آینده پژوهی در عدالت کیفری

آینده پژوهی در عدالت کیفری
نویسنده: سجاد اختری
چکیده
جهان معاصر، آوردگاه تحولات شگرف و شتابنده شده است و تغییرات چنان غافلگیر کننده و برق آسا از راه می رسند که حتی لحظه ای درنگ می تواند به بهای گزاف غافلگیریِ راهبردی در عرصه های گوناگونِ فردا تمام شود و این خطر وجود دارد که اگر رویکردهای خود را متناسب با تهدیدها و فرصت های ناشی از این تحولات طراحی نکنیم، مسائلِ مطرح در این حوزه ها را به دقت و با موشکافی لازم مورد مطالعه و پژوهش مستمر ندهیم ، در آینده به مشکلاتی به مراتب بیشتر و بزرگ تر از مشکلات امروز مبتلا شویم. در چنین شرایطی طبیعی است که باید نسبت به حوزه های سرنوشت ساز و تأثیر گذاری که تأثیر مستقیم و اساسی بر زندگی دارد، حساسیت بیشتری به خرج دهیم.یکی از این حوزه ها حساس و مهم که تأثیرات همیشگی آن بر زندگی انسان غیر قابل انکار بوده است و بدون هیچ گونه اغراقی، مسائل مربوط به آن یکی از بزرگ ترین دغدغه های بشریت- به ویژه در دوران معاصر است جرم و راهکارهای مقابله با آن است.
نتایج تحقیق:مدیران برنامه ریز در حوزه عدالت کیفری باید ضمن تجهیز خود به هنر مدیریت در محیط بی ثبات و پویا و یادگیری چگونگی برخورد با پدیده تغییر و بهره برداری از آن، علم آینده پژوهی را نیز فرا بگیرند، زیرا داشتن نگرش عمیق از تحولات به آینده، نیاز مبرم مدیران در این بخش است. آینده پژوهی ابزاری است که برنامه ریزان این حوزه را به سوی داشتن بینش بهتر و کاوش برای شنیدن صدای تغییرات آینده سوق می دهد و به آنان یادآور می شود که آینده تنها موقعیتی است که آنها می توانند در آن قدرت واقعی داشته باشند، زیرا گذشته و حال همیشه فراتر از کنترل و تسلط هستند و این فقط آینده است که می تواند بنا به خواست انسان شکل بگیرد و به کار رود. مدیران و برنامه ریزان در حوزه عدالت کیفری در قرن بیست و یکم نباید منتظر بماند تا فرصت به سراغ آنان برود، بلکه باید ضمن دارا بودن توانایی شناسایی و بهره برداری از فرصتها، هنر تبدیل تهدیدها به فرصت را نیز بدانند و از آن استفاده کنند. طراحی ساختار مناسب برای عدالت کیفری، تا حد بسیار زیادی در گرو در اختیار داشتن بصیرت ها و بینش های بدیع و درخور، توسط راهبران و برنامه ریزان است و آینده پژوهی کمک می کند که این بصیرت به دست آید.
اهداف تحقیق:تمام تلاش این مقاله تبیین ارزش آینده پژوهی به عنوان یکی از استراتژی های نوین مدیریتی برای مدیران و برنامه ریزان فعال در  حوزه  عدالت کیفری و جلب توجه آنها به استفاده از این علم نو جهت حل معضلات است.
روش تحقیق:بدین ترتیب مقاله با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی وبااستفاده از منابع کتابخانه ای وتهیه مطالب از طریق فیش برداری در صدد نیل به اهداف فوق است.
مقدمه
اغلب ما کمتر به این موضوع فکر می کنیم که مشکلات امروز زندگی مان در هر حوزه ای که باشد، ریشه در غفلت ها یا تصمیم های نادرست و ضعیفی دارند که در گذشته اتخاذ کرده ایم دیروز- یعنی زمانی که باید برای ساختن امروز تفکر و برنامه ریزی می کردیم آن قدر درحل مشکلات موجود و لذت دستیابی به   موفقیت های لحظه ای غرق بوده ایم که فرصتی برای توجه به تغییراتی که در حهال رخ دادن بود و پرداختن به آینده نداشتیم. غافل از این که دنیا به سرعت در حال دگرگونی های غافلگیر کننده و برق آسا است، ناگهان دیدیم آینده ای که آن را خیلی دور تصور می کردیم (امروز) فرا رسیده است. (ملکی فر، 1385، 19) امروز نیز به عنوان عصری پر تلاطم از حیات بشری که شتاب فزاینده تحولات آن، عنان اختیار از کف همگان ربوده و پیچیدگی هایش در تمام عرصه های زندگی رخنه کرده است، به طور حیرت انگیزی، شاهد دگرگونی های سریع و ساختاری در بسیاری از حوزه های اساسی زندگی هستیم، به گونه ای که بسیاری از        مؤلفه های این حوزه ها همانند پیچیدگی، محدودیت ها، ارزش ها و ضد ارزش ها، تعاریف اخلاقی و...، کمترین تشابه را با گذشته دارند (ملکی فر، 25) جهان معاصر، آوردگاه تحولات شگرف و شتابنده شده است و تغییرات چنان غافلگیر کننده و برق آسا از راه می رسند که حتی لحظه ای درنگ می تواند به بهای گزاف غافلگیریِ راهبردی در عرصه های گوناگونِ فردا تمام شود و این خطر وجود دارد که اگر رویکردهای خود را متناسب با تهدیدها و فرصت های ناشی از این تحولات طراحی نکنیم، مسائلِ مطرح در این حوزه ها را به دقت و با موشکافی لازم مورد مطالعه و پژوهش مستمر ندهیم و اجازه دهیم که تغییر و توسعه به صورت نامنظم و بدون مدیریت هدف دار شکل بگیرد، در آینده به مشکلاتی به مراتب بیشتر و بزرگ تر از مشکلات امروز مبتلا شویم (اکرمی، 1385). در چنین شرایطی طبیعی است که باید نسبت به حوزه های سرنوشت ساز و تأثیر گذاری که تأثیر مستقیم و اساسی بر زندگی دارد، حساسیت بیشتری به خرج دهیم تا مبادا با خطاهای بزرگ امروز در این حوزه ها، فردایمان تباه شود (پایا، 1383،28).
یکی از این حوزه ها حساس و مهم که تأثیرات همیشگی آن بر زندگی انسان غیر قابل انکار بوده است و بدون هیچ گونه اغراقی، مسائل مربوط به آن یکی از بزرگ ترین دغدغه های بشریت- به ویژه در دوران معاصر است جرم و راهکارهای مقابله با آن است.
اگر فارغ از دیدگاه های مرسوم و با نگاهی دقیق و آسیب شناسانه طرح های جامع مقابله با جرائم را که تاکنون توسط مسئولان، متخصان و سازمان های گوناگون در کشور انجام گرفته (و یا حتی امروز پیشنهاد می شود) مورد بررسی قرار دهیم، به نکته ظریف و در عین حال جالبی بر می خوریم تمام این طرح ها و مطالعات؛ سمت و سو، راهبردها، پیش بینی ها و طراحی های برای مقابله با وقوع جرائم در کشور، همیشه به دنبال جرائم و برای رفعِ آن ها تدوین شده است به عبارت بهتر رویکرد اصلی طراحان و برنامه ریزان برای مقابله با  جرائم، همواره رویکردی مشکل محور بوده است. این موضوع شاید در نگاه اول بسیار طبیعی به نظر برسد .اما با اندکی تأمل، دقت و انصاف متوجه خواهیم شد بسیاری از مشکلات واقعی        برنامه های مقابله با جرائم در کشورما- که باعث عدم تأثیر گذاری مناسب آنها       می شود از همین نوع نگاه آغاز می شود به عبارتی همه در انتظار نشسته اند تا بروز تخلف یا جرم در یک حوزه، روندهای معمول جامعه را در نقطه ای دچار نقصان و آسیب غیر قابل تحمل کند و اوضاع به مرز غیر قابل تحمل و بحرانی برسد. وجود چنین دیدگاهی در مدیریت عدالت کیفری  و نیز در تدوین طرح های جامع این حوزه باعث شده دو ایراد اساسی بر تمامی این طرح وارد شود که متأسفانه تاکنون به آن توجهی جدی نشده است.
1.تدوین استراتژی مقابله با جرائم صرفاً بر مبنای معضلات شناخته شده از گذشته و یا پدید آمده در زمان حال انجام می گیرد و توجهی به مشکلاتی که ممکن است به دلایل گوناگون در آینده به وجود آید، نمی شود. به عبارتی این برنامه ها فقط به دنبال شناخت بهتر و ارائه راه حل برای پیشگیری و مبارزه با جرائم و تخلفات شناخته شده و رخداده قبلی هستند. گرچه چنین رویکردی در هر طرح و برنامه ای که مدعی جامعیت است، لازم و ضروری است، اما پرسش اساسی این جاست که پس چه کسی باید برای جلوگیری از وقوع جرائمی که ممکن است به دلایل مختلف همچون پیشرفت فناوری، تغییر الگوهای رفتاری افراد، ظهور پدیده های جدید فناوری یا اجتماعی و...، در آینده حادث شود و باعث بروز مشکل برای جامعه شود، راهکاری بیندیشد؟
2. در بسیاری از طرح های جامع و برنامه ریزی های بلند مدت، طراحان آینده را متناسب و به صورت الگویی خطی از زمان حال می بینند و از توجه به تغییرات ناگهانی و جابجایی سرمشق غفلت می ورزند.
اندکی دقت و مطالعه در طرح ریزی های بلند مدت مرسوم در طرح های پیشنهادی برای مقابله با جرائم در کشور، نشان می دهد بیشتر برنامه ریزی ها برای آینده، براساس یک تحلیل روند خطی از آینده انجام می پذیرد (سعیدی تنها، 1386، 68)؛ یعنی اغلب طراحان و برنامه ریزانی که برای تدوین این برنامه های راهبردی تلاش می کنند، دیدگاهشان از آینده (آینده موضوعات مختلف) تصویری از زمان حال با تغییراتی پیوسته، قابل پیش بینی و آرمان هایی اصلاح شده است؛ به عبارتی آینده، جامعه آینده و جرائم آینده را در امتداد جرائم فعلی و از همین نوع می بینند (سعیدی تنها، 79). این امر باعث شده توجه لازم به دو مقوله بسیار مهم، یعنی امکان بروز تغییرات ناگهانی در الگوهای وقوع جرائم و نیز امکان جابجایی الگوهای جرائم مبذول نشود. درصورتی که بروز و وقوع جرائم به دلیل آن که پیوسته تحت تأثیر تعداد زیادی مؤلفه های گوناگون است، در این دو مورد بسیار آسیب پذیر است و طرح هایی که بدون این ملاحظات تدوین شوند، در این حوزه بسیار مورد ایراد هستند. با توضیح این دو ایراد اساسی در رویکرد برنامه های موجود جامعه پیشگیری از جرائم، تا حدود زیادی دلایل اصلی عدم توفیق این برنامه ها در سالیان گذشته و روند روبه رشد انواع جرائم روشن می شود اما راه حل چیست؟ بدو ن شک باید به دنبال استفاده از مناسب ترین دستاوردهای عملی دنیا رفت تا با تلفیق آنها با آنچه امروز از آن بهره می گیریم، بتوانیم این خلأ را پر کنیم. آینده پژوهی به عنوان یکی از جدیدترین دستاوردهای علمی بشر در عصر حاضر و ابزاری قدرتمند جهت اصلاح رویکردها در عرصه مدیریت، ابزاری جدی برای پاسخ به نیازهای برنامه ریزی در حوزه عدالت کیفری است.

گفتار اول:چیستی آینده پژوهی
بند اول:مفهوم آینده پژوهی
آینده پژوهی شاخه ای از علم و فناوری است که با کشف و طراحی آینده و شکل بخشیدن به دنیای مطلوب فردا سروکار دارد. آینده پژوهی دانش و معرفت شکل بخشیدن به آینده، به شیوه ای آگاهانه، عاملانه و پیش دستانه است که انسان را از غافلگیری در برابر توفان سهمگین تغییرات و پیشرفت های سرسام آور آینده محافظت می کند (ملکی فر، 19) در آینده پژوهی، همواره سخن از آینده ها است و آینده پژوهان باور دارند که فراروی هر فرد، سازمان و یا جامعه ای، آینده هایی متفاوت وجود دارد و آینده مطلوب را باید طراحی و معماری کرد. این دانش به انسان می آموزد که چگونه آینده ای مطلوب را برای سازمان و یا جامعه خود ترسیم کند. آینده پژوهی دانش و معرفتی است که دید را نسبت به رویدادها، فرصت ها و چالش های احتمالی آینده باز می کند و از طریق کاهش ابهادها و تردیدهای فرساینده، توانایی انتخاب های هوشمندانه را افزایش و اجازه می دهد تا بدانیم که به کجاها می توانیم برویم (آینده های اکتشافی) و به کجاها باید برویم (آینده های اکتشافی) و به کجاها باید برویم (آینده های هنجاری) و از چه مسیرهایی می توانیم با سهولت بیشتری به آینده های مطلوب خود برسیم (راهبردهای معطوف به خلق آینده) (وحیدی مطلق، 1383، 34).
آینده پژوهی هیچ ربی به خیال بافی و فرار از واقیت ها و چالش های امروز ندارد، بلکه راهی برای کشف نظام مند فرصت ها و چالش های حال و آینده است، راهی است برای اندیشیدن به آینده و ابزاری است که ما را برای ساختن آینده مطلوبمان تجهیز می کند. آینده پژوهی با غیب گوی هم نسبتی ندارد. عقلانیت و تحلیل های عقلانی حاکم بر آینده پژوهی فرق اساسی آن با غیب گویی است. (ملکی فر، 35) لحاظ کردن مسائل و حوادث محتمل مربوط به آینده در روش علمی آینده پژوهی، فرق دیگر آن با غیب گویی وصحبت از آینده قطعی و محتوم است.به نظر آینده پژوهان، آینده همچنان درحال ساخته شدن است (نقوی، 1386، 28) آینده امری است که مردم می توانند آن را با اقدامات هدفمند خود طراحی کرده و شکل دهند. به نظر آینده پژوهان آینده از قبل طراحی نشده است، بلکه پهنه گسترده ای است که مردم توانایی های مختلفی برای شکل دادن به آن دارند. در نظر آینده پژوهان یکی از دلایل اصلی این که آینده مبهم است و قطعیت ندارد، این است که ما می توانیم بر آن تأثیر بگذاریم و مسیر حوادث را تغییر دهیم، در غیر این صورت هیچ چیز مبهمی وجود نداشت. آینده پژوهی دانشی خردمندانه است که با کمک روشهای علمی و ایجاد گفتمان های معطوف به آینده و ترسیم تصویرهای بزرگ آینده، به انسان می آموزد چگونه به مصاف آینده ای مبهم برود و در این رویارویی دستخوش کمترین دشواری شده و بیشترین سود را به چنگ آورد. (نقوی، 29).
بند دوم:اصول ناظر بر آینده پژوهی
آینده پژوهی مانند هر حوزه معرفتی دیگر بر اصول و پیش فرض های ویژه ای بنا شده است. ورود به بحث آینده پژوهی در هر حوزه ای مستلزم توجه کامل به این اصول و پیش فرضها و رعایت آنهاست. این اصول عبارتند از (ملکی فر، 27).
الف- وحدت هستی: جهان هستی آمیخته ای از اجزای مستقل و بی ارتباط با یکدیگر نیست، بلکه یکپارچه است.
ب- عدم قطعیت: هیچکس نمی تواند آینده را با قطعیت پیش بینی کند.
ج- اهمیت حیاتی زمان: مشکلات امروز یک باره به وجود نیامده اند، بلکه از گذشته و طی سالهای متمادی انباشته شده اند و اگر زودتر به آنها پرداخته می شد، راحت تر حل می شدند.
د- اهمیت ایده های مربوط به آینده: از آن جا که آینده وجود ندارد، باید آن را ابداع کرد، یعنی باید ایده هایی را ساخت و پرداخت که رویدادهای احتمالی آینده را نشان دهد.
ه- سرعت روز افزون دگرگونی ها: دگرگونی جریانی است که هر روز سریع تر می شود.
و- پیامدهای عملکردها: هر آنچه انجام می دهیم یا نمی دهیم نتایج و پیامدهایی دارد.
ز- استمرار: آینده پژوهی امری مقطعی و موردی نیست، بلکه امری مستمر و دائمی است.
تفاوت آینده پژوهی با طالع بینی و بینش استراتژیک
آینده پژوهی دانشی است که عقلانیت و تکرار پذیری بر آن حاکم است این دانش برای مطالعه آینده، برخلاف طالع بینی و غیب گویی، از ابزارهای علمی و منطقی به جای ابزارهای شهودی و جادویی استفاده می کند. هر کسی می تواند مبانی دانشی و روش شناسی علمی آینده پژوهی را فرا گیرد و به اندازه سطح دانش خود ازآن بهره برداری کند. این در حالی است که روشهای طالع بینان وغیب گویان برای همگان قابل استفاده نیست. (ملکی فر، 85). آینده پژوهان معتقدند آینده های متفاوتی می تواند شکل گیرد. هر فرد، سازمان و کشوری می تواند آینده خود را طراحی و معماری کند. آینده های ترسیم شده قطعیت ندارند و هیچ گاه نمی توان انتظار داشت که به طور کامل محقق شوند. به عبارتی آینده پژوهی به دنبال یک برخورد فاعلانه با آینده است، اما غیب گویان معتقدند فقط یک آینده محتوم وجود دارد و امکان تغییر اداری و یا غیر اداری در این آینده قطعی وجود ندارد (ملکی فر، 88) ضمن آن که غیب گویی بر موضوعات خرد متمرکز می شود، اما آینده پژوهی، آینده حوزه های کلان را بررسی می کند. آینده پژوهی دانش و رویکردی اسرار آمیز و جادویی برای اظهار نظر درباره آینده نیست، بلکه صرفاً توجه انسان به آینده را عقلانی تر و در نتیجه بسیار موفقیت آمیزتر می کند (ملکی فر، 139)
همچنین با این که آینده پژوهی و بینش استراتژیک هر دو، گونه ای تلاش برای تعیین آینده مطلوب هستند، ولی تفاوت مهمی برای آن دو نیز وجود دارد. تدوین چشم انداز و بینش استراتژیک، برعلایق داخلی و ترجیحات سازمان تأکید دارد، در حالی که آینده پژوهی تأکیدش بر علاقه های بیرونی و عواملی است که شاید منجر به آینده مطلوب ما بشود و شاید منجر به آن نشود (جاویان، 1999) آینده پژوهی نگاهی وسیع تر دارد و یافته های آن معمولاً در ایجاد و تدوین چشم انداز استراتژیک به کار می روند. آینده پژوهی فراتر از تدوین چشم انداز آینده است و  چون تصمیمات و گرایش های جدید ما بر اساس اطلاعات آینده پژوهی است، این نتایج آینده پژوهی است که چشم انداز و تصویر امروز ما را از آینده دگرگون می کند. (پایا، 37).
بند سوم:اهمیت آینده پژوهی
مهم ترین اهمیت آینده پژوهی این است که یک فرصت ساختار یافته را برای نگاه به آینده و بررسی نقش مؤلفه های تأثیر گذار در آینده فراهم می آورد و بدین ترتیب زمینه و بستری مناسب را جهت سیاست گذاری در زمینه های گوناگون فراهم می کند آینده پژوهی در مبانی و اصول خود سازو کاری منظم را از طریق تحت تأثیر قرار دادن تصمیم گیریهای بلند مدت درخصوص تسهیل کردن فرآیند سیاست گذاری، هنگامی که یکپارچگی و هماهنگی فعالیت ها در چندین بخش مختلف امری جهانی است، ارائه می کند و این شاید مهم ترین دلیل براهمیت بسیار زیاد این علم نوظهور باشد (ملکی فر، 46)
البته ما مسلمانها اگر بخواهیم از زاویه دینی نیز به آینده پژوهی و اهمیت آن بنگریم، به نتایج بسیار جالبی می رسیم. در مهم ترین منابع دینی مسلمان- قرآن کریم و احادیث ائمه اطهار- بارها به بینش وسیع، دورنما و آینده نگر اشاره شده و قرآن در همه حال از ما می خواهد که ما از زمان حال به نحو احسن استفاده کنیم و با کمال دقت و هوشمندی برای آینده مهیا شویم. اجازه دهید چند مثال بیاوریم:
الف- آیه 18 سوره حشر: «یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد...»، ای کسانی که ایمان آورده اید از (مخالفت) خدا بپرهیزید و هر کس باید بنگرد تا برای فردایش چه چیز از پیش فرستاده»
ب- آیه 23 سوره فرقان: «وقدمنا الی ما عملوا من عمل فجعلناه هباءً منثوراً»، و ما به سراغ اعمالی که انجام داده اند، می رویم و همه را همچون ذرات غبار پراکنده در هوا خواهیم داد.
ج- آیه 27 سوره نور: «رب لاتذر علی الارض من الکافرین دیاراً انک ان تذرهم یضلوا عبادک و لایلدوا فاجراً کفارا»؛ پروردگارا! احدی از این قوم بی ایمان را روی زمین مگذار! چرا که اگر بمانند بندگان تو را گمراه می کنند و نسل آینده آنها نیز جز کافر و فاجر نخواهد بود.
د- امام علی (ع): «برترین عبادت ها غلبه بر عادت هاست» (غررالحکم. 181).
ه. امام صادق (ع): «اگر تنها دو روز تا پایان عمرت به تو مهلت دادند، یکی از آنها را برای ادب خود بگذار تا از آن، برای روز مرگ خود مدد بگیری. از ایشان سوال شد این مدد گرفتن چیست؟ فرمودند: نیکو تدبیر کردنِ آنچه از خود باقی         می گذاری و استوار ساختن آن» (الحر العاملی، 266).
و- پیامبر اکرم (ص): «مومنان آنان هستند که آنچه را در پیش دارند می شناسند» (بحارالانوار، 154)
و مثال های بسیار دیگری که در این مختصر نمی گنجد. همان طور که ملاحظه   می شود، خداوند متعادل در قرآن کریم و معصومان (ع) درکلامش با رویکردی ویژه آینده را مورد عنایت قرار داده و انسانها- به ویژه مسلمانان- را به مشارکت دادن آیندگان در برنامه ریزی هایشان امر کرده اند. تمام اینها به ما تفهیم می کند اسلام نگاهی همه جانبه به سرنوشت تمام بشریت دارد و در عالی ترین نقطه آینده پژوهی، بالاترین نیازهای انسان را که همانا نیازهای فکری و عقیدتی و سعادت و تکامل اوست، در نظر می گیرد و در کنارآن نیازهای مادی و معمولی حیات انسان را نیز مد نظر قرار می دهد. قرآن کریم گرچه با غیب گویی و پیشگیری به مبارزه بر می خیزد، اما همه ما را فرا می خواند تا برای بهبود توانمندی های خود، به منظور رویارویی با الزامات آینده و سعادت و بهروزی خود آینده پژوهی کنیم و گزینه های مختلفی را بیافرینیم.
بند چهارم:مزایا و توانمندی های حاصل از آینده پژوهی
ارزش اصلی پروژه های آینده پژوهی- در هر حوزه ای که انجام شوند تنها به خروجی مستقیم آنها نیست (اگر چه آنها نیز دارای بسیاری هستند) بلکه ارزش اصلی به مزایای فرآیندهای حاصل از آن است. سودمندی آینده پژوهی می تواند گستره بسیار وسیعی از جنبه های مختلف فردی یا سازمانی را در برگیرد در این جا به چند مورد از مهم ترین آنها اشاره می کنیم (ملکی فر، 59):
الف- تعمیق آگاهی جامعه، فرد و سازمان از آینده؛ ب- افزایش امید به آینده؛ ج- کشف فرصت ها؛ د- تقویت نگرش فرصت محوری و نفی نگرش مشکل محوری؛ ه- کاهش احتمال غافلگیری نسبت ب تحولات آینده؛ و) افزایش عاملیت در برابر آینده؛ ز- تقویت احساس مسئولیت نسبت به نسل های آینده؛ ج- کشف زنگ خطرهای نزدیک؛ ط- شناخت روندهای پر طاقت و ماندنی؛ ی- ایجاد تعادل بین اهداف بلند مدت و کوتاه مدت؛ ک- آماده سازی برای پیشامدهای آیند.
بند پنجم:اهداف آینده پژوهی
مهم ترین اهدافی از آینده پژوهی در رشته ها و موضوعات گوناگون می توان انتظار داشت عبارتند از:
1.ترسیم چشم انداز: اندیشیدن و نهایتاً حصول توافق درباره این موضوع که چگونه آینده ای برای یک گروه مطلوب ترین است. دیدگاهی که در ورای چنین امری قرار دارد، این است که فرآیند ترسیم چشم انداز، منجر به هم سویی دیدگاه های ذی نفعان می شود و ارزش آن در متأثر کردن اقدامات بعدی است که توسط افراد درگیر در فرآیند انجام می شود.
2. ایجاد فرهنگ تفکر آینده نگر: مطالعات آینده پژوهی به توسعه «فرهنگ تفکر آینده نگر» در خصوص فرصت ها و تهدیدها کمک می کند. آینده پژوهی به افراد یاری می رساند تا تفکر استراتژیک داشته باشند و به فراتر از مدیریت زمان نحال نظر بیفکنند (ملکی فر، 66).
3. ایجاد یک درک مشترک در مورد چالش ها، منافع و فرصت های در حال ظهور: برای قوام یک گروه، وجود درک مشترک از مسائل و امید داشتن به منافع و فرصت های آتی اولین شرط است (وحیدی مطلق، 67).
4. شبکه سازی: یکی از ارزشمندترین وجوه آینده پژوهی ایجاد شبکه هاست. پروژه های آینده پژوهی، پتانسیل خود را برای ایجاد شبکه های ارتباطی اثر بخش میان بخش های صنعت، دانشگاه و مؤسسات تحقیقاتی دولتی نشان داده اند. بدین ترتیب یکی از مهم ترین اهدافی که در آینده پژوهی دنبال می شود، ایجاد           شبکه های جدید و یا تقویت شبکه های موجود است (ملکی فر، 67).
5. اشاعه اطلاعات و آموزش: اشاعه اطلاعات از اهداف اساسی درتمام مراحل فرآیند یک پروژه آینده پژوهی است. در واقع موفقیت یک پروژه آینده پژوهی به یک برنامه مشخص و دقیق در خصوص اشاعه اطلاعات بستگی دارد (همان).
6. شناسایی اولویت ها: یکی از رایج ترین اهداف آینده پژوهی تعیین اولویت هاست. این عمل به منظور هدایت تصمیمات در زمان حل انجام می گیرد.
7. مانیتوریگ علم و فناوری برای تألیف کردن اطلاعات پس زمینه ای جهت برنامه ریزی تحقیق و توسعه: این عمل بخصوص در فراهم کردن دید کلی تمایلات دراز مدت در فناوری، شناخت فناوری ها و مشخص کردن فناوری های نو ظهور مهم و حیاتی است. (همان، 68)
بند ششم:مهم ترین و معتبرترین روش های آینده پژوهی
انجام هر فعالیت علمی، مانند بسیاری دیگر از فعالیتهای هدفمند، نیازمند روش ها و شیوه های مناسب است؛ به گونه ای که دستیابی به هدف اصلی (یعنی آگاهی از یک امر و ابعاد گوناگون) آن میسر شود. بدیهی است آینده پژوهی نیز در مقام یک کوشش علمی و هدفمند که به منظور کسب آگاهی از آینده و رویدادهای پیشِ رو صورت می گیرد، به روش شناسی مناسب خویش نیاز دارد، زیرا این روش آینده پژوهی است که پژوهش های آینده محور را از ارزش و جایگاهی علمی و شایسته ای برخوردار می سازد با توجه به اهمیت آینده اندیشی و تفکر در خصوص آینده و با درک اهمیت و نقش اراده آدمی، در سالهای اخیر روشهای گوناگونی در حوزه آینده پژوهی مطرح شده است که با توجه به جنبه های مختلف اهداف و مؤلفه های محیط پیرامونی، مبادرت به برنامه ریزی برای آینده با یادگیری و فهم و درک حوادث محتمل آینده می کنند. هر یک از این روشها و تکنیک ها فرآیندی را طراحی می کنند که با پیمودن آن می توان موفق به کشف آینده و شناسایی روندهای تأثیر گذار بر آن شد. البته نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که دسته بندی روشهای آینده پژوهی کاری بسیار مشکل است؛ زیرا این روشها هنگام کاربرد انعطاف پذیر هستند و به آسانی از هم جدا و طبقه بندی نمی شوند امروزه در دنیا چندین روش عمده در مطالعات آینده پژوهی معرفی شده و مورد استفاده است که از مهم ترین آنها می توان به «پس نگری» ازآینده به امروز، دیده بانی آینده، تجزیه و تحلیل روندها، سناریوسازی، مدلسازی، توفان فکری (هم اندیشی)، تجزیه و تحلیل پیش ران ها، دلفی، دیدمان سازی و ... اشاره کرد. در ادامه توضیح مختصری در مورد مهم ترین این روشها ارائه می شود:
الف- سناریو سازی
سناریوها آمیزه ای از پیش بینی های تخیلی و در عین حال واقع گرایانه از رخدادهای احتمالی آینده هستند که یک مجموعه احتمالاً با آنها مواجه خواهد شد (پایا، 37). برنامه ریزی بر پایه سناریو، روشی منظم و منبضط است که از آن برای کشف نیروهای پیش ران کلیدی در متن تغییرات شتابان، پییچیدگی فوق العاده و عدم قطعیت های متعدد استفاده می شود. هدف از بکارگیری سناریوها ایجاد فضایی از ممکنات است که در آن کارآیی سیاست های اتخاذ شده در برابر چالشهای موجود آینده، در بوته آزمایش قرار می گیرند. سناریوها همچنین کمک می کنند که هم چالش ها و هم فرصت های بالقوه ولی غیر منتظره شناسایی شوند. شوارتز گام های برنامه ریزی بر پایه سناریو را به شرح زیر توصیف می کند:
گام اول- آشکار سازی تصمیم؛ گام دوم- به دست آوردن و جمع آوری اطلاعات؛ گام سوم- شناسایی نیروهای پیش ران کلیدی؛ گام چهارم- آشکار سازی عناصر نسبتاً معین؛ گام پنجم- شناسایی عدم قطعیت های بحرانی؛ گام ششم، تدوین سناریوها؛ گام هفتم- تحلیل تصمیم؛ گام هشتم- انتخاب شاخص های راهنما (پایا، 49).
ب- دیده بانی آینده
دیده بانی در معنای عام عبارت است از: زیر نظر داشتن یک حوزه خاص با هدف شناسایی چالشها و فرصت های آتی در آن حوزه دیده بانی به خصوص به منظور تعیین اولیه حوزه های کلیدی جهت تجزیه و تحلیل عمق بعدی و تهیه سناریو یا نقشه راه برای آنها، رویکرد بسیار مفیدی است (پایا، 52).
ج- دلفی
دلفی روشی تخصصی بر پایه روشهای خلاقانه حل مسئله علمی و نوعی تکنیک بهره گیری از مشاوره متخصصان است. دلفی روش بسیار مناسب و خوبی برای بدست آوردن یک تصویر کلی از چیزهایی است که در یک زمینه خاص از علوم در حال رخ دادن است (ملکی فر، 42).
د- پس نگری از آینده به امروز
پس نگری از آینده به امروز، روش نوینی از آینده پژوهی است که با تصویر       آینده ای مطلوب از موضوعات مورد نظر شروع می شود و سپس با تعینی گام های لازم برای افزایش شانس رسیدن به آینده مورد نظر ادامه می یابد. پس نگری از آینده به امروز معمولاً درباره موضوعات بسیار پیچیده و افق های دراز مدتی به کار می رود که در آنها ابعاد مختلف و متعدد اجتماعی و نیز نوآوری های فناورانه و تغییر و تحول، حضور مؤثر دارد. در واقع، موضوع و کانون تمرکز، باید یک مشکل اجتماعی بسیار گسترده و با اهمیت و تأثیر گذاری زیاد باشد این روش نخستین بار توسط آموری لاوینز به کار برده شد. پس از او جان رابینسون، مقاله ای تحت عنوان «پس نگری از آینده را به امروز: روشی پیشنهادی برای تحلیل سیاستها» چاپ کرد و ایده «آموری لاوینز» را بیشتر توسعه داد هر دوی آنها در واقع می خواستند نشان دهند، آینده تابعی از تصمیم های امروز است و چه بهترآن که با تصور آینده های مطلوب و تلاش در جهت تحقق آن ها از رخداد آینده های نامطلوب و محتمل جلوگیری شود (پچی، 1384، 165).
ه- درخت رابطه
این روش اصولاً شرحی مختص به مسئله از یک ساختار در هم پیچیده و به هم پیوسته است که از آن برای روشن ساختن ساختارهای چند فازی و پیچیده استفاده می کنند. این ساختارها شامل شروط مختلف و یا کافی از تأثیرات یک حادثه دلخواه هستند. درخت رابطه نشان داده است که علاوه بر مشخص کردن روابط موجود، قادر به کشف روابطی است که از نظر دور مانده اند و کشف این روابط حتی بدون در نظر گرفتن مبنای کسب اطلاعات اولیه قابل انجام است این بررسی با مربوط کردن فهرست بلند بالایی از موضوعات توسعه فناوری به فهرستی بلند از معیارهای رابطه و وابستگی انجام می شود. کمّی ساختن درخت رابطه، تنها در مسائلی که کاملاً ساختار یافته باشند ممکن است و در مسائلی که کاملاً ساختار یافته باشند ممکن است و در مسائلی فاکتورهای متعدد اجتماعمی و اقتصادی در آن دخیل هستند، کمّی سازی بسیار دشوار است (پچی 1384، 168).
و- توفان فکری (هم اندیشی)
در این روش اعضای یک گروه، بدون هیچ گونه انتقاد یا موضع گیری براساس دیدگاه های مختلف، در مورد یک هدف خاص ایده پردازی می کنند. این روش برای شناسایی امکان ها، فرصت ها و ریسک ها بسیار مفیداست (ملکی فر، 43).
ز- تجزیه و تحلیل روندها
این روش در حقیقت پیش بینی آینده از روی قرائن و شواهد تاریخی است که تغییرات یک داده در گذشته نشان می دهد. تجزیه و تحلیل روندها به ویژه برای سنجش کارآیی سیاست گذاری ها و نمایان ساختن مشکلات در حال ایجاد مفید است. نقطه ضعف عمده این روش، ساده انگاری نهفته درآن است. در عمل پیش بینی آینده به سادگی و با تعقیب روند گذشته یک داده، به ندرت امکان پذیر بوده است این روش بیشتر برای مراقبت از داده هایی مثل اطلاعات و آمار نفوس مناسب است (ملکی فر، 44).
ح- تجزیه و تحلیل پیش ران ها
برای شناسایی پیش ران هایی که روندهای آتی را شکل می دهند، از این روش بهره گیری می شود. با این روش به ویژه می توان تعامل بین پیش ران ها را مورد بررسی دقیق قرارداده و بدین طریق پیش ران های اصلی را که شکل دهنده آینده هستند، تشخیص داد. از این روش می توان به عنوان مبنایی برای تدوین سناریوها، نقشه راه یا چشم انداز استفاده کرد. از چالش های پیش ِ رو استفاده از این روش، کمّی کردن ارتباط بین پی ران های مختلف است (ملکی فر، 48).
ط- برنامه ریزی بر پایه فرض
این روش یکی از جدیدترین ابزارهای آینده پژوهی است که در سالهای اخیر توسط شماری از استراتژیست ها و برنامه ریزان برجسته دنیا برای کمک به برنامه ریزی آینده نگرانه و پایداری و اثر بخشی آنها، طراحی شده و توسه یافته است. به کمک این روش می توان عملاً هر برنامه و طرح مربوط به آینده را (در افق های گوناگون زمانی) به سطح قابل قبولی از پابرجایی و پایداری رساند؛ به گونه ای که در مواجهه با تحولات و رویدادهای پیشِ رو و شگفتی های سازهای بنیادین و سرنوشت ساز، بیشترین پابرجایی و دوام را داشته باشند. این روش برای پایدار سازی برنامه ها در برابر تغییرات فرض های زیربنایی برنامه های دراز مدت بهترین است، زیرا کمک می کند میزان بستگی به هر یک از فرض های زیر بنایی، به طور کامل مشخص و تا حد ممکن کاهش یابد. واضح است اگر فرض های زیر بنایی یک برنامه مخدوش شده یا نقض شوند، همه برنامه ها و اقدماتی که بر پایه درستی آنها تهیه شده اند، به شکست می انجامند و اگر موفقیت برنامه به درستی فرض های مهم، حساسیت زیادی نداشته باشد، می توان گفت که برنامه مذکور به سطح قابل قبولی از پابرجایی رسیده است. (ملکی فر، 52)
البته برخی محققان در یک دسته بندی کلی، تمامی روش های موجود آینده پژوهی را در قالب های اساسی ذیل جای داده اند (لیند، 1997، 128).
1.روش های اکتشافی و روشهای هنجاری
در این دسته بندی، روشها به دو دسته اکتشافی و هنجاری تقسیم می شوند روشهای اکتشافی به روشهایی اشاره دارند که در پی کشف آینده هستند این روشها از زمان حال شرع شده و رو به سوی آینده دارند و به اصطلاح رو به بیرون هستند و تلاش می کنند تا تحت شرایط مختلف، کشف کنند که چگونه آینده ای رخ      می دهد. نقطه شروع این روشها در زمان حال است (همانند روش سناریونگاری) اما دسته دیگر، روش های هنجاری با رویکرد به درون هستند. این روشها از یک موقعیت مطلوب در زمان آینده شروع کرده و به زمان حال می رسند و چگونگی تحقق آن موقعیت مطلوب را بررسی می کنند در واقع،، نقطه شروع این روشها، نقطه ای زمانی در آینده است (همانند روش پس نگری از آینده به امروز) مشکل این دسته بندی به خوی آشکار است ، چرا که این دو دسته هم پوشانی زیادی دارند و نمی توان مرز مشخصی را بین آن ها ترسیم کرد. به عبارت دیگر، برخی روشها در هر دو دسته جای می گیرند (وحیدی مطلق، 165).
2. روش های کمّی و روشهای کیفی
در این دسته بندی، روشها را به دو دسته کمّی و کیفی تقسیم می کنند. روشهای کمّی، همان طور که از نامشان نیز پیداست. مبتنی بر اعداد و ارقامند و پیشرفت ها و توسعه های آتی را در قالبی کمّی ارائه می کنند (همانند روش برون یابی روندها) در مقابل، روشهای کیفی (همانند روش سناریونگاری) قرار دارند که مبتنی بر نظرات و قضاوت های کیفی هستند (همان، 168)
3. روش های مبتنی بر داده (فرض) و روشهای مبتنی بر نظر متخصصان
در این دسته بندی، روشها را به دو دسته روش های مبتنی بر داده و روشهای مبتنی بر نظر افراد خبره تقسیم می کنند. روشهای مبتنی بر داده روشهایی هستند که برداده ها، مفروضات و دانش های موجود و مدّون مبتنی هستند (همانند روش تحلیل روند) در مقابل، روشهای مبتنی بر نظر متخصصان (همانند روش دلفی)، آنهایی هستند که به دنبال دستیابی و استخراج دانش نهانِ نزد متخصصان و خبرگان هستند (همان، 173).
گفتار دوم:عدالت کیفری آینده محور
می توانیم فرآیند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی را که توأم با برنامه ریزی، سازمان دهی، بسیج امکانات، هدایت و نظارت برای کاهش فرصت های ارتکاب جرم، کنترل و مهار بزهکاری و جرم قبل از وقوع باشد مدیریت عدالت کیفری بنامیم (سعیدی تنها، 59). در روزگار ما افزایش بی رویه جرائم، ناکارآمد شیوه اعمال کیفر در مبارزه علیه جرم و مهم تر از همه پذیرش عدم امکان موفقیت نگرش تک بعدی به علت محصول اجتماع بودن جرم، باعث گرایش روزافزون به استفاده از نتایج تحقیقات علم مدیریت و یافته های آن در مدیریت عدالت کیفری از سوی دولت ها شده است (منصور آبادی، 1387؛ 176) اما با وجود تمامی تلاشهای صورت گرفته، مدیریت در حوزه مقابله باجرائم، همواره چالشی پایان ناپذیر برای مسئولان بوده است. آشوب ناکی و تغییرات پرشتاب و مداوم در مؤلفه های اساسی وقوع جرائم، در کنار مسائلی همانند سیاست های متغیر دولتها، تعدد مؤلفه های تأثیر گذار بر روند انجام جرم، نقش تأثیر گذار امنیت در زندگی مردم و...، باعث شده است مقابله با جرم یکی از مهم ترین و پیچیده ترین حوزه های مدیریتی لقب گیرد و همواره نیازمند توجه و عنایت ویژه باشد از طرفی بسیاری از این مسائل و مؤلفه ها که همواره نیز فراروی تصمیم گیران و برنامه ریزان قرار دارند علاوه بر اینکه دارای ماهیتی چند بعدی هستند (یعنی بسیاری از ساده سازی ها مثلاً به این صورت که در یک تصمیم مشخص فقط هزینه یا سود مهم است و باید کمینه یا پیشینه شود برای آنها قابل قبول نیست) روند تغییرات در آنها نیز دارای الگویی مشخص و خطی نیست؛ یعنی صرفاً مطالعات کمّمی و آماری یا پیش بینی های نقطه ای برای بررسی و برنامه ریزی بر پایه آنها کار ساز نیست و ضروری است که برای بررسی روند تحولات در آنها از روشها و ابزارهایی توسعه یافته تر از روشهای معمول بهره برده شود. ابزارهایی که بتوانند به مدیران و برنامه ریزان کمک کنند تا حداکثر اطلاعات را درباره روندهای آتی هر یک از مؤلفه های تأثیر گذار یا مسائل مطرح شده کسب کنند و در خصوص روندهای موجود یا در حال ظهور در جنبه های مختلف مسائل و موضوعاتی که در مقابله با جرم از اهمیت بسیاری برخوردارند، به شناخت مناسبی دست یابند در عین حال این روشها یا ابزارها باید ضمن پاسخگویی به حداکثر خواسته های موجود، مدیران و برنامه ریزان را قادر سازند برنامه هایی جامع، واقعی، منعطف، متناسب با فرهنگ و سنت ایرانی و برخوردار از ظرفیت های جهان مدرن تدوین کنند. با کمک آینده پژوهی، دو ایراد اساسی که بر رویکرد برنامه های مقابله با جرم داشتیم، مرتفع خواهد شد؛ زیرا به برنامه ریزان این امکان را می دهد که با پیش نگری نسبت به آینده، از انفعال خارج شوند و با گسترش افق دید و فکر، به آن ها کمک می کند در روند برنامه ریزی و هدف گذاری مدیریت  جرائم، تغییر و تحولات الگوها (پارادایم شیفت ها) را بسیار زود تشخیص دهند و متناسب با آن، راهکارهایی پایدار بیندیشند. مدیران و برنامه ریزان به مدد مطالعات آینده پژوهی می توانند نسب به شناخت علمی روند تحولات در حوزه های گوناگونی اقدام کنند و در برنامه ریزی و تدوین سناریوهای مناسب، برای مداخله هوشمند در ساختن آینده ای دلخواه که همان حذف نهایی مدیریت مقابله با جرائم از تدوین برنامه ها است اقدام کنند آینده پژوهی چشم مدیران را به روی آینده باز می کند و باعث برداشتن گام هایی به بیرون از تفکر روز مره شده و گستره وسیع تری از حوادث ممکن آینده را در کانون توجه آنها قرار می دهد (ملکی فر، 189) آینده پژوهی به برنامه ریزان کمک می کند تا به جای بررسی مسائل در قالب تفکر زیر سیستمی مشکلات را با دیدی جامع تر وکامل بررسی کنند، برنامه ریزی های خود را بر مبنای چشم اندازهای تدوین شده یکپارچه کنند، از هم فکری و مشاوره همه متخصصان در درون یا بیرون مجموعه خود بهره بگیرند، مدیریتی مستمر و روز آمد بر

/ 0 نظر / 136 بازدید