روش‌شناسی تفسیر فقهی

روش‌شناسی تفسیر فقهی 
حجت‌الاسلام دکتر محمد مهدی کریمی‌نیا* (عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه)
چکیده
یکی از انواع تفسیر قرآن کریم، «تفسیر فقهی» است که فقها و مفسران شیعه و سنی  برای فهم احکام شرعی از قرآن کریم، از قرن‌های اولیه اسلام تاکنون، از این روش استفاده کرده‌اند. در این نوشتار، بعد از مباحث مقدمی، به ویژگی‌های تفسیر فقهی، انواع روش های تفسیری، مبانی و ادله اشاره شده است و به دلیل اهمیت این نوع تفسیر، مهم‌ترین کتاب‌های مربوط از قرن دوم تاکنون آورده شده و در وسع این نوشتار، برخی آسیب‌های تفسیر فقهی بیان شده است.
کلید واژگان: قرآن، آیات الاحکام، تفسیر فقهی، تفسیر موضوعی، فقه القرآن.

مقدمه
قرآن کریم دارای آیات متعددی در مورد احکام تکلیفی انسان است که از پانصد تا دو هزار آیه گفته شده است (فاضل مقداد، کنز العرفان، 1/5؛ ابن‌عربی، آیات الاحکام، 4/208 ـ 209).  در زمان پیامبر اکرم9 به این آیات عمل می‌شد و موارد ابهام از ایشان پرسیده می‌شد. در عصر صحابه نیز از این آیات استنباط می‌شد و بدانها عمل می‌شد و گاهی صحابه در مورد آیات الاحکام اختلاف می‌کردند که اختلاف امام علی7 و عمر در مورد «اقل مدت حمل» و استناد امام علی7 به آیات قرآن ((حَوْلَینِ کَامِلَینِ)؛ بقره/ 233؛ (وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلاَثُونَ شَهْراً)؛ احقاف/ 15) و تعیین مدت شش ماه به عنوان اقل مدت حمل مشهور است (ذهبی، التفسیر والمفسرون، 433). در این میان، روایت‌های پیامبر9 و اهل بیت: راهگشای فقهای صحابه و تابعین شد و در حقیقت، روایات فقه، نوعی تفسیر موضوعی قرآن شد که بعدها علم« فقه» و «فقه القرآن» در دامان آن  رشد کرد.
فقه القرآن یا آیات الاحکام در حقیقت، نوعی تفسیر موضوعی قرآن است که به صورت یک گرایش تفسیری از قرن های اولیۀ اسلام تاکنون ادامه داشته و ده ها کتاب در این زمینه نگارش یافته است، اما با پیدایش مذاهب فقهی از قرن دوم به بعد، شیعه و پیروان مذاهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی به تفسیر آیات الاحکام و تألیف در این زمینه پرداختند.
احکام تشریعی قرآن، گرچه شامل احکام اعتقادی، اخلاقی و فقهی می‌گردد، اما آنچه به صورت اصطلاح آیات احکام در زبان فقهیان و مفسران به کار رفته یا در کتاب‌های حقوقی متداول شده، احکام عملی است که در زمینۀ عبادات، معاملات، تصرفات و عقوبات مطرح شده است. به همین دلیل، دستوراتی که به عقیده انسان نسبت به خدا، مبدأ، معاد، ایمان به رسل، ملائکه و عالم غیب مربوط می‌شود یا آنچه به قلب و سیر و سلوک، آراستگی به فضائل و دوری از رذایل مربوط می‌باشد و خلاصه، آنچه از مقولۀ بایدها و نبایدهای ذهنی و جانحی (قلبی) است، از مصادیق احکام تشریعی به شمار نیامده و آیات مربوط به آن جزو احکام قرآن شمارش نگردیده است. از این‌رو، عمدۀ مفسران تفسیرهای فقهی از طرح این دسته از آیات به عنوان تشریعیات قرآن خودداری نموده‌اند.
حال، در پی پاسخ این پرسش هستیم که آیا این تلقی از احکام قرآن درست است؟ به عبارت دیگر، آیا می‌توان آیات احکام را در محدوده احکام عملی قرار داد؟
1. مفهوم شناسی
مقصود از روش تفسیری، مستند یا مستنداتی است که مفسران در فهم و تفسیر آیات قرآن از آن بهره گرفته‌اند که از آن می‌توان به «منهج تفسیری» نیز تعبیر کرد. در بعضی از اصطلاحات، گرایش‌های تفسیری، منابع تفسیری یا اتجاه تفسیری با تعاریف گوناگون به جای روش تفسیری آمده است (ر.ک: رضایی، منطق تفسیر قرآن، 24 ـ 34).
2. ویژگی‌های تفسیر فقهی
مفسر در تفسیر فقهی به عناصر زیر توجه بیشتری می‌کند:
الف) به تفسیر آیاتی می‌پردازد که احکام فقهی در مورد زندگی بشر دارد و تکلیف انسان را به صورت واجب، مستحب، حرام، مکروه و مباح در ابواب عبادات و معاملات و... بیان می‌کند.
ب) همت مفسر به استنباط احکام شرعی فرعی عملی از آیات قرآن است.
ج) معمولاً مفسر آیات الاحکام، شخصی مجتهد در فقه است. معمولاً مفسر در این گرایش با روش فقهی، مسایل را تجزیه و تحلیل می‌کند و در این راه از کتاب، سنت، عقل و اجماع بهره می‌برد.
3. انواع روش‌های تفسیری
الف) تفسیر ادبی: گروهی از مفسران با گرایش به مباحث ادبی و نحوی به تفسیر اجتهادی قرآن می‌پردازند. در چنین تفسیرهایی به واژگان، لغات، زبان عرب، صرف و نحو و... اهمیت زیادی داده می‌شود. تفسیر ادبی خود دو گونه است:
یک. تفسیر بلاغی و بیانی: مفسران در تفسیرهای بلاغی و بیانی، به جنبۀ بلاغی عبارات و کلمات قرآن، اهتمام بیشتری دارند و به اجتهاد در تفسیر مرکبات قرآن با کمک علم معانی و بیان می‌پردازند؛ مانند: ‌تفسیر الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل وعیون الاقاویل فی وجوه التأویل اثر جار الله محمود بن عمر زمخشری و تفسیر جوامع الجامع اثر فضل بن حسن طبرسی.
دو: تفسیر لغوی: اهتمام غالب مفسران در تفسیرهای لغوی بر شناخت و اجتهاد در لغات، ریشه و اشتقاق و شکل و تغییرات آنهاست؛ مانند: تفسیر مفردات الفاظ قرآن اثر راغب اصفهانی.
ب) تفسیر فقهی: در تفسیرهای فقهی، همت و اجتهاد بیشتر مفسران، بر شناخت و دریافت احکام فقهی الهی و احکام فرعی از آیات قرآن است که حدود پانصد آیۀ در قرآن جزء آیات الاحکام شمرده شده است؛ مانند «تفسیر کنز العرفان فی فقه القرآن اثر فاضل مقداد».
مهم‌ترین تفسیرهای فقهی از این قرار است:
1. احکام القرآن جصّاص (م 370)؛
2. احکام القرآن منسوب به شافعی (م 204)؛
3. فقه القرآن راوندی (م 573)؛
4. کنزالعرفان فی فقه القرآن، سیوری (م 726)؛
5. زبدة البیان فی احکام القرآن، مقدس اردبیلی (م 993)؛
6. مسائل الافهام الی آیات الاحکام، جواد کاظمی (قرن یازدهم)؛
7. قلائد الدرر فی بیان آیات الاحکام بالاثر، احمد بن اسماعیل جزایری (م 1151).
ج) تفسیر کلامی: مفسر با سبک و گرایش کلامی به تفسیر آیات پرداخته و بیشتر آیاتی که بیانگر عقاید مسلمانان، اعم از توحید، عدل، نبوت، امامت، ‌معاد و... است با اعتقادات خاص خودشان تفسیر نمودند؛ مانند تفسیر الفرقان، شیخ محمد صادق تهرانی.
د) تفسیر فلسفی: از اصول و قواعد فلسفی برای درک مفاهیم قرآن، کمک گرفته می‌شود؛ مانند تفسیر القرآن الکریم اثر صدر المتألهین.
هـ ) تفسیر عرفانی: مفسر با سبک و گرایش عرفانی، باطنی، رمزی و اشاره‌ای به تفسیر قرآن می‌پردازند؛ مانند تفسیر شاه نعمت الله اثر نعمت الله کرمانی.
و) تفسیر اجتماعی: مفسر اهتمام خود را برای حل مشکلات اجتماعی را در پرداختن به آیات می‌دانند؛ مانند تفسیر نمونه.
ز) تفسیر علمی و تجربی: از نگاه عده‌ای، قرآن متعرض نکات علمی و تجربی شده است و با گذشت زمان و رشد تکنولوژی نمود آنها بیشتر مشخص می‌شود؛ مانند: تفسیر الجواهر فی تفسیر القرآن اثر شیخ طنطاوی.
ح) تفسیر جامع: شامل تفسیرهایی است که مفسر از دو روش روایی و اجتهادی در تفسیر خود استفاده کرده است و به تمام ابعاد اعم از ادبی، کلامی، فلسفی و فقهی و... پرداخته‌اند؛ مانند المیزان فی تفسیر القرآن، اثر علامۀ طباطبایی (ر.ک: مؤدب، روش‌های تفسیر قرآن؛ بابایی، عزیزی‌کیا و روحانی‌راد، روش‌شناسی تفسیر قرآن؛ عمید زنجانی، مبانی و روش‌های تفسیر قرآن).
4. کتاب شناسی احکام القرآن
در این‌جا به مهم‌ترین کتاب‌های احکام القرآن به ترتیب قرن‌ها از قرن دوم به بعد اشاره می‌شود.
الف) قرن دوم
1. احکام القرآن یا تفسیر آیات الاحکام، محمد بن سائب (م 146) شیعه. وی از اصحاب امام باقر7 و امام صادق7 است. ابن ندیم در کتاب الفهرست هنگام یادکرد کتاب‌های نوشته شده در موضوع احکام قرآن می‌نویسد: «احکام القرآن للکلبی رواه عن ابن عباس». این اثر غیر از تفسیرکامل قرآن است که محمد بن سائب نوشته و در کتابخانه استانبول به صورت خطی موجود است. وی یکی از مفسران مهم شیعه در قرن دوم بوده و سیوطی در الاتقان می‌نویسد: «وی صاحب بزرگ ترین تفسیر قرآن بوده است.» در کتب رجالی بر شیعه بودن وی تصریح شده است (مامقانی، رجال، 3/119؛ ذهبی، میزان الاعتدال، 3، 556).
2. تفسیر خمسمأة آیة فی الاحکام، مقاتل بن سلیمان (م 150) شیعه. وی از آغازگران فرقه بتریه است (ر.ک: ابن ندیم، الفهرست، 227). این کتاب بین اصحاب حدیث تداول داشت واحمد بن حنبل ضمن ستایش از مضامین این کتاب، تألیف آن را به مقاتل بن حیان نسبت می‌داد.
ب) قرن سوّم
3. احکام القرآن، حیی بن آدم بن سلیمان (م: 203) از فقیهان بتریه.
4. تفسیرآیات الاحکام، هشام بن محمد بن السائب (م 6 ـ 204) شیعه و از اصحاب صادقین8.
5. احکام القرآن، محمد بن ادریس(150ـ204) سنی شافعی، بنیانگذار مذهب شافعی و دارای دو اثر در موضوع احکام القرآن:
اول. گردآوری شده از نوشته‌های وی توسط بیهقی صاحب سنن (م 458). دوم. اثر خود مؤلف که زرکشی در البرهان (2/128) بدان اشاره کرده و نیز ابن ندیم (مقدمه، 464) از آن یاد کرده است.
6. احکام القرآن، جبیر بن غالب.
7. احکام القرآن، احمد بن معذل (معدل)، (م حدود 240) مالکی.
8. احکام القرآن، ابراهیم بن خالد معروف به ابوثور کلبی (م 240) از فقیهان اهل حدیث با روشی نزدیک به شافعی.
9. ایجاب (ایجاد) التمسک باحکام القرآن، یحیی بن اکثم (م 242) از فقیهان منفرد بصره.
10. احکـام القرآن، ابوعبداللّه محمد بن ابراهیم (م 245) سنّی.
11. احکـام القرآن، علی بن حجر السعدی (154-246) حنفی.
12. احکام القرآن، حفص بن عمربن عبدالعزیز(م 246) از فقیهان اصحاب حدیث.
13. احکام القرآن، خصاف احمدعمر (م261) سنی.
14. تفسیر خمسمأة آیة، ابوالمؤثر بهلاوی، عالم اباضی عمان در سده 3 ق.
15. احکام القرآن، محمد بن عبداللّه (ابن الحکم) (182-268) مالکی.
16. احکام القرآن، داود بن علی الظاهری (201-270 یا 273) ظاهری.
17. احکـام القرآن، اسماعیل بن اسحاق الازدی (199 یا200-282) مالکی.
ج) قرن چهارم
18. احکام القرآن، قاسم بن اصبغ (247-304) مالکی.
19. احکام القرآن، علی بن موسی بن یزداد (م305) حنفی.
20. احکام القرآن، محمد بن احمد بکیر(م 305) مالکی. به عقیده ابن عبدالبر، این کتاب در عرض سنن ترمذی و مختصر ابن عبدالحکم در موضوع خود بهترین اثر به شمار می‌رفته است.
21. احکام القرآن، ابوالاسود موسی قطان (232- 309 یا 306) مالکی.
22. احکام القرآن، احمد بن محمد الفارسی (م318) مالکی.
23. احکام القرآن، ابوجعفر احمد القیروانی (م 319) سنّی.
24. احکام القرآن، احمد بن محمد بن سلامة (239 ـ 319 یا 321) حنفی.
25. احکام القرآن، عبدالله بن احمد ابن المغلس (م324) ظاهری.
26. احکام القرآن، بکربن محمد بن العلاء (264-344) مالکی.
27. احکام القرآن، ابومحمد قاسم القرطبی ( 273-340 یا 355) مالکی.
28. احکام القرآن، محمد بن قاسم بن شعبان (م 355) مالکی.
29. الانباه علی استنباط الاحکام من کتاب اللّه، منذربن سعید (273-355) مالکی.
30. احکام القرآن، 5 جلد، احمد جصّاص رازی (305-370) کتاب مشهورحنفی ها.
31. احکـام القرآن، محمد بن الحسیـن ابویعـلی ( 380-458).
32. آیات الاحکام، عبّاد بن عباس (385) سنی. در الذریعة به عنوان شیعه و متوفی 335 ذکرشده است.
33. شرح آیات الاحکام، صاحب اسماعیل بن عبّاد (م385) شیعه.
د) قرن پنجم
34. احکام القرآن، احمد بن علی الربعی الباغانی(345-401) مالکی.
35 ـ 36. الف) مختصر احکام القرآن؛ ب) المأثور عن مالک فی احکام القرآن وتفسیره، مکی بن ابیطالب القیسی (م438).
37. احکام القرآن، ابی حزم (384 -456) ظاهری.
38. احکام القرآن، حافظ ابوبکر احمد البیهقی (م 458) شافعی. وی تمامی گفتارهای پراکنده شافعی را در زمینه احکام القرآن از لابه لای آثاربازمانده او گردآوری کرده و در قالب کتابی تدوین کرده که در واقع، جایگزین کتاب مفقود شافعی گردیده است.
39. آیات الاحکام، محمد بن الحسین بن محمد بن الفراء (380 ـ 458) حنبلی.
هـ ) قرن ششم
40. احکام القرآن، علی بن محمد الطبری، معروف به الکیاهراسی (م 504) شافعی.
41. احکام القرآن، محمد بن عبداللّه اندلسی اشبیلی (468ـ543) مالکی. حاجی خلیفه (کشف الظنون، 1/20) گوید: این کتاب تفسیر پانصد آیه متعلق به احکام مکلفین است، لکن با تحقیقی که شده، در این کتاب مهم مالکی‌ها، حدود هزار آیه قرآن تفسیر شده است.
42ـ43. فقه القرآن، قطب الدّین راوندی (م 573) شیعه. مرحوم آغابزرگ تهرانی (الذریعه، (1/42) می‌نویسد: شرح آیات الاحکام غیر از فقه القرآن است؛ هم­چنان که درامل الآمل بدان تصریح شده، لکن صاحب ریاض گوید: همان فقه القرآن است).
44. تفسیر آیات الاحکام، ابوالحسن محمد بیهقی نیشابوری (م حدود 576) شیعه.
45. مختصر احکام القرآن، عبدالمنعم الانصاری الاندلسی (524-599 یا 597) مالکی.
46. تفسیر سورتی آل عمران و النّساء من کتاب احکام القرآن، عبد المنعم الانصاری الغرناطی (524 ـ 597 یا 599) مالکی.
ز) قرن هفتم
47. کتاب فی احکام القرآن، محمد یحیی الشلوبین الاشبیلی (م640) مالکی.
48. آیات الاحکام (جامع احکام القرآن)، ابوبکر صائن الدین(م 670) مالکی.
49. الجامع لاحکام القرآن (تفسیرقرطبی)، محمد بن احمد الانصاری القرطبی (578 ـ 671) مالکی.
ح) قرن هشتم
50. التبیان فی احکام القرآن، علی بن حسین بن عبدالعزیز (م700) مالکی.
51. شرح آیات الاحکام، السید یحیی بن حمزة (م 749) زیدی.
52. انوار المضیئة علی آیات الاحکام، سید محمد بن هادی بن تاج الدّین، زیدی.
53. تفسیر آیات الاحکام، ابن قیم الجوزیة ( م 751) حنبلی.
54. احکام القرآن (القول الوجیز فی احکام الکتاب العزیز)، احمد بن یوسف بن عبدالدایم سمین (م 756) شافعی.
55. تلخیص(تهذیب) احکام القرآن، محمد سرّاج قونوی (م 777 یا770) حنفی
56. النهایة فی تفسیر الخمسمأة آیة فی احکام القرآن، احمدبن عبداللّه المتوج البحرانی (م حدود 771) شیعه.
57. احکام الرای من احکام الآی، شمس الدین محمد صائغ (م776) حنبلی.
ط) قرن نهم
58. تیسیر البیان فی احکام القرآن، الخطیب نورالدین الموزعی (م 825) سنی.
59. کنزالعرفان فی فقه القرآن، فاضل مقداد سیوری (م826) شیعه.
60. الثمرات الیانعة والاحکام الواضحة القاطعة، یوسف الثلائی الیمانی (م 832) سنّی.
61. آیات الاحکام، ابن متوج البحرانی، شیعه.
62. آیات الاحکام، احمد المهدی لدین الله الصنعائی (م840) زیدی.
63. حصرآیات الاحکام الشرعیه، محمد بن ابراهیم بن علی (775- 840) زیدی.
64. احکام القرآن،  ابن حجر عسقلانی (773-852) شافعی.
65. آیات الاحکام، ناصربن جمال الدین (م حدود 860) شیعه.
66. شافی العلیل فی شرح الخمسمأة آیة من التنزیل، عبداللّه النجری الیمانی(825-877) زیدی.
67. معارج السؤول و مدارج المأمول فی تفسیر آیات الاحکام، کمال الدین استرآبادی (م حدود 900)، شیعه.
ی) قرن دهم
68. آیات الاحکام، شرف الدین شهفتیکی (م 907) شیعه.
69. الاکلیل فی استنباط التنزیل، جلال الدین السیوطی (849-911) شافعی.
70. معدن العرفان فی فقه مجمع البیان لعلوم القرآن، ابراهیم بن حسن الدراق (اوائل قرن 10) شیعه.
71. شرح آیـات الاحکام، محمدبن یحیی صعدی (م 957) زیدی.
72. تفسیر شاهی اوآیات الاحکام، سیدامیرابوالفتح شریف جرجانی (م 976 یا 986)، شیعه.
73. آیات الاحکام، محمد بن حسن طبسی، شیعه.
74. زبدة البیان فی شرح آیات الاحکام، مقدس اردبیلی (م 993) شیعه.
ک) قرن یازدهم
75. آیات الاحکام، محمد بن علی حسینی المرعشی (م900 به بعد) شیعه.
76. انوار القرآن فی احکام القرآن، محمد کافی اقحصاری (م1025) حنفی.
77. مسالک الافهام الی آیات الاحکام، فاضل جواد کاظمی (م قرن 11) شیعه.
78. (تفسیر)آیات الاحکام، محمد بن علی بن ابراهیم استرآبادی (م1026 یا 1028)، شیعه.
79. (تفسیر) آیات الاحکام، رفیع الدین محمد حسینی مرعشی (م 1034) شیعه.
80. تفسیر قطب شاهی فی شرح آیات الاحکام، محمد یزدی (م1040) شیعه.
81. تفسیر شاهی، عبد المحمدبن سلطان بدخشی، تألیف در 1057.
82. منتهی المرام فی شرح آیات الاحکام، محمد القاسم الحسنی (م1067) سنی.
83. فتح ابواب الجنان فی تفسیر آیات الاحکام، محمد بن حسین عاملی (م حدود 1080) شیعه.
84. آیات الاحکام الفقهیة (فارسی)، مولی ملک علی تونی.
85. مفاتیح الاحکام فی شرح آیات الاحکام القرآنیة، محمد سعید قهپائی (م1092) شیعه. (شرح زبدة البیان)
ل) قرن دوازدهم
86. احکام القرآن، آقاحسین خوانسـاری (م1100) شیعه.
87. انوار القرآن فی احکام (آیات) القرآن، شمس الدین بخاری (م 1109) حنفی.
88. حواشی زبدة البیان، سید نعمت الله جزائری (1050ـ1112) شیعه.
89. احکام القرآن، شیخ جعفر القاضی (م1115)، شیعه.
90. احکام القرآن، سلیمان بن عبداللّه البحرانی (م1122) شیعه.
91. حاشیة علی زبدة البیان فی تفسیر أحکام القرآن، میرزا محمد تنکابنی (1040-1124) شیعه.
92. احکام القرآن، اسماعیل حقی بروسوی (م1127) حنفی، صاحب تفسیر روح البیان.
93. التفسیرات الأحمدیة فی بیان الأحکام الشرعیة، احمد جونفوری (1047-1130) شیعه.
94. أحکام القرآن، میرمحمد صالح خاتون آبادی (م1130) شیعه.
95. اساس سلطان المؤمنین باقتباس علوم الدین عن النبراس المعجز المبین فی تفسیر الآیات، سید محمد حیدر موسوی العاملی (م1139) شیعه.
96. تحصیل الاطمینان فی شرح زبدة البیان، محمدابراهیم القزوینی  (1069-1149) شیعه.
97. قلائد الدرر فی بیان آیات الأحکام بالأثر، احمدبن اسماعیل الجزائری (م1150) شیعه.
98. آیات الأحکام، سیدحسین ابراهیم قزوینی (احتمالاً قرن12) شیعه.
99. آیات الأحکام، شمس الدین محمدالحسینی المرعشی (م1181) شیعه.
100.  مدارک الأحکام، عبدالله بلخی (م1189) حنفی.
101. آیات الأحکام، مولی محمد کاظم طبرسی (م1190) شیعه.
م) قرن سیزدهم
102. نمط الدرر، محمدبن الحسن الخراسانی (م1200) شیعه.
103. آیات الأحکام، سید محمد ابراهیم الحسینی المرعشی (م1240) شیعه.
104. تقریب الأفهام فی تفسیر آیات الأحکام، محمد علی موسوی نیشابوری  (م1260) شیعه.
105. دلائل المرام فی تفسیر آیات الأحکام، محمد بن جعفربن سیف الدین (شریعتمدار)، (م1263) شیعه.
106. آی أحکام القرآن، عبدالله ابومحمد الحسینی الهندی (م1270) حنفی.
107. الوجیز فی تفسیر آیات الأحکام، عبدالحسین المخزومی (م1279) شیعه.
ن ) قرن چهاردهم و پس از آن
108. منار الاسلام فی شرح آیات الأحکام، احمد زینی دحلان (م1304) شافعی.
109. نیل المرام فی شرح آیات الأحکام، محمد صدیق (1248-1307) حنفی.
111ـ112. نثر الدرر الأیتام فی شرح آیات الأحکام (بسیط) ـ الدرر الأیتام فی تفسیر آیات الأحکام (وجیز)، (مولی محمد) علی بن جعفر الاسترآبادی شریعتمداری (م1315) شیعه.
114. أحکام القرآن، سیدشرف الدین مرعشی (م1316) شیعه.
115. الفتوحات الربانیة فی تفسیر ما ورد فی القرآن من الأوامر والنواهی الالهیة، محمد بن عبد العزیز(م پس از 1324) سنی.
116. لب الألباب فی تفسیر أحکام الکتاب، عبد علی موسوی خوانساری (م1336) شیعه.
117. آیات الأحکام فشندی، شیخ حمزه علی (1267 ـ 1338) شیعه.
118. مقلاد الرشاد فی شرح آیات الأحکام، محمد بن فضل الله (م1342) شیعه.
119.موضح الأحکام فی شرح آیات الأحکام. محمد مهدی بنابی (م حدود 1345یا 1365) شیعه.
120.آیات الأحکام، اسماعیل بن نقی التبریزی (1295) شیعه.
121. آیات الأحکام، محمد باقر قاینی بیرجندی (1276-1352) شیعه، صاحب کتاب بغیة الطالب وکبریت الأحمر و....
122. تفسیر آیات الأحکام من سورة النساء، محمد بن محمد الخانجی (م1363).
123. شرح آیـات الأحکـام، یحیی بن محمد الحسنی (م1367) زیدی.
124. آیات الأحکام، سید محمد ابراهیم الحسینی الاصفهانی (م1377) شیعه.
125. تفسیـر آیات الأحکام، محمدعبد الله دراز (م1377) سنی.
126. آیات الاحکام، طرز دادرسی و مسئولیت کیفری در حقوق اسلام، ابراهیم خجسته. در 1328 در رشت در انتشارات سایبان منتشر شده است.
127. آیات الأحکام، شیخ خلف آل عصفور (م اواخر قرن 14) شیعه.
128. الجمان الحسان فی أحکام القرآن، سید محمود موسوی (متولد 1345) شیعه.
129. آیات الأحکام، علامه قاضی حسین یمانی صنعائی (م حدود 1380) زیدی.
130. الفتاوی، محمود شلتوت (1310 ـ 1383) سنی.
131. تفسیر آیات الأحکام وفق المذهب الجعفری والمذاهب الأربعة، سید محمد حسین طباطبائی یزدی (1332-1386) شیعه.
132. آیات الأحکام، سید یحیی یزدی (م1388) شیعه.
133. مسائل معارف القرآن، محمد شفیع دیوبندی، سنی. گردآورنده: محمد اقبال قریشی، اردو.
134. دفع ایهام الاضطراب عن آیات الأحکام، محمد امین جکنی (1305-1393) سنی.
135. بدایع الکلام فی تفسیر آیات الأحکام، محمد باقر ملکی (تألیف سنه 1398) شیعه.
136. ادوار فقه اسلامی در المیزان، سید محمد حسین طباطبایی (1321-1402) شیعه.
137. آیات الأحکام، احمد میرخانی (م1414) شیعه.
138. احکام القرآن، محمد خزائلی (تولد1292ش) شیعه.
139. أحکام القرآن، سید ابوالفضل برقعی، شیعه. در این اثر 2664 مسئله فقهی به آیات قرآن استناد شده است.
140. تبصرة الفقهاء بین الکتاب والسنة، محمد صادقی تهرانی (تولد1307) شیعه.
141. أقصی البیان فی آیات الأحکام و فقه القرآن، مسعود سلطانی، شیعه.
142. تفسیر آیات الأحکام، مناع قطان (تألیف1384) سنی.
143. تفسیر آیات الأحکام من سورتی الانعام والاعراف، فرید مصطفی، سنی.
144. الدین والقرآن، زین العابدین التونسی، سنی. مطبعه أبی العلاء 1396.
145. روائع البیان ـ تفسیر آیات الأحکام من القرآن، محمد علی الصابونی، سنی.
146. أحکام من القرآن، عبد الجبار الراوی، سنی.
147. تفسیر آیات الأحکام، محمد علی السایس،سنی.
148. البرهان لعلوم القرآن شیخ موسی السودانی، شیعه.
149. تفسیر آیات الأحکام، احمد محمد الحصری (تألیف1409) سنی.
150. مع القرآن فی آیات الأحکام، محمودعبدالله، سنی.
151. احکام القرآن (ارث، ربا)، محمد باقر بهبودی، شیعه.
152. ادوار فقه، محمود شهابی، (م 1365)،شیعه.
153. مذکرة فی تفسیر آیات الأحکام، سلطان حسینی ودیگران.
154. مذکرة فی تفسیر آیات الأحکام، عبد السلام العسکری.
155. ترجمه و تلخیص زبدة البیان، مقدس اردبیلی. سید جعفر سجادی.
156. قبس من التفسیر الفقهی، الشافعی عبد الرحمن، سنی.
157. دراسات فی تفسیر بعض آیات الأحکام، کمال جودة، سنی.
158. أحکام قرآن یا قانون اسلام، غلامرضا امیری(گروسی)، شیعه.
159. فقه القرآن وخصائصه، فرج توفیق الولید، سنی.
160. احکام القرآن، محمدبن احمد عبدالله خویز، مالکی.
161. أحکام القرآن علی مذهب المالک، مؤلف  نامشخص.
162. الایضاح عن أحکام القرآن،مؤلف نامشخص.
163. الامام فی بیان ادلة الأحکام، عزالدین عبدالسلام السلمی (577 ـ 660) سنی.
164. اهل بیت وآیات الأحکام، قاضی زاهدی و بخشایشی (جمع آوری بخشی از سخنان اهل‌بیت: درباره آیات احکام از کتابهای روایی).
165. آیات الأحکام، هاشم هاشم زاده هریسی.
166. تاریخ الأحکام والتشریع فی الاسلام، محمود فرحات،شیعه.
167. فقه القرآن، محمد یزدی، شیعه.
168. تفسیر جامع آیات الأحکام، زین العابدین قربانی لاهیجی، شیعه.
169. بررسی سیر تدوین وتطور تفسیرهای فقهی و رجال شناسی مؤلفین آنها، نعمت الله سلیمانی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس تهران، سال 1372 به راهنمایی ابوالفضل شکوری  در بخشی از آن به بررسی سیر تاریخی تفسیرهای فقهی واحکام قرآن پرداخته شده است.
170. آیات الاحکام جزایی، به قلم محمد مهدی کریمی نیا. این کتاب به صورت درسنامه و در قالب پانزده درس و حدود 240صفحه تدوین، و درسال1389ش. توسط نشر المصطفی به زیور طبع آراسته شده است.
5. مبانی بحث
فقه، علم به احکام شرعی است، اما آیا احکام همان تکالیف عملی جوارحی است یا احکام و وظایف جوارحی و جوانحی را نیز شامل می شود؟ اگر میان حکم و فقه چنین ارتباطی است و فقها منظورشان از حکم تنها اعتبارات و وظایف مربوط به اعضای انسان باشد، باید اعضایی که به قلب و دل انسان ارتباط پیدا می‌کند نیز شامل بشود در حالی‌ که در اصطلاح، فقه علم به احکام فرعی عملی دانسته شده است و منظور فقها از حکم عملی، حکم بیرونی خارجی قابل توصیف است؛ لذا دستورات غیر عملی اعتقادی و اخلاقی با این تعریف خارج می‌گردد.
به عبارت دیگر، در دین توصیفاتی از جهان داریم که رنگ اعتقادی و دینی دارد؛ این­که جهان دارای مدبر و پروردگاری است و باید او را پرستید؛ این­که آفرینندۀ این جهان دارای صفاتی، چون علم، قدرت و حیات است که باید بدان اعتقاد داشت، یا این­که خداوند برای راهنمایی مردم، پیامبرانی ارسال کرده که باید به آن­ها ایمان داشت یا زندگی فرجامی دارد و این فرجام در روزی است که به کارهای انسان رسیدگی می‌شود و هر کسی پاداش اعمال خویش را می بیند و ده ها مسئله اعتقادی دیگر که در آغاز، شکل توصیف جهان را به دست می دهد و در محدودۀ  شریعت، دستورات و احکام عملی به معنای عام جای نمی­گیرد، اما نتیجه­ای دارد و الزام دینی را در پی می‌آورد که شکل تکلیف و حکم را نشان می‌دهد.
گاه مسئله در حوزۀ اعتقادات قرار دارد، اما به بایدها و نبایدها پیوند می‌خورد؛ مثلاً قرآن در آیات زیادی تقلید از اجداد و پدران را نکوهش می کند؛ مانند آیه (وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَینَا عَلَیهِ آبَاءَنَا أَوَ لَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لا یعْقِلُونَ شَیئاً وَلاَ یهْتَدُون)]1[ یا در زمینۀ مسائل کلی اعتقادی و جهان‌بینی دستور به تفکر و تأمل می‌دهد ]2[؛ یا از تکذیب آیات الهی برحذر می‌دارد؛ یا الزام می‌کند که انسان باید به خدا، ملائکه و پیامبران پیشین ایمان پیدا کند یا نسبت به عالم غیب در برابر عالم شهادت، ایمان بیاورد]3[؛ و ده‌ها مسئله دیگر که در آن تکلیف قلبی مطرح است.
این مسئله در زمینۀ آراستگی به فضائل، سیر، سلوک و تهذیب نفس که در محدودۀ فقه عملی قرار نمی گیرد  نیز مطرح است؛ مثلاً آن­جا که خداوند اخلاص در عمل را می‌خواهد و پرستش خود را خالصاً مخلصاً درخواست می‌کند یا در باب حرمت یأس را با شدت فراوان یاد می­کند یا محبت به کفار را نهی می­کند یا در کارها و زندگی اجتماعی دستور به عفو و بخشش می‌دهد. در این گونه موارد، گرچه در محدودۀ قلب انسان است، اما آیا در محدودۀ  احکام قرآن قرار می‌گیرد چنان که برخی از مفسران آیات احکام ذکر کرده‌اند یا در این محدوده قرار ندارد؛ چنان که فقهیان در کتاب‌های فقهی متعرض این دسته از دستورات اعتقادی و اخلاقی نشده‌اند؟
6. دیدگاه‌ها
به طور کلی در این باره دو دیدگاه کلی وجود دارد:
الف) مفهوم خاص فقه: این دیدگاه مربوط به اصولیان و فقیهان است. آنان به هنگام تعریف فقه و علم اصول فقه، احکام را به احکام عملی خاصی محدود کرده‌اند و در تعریف، با قید «احکام  فرعی عملی» خواسته‌اند احکام اصولی، اعتقادی و اخلاقی را از بحث خارج کنند.
ب) مفهوم عام فقه: بر اساس این دیدگاه، احکام شرعی اختصاص به آن موارد فقه ندارد و احکام شرعی به سه بخش تقسیم می شود:
قسم اول: احکام اعتقادی یعنی احکامی که واجب است مکلف به آنها اعتقاد داشته باشد؛ مانند اعتقاد به اسماء و صفات خداوند، ملائکه، کتب انبیاء و روز قیامت.
قسم دوم: احکام اخلاقی یعنی احکامی که بر اساس آن­ها مکلف باید خود را به فضائل اخلاقی آراسته کند و از رذایل  دور سازد.
قسم سوم: احکام عملی یعنی اعمالی که از مکلف صادر می شود و شامل اقوال، افعال، عقود و تصرفات می گردد و بر دو قسم است: الف) احکام عبادی که رابطه میان انسان و پروردگار را بر قرار می سازند و ب) احکام معاملات، نظیر عقود، تصرفات، جزائیات و غیره که درآ ن­ها رابطه میان مکلفان در شکل فردی، اجتماعی و سیاسی تنظیم شده است.
7. ادله دیدگاه دوم
در این­جا به چند دلیل در ذیل دیدگاه دوم اشاره می‌شود.
دلیل اول: دکتر محمد دسوقی در این زمینه معتقد است احکام شرعی اختصاص به آن موارد فقه ندارد و اطلاق کلمه فقه، گر چه در موضوعات خاصی اصطلاح شده، اما فقه در آیه شریفۀ (فَلَوْلَا نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِیتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ) به معنای اعم از این اصطلاح است. تفقه هم اختصاص به آداب و احکام فرعی ندارد. این اصطلاح پس از عصر بعثت و صدر اسلام رواج یافت و با دوران پیدایی مذاهب به صورت مجموعه‌هایی خاص شکل گرفته است (ایازی، فقه‌پژوهی قرآنی، 115 ـ 116).
دلیل دوم: آنجا که مسألۀ اعتقاد است، امر اختیاری نیست تا تکلیف باشد؛ زیرا اعتقاد و عقیده از عقد می‌آید و عقده، گره و علقه‌ای است درونی و در قلب که نسبت به چیزی ایجاد شده است؛ لذا می‌توان نسبت به مقدمات ایجاد اعتقادی، همچون پی‌جویی یا زوال دلیل اقدام کرد و عمل و اراده شخص را نسبت به مقدمات حصول اعتقاد دخیل دانست. اما نفس اعتقاد اختیاری نیست و در دایره اراده و تکلیف انسان قرار نمی‌گیرد.
این مسئله در مورد آراستگی نفس به فضایل (مانند شرح صدر، ایثار و شجاعت) و آلودگی به رذایل (مانند حسد، بخل، حرص) مطرح است؛ یعنی انسان می‌تواند کاری کند که قدرت تحمل عقاید دیگران را پیدا کند یا در نفس خود حالتی به وجود آورد که در برابر مشکلات و سختی‌ها مقاومت کند و یا روحیه ترس را زایل نماید، ولی باید توجه داشت که اتصاف نفس به این حالت، صفت است نه اعتبار و اراده. بنابراین، در آنجا که اعتقاد به اراده انسان تعلق بگیرد و جای امر و نهی در آن مطرح شود، چه انجام آن در بیرون باشد یا در درون و ذهن انسان؛ یعنی همین اندازه که بتواند متعلّق اراده و حکم قرار گیرد، مشمول اوامر و نواهی حکمی قرار می‌گیرد. پس، ملاک تعلّق حکم فعلی، کسبی است، اگر این فعل به ذهن یا اعضا تعلق گرفت، تعلق حکم صدق می‌کند. طبق تعریف جرجانی، منظور از کسبی آن کارهایی است که از اختیار مکلف صادر می‌گردد و منتهی به جلب نفع یا دفع ضرر می‌شود (جرجانی، التعریفات، 97؛ شاطبی، الموافقات، 2/108). به همین دلیل، اگر در جایی حکم به فعل جبلی و فطری انسان تعلق گرفت، در حقیقت، به آثار و مقدمات آن تعلّق می‌گیرد (عزالدین بن عبدالسلام، الامام فی بیان ادله الاحکام، 78)؛ مثلاً اینکه خداوند فرموده است: (ٍوَلَا تَأْخُذْکُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِى دِینِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِر) (نور/2)؛ « و اگر به خدا و روزِ بازپسین ایمان دارید، نسبت به آن دو، در (کار) دین خدا هیچ دلسوزى شما را گرفتار نکند» یعنی آن شفقت غیر اختیاری را با اراده مانع شوید و از نظر اثر بیرونی دل سوزی نکنی. حال اگر امر و نهی به مقدمات اعتقادی تعلق گرفت یا به مقدمات اخلاقی مربوط شد، می‌تواند در دایرۀ حکم واقع شود. اگر آیه‌ای نسبت به موضوعی از موضوعات اعتقادی و اخلاقی امر و نهی داشت (که در حقیقت به مقدمات و آثار تعلق می‌گیرد) جزو آیات احکام محسوب می شود، گرچه فقیهان آن را جزو احکام شرعی ندانند؛ زیرا پیام‌های قرآن در صورتی که جنبۀ عملی پیدا کند، صورت تکلیف و الزام پیدا می کند و تفکیک میان احکام عملی خارجی و احکام عملی ذهنی(قلبی) بی وجه است.
به همین سبب، شریعت قرآن از سه جهت، حکم دارد: احکامی که در ارتباط انسان با خداست؛ احکامی که در ارتباط انسان با خودش است و احکامی که در ارتباط انسان با جامعه و همنوعان، بلکه جهان خارج است؛ مانند رفتار با حیوانات یا جمادات، استفاده از آب، نوع برخورد با کتاب‌های مقدس مثل اینکه در باره قرآن آمده که قرآن را نباید مهجور کرد (فرقان/ 30) یا تماس با آن با وضو باشد (واقعه/ 79).
بنابراین، اگر قرآن دستور می‌دهد که مؤمنان به کتاب «بما أنزل الله» ایمان بیاورند یا به ملائکه و کتاب‌های پیشین الهی و پیامبرانش ایمان آورند یا دستور می دهد که پیامبر9 را الگوی خود قرار دهند (احزاب/ 31)، در حقیقت دستور می‌دهد و تکلیف می‌خواهد؛ منتها نسبت به مسائل اعتقادی، پس از شناخت و کسب معرفت و القای در نفس و تصدیق عملی مربوط به قلب می‌شود. برای مثال، خدا به مؤمنان دستور می دهد که این باور را کمال ببخشید و ایمانی که دارید و مؤمن هستید افزون کنید: (یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْکِتابِ الَّذی نَزَّلَ عَلى‏ رَسُولِهِ وَالْکِتابِ الَّذی أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ یکْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ض

/ 0 نظر / 96 بازدید