وبلاگستان حقوقی
گردآوری وارائه مطالب متنوع و سودمندحقوق خصوصی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: محمدحسنی - یکشنبه ۱۳۸٩/٤/٢٠

 

بزه‌دیده‌شناسی و تحقیق درخصوص بزه‌دیدگان یـکـی از زیـرمـجـمـوعه‌های جرم‌شناسی در حوزه واکنش‌های اجتماعی است که در جوامع مختلف توجه بسیاری از جرم‌شناسان را به خود جلب کرده است. البته به نظر می‌رسد برخی جوامع هنوز میزان اهمیت و توجه به پژوهش‌های کیفی و ریشه‌ای در این زمـیـنـه را درک نـکـرده‌انـد و بـه ایـن موضوع که بزه‌دیده‌شناسی می‌تواند منجر به موفقیت ب


ادامه مطلب ...
نویسنده: محمدحسنی - چهارشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱٢

مجید جهانشیر، کارشناس قضایی دادگستری استان سمنان

چکیده: ‌در حقوق کیفری اسلام قاعده‌ای وجود دارد مبنی بر این که هرگاه جنایت خطای محض یا در برخی موارد در حکم خطای محض صورت گیرد، با وجود شرایطی عاقله مرتکب مسئول پرداخت دیه است که از آن با عنوان ضمان عاقله یاد می‌شود. در توجیه این حکم، حقوق‌دانان تعابیر گوناگونی را به کار برده‌اند. یکی از توجیهاتی که در رابطه با مسئولیت عاقله در پرداخت دیه بیان شده، خاصیت بازدارندگی یا به عبارت دیگر پیشگیری آن در ارتکاب یا تکرار جنایت خطایی است. ‌در این نوشتار ضمن بیان مفهوم، ویژگی‌ها و اهداف پیشگیری در حقوق کیفری به نقد و بررسی این مسئله پرداخته شده است. 

در حقوق کیفری اسلام قاعده‌ای وجود دارد مبنی بر این که هرگاه جنایتی به شکل خطایی واقع شود، با وجود شرایطی عاقله مسئول پرداخت دیه می‌باشد. حکمی که پیش از ظهور دین مبین اسلام بنا بر مصالح و فواید اجتماعی آن زمان از اجرای این قاعده وجود داشت، مورد تأیید و امضای شارع مقدس قرار گرفت. مسئولیت عاقله که از آن با عنوان "ضمان عاقله" در پرداخت دیه یاد می‌شود، براساس حکم مشهور فقها در چندین ماده از قانون مجازات اسلامی منعکس شده و مورد اشاره قرار گرفته است.

مفهوم عاقله

از نظر لغوی واژه "عاقله" مفرد مونث بوده و تاء تأنیث آن به عبارت جماعت است که در معنای آن مندرج می‌باشد؛ مانند جامعه، و جمع آن عواقل است و از ماده عقل گرفته شده است. عقل به معنای بستن زانوی شتر و خونبهاست و از عاقله به عنوان کسی که دیه را می‌پردازد و نیز فامیل نزدیک پدری یاد شده است.

"عاقله الرجل" نیز عبارت است از خویشان و نزدیکان مرد کشنده غیر مکلف (به دلیل سفاهت یا عدم بلوغ و ...) که دیه را بر ایشان قسمت کنند. 

عاقله را از آن جهت عاقله گفته‌اند که شتر را در مقابل در منزل اولیای دم عقال می‌کنند و یا از عقل به معنای منع است؛ یعنی قاتل را از قتل یا بستگان مقتول را از انتقام منع نموده و یا بدین سبب است که از قاتل تحمل عقل؛ یعنی دیه می‌کنند.  ‌در هر حال عاقله در معنای لغوی با بستن، بازداشتن و دیه و خونبها مناسبت دارد؛ هرچند برخی حقوق‌دانان معتقدند اگر از عاقله به معنای منع و بازداشتن تعبیر شود، مناسب‌‌تر است. 

واژه "عاقله" از دیدگاه اصطلاحی این‌گونه تعریف شده است: <عاقله همان عصبه‌اند که دیه قتل خطا را می‌پردازند و نخست به برادران پدری رجوع می‌کنند. اگر همـه دیه را دادند، چه بهتر؛ وگرنه به عموها مراجعــه می‌کنند. چنانچه آنها هم نتوانستند دیه را بپردازند، به پسر عموها و اگر آنهـا هم نتوانستند، بـه عموی جد او مراجعه مـی‌کنند و... .> 

"شیخ طریحی" در بیان عصبه آورده است: <عصبه مرد فرزند او و بستگان پدری‌اش هستند.> 

به اعتقاد برخی، عاقله همان عصبه است که این قول، قول مشهور بین شیعه و سنی است. مقصود از عاقله، بنا بر مشهور، خویشان ذکور پدری جانی است؛ مانند برادران پدری، عموها و فرزندان ذکور آنها و در صورت عدم وجود آنها معتق و ضامن جریره و امام برحسب ترتیب ارث.

ماده 307 قانون مجازات اسلامی بنا بر دیدگاه مشهور، عاقله را این‌گونه تعریف کرده است: <عاقله عبارت است از بستگان ذکور نسبی پدر و مادری یا پدری به ترتیب طبقات ارث؛ به طوری که همه کسانی که حین الفوت می‌توانند ارث ببرند، به طور مساوی عهده‌دار پرداخت دیه خواهند بود.

 ‌تبصره: کسی که با عقد ضمان جریره، دیه جنایت دیگری را برعهده گرفته نیز عاقله محسوب می‌شود.>

قلمرو ضمان عاقله

از دیدگاه مشهور فقها چهار گروه جزو عاقله محسوب شده و پرداخت دیه با شرایطی برعهده آنان است که عبارتند از: عصبه، آزادکننده (معتق)، ضامن جریره و امام. 

مطابق تعاریف و قانون مجازات اسلامی، زن، شخص نابالغ، دیوانه و معسر از شمول عاقله خارج هستند.

از حیث جنایات نیز مسئولیت عاقله در قتل و نیز جنایات مادون نفس وجود دارد. مطابق ماده 305 قانون مجازات اسلامی <در قتل خطای محض در صورتی که قتل با بینه و قسامه یا علم قاضی ثابت شود، پرداخت دیه برعهده عاقله است و اگر با اقرار قاتل یا نکول او از سوگند یا قسامه ثابت شد، برعهده خود اوست.>

 ‌در ماده 306 همان قانون هم آمده است: <در خطای محض دیه قتل و همچنین دیه جراحات (موضحه) و دیه جنایت‌های زیادتر از آن برعهده عاقله می‌باشد و دیه جنایت‌های کمتر از آن برعهده خود جانی است.>

همان‌گونه که ملاحظه می‌شود، مسئولیت عاقله فقط در خطای محض است؛ اما در برخی موارد قانون‌گذار ارتکاب جرم توسط افراد خاص یا در حالات خاص را در حکم خطای محض قرار داده است. به عنوان مثال، قانون مجازات اسلامی قتل توسط دیوانه یا نابالغ را خطا محسوب و عاقله را مسئول پرداخت دیه می‌داند که این امر در تبصره ماده 306 و تبصره 1 ماده 295 قانون مجازات اسلامی نیز مورد اشاره قرار گرفته است. همچنین در تبصره 2 ماده 211 همان قانون اکراه شدن طفل ممیز در قتل، در ماده 296 قتل ناشی از تیراندازی بدون قصد و در ماده 323 قتل در حال خواب و در اثر غلتیدن، در حکم خطای محض محسوب شده و عاقله مسئول پرداخت دیه است.

پیشگیری توجیهی برای ضمان عاقله

 ‌در رابطه با مسئولیت عاقله در پرداخت دیــه برخی آن را بــه صورت تکلیف و از مصـادیق ضمان قهری می‌دانند؛ اما در مقابل، عده‌ای دیگر از حقوق‌دانان آن را در چارچوب هیچ یک از انواع ضمان ندانسته و معتقدند به عنوان تأسیسی مستقل از <مجازات مالی> قابل طرح است. گروهی دیگر نیز عاقله را استثنایی بر اصل شخصی بودن مجازات‌ها در نظام کیفری اسلام پنداشته‌اند؛ اما در مقابل، عده‌ای برخلاف این عقیده بر آن باورند که مسئولیت عاقله استثنایی بر اصل شخصی بودن مجازات نیست و در این اصل هیچ‌گونه استثنا و تخصیصی وجود ندارد. اینان دلیل حکم عاقله را از جهت اهتمامی می‌دانند که اسلام به تعاون اسلامی و مساوات دارد که همواره باید در مناسبات زندگی اجتماعی رعایت شود. همچنین آن را از مصادیق مسئولیت کیفری ناشی از فعل غیر دانسته‌اند. در مقابل نیز بیان شده که مسئولیت عاقله از مصادیق مسئولیت کیفری ناشی از فعل دیگری نیست؛ زیرا در مسئولیت کیفری ناشی از فعل دیگری، شخص ثالث هم به نوعی مرتکب تقصیر می‌شود (مانند مسئولیت کارفرما نسبت به جرم کارگر)؛ اما عاقله مرتکب هیچ تقصیری نشده؛ بلکه صرفاً برای پرداخت دیه مسئولیت دارد. از مجموع مواد قانونی و ماهیت مسئولیت عاقله چنین موضوعی قابل نتیجه‌گیری نیست.  ‌هیچ حکمی بدون دلیل منطقی و فایده اجتماعی مورد تأسیس یا امضای شارع مقدس قرار نگرفته و به طور قطع حکم ضمان عاقله نیز در زمان تأیید آن در صدر اسلام واجد چنین خصیصه‌ای بوده است. در هر حال در توجیه این حکم نظرهای گوناگونی ابراز شده است. عده‌ای آن را نوعی بیمه می‌دانند؛ از دیدگاه برخی دیگر ضمان عاقله با حفظ حقوق بزه‌دیده قابل توجیه است و در نهایت از نظر گروهی دیگر عاقله عاملی در جهت پیشگیری از وقوع جرم محسوب می‌شود که دیدگاه اخیر در ادامه مورد بررسی قرار می‌گیرد.در روزگار کنونی یکی از مباحث مهم علوم جنایی، پیشگیری از وقوع بزه است و اهمیت این امر بر هیچ‌کس پوشیده نیست و کمتر کسی را می‌توان یافت که اجرای کیفر را راهی مناسب برای کنترل بزهکاری و مقابله با آن بپندارد. در توجیه ضمان عاقله برخی به خاصیت بازدارندگی و پیشگیری آن از وقوع جرم استناد کرده‌اند. در یک نظر، یکی از فلسفه‌های بیمه عاقله این است که وقتی اعضای خانواده جریمه گناه متخلف را پرداختند، شرمنده آنها می‌شود و سعی می‌کند که دیگر مرتکب خطایی نشود. از دیدگاه برخی حقوق‌دانان، دیه علاوه بر جبران خسارت دارای خاصیت بازدارندگی در موارد مشابه نیز می‌باشد؛ بدین شکل که وقتی بستگان بدانند باید هر یک پرداخت سهمی از دیه را برعهده بگیرند، سعی می‌کنند یکدیگر را به احتیاط هر چه بیشتر دعوت نمایند و این موضوع دارای اثر بازدارنده محسوس است. از دیدگاه عده‌ای دیگر، حکمت حکم ضمان عاقله این است که چون می‌دانند هرگاه یکی از خویشان ایشان کسی را بکشد، باید خونبها را بدهند، نمی‌گذارند هرزه‌گردی کرده و در محافظت آنان است که کسی را نکشد و نیز چون خویشان تاوان گناه او را می‌پردازند، آن شخص همیشه شرمنده است و دیگر چنین کاری نمی‌کند.  ‌"صاحب جواهر" یکی از معانی عاقله را از ریشه عقل به معنای منع می‌داند؛ یعنی قاتل را از قتل یا بستگان مقتول را از انتقام منع می‌کند.

مفهوم پیشگیری پیشگیری از لحاظ لغوی به معنای جلوگیری، دفع، تقدم به حفظ و صیانت است و پیشگیری کردن عبارت است از دفع، جلوگیری کردن، مانع شدن، منع کردن، به نگهداری برخاستن، از پیش مانع آن شدن، جلو بستن و پیش‌بندی کردن.پیشگیری از جرم مبتنی بر تدابیری است که به موجب آنها می‌توان از وقوع جرم در آینده جلوگیری کرد. در نظریه کیفری، پیشگیری از جرم عمدتاً شامل ارعاب جمعی و ارعاب فردی ناشی از مجازات می‌شود که بیشتر حقوق‌دانان کیفری در بیان مجازات‌ها به آن اشاره داشته‌اند.واژه پیشگیری امروزه در معنای جاری و متداول آن دارای دو بعد است: پیشگیری کردن یا جلوگیری کردن؛ هم به معنای پیش‌دستی کردن، پیشی گرفتن و به جلوی چیزی رفتن و هم به معنای آگاه کردن، خبر چیزی را دادن و هشدار دادن است. اما در جرم‌شناسی پیشگیرانه در معنای اول آن مورد استفاده واقع می‌شود؛ یعنی با کاربرد فنون مختلف به منظور جلوگیری از وقوع بزهکاری. هدف به جلوی جرم رفتن و پیشی گرفتن از بزهکاری است. بـنـا بـر تعریف آقای "کوسن" در سال 2002، پیشگیری مجموعه‌ای از اقدام‌ها و تدابیر غیر قهرآمیز است که با هدف خاص مهار بزهکاری، کاهش احتمال جرم و کاهش وخامت جرم پیرامون علل بروز جرایم اتخاذ می‌شود. "ریموند گسن" نیز در تعریف پیشگیری بیان می‌دارد: <هر فعالیت سیاست جنایی است که هدف نهایی آن تحدید حدود امکان پیشامد مجموعه اعمال جنایی از راه غیر ممکن ساختن، سخت و دشوار کردن یا احتمال وقوع آنها را پایین آوردن است؛ بدون این که به تهدید کیفر یا اجرای آن متوسل شوند.>از دیدگاهی دیگر پیشگیری عبارت است از: پیش‌بینی، شناخت و ارزیابی خطر وقوع جرم و انجام اقداماتی برای رفع یا تقلیل آن که گاهی از این روند تحت عنوان <مدیریت کردن خطر جرم> نام برده می‌شود. ‌ بنابراین می‌توان با توجه به مفاهیم و تعاریف ارائـه شـده، ویـژگـی‌هـای زیـر را بـرای پیشگیری برشمرد: ‌ 1-جنبه جمعی داشته؛ یعنی مخاطب آن کل جمعیت یا گروه یا بخش معینی از آن باشد. 2-پیش از ارتکاب جرم اعمال شود. 3-جنبه قهرآمیز و سزادهنده نداشته باشد. 4-هدف اصلی آن تضمین اثرگذاری علیه عوامل یا فرآیندهایی باشد که در بروز بزهکاری نقش تـعـیـیـن‌کـننده‌ای دارند و در جهت جلوگیری از ارتکاب یا تقلیل آثار جرم گام برمی‌دارند. ‌همان‌گونه که بیان شد، از دیدگاه برخی حقوق‌دانان وجود عاقله عاملی بازدارنده برای پیشگیری از جرم محسوب می‌شود. این موضوع در بخش بعدی با توجه به تعاریف و ویژگی‌های پیشگیری مورد بررسی قرار می‌گیرد. نقد و بررسی اثر پیشگیرانه ضمان عاقله ‌ پیش‌تر اشاره شد که مسئولیت پرداخت دیه در جرایم خطای محض و در برخی موارد در حکم خطای محض با عاقله است. جنایت خطای محض آن است که مرتکب بدون قصد ارتکاب جنایت نسبت به مجنی‌علیه انجام داده است؛ همان‌گونه که در بند (الف) ماده 295 قانون مجازات اسلامی آمده است: <قتل یا جرح یا نقص عضو که به طور خطای محض واقع می‌شود و آن در صورتی است که جانی نه قصد جنایت نسبت به مجنی‌علیه را داشته باشد و نه قصد فعل واقع شده بر او را؛ مانند آن که تیری رها کند و به شخصی برخورد نماید.> ‌ در جنایات در حکم خطای محض هم به دلیل وضعیت خاص مرتکب که ناشی از جنون یا عدم بلوغ است و باعث مبرا شدن وی از محکومیت می‌شود، این حکم مورد پذیرش قرار گرفته است. نخستین ایرادی که ممکن است به ذهن خطور کـند این مسئله است که عموماً حقوق‌دانان اثر پیشگیرانه را برای مجازات در نظر می‌گیرند و یکی از اهداف مجازات را ارعاب و تأدیب مجرم می‌دانند؛ حال آن که پرداخت دیه توسط عاقله به اعتقاد بیشتر حـقـوق‌دانـان مـجـازات مـحسوب نمی‌شود؛ بلکه پرداخت خسارت در جهت جبران زیان بزه‌دیده ناشی از فعل خطای مرتکب است. ذکر این نکته نیز قابل توجه است که چگونه در ارتباط با فعـلی که هیچ‌گونه قصدی در ارتکاب و نتیجه آن نسبت به مجنی‌علیه وجود ندارد، می‌توان وجود ضمان عاقله را موجب پیشگیری از وقوع جرم دانست؛ در حالی که هیچ فردی نمی‌تواند به طور کامل از ارتکاب یا عدم ارتکاب آن آگاه باشد. موضوع بعدی در ارتباط با جنایات در حکم خطای محض همچون جنایات در حال خواب است. در این مورد هم مسئله با ایراد جدی روبه‌روست. از آنجا که هیچ کس از اعمال خود یا دیگری در حال خواب باخبر نیست و به عبارت دیگر انسان در حال خواب تکلیفی ندارد، چگونه می‌توان در این مورد جنبه پیشگیری را در محکومیت عاقله در نظر گرفت؛ هرچند در مورد صغار و مجانین به دلیل وضعیت خاص آنان مسئله تا حدودی قابل توجیه است؛ بدین شکل که ضمان عاقله دارای جنبه پیشگیرانه است؛ زیرا وجـود چـنـین ضمانت اجرایی باعث مراقبت بیشتر از صغار و مجانین می‌شود و در نتیجه از ارتکاب جرایم توسط آنان جلوگیری به عمل می‌آید. البته به نظر می‌رسد در این مورد هم در صورتی می‌توان عاقله را مسئول دانست که وظیفه حفظ و نگهداری صغیر و مجنون را برعهده داشته باشد؛ مانند والدین و سرپرست قانونی نسبت به طفل و دیوانه؛ < اما در جایی که عاقله برابر قانون هیچ تکلیفی در قبال اعمال دیـگـری نـدارد و معلوم نیست در روزگار ما از محکومیت او چه سودی عاید فرد و جامعه می‌شود، بازخواست کردن او بی‌فایده است.> صرف وجود عاقله باعث پیشگیری اولیه از جرم نمی‌شود؛ زیرا اگر چنین بود، اصلاً جرمی اتفاق نمی‌افتاد تا عاقله مسئول پرداخت دیه باشد و ضمان عاقله در اثر عدم ارتکاب جنایت خطایی به خودی خود منتفی می‌شد. چنانچه ضمان عاقله را در این حـالـت دارای جنبه پیشگیرانه محسوب کنیم، با ویژگی‌هایی که برای پیشگیری عنوان شد منافات دارد؛ زیرا یکی از آنها اعمال پیشگیری پیش از ارتکاب جرم با هدف اثرگذاری بر عوامل بروز بزهکاری است؛ حال آن که مسئولیت عاقله و نقش پیشگیرانه وی پس از ارتکاب جرم به وجود می‌آید. دیـگـر این که لازمه اثر پیشگیرانه ضمان عاقله، همبستگی و نزدیکی مشمولان این حکم در زندگی اجتماعی است تا بتوان آن گونه که مورد اشاره برخی قرار گرفته است، پیشگیری از ارتکاب جرم را به وسیله آن توجیه کرد؛ حال آن که این مسئله با توجه به پـیـشـرفـت جـوامـع امـروز، سـبک زندگی مردم و مشغله‌های فراوان آنان دیگر قابلیت استناد ندارد و به طور نادر می‌توان چنین نزدیکی را در روابط مردم یافت؛ هر چند احتمال دارد در زمان تشریع حکم با توجه به مقتضیات آن زمان و مکان، این شیوه در زندگی مردم وجود داشته و می‌شد به چنین توجیهی استناد کرد. به نظر می‌رسد قائل بودن به جنبه پیشگیری ضمان عاقله در رابطه با جنایات خطای محض یا در حکم خطای محض در جلوگیری از ارتکاب جرم توسط خانواده یا بستگان بزه‌دیده برای انتقام از مرتکب قابل توجیه باشد؛ آن‌گونه که در سخن "صاحب جواهر" بدان اشاره شد. البته باید توجه داشت که این مسئله (پیشگیری از وقوع جرم) در ارتباط با مرتکب نیست؛ بلکه مرتبط با جرم دوم می‌باشد که ممکن است در انتقام از مرتکب جنایات خطایی صورت گیرد و باز هم به طور کامل بر مبانی و تعاریف ارائه شده در زمینه پیشگیری منطبق نیست. ‌گـفته شد که بعضی به حس شرمساری و شرمندگی در مجرم و اثر بازدارنده آن در ارتکاب جرایم بعدی خطایی اشاره کرده‌اند. این نظر از دیدگاه برخی حقوق‌دانان استدلالی عجیب توصیف شده؛ هرچند دلیل آن مورد اشاره قرار نگرفته است. با وجود ضمان عاقله هیچ ضمانتی برای جلوگیری و پیشگیری از ارتکاب مجدد جرم وجود ندارد و چه بسا پرداخت دیه توسط عاقله باعث آسودگی خیال مرتکب از پرداخت دیه توسط دیگران و در نهایت تشویق او به ارتکاب مجدد جرم و عدم توجه لازم به جنایات خطایی شود. شاید دلیل عجیب دانستن این استدلال در همین مسئله باشد؛ کما این که در تعریف پیشگیری کیفری آورده‌اند: <منظور از پیشگیری کـیـفـری هـدفـی اسـت که قانون‌گذاران با اعمال مجازات نسبت به بزهکاران به طور عام و تشدید آن نسبت به بزهکاران مکرر به طور خاص تعقیب می‌نمایند و امیدوارند با تحمیل مجازات از ارتکاب جرایم بعدی این بزهکاران جلوگیری کنند.>2 ‌ تـکـرار جرم یکی از مظاهر حالت خطرناک محسوب می‌شود؛ حال آن که صرف وجود عاقله نمی‌تواند با توجه به ماهیت و نوع مسئولیت آن در برابر تکرار جرم خطایی مؤثر باشد. به این ترتیب باید گفت ضمان عاقله به عنوان عاملی مؤثر در پیشگیری از تکرار جرم و تدبیری برای جامعه‌پذیر کردن و رفتار طبق الگوهای مورد قبول جامعه در عمل با ناکامی روبه‌روست؛ زیرا در اینجا پیشگیری به دلیل مجازات نشدن مرتکب مصداق ندارد. در ارتباط با جامعه نیز اثر ارعابی و بازدارنده بر آن مترتب نیست. به‌علاوه این که در چنین حالتی اگر پرداخت دیه توسط عاقله را مجازات و پیشگیرانه محسوب کنیم، بـا اصـل شـخصی بودن مجازات منافات خواهد داشت. از مجموع مباحث مطرح شده می‌توان نتیجه گرفت که با توجه به تعاریف، ویژگی‌ها و اهداف پیشگیری در مباحث کیفری، توجیه ضمان عاقله با پیشگیری از وقوع یا تکرار جرم نمی‌تواند به طور کامل و مطلق درست باشد؛ مسئله‌ای که در عصر حاضر بنای عقلا نیز با توجه به مقتضیات زمان و مکان کنونی، آن را مورد پذیرش قرار نمی‌دهد؛ هرچند شاید در گذشته این خصیصه وجود داشته است. ‌ منابع: 1- ابن منظور، جمال الدین محمد بن مکرم؛ لسان العرب، ج11، قم، نشر ادب و حوزه، 1405ه.ق 2- احمدی، ذکرالله؛ نهاد عاقله در حقوق کیفری اسلام، تهران، نشر میزان، چاپ اول ،1381 3 - اردبـیـلـی، مـحـمـد عـلـی؛ مسئولیت کیفری ناشی از فعل دیگری در حقوق کیفری ایران، فـصـلـنـامـه تـحـقـیـقـات حـقوقی دانشگاه شهید بهشتی، شماره‌های 17و 16 4- البستانی، فؤاد افرام؛ منجد الطلاب، ترجمه محمد بندر ریگی، تهران، انتشارات حر، چاپ شانزدهم، 1378 5- بابایی، محمد علی؛ پیشگیری از تکرار جرم، مجله حقوقی دادگستری، شماره 47، ص34 6- بی‌آزار شیرازی، عبدالکریم؛ رساله نوین(مسائل سیاسی و حقوقی حاوی فتاوای حضرت امام)، ج4، تهران، مؤسسه انجام کتاب،1360 7- دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه دهخدا، ج10، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم از دوره جدید، 1377 8- زراعت، عباس؛ شرح قانون مجازات اسلامی، بخش دیات، جلد اول، تهران، انتشارات ققنوس، چاپ سوم، 1381 9- شامبیاتی، هوشنگ؛ حقوق کیفری اختصاصی، جلد اول، تهران، انتشارات مجد، چاپ هفتم، 1382 10- طریحی، شیخ فخرالدین؛ مجمع البحرین، جلد 3، به تحقیق سید احمد حسینی، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، 1408ه.ق 11- طوسی، ابن جعفر محمد ابن الحسن؛ الخلاف،جلد 2، قم، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ دوم، 1420ه.ق 12- عاملی، شیخ بهاءالدین؛ الجامع العباسی، تهران، انتشارات فراهانی، بی‌تا ‌13- فیض، علیرضا؛ مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ ششم، 1381 14- گسن، ریموند؛ جرم‌شناسی کاربردی، ترجمه مهدی کی‌نیا، تهران، ناشر مترجم، چاپ اول، 1370 15- محقق حلی، ابی‌القاسم نجم‌الدین جعفر بن الحسن؛ المختصرالنافع، قم، مؤسسه بعثت،چاپ دوم، 1416ه.ق 16- معین، محمد؛ فرهنگ فارسی معین، جلد 2،تهران، انتشارات امیر کبیر، چاپ دهم، 1378 17- میر سعیدی، سید منصور؛ ماهیت حقوقی دیات، تهران، نشر میزان، چاپ اول، 1373 18- میر محمد صادقی، حسین؛ ملاحظاتی در موضوع پیشگیری از وقوع جرم، مجله تحقیقات حقوقی، شماره‌های 35و36 19- نجفی، شیخ محمد حسن؛ جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، جلد 43، نشر کتابچی، چاپ ششم، 1404ه.ق 20- نجفی ابرندآبادی، علی حسین؛ پیشگیری از بزهکاری و پلیس محلی، فصلنامه تحقیقات حقوقی دانشگاه شهید بهشتی، شماره 26، 1378 21- نجفی ابرند‌آبادی، علی حسین؛ تقریرات درس جرم‌شناسی (پیشگیری)، به کوشش مهدی سیدزاده، دوره کارشناسی ارشد، مجتمع آموزش عالی قم، نیم‌سال دوم 82-1381 22- ولیدی، محمد صالح؛حقوق جزای اختصاصی (جرایم علیه اشخاص)، جلد2، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ هشتم، 1385

منبع:http://www.maavanews.ir/tabid/53/ctl/Edit/mid/373/Code/9809/Default.aspx

نویسنده: محمدحسنی - چهارشنبه ۱۳۸۸/۱۱/٢۸

 

نویسنده : نویسنده : مینا بهروز
عـصـر اطـلاعات با شکوفایی روزآمد دنیای دیجیتالی پیش می‌تازد و برخی معتقدند، بخواهی نخواهی باید با این کاروان همراه شوی که نمی‌توان پدیده جهانی شدن را انکار کرد. ‌

هر روز اخبار و اطلاعات فراوانی از پیشرفت دنیای دیجیتالی به گوش می‌رسد. در این میان "امضای دیجیتالی" یکی از مواردی است که می‌تواند از نظر اهمیت در صدر قرار گیرد. ‌

در خبرها اعلام شده است، اولین همایش و نـمـایـشـگـاه تـخـصـصی امضای دیجیتالی در 31 اردیبهشت ماه برگزار خواهد شد.

‌یک پژوهشگر حقوق فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات در گفت‌وگو با خبرنگار <مأوی> و در خصوص قابلیت استناد به داده‌های دیجیتالی گفت: براساس تعریف ارائه شده در ماده 1284 قانون مدنی، سند عبارت از نوشته‌ای است که در مقام دعوا و دفاع قابل استناد باشد و به همین سبب نمی‌توان از این توصیف برای اعتبار بخشی به اسناد دیجیتالی نیز استفاده کرد. ‌

حـسـام ایـپـکـچـی افـزود: ‌اسـنـاد دیـجـیـتال در واقع مجموعه‌ای از اطلاعات (داده) است که به هیچ وجه واجد وصف <کتبی> نیست و به واسطه ابزارهای الکترونیک تولید شده و به واسطه همین ابزارها نیز خوانده می‌شود.

به گفته این کارشناس ارشد حقوق بین‌الملل، با عنایت به این توصیف، مهم‌ترین عاملی که می‌تواند قابلیت استناد به داده‌های دیجیتالی را فراهم کند، ایجاد نظامی‌است که به واسطه آن بتوان یک <داده> را به یک <شخص> منتسب کرد، به نحوی که قابلیت استناد در مراجع ذی‌صلاح را داشته باشد و در پاسخ به همین نیاز، کشورهای صاحب فن‌آوری به طرح ریزی و پیاده سازی <امضای دیجیتال> اقدام کردند. ‌

این پژوهشگر در خصوص جایگاه امضا و اسناد دیجیتال در کشور اظهار داشت: تا زمانی که امضای دیجیتال به مرحله اجرایی و نهایی نرسد، در عمل اسناد مطمئن دیجیتال نیز وجود نخواهد داشت و همچنین تا زمانی که اسناد دیجیتال معتبر نباشد، بخش قابل توجهی از تعاملات الکترونیک نظیر معاملات تجاری، عقود و... در عرصه الکترونیک شکل نخواهد گرفت و یا به جهت نبود صیانت قضایی قاطع از این تعاملات، هزینه خطرپذیری آنها بسیار بالا خواهد بود.

در ارائه تعریفی از امضای دیجیتالی، کارشناسان فن‌آوری اطلاعات آن را روشی کاملاً ریاضی تعریف کرده و معتقدند که با استفاده از امضای دیجیتالی می‌توان هویت واقعی افراد را در دنیای دیجیتالی فضای سایبر تشخیص داد و در صورت دستکاری نامه الکترونیکی که امضای دیجیتالی دارد، امضا دیگر اعتبار نخواهد داشت و گیرنده متوجه تغییر و دستکاری در برنامه می‌شود.

در ایـن حیطه شاید بتوان شرط حفظ امنیت کاربران را اولین ضرورت فعالیت در دنیای سایبر برشمرد و این‌که بتوانیم هویت واقعی اشخاص را در چنین محیطی تشخیص دهیم که از جمله مهم‌ترین نیازهاست. ‌

یـکـی از مـبـاحـث مهم مربوط به امضاهای دیـجـیـتـالـی، ضـریـب اطـمـیـنان این امضاهاست. برخی کارشناسان بر این عقیده‌اند که در هر روش مطمئنی دست‌کم تا زمانی که قفل هک نشده، اطلاعات محفوظ ‌می‌ماند. ‌

مصطفی‌السان، پژوهشگر حقوق سایبر قبلاً مقاله‌ای با عنوان "جایگاه امضای دیجیتالی در ثبت اسناد به شیوه الکترونیکی" نگاشته است که در آن تلاش در تشریح چگونه بهره‌گرفتن از امضای دیجیتالی، جایگاه آن، پیوند امضا، ثبت الکترونیکی و این‌که ‌چگونه فرآیند امضا و متن الکترونیکی را می‌توان دارای آثار حقوقی همانند امضا و مدارک کاغذی- سنتی دانست، داشته است.

وی مسائلی را که در این مقاله به آن پرداخته شده است، چنین توضیح می‌دهد: ..." در این مقاله با تکیه بر تجربه کشورهای پیشرفته و مطالعه در قوانین و مقررات به این مسئله پرداخته می‌شود که در ثبت الکترونیکی اسناد و مدارک، چگونه می‌توان از امضای دیجیتالی بهره گرفت و بهترین مرجع برای تصدی امور گواهی امضای الکترونیکی و ثبت اسناد الکترونیکی کجاست. بررسی موضوع همواره با مبنا قرار دادن این ایده انجام شده که تخلف از رویه و قوانین موجود در زمینه ثبت اسناد و گواهی امضا دارای آثار زیانباری از حیث حقوقی، اجتماعی و اقتصادی خواهد بود و از این حیث، اساساً امضا و مدارک الکترونیکی خصوصیتی ندارند که موجب تغییر مرجع ثبت و گواهی آنها شود.

از آن جهت که اعتبار امضای دیجیتالی و ثبت الکترونیکی در قانون داخلی شناسایی شده، که از جمله شــامــل امـضــاهــایـی مـی‌شـود کـه در اسـنـاد و مـدارک الکترونیکی به کار می‌رود،ازاین‌رو باید دفاتر اسناد رسمی و اداره‌های ثبت اسناد و املاک به عنوان مراجع صالح در کشورمان برای طی تشریفات و اعمال این شیوه از ثبت آماده شوند. ‌

توجه به مبانی و زیرساخت‌ها

نتیجه‌گیری السان از تحقیقات ومطالعات در این زمینه به شرح ذیل است: ‌

"توجه به مبانی و زیرساخت‌ها شرط نخست ورود در دنیای تجارت الکترونیکی و پیشرفت در آن حــوزه بـه شـمـار مـی‌آیـد. قـانـون تـجـارت الکترونیکی را باوجود پاره‌ای از ایرادها و نواقص باید نقطه شروع این روند محسوب داشت. تجربه دیگر کشورها نشان می‌دهد که در صورت تحقق تجارت الکترونیکی، بحث ایمنی از یک سو و مدلل ساختن دعاوی از سوی دیگر مطرح خواهد بود. در مبحث اول ایجاد و ثبت امضای دیجیتالی و در مبحث دوم ثبت الکترونیکی اسناد و مدارک الکترونیکی راهگشای بسیاری از مشکلات قابل تصور در این عرصه می‌باشد. در مورد ثبت الکترونیکی امضا و مدارک، نکته مهم <اعتماد> به سردفتر و تلاش در جهت رسیدن به استانداردهای روز پیشرفت می‌باشد. مورد اخیر آنقدر اهمیت دارد که بدون آن نمی‌توان امکان ثبت الکترونیکی کارآمد و اصولی را تصور نمود.

هر اقدامی در واگذاری ثبت به شرح مذکور به سازمان جدید و یا اشخاصی که هیچ تخصصی در امور ثبتی ندارند، به دلیل ناآشنایی آنها به اصول و قواعد ثبت محکوم به شکست خواهد بود. ثبت امضا و مدارک الکترونیکی از همان قواعد و اصولی تبعیت می‌کند که در مورد سایر اسناد و امضاها (کاغذی و دستی) جاریست و بر خلاف نظر عده‌ای، نمی‌توان تحولات فن‌آوری را مستمسک نقض اصول و قواعد قرار داد. قبل از هر چیز باید با تـصـویـب قـانـون مـنـاسب <ثبت الـکـتـرونـیـکـی> را بـه رسـمـیـت شناخت و تعدادی از دفاتر اسناد رسـمـــــی مـــــوجـــــود را بــعــــد از آمـوزش‌هـای لازم بـه ایـن امـر اختصاص داد. امکان ثبت به هر دو شیوه الکترونیکی و کاغذی در این دفاتر بهترین دلیل برای عدم عدول از اصول و قواعد موجود می‌باشد. دفتر ثبت الکترونیکی در عین این‌که می‌تواند امضای دیجیتالی را ثبت و از سند ثبتی پشتوانه الکترونیکی تهیه کند، قـادر خـواهـد بـود کـه بـه امـور روزمره و عادی خود نیز پرداخته و برای مثال معاملات ملکی را نیز ثبت نماید.

این ادعا که پذیرش ایجاد مـــراکــز صــدور امـضــا و ثـبــت الـکـتـرونـیـکی به طور جداگانه منجر به تشریفاتی و پیچیده‌تر شدن معاملات الکترونیکی و در نتیجه عدم گرایش به آن می‌شود نیز محکوم به بی‌اعتباریست. نمی‌توان برای رسیدن به سرعت و ارزانی، مشکلات عمده‌ای را از حیث تقلب، کلاهبرداری و سوء استفاده در فضای مجازی ایجاد نموده و اثبات مسائل را سخت کرد. در عین حال با وضع مقررات دقیق این امکان وجود دارد که صدور و ثبت امضای الکترونیکی در یک مرجع (دفتر) و در حداقل زمان ممکن انجام شود. ایجاد تعادل میان فلسفه گسترش تجارت الکترونیکی و ایمنی و اطمینان آن بهترین گزینه است که با ثبت الکترونیکی امضا و مدارک به‌راحتی می‌توان بدان دست یافت." ‌

جلوگیری از بروز مشکلات احتمالی

فرزاد وزیری، کارشناس فن‌آوری اطلاعات یکی از مزایای حضور در اینترنت را برابری و آزادی دانـسـتـه و مـعتقد است: چنین امضایی با در نظر گرفتن شرایط فـرهـنـگـی حـضـور کـاربـر در مـحـیـط مجازی نباید عام باشد؛ چرا که ممکن است با آمدن گواهی دیجیتالی، هویت و اعتبار سایر افراد مجازی زیر سؤال برود، در حالی که هیچ اجباری به داشتن امضای دیجیتال نیست. بنابراین قبل از هرگونه اقدام باید چارچوب افرادی که موظف به اخذ این گواهی‌نامه هستند مشخص شود و از همه مهم‌تر اجباری وجود نداشته باشد. ‌

این کارشناس می‌گوید: نبود چنین زیرساختی باعث از بین رفتن زیرسیستم‌ها می‌شود، در این شرایط بانک‌ها به یکدیگر اعتماد نمی‌کنند و زیرساخت بانکی و به دنبال آن پرداخت الکترونیکی از بین می‌رود و تجارت الـکـتـرونیکی در کشور با چالش مواجه خواهد شد. ‌

به گفته وی، تغییر امضای دیجیتالی کار بسیار سختی خواهد بود و به لحاظ امنیتی و فـرهـنگی چند مشکل را به وجود خواهد آورد که یکی از این مـوارد به سارقان هویت برمی‌گردد که خوشبختانه در کشور کمتر دیده شده ‌است. ‌

وزیری با اشاره به اهمیت موضوع حفاظت از حریم خصوصی گفت: امکان بروز2 مشکل امنیتی وجود دارد که یکی دسترسی به رمز افراد است و دیگری تـمـرکـز اطـلاعات در یک مـرکـز خـاص خـواهـد بـود. تهدید تمرکز اطلاعات در یــک مــرکــز خــاص بـاعـث شناسایی تمام رفتار و تحلیل آنها خواهد بود و در صورت سـرقـت هـویـت یک کاربر ممکن است هویت آن کاربر از صحنه مجازی حذف شود و جایگاه خود را از دست بدهد. ‌

وی افــــــزود: بــــــرخـــــی پرسش‌ها در خصوص این‌که چه افرادی صلاحیت داشتن امضای دیجیتالی را دارند و این گواهی چند وقت به چند وقت به‌روز می‌شود، در ذهن کاربران مطرح است که باید نـهـادهـای مـسئول پاسخگو باشند. ‌

صاحب‌نظران عقیده دارند که در هر جامعه‌ای با ورود فن‌آوری جدید، توجه به آن از بعد حقوقی برای پاسخگویی به نیازمندی‌های جدید و تازه تعریف، ضروری است و تأمل بر استفاده از امضاهای دیجیتالی از بعد حقوقی انکار ناپذیر است.

مهدی شجری، مدرس دانشگاه با تصریح این‌که از دید قانونی گواهی یا امضای دیجیتالی مانند امضای معمولی سندیت دارد، می‌گوید: سیستم امضا یا گواهی دیجیتالی فقط یکی از تکنولوژی‌هاست. برای مثال در زمینه فعالیت تجار،اگر آنها آماده باشند سیستم کسب و کار را روی مـدل‌های الکترونیکی پیاده‌سازی کنند، توانایی ایجاد تجارت الکترونیکی را نیز به‌دست می‌آورند.

وی با اشاره به این‌که چنین تکنولوژی باید به بهترین نحو مدیریت شود تا در جذب مخاطب خود موفق باشد، معتقد است: تذکراتی که در گواهی دیجیتالی وجود دارد با سایر مباحث امنیتی مشترک است، متولی امر گواهی دیجیتالی هر ارگانی که باشد باید در ابتدا به‌صورت علمی‌در کشور همه جوانب را مورد بررسی قرار دهد. ‌

شجری تصریح کرد: حوزه امنیتی در سیستم گواهی دیجیتالی باید موردنظر قرار گیرد تا این نقطه مرکزی برای قطب تجارت الکترونیکی اعتماد افراد را جلب کند.

این استاد دانشگاه تأکید کرد: صدور گواهی دیجیتالی برای افراد حقیقی و حقوقی جهت احراز هویت انجام می‌شود. بحث از ثبت و گواهی الکترونیکی بعد از سال 1996 مطرح و تاکنون به طور کامل وارد رویه بین‌المللی نشده است، با این‌حال برخی از کشورها قوانین و مقرراتی را برای توسعه و ضابطه‌مند کردن آن تصویب کرده‌اند.

برخی کارشناسان اقتصادی نیز معتقدند: نهادینه شدن امضای دیجیتالی در جامعه نقش بنیادینی در تحقق تجارت الکترونیکی دارد. در اقتصاد جهانی که فراز و فرودهای فراوانی را در این عصر در بر دارد، عقب ماندن از تجارت الکترونیکی مانعی برای همگام شدن با دیگر کشورها در این زمینه قلمداد می‌شود.

فرهاد دژپسند، کارشناس حوزه تجارت الکترونیک معتقد است: تمرکز روی تجارت الکترونیک می‌تواند کمک بزرگی به اقتصاد کشور کند.

‌به عقیده وی، در شرایطی که آمارها به ما می‌گویند تـجـارت الـکترونیک به طور متوسط در دوره زمانی سال‌های 2002 تا 2006 سالانه 54درصد رشد داشته و برخی کشورها رشدی بالای 100درصد در این زمینه داشته‌اند، وقتی می‌بینیم بخش عظیمی‌از خرید و فروش‌ها از این طریق صورت می‌گیرد، اگر ما نتوانیم خودمان را به این عرصه وارد و از این محیط استفاده کنیم، فرصت‌های زیادی را از دست می‌دهیم. پس باید تجهیزات لازم را برای رشد این صنعت فراهم کنیم که مهم‌ترین آنها بانکداری الکترونیکی و پول الکترونیکی است.

دکتر ستار زرکلام نیز اعتقاد دارد: گرایش روز افزون به استفاده از فن‌آوری اطلاعات و گسترش سریع و ناگزیر تجارت الکترونیک در سطح بین‌الملل، پیش‌بینی ساز و کارهای حقوقی لازم در این خصوص را ایجاب می‌کند. با توجه به ماهیت مجازی و غیرمادی مبادلات الکترونیک، یکی از مهم‌ترین مسائل از دید حقوقی اثبات این مبادلات و هویت طرفین آن است. امضای دیجیتال یا سایر فنون رمــزنـگــاری ریــاضــی کــه زیــر مـجـمـوعـه‌هـای امـضـای الکترونیکی هستند، چنین امری را ممکن می‌سازد. ‌

3 اصل مهم در زمینه ثبت امضای الکترونیکی ‌

السان، پژوهشگر حقوق سایبر در زمینه ثبت امضای الکترونیکی تاکید دارد: ..."3 اصل مهم را باید مدنظر قرار داد:

اول: استفاده از تجربه ارزشمند سایر کشورها و رویه عملی شکل گرفته در دفاتر ثبت اسناد آنها از جهت کاهش هزینه مطالعاتی و اجرایی ثبت الکترونیکی و این امری است که باید البته با رعایت ضوابط، معیارها و اوصاف خاص سیستم ثبتی کشور آن را پــذیــرفـت. در ایـن راسـتـا، بـررسـی و پژوهش عمیق مورد نیاز است و تـــرجــمـــه صـــرف قـــوانــیــن و مــقـــررات داخــلـــی دیــگــر کـشـــورهـــا عـــامـــل هــمـــان مـشـکلاتی خواهد بود که در بــرخــی از قـوانـیـن داخلی ملاحظه می‌شود.

دوم: بـــــحـــــــــث از ثــــبـــــــت الکترونیکی، اگرچه مبحث جدیدی است، با این‌حال به هیچ وجه نباید آن را ناقض اصول و قواعد ثبتی ایجاد شده در طول سال‌های مختلف دانست. ‌

در مقدمه توجیهی قانون نمونه دفاتر اسناد رسمی آمریکا نیز تأکید شده: <اگرچه فن‌آوری در حال تحول و تکامل است؛ اما متأسفانه ماهیت انسان‌هایی که آن را به کار می‌گیرند، چنین نیست. هر آیینی خواه کاغذی یا الکترونیکی برای ثبت اسناد و امضا، مستلزم حضور فیزیکی امضا کننده در یک دفترخانه اسناد رسمی واجد شـرایـط و صـالـح اسـت. بـر خـلاف تـصـور عـمـوم، ثـبـت الـکـتـرونـیـکـی نـبـایـد بـه عنوان عامل <ریشه‌کنی> ثبت رسمی (در حوزه تجارت الکترونیکی) محسوب گردد.>

‌بر همین اساس در مقدمه مذکور تصریح شده که تمامی تعاریف و اصطلاحات مقرر در قانون در هر دو نوع ثبت کاغذی و الکترونیکی به کار گرفته خواهد شد که شامل تصدیق و گواهی، امضا، شهادت و تمام مفاهیم تخصصی مربوط می‌باشد.

در حقوق کشورمان تمام اصول و قواعد مربوط به تشریفات ثبت امضا، ارزش اثباتی آن و.. مذکور در قوانین ثبت اسناد و املاک، قانون دفاتر اسناد رسمی، آیین دادرسی مـدنی، قانون مدنی و سایر مقررات در مورد امضای الکترونیکی نیز اجرا خواهد شد،ازاین‌رو هر قانون و رویه‌ای برای ثبت الکترونیکی در آینده باید با مبنا قرار دادن این اصل شکل گیرد.

سوم: در مورد امضای الکترونیکی ترجیح هر یک از فن‌آوری‌های ایجاد امضا، بدون لحاظ جنبه ایمنی و اطمینان آن، از هر نظر بی‌اعتبار است. دفاتر ثبت الکترونیکی باید در صورت احراز صدور و ایجاد امضا و کلید خصوصی به نام متقاضی، نسبت به ثبت و طی تشریفات لازم اقدام نمایند. علی‌الاصول نمی‌توان با توصیف فن‌آوری خاص به عنوان شیوه مقبول در ایجاد و رمزگذاری خاص، به نفع شرکت یا شخص مالک آن تبلیغ نمود و باید در مقام پذیرش یا رد امضا کیفیت و ضوابط علمی و فنی را لحاظ کرد.

منبع:http://www.vekalat.org/public.php?cat=2&newsnum=1421070

محمدحسنی
در صورتی که عزیزان نیاز به وکیل دارند میتوانندبا موسسه حقوقی عدل فردوسی تماس بگیرند. تلفن:66342328_66729171_-66342303_66342315_ 09121001753_ http://www.ferdose.ir ------------------------------------------------- ضمنا بنده وکیل نبوده و بالطبع فاقدپروانه وکالت میباشم. email:pat_wx2@yahoo.com
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :