تناسب شغل راهی برای پیشگیری از جرم

تناسب شغل راهی برای پیشگیری از جرم

خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) - یادداشت روز

دکتر محمدباقر صابری زفرقندی، روان‌پزشک و عضو هیات علمی دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی ایران

درخبرها آمده بود که ناظم یکی از مدارس به جرم آزار و اذیت دانش آموزان و بر هم زدن امنیت روانی مدرسه تحت تعقیب قرار گرفت. احتمالا فرد مذکور دادگاهی و به دلیل این رفتار شنیع به اشد مجازات محکوم و یا شاید حکم صادره برای عبرت دیگران در ملاء عام به اجرا درآید. از نظر قانون جاری کشور نیز حکم فردی که متهم به انجام عمل لواط یا سوء استفاده جنسی از کودکان باشد کاملا مشخص است. علیرغم انجام یا عدم انجام مجازات احتمالی فرد خاطی آنچه باقی می‌ماند و کمتر به آن پرداخته می‌شود، علل بروز اینگونه رفتارها در جامعه است.

بدیهی است هیچ فرد با سواد یا بی‌سوادی از میزان مجازات و نفرت عمومی جامعه در مورد آزار جنسی کودکان (که نمی‌دانیم توجیه منطقی برای تفسیرو تعبیر آن به آزار و اذیت و برهم زدن امنیت روانی مدرسه چیست) بی‌اطلاع نیست. این عمل در فرهنگ دینی در ردیف گناهان کبیره و در قاموس قانون در ردیف جرم‌هایی است که اشد مجازات مثل سنگسار در مورد آن محل اعمال دارد. با این اوصاف این سوال مطرح است که چرا و به چه انگیزه‌ای این رفتارها ریشه کن نمی‌شود و افراد با علم به عواقب مرگبار آن، به چنین رفتاری دست می‌زنند؟

برای پاسخ به این سوال لازم است در مورد بیماری‌های جنسی یا پارافیلیا و از جمله بیماری پدوفیلیا بیشتر بدانیم.

پارافیلیا یا به تعبیری انحراف جنسی و یا گژکامی جنسی از جمله بیماری‌هایی است که اعتقاد براین است که ریشه در دوران کودکی و نحوه تربیت والدین دارد. این اختلالات به علل ناشناخته‌ای ایجاد می‌شود و هر دو جنس زنان و مردان را مبتلا می‌کند؛ هر چند در مردها شایع‌تراست. این بیماری به صورت تکانه ناشی از خیال‌پردازی‌های غیرقابل کنترل و نهایتا اجبار برای اعمال جنسی که غیرمعمول، انحرافی یاغریب هستند، بروز می‌کند. به عبارتی افرادی که دچار بیماری پارافیلیا هستند یک نوع وسواس ذهنی غیرقابل کنترل در مورد انجام انواع خاصی از رفتارهای جنسی دارند. این بیماران رفتار انحرافی خود را به طور مکرر انجام می‌دهند و قادر به کنترل آن نمی‌باشند. بر اساس مطالعات در شرایط استرس، اضطراب یا افسردگی، احتمال انجام اینگونه رفتارهای انحرافی بیشتر می‌شود.

از میان گژکاری یا کژکامی‌های جنسی یک نوع آنکه ناهنجاری شخصیتی یا رفتاری در بزرگسالان است از همه پر سر و صداتر و در عین حال آسیب‌رسان‌تراست؛ موردی که قربانی اصلی آن کودکان هستند و به این اختلال، بیماری بچه‌بازی یا پدوفیلیا می‌گویند.

کودک‌آزاری و از جمله بچه‌بازی یک پدیده جهانی است. ولی مقادیر و شدت آن در هر کشوری و در میان هر جمعیتی متفاوت است. افرادی که دچار بیماری پدوفیلیا یا انحراف جنسی بچه بازی هستند، مردان بالغی هستند که میل شدید جنسی، عود کننده یا تحریک جنسی، نسبت به کودکان زیر ۱۳ سال دارند. بیماران بچه‌باز حداقل ۱۶ سال سن دارند و دست کم پنج سال از قربانیان عمل خود بزرگ‌ترند. هر چند بیشتر کودکان قربانی که باعث جریحه‌دار شدن احساسات عمومی می‌شوند دخترهستند، لیکن اکثر قربانیان لمسی آنها (۶۰ درصد) پسر هستند.

مهم این است که هر چند اقدام به عمل در بیمارانی که مبتلا به مصرف مواد مخدر و از جمله الکل هستند، بیشتر است، ولی در هر فردی فارغ از نژاد و وضعیت اقتصادی و اجتماعی و حتی اعتقادات مذهبی احتمال این بیماری وجود دارد. وجود این بیماری در افرادی که تقیدات خانوادگی و مذهبی دارند به شدت برای فرد ایجاد آشفتگی روحی و روانی می‌کند. خصوصا اینکه عموما مردم مبتلا نمی‌دانند که این حالت‌ها بیماری است و به دلیل حجب و حیا و یا موانع دیگر برای درمان مراجعه نمی‌کنند.

قطع ارتباط اجتماعی و حتی در برخی از موارد ترک محل زندگی و پناه بردن به مکان‌های ناشناس برای اینکه از شر این افکار خلاص شوند نیز دیده شده است. عموما افراد مبتلا به این بیماری علیرغم مقاومت و ناخواسته مجبور به انجام رفتارهای انحرافی جنسی می‌شوند و شدیدا نیز از اقدام خود پشیمان هستند.

چه باید کرد:

1- از منظر پیشگیری تحقیقا استفاده از عباراتی مثل" اذیت و آزار" نمی‌تواند راهگشا باشد. آنچه مهم است و ما باید به آن توجه کنیم اطلاع رسانی شفاف در مورد بیماری است تا ضمن اینکه شرایطی فراهم می‌شود تا افراد مبتلا خود را به درمانگران زبده برسانند، خانواده‌ها و مسوولین و دست اندرکاران و آحاد جامعه نیز مراقبت‌های لازم را داشته باشند. در این صورت و با اقدامات پیشگیرانه می‌توان از وقوع چنین رفتارهایی جلوگیری کرد تا به دلیل آن امنیت روانی مدرسه و یا جامعه به هم نریزد.

2- در انتخاب افراد برای مشاغل باید نهایت دقت را داشت. تناسب مشاغل با وضعیت روحی و روانی افراد بسیار مهم است که در کشور ما کمتر به آن توجه می‌شود. خصوصا کسانی که با کودکان و مسائل آموزشی و تربیتی مرتبط هستند باید به تکرار مورد ارزیابی از نظر سلامت روانی قرار گیرند. شاید اختلال بچه بازی در مجموع خیلی شایع نباشد ولی آسیبی که به اعتماد عمومی جامعه و یا افراد قربانی و خانواده‌ها وارد می‌کند بسیار سنگین و احیانا غیرقابل جبران خواهد بود.

3- یادآوری می‌شود که ممکن است بیمار چندین بار عزم کند که این رفتار را کنار بگذارد. ولی معمولا قادر به ترک آن برای مدت طولانی نیست. در این مورد به خصوص نیز که خبر آن به نوعی جامعه را ملتهب کرده است، نباید فراموش کرد که بیش و قبل از آنکه معلم و یا ناظم و حتی طلبه و دانشجو و یا کارگر و کارمند و هر قشر با سواد یا بی‌سوادی که احیانا مبتلا به این نوع بیماری است و اجبارا به این عمل اقدام می‌کند، مقصر باشد نظام گزینش شغلی ما بیمار است. برای هیچ شغلی تست‌ها و معاینات اولیه روانپزشکی صورت نمی‌گیرد و لذا طبیعی است که شاهد وجود کارمندان و کارگران و مدیران متخلف در جامعه باشیم؛ چرا که انتخاب فرد برای آن شغل متناسب با شرایط روحی و شخصیتی ایشان نبوده است. از جمله راه‌کارهای مناسب برای پیشگیری از وقوع برخی از جرایم تحقیقات متناسب‌سازی حرفه با سلامت روحی و روانی افراد است. بدیهی است هر چقدر شغل حساس و بزرگ‌تر باشد، ضایعاتی که این عدم تناسب ایجاد می‌کند جبران ناپذیرتر خواهد بود .
http://www.isna.ir

/ 0 نظر / 10 بازدید