوال شخصا مرتکب جعل گذرنامه یاد شده گردیده باشد یا دیگری جعل کرده و در اختیار وی قرار داده و او نیز با علم و اطلاع از جعلی بودن از آن استفاده نموده باشد از حیث اینکه نامبرده خارجی است یا ایرانی موارد ذیل در ایران قابل رسیدگی خواهد بود:
1‌ـ‌اگر خارجی باشد و جعل هم توسط وی انجام گرفته باشد با توجه به ماده 5 قانون مجازات اسلامی جرم مذکور در ایران قابل رسیدگی نخواهد بود. مگر در مورد جرائمی که به موجب قانون خاص یا عهود بین‌المللی مرتکب در هر کشوری که به دست آید محاکمه می‌شود اگر در ایران دستگیر شد طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران محاکمه و مجازات خواهد شد. (ماده 8 قانون مجازات اسلامی).

2‌ـ‌ اما اگر با علم و اطلاع از گذرنامه مجعول موضوع سئوال در ایران استفاده کرده باشد برابر بند 1 ماده 15 قانون راجع به ورود و اقامت اتباع خارجه در ایران مجازات خواهد شد در غیر این صورت ورود و اقامت وی در ایران غیرمجاز بوده به عنوان ورود و اقامت غیرمجاز قابل تعقیب خواهد بود.
3‌ـ‌ اگر شخص یاد شده ایرانی باشد و جعل هم از ناحیه وی صورت گرفته باشد به موجب ماده 7 قانون مجازات اسلامی هم از حیث جعل و هم از حیث استفاده از سند مجعول تحت پیگرد قرار خواهد گرفت اما اگر مرتکب جعل نشده باشد لیکن با علم و اطلاع از گذرنامه مجعول موضوع سئوال استفاده کرده باشد تحت همین عنوان قابل تعقیب خواهد بود.

منبع:http://www.ghazavat.com/45/miz.htm

نویسنده: محمدحسنی - دوشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۳

 

قاضی شعبه‌ای (دادگاه یا دادسرا) درجریان رسیدگی به اتهام متهمی مبنی بر کلاهبرداری متوجه جعل امضای خود و مهر شعبه توسط متهم مذکور می‌شود. ضمن شکایت علیه وی در خصوص ادامه رسیدگی به اتهام کلاهبرداری برابر بند (هـ) از ماده 46 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری قرار امتناع از رسیدگی صادر می‌نماید. آیا قرار صادره وجاهت قانونی دارد؟

آقای محمدی (حوزه قضائی بخش گلستان):

به نظر می‌رسد قاضی رسیدگی کننده حق صدور قرار امتناع از رسیدگی را ندارد و مکلف است برابر مفاد ماده 206 قانون آیین دادرسی کیفری دادگاه‌های عمومی و انقلاب مصوب سال 1378 کشف جرم جدید، در حین رسیدگی را کتبا به رئیس حوزه قضائی اعلام و در صورت ارجاع آن موضوع به آن قاضی، ایشان وظیفه رسیدگی و اتخاذ تصمیم دارد و از موارد رد دادرسی محسوب نخواهد شد زیرا قاضی رسیدگی کننده باید به جای اعلام شکایت به تکلیف قانونی خود برابر مفاد مواد 206، 77 و 29 با رعایت ماده 3 از قانون صدرالاشعار اقدام نماید و اعلام شکایت او به معنی شکایتی که در بند (هـ) ماده 46 قانون مذکور آمده است نیست و از طرف دیگر نوع جرم واقعه یعنی جعل از جرایم عمومی و غیرقابل گذشت محسوب و از طرف دیگر ضرر یا خسارات مادی در این زمینه به قاضی رسیدگی‌کننده وارد نشده است که او را به نوعی مدعی خصوصی یا شاکی مندرج در ماده 9 قانون مذکور تلقی کنیم.

آقای جوهری (دادگستری نظرآباد):
نظریه قریب به اتفاق همکاران محترم این بود که قرار امتناع از رسیدگی صحیح و برابر موازین قضائی و قانون می‌باشد چون برابر بند (هـ) ماده 46 قانون آیین دادرسی کیفری وقتی که بین قاضی و یکی از طرفین دعوای حقوقی یا جزایی مطرح باشد و یا در سابق مطرح بوده و از تاریخ صدور حکم قطعی دو سال نگذشته باشد بایستی قرار امتناع از رسیدگی شود هرچند فرق سئوال موردی است که در روند رسیدگی حادث شده اما به طریق اولی این موضوع مشمول حکم بند (هـ) ماده مذکور می‌شود.

آقای محمدی (دادگستری فیروزکوه):
بند (هـ) ماده 46 قانون آیین دادرسی کیفری مقرر داشته است «بین دادرس یا قاضی تحقیق و یکی از طرفین یا همسر و یا فرزند او دعوای حقوقی یا جزایی مطرح باشد و یا در سابق مطرح بوده و از تاریخ صدور حکم قطعی دو سال نگذشته باشد» با توجه به اطلاق بند مذکور که صرف مطرح بودن دعوای جزایی بین دادرس و یکی از طرفین را از موارد رد دادرسی اعلام نموده است و طرح شکایت حین دادرسی نیز خارج از شمول بند مذکور نمی‌باشد لذا قرار صادره از سوی قاضی شعبه صحیح می‌باشد و نیز شکایت قاضی شعبه مذکور علاوه بر جنبه عمومی جرم به لحاظ جعل امضای قاضی واجد جنبه شخصی نیز می‌باشد.
نظر اقلیت: چون ملاک بند (هـ) ماده 46 قانون آیین دادرسی کیفری بودن شکایت قبل از شروع به رسیدگی می‌باشد لذا طرح شکایت از سوی قاضی در زمان رسیدگی به پرونده اصلی مشمول بند (هـ) مذکور نمی‌باشد لذا قرار صادره وجاهت قانونی ندارد.

آقای یاوری (دادیار دادسرای دیوانعالی کشور):
چنانچه عمل متهم ضرری مادی یا معنوی برای قاضی در پی نداشته باشد مثلا متهم مرتکب سرقت پرونده از شعبه شده باشد در این صورت اعلام مراتب از سوی قاضی، اعلام شکایت تلقی نمی‌شود و با ارجاع دادستان نسبت به این مطلب نیز رسیدگی خواهد کرد ولی در مورد جعل امضای قاضی، چون این عمل متهم به حیثیت قضائی قاضی لطمه وارد می‌کند و حداقل موجب ضرر معنوی وی می‌شود، لذا قاضی به عنوان شاکی خصوصی تلقی شده و پس از اعلام شکایت حق ادامه رسیدگی به اتهام کلاهبرداری را ندارد و امتناع وی از رسیدگی موافق موازین قانونی است به علاوه، اگر معتقد باشیم که در فرض سئوال قاضی به عنوان شاکی خصوصی به معنای اخص کلمه محسوب نمی‌شود و ادامه رسیدگی از جانب وی منع قانونی ندارد، چون به اتهامات متعدد متهم تواما رسیدگی می‌شود و در مورد جعل قاضی از ابتدا موضوع را تحقق یافته دانسته و بر همین مبنا شکایت کرده است، لذا قبل از تحقیق و محاکمه، حداقل در مورد جعل اعتقاد به مجرمیت متهم دارد که این امر با عدالت قضائی و بی‌طرفی قاضی سازگار نیست. بنابراین به عقیده اینجانب اعلام جعل از ناحیه قاضی از موجبات رد بوده و نامبرده صلاحیت ادامه رسیدگی به پرونده را ندارد.

آقای اهوارکی (دادسرای عمومی و انقلاب هشتگرد):
نظر اکثریت: موارد مذکور در ماده 46 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری به جهت جلوگیری از شبهه با اصل بی‌طرفی قاضی و فراهم نمودن یک رسیدگی عادلانه و منافع شخصی وضع گردیده ‌است.
در فرض سئوال با توجه به اینکه قاضی خود شکایت نموده و به لحاظ جعل امضا خود ضرر معنوی به وی وارد شده است صدور قرار امتناع از رسیدگی برابر قانون بوده و صحیح است.
نظر اقلیت: چون در فرض سئوال امضا قاضی به سبب شخصیت قضائی وی جعل شده قاضی در واقع اعلام کننده جرم است و شاکی محسوب نمی‌شود و می‌بایست به رسیدگی ادامه دهد و قرار امتناع از رسیدگی صحیح نمی‌باشد.

آقای جعفری (مجتمع قضائی اطفال):
قاضی رسیدگی کننده به اتهام کلاهبرداری باید قرار امتناع از رسیدگی صادر نماید لیکن موضوع مشمول بند «هـ» ماده 46 قانون آیین دادرسی کیفری دادگاه‌های عمومی و انقلاب نمی‌شود بلکه مشمول بند «و» همان ماده می‌شود زیرا که اولا قاضی شکایت کرده است ثانیا در هر حال ذینفع از این شکایت می‌باشد و با طرح شکایت دنبال احقاق حق خود هستند و تقاضای تعقیب و مجازات قانونی مرتکب جعل مهر و امضاء را دارند لذا باید قرار امتناع از رسیدگی گردد.

آقای شهریاری: (دادسرای جنایی تهران)
نظریه اکثریت همکاران در دادسرای جنایی تهران: با توجه به اینکه وفق ماده 183 قانون آیین دادرسی کیفری به اتهامات متعدد باید در یک مرجع رسیدگی شود در مانحن فیه قاعدتا اتهام جعل امضای رئیس محکمه یا قاضی دادسرا باید به همان شعبه ارجاع شود. بر طبق بند «هـ» ماده 46 قانون آیین دادرسی کیفری اگر بین دادرس یا قاضی تحقیق و یکی از طرفین یا همسر و یا فرزند او دعوای حقوقی یا جزایی مطرح باشد و یا در سابق مطرح بوده و از تاریخ صدور حکم قطعی دو سال نگذشته باشد قاضی مربوطه باید قرار امتناع از رسیدگی صادر نماید. لذا در فرض سئوال باید نسبت به هر دو اتهام جعل و کلاهبرداری قرار امتناع از رسیدگی صادر شود اعم از اینکه شخصیت قضائی قاضی مورد نظر باشد یا شخصیت حقیقی وی.

آقای موسوی (مجتمع قضائی شهید بهشتی):
عدالت و بی‌طرفی قاضی از شرایط و ویژگی‌های حتمی و ضروری است که مبنای شرعی و قانونی آن واضح و مبرهن است. اساسا قانونگذار محاکمه و رسیدگی قانونی را ملازم با بی‌طرفی قاضی رسیدگی کننده دانسته و در قانون اساسی و مواد متعدد قوانین عادی بر آن تاکید نموده است. از مواردی که به بی‌طرفی قاضی تردید وارد می‌سازد طرح دعوی اعم از حقوقی و کیفری از سوی وی علیه متهم یا بالعکس می‌باشد به ویژه در اتهامی چون جعل که از ارکان آن رکن ضرر و تضرر شاکی است و بالطبع قاضی خود را از متهم زیان‌دیده دانسته و ضمن درخواست کیفر وی مترصد جبران زیان وارده هم می‌باشد لذا قطعا و بدون هرگونه تردیدی قاضی رسیدگی بایستی وفق بند (هـ) و مضافا بند (و) چون در موضوعه مطروحه ممکن است ذینفع باشد قرار امتناع از رسیدگی صادر نماید.
در خصوص بخشنامه‌ای که ریاست محترم قوه قضائیه در سال گذشته صادر نمودند و مربوط به مواردی بوده که متهم به منظور جلوگیری از ادامه رسیدگی قاضی مبادرت به طرح غیرواقع شکایت علیه قاضی رسیدگی‌کننده نموده تا از تصمیم یا حکم قابل پیش‌بینی علیه خود مصون بماند که در این گونه موارد ریاست محترم قوه قضائیه قضات را توصیه به ادامه رسیدگی نمودند ناظر به فرض سئوال نیست چه اولا در فرض سئوال قاضی علیه متهم شکایت مطرح می‌نماید و نه بالعکس و ثانیا خصومت و کدورت بین قاضی و متهم و طبعا خدشه بر بی‌طرفی قاضی ثابت و یا محتمل است.

آقای رضایی‌نژاد (دادگستری اسلامشهر):
با عنایت به اینکه قاضی با طرح دعوای کیفری (هرچند وی را شاکی ندانیم بلکه بگوییم صرفا اعلام کننده است) مشمول مفهوم طرف دعوا در بند «هـ» ماده 46 آیین دادرسی کیفری می‌باشد و با عنایت به اینکه حکم ماده مزبور ریشه در اصل رعایت بی‌طرفی از جانب قاضی به عنوان یکی از اصول بدیهی پذیرفته شده و آمره دادرسی است و نظر به اینکه پذیرش خلاف مفهوم شائبه نقض بی‌طرفی را ایجاد می‌کند. چه هرچند جعل امضای یک مقام به عمل آمده به یک شخص طبیعی است ولکن تجلی این مقام در یک شخص و همچنین آمیختگی شخصیت طبیعی با مقام شامخ قضاوت در موضوع مطروحه از مواردی است که ما را از انحراف بازمی‌دارد و موضوع محققا از مصادیق در دادرسی بوده و بنا به آنچه گفته شد و اینکه انکار تضرر شخص قاضی در فرض سئوال دشوار می‌باشد، می‌توان گفت قاضی در فرض سئوال صلاحیت ادامه رسیدگی را ندارد.

آقای سفلایی (دادگستری هشتگرد):
شخصیت قاضی شخصیتی مرکب از شخصیت حقیقی و شخصیت قضایی اوست که در مورد سئوال مطروحه قابل تفکیک نمی‌باشد چرا که امضایی منتسب به اوست که تا اثبات جعلیت آن برای قاضی ایجاد مسئولیت می‌نماید. تصمیمات قضایی علاوه بر اینکه از حیث اداری موجب مسئولیت انتظامی برای قاضی می‌شود از نظر شخصی و شخصیت حقیقی او ایجاد مسئولیت مدنی می‌نماید لذا رکن ضرر جرم متوجه هر دو شخصیت قاضی است و در تعقیب متهم به اتهام جعل شخص قاضی ذینفع و به عنوان شاکی خصوصی محسوب می‌گردد لذا نه تنها از جهات امتناع می‌باشد بلکه از موارد رد است که شخص متهم می‌تواند اعلام رد نماید و قاضی مکلف به امتناع است.

آقای نصراله‌پور (دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 12 تهران):
فلسفه وضع این ماده رعایت اصل «حق دادخواهی و بهره‌مندی از محاکمه عادلانه» و جلوگیری از در مظان اتهام بودن قاضی رسیدگی کننده و رعایت اصل بی‌طرفی می‌باشد که در اصول متعدد قانون اساسی بدان اشاره شده است.
چرا که وقتی قاضی اعلام جرم یا شکایت می‌نماید به نوعی نظر قضائی‌اش را پیشاپیش بیان نموده و رسیدگی بعدی معنی ندارد و با اصول ذکر شده در بالا منافات دارد.
این ماده سابقا در قانون 1290 در ماده 332 بیان شده بود که بند «هـ» و «و» در آن ماده نیامده بود. هرچند در بند «هـ» ماده 46 آمده است در دعوای حقوقی و جزایی مطرح باشد و یا سابق مطرح بوده اشاره‌ای به مطرح شدن در حین رسیدگی ندارد ولی به طریق اولی وقتی دعوایی را که در حین رسیدگی مطرح می‌نماید مشمول موارد رد و امتناع از رسیدگی می‌باشد. هرچند موارد احصاء شده در این ماده حصری است. مضافا اینکه اگر مشمول بند «هـ» نشود مسلما مشمول بند «و» می‌گردد چرا که شاکی خصوصی و متضرر از جرم و ذینفع و منتفع از دعوی تلقی می‌گردد چون یکی از ارکان اصلی بزه جعل رکن ضرری است اعم از ضرر مادی و ضرر معنوی و حیثیتی و در بند «و» نیز قانونگذار صراحتا از لفظ «نفع شخص در موضوع مطروحه» را آورده است. چون بر اساس ماده 183 ق.آ.د.ک می‌بایست جرایم و اتهامات متعدد مشتکی عنه یکجا رسیدگی گردد. اصل 171 قانون اساسی نیز موید این مطلب است.

آقای معدنی (دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 1 تهران):
به اتفاق نظر همکاران صدور قرار امتناع از رسیدگی در فرض سئوال وجه قانونی ندارد زیرا مبنای قرار امتناع از رسیدگی داشتن نفع شخصی است اما در بحث جعل مهر و امضای قاضی به عنوان رئیس شعبه نفع شخصی مطرح نیست و لذا شکایت مطروحه از جانب قاضی مزبور که در واقع گزارش یک جرم عمومی است دعوای جزایی یا حقوقی بین طرفین که مبنای صدور قرار امتناع از رسیدگی است محسوب نمی‌شود.

آقای قاسمی (مجتمع قضائی ولیعصر«عج»):
نظر اکثریت قضات (8 نفر): چون رسیدگی به اتهام کلاهبرداری از قبل در شعبه تحت رسیدگی بود صدور قرار امتناع از رسیدگی به استناد بند (5) ماده 46 ق.آ.د کیفری وجه قانونی ندارد و باید به رسیدگی ادامه دهد.
نظر اقلیت (6 نفر): چون به محضی که قاضی شعبه رسیدگی کننده به پرونده کلاهبرداری برای جعل امضاءاش اقدام به شکایت کیفری می‌کند برای اینکه از مسیر عدالت خارج نشود و حب و بغض شخصی در قضاوتش تاثیر نگذارد بایستی به استناد بند (ه) از ماده 46 ق.آ.د کیفری قرار امتناع از رسیدگی صادر کند و سپس مراتب را به سرپرست دادگاه یا دادسرا منعکس نماید.

آقای مومنی (شورای حل اختلاف):
در فرض سئوال؛ چون جعل امضا و مهر قاضی در ارتباط با همان جرم کلاهبرداری تحقق یافته و قاضی فقط جنبه عمومی جعل را اعلام داشته است، پس صدور قرار امتناع از رسیدگی، وجهی ندارد زیرا مستفاد از بند 5 ماده 46 قانون آیین دادرسی کیفری، مطرح بودن دعوای حقوقی یا جزایی که واجد جنبه خصوصی باشد، از موارد رد است و تنها در این صورت منجر به صدور قرار امتناع از رسیدگی می‌شود.

آقای چراغیان (مجتمع قضائی قدس):
نظریه اکثریت: مورد از موارد ماده 46 قانون آیین دادرسی کیفری بوده و قرار امتناع از رسیدگی وجاهت قانونی دارد.

آقای طاهری (مجتمع قضائی شهید صدر):
ماده 46 را باید با منظر فلسفه اصلی وضع آن مدنظر قرار داد. چرا ماده 46 را قانونگذار وضع کرده و در آیین دادرسی مدنی هم به همین ترتیب فلسفه وضع این ماده به خاطر جلوگیری از تشبثات اصحاب دعوی بوده زیرا که اساسا کار قضا تنش‌زا است اصولا فلسفه وضع این ماده برمی‌گردد به جنبه عمومی و اجتماعی و ذی‌نفع بودن فرد. با نگرش به این منظر و ذی‌نفع بودن کلمه «خود» مندرج در سئوال باید تفکیک شود.
مثلا اگر قاضی متوجه جعل امضای خود در شرایط عمومی و به عنوان یک شهروند ذیل قولنامه یا قراردادی شود این کاملا جنبه شخصی و فردی پیدا می‌کند که بحث ذینفع بودن است اما اگر امضای قضائی در مقام کار قضائی یا ایفای وظایف قضائی مورد جعل واقع شود باید تفکیک کنیم، جعل مهر شعبه هم کاملا مشخص است پس با این دو منظر جایی که شخصا شاکی است و در متن سئوال آمده «شکایت کند» و شکایت شخصی و فردی داشته باشد شکی نیست از موارد رد دادرسی خواهد بود اما اگر فقط به عنوان اعلام جرم یعنی به عنوان یک وظیفه از باب مشاهده جرم موضوع را اعلام کرده باشد این موضوع مانع از رسیدگی جرم کلاهبرداری که جدای از جعل است نخواهد بود یعنی اگر امضای قضائی جعل شده باشد از موارد رد دادرسی نیست حتی می‌تواند به جرم کلاهبرداری رسیدگی کند. اما جعل مهر جنبه خصوصی ندارد بلکه جنبه عمومی دارد و اگر این مهر در یک سند عادی و غیرقضائی جعل شده باشد و جنبه خصوصی داشته باشد با امضاء شخص قاضی مانع رسیدگی خواهد بود اما اگر جعل مهر روی اسناد اداری و مکاتبات انجام شده باشد مانع رسیدگی نخواهد بود نهایتا نظر اکثریت همکاران مجتمع این بود اگر نفع شخصی وجود نداشته باشد مانع رسیدگی نخواهد بود.

آقای رضوانفر (دادسرای انتظامی قضات):
سئوال می‌گوید امضاء جعل شده و می‌گوید ضمن شکایت وقتی کلمه شکایت را بررسی کنیم شق دیگری هم دارد که اعلام جرم است اما نگفته اعلام جرم. شکایت همیشه از جانب زیاندیده مطرح می‌شود بنابراین قاضی به نحوی زیاندیده تلقی می‌شود قاضی را احضار می‌کنند یعنی به شکلی وارد دعوی می‌شود اگر ایشان خصومت فرد جاعل را در دل نگیرد آن شخص (جاعل) خصومت قاضی را در دل خواهد گرفت بنابراین به هر نحوی حکم صادر کند مورد رضایت نخواهد بود و شخص جاعل وقتی اعتراض داشته باشد خواهد گفت این قاضی با من خصومت داشته و طرف دعوی من بوده از طرف دیگر قاضی که شکایت کرده باید دلیل ارائه نماید و فعلی انجام دهد تا شکایت خود را به دست مقامات برساند. اقدامات قاضی در همین حد هم می‌رساند که ذی‌نفع است هرچند که پاسخ او را ندهند و ادعای او را رد کنند پس ارجح این است که قرار امتناع از رسیدگی صادر کند.

اظهارنظر اعضای محترم کمیسیون حاضر در جلسه (01/21/58):
به موجب فرض سئوال متهمی که به اتهام کلاهبرداری تحت تعقیب شعبه‌ای (دادگاه یا دادسرا) می‌باشد مبادرت به جعل امضای قاضی و مهر آن شعبه می‌نماید قاضی مذکور در این خصوص علیه متهم یاد شده اعلام شکایت می‌کند اکنون سئوال این است که این قاضی می‌تواند نسبت به ادامه رسیدگی بزه کلاهبرداری ادامه دهد و یا باید قرار امتناع از رسیدگی صادر نماید؟
اکثریت قریب به اتفاق اعضای محترم کمیسیون اظهارنظر نمودند چون موضوع مشمول بند (هـ) ماده 46 قانون آیین دادرسی کیفری است لذا این قاضی نمی‌تواند نسبت به ادامه رسیدگی بزه کلاهبرداری در مورد متهم مذکور اقدام نماید بلکه می‌بایست قرار امتناع از رسیدگی صادر نماید زیرا جعل امضای وی توسط متهم یاد شده ضمن اینکه به حیثیت قضائی او لطمه وارد کرده حداقل موجب ضرر معنوی وی نیز شده است اکنون که او علیه متهم اعلام شکایت کرده به عنوان شاکی خصوصی و ذی‌نفع در مقابل نامبرده قرار گرفته است با این اوصاف اگر قائل بر بلامانع بودن رسیدگی توسط همین قاضی هم باشیم چون به اتهام متعدد متهم باید توامان رسیدگی شود در این صورت در مورد بزه جعل که اعلام کنننده و شاکی آن قاضی مربوطه است، تردیدی نیست که این بزه از نظر وی تحقق یافته تلقی می‌شود بدین لحاظ نیز ادامه رسیدگی توسط نامبرده با عدالت قضائی و اصل بی‌طرفی قاضی منافات خواهد داشت بنابراین ارجح صدور قرار امتناع از رسیدگی است.

منبع:http://www.ghazavat.com/44/miz.htm

نویسنده: محمدحسنی - دوشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۳

 

سوال 318- چنانچه شخصی از برگ سفید امضاء فتوکپی تهیه و در آن متنی را نوشته و فتوکپی مجدد از آن تهیه و سپس وکیل وی مطابقت فتوکپی یاد شده را با اصل تصدیق نموده و به مرجع قضایی ارائه نماید اشخاص یاد شده ( وکیل و موکل) تحت چه عناوین جزایی قابل تعقیب کیفری می باشند؟

حسن زاده (دادسرای عمومی وانقلاب ناحیه 6 تهران):

نظریه اقلیت قضات این دادسرا:در فرض سؤال هیچگونه جرم و بزهی در خصوص وکیل و موکل قابل تصور نیست چرا که تمامی اقدامات بر روی فتوکپی صورت گرفته و در نتیجه به لحاظ فقدان عنصر قانونی تحقق جرم منتفی می باشد.

نظر اکثریت: گروه اول: عمل موکل از مصادیق ماده 673 قانون مجازات اسلامی یعنی سوء استفاده از سفید امضاء می باشد و عمل وکیل نیز در جهت تصدیق فتوکپی با اصل از مصادیق تصدیق نامه خلاف واقع بوده و درنتیجه مشمول ماده 540 از قانون مجازات اسلامی می گردد.

گروه دوم: نظر به اینکه در کپی نیز تحقق جعل امکان پذیر است و از سوی اداره حقوقی نیز نظریه مشورتی در سال 1380 در این خصوص صادرگردیده است و با عنایت به اینکه متن تهیه شده قابلیت استناد در مرجع قضایی را دارد و نوعی سند محسوب می گردد لذا عمل وکیل و موکل از مصادیق شرکت در جعل سند عادی محسوب و همچنین در خصوص وکیل علاوه بر این اتهام با توجه به ارائه سند مجعول به مرجع قضایی اتهام استفاده از سند مجعول نیز قابل تصور است. لازم به ذکر است با توجه به اینکه تمامی اقدامات در فتوکپی تهیه شده از اصل سفید امضا صورت پذیرفته و در واقع سند سفید امضاء، به هر صورت اصل و فاقد خدشه باقیمانده است بزه سوءاستفاده از سفید امضاء تحقق نیافته است.

گروه سوم: موکل به جهت نوشتن در فتوکپی برگ سفید امضاء هم مرتکب سوء استفاده از سفید امضاء و هم مرتکب جعل سند عادی گردیده است و از این لحاظ مشمول ماده 46 از قانون مجازات اسلامی ( تعدد معنوی) می باشد. عمل وکیل نیز با توجه به اقتران زمانی معاونت در جعل سند عادی و از نظر ارائه سند مجعول به مرجع قضایی استفاده از سند مجعول محسوب می گردد.

در رأی گیری نظر گروه دوم حائز اکثریت شناخته شد.

موسوی ( مجتمع قضایی بعثت): مفاد سؤال محتوای دو موضوع و اقدام دو فاعل و مرتکب است. اول تهیه فتوکپی از برگ سفید امضاء دیگری توسط موکل و اضافه نمودن متنی به آن و تهیه فتوکپی مجدد از این نوشته توسط موکل و دوم تصدیق فتوکپی مزبور توسط وکیل و استفاده از آن (ارائه به محاکم قضایی). نسبت به عمل موکل همانطور که در آرای قضایی منعکس شده فتوکپی فاقد ارزش اثباتی و حقوقی است و در فرآیند دادرسی منشأ اثر نمی باشد و ارکان و عناصر بزه جعل بر آن منطبق نمی باشد. از جهت دیگر این اقدام به ماده 673 قانون مجازات اسلامی منطبق نیست چرا که دراین ماده بحث از سوء استفاده از سفید مهر و سفید امضاء سپرده شده به امین می باشد و این ماده عناصر و شرایط خاص خود را دارد و در واقع ناظر به استفاده از سفید مهر و سفید امضاء می باشد در حالی که اقدام موکل در تهیه کپی و تنظیم متنی به آن، سوء استفاده از سفید امضاء نمی باشد و ارائه به محاکم قضایی هم از سوی وکیل صورت گرفته است نه موکل.

بنابراین اقدام موکل از سوی قانونگذار جرم انگاری نشده است و در نتیجه موکل جرمی مرتکب نشده و قابل تعقیب کیفری نمی باشد اما در مورد وکیل که فتوکپی مزبور را تصدیق خلاف واقع نموده و به مرجع قضایی ارائه داده است عمل وی مشمول ماده 540 قانون مجازات اسلامی می باشد و ضرری که از این حیث به طرف متقابل وارد شده ضرورت ندارد که ضرر بالفعل باشد و حتی بالقوه بودن این ضرر هم کافی برای تحقق رکن ضرری بزه می باشد.

شایسته (محاکم کیفری استان تهران):

در خصوص اقدام موکل استفاده از سفید امضاء  محرز است و با ارائه فتوکپی تهیه شده به دادگاه عنوان سوء استفاده محقق شده است.

و نیل به مطلوب با حصول نتیجه و انتفاع شرط نیست لذا عمل موکل منطبق با ماده 673 قانون مجازات است . نظر به اینکه عرفا تصدیق نامه اصالت یا برابر اصل رونوشت تقدیمی به دادگاه در عمل فقط در ذیل رونوشت قید می شود و اصولا این عبارت جایگزین تصدیق نامه در ماده 539 می باشد لذا عمل وکیل منطبق با ماده 540 قانون مجازات است.

 علی محقق (معاون قضایی رئیس کل شورای حل اختلاف استان تهران): نظر به اینکه موکل از سفید امضاء استفاده نکرده بلکه از تصویر سفید امضاء استفاده نموده است بنابراین بزه خیانت در امانت تحقق پیدا نکرده است . از سوی دیگر عمل موکل جعل محسوب نمی شود زیرا جعل عبارت است از تغییر سندی که حقیقت دارد به ضرر غیر و چون موکل از تصویر امضاء استفاده کرده بنابراین عمل موکل جعل تلقی نمی گردد.

علی شجاعی (دادگستری شهریار): بدوا باید بیان داشت مواد 673 و 540 از قانون مجازات اسلامی در محدوده سؤال مطروحه قابل بررسی می باشد ماده 673 مربوط به سوء استفاده از سفید مهر یا سفید امضاء بوده و ماده 540 نیز در رابطه با تصدیق نامه های خلاف واقع می باشد. حال با بیان مقدمه مذکور قابل ذکراست نظریه اقلیت قضات دادگستری شهرستان شهریار راجع به سؤال طرح شده به این شرح است که اقدام مشخص اول مذکور در سؤال مبنی بر تهیه کپی از سفید امضاء و نوشتن متن  خاصی در آن بافرض قصد اضرار به صاحب امضاء را مشمول مفاد حکم مقرر در ماده 673 از قانون مجازات اسلامی تحت عنوان سوء استفاده از سفید امضاء دانسته اند و اقدام وکیل را مشمول ماده 540 از قانون موصوف دایر به تصدیق خلاف تلقی و قابل مجازات دانسته اند و اکثریت قضات دادگستری شهریار راجع به سؤال بیان داشته اند: اقدام شخص اول نمی تواند مشمول ماده 673 از قانون مجازات اسلامی باشد چراکه نظر قانونگذار در ماده مذکور سوء استفاده از اصل سفید مهر یا سفید امضاء بوده و صراحتا سوء استفاده از سفید مهر و سفید امضاء را در ماده بیان داشته لذا اقدام در کپی تهیه شده از چنین سفید امضاء به لحاظ فقد عنصر قانونی فاقد وصف جزایی است و لزوم تفسیر مقررات جزایی به نفع متهم در موارد تردید از تحقق جرم نیز مؤید این نظر است و اکثریت قضات راجع به شخص وکیل در سؤال مطروحه بیان نمودند که با فرض اقدام عالمانه نامبرده در جهت تصدیق کپی تهیه شده از سوی فرد اول با اصل سند که هرگز موجود نبوده است اقدام وکیل مذکور می تواند مشمول ماده 540 از قانون مجازات اسلامی قرار گرفته چرا که نامبرده با علم به اینکه متن نوشته شده اصالت ندارد کپی تهیه شده را برابر با اصل جلوه داده و مطابقت آنرا بر خلاف قانون واقع با اصلی که هرگز وجود نداشته تصدیق کرده است ضمنا رأی اصراری شماره 6239 - بیست و هفتم اسفند سال42 دیوان عالی کشور که گواهی رونوشت شناشنامه بدون اصل را تصدیق نامه خلاف واقع محسوب کرده موید چنین استنباطی می باشد.

یاوری (دادستانی کل کشور):

فرض سؤال این است که دارنده سند (موکل) بر خلاف توافق خود با صادر کننده سفید امضاء نسبت به تهیه فتوکپی و تنظیم آن اقدام کرده است و در این حالت، عمل موکل جعل نیست زیرا جعل در فتوکپی مصداق ندارد ولی این عمل نوعی سوء استفاده از سفید امضاء است و منطبق بر ماده 673 قانون مجازات اسلامی می باشد و در مورد وکیل، چون بعد از تنظیم فتوکپی توسط موکل، وکیل آن را بر خلاف واقع برابر با اصل نموده و پس از آن این سند قابل ارائه به دادگاه شده است لذا وکیل در عنصر مادی جرم ماده 673 مداخله کرده و شریک جرم محسوب می شود.

محمدی (حوزه قضایی بخش گلستان)؛

همانطوری که واقفیم برابر ماده 2 قانون مجازات اسلامی هر فعل یا ترک فعلی که قانون برای آن مجازات معین نموده باشد جرم محسوب می شود و عناصر تشکیل دهنده جرم؛ عناصر مادی و معنوی و قانونی است و در جرائم ممکن است به صرف وجود عنصر مادی و عنصر قانونی جرم واقع شده محسوب تلقی و مرتکب برابر قانون به مجازات محکوم شود.

نظر اول: حال عده ای معتقدند که در پاسخ سؤال مذکور که موکل باید برابر مفاد ماده 673 به جرم سوء استفاده از سفید امضاء به مجازات قانونی خویش برسد و انتقادی که نسبت به این نظر وارد است که روی اصل برگه سفید امضاء هیچ گونه عملیات و اقدامی از قبیل تحریر یا تنظیم متنی خلاف واقع صورت نگرفته است و معمولا و عرفا در محاکمات کنونی هم دیده شده که سفید امضاء در اختیار اوست با قید متنی یا نوشته ای خلاف واقع اقدام به سوء استفاده از آن می کند مال یا چیزی را از صاحب امضاء ادعا می کند و منظور قانونگذار هم بدون هیچ شبه ای همین است و نسبت به این نظر بعید است که ایرادی وارد شود ولکن وقتی ما می گوئیم موکل از سفید امضاء، فتوکپی اخذ و بعد متنی را در آن قید نموده است و بعد مجددا از آن فتوکپی اخذ نموده و آن را به وکیل داده او آنرا برابر با اصل نموده و بعد به دادگاه تقدیم نموده اند در اینجا، این درست است که متنی بر خلاف واقع با مصدق نمودن آن از ناحیه وکیل به دادگاه به منظور اضرار یا تضییع حقوق طرف مقابل تقدیم گردیده است ولی این بدین معنا نیست که از اصل سفید امضائی که قانونگذار در ماده 673 صحبت کرد. سوء استفاده گردیده باشد و همانطوری که می دانیم در امور کیفری تفسیرقانون باید به نفع متهم باشد و در اینجا تفسیر موسع جایز نیست که بگوییم هر عملیاتی که موکل در فرض سؤال نسبت به برگه سفید امضاء معمول دارد به منزله سوء استفاده از سفید امضاء محسوب و برابر مفاد ماده 673 مذکور مرتکب به مجازات مقرر در ماده مرقوم محکوم نمود پس صرف سوء استفاده از سفید امضاء به هر طریقی جرم نخواهد بود.

نظر دوم: آیا عمل موکل و وکیل مشمول ماده 540 قانون مجازات اسلامی می شود؟

در ماده 540 آمده است «برای سایر تصدیق نامه های خلاف واقع...» منظور غیر از آنچه در ماده قبلی یعنی ماده 539 درمورد تصدیق نامه خلاف واقع گفته شده است. تصدیق نامه مندرج در ماده 539 را می توان به معنی گواهی صادره از ناحیه طبیب یا گزارشی که طبیب در خصوص وضعیت جسمی و روحی و روانی مشخصی تلقی نمود، با تفسیر موسع جمله «سایر تصدیق نامه های برخلاف واقع» مندرج در ماده 540 می توان تصدیق نامه منتسب به وکیل در فرض سؤال را جرم محسوب نمود . پس با این استدلال تصدیق هرچیزی برخلاف واقع از ناحیه هر کسی در ماده 540 قانون مجازات اسلامی جرم محسوب می شود منتهی این عمل ارتکابی وقتی جرم محسوب می شود که اضرار واقع شود و این اضرار قطعا واقع می شود زیرا ، اضرار آنست که به هر نحوی طرف مقابل به زحمت بیافتد و به دادگاه کشانده شود یا حتی از شنیدن این امر ممکن است ناراحت و متأثر بشود و در حین رانندگی با کسی برخورد نماید که از باب تسبیب این اضرار وارده ناشی از تصادف به راننده از ناحیه طرف مقابل وارد گردیده است و این خود نیز نوعی اضرار است بنابراین با این استدلال ، عمل وکیل و نحوه عملکرد موکل مطابق ماده 540 با رعایت ماده 539 جرم محسوب و عمل وکیل بعنوان مباشر جرم با فعل تصدیق و عمل موکل با ترغیب یا تشویق یا تحریک یا تسهیل در فراهم نمودن مقدمات تصدیق مذکور از ناحیه وکیل بعنوان معاونت در جرم تصدیق محسوب می شود و اما استدلال دیگر این است که ما در تفسیر کلمه «سایر تصدیق نامه های» مندرج درماده 540 قانون مجازات اسلامی اولا: با تفسیر مضیق پیش برویم و بگوییم آنچه در ماده 539 قانون مرقوم ذکر شده است به معنی گزارش برخلاف واقع است نه بیش، و نه کم، زیرا عمل طبیب یک نوع اعلام گزارش به مرجع یا مراجعی است که با اعلام آن گزارش برخلاف واقع ممکن است حق یا حقوق شخصی یا اشخاصی تضییع شود و منظور از \\ سایر تصدیق نامه ها]] مندرج در ماده 539 قانون مرقوم، گزارشهایی است که از ناحیه اشخاص ذیصلاح به مراجع مربوطه برخلاف واقع اعلام گردد، لذا تصدیق نامه وکیل در فرض سؤال مشمول این تصدیق نامه نمی شود ثانیا: تفسیر به نفع متهم را نیز نباید فراموش نمود پس فعل ارتکابی از ناحیه وکیل و موکل مشمول این ماده نمی شود و جرم محسوب نمی شود.

نظر سوم: آیا عمل وکیل و موکل مشمول ماده 674 قانون مجازات اسلامی می شود؟

اما نظر دیگر بر این است که عمل وکیل و موکل شرکت در جرم خیانت در امانت است زیرا هر دوی آنها با انجام عملیاتی بر روی برگه سفید امضاء البته نه بر روی برگه سفید امضاء بلکه با گرفتن فتوکپی از سفید امضاء و درج مطالبی در فتوکپی برگه سفید امضاء و سپس اخذ فتوکپی از این برگه اخیر الذکر اقدام به برابر با اصل نمودن آن نوشته نموده و آن را به عنوان سند عادی استنادی به دادگاه ارائه نموده اند و با توجه به کلمات مندرج در ماده 674 قانون مجازات اسلامی یعنی کلمات استعمال و تصاحب و تلف و مفقود، در اینجا استعمال واقع گردیده که می توان به چنین استعمالی ولو این عملیات بر روی اصل برگ سفید امضاء صورت نگرفته است و نیز از خود برگه سفید امضاء هم می توان عملیات وکیل و موکل را مشارکت در جرم خیانت در امانت محسوب نمود، و بعضی ها هم معتقدند که اگر وکیل یا موکل از اصل برگه سفید امضاء استفاده می کردند یا آن را به نحوی استعمال می کردند در اینجا جرم خیانت در امانت محسوب می شد که این تفسیر مضیق و به نفع متهم است که دور از واقع نیست و با این استدلال عمل وکیل و موکل جرم خیانت در امانت محسوب نمی شود و نیز عمل ارتکابی موکل را نمی توان مشمول ماده 674 قانون مجازات اسلامی دانسته، زیرا در ماده مذکور آمده است که هر گاه اموال منقول یا غیر منقول یا نوشته هایی از قبیل سفته و چک و قبض و نظایر آن بعنوان اجاره یا امانت ... به کسی داده شود...«خیانت در امانت» محسوب خواهد شد ، برگ سفید امضاء در ردیف اسناد تجاری از قبیل سفته و چک و اسناد عادی و اسنادی که عرفا نزد مردم ارزش خاصی و دیدگاه اقتصادی خاصی نسبت به آن اسناد مثل قبض و حواله دارند، نیست و نمی توان برگه سفید امضاء را که قانونگذار برای آن در ماده 674 مذکور جایگاه خاصی را ایجاد نموده در ماده 674 قانون مرقوم جای داد و عمل موکل را خیانت در امانت محسوب و اعمال مجازات نمود.

نظر چهارم: اما نظر دیگر این است که عمل وکیل و موکل مشارکت در کلاهبرداری است زیرا در ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مصوب بیست و هشتم شهریور1364 ذکر گردیده است که «هر کس از راه حلیه و تقلب مردم را به وجود شرکتها یا تجارتخانه ها و مؤسسات مرهوم «یا» به داشتن اموال و اختیارات واهی، «یا» به امور غیر واقعی امیدوار نماید یا از حوادث و پیش آمدهای غیر واقع بترساند و یا اسم یا عنوان مجعول اختیار کند و به یکی از وسایل مذکور و یا «وسایل تقلبی دیگر» وجوه یا اموال یا اسناد یا حوالجات یا قبوض یا مفاصا حساب و امثال آنها را تحصیل کرده و از این راه مال دیگری را ببرد کلاهبرداری محسوب...»

لذا عمل وکیل و موکل با توجه به « وسایل تقلبی» در جمله مذکور جرم محسوب می شود وارائه فتوکپی برابر با اصل شده برگه سفید امضاء، در فرض سؤال از جمله وسایل تقلبی است وکیل و موکل جهت ذیحق جلوه دادن خود با ارائه آن به دادگاه و با توجه به فرض سئوال که دادگاه هنوز آنرا مستند دعوای تلقی ننموده و برابر آن برگه حکمی به نفع و یا به ضرر، استفاده کنندگان این برگه صادر ننموده است لذا به نظر می رسد فقط صرفا عمل ارتکابی آنان شروع به جرم کلاهبرداری محسوب می شود که این جرم به این نحوه عقیم مانده است و صرفا شروع به جرم کلاهبرداری محسوب می شود و لاغیر.

نهرینی (کانون وکلای دادگستری مرکز): اولا؛ نخست باید توجه داشت که بر کلیه اعمال و افعال اعم از فعل یا ترک فعل اشخاص، اصل اباحه حکومت دارد و هر عملی را باید مباح و جایز پنداشت مگر اینکه به موجب قانون خاصی، عمل مزبور بطور استثنایی وصف جزایی و مجرمانه داشته باشد. از همین رو است که مطابق اصل 36 قانون اساسی و ماده 2 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370، حکم به مجازات تنها به موجب نص قانون ممکن بوده واصولا فعل یا ترک فعلی جرم محسوب می گردد که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد. لهذا چنانچه عمل ارتکابی ولو اینکه اخلاقی، قبیح باشد، به موجب نص صریح قانون، مجرمانه نبوده و مقید به قید مجازات نگردد، عمل مجرمانه محسوب نخواهد شد. این اصل یک اصل جهانی است که تحت عنوان اصل قانونی بودن جرائم و مجازاتها در اکثریت قریب به اتفاق کشورهای دنیا از جمله ایران پذیرفته شده و منصوص قانون است. بنابراین حتی اگر در انطباق عمل ارتکابی با قانون خاص کیفری تردید نمائیم، به حکم اصل اباحه و استثنایی بودن مقررات کیفری، مرتکب را قابل تعقیب کیفری نمی دانیم. بر همین اساس است که همواره تفسیر مضیق قوانین جزایی را در مقام توصیف عمل و رسیدگی قضایی و صدور حکم بکار گرفته وتنها عناصر و ارکان منصوص را مد نظر قرار داده و از موارد شبهه اجتناب می کنیم.

ثانیا: ظاهر سؤال حداقل نسبت به موکل، ابتدائا سوء استفاده از برگ سفید امضاء موضوع ماده 673 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1375 را به ذهن متبادر می سازد. در حالی که اگر به دقت به مسئله مطروحه بنگریم، متوجه خواهیم شد که فرض سؤال ناظر بر سوءاستفاده از فتوکپی امضاء است. بدین ترتیب که موکل از برگ سفید امضاء فتوکپی تهیه و سپس بر روی فتوکپی، متن مورد نظر خود را تحریر نموده و نهایتا از آن مجددا کپی می گیرد. در نتیجه سوء استفاده از فتوکپی امضاء مطرح است. در این وضعیت شاید بتوان عمل موکل در نوشتن متن بر روی فتوکپی امضاء را از مصادیق نوشته یا سند موضوع مواد 523 و 536 قانون مجازات اسلامی دانست لیکن اشکال در آن است که همواره عنوان جعل تنها نسبت به اصل یا اصول اسناد تعلق می گیرد و جعل در روی فتوکپی مصداق قانونی برای وقوع جرم ندارد. مضافا اینکه مصدق نمودن فتوکپی توسط وکیل دادگستری ولو در فرض آنکه اصل سند را شخصا رؤیت نکرده باشد، موجب اعتبار سند و قابلیت استناد به آن نمی گردد اگر چه این تکلیف برای طرح مقدماتی دعاوی در امور حقوقی ضرورت دارد لیکن محاکم دادگستری و طرف دعوی یا شکایت را مأخوذ به آن نمی کند . بنابراین علاوه بر آراء و نظریات مشورتی که حکایت از عدم امکان قانونی برای وقوع جعل بر روی فتوکپی دارد، از نصوص قانونی نیز می توان این امر را استنباط نمود. از جمله مطابق ماده 96 آئین دادرسی مدنی جدید خواهان باید اصل اسنادی که رونوشت آنها را ضمیمه دادخواست کرده در جلسه دادرسی حاضر نماید و خوانده نیز به همین ترتیب باید اصل و رونوشت اسنادی را که می خواهد به آنها استناد کند، در جلسه دادرسی حاضر نماید و هر گاه یکی از اصحاب دعوی نخواهد یا نتواند در دادگاه حاضر شود ، باید اصل اسناد خود را به وکیل یا نماینده خود برای ارائه در دادگاه و ملاحظه طرف بفرستد. بنابراین ارسال اصل اسناد جهت ارائه به دادگاه و ملاحظه طرف، تکلیف هر یک از اصحاب دعوی است و صرف ابراز کپی مصدق (برابر با اصل) وافی به مقصود نیست. (اگر چه ضمانت اجرای آن در صورت انکار و تردید خوانده، حسب مورد خروج از عداد دلایل و یا صدور قرار ابطال دادخواست است). مضافا اینکه ماده 220 آ.د.م جدید و تبصره ذیل آن نیز مقر  می دارد که چنانچه طرف (ابراز کننده سند) به استفاده از سند باقی باشد موظف است می دارد که چنانچه طرف (ابراز کننده سند) به استفاده از سند باقی باشد موظف است ظرف مدت ده روز از تاریخ ابلاغ، اصل سند موضوع ادعای جعل را به دفتر دادگاه تسلیم نماید . بنابراین هر گاه جعل نسبت به اصل سند صورت نگرفته باشد، نمی توان مدعی جعلیت سند شده و برهمین اساس نیز دادگاه در صورتی مکلف به رسیدگی به اعتبار سند می شود که نسبت به اصل سند ارتکاب جعل شده و یا مورد ادعای جعل قرار گرفته باشد. در این خصوص سه نظریه مشورتی به شماره های 4902/7 -دوازدهم آذر1368 ، 3217/7 -چهارم شهریور1372 و 5686/7-یازدهم آبان 1378 از اداره حقوقی قوه قضائیه صادر شده که اجمالا و من حیث المجموع اعلام نموده که جعل فتوکپی اسناد رسمی و عادی و استفاده از آن جعل جزایی بشمار نمی آید ولی اگر فتوکپی اسناد اعم از عادی و رسمی، تصدیق شده باشد، جعل در آنها و نیز استفاده از آن جرم محسوب می شود.»

ثالثا: متن سؤال حکایت از آن دارد که موکل متن و نوشته ای را بر روی فتوکپی امضاء درج و الحاق نموده و سپس از آن فتوکپی تهیه و فتوکپی اخیر توسط وکیل دادگستری تصدیق گردیده است. بنابر این اصل اباحه نباید عمل وکیل را مجرمانه دانست زیرا تنها مستند قانونی مشابه و احتمالی، ماده 540 قانون مجازات اسلامی که آن هم به لحاظ درج عبارت (سایر تصدیق نامه ها) در ماده 540، به ماده 539 قانون مجازات اسلامی انصراف دارد؛ در ماده 539 قانون یاد شده نیز منظور از تصدیق نامه اطباء، صدور گواهی از جمله گواهی استراحت و طول درمان و غیر می باشد و به تبع آن، عبارت سایر تصدیق نامه ها بشرح ماده 540 قانون فوق که فی الواقع با تصدیق نامه هایی از این نوع و نسخ ارتباط و ملازمه دارد و نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه به شماره 952/7 مورخ بیست و یکم تیر1380 نیز آن را مدلل داشته، متضمن تصدیق نامه هایی از قبیل گواهی ولادت و فوت و گزارش خلاف واقع مأمورین ابلاغ (تبصره 2 ماده 129 آ.د.ک جدید) می باشد و اساسا مصدق نمودن رونوشت اسناد توسط وکیل را شامل نمی گردد . بویژه آنکه به عمل وکیل مزبور در مصدق نمودن اسناد ، عرفا و قانونا تصدیق نامه نمی گویند.

رابعا : در غیر مواردی که ممکن است وکیل سوءنیت داشته باشد، اصولا عمل وکیل را نمی توان وصف کیفری داد. عمل وکیل تنها بعنوان تخلف انتظامی قابل تعقیب در دادسرا و دادگاه انتظامی وکلاء است. زیرا مطابق ماده 39 آئین نامه لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب آذر ماه 1334، هر یک از وکلا باید در حضور رئیس کانون و لااقل دو نفر از اعضاء هیئت مدیر قسم یاد کرده و صورتمجلس قسم را امضاء نماید. از جمله در مفاد قسم نامه قید شده که : «“. به خداوند قادر متعادل قسم یاد می کنم که همیشه قوانین و نظامات را محترم شده و جز عدالت و احقاق حق منظوری نداشته و برخلاف شرافت قضاوت و وکالت اقدام و اظهاری ننمایم و “ راستی و درستی را رویه خود قرار داده “».

محترم شمردن قوانین و نظامات واظهار و اقدام نکردن بخلاف شرافت و قضاوت و وکالت، از جمله متضمن آن است که وکیل دادگستری بدون رؤیت اصل سند، رونوشت و کپی آن را تصدیق نکند و الا طبق بند 3 ماده 81 همان آئین نامه به جهت تخلف از قسم یاد شده، به مجازات انتظامی درجه 5 محکوم خواهد شد. بنابراین عمل وکیل صرفا تخلف انتظامی محسوب و واجد وصف مجرمانه نیست. مگر اینکه با سوءنیت و به منظور ساختن یک وسیله متقلبانه دست به این کار زند که ممکن است از باب جرم معاونت در کلاهبرداری تحت تعقیب قرارگیرد. در مورد موکل نیز چون از فتوکپی سفید امضاء استفاده نموده موضوع اصولا مشمول ماده 673 قانون مجازات اسلامی قرار نمی گیرد مگر اینکه موکل به قصد ساختن وسیله متقلبانه درجهت بردن مال غیر اقدام کند که وصف مجرمانه دیگری همانند کلاهبرداری را دارد.

ذاقلی (مجتمع قضایی شهید محلاتی):

نظر همکاران قضایی این مجتمع مبنی بر این است که عمل وکیل و موکل جرم است اما اتفاق نظری در نوع جرم وجود ندارد بعضا اعتقاد به این دارند که عمل موکل سوء استفاده از سفید امضاء و عمل وکیل جرم نیست و بعضا معتقد به جعل بودن عمل موکل و عمل وکیل مصداق ماده 540 قانون مجازات اسلامی یعنی تصدیق نامه  خلاف واقع است. اما به نظر اینجانب ، نظر به ماده 523 قانون مجازات اسلامی که می گوید جعل و تزویر عبارتست از ساختن نوشته یا سند و “ نظر به اینکه چنانچه عمل مادی انجام شده از سوی موکل صرفا روی فتوکپی سند بود به لحاظ اینکه قابلیت استناد را نداشت و در نزد مأمورین رسمی قابل پذیرش نبود عمل وی فاقد عنصر قانونی از نظر جرم بود اما نظر به اینکه عمل موکل به انضمام عمل وکیل که مبادرت به تصدیق سند نموده موجب به وجود آمدن سندی شده که به لحاظ مصدق بودن قابلیت استناد را داراست و در حقیقت سندی در عالم خارج و با ویژگی متقلبانه بوجود آمده که قبلا وجود نداشته است، بنابراین سند مورد نظر سندی جعل و هر دو نفر شریک در بزه جعل هستند. استفاده کننده نیز علاوه بر شرکت در جعل مرتکب بزه استفاده از سند مجعول نیز شده است.

نظریه های ابرازی اعضای کمیسیون حاضر در جلسه پنجم آذر83:

نظریه اول - عمل موکل مشمول ماده 673 و عمل وکیل مشمول ماده 540 قانون مجازات اسلامی است.

نظریه دوم- عمل موکل از مصادیق ماده 673 و عمل وکیل مشمول ماده 573 قانون مجازات اسلامی است.

نظریه سوم- عمل موکل و وکیل مشمول ماده 673 قانون مجازات اسلامی یعنی شرکت در بزه خیانت در امانت می باشد.

نظریه چهارم - عمل موکل و وکیل جرم نیست.

نظریه پنجم- عمل وکیل مطلقا جرم نیست لیکن عمل موکل حسب مورد جعل یا سوء استفاده از سفید امضاء است.

نظریه ششم - عمل وکیل تخلف انتظامی است لیکن عمل موکل در صورتی که مال دیگری را برده باشد عمل متقلبانه و کلاهبرداری خواهد بود. نهایتا با رأی گیری موارد فوق نظریه اول با رأی اکثریت اعضای محترم کمیسیون مورد تأیید قرار گرفت.

منبع:http://www.ghazavat.com/31/miz.htm

محمدحسنی
در صورتی که عزیزان نیاز به وکیل دارند میتوانندبا موسسه حقوقی عدل فردوسی تماس بگیرند. تلفن:66342328_66729171_-66342303_66342315_ 09121001753_ http://www.ferdose.ir ------------------------------------------------- ضمنا بنده وکیل نبوده و بالطبع فاقدپروانه وکالت میباشم. email:pat_wx2@yahoo.com
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :